رایحه ی این عطر هیچ وقت برام قدیمی نمیشه. اگر قرار باشه برای خانمها یک عطر برای فصول سرد انتخاب کنم قطعا همین عطره. 20 ساله میدرخشه و همچنان انرژی بخش. اینکه عطر فیک مشابه باکیفیتی نداره هم یه مزیت عالیه برای انتخابش
استاد عزيز ممنون از توضيح كامل و جامعتان،من اين عطر رو به تازگي گرفتم و با توجه به نت خوبي كه دا ه به سليقم نزديك،لطفا نظرتان را درباره توسكان لدر تامفورد هم بفرماييد من انتخاب اولم توسكان و بعد اين عطر
سلام بر رضوانی عزیز ، جوان رعنای بهشتی
خدای را سپاس بر کسب این افتخار توسط این حقیر .
بله ، اینستاگرام ام قطع است .
لیک ازین باب ناراحت نیستم بلکه خوشحال :)
من هرگز اهل اینترنت نبوده ام !
اتفاقا همه ی اطرافیان بسیار متعجب اند از فعالیت مستمر و روزانه ام در عطرافشان !
منهای این اواخر که به جبر روزگار و از چند بابت ، کم کار تر شده ام خلاف میل باطنی ام .
انشاله به روزگار شادی ها ، جبران کنم به تلاشی چندین باره ، به ساختن ایامی شاد و آموزنده بر دوستانِ جانِ محق ام بلطف خدایمان !
و اما راجع به فرمایش مهیر شما :
من مطلع بودم و اتفاقا بواسطه ی چپ دست بودن خودم ، راجع باین موضوع تحقیق مفصلی کرده ام :)
لیک :
ضعف اعصاب ، ارتباط مستقیم با این موضوع ندارد اما بطور غیر مستقیم و بدلیل ایجاد فضای بازتر در نیمکره چپ مغز ( که مسئول کنترل سمت راست بدن است ) در فقدان بخش دستخط برای راست دست ها ، قدرت تفکر و انتاج و بررسی تجارب ، میتواند اینگونه و بصورت غیر مستقیم مفید باشد !
سمت چپ مغز ( که نیمتنه راست را کنترل کند ) تواناتر نیست بلکه مسئول تر است و پرکارتر !
حال افراد چپ دست ، از نیمکره راست مغز خویش بیشتر استفاده کنند .
من با دست راست نیز مینویسم ، لیک تنها یک دستخط دارم حال آنکه با دست چپ سه دستخط دارم : شکسته ، نستعلیق و چلیپا .
البته منظورم با خودنویس یا خودکار است .
و اما فرمودید : سمت راست مغز عملکرد سالمی ندارد که با این جمله مخالف ام :)
هر قسمت از مغز مسئول انجام کار یا دریافت و ترجمان حسی از احساس شش گانه است !
حتی آن قسمت میتواند باندازه یک عدس باشد ! یعنی : مغز ، قرینه نیست در اجزاء و انجام کارها !
نکته مهم : عدد دقیق اش یادم نیست لیک ما از کمتر از ۱۵٪ از کل مغزمان استفاده کنیم !
چرا و چطور از مابقی استفاده نمیکنیم ؟!
از مابقی اش میتوانیم بهره بگیریم لیک چگونگی اش را نیاموخته ایم هنوز !
البته درصد مذکور ربطی به درصد هوش ندارد ، مثلا من که درصد هوشم ۱۳۳ بود در زمان کودکی ( البته الان خنگ ام هرچند که گفته بودند این درصد تغییر فاحش نکند :) باین معنی نیست که از درصد بزرگتری از مغز ام استفاده میکنم بلکه باین معنی ست که از همان درصد ، بهتر یا بیشتر استفاده کنم .
این ترجمه علمی ماجراست حال آنکه بعدا و طی تحقیقاتم پاسخ پرسش ها را یافتم و متوجه شدم که چرا برخی هوشیارتر اند و آیا آنها واقعا مغز بهتر یا بزرگتری دارند ؟
پاسخ اش خیلی جالب بود ، جایش و زمانش نیست اکنون اما همینقدر بگویم که مغز ( که ابزاری کاهنده است و نه افزاینده ) در ایشان ناقصتر از معمول است و وظیفه کاهندگی خود را خوب انجام ندهد و آگاهی ها عبور کنند از ضعف آن !!
راجع به عملکرد و انواع درصدهای مغز فیلم سینمایی "لوسی" را حتما تماشا کنید درین باره که بسیار زیبا ، غنی و علمی ست !
دیگر : متوجه فرمایشتان نشدم در خصوص اینکه فرمودید " حتما امتحان کنید "
اگر منظور امتحان ، نگارش با دست چپ است ، که قبلا هر دو انجام شده ست :)
اگر منظور تفکر بوده است که : قسمت تفکر و استنتاج ، سلولهای خاکستری غشاء خارجی مغز است .
یاد هرکول پوآرو بخیر که دوست ترین اش داشتم بین همه ی دیگر ، هرچند که برخی بستگان به طنز ، مرا شرلوک صدا میزدند بواسطه دقت بر جزئیات و حدس های قریب به یقین ، ایضا شباهت ظاهری جسمی :)
لیک شباهت رفتاریم بیش بود به پوآرو ، خصوص از چه بابت : نظافت ، پوشش و خصوص وسواس نظم :))
از اتمام سریال اش غمگین ترین بودم !
آقای دیوید سوشه را به همین دلیل بسیار دوست دارم :)
و اما شفافیت تفکر که فرمودید به چند عامل بیرونی و درونی مرتبط است :
○ تفکر : نحوه و روش و متد تفکر ( که ابزار درونی و برونی دارد )
○ اندیشه : که خارجی و اکتسابی ست .
○ دانش : که ابتدا حاصل کسب اندیشه و سپس میتواند حاصل تفکر شخص باشد .
○ بینش : که از مجموع تفکر ، اندیشه و جهانبینی تشکیل شود .
○ جهانبینی : که ملغمه ایست از همه ، خصوص فیزیک و متافیزیک ، ایضا میزان تسلط بر اسرار .
○ مطالعه : تسلط به علوم و فنون فلسفه ، فقه ، منطق ، شرع ، آئین ، انواع مذهب و هدف آنها
○ حکمت : شعر ، شعور ، آگاهی ، تجربه و تاریخ
○ تجربه انواع هنر : نه به غایت آن ، یعنی نه به معنای تسلط یا هنرمند بودن ، بلکه یعنی علاقمندی و کنجکاوی در اقسام هنر
○ تسلط به تاریخ و قوانین مجرب آن
○ تسلط به قوانین طبیعت ( الهی ) : که قوانینی کاملا مجرب ، قطعی و شیرین است !
