لحظهی اول اسپری، ترکیب بادام تلخ و رام به مشام میرسد؛ شروعی کمی الکلی، گرم و آجیلمانند که حس یک نوشیدنی لوکس شبانه را تداعی میکند. بادام تلخ حالتی کمی تلخ دارد و اجازه نمیدهد رایحه بیش از حد شیرین یا بچگانه شود. رام هم گرمایی نرم و مخملی اضافه میکند که فضا را عمیق و بالغ نشان میدهد.
چند دقیقه بعد، قلب عطر شکل میگیرد؛ جایی که گیلاس و قهوه وارد صحنه میشوند. گیلاس آبدار و تیره است — نه شربتی و مصنوعی — بلکه شبیه گیلاس رسیدهای که کمی کاراملی شده باشد. در کنار آن، قهوهی تلخ و کمی برشته قرار میگیرد که شیرینی میوه را مهار میکند و به ترکیب بُعد و جذابیت میدهد. این بخش، هویت اصلی عطر است: یک دسر گیلاس گرم با پسزمینه قهوهای عمیق.
در فاز پایانی، با آرام گرفتن نتهای میانی، وانیل و مشک سفید ظاهر میشوند. وانیل حس خامهای، نرم و شیرینِ ملایمی ایجاد میکند که کل ترکیب را گرد و لطیف میکند. مشک سفید هم رایحه را پوستی، تمیز و ماندگار میکند؛ بهگونهای که عطر در انتها حالتی آرام، مخملی و نزدیک به پوست پیدا میکند.
در مجموع، مسیر رایحه از بادام الکلی و گرم شروع میشود، به گیلاس عمیق و قهوهی تلخ میرسد و در نهایت روی بستری از وانیل نرم و مشک لطیف مینشینه؛ عطری گرم، شبانه و مناسب هوای خنک که حس لوکس و اغواگرانه دارد که البته به نظر من رایحه بیشتر زنانه
و یاداور lost cherry, narcotic delight، high frequency initio و کمی guerlain ideal edp هست.
این عطر نماد اصالت یه آدمه، تصور من یه خانم باکلاسه که داره تو راهرو های شرکتش با کفش پاشنه بلند قدم می زنم.
وقار و اصالت رو می تونید در گرلن شالیمار پیدا کنید. شاید بین عطر های پودری انتخاب اول خودم باشه...
پخش بو و ماندگاری بسیار خوبی داره، از شخص من چندبار در محافل اسمش رو پرسیدن...
به درد استایل رسمی میخوره و اصلا پرفیوم اسپورتی نیست...
اگر کیفیتش مثل قبل باشه واقعا ارزش خرید داره دوستان.
در ضمن من نسخه های شرکتی رو تست کردم افتضاح بودن...
پیشنهاد می کنم دکانت تهیه بفرمایید.
موفق باشید
ظهر بود
آفتاب به فرق سرش میخورد و کشتی روی موج های آروم دریا لق میخورد .اون روز دریا آروم بود.
شونمو به شونه کارآموز کناریم زدم و به کپتن کشتی،که روی میز کوچیکش رول تنباکو میپیچید اشاره کردم ،همزمان نسیم ملایمی از کنارش گذشت و شامه مارو از عطرش پر کرد .
-کپتن رو میبینی؟شنیدم وقتی جوانتر بوده میخواسته بارتندر بشه
+بارتندر؟چه مسخره!
-آره،یبار از لای در نگاهش کردم،دیدم داره اسطوخودوس و نعنا له میکنه،روبروشم چندتا لیوان بود ،حتما برا مارتینی چیزی بوده!
کپتن همیشه بوی نعنا و اسطوخودوس میده،حتما بعد اینکه مارتینی دریاییشو درست میکنه بر حسب عادت دستشو میبره زیر یقش که مرتبش کنه،بعدم بوی دستش میمونه روی پیراهن سفیدش،البته زیرش،یبار باد خورد به پیراهنش و یقش تکون خورد،دیدم که زیرش بنفشه،رنگ اسطوخودوس.
+حالا شاید چیز الکلی یا مارتینی هم نبوده،شاید فقط میخواسته آب خنک بخوره
-آب خنک؟هاا..شاید!
کیلیان و یه شاهکار دیگه
خیلی خیلی شفاف و قشنگ،زنجبیل توش خیلی بولده.
من بوی خیار هم حس کردم که باعث شد بیشتر دوستش داشته باشم .
ماندگاری نسبتا خوبی هم داره اما برای یک ایرانی توی این وضعیت قیمتش نجومیه .
چقدر سخته پاسخ دادن به این کامنت....
هزاران عطر سبز که بوی علفزار میدن به قول شما چیه پس
اون همه عطر از زرجوف از گرلن از هرمس
شما از اون دسته دوستانی هستید که تو مرداد مگاماره و عطرهای عودی میزنن و فکر میکنن بهترین عطرباز جهانن و همه مست عطر چرمی عودی اونها تو گرمای پنجاه درجه میشن
ولی واقعیت این نیست اگه تاحالا کسی نگفته بهت باید بدونی تو ایران نه ماه از سال بهتره بوی علفزار و چمن بدی
نقد من بیشتر به فضای مارکتینگ این صنعت برمیگشت. اینکه تو این عطر رو انتخاب کردی، هم از خوشسلیقگیته هم از خوششانسی اطرافیانت؛ بالاخره برند ژان پل گوتیه اس دیگه 😊
منم از خدامه آدمهایی که تو طول روز باهاشون در ارتباطم، این بو رو بدن.
چقدر زیبا نوشتید بانو باعث افتخارید
واقعا منم از بعضی عطرای مردونه خوشم میاد و اطرافیان میگن وای نه این عطر مردونه س نباید استفاده کنی و من از بوییکه واقعا به دلم نشسته میگذرم
ما آدما کلا دسته بندی کردن رو دوست داریم حتی روزها هم اول اسم نداشتن شنبه یکشنبه ایی نبود و حواسمون نیست که آسون تر هم میشه زندگی کرد
من عطری که بوی صابون و شامپو بده رو به شدت دوست دارم
ممنون میشم اگه همچین عطرایی رو بیشتر بهم معرفی کنید
ای واااااای
قیمت رو دیدم سه تا سکته ناقص زدم! فشارم افتاد یکی آب قند بیاره...
لامصب چراهرروز دست نیافتنی تر میشی؟ واقعا بااین نرخ ارز کجا داریم میریم؟به قول شاعر؛ اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام ریالو ببینه!😂😁
چقدر خوبیم ماایرانیا واقعا
وقتی عطر رو میپاشی، مثل اینه که وارد لحظهای از شبِ خاص میشی؛ لحظهای که نورِ نارنگیِ رسیده با حادِّ فلفل صورتی در هوا میرقصه و توجه همه رو از همون ابتدا میدزده. 
قلب رایحه با رز و یاس باز میشه—گلهایی که زنانهگیِ کلاسیک و لطافتِ شیک رو با هم ترکیب میکنن، بیآنکه بیش از حد شیرین باشن، بلکه مثل آغوشِ گرمِ یک شبِ بهیادماندنی میان. 
در پایان، نتهای کهربا، مشک سفید و نعناع هندی (پچولی) سطحِ عطر رو تثبیت میکنن؛ گرما، عمق و نوعی ثباتِ آرام ولی محسوس ایجاد میکنن که روی پوست میمونه و هنوز بعد از ساعتها حضورش رو یادآور میشه. 
پخش بو و ماندگاری:
پخش بو در حد متوسط تا خوبه—نه مثل یه بمب عطری که همه جا پخش بشه، ولی کافیست تا وقتی وارد اتاقی میشی حضورِ تو رو حس کنن. ماندگاریش معمولاً ۶ تا ۸ ساعت روی پوست و حتی طولانیتر روی لباس ثبت میشه، چون نتهای پایه (کهربا و مشک) بهشکلِ ماندگارتری باقی میمونن. 
این عطر ترکیبیه از تازگیِ میوهایِ آغازین، لطافتِ گلیِ میانه و عمقِ شرقیِ پایانی—یه رایحهٔ زنانهِٔ شیک، جذاب و بالغ که برای شبی خاص یا موقعیتِ رسمی فوقالعادست.
این عطر اومده که آدم را بفرسته کف دریا یا اقیانوس جایی که نور دیگر کامل نیست و زندگی شکل عجیبی پیدا میکند.
این یکی از عطرهای تاریک و دراماتیک بیوفرت لندن است. ادای احترام به گیاهان دریایی است.دریایی که سبز تیره است، خزه دارد، شوری دارد، و کمی هم تهمزهی غرق شدگی.
شروعش کاملاً جدی است با نتهای سبز مثل برگ له شده، مثل ساقهای که با ناخن شکسته باشی، مستقیم پرت میکنه وسط یک باغِ مرطوب کنار اقیانوس.
ریحان، ترخون، برگهای خیس، یک حس کلروفیلی تند که نه شیرین است نه لطیف.اینجا خبری از مرکبات شاد و پر انرژی نیست.سبزی تیزی دارد کمی تلخ و کمی شور.
انگار موجی از دریا اومده و به یک باغ گیاهان دارویی سیلی زده.
کمکم بوی خاک مرطوب بالا میاد. خزه و جلبک.
گل هایی میشه حس کرد اگر باشند ولی سفید و سردند؛ نه عاشقانه، نه اغواگر. بیشتر شبیه گیاهی که در تاریکی رشد کرده اند.فضای آکواتیک معمولی را فراموش کنید. اینجا کمی ترسناک است.پایهی کار چوبی و کمی خاکی میشود.خاکی که خشک نیست و مرطوب است و چوبی که آفتاب نخورده و در سایه مانده.یک تلخی آرام تهش میماند.
این کار برای کسانی مناسب است که از عطرهای تمیز و آبی معمولی خسته شده است و برای کسی که میخواهد دریا را واقعیتر تجربه کند با نمک، جلبک و تاریکیاش.این کار میتواند یک تجربهی متفاوت باشد.عطری است برای کسی که از تاریکی نمیترسد برای کسی که میداند زندگی فقط آفتاب ظهر نیست،
گاهی باید غروب آفتاب هم دید تا چیزی تازه کشف کرد.
«هر که دریا را سطحی دید، عمق را هرگز نچشید»
لازم نیست تلاش زیادی برای جلب رضایت همه بکنی...
کافیه ایسی میاکی بلو بزنی...
بدون ریسک...
بدون کامنت منفی...
نه خیلی پیچیده،نه خیلی تاریک،نه خیلی اغوا گر...
از هر کدوم اندک ولی کافی....
دقیقا یه ژاپنیه وظیفه شناس.
مسئول خوشبو کردن شماس که کارشو به درستی انجام میده...
رایحه این عطر کمی به گوچی فلورا گورجس ارکید شبیهه هر دوتاشون لطافت و تمیزی خاص و مشابهی دارن
بخش میوه ایه دولچه شاین کاملا مشخصه و حس میشه بنظرم این نقطه تفاوتش با گورجس ارکیده
ادکلن Chanel Allure Sensuelle یه بوی گرم، کمی شیرین و کمی تند داره.
اولش یه حس مرکباتی ملایم و فلفلی میاد که زود نرم میشه.
بعدش بوی گلهای سفید و رز رو حس میکنی، ولی نه خیلی شیرین و دخترونه، بیشتر بالغ و شیک.
تهش هم وانیل، عنبر و کمی نعناع هندی میاد که بهش گرما و موندگاری میده، بدون اینکه خفهکننده یا خیلی سنگین باشه.
در کل: گرم، زنونه، جذاب ، بسیار شیک و لاکچری و مناسب هوای خنک یا شب. نه قندیه، نه تلخِ مردونه، یه تعادل جدی و شیک وسط این دوتاست
ادکلن Coco Noir مثل راز شبهای گرم و پررمز و راز است؛ ترکیبی از شکوفههای سفید و یاس و میوههای تیره که با عمق و گرمای مشک و عنبر ترکیب شدهاند. این عطر حس یک داستان عاشقانهی شبانه را دارد؛ جسورانه، اغواگر و کمی مرموز، مثل نوری که در تاریکی میدرخشد و نمیتوانی از آن چشم برداری.
اگر بخواهیم آن را به تصویر بکشیم، شبیه یک شب مهتابی با مه غلیظ و سایههای مخملی است؛ آرام و در عین حال پر از هیجان و کشش، جایی که هر نفس، دعوتی است به دنیایی مرموز و شیک
تلخ و کلاسیک و اصیل👌🏻
در مقوله عطرهای چرمی اگر به دنبال عطری خاص می گردین، کوهویان یکی از این عطرهاست، درست نقطه مقابل عطرهای چرمی همه پسند مانند گودولفین، توسکان لدر، امبر لدر و ... که باب طبع خیلی هاست، ولی کوهویان خاص پسند است و با هر کسی نمی تونه دست رفاقت بده.
حال و هوای یک اصطبل بسیار تمیز در یک صبح سرد رو داره. با چکمههای چرمی تازه واکسخورده و کت پشمی تیره در یک هوای خنک و شفاف در اصطبل قدم می زنی و بوی بادام تلخ و چرم نرم رو در این فضا حس می کنی. نور ملایم آفتاب زمستانی از لابه لای شکاف های اصطبل به داخل می تابد.
در لحظه اسپری کردن شاهد رایحه بادام تلخ و کمی ادویه ای هستیم. در میانه یک چرم نرم و لوکس را داریم و در انتها ته مایه ای از چوب خشک و خس خس (وتیور) و تونکای کنترل شده رو داریم.
نه شیرین است، نه دودی سنگین، نه شرقی پر زرقوبرق. بیشتر حس چرم تمیز و اشرافی را میدهد، کنترلشده، باوقار و کمی سرد.
عطری است بسیار رسمی، با استایل کژوال به هیچ وجه همخوانی ندارد، نیاز به یک کت و شلوار شیک و مرتب دارد. حس و حال یک فرد باوقار، منضبط، با اعتماد به نفس آرام رو تداعی می کند، مردی که نیازی به جلب توجه ندارد. کتوشلوار فیت میپوشد، کمحرف ولی تأثیرگذار است و سلیقه مینیمال دارد.
عطری معتدل رو به گرم، گلی مشکی، اندکی پودری و نرم، کم شیرین و کاملا زنانه.
عطر سنگینی نیست و بیشتر مناسب فضای باز یا تالار هست، مثلاً فضای کنسرت رو براتون خاطره انگیز می کنه.
نت های مشک و گل صد تومانی در این عطر کاملا برجسته هستند که حس آرامش رو ایجاد می کنند و البته شاید یادآور مکان های مذهبی هم باشند. با ورود آرام انگور فرنگی سیاه، شیرینی اندکی هم حس میشه که در مجموع من رایحه اش رو پسندیدم ولی پیشنهاد می کنم با یکبار تست، تصمیم نگیرید.
بسیار معمولی بسیار بی کیفیت.
اگر از جای معتبر تهیه نکرده بودم میگفتم حتما فیک هست.
در حد فرگرنس ورد هست حتی لطافه هم نه.
یک پاف کافی بود که پروندش بسته شه.
تنها نکته مثبت باتل زیبا هست.
او می گوید:
من یک زن هستم
زیبا
آرام
مهربان
صبور
اما
جسور و قدرتمند
که ایستاده ام...
عطری معتدل، گلی آبزی و کم شیرین.
این عطر زیبا همزمان حس گرم و خنک عجیبی دارد.
آن را در چهار فصل امتحان کردم که در پائیز رنگارنگ، زیباترین حالت خودش را به نمایش گذاشت.
در ابتدا رایحه ی لیموترش به همراه اندکی تلخی پوست آن و ترکیبات سبز دیگر در پس زمینه ای گلی حس می شود که با گذر فضای سبز و لیمو، رایحه ی عطر به سمت و سوی گلی تمایل پیدا می کند و تا پایان حضورش همین رایحه ی زیبا باقی می ماند. ترکیب متعادل بین یاس و رز دوست داشتی است، همچنین رایحه ی گلی مانند لاله مردابی هم حس می شود که حالت آبزی را در عطر به وجود آورده و باعث شده نسبت به عطرهای گلی دیگر خاص تر شود.
با اولین پاف از Coco Chanel 1984، نارنج و هلو روشنایی میتابانند، قلب عطر با یاسمین و زنبق شکوفا میشود و وانیل و چوب صندل عمق جاودانهای میدهند. مشک و سدر، تاجی آرام بر رایحه مینهند؛ عطری که زنانگی و شکوه بیزمان را نجوا میکند
عطری لوکس ، اصیل و اشرافی .
پاسخ مدیر : سلام لطفا بین هر نظر چند ساعت فاصله دهید
با اولین لمس از Chanel No. 5 بر روی نبضهای پوست، نسیمی تند از ترنج و نارنج تازه فضا را روشن میکند و حسی از پاکی و درخشندگی را در لحظه جاری میسازد. رایحهی ملایم یاس و رز، همچون گلی رازآلود که در مه صبحگاهی میروید، آرامآرام قلب عطر را شکل میدهد و لطافتی اغواگر بر پوست مینشاند.
در نت میانی، شکوفههای یاسمین، سوسن و زنبق، با لمس گرم و شفاف وانیل و چوب صندل، قصهای از شیک و کلاسیک بودن را روایت میکنند؛ هر لحظهاش سرشار از عمق و ظرافت است.
با گذر زمان، نتهای پایانی چوب صندل، کهربا و مشک، با ظرافتی نجیب و جاودانه، تاجی آرام بر رایحه مینهند و عطر شنل نامبر فایو را به ماندگارترین خاطرهی زنانه تبدیل میکنند؛ عطری که هم سکوت و آرامش دارد و هم اغواگری بیزمان .
تا چند سال پیش اصلاً نمیدونستم چیزی به اسم «ریفورموله شدن» وجود داره. هر وقت رایحه یا شیشه عوض میشد، پخش و موندگاری آب میرفت، بی تفاوت از کنارش میگذشتم یا میگفتم حتماً تقلبیه!
ساده بودم… و جهان پیچیدهتر از این حرفها بود.
اولین برخورد نزدیک از نوع سوم با ریفورموله، با Dirty English رقم خورد.
اوایل ورودش به بازار کشور؛ توی وزرا قدم میزدم، از سر خیابون هفتم به سمت پایین، مغازه به مغازه دنبال یه عطر جدید بودم. فروشنده یک فروشگاه قدیمی گفت: این تازه اومده، تست کن.
ظاهرش اونقدر خاص بود که آدم حس میکرد اگه تستش نکنه به خودش خیامت کرده.رایحه؟ از باتل هم زیباتر.
هنوز کشف قیمت نشده بود و من تقریباً دو برابر قیمت ماههای بعد بابتش پول دادم. چرا؟ چون جای دیگهای نبود که مقایسه کنم! بالاخره پیشگام بودن همیشه هزینه داشته؛ منم هزینه توسعه صنعت عطر کشور رو شخصاً تقبل کردم!! (دیگه کاری بود که از دستم برمیومد)
چند ماه بعد که بیشتر مغازهها آوردنش، با نصف قیمت باتل دوم رو گرفتم. یکی برای خودم، یکی برای خواهرم که اونم شیفته اش شده بود. ما فکر میکردیم داریم هوشمندانه خرید میکنیم؛ نمیدونستیم داریم آخرین روزای یه تمدن رو جشن میگیریم.
به نظرم شرکت Juicy Couture پیشرو در ادغام صنعت عطر و صنعت آب و فاضلاب بود! حتی جلوتر از L’Oréal و خانههای Dior و Yves Saint Laurent! با درک درست از تغییرات تجارت در دهکده جهانی با هر ریفورموله، چند لیتر پساب به این اثر اضافه کرد.
اگه میدونستم چنین تراژدی در راهه، همون موقع ۳۰ باتل میخریدم. تو شرایط خاص ازشون محافظت می کردم. هر نیمه دوم سال یکی رو باز میکردم. نیمه اول سال هم خاک بر سر میریختم و با خاطرهها زندگی میکردم.هفده سال پیش، ۳۰ باتل میشد حدود یک میلیون و دویست هزار تومن! اصحاب کهف، برای بقیه ملل افسانهست؛ برای ما خاطره!
از همون اول هم پرفورمنسش معمولی بود؛ عطری درونگرا، گرفته و غیرشفاف، با بالانس چوب، چرم، عود و ادویهها. یه حس اعتیادآور و س.ک.سی و در عین حال متین و باوقار داشت. هیچ آکوردی قصد کودتا علیه دیگری نداشت. تیمی متحد، هماهنگ، شریف.واااای که چقدر دوستش داشتم…
بعد کمکم رایحه ضعیفتر شد. به جون باتل هم افتادن. فلز شد پلاستیک. سنگینی شد سبکی. کیفیت شد خاطره. کم مونده بود تو کاسه پلاستیکی بدن دست مشتری و نماینده شرکت هم برای تکمیل کار، یه تف نمادین داخلش بندازه که پیام این خانه عطر شفافتر منتقل بشه: «نخرید!»
ولی ما چی کار کردیم؟ همه تغییرات رو گذاشتیم پای تقلبی بودن. گفتیم اصلش رو پیدا نکردیم. بعد هم وقتی از پیدا کردن «اصلِ خیالی» ناامید شدیم، قهر کردیم و نخریدیم.شرکت ریفورموله میکرد، ما توهم میزدیم؛ همکاری دوطرفه برای نابودی یک عشق.
همین دنبال کردن سراب درتی انگلیش روز به روز من رو تو وادی عطر آوارهتر کرد... و اگه این عطر با همون کیفیت اولیه میموند احتمالا میشد تنها عطرم و نقطه پایان عطربازی.
آخرین شیشه از دست خواهرم افتاد و شکست.حدود ۶۰ سیسی عطر، فقط برای پنج ساعت، شعاع سه متر رو معطر کرد.اونجا فهمیدم نسخههای قدیمی حتی در مرگ هم باوقارترن!
شباهتش به Gucci Pour Homme فقید رو هم خیلی جدی نگیرید… بعضی مقایسهها فقط برای نمک پاشیدن روی زخماند.
ایام به کام؛ و اگه عطری دوست دارید، قدرِ اولین باتلش رو بدونید… شاید آخرین نسخه واقعیش باشه...
پ ن: همین حکایت برای Zino Davidoff هم صدق می کنه! وقتی دیدم برند یونیک لاکچری تونسته تکنولوژی آمپلی فایر رو تو صنعت عطر بیاره با خودم گفتم یعنی این شرکت می تونه دوباره درتی انگلیش و زینو رو احیا کنه؟ انتظار پخش و موندگاری غول ندارم همینکه پیکر تقریبا بی جان این دو اثر رو که آخرین علائم حیاتی رو هم دارند از دست میدن بتونه زنده نگهداره و دوباره بتونن فقط بشینن (نه راه برن و نه حتی بایستند) منت گذاشتن!
در حال جمع آوری امضا و مکاتبه با یونیک لاکچری، دیویدف و جویسی کوتور هستم ..!!
شروع شیرین و کمی ادویهای با نتهای چوبی و عنبر، ملایم و گرمه . به محض اسپری شیرینی و کمی ادویه حس میشه و توی پسزمینه، نتهای چوبی و عنبر برجسته میشن و حس اغواگر و لوکس عطرو میسازن
نوت نارگیل یه حس کرمی مانند به عطر میده که خیلی دلنشینه
پخش بو و ماندگاری در صورتیکه ۸_۱۰ پاف بزنید : پخش متوسط در حد دوسه متر و ماندگاری بالا (۶ تا ۸ ساعت تقریبا).
مناسبه مهمانیهای شب، جلسات رسمی و موقعیتهای خاص که میخوای تاثیر بذاری.
آنجلز شیر ؛ مثل جرعهای از نوشیدنیِ کهنهای که سالها در تاریکی رسیده،
گرم و عمیق، با رگههای دارچین و وانیل که آهسته روی پوست میلغزند.
بویش شبیه غروبِ طلاییِ زمستان است؛
جایی که نور، عسلی میشود
و هوا طعم کاراملِ آرامسوخته میگیرد.
هر ردّش انگار خاطرهایست که در لیوان بلور چرخ میخورد،
شیرین، مستکننده،
و کمی خطرناک…
مثل لبخندی که میدانی فراموشش نخواهی کرد…
این ادکلن برای من تداعی گر یه روز خیلی خوب بارونی تو یه کلبه ست . یه کلبه ی چوبی شیک که مبلای مخمل سبز داره و هوا تقریبا تاریک شده و فضای کلبه با یه چراغ زرد کم نور روشن شده و یه فضای نیمه تاریک و رومانتیک به وجود اورده و یه خانومی با پیراهن مخمل مشکی روی مبل نشسته و اماده شده برای یه مهمونی اشرافی.
بوی پولداری و شیک و بشدت اغواگری داره .
به محض اسپری بوی کنیاک به مشامتون میخوره بعد دانه تونکا و دارچین و چوب صندل سفید و یه رایحه ی چوبی دیگه که فکر کنم درخت بلوطه وارد میشن و یه ترکیب خیلی شیک و اغواگر میسازن .
هرچند که خیلی همه گیر شده ولی برای پاییز و زمستون انتخاب بی نظیریه .
پخش بو و ماندگاریشم عالیه
این عطر از خط Poison دیور یکی از عجیبترین و خاصترین اعضاشه یکی از بهترین عطرهای شرقی چوبیه. رایحهای گرم، شرقی و دقیقاً مناسب شب و فصول سرده.احساسِ عمق، رمزآلودی، و زنانهگی قوی بهت میده. 
ترکیب رایحه ی پچولی و رزش تو هیچکدوم از عطرای امروزی پیدا نمیشه .
نتهای اولیه: ترنج و نارنگی ماندارین که روشن و کمی تیزه قبل از اینکه سنگینی و تاریکی عطر خودش رو نشون بده. 
نت میانی: گل رز — بیشترین نقش رو تو حس زنانه و مرموزِ عطر داره. 
نت پایه: پچولی، عنبر ، وانیل اینها «عمق و گرمی» رو میسازن که عطر رو شبانه و عمیق می کنه. 
شخصیت عطر: جذاب، آمیخته با گل رز و تاریکیِ چوبی
تداعی گر زن مرموز و اغواکننده هست . بعضیها میگن این بو مثل «شبهای تاریک سرد با رز تیره و پیچیده» هست یه جور حس قدیمی، چشمگیر و اغواکننده. 
ماندگاری: معمولاً ۶–۸ ساعت یا بیشتر روی پوست و لباس میمونه حتی بعد از شستن لباس، رد بو ضعیفی ازش باقی میمونه. 
پخش بو: نسبتاً خوبه، یعنی تو فاصلهی چند قدم هم حس میشه، مخصوصاً اول کار. 
این عطر تاریک، شیرین و پیچیده هست، بهطوری که وقتی میزنی حس میکنی “مثل جادوی سیاه” اطرافت رو میگیره. 
مناسب شبها، مهمانیها، قرارهای خاص – دقیقاً زمانی که میخوای حضورت پررنگ باشه.و فصول سرد (پاییز و زمستان) – ترکیب گرم و شیرینش بهترین حالت رو تو این هواها داره. 
اوایل اسپری ممکنه خیلی تیز یا سنگین جلوه کنه، نه نرم و لطیف. برای روزهای گرم و تابستانی مناسب نیست چون عطر سنگینیه . 
خلاصه عطر گرم و مخملی با تِم شرقی‑چوبی که برای شب، مراسم، و هوای سرد عالیه
ماندگاری و پخش قوی داره
دم دستی و سبک نیست ، و به محض اسپری و اوایل باز شدنش کمی تیز بهنظر میاد.اگر دنبال یه بوی اغواگر، عمیق، مرموز و شبپسند هستین این یکی از اون گزینههاییه که واقعاً میتونه تاثیر بذاره.
فقط حیف که دیگه تولید نمیشه🥲
رایحهای کمنظیر در اغواگری(ریویوی دوم من از ادوپرفیوم دکادنس)
🟢نمایشی همزمان از قدرت و ظرافت زنانه… اما با سرنوشتی کوتاه در خط تولید.
مارک جیکوبز یه برند آمریکایی هست که همیشه توی DNA طراحیاش یه چیز ثابت داشته: آزادی. بدون چارچوب بودن. ریسک کردن.
لاین دیزی دقیقاً تجسم همین فلسفه بود. دیزی با اون حس لطیف، مینیمال و آزادش بیشتر برای دخترهای کمسنوسال یا حالوهوای روزمره و بیدغدغه طراحی شده بود.
اما سال ۲۰۱۵ ورق برگشت و برند تصمیم گرفت اولین عطر با لیبل مِیچِر به معنی بالغ و جدیترش رو لانچ کنه.
🟢دکادنس یعنی چی دقیقا؟
دکادنس از نظر تاریخی به دورهای میگن که یه نظام اجتماعی از رأس دچار افراط در ثروت، تجمل، عیشونوش و لذتگرایی میشه
اونقدر که این افراط در تضاد با ارزشهای انسانی قرار میگیره و در نهایت به سقوط ختم میشه.
افراط در لذت و تجمل= سقوط.
و همین دوگانهی لذت/تجمل و سقوط هستهی مفهومی این عطره.
طراحی باتل هم تجملگرایی بیپرواست
بطری کاملاً ادامهی همین کانسپته.
فرم کیف دستی لوکس، رنگ سبز زمردی عمیق، درِ چرمی با تکسچر انیمالیک، زنجیر طلایی، منگوله و حتی باکس مخملی…
همهچیز فریاد میزنه: لوکس، بالغ، جسور، بیملاحظه.
یه جور تجملگرایی که اصلاً خجالت نمیکشه از اینکه دیده بشه.
چهرهی کمپین هم آدریانا لیما بود،یکی از نمادهای جذابیت و اغواگری دو دههی اخیر و از چهرههای اصلی ویکتوریا سیکرت .
اون نگاه تاریک، وحشی و مرموز دقیقاً همون چیزی بود که دکادنس میخواست منتقل کنه.
برسیم به رایحه، جایی که جادو و هیپنوتیزم اتفاق میفته
🟢یه عطر نیمهگرم، متعادل بین تلخی و شیرینی.
و این تضاد تلخ و شیرین، دقیقاً همون فرمول ساده اما طلاییه که حس رسمی و شیک رو میسازه.
همیشه وقتی میخوایم یه عطر مناسب موقعیت مهم رو توصیف کنیم میگیم: عطرش یه تلخی شیکی داشت…
دکادنس دقیقاً همین کار رو انجام میده، اما با امضای زنانه.
شروع
یه انفجار میوهای آبدار و تیره.
حسی شبیه نوشیدنی انگور سیاه یا توت سیاه که توی نتها با آلوی سیاه معرفی شده.
شیرین،بازیگوش، آبدار، سنشوال و کمی دارک.
همزمان یه تندی خیلی ظریف و زنونه حس میشه که از زنبق میاد. بعدش ریشه زنبق وارد میشه و تفاوتش با گل زنبق این هست که ریشه زنبق اون حس پودری، کمی خاکی، کمی گَس و شیک رو تقویت میکنه.
زعفران یه اکسنت ادویهای لوکس اضافه میکنه که باعث میشه فضا از یه شیرینی ساده فاصله بگیره و عمق بگیره.
رز و یاس رو حقیقتا حس نکردم. بیشتر توی بافت کار حل شدن تا اینکه بخوان جدا شنیده بشن.
میانه و پایانش
کمکم خسخس و پاپیروس وارد میشن و یه حس چوبی، کمی خشک و حتی یه خنکیِ جنگلی مطلوب و ملایم به فضا میدن.
از شدت شیرینی کم میشه و عطر بالغتر، جدیتر و تاریکتر میشه.
کهربا هم عمق و موندگاری رو تقویت میکنه و یه هالهی گرم و سنشوال دور کار میکشه.
یه نکته مهم
با اینکه یه آکورد تلخی توش هست، اصلاً حس مردونه یا یونیسکسِ واضح نداره (برخلاف بعضی کارها،مثال بارز کریستال نویر ورساچه ).
دکادنس وقتی به مشام میرسه، سریع میفهمی زنونست کاملا.
چرا؟ چون ماهیت کلیش یه شیرینیِ زنانهِ معتدل و اغواگره که فقط رگههای ظریف تلخی و ادویه توش بازی میکنن، نه اینکه غالب بشن و ماهیت زنانه رو تغییر یا حتی یونیسکس کنن
از دید من فوقالعاده جذاب.
اغواگر به معنای واقعی کلمه.
شیرینی میوهای و پلیفول آلو، کنار نتهای چوبی و ادویهای ظریف و کامپلکس کاملا زنانه.
و از هر چیزیم مهم تر بشددددت ماندگار در ذهن،طوری که نه مشابهی داره،نه شمارو یاد عطری میندازه،فوق العاده با اصالت و ماهیت سالید.
دکادنس خلاصه وار یه عطره دربارهی لذت، قدرت،زیبایی، تجمل و یه تاریکی کنترلشده و شاید دقیقا به همین خاطر بود که خاص موند… حتی با عمر کوتاهش.
نظرتون رو کاملا خوندم
فکر میکنم چون از رنج سنی عطر بزرگترین با این عطر ارتباطی که باید نگرفتین.
بیشتر برای افراد نوجوان و جوان میتونه جذاب باشه
من این عطر رو از مهر امسال دارم استفاده میکنم و کم کم نزدیکای نفس های اخرشه ...
تو اکثر موقعیت ها میپوشیدمش.
دانشگاه-محل کار-کارای روزمره-شبگردی-و گاهی وقتا تو خونه !!
چون واقعا اون حسی رو که باید بهم میداد
با اینکه انتخاب های زیادی داشتم برای هوای سرد (مارلی هالتان-کالان-استرانگر توباکو-توسکان لدر-الکساندریا 2-بولگاری من این بلک و ....) ولی باز ل میل الکسیر رو انتخاب کردم
خیلی برام جالب بود منی که زیاد از عطر های شیرین خوشم نمیومد چطور دلباختش شدم
انگار همه چیزش برام کنترل شده بود هم شیرینی و هم تلخیش
شروعش که مثل انفجار مزه قرص نعنا بود و اروم اروم میرفت سمت هویت اصلیش
کارامل و تنباکو و عسل.
مطمعنم اگر برگردم به قبل بازم این عطر رو انتخاب میکنم
سلام و درود بر استاد سخی عزیز، از شما خیلی آموختم، اینستاگرامتون مدت های طولانی که غیرفعاله دایرکت داده بودم بهتون، استاد سخی عزیز در پاسخ به اون همه چیز هایی که ازتون آموختم، موردی هست که فهمیدم، برای ضعف اعصاب، توانایی و بهتر کردن سر، راست دست ها چپ دست بشن، چپ دست ها چپ دست بمونن ! توانایی سمت چپ سر به یقین میگم به طور ذاتی ۳ برابر سمت راست هست و سمت راست عملکرد سالمی نداره، جناب سخی حتما امتحان کنید، پس از مدتی میتونید با سمت چپ مغزتون تفکر کنید و میبینید چقدر شفافه، این رو واقعا کمک کننده و مفید دیدم و به استاد سخی عزیزم و دوستان همراه محفل میگم.
هر بار میزنمش، میرم به اون روزهای خوش، همون روزایی که آسمون آبی روشن بود ، و یه نفس عمیق همه چی رو کامل میکرد.
انگار فرمولش رو از یه بعدازظهر خوب تابستونی کپی کردن؛ همونقدر ساده، همونقدر موندگار
نه روی پوست ، توی ذهن .
دیروز ظهر بسته دکانت هام از ع.ط.ر.آ.م.ی.ن رسید بدستم. از این عطر نسخه جدید اودوپرفیومش هم توش بود. چون به گرلن ارادت خاصی دارم اول اینو تست کردم. بلافاصله حس آشنایی بهم دست داد. هر چی فکر کردم کجا این بو رو تست کردم یادم نیومد تا اومدم توی صفحه این عطر و کامنت دکتر اسعدی عزیز رو دیدم.
یادم افتاد به پیشنهاد ایشون عطر مارک جوزف امپریال الیسیس (الیزه) رو بعنوان مشابه نزدیک این کار تهیه کردم.
خلاصه نزدیکی این دو خیلی خوبه. اما نسخه اورجینال واقعا شفاف و لطیف تر هست. نسخه الیسیس کمی کدرتر یا گنگ تر و رایحه کمی چوبی تر هست در مقابل نسخه اصلی حس پودری بیشتر حس میشه. واقعا رایحه دلپذیری داره. به نظرم برای سن بالای 35 که شاید گاهی فکر میکنن دیور هوم اینتنس دیگه جوابگوشون نیست این کار با قیمت مناسبترش میتونه گزینه خیلی خوبی باشه.
حالا فکر میکنم کسانی که 20 سال پیش این رایحه رو استفاده میکردن چقدر شیک بودن.
سلام ، امیدوارم حالتون خوب باشه
متشکرم ازتون ،لطف دارید به بنده که نظرات ساده منو کاربردی میدونید . محبت شماست 🙏🏻
و راجع به شرایط حاضر هم که نگفته پیداست .
تنها چارهی درد و مصیبت محبت و دوستی انسان به انسانه ، نه چیز دیگه .
پایدار و تن درست باشید.
درود بیکران بر شما جناب ،HOMON عزیز
از لطف و عنایت شما دوست گرامی و ارجمند سپاسگزارم. در واقع همه چیز رو شما فرمودید... بله از نظر بنده هم عطرهای اماراتی کیفیت خوبی ندارند. دو سال پیش یک نوع کاپیتان بلک که جعبه اش کرم رنک و شبیه جای توتون کلاسیک کاپیتان بلک بود رو خریدم که البته فروشنده درباره اش خیلی تبلیغ کرد و گفت که بهترین کاپیتان بلک موجود در مغازه اش است. وقتی ادکلن رو باز کردم پس از اسپری کردن دیدم متاسفانه نشتی داره و فرداش به سراغ فروشنده رفتم. با دستگاه مخصوص افشانه عطر رو برام سفت کرد و نشتی بر طرف شد. اما کار ادامه داشت و وقتی عطر رو به خودم میزدم بدنم و مخصوصا قسمت سینه ام قرمز میشد و خارش شدید میگرفت. البته اول فکر نمی کردم بخاطر عطر باشه اما بعدا دیدم حتی بدون اینکه عطر رو بزنم و فقط با بوییدن افشانه عطر بدنم خارش میگیره و سینه و گردنم قرمز میشه... کل عطر رو به سنگ مرمر دور در خونه اسپری کردم تا خالی شد و خیالم راحت شد که مبادا کسی دیگر استفاده کنه و حساسیت بگیره... در عوض تا مدتها اطراف در خونمون بوی کامیتان بلک قلابی میداد. تا حالا با عطرهای فرانسوی چنین مشکلی نداشته ام.
بنده هم متقابلاً امیدوارم جنابعالی در کنار خانواده محترم و عزیزانتون در سلامتی و شادکامی زندگی کنید و عطرآگین باشید.
این لطف شماست و من حقیقتاً جز قدردانی چیزی برای گفتن ندارم. همیشه نظراتتون رو با دقت و تأمل میخونم. بیپرده، بیاغراق و صادقانه مینویسید و همین صداقت، تجربههاتون رو ارزشمند میکنه. برای من که هنوز خودم رو شاگرد این مسیر میدونم، این اشتراک تجربهها کم از چراغ راه نداره؛ واقعاً من کجا و شما کجا…
چند روز پیش هم گلایه به حقی که از شرایط داشتید رو خواندم؛ راستش دلم گرفتاز اینکه هر روز دایره دسترسیمون به چیزهایی که دوستشون داریم تنگ تر میسه. این محدود شدنِ آرام و بیصدا، بیشتر از هر چیز آدم رو خسته میکنه. انگار نه فقط انتخابهامون، که نفس کشیدنهامون هم سهمیهبندی شده.
امیدوارم طلیعهای از نور، هرچند کمسو، بر این تاریکی چیره بشه. امیدوارم دوباره روزی برسه که بیدغدغه و بیحسرت، کنار هم از علایقمون حرف بزنیم و لذت ببریم.
و با همه این امیدها، گاهی ته دلم زمزمه میکنم:
حالِ ما خوب است… اما تو باور نکن.
چندی قبل بعد از دیدن نظر شما دوباره هوس این ادکلن نوستالژیک مثل بوی نان تافتون داغ به جونم افتاد. بالاخره هر دو متعلق به یک نسلیم؛ نسل یقهباز، پشمای سینه، صدای خشن و کوکتل و سیگار! اینم اضافه کنم همه نظرات شما رو با جون و دل میخونم...
خلاصه خریدمش.چون این عطر صفحه جدا نداره، گفتم همینجا ذیل نظر شما منم چند خط تجربم رو بنویسم:
اول از همه خوشحال شدم که رایحهاش تغییر نکرده. انگار فرمولش رو تو گاوصندوق بانک مرکزی نگه داشتن! پرفورمنس، همچنان نسبت به این زمان انفجاریه؛ یه پاف میزنی، تا سه متر اونطرفتر اعلام حضور قوی میکنه.
من اصولاً علاقهمند به روایح تنباکویی نیستم، ولی این یکی از اون تنباکوییهای آلبالویی قلیونیِ فانتزی نیست؛ این تنباکو، تنباکوی مرده!
اونقدر مرده که آدم نگران میشه نکنه خودش هم همنسل رایحه شده باشه! بویی که باهاش ناخودآگاه یقه پیرهن باز میشه، دو دکمه هم کم میاری، و صدات نیمپرده بمتر درمیاد!
چهار سال پیش هم Mercedes-Benz کلاب بلک رو خریدم؛ عطری که تو اروپا محبوبه ولی برای ذائقه هموطنان ما چون یه ردّی از کاپیتان بلک داره، سریع برچسب «داداش این همونه!» میخوره. یه بار دو پاف ازش زدم تو دفتر، هنوز ننشسته بودم که از پشت پارتیشن یکی گفت: کی کاپیتان بلک زده؟
همونجا فهمیدم جامعه هنوز آماده درک تفاوتها نیست! با اینکه خودم معتقدم کلاب بلک لطیفتر و شیکتره، ولی همون جمله کاری کرد که در حالی که فقط یکسومش مصرف شده بود، تقدیمش کردم به یکی از دوستان؛ باشد که او در مسیر روشنگری بویایی قدم برداره!
اما این کاپیتان بلک… فقط یک پاف روی لباس زدم و دچار تنگی نفس شدم. نه در حد اورژانس، ولی در حدی که به زندگی و تصمیماتم فکر کنم! یا به قولی برم تو رفتارم و به اتاقای زشتم فکر کنم!
همون رایحه آشنا بود، اما شاید من پیرتر شدم و ریههام دیگه با نسل کوکتل و سیگار همعقیده نیستن. در حالی که کلاب بلک هیچ مشکلی برام ایجاد نکرد و تفاوت کیفیت و رفتار متمدنانهاش با سیستم تنفسیام کاملاً محسوس بود.
از این به بعد تصمیم گرفتم کاپیتان بلک رو به جای قفسه سینه، حوالی شکم و مناطق دور از بینی اسپری کنم؛ تعامل حداقلی ولی محترمانه!
و بالاخره به این نتیجه رسیدم که دیگه عطرهای اماراتی یا بیکیفیت نگیرم. یا از خونههای عطر معتبر کشورهای توسعهیافته خرید میکنم، یا اگر وسعم نرسید عطر نمیزنم! در بدترین حالت هم ماهی یک بار حمام میرم و میگم: طبیعیام، ارگانیکام، مینیمالام!
در هر حال ممنون از شما که با لطفتون سوار ماشین زمان شدم و با یک پاف، چند دهه عقب رفتم.امیدوارم هرجا هستید، در کنار عزیزانتون در صحت و سلامت باشید و رایحه زندگیتون همیشه بالانس و خوشپخش باشه!
آمواژ لاستر یک ترکیب چوبی گلی مشکی زیبا که محاله از کنارش رد شی و فریفته جذابیت اش نشی، همانند نامش جلوه ای از درخشندگی داره. وقتی لاستر را روی پوست اسپری میکنی، انگار هوای صبح یک باغ شرقی مرطوب و چوبی را لمس میکنی.
در نتهای اولیه اش هل سبز و روشن در هوا شناور است، مثل بوی دانههای تازه خردشدهای که ملایم و گیاهی هستند، نه تند و تیز. همزمان زنبق به آن اضافه میشود، پودری و خشک مثل آرد لطیف؛ نه شیرین، نه خامهای، بلکه مثل پارچهای ابریشمی روی پوست. این لحظه مثل این است که نسیمی از گلهای تازه در یک اتاق چوبی میوزد، تمیز، سبز و کمی خاکی.
قلب رایحه قویتر، اما همچنان لطیف است که بعد از چند دقیقه، بوی اولیه جای خود را به بدنه واقعی عطر میدهد. چوب صندل شروع به گفتن داستان خودش میکند:
صدایی گرم، نرم، خامهای و کمی شیرین، مثل لمس چوب صیقلخورده با انگشت. سدر و پچولی به این ترکیب اضافه میشوند و به عطر عمق و ثبات بیشتری میبخشند، نه تیره، نه سنگین، بلکه افتاده و بالغ.
و اما بخش پایانی که فضا را آراسته می کنه:
در این بخش کهربا خودنمایی می کنه، گرمی دلپذیر، درست مثل آفتاب ملایم عصر. بهجای اینکه شیرینی غالب شود، حس خاکی و طبیعی چوب را به سمت یک حالت آرام و مطمئن هدایت میکند.
این مرحله مثل نشستن کنار شومینه در یک کتابخانه قدیمی که پنجرهها رو به باغ باز هستند می باشد.
نت پایانی: آرام، لطیف، و بهیادماندنی
بعد از گذشت زمان (تقریباً 1 تا 2 ساعت)، نتها به سمت یک پایان گرم و آمیخته حرکت میکنند:
حس خامهای و پودری: بیس اوریس و چوب صندل با هم یکی میشوند. نه تیز، نه شیرین، بلکه متین و گرانقدر. تهنشین بوی کهربا و رزینها مثل یک آغوش گرم است، نه طاقتفرسا، بلکه راحت و پایدار.
بیشتر از همه، این عطر را میتوان چوبی-کهربایی با حس پودری و خامهای دانست که بسیار لطیف، لوکس و در عین حال کمی سنتی و کلاسیک احساس میشود.