یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
هنر برای هنر 
هنر سینما برای هنر عطر
زبان هنر برای معرفیه هنر 

من خودم رو مخاطب این هنر میدونم.
سینمای من سینمای قبل و بعد انقلابیه اینجا نیست.چون همه فیلمنامه های اینجا رو تو خیابان و کوچه و محلم دیدم.دستکش به دستم برای هنر و ایده ال.

زبان گویش ابزاریست برای بیان عقاید.
اوایل فکر میکردم بعضیا زبانشون برای بیان عطر مفهومی نیست ولی حالا میفهمم که من نمیگرفتم.

عطر مثل کتابه.با ادم دوست میشه و اگر ارزشمند باشه با ادم حرف میزنه.مثل هر ورق کتاب تاویلی از هارمونیه انسان زیادیه انسانی میده.نیچه اگر واگنر 

شاید من ممویر امواج رو نپسندم پس زبان تعریف هنریش رو هم نمیپسندم.اما دلیل نمیشه در این دنیای مجازی فقط من مخاطب باشم.من لینچ رو قبول دارم ولی دلیل نمیشه کیارستمی رو قبول داشته باشم.پوپر و هایدگر رو قبول دارم ولی سر ا هستی و زمان او در نمیارم. اسم اسفندیار بیاد وسط شاید سر از شاهنامه در نیارم. برم ترجمه انگلیسیه رستم نامه رو بخونم.

خلاصه خلاقیت هنرمند محترمه و منه مخاطب سلطان رو تایید میکنم.
یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
؟؟؟؟!!!!.....
یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
سلام خدمت همه عزیزان
جای تحسین داره که به جایی رسیدیم که محترمانه نظراتمون رو.بیان میکنیم در تکمیل فرمایشات دوست عزیزم پویای عزیز عرض کنم
دوستمون جناب سلطان عطربازها بسیار قلم جذابی دارن و من لذت میبرم ولی حق اینجا با جناب پویاست کمی اغراق و زیاده روی در تحلیل عطرها هست که علمی نیست یک عطر هیچ ارتباطی به موضوع یک فیلم نداره یک عطر اصلا اونقدر پیچیدگی نداره 
گاهی در تحلیلها یک شیشه عطر و دوستان با بویینگ 747 اشتباه میگیرن موضوع عطر یک اثر هنریه که برداشتهای مختلفش طبیعیه 
جایی دوستمون به نظر بنده به آمواژ اپیک حمله کردند و اون ماجرای صابون گلنار و مطرح کردند جایی طعنه به برند مارلی میزنن و جایی به درک افراد توهین میکنن و عطرای خریداری شده به قیمت اصلیو فیک تلقی میکنن این یعنی عدم رشد فکریه جمعی یعنی ما هر چی که هستیم هر چقذر تحصیل کردیم هنوز یاد نگرفتیم یک روز یک ساعت یک مکان در یک ساعت بارانی دو نفر در کنار همدیگه که هستند کاملا در شرایط برابرن ولی اگر  از هر دو بخواین شرایطو نقد کنن یکی از طراوت زیبای باران و ذیگری از هوای ابریه غمناک مینویسه  عطر هم همینه واقعا اگر کسی گفت فلان عطر فلان بو را برای من تداعی کرد و کسی به اون حمله کرد  این درک پایین و عدم رشد فرهنگیه اون فرده این یک موضوع عام هست و شامل خوده منم میشه هرکس به علت برداشت شخصی تکرار میکنم شخصیه کسی اونو محکوم کنه یقینا در زمینه فرهنگه فردی دچار مشکله
عمده علت عقب ماندگی شدید فرهنگی در کشور ما روشنفکر نمایی در همه زمینه ها هستش این منجر میشه به این صحبت که همه اشتباه میگن جز من و نظراتی مطرح میشه بعضا با تمسخر کامنت دیگران بنده هیچ مخاطبی ندارم فقط فقط باید بدونیم و یاد بگیریم همه نظرات محترمن خریداران ریو کالکشن محترمن خریداران مارلی و روژا هم محترمن
و یک نقد این بار به جناب سلطان عطر بازها
من نقدهای شمارو مطالعه نمیکنم چون خیلی هنری نیستم و در فرمایشات شما چندان نقد علمی بر عطر ندیدم من سالهاست عطر بازم مقاله نوشتم مقاله خوندم در ایران در فرانسه در هلند در آلمان در اسپانیا سابقه زیر و رو کردن برندهای بسیار زیادی داشتم هیچ عطاری و هیچ عطر فروشی را ندیدم که بگه در دنیایی که مارلی فروش میره فلان
در دنیایی که مارلی فروش میره (که نمیره و فروشش زیاد نیست) مردمی هستند که اگر ریو بخرن محکومن اگر مارلی بخرن محکومن توسط افرادی که خودشون نه مارلی دارن نه ریو صرفا با ژستهای مختلف فقط حرف میزنن
سال 2009 وقتی ب ام و 530 خریدم همه یکصدا میگفتن این ماشین خرج داره خفت میکنه میکشتت پویا جان میدونه 370 هزار کیلومتر همه ایرانو گشتم و کمترین خرجی روی دستم نزاشت و امسال همون افرادی که میگفتن 530 خیلی خرج داره وقتی 528 خریدم مجددا گفتن اینا خرج داره نخر ببچاره میشی و از این حرفا جالبه اکثرشون سمند و 206 دارن و صرفا شنیدن و اصلا سابقه خریدشو نداشتند
باید بدونیم 
آنکس که بداند که نداند لنگ لنگان خره خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند که نداند در جهل خودش تا ابد الدهر بماند
یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
جناب خسروی 
ممنون از بررسی کاربردیتون، مثل همیشه عالی.
یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
سلام جناب سلطان عطربازها
متن بسیار زیبا و جالبی نوشتید، ازتون سپاسگزارم. ولی با اجازتون بنده یک نقد کوچیک به یک قسمت از صحبتهای شما دارم.
شما وقتی دارید یک عطر رو بررسی میکنید، دارید در مورد عطر صحبت میکنید نه در مورد فیلم. بله، گاهی اوقات خیلی خوبه که راجع به حال و هوای یک عطر صحبت بشه، اما نه اینکه از خود عطر غافل بشیم و بررسی عطر تبدیل بشه به بررسی فیلم. 
شما داستان نویسی خودتون رو با داستان نویسی یک عطار حرفه ای مقایسه میکنید؟ بنده داستانهای شمارو خوندم، شما تشریف میبرید سینما و میخواید به دیگران بگید که اون فیلم رو دیدید. بعد تحت عنوان بررسی میاید اون فیلمی رو که دیدید تعریف میکنید. این ریویوی مناسبی برای یک عطر نیست. یک عطار علم اینکارو داره و بنده با تمام احترامی که برای شما قائلم، توی بررسی های شما علمی برای تحلیل درست یک عطر ندیدم. انگار که میخواید هر طور شده آسمان و ریسمان رو به هم پیوند بدید و در نهایت ربطش بدید به عطر که از نظر بنده صحبتهای شما هیچ مرجع علمی نداره.
شما داستان نویسی یک عطار حرفه ای در مورد عطر رو با داستان نویسی خودتون مقایسه نکنید. عطارهای حرفه ای متخصص این کار هستند، میدونند چطور به وسیله ی خلق یک داستان فضای یک عطر رو بسازند. اما شما که راجع به رضا موتوری صحبت میکنید، شما که یک فیلم رو تو سینما میبینید و بعد دقیقا" میاید سکانس به سکانس فیلم رو زیر یک عطر تعریف میکنید که نمیتونید داستان نویسی خودتون رو یک داستان نویسی قوی جلوه بدید.
چون احساس کردم این قسمت نظرتون کمی توأم با متلک هست خواستم پاسخ بدم، البته بنده به شما علاقه دارم، اما باید بدونید که شما جایگاهتون از نظر داستان نویسی در حد نقد یک فیلم سینماییه نه بیشتر.
شما زحمت کشیدید بعضی عطرها رو بررسی کردید که وقتی بنده بررسیتون رو میخونم خندم میگیره، چون من اون عطرارو داشتم، باهاش زندگی کردم، شما اومدید یک فیلم برای من تعریف کردید به جای ریویو.
بنده این نقد رو به این قسمت از نظر جنابعالی داشتم ولی در کل نظرتون خیلی زیبا و ارزشمند بود.
یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
با تشکر از عزیزانی که نظر خودشون رو در مورد این عطر و این برند به اشتراک گذاشتند .

حالا چند خط در مورد عطر  The Library Collection Opus VII :
پس از اولین اسپری بدلیل قدرت پخش بسیار زیادش هیچ بویِ دیگه ای  از اطراف حس نمیشه حتی بوی غذا و میوه و همینطور عطرای دیگه .
بعد از گذشت چند دقیقه که عطر کمی آرومتر میشه یک بویِ تند و تلخ سبزیجات معطر و نیمه خشک و مقداری هم بوی قدیمی شبیه بوی عطاری ازش بمشام میرسه که تا حدودی منو یاد عطر  پولو سبز  از برند رالف لورن  میاره ولی نه کاملاً مشابه .
پولو سبز  یا همون Polo for men  کمی سبکتره و بوی سبزیجاتش مثل سبزی تازست که با مقداری ادویه همراهه و بخاطر اینکه در مواد آرایشی ، بخصوص صابونهای گرانقیمت زیاد استفاده شده عطری آشناست . 
اما Opus VII سنگینتر و خشن تره  و روایح سبزیجات خشک ازش بمشام میرسه ، و کمی هم بوی سبزیجات و چوب نیمه سوخته میده .
عطر Opus VII تبعی نیمه گرم و تند داره و بخاطر نوع EDP بودنش تغییر نتهاش بتدریج صورت میگیره اما هر چه میگذره گرمتر و چوبیتر میشه ولی همچنان روایح سبزیجات تند همراهشه و رایحۀ اصلی محسوب میشه .
عطریست شدیداً مورد علاقۀ افراد سیگاری و اکثراً آقایون ، چون خیلی راحت بوی سیگارو کمرنگ میکنه و همینطور بخاطر متابولیسم افراد سیگاری این نوع روایح براشون خوشاینده .
با این حال در بین چهار عطری که همزمان تست کردم اینو از همه بیشتر پسندیدم  اما در حد همون Polo for men یا پولو سبز ، شاید بخاطر قدرت پخش و ماندگاری زیادش اوپوس هفت بیشتر محسوس بوده .
مثل یه اسب زیبا و رام نشده که در عین سرکشی ، با بالا و پایین پریدن میخواد زیبایی و جذابیت خودش رو به نمایش بگذاره .
بسیاری از آشناها و اطرافیان و بخصوص آقایون جوان بین  25 الی 35  سال  از این عطر خیلی تعریف کردند  هم از رایحش و هم از قدرتش  و این درحالی بود که تقریباً  90% همسران و بستگان نزدیک ایشان یا  این عطرو کم پسندیدن و یا کلاً بدشون میومد .

تست و نظر شخصی :
رایحه  :  8  از  10 -  روایح ابتدایی
رایحه  :  7  از  10 - روایح میانی و انتهایی
پخش بو  :  9  از  10  - حدود 3 الی 4 ساعت روی پوست نیمه چرب  تا شعاع 2 الی 3 متری .
ماندگاری  :  9  از  10  - حدود 6 الی 7 ساعت روی پوست نیمه چرب  و تا دو روز  روی کاپشن کتان و پشمی .
گیرایی و جلوه  :  9  از  10
ارزش خرید  :  9  از  10   برای 100 میل .
تست شده با نسخۀ اوریجینال  :  A17910A263 

موفق و شاد باشید . با تشکر از عطرافشان .
یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
سلطان عطربازهای ایران و توران  یه وقتایی چقدر بامزه و جالب مینویسین  و در عین حال چقدر هم با زحمت و دقت .
در مورد اون مسئله هم منظورشون با شخص بخصوصی نبوده مطمئن باشین . یه وقتایی در بعضی از تعاریف عطرها اصلاً نمیشه از خود عطر مطلب قابل استفاده ای بدست آورد  یعنی برای بعضیها ساده تر بیان بشه راحت ترند .

در هر صورت باعث تشکره . موفق باشید .  
یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
جناب جعفری سلام
راستش من ۳ کار اولی که براتون لیست کردم ،شیشه ی ۱۰۰ میل دارم و چهار کار بعدی لیست رو سمپل دارم.
هفت کار مزبور در اوج زیبایی فرم و محتوا هستند.ملایم هستند و رایحه ی سنگین ندارند.
در مورد این که چه عطری این روزها استفاده میکنم، والا من اصلاً تعصبی روی کار خاصی ندارم.تمام عطرهای مجموعه م رو با وسواس و دقت انتخاب کرده و خریده ام.
همه رو دوست دارم و خوشبختانه چون قبل از خرید عطر ،سمپل تهیه کردم ،کار بد توی مجموعه م نیست.
هر عطر رو در روزهای هفته استفاده میکنم و هفته ی بعد عطر دیگه ای رو میپوشم.
من حتی انتخاب تاپ تن از عطرهام برام مشکله چه برسه یک عطر.اصلاً برام این چیزها مهم نیست و از هر عطر به موقع و به جا لذت میبرم و اصلاً هم اعتقادی به عطر سیگنچر ندارم.اصلاً نمیخوام خودم محدود به یک عطر خاص کنم و از همه ی عطرهام لذت ویژه ی خود اون عطر رو میبرم.
باز هم اگه سوالی بود در خدمتتونم دوست عزیز 
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
ممنون از دوستان خصوصا جناب ایکاروس بابت توضیح کاملشون.
اقای ایکاروس حرفتون کاملا درسته ولی من (یه جورایی باید بگم متاسفانه) شهرستان هستم و واقعا دسترسی به مغازه عطر ندارم که این ها رو تست کنم و زیاد هم مطلع نیستم  از دنیای عطر , مجبورم بلایندبای کنم و بگم مثلا نمونه بوی همون عطر رو هم بزاره کنارش تا بتونم قبل از باز کردن جعبه اصلی عطر,  بو کنم اگه خوب نبود فقط میتونم عوض کنم عطر رو و این خیلی کارم رو دشوار کرده علاوه بر آلرژی که دارم . 
به هر روی , اقای دکتر مدارا ,  اگه امکانش هست و صلاح میدونین میشه چند نمونه عطر از برندای خوب و نیش , واسه فصل سرد و چند نمونه عطر واسه فصل گرم رو بهم معرفی کنین تا فقط از این فهرستی که معرفی میکنین چندتا کار بخرم؟
البته میدونم خیلی عطر معرفی کردین و باور کنین خیلی از کامنتاتون رو دنبال میکنم و حتی توی فضای مجازی هم که بودین ریویووهاتون رو میخوندم ولی واقعا سخته انتخاب عطر واسه من که الرژی دارم و حسابی سردرگم میشم ...
26 سالم هست و تیپم معمولا نیمه رسمی تا اسپورت و شخصیت برونگرا و صمیمی دارم.
باز هم مرسی از شما
اگه توی دنیای عطر دنبال مزون عطر لبنانی باشین، در ۹۹.۹۹٪ مواقع همه برند الی صعب (Elie Saab) رو بهتون پیشنهاد می‌کنن، اما اگر کمی بیشتر بگردید با یک برند دیگه آشنا می‌شین که بر خلاف الی صعب، در زمینه تولید عطرهای نیش فعالیت می‌کنه. این برند که ایدئو پرفومور (IDEO Parfumeurs) نام داره، حاصل همکاری یک زن و شوهر نازنینه که منجر به خلق رایحه‌هایی خاص شده. پس طبیعیه که اگه سلطان عطربازهای ایران و توران به بیروت سفر کنه، باید حتمن یه سری هم به فروشگاه این برند هم بزنه و بخش اصلی سفر بیروت رو به اون اختصاص بده.

آیا تا به حال به عروس خاورمینه، بیروت سفر کردین؟ چند وقت پیش متوجه شدم که یکی از دوستان قراره یه سفر تفریحی به بیروت داشته باشه و این برای من خیلی جالب بود و از اونجایی که همیشه دوست داشتم به این شهر سفر کنم، خیلی سریع دست به کار شدم و مقدمات این کارو آماده کردم.

پرواز ما به بیروت دیر وقت به زمین نشست و طبیعی بود که مستقیم به هتل بریم و به آغوش گرم تخت‌‌خواب پناه ببریم و گشت و گذار در شهر رو به فردا موکول کنیم. روز بعد، به بازدید از شهر رفتیم و به مدیترانه عزیز،‌ دلربا و همیشه آبی عرض ادب و احترام کردیم. شهر بیروت که زمانی عروس خاورمیانه لقب داشت، هنوز زخم جنگ‌های داخلی و نیابتی رو بر روی خودش داره اما کم کم داره بهبود پیدا می‌کنه. ولی، چیزی که بیشتر از هر چیزی جلب نظر می‌کنه، روحیه شاد و سرزنده مردمان این شهر است. همین‌طور نکته دیگه اینه که تقریبن همه در این شهر با صلح و صفا کنار هم زندگی می‌کنن و شاید جالب باشه بدونین که کلیسا و مسجد و کنیسه اصلی این شهر، همسایه دیوار به دیوار هستن!

البته، همیشه همه چیز هم این‌قدر خوب نیست و این کشور مشکلات بزرگی هم داره از جمله بحران پناه‌جویان سوری که متاسفانه از کشور خودشون آواره شدن و در لبنان هم وضع خیلی خوبی ندارن. در کل، بیروت دنیاییه که باید خودتون بهش سفر کنین و کشفش کنید و با توجه به اینکه ایرانی‌ها نیاز به ویزا ندارن،‌ توصیه می‌کنم دیگه این سفر رو به تعویق نندازین.

خب، از اونجا که من خیلی به شهر وارد نبودم و دوست عزیزم، جناب آقای نقشه گوگل (Google Maps) هم بدون اینترنت کمی بازی در می‌آورد، تلاش اول من برای پیدا کردن فروشگاه اصلی ایدئو پرفومور با شکست مذبوحانه‌ای مواجه شد و راه دیگه‌ای نبود جز اینکه دست از پا دراز تر به هتل برگردم. خوشبختانه، وبسایت این برند گزینه آنلاین چت داشت و مسئول مربوطه (که اسمش خانم سارا بود) بلافاصله جواب من رو داد و بعد از راهنمایی‌های لازم (و البته بعد از این که متوجه شد من بلاگر عطربازی هستم) قرار ملاقاتی با خانم لودمیلا بیتار (Ludmila Bitar) استاد عطرساز و یکی از موسسین برند برام ترتیب داد.

لودمیلا بیتار یک خانم فرانسوی – الجزایری بسیار مهربونه که قبل از آشنایی با همسر لبنانیش، آنتوان، سال‌ها در پاریس زندگی می‌کرده و تو برند‌های مشهوری مثل لورئال و الیزابت آردن فعالیت داشته. شاید جالب باشه بدونین که ایشون در الیزابت آردن برای چهره‌های مشهوری مثل بیانسه و بریتنی اسپیرز هم عطر ساخته. خب،‌ طبیعتن الآن ایشون با همسر و دو دخترش در بیروت زندگی می‌کنه و همین نقل مکان هم باعث تولد برند ایدئو پرفومور بوده. آنتوان، قصه‌گوی برنده و داستان مربوط به هر عطر رو خلق می‌کنه و لودمیلا هم طبعن،‌ خود عطرها رو می‌سازه. وقتی بهش گفتم توی ایران هستند کسانی که داستان‌گویی برای عطر مسخره می‌کنند و می‌گویند "اگه هدف بررسی یک عطره از نوت هاش و آکوردهاش بگید، از عطارش، از طراحی شیشش، از پخش و موندگاریش، دیگه سناریو و داستان نداره! اگه قصد جمع کردن لایک و جور کردن فالوور دارید یه صفحه ی شخصی تو اینستاگرم بزنید انقدر نمایش نامه و فیلم نامه بنویسید تا راضی شید" کلی خندید : دی 

در روز ملاقات،‌ خانم بیتار برای من وقت گذاشتن و همه تولیداتشون رو به من معرفی کردن. این محصولات شامل ۶ عطر که برای خانم‌ها و آقایون مناسبن که البته، در مقاله‌ای جداگونه اون‌ها رو بررسی خواهم کرد. همین‌طور این برند طیف متنوعی از شمع‌های معطر هم تولید کرده که به راحتی می‌شه از رایحه دلربای اون‌ها لذت برد.

جالب‌ترین محصول این برند برای من اما، یه عطر زنانه خاص بود که با نگرشی خاص‌تر و خصوصی‌تر تولید شدن و در مجموعه‌ای به نام Lingerie Perfumes جای گرفتن. این سه عطر، سه شخصیت کلی برای زنان در نظر می‌گیرن و  اون‌ها رو به سه دسته زنان عاشق‌پیشه،‌ زنان قدرتمند و مستقل و زنان با شکوه تقسیم می‌کنن و رایحه‌ای متناسب با این ویژگی‌های شخصیتی ارائه می‌دن. این سه عطر بیشتر برای زمان‌هایی مناسبه که خانم‌ها دوست دارن در حریم خصوصی خودشون از عطر استفاده کنن و مقداری از اون روی لباس یا حتی بالش خود اسپری کنن و مثلا، یک کتاب دست بگیرن و در دنیای موازی دیگری غرق بشن. البته، با توجه اسم این مجموعه (Lingerie به معنی لباس زیر) این عطرهای کاربرد اغواگرانه و دلبرانه هم می‌تونن داشته باشن که ما خیلی وارد این مساله نمی‌شیم!

دست آخر، لودمیلا بیتار عزیز یکی از شمع‌های معطر برند رو به من هدیه داد که از این بابت بسیار از ایشون سپاس‌گذارم. مدیر فروشگاه، آقای ناجی عزیز هم من رو به یکی از خوراکی‌های لبنانی به نام مناکیش زعتر (Manakeesh Zaatar) میهمان کرد.

میهمان‌نوازی، فرهنگ غنی و تاریخ چند هزار ساله لبنان هر گردشگری رو به خودش جذب می‌کنه و به نظر من، لبنان و به ویژه بیروت یکی از مکان‌هاییه که باید حتمن ازش بازدید کنید. خارج از اون نمای رسمی که از تلویزیون‌مان به‌مان نشان می‌دهند. رایحه‌های خاص ایدئو پرفومور رو هم فراموش نکنید که در عین داشتن حس و حال شرقی، نگرشی اروپایی دارن و (باز هم به نظر من) بسیار نوآورانه هستن. اگه دوست دارید بدونین که چرا من این‌قدر از تولیدات این برند خوشم اومده، منتظر مقاله بعدی من و بررسی عطرهای ایدئو پَرفوموُر باشید. باشد که عطرافشان محصولات این برند به سایت اضافه کند. 
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
همونطور گه گفتم بوی خوبی داره و پخش و ماندگاری هم نسبتا خوبه ولی تنها مشکلم اینه که برادرم یک عطر کوچیک مدل جیبی از شرکت ژک ساف خرید کرده به قیمت ده هزار تومن و جالبه که ۲۲ میلی هم هست و دقیقا بله درسته دقیقا بوی ادکلن منو میده و نسبتا ماندگاری و پخشش هم مثل همینه
یکم از خریدم پشیمون شدم چون دقیقا همین ادکلنه فقط قیمتش خیلی خیلی مناسبتره من خودم اول همینو میزنم ولی واسه تمدید از ژکساف مدل فندی یا ff استفاده میکنم
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
ایکاروس عزیز
دوست دارم اینو بگم که من عاشق دوره ،هنر و فرهنگ رنسانس هستم و در دوره ای که اکنون هست بیزار از تکنولوژی، شبکه های اجتماعی،فست فود و انسان های دور و بر جهانی که درش زندگی میکنم.
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
جناب آقای کبیری بزرگ ممنون از توضیحات تون در مورد عطرهایی که معرفی فرمودید میتونید ۲ تا ۳کار و معرفی فرمایید که دارای رایحه زیباتر و ظریفتر باشند وانتخاب خودتون باشه  و به نظر شما آیا قابل مقایسه با فراپین ۱۲۷۰ میباشند بنده با توجه به اینکه دنبال عطرهای چند وجهی و مشام نواز هستم که مانند عطر فوق  کمی هم خط بو داشته باشه ودیگه عطرهای سنگین و رایحه پر کن برای من لذت بخش نیست و جسارتامیشه سلیقه خودتون بدونم والان خودتون با کدوم عطر بیشتر ارتباط برقرار میکنید ببخشید که سرتون و درد آوردم 
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
ایکاروس عزیز سلام
من سمپل Beaufort London Fathom V رو دارم و شیفته ش شدم .
با توجه به ذائقه،