مثلا برای نمونه :
قانون اوج و حضیض ( فواره ! )
که میگوید : هر شخص یا جریان یا اتفاقی ، مشمول قانون فواره است ، یعنی :
هر که بالا رود و به اوج رسد یا در مسیر آن باشد ، محکوم است که سقوط کند و پایین بیاید ، همچون فواره آب !
اگر دقت کنید میبینید که همه شخص و همه کس ، همه دولت و همه ملت این قانون را تجربه کرده اند یا در حال تجربه آن اند !
مثلا چین چندین بار این قانون را تجربه کرده ست و اکنون دوباره در اوج است ، تا حضیض مجدد اش کِی باشد ! یا امپراطوری بریتانیا !
هیچ شخص ، دولت یا ملتی ازین قانون مستثنی نیست !
یا قانون : عدم تکرار و مانند !
یعنی هیییچ ذره یا اتمی درین جهان بزرگ ، عینا مساوی و مانند یکدگر نیست !
برسد به سلولهای ما ، خود ما ، تمام ستارگان و سیارات و کرات و کهکشانها
هر کدام از شما ، در طول تاریخ بشریت ، از ازل تا ابد ، کاملا منحصر بفرد اید و همتا ندارید !
یا این قانون مرکزیت :
هر کس ، در مرکز عالم هستی قرار دارد و همه ی دیگر و کل عالم ، پیرامون وی گردند !
انشاله اگر عمری بود ، یک روز همه ی قوانین هستی را یا لااقل اهم آنها را در یک نظر ، خدمتتان تقدیم میکنم که بسیاااار آموزنده ، شیرین و دقیق و تعجب آور است و بالاخص : راهگشا در زندگی های شما دوستان عزیزم !
که اغلب قوانین مذکور ، با عطر و عطربازیهای ما کاملا مرتبط و صدیق اند ! جالب اش اینجاست که هر قانون را در دنیای عطر خودمان مصداق خواهم داد !
در کل ، متشکرم جناب رضوانی انشاله بهشتی ما که روایح بهشتی را میپراکنید درین خانه !
یک پند دوستانه : ایکاروس ، یا هر دوست عزیز دیگرت را به تسابق نیانداز با غیر ، از طریق تقدس ! که اینگونه دوستی ، به عداوت منتهی شود ! تعریف یا تشکر ، چیزیست و تقدس و انحصار چیزیست دیگر ! که دومی منتهی به عداوتی دست و پاگیر شود !
یادم هست چند سال پیش بر دوستانمان نوشتم : هر کدام از شما میتوانید به کوشش و مطالعه ، سبقت گیرید از ایکاروس !
حال به دقت در این جمله تفکر و اندیشه کن و سپس قیاس کن با جمله خودت که البته میدانم از عمق علاقه ات به ایشان نشاءت گرفته و صادر شده است !
آنوقت ببین کدامیک بر القای بزرگی ی وی کوشد و نیز کدامیک بر تلاش وی با فراخ بال بین دیگر دوستان اش منتهی گردد :)
این یعنی تفکر همه جانبه ، قبل از صدور جمله ، که قدما و حکما آنرا جویدن جملات پیش از صدور میگفتند !
میتوان با یک جمله تعریف ، اسباب زحمت یک دوست شد یا با یک جمله تردید ، اسباب ترخیص وی از عذاب یا مشکلی خاص !
مثلا : در یکی از حکایات سعدی خواندم :
به نثر و تشبیه گویم :
دوستی در یک جمع ، که چند تن بزهکار در بین آنان بودند براستی گفت : فلانی بهترین کارآگاه جهان است چنانکه ظرف یک شب دزدان گیرد به هوش !
بلافاصله هر کدام از بزهکاران نقشه ی قتل اش را در ذهن ریختند که حس خطر کردند !
حکیمی در جمع بود از دوستان آن مرد دانا ، بلافاصله گفت : دوستمان به طنز ، معکوس گفت ، که منظور خنگ ترین کاردانان بود آنچنان که یکبار همین گوینده را بجای یک دزد گرفت و ازین است که دوستمان وی را بهترین کارآگاه جهان خواند به سخره !
همه خندیدند بر او لیک جان اش حفظ شد :)
البته این حکایت به موضوع مذکور ما مصداق ندارد فقط حکایتی آموزنده بود در زندگی های ما :)
دیگربار ممنونم بابت نکته مفید و معطر امروزت بر همه ما بالاخص حقیر
حال یک سوال جالب :
محل حس رایحه عطر ایضا محل لذت از رایحه عطرها در کجای مغز ماست ؟
آیا محل حس رایحه لذیذ و حظیظ عطرها ، همان محل ترجمان حس بویایی ست ؟
Orpheone بار جَز قدیمی در پاریس است؛ فضایی گرم اما نه سنگین، تمیز اما نه سرد. شروعش با حس خشک و کمی تندِ سرو کوهی است که حالتی آروماتیک و شفاف دارد. کمی بعد، لطافت یاس وارد میشود و رایحه را نرم و مخملی میکند، بدون اینکه شیرین یا اغواگر شود. در پایه، آکورد پودری لطیف همراه با چوب سدر و دانه تونکا شکل میگیرد؛ حسی شبیه بوی چوب صیقلی، پودر آرایشی ظریف و گرمای ملایم پوست. نتیجه، عطری چوبی–پودری و بسیار شیک است که حالوهوایی هنری، نوستالژیک و کاملاً یونیسک.س دارد که در کل به مشام من یک رایحه صابونیِ نوستالژیک هست.
وای که نبود تمرکز با آدم چه میکنه!
مدتی هست که عطرهای برند رپیتون(بیک) رو تست و استفاده میکنم ،واقعا نسبت به قیمت کیفیت خوبی دارن .
عطر مردانه شماره 9(نارنجی رنگ هم هست) به این کار نزدیکه و من تمام مدت حواسم به این موضوع نبود:)
خیلی ممنونم از نظر پر مهرتون😊🍭
واقعا خیلی چیزا آگاهی جمعی ازش به شدت کم یا غلطه
قرار نیست هر نظری اکثریت دارن درست باشه اتفاقا خیلیاش غلطه
معیارها چیز دیگهایه
خلاصه که استفاده کنید روایح دلخواهتونو و اهمیتی به حرف بقیه ندید قرار نیست ما خودمون و حال خوبمون و عمرمون رو برای حرفای غیر منطقی و آگاهی کم بقیه فدا کنیم✨️
کارای صابونی و شامپویی از بین چیزایی که من بو کردم: لیدی میلیون، ورساچه نویر، ویکتوریا سیکرت وری سک.سی و کوریوز بریتنی اسپیرز
برای وری سک.سی نظرم رو به زودی میذارم ولی کوریوز رو نگه داشتم تابستون دوباره تست کنم
نظراتم راجب اون دو هست میتونید مطالعه کنید؛ امیدوارم براتون مفید باشه🌻🌧
لحظهی اول اسپری، ترکیب بادام تلخ و رام به مشام میرسد؛ شروعی کمی الکلی، گرم و آجیلمانند که حس یک نوشیدنی لوکس شبانه را تداعی میکند. بادام تلخ حالتی کمی تلخ دارد و اجازه نمیدهد رایحه بیش از حد شیرین یا بچگانه شود. رام هم گرمایی نرم و مخملی اضافه میکند که فضا را عمیق و بالغ نشان میدهد.
چند دقیقه بعد، قلب عطر شکل میگیرد؛ جایی که گیلاس و قهوه وارد صحنه میشوند. گیلاس آبدار و تیره است — نه شربتی و مصنوعی — بلکه شبیه گیلاس رسیدهای که کمی کاراملی شده باشد. در کنار آن، قهوهی تلخ و کمی برشته قرار میگیرد که شیرینی میوه را مهار میکند و به ترکیب بُعد و جذابیت میدهد. این بخش، هویت اصلی عطر است: یک دسر گیلاس گرم با پسزمینه قهوهای عمیق.
در فاز پایانی، با آرام گرفتن نتهای میانی، وانیل و مشک سفید ظاهر میشوند. وانیل حس خامهای، نرم و شیرینِ ملایمی ایجاد میکند که کل ترکیب را گرد و لطیف میکند. مشک سفید هم رایحه را پوستی، تمیز و ماندگار میکند؛ بهگونهای که عطر در انتها حالتی آرام، مخملی و نزدیک به پوست پیدا میکند.
در مجموع، مسیر رایحه از بادام الکلی و گرم شروع میشود، به گیلاس عمیق و قهوهی تلخ میرسد و در نهایت روی بستری از وانیل نرم و مشک لطیف مینشینه؛ عطری گرم، شبانه و مناسب هوای خنک که حس لوکس و اغواگرانه دارد که البته به نظر من رایحه بیشتر زنانه
و یاداور lost cherry, narcotic delight، high frequency initio و کمی guerlain ideal edp هست.
این عطر نماد اصالت یه آدمه، تصور من یه خانم باکلاسه که داره تو راهرو های شرکتش با کفش پاشنه بلند قدم می زنم.
وقار و اصالت رو می تونید در گرلن شالیمار پیدا کنید. شاید بین عطر های پودری انتخاب اول خودم باشه...
پخش بو و ماندگاری بسیار خوبی داره، از شخص من چندبار در محافل اسمش رو پرسیدن...
به درد استایل رسمی میخوره و اصلا پرفیوم اسپورتی نیست...
اگر کیفیتش مثل قبل باشه واقعا ارزش خرید داره دوستان.
در ضمن من نسخه های شرکتی رو تست کردم افتضاح بودن...
پیشنهاد می کنم دکانت تهیه بفرمایید.
موفق باشید
ظهر بود
آفتاب به فرق سرش میخورد و کشتی روی موج های آروم دریا لق میخورد .اون روز دریا آروم بود.
شونمو به شونه کارآموز کناریم زدم و به کپتن کشتی،که روی میز کوچیکش رول تنباکو میپیچید اشاره کردم ،همزمان نسیم ملایمی از کنارش گذشت و شامه مارو از عطرش پر کرد .
-کپتن رو میبینی؟شنیدم وقتی جوانتر بوده میخواسته بارتندر بشه
+بارتندر؟چه مسخره!
-آره،یبار از لای در نگاهش کردم،دیدم داره اسطوخودوس و نعنا له میکنه،روبروشم چندتا لیوان بود ،حتما برا مارتینی چیزی بوده!
کپتن همیشه بوی نعنا و اسطوخودوس میده،حتما بعد اینکه مارتینی دریاییشو درست میکنه بر حسب عادت دستشو میبره زیر یقش که مرتبش کنه،بعدم بوی دستش میمونه روی پیراهن سفیدش،البته زیرش،یبار باد خورد به پیراهنش و یقش تکون خورد،دیدم که زیرش بنفشه،رنگ اسطوخودوس.
+حالا شاید چیز الکلی یا مارتینی هم نبوده،شاید فقط میخواسته آب خنک بخوره
-آب خنک؟هاا..شاید!
کیلیان و یه شاهکار دیگه
خیلی خیلی شفاف و قشنگ،زنجبیل توش خیلی بولده.
من بوی خیار هم حس کردم که باعث شد بیشتر دوستش داشته باشم .
ماندگاری نسبتا خوبی هم داره اما برای یک ایرانی توی این وضعیت قیمتش نجومیه .
چقدر سخته پاسخ دادن به این کامنت....
هزاران عطر سبز که بوی علفزار میدن به قول شما چیه پس
اون همه عطر از زرجوف از گرلن از هرمس
شما از اون دسته دوستانی هستید که تو مرداد مگاماره و عطرهای عودی میزنن و فکر میکنن بهترین عطرباز جهانن و همه مست عطر چرمی عودی اونها تو گرمای پنجاه درجه میشن
ولی واقعیت این نیست اگه تاحالا کسی نگفته بهت باید بدونی تو ایران نه ماه از سال بهتره بوی علفزار و چمن بدی
نقد من بیشتر به فضای مارکتینگ این صنعت برمیگشت. اینکه تو این عطر رو انتخاب کردی، هم از خوشسلیقگیته هم از خوششانسی اطرافیانت؛ بالاخره برند ژان پل گوتیه اس دیگه 😊
منم از خدامه آدمهایی که تو طول روز باهاشون در ارتباطم، این بو رو بدن.
چقدر زیبا نوشتید بانو باعث افتخارید
واقعا منم از بعضی عطرای مردونه خوشم میاد و اطرافیان میگن وای نه این عطر مردونه س نباید استفاده کنی و من از بوییکه واقعا به دلم نشسته میگذرم
ما آدما کلا دسته بندی کردن رو دوست داریم حتی روزها هم اول اسم نداشتن شنبه یکشنبه ایی نبود و حواسمون نیست که آسون تر هم میشه زندگی کرد
من عطری که بوی صابون و شامپو بده رو به شدت دوست دارم
ممنون میشم اگه همچین عطرایی رو بیشتر بهم معرفی کنید
ای واااااای
قیمت رو دیدم سه تا سکته ناقص زدم! فشارم افتاد یکی آب قند بیاره...
لامصب چراهرروز دست نیافتنی تر میشی؟ واقعا بااین نرخ ارز کجا داریم میریم؟به قول شاعر؛ اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام ریالو ببینه!😂😁
چقدر خوبیم ماایرانیا واقعا
وقتی عطر رو میپاشی، مثل اینه که وارد لحظهای از شبِ خاص میشی؛ لحظهای که نورِ نارنگیِ رسیده با حادِّ فلفل صورتی در هوا میرقصه و توجه همه رو از همون ابتدا میدزده. 
قلب رایحه با رز و یاس باز میشه—گلهایی که زنانهگیِ کلاسیک و لطافتِ شیک رو با هم ترکیب میکنن، بیآنکه بیش از حد شیرین باشن، بلکه مثل آغوشِ گرمِ یک شبِ بهیادماندنی میان. 
در پایان، نتهای کهربا، مشک سفید و نعناع هندی (پچولی) سطحِ عطر رو تثبیت میکنن؛ گرما، عمق و نوعی ثباتِ آرام ولی محسوس ایجاد میکنن که روی پوست میمونه و هنوز بعد از ساعتها حضورش رو یادآور میشه. 
پخش بو و ماندگاری:
پخش بو در حد متوسط تا خوبه—نه مثل یه بمب عطری که همه جا پخش بشه، ولی کافیست تا وقتی وارد اتاقی میشی حضورِ تو رو حس کنن. ماندگاریش معمولاً ۶ تا ۸ ساعت روی پوست و حتی طولانیتر روی لباس ثبت میشه، چون نتهای پایه (کهربا و مشک) بهشکلِ ماندگارتری باقی میمونن. 
این عطر ترکیبیه از تازگیِ میوهایِ آغازین، لطافتِ گلیِ میانه و عمقِ شرقیِ پایانی—یه رایحهٔ زنانهِٔ شیک، جذاب و بالغ که برای شبی خاص یا موقعیتِ رسمی فوقالعادست.
این عطر اومده که آدم را بفرسته کف دریا یا اقیانوس جایی که نور دیگر کامل نیست و زندگی شکل عجیبی پیدا میکند.
این یکی از عطرهای تاریک و دراماتیک بیوفرت لندن است. ادای احترام به گیاهان دریایی است.دریایی که سبز تیره است، خزه دارد، شوری دارد، و کمی هم تهمزهی غرق شدگی.
شروعش کاملاً جدی است با نتهای سبز مثل برگ له شده، مثل ساقهای که با ناخن شکسته باشی، مستقیم پرت میکنه وسط یک باغِ مرطوب کنار اقیانوس.
ریحان، ترخون، برگهای خیس، یک حس کلروفیلی تند که نه شیرین است نه لطیف.اینجا خبری از مرکبات شاد و پر انرژی نیست.سبزی تیزی دارد کمی تلخ و کمی شور.
انگار موجی از دریا اومده و به یک باغ گیاهان دارویی سیلی زده.
کمکم بوی خاک مرطوب بالا میاد. خزه و جلبک.
گل هایی میشه حس کرد اگر باشند ولی سفید و سردند؛ نه عاشقانه، نه اغواگر. بیشتر شبیه گیاهی که در تاریکی رشد کرده اند.فضای آکواتیک معمولی را فراموش کنید. اینجا کمی ترسناک است.پایهی کار چوبی و کمی خاکی میشود.خاکی که خشک نیست و مرطوب است و چوبی که آفتاب نخورده و در سایه مانده.یک تلخی آرام تهش میماند.
این کار برای کسانی مناسب است که از عطرهای تمیز و آبی معمولی خسته شده است و برای کسی که میخواهد دریا را واقعیتر تجربه کند با نمک، جلبک و تاریکیاش.این کار میتواند یک تجربهی متفاوت باشد.عطری است برای کسی که از تاریکی نمیترسد برای کسی که میداند زندگی فقط آفتاب ظهر نیست،
گاهی باید غروب آفتاب هم دید تا چیزی تازه کشف کرد.
«هر که دریا را سطحی دید، عمق را هرگز نچشید»
لازم نیست تلاش زیادی برای جلب رضایت همه بکنی...
کافیه ایسی میاکی بلو بزنی...
بدون ریسک...
بدون کامنت منفی...
نه خیلی پیچیده،نه خیلی تاریک،نه خیلی اغوا گر...
از هر کدوم اندک ولی کافی....
دقیقا یه ژاپنیه وظیفه شناس.
مسئول خوشبو کردن شماس که کارشو به درستی انجام میده...
رایحه این عطر کمی به گوچی فلورا گورجس ارکید شبیهه هر دوتاشون لطافت و تمیزی خاص و مشابهی دارن
بخش میوه ایه دولچه شاین کاملا مشخصه و حس میشه بنظرم این نقطه تفاوتش با گورجس ارکیده
ادکلن Chanel Allure Sensuelle یه بوی گرم، کمی شیرین و کمی تند داره.
اولش یه حس مرکباتی ملایم و فلفلی میاد که زود نرم میشه.
بعدش بوی گلهای سفید و رز رو حس میکنی، ولی نه خیلی شیرین و دخترونه، بیشتر بالغ و شیک.
تهش هم وانیل، عنبر و کمی نعناع هندی میاد که بهش گرما و موندگاری میده، بدون اینکه خفهکننده یا خیلی سنگین باشه.
در کل: گرم، زنونه، جذاب ، بسیار شیک و لاکچری و مناسب هوای خنک یا شب. نه قندیه، نه تلخِ مردونه، یه تعادل جدی و شیک وسط این دوتاست
ادکلن Coco Noir مثل راز شبهای گرم و پررمز و راز است؛ ترکیبی از شکوفههای سفید و یاس و میوههای تیره که با عمق و گرمای مشک و عنبر ترکیب شدهاند. این عطر حس یک داستان عاشقانهی شبانه را دارد؛ جسورانه، اغواگر و کمی مرموز، مثل نوری که در تاریکی میدرخشد و نمیتوانی از آن چشم برداری.
اگر بخواهیم آن را به تصویر بکشیم، شبیه یک شب مهتابی با مه غلیظ و سایههای مخملی است؛ آرام و در عین حال پر از هیجان و کشش، جایی که هر نفس، دعوتی است به دنیایی مرموز و شیک
تلخ و کلاسیک و اصیل👌🏻
در مقوله عطرهای چرمی اگر به دنبال عطری خاص می گردین، کوهویان یکی از این عطرهاست، درست نقطه مقابل عطرهای چرمی همه پسند مانند گودولفین، توسکان لدر، امبر لدر و ... که باب طبع خیلی هاست، ولی کوهویان خاص پسند است و با هر کسی نمی تونه دست رفاقت بده.
حال و هوای یک اصطبل بسیار تمیز در یک صبح سرد رو داره. با چکمههای چرمی تازه واکسخورده و کت پشمی تیره در یک هوای خنک و شفاف در اصطبل قدم می زنی و بوی بادام تلخ و چرم نرم رو در این فضا حس می کنی. نور ملایم آفتاب زمستانی از لابه لای شکاف های اصطبل به داخل می تابد.
در لحظه اسپری کردن شاهد رایحه بادام تلخ و کمی ادویه ای هستیم. در میانه یک چرم نرم و لوکس را داریم و در انتها ته مایه ای از چوب خشک و خس خس (وتیور) و تونکای کنترل شده رو داریم.
نه شیرین است، نه دودی سنگین، نه شرقی پر زرقوبرق. بیشتر حس چرم تمیز و اشرافی را میدهد، کنترلشده، باوقار و کمی سرد.
عطری است بسیار رسمی، با استایل کژوال به هیچ وجه همخوانی ندارد، نیاز به یک کت و شلوار شیک و مرتب دارد. حس و حال یک فرد باوقار، منضبط، با اعتماد به نفس آرام رو تداعی می کند، مردی که نیازی به جلب توجه ندارد. کتوشلوار فیت میپوشد، کمحرف ولی تأثیرگذار است و سلیقه مینیمال دارد.
عطری معتدل رو به گرم، گلی مشکی، اندکی پودری و نرم، کم شیرین و کاملا زنانه.
عطر سنگینی نیست و بیشتر مناسب فضای باز یا تالار هست، مثلاً فضای کنسرت رو براتون خاطره انگیز می کنه.
نت های مشک و گل صد تومانی در این عطر کاملا برجسته هستند که حس آرامش رو ایجاد می کنند و البته شاید یادآور مکان های مذهبی هم باشند. با ورود آرام انگور فرنگی سیاه، شیرینی اندکی هم حس میشه که در مجموع من رایحه اش رو پسندیدم ولی پیشنهاد می کنم با یکبار تست، تصمیم نگیرید.
بسیار معمولی بسیار بی کیفیت.
اگر از جای معتبر تهیه نکرده بودم میگفتم حتما فیک هست.
در حد فرگرنس ورد هست حتی لطافه هم نه.
یک پاف کافی بود که پروندش بسته شه.
تنها نکته مثبت باتل زیبا هست.
او می گوید:
من یک زن هستم
زیبا
آرام
مهربان
صبور
اما
جسور و قدرتمند
که ایستاده ام...
عطری معتدل، گلی آبزی و کم شیرین.
این عطر زیبا همزمان حس گرم و خنک عجیبی دارد.
آن را در چهار فصل امتحان کردم که در پائیز رنگارنگ، زیباترین حالت خودش را به نمایش گذاشت.
در ابتدا رایحه ی لیموترش به همراه اندکی تلخی پوست آن و ترکیبات سبز دیگر در پس زمینه ای گلی حس می شود که با گذر فضای سبز و لیمو، رایحه ی عطر به سمت و سوی گلی تمایل پیدا می کند و تا پایان حضورش همین رایحه ی زیبا باقی می ماند. ترکیب متعادل بین یاس و رز دوست داشتی است، همچنین رایحه ی گلی مانند لاله مردابی هم حس می شود که حالت آبزی را در عطر به وجود آورده و باعث شده نسبت به عطرهای گلی دیگر خاص تر شود.
با اولین پاف از Coco Chanel 1984، نارنج و هلو روشنایی میتابانند، قلب عطر با یاسمین و زنبق شکوفا میشود و وانیل و چوب صندل عمق جاودانهای میدهند. مشک و سدر، تاجی آرام بر رایحه مینهند؛ عطری که زنانگی و شکوه بیزمان را نجوا میکند
عطری لوکس ، اصیل و اشرافی .
پاسخ مدیر : سلام لطفا بین هر نظر چند ساعت فاصله دهید
با اولین لمس از Chanel No. 5 بر روی نبضهای پوست، نسیمی تند از ترنج و نارنج تازه فضا را روشن میکند و حسی از پاکی و درخشندگی را در لحظه جاری میسازد. رایحهی ملایم یاس و رز، همچون گلی رازآلود که در مه صبحگاهی میروید، آرامآرام قلب عطر را شکل میدهد و لطافتی اغواگر بر پوست مینشاند.
در نت میانی، شکوفههای یاسمین، سوسن و زنبق، با لمس گرم و شفاف وانیل و چوب صندل، قصهای از شیک و کلاسیک بودن را روایت میکنند؛ هر لحظهاش سرشار از عمق و ظرافت است.
با گذر زمان، نتهای پایانی چوب صندل، کهربا و مشک، با ظرافتی نجیب و جاودانه، تاجی آرام بر رایحه مینهند و عطر شنل نامبر فایو را به ماندگارترین خاطرهی زنانه تبدیل میکنند؛ عطری که هم سکوت و آرامش دارد و هم اغواگری بیزمان .
تا چند سال پیش اصلاً نمیدونستم چیزی به اسم «ریفورموله شدن» وجود داره. هر وقت رایحه یا شیشه عوض میشد، پخش و موندگاری آب میرفت، بی تفاوت از کنارش میگذشتم یا میگفتم حتماً تقلبیه!
ساده بودم… و جهان پیچیدهتر از این حرفها بود.
اولین برخورد نزدیک از نوع سوم با ریفورموله، با Dirty English رقم خورد.
اوایل ورودش به بازار کشور؛ توی وزرا قدم میزدم، از سر خیابون هفتم به سمت پایین، مغازه به مغازه دنبال یه عطر جدید بودم. فروشنده یک فروشگاه قدیمی گفت: این تازه اومده، تست کن.
ظاهرش اونقدر خاص بود که آدم حس میکرد اگه تستش نکنه به خودش خیامت کرده.رایحه؟ از باتل هم زیباتر.
هنوز کشف قیمت نشده بود و من تقریباً دو برابر قیمت ماههای بعد بابتش پول دادم. چرا؟ چون جای دیگهای نبود که مقایسه کنم! بالاخره پیشگام بودن همیشه هزینه داشته؛ منم هزینه توسعه صنعت عطر کشور رو شخصاً تقبل کردم!! (دیگه کاری بود که از دستم برمیومد)
چند ماه بعد که بیشتر مغازهها آوردنش، با نصف قیمت باتل دوم رو گرفتم. یکی برای خودم، یکی برای خواهرم که اونم شیفته اش شده بود. ما فکر میکردیم داریم هوشمندانه خرید میکنیم؛ نمیدونستیم داریم آخرین روزای یه تمدن رو جشن میگیریم.
به نظرم شرکت Juicy Couture پیشرو در ادغام صنعت عطر و صنعت آب و فاضلاب بود! حتی جلوتر از L’Oréal و خانههای Dior و Yves Saint Laurent! با درک درست از تغییرات تجارت در دهکده جهانی با هر ریفورموله، چند لیتر پساب به این اثر اضافه کرد.
اگه میدونستم چنین تراژدی در راهه، همون موقع ۳۰ باتل میخریدم. تو شرایط خاص ازشون محافظت می کردم. هر نیمه دوم سال یکی رو باز میکردم. نیمه اول سال هم خاک بر سر میریختم و با خاطرهها زندگی میکردم.هفده سال پیش، ۳۰ باتل میشد حدود یک میلیون و دویست هزار تومن! اصحاب کهف، برای بقیه ملل افسانهست؛ برای ما خاطره!
از همون اول هم پرفورمنسش معمولی بود؛ عطری درونگرا، گرفته و غیرشفاف، با بالانس چوب، چرم، عود و ادویهها. یه حس اعتیادآور و س.ک.سی و در عین حال متین و باوقار داشت. هیچ آکوردی قصد کودتا علیه دیگری نداشت. تیمی متحد، هماهنگ، شریف.واااای که چقدر دوستش داشتم…
بعد کمکم رایحه ضعیفتر شد. به جون باتل هم افتادن. فلز شد پلاستیک. سنگینی شد سبکی. کیفیت شد خاطره. کم مونده بود تو کاسه پلاستیکی بدن دست مشتری و نماینده شرکت هم برای تکمیل کار، یه تف نمادین داخلش بندازه که پیام این خانه عطر شفافتر منتقل بشه: «نخرید!»
ولی ما چی کار کردیم؟ همه تغییرات رو گذاشتیم پای تقلبی بودن. گفتیم اصلش رو پیدا نکردیم. بعد هم وقتی از پیدا کردن «اصلِ خیالی» ناامید شدیم، قهر کردیم و نخریدیم.شرکت ریفورموله میکرد، ما توهم میزدیم؛ همکاری دوطرفه برای نابودی یک عشق.
همین دنبال کردن سراب درتی انگلیش روز به روز من رو تو وادی عطر آوارهتر کرد... و اگه این عطر با همون کیفیت اولیه میموند احتمالا میشد تنها عطرم و نقطه پایان عطربازی.
آخرین شیشه از دست خواهرم افتاد و شکست.حدود ۶۰ سیسی عطر، فقط برای پنج ساعت، شعاع سه متر رو معطر کرد.اونجا فهمیدم نسخههای قدیمی حتی در مرگ هم باوقارترن!
شباهتش به Gucci Pour Homme فقید رو هم خیلی جدی نگیرید… بعضی مقایسهها فقط برای نمک پاشیدن روی زخماند.
ایام به کام؛ و اگه عطری دوست دارید، قدرِ اولین باتلش رو بدونید… شاید آخرین نسخه واقعیش باشه...
پ ن: همین حکایت برای Zino Davidoff هم صدق می کنه! وقتی دیدم برند یونیک لاکچری تونسته تکنولوژی آمپلی فایر رو تو صنعت عطر بیاره با خودم گفتم یعنی این شرکت می تونه دوباره درتی انگلیش و زینو رو احیا کنه؟ انتظار پخش و موندگاری غول ندارم همینکه پیکر تقریبا بی جان این دو اثر رو که آخرین علائم حیاتی رو هم دارند از دست میدن بتونه زنده نگهداره و دوباره بتونن فقط بشینن (نه راه برن و نه حتی بایستند) منت گذاشتن!
در حال جمع آوری امضا و مکاتبه با یونیک لاکچری، دیویدف و جویسی کوتور هستم ..!!
شروع شیرین و کمی ادویهای با نتهای چوبی و عنبر، ملایم و گرمه . به محض اسپری شیرینی و کمی ادویه حس میشه و توی پسزمینه، نتهای چوبی و عنبر برجسته میشن و حس اغواگر و لوکس عطرو میسازن
نوت نارگیل یه حس کرمی مانند به عطر میده که خیلی دلنشینه
پخش بو و ماندگاری در صورتیکه ۸_۱۰ پاف بزنید : پخش متوسط در حد دوسه متر و ماندگاری بالا (۶ تا ۸ ساعت تقریبا).
مناسبه مهمانیهای شب، جلسات رسمی و موقعیتهای خاص که میخوای تاثیر بذاری.
آنجلز شیر ؛ مثل جرعهای از نوشیدنیِ کهنهای که سالها در تاریکی رسیده،
گرم و عمیق، با رگههای دارچین و وانیل که آهسته روی پوست میلغزند.
بویش شبیه غروبِ طلاییِ زمستان است؛
جایی که نور، عسلی میشود
و هوا طعم کاراملِ آرامسوخته میگیرد.
هر ردّش انگار خاطرهایست که در لیوان بلور چرخ میخورد،
شیرین، مستکننده،
و کمی خطرناک…
مثل لبخندی که میدانی فراموشش نخواهی کرد…
این ادکلن برای من تداعی گر یه روز خیلی خوب بارونی تو یه کلبه ست . یه کلبه ی چوبی شیک که مبلای مخمل سبز داره و هوا تقریبا تاریک شده و فضای کلبه با یه چراغ زرد کم نور روشن شده و یه فضای نیمه تاریک و رومانتیک به وجود اورده و یه خانومی با پیراهن مخمل مشکی روی مبل نشسته و اماده شده برای یه مهمونی اشرافی.
بوی پولداری و شیک و بشدت اغواگری داره .
به محض اسپری بوی کنیاک به مشامتون میخوره بعد دانه تونکا و دارچین و چوب صندل سفید و یه رایحه ی چوبی دیگه که فکر کنم درخت بلوطه وارد میشن و یه ترکیب خیلی شیک و اغواگر میسازن .
هرچند که خیلی همه گیر شده ولی برای پاییز و زمستون انتخاب بی نظیریه .
پخش بو و ماندگاریشم عالیه
این عطر از خط Poison دیور یکی از عجیبترین و خاصترین اعضاشه یکی از بهترین عطرهای شرقی چوبیه. رایحهای گرم، شرقی و دقیقاً مناسب شب و فصول سرده.احساسِ عمق، رمزآلودی، و زنانهگی قوی بهت میده. 
ترکیب رایحه ی پچولی و رزش تو هیچکدوم از عطرای امروزی پیدا نمیشه .
نتهای اولیه: ترنج و نارنگی ماندارین که روشن و کمی تیزه قبل از اینکه سنگینی و تاریکی عطر خودش رو نشون بده. 
نت میانی: گل رز — بیشترین نقش رو تو حس زنانه و مرموزِ عطر داره. 
نت پایه: پچولی، عنبر ، وانیل اینها «عمق و گرمی» رو میسازن که عطر رو شبانه و عمیق می کنه. 
شخصیت عطر: جذاب، آمیخته با گل رز و تاریکیِ چوبی
تداعی گر زن مرموز و اغواکننده هست . بعضیها میگن این بو مثل «شبهای تاریک سرد با رز تیره و پیچیده» هست یه جور حس قدیمی، چشمگیر و اغواکننده. 
ماندگاری: معمولاً ۶–۸ ساعت یا بیشتر روی پوست و لباس میمونه حتی بعد از شستن لباس، رد بو ضعیفی ازش باقی میمونه. 
پخش بو: نسبتاً خوبه، یعنی تو فاصلهی چند قدم هم حس میشه، مخصوصاً اول کار. 
این عطر تاریک، شیرین و پیچیده هست، بهطوری که وقتی میزنی حس میکنی “مثل جادوی سیاه” اطرافت رو میگیره. 
مناسب شبها، مهمانیها، قرارهای خاص – دقیقاً زمانی که میخوای حضورت پررنگ باشه.و فصول سرد (پاییز و زمستان) – ترکیب گرم و شیرینش بهترین حالت رو تو این هواها داره. 
اوایل اسپری ممکنه خیلی تیز یا سنگین جلوه کنه، نه نرم و لطیف. برای روزهای گرم و تابستانی مناسب نیست چون عطر سنگینیه . 
خلاصه عطر گرم و مخملی با تِم شرقی‑چوبی که برای شب، مراسم، و هوای سرد عالیه
ماندگاری و پخش قوی داره
دم دستی و سبک نیست ، و به محض اسپری و اوایل باز شدنش کمی تیز بهنظر میاد.اگر دنبال یه بوی اغواگر، عمیق، مرموز و شبپسند هستین این یکی از اون گزینههاییه که واقعاً میتونه تاثیر بذاره.
فقط حیف که دیگه تولید نمیشه🥲
رایحهای کمنظیر در اغواگری(ریویوی دوم من از ادوپرفیوم دکادنس)
🟢نمایشی همزمان از قدرت و ظرافت زنانه… اما با سرنوشتی کوتاه در خط تولید.
مارک جیکوبز یه برند آمریکایی هست که همیشه توی DNA طراحیاش یه چیز ثابت داشته: آزادی. بدون چارچوب بودن. ریسک کردن.
لاین دیزی دقیقاً تجسم همین فلسفه بود. دیزی با اون حس لطیف، مینیمال و آزادش بیشتر برای دخترهای کمسنوسال یا حالوهوای روزمره و بیدغدغه طراحی شده بود.
اما سال ۲۰۱۵ ورق برگشت و برند تصمیم گرفت اولین عطر با لیبل مِیچِر به معنی بالغ و جدیترش رو لانچ کنه.
🟢دکادنس یعنی چی دقیقا؟
دکادنس از نظر تاریخی به دورهای میگن که یه نظام اجتماعی از رأس دچار افراط در ثروت، تجمل، عیشونوش و لذتگرایی میشه
اونقدر که این افراط در تضاد با ارزشهای انسانی قرار میگیره و در نهایت به سقوط ختم میشه.
افراط در لذت و تجمل= سقوط.
و همین دوگانهی لذت/تجمل و سقوط هستهی مفهومی این عطره.
طراحی باتل هم تجملگرایی بیپرواست
بطری کاملاً ادامهی همین کانسپته.
فرم کیف دستی لوکس، رنگ سبز زمردی عمیق، درِ چرمی با تکسچر انیمالیک، زنجیر طلایی، منگوله و حتی باکس مخملی…
همهچیز فریاد میزنه: لوکس، بالغ، جسور، بیملاحظه.
یه جور تجملگرایی که اصلاً خجالت نمیکشه از اینکه دیده بشه.
چهرهی کمپین هم آدریانا لیما بود،یکی از نمادهای جذابیت و اغواگری دو دههی اخیر و از چهرههای اصلی ویکتوریا سیکرت .
اون نگاه تاریک، وحشی و مرموز دقیقاً همون چیزی بود که دکادنس میخواست منتقل کنه.
برسیم به رایحه، جایی که جادو و هیپنوتیزم اتفاق میفته
🟢یه عطر نیمهگرم، متعادل بین تلخی و شیرینی.
و این تضاد تلخ و شیرین، دقیقاً همون فرمول ساده اما طلاییه که حس رسمی و شیک رو میسازه.
همیشه وقتی میخوایم یه عطر مناسب موقعیت مهم رو توصیف کنیم میگیم: عطرش یه تلخی شیکی داشت…
دکادنس دقیقاً همین کار رو انجام میده، اما با امضای زنانه.
شروع
یه انفجار میوهای آبدار و تیره.
حسی شبیه نوشیدنی انگور سیاه یا توت سیاه که توی نتها با آلوی سیاه معرفی شده.
شیرین،بازیگوش، آبدار، سنشوال و کمی دارک.
همزمان یه تندی خیلی ظریف و زنونه حس میشه که از زنبق میاد. بعدش ریشه زنبق وارد میشه و تفاوتش با گل زنبق این هست که ریشه زنبق اون حس پودری، کمی خاکی، کمی گَس و شیک رو تقویت میکنه.
زعفران یه اکسنت ادویهای لوکس اضافه میکنه که باعث میشه فضا از یه شیرینی ساده فاصله بگیره و عمق بگیره.
رز و یاس رو حقیقتا حس نکردم. بیشتر توی بافت کار حل شدن تا اینکه بخوان جدا شنیده بشن.
میانه و پایانش
کمکم خسخس و پاپیروس وارد میشن و یه حس چوبی، کمی خشک و حتی یه خنکیِ جنگلی مطلوب و ملایم به فضا میدن.
از شدت شیرینی کم میشه و عطر بالغتر، جدیتر و تاریکتر میشه.
کهربا هم عمق و موندگاری رو تقویت میکنه و یه هالهی گرم و سنشوال دور کار میکشه.
یه نکته مهم
با اینکه یه آکورد تلخی توش هست، اصلاً حس مردونه یا یونیسکسِ واضح نداره (برخلاف بعضی کارها،مثال بارز کریستال نویر ورساچه ).
دکادنس وقتی به مشام میرسه، سریع میفهمی زنونست کاملا.
چرا؟ چون ماهیت کلیش یه شیرینیِ زنانهِ معتدل و اغواگره که فقط رگههای ظریف تلخی و ادویه توش بازی میکنن، نه اینکه غالب بشن و ماهیت زنانه رو تغییر یا حتی یونیسکس کنن
از دید من فوقالعاده جذاب.
اغواگر به معنای واقعی کلمه.
شیرینی میوهای و پلیفول آلو، کنار نتهای چوبی و ادویهای ظریف و کامپلکس کاملا زنانه.
و از هر چیزیم مهم تر بشددددت ماندگار در ذهن،طوری که نه مشابهی داره،نه شمارو یاد عطری میندازه،فوق العاده با اصالت و ماهیت سالید.
دکادنس خلاصه وار یه عطره دربارهی لذت، قدرت،زیبایی، تجمل و یه تاریکی کنترلشده و شاید دقیقا به همین خاطر بود که خاص موند… حتی با عمر کوتاهش.
نظرتون رو کاملا خوندم
فکر میکنم چون از رنج سنی عطر بزرگترین با این عطر ارتباطی که باید نگرفتین.
بیشتر برای افراد نوجوان و جوان میتونه جذاب باشه
من این عطر رو از مهر امسال دارم استفاده میکنم و کم کم نزدیکای نفس های اخرشه ...
تو اکثر موقعیت ها میپوشیدمش.
دانشگاه-محل کار-کارای روزمره-شبگردی-و گاهی وقتا تو خونه !!
چون واقعا اون حسی رو که باید بهم میداد
با اینکه انتخاب های زیادی داشتم برای هوای سرد (مارلی هالتان-کالان-استرانگر توباکو-توسکان لدر-الکساندریا 2-بولگاری من این بلک و ....) ولی باز ل میل الکسیر رو انتخاب کردم
خیلی برام جالب بود منی که زیاد از عطر های شیرین خوشم نمیومد چطور دلباختش شدم
انگار همه چیزش برام کنترل شده بود هم شیرینی و هم تلخیش
شروعش که مثل انفجار مزه قرص نعنا بود و اروم اروم میرفت سمت هویت اصلیش
کارامل و تنباکو و عسل.
مطمعنم اگر برگردم به قبل بازم این عطر رو انتخاب میکنم
سلام و درود بر استاد سخی عزیز، از شما خیلی آموختم، اینستاگرامتون مدت های طولانی که غیرفعاله دایرکت داده بودم بهتون، استاد سخی عزیز در پاسخ به اون همه چیز هایی که ازتون آموختم، موردی هست که فهمیدم، برای ضعف اعصاب، توانایی و بهتر کردن سر، راست دست ها چپ دست بشن، چپ دست ها چپ دست بمونن ! توانایی سمت چپ سر به یقین میگم به طور ذاتی ۳ برابر سمت راست هست و سمت راست عملکرد سالمی نداره، جناب سخی حتما امتحان کنید، پس از مدتی میتونید با سمت چپ مغزتون تفکر کنید و میبینید چقدر شفافه، این رو واقعا کمک کننده و مفید دیدم و به استاد سخی عزیزم و دوستان همراه محفل میگم.
هر بار میزنمش، میرم به اون روزهای خوش، همون روزایی که آسمون آبی روشن بود ، و یه نفس عمیق همه چی رو کامل میکرد.
انگار فرمولش رو از یه بعدازظهر خوب تابستونی کپی کردن؛ همونقدر ساده، همونقدر موندگار
نه روی پوست ، توی ذهن .
دیروز ظهر بسته دکانت هام از ع.ط.ر.آ.م.ی.ن رسید بدستم. از این عطر نسخه جدید اودوپرفیومش هم توش بود. چون به گرلن ارادت خاصی دارم اول اینو تست کردم. بلافاصله حس آشنایی بهم دست داد. هر چی فکر کردم کجا این بو رو تست کردم یادم نیومد تا اومدم توی صفحه این عطر و کامنت دکتر اسعدی عزیز رو دیدم.
یادم افتاد به پیشنهاد ایشون عطر مارک جوزف امپریال الیسیس (الیزه) رو بعنوان مشابه نزدیک این کار تهیه کردم.
خلاصه نزدیکی این دو خیلی خوبه. اما نسخه اورجینال واقعا شفاف و لطیف تر هست. نسخه الیسیس کمی کدرتر یا گنگ تر و رایحه کمی چوبی تر هست در مقابل نسخه اصلی حس پودری بیشتر حس میشه. واقعا رایحه دلپذیری داره. به نظرم برای سن بالای 35 که شاید گاهی فکر میکنن دیور هوم اینتنس دیگه جوابگوشون نیست این کار با قیمت مناسبترش میتونه گزینه خیلی خوبی باشه.
حالا فکر میکنم کسانی که 20 سال پیش این رایحه رو استفاده میکردن چقدر شیک بودن.
سلام ، امیدوارم حالتون خوب باشه
متشکرم ازتون ،لطف دارید به بنده که نظرات ساده منو کاربردی میدونید . محبت شماست 🙏🏻
و راجع به شرایط حاضر هم که نگفته پیداست .
تنها چارهی درد و مصیبت محبت و دوستی انسان به انسانه ، نه چیز دیگه .
پایدار و تن درست باشید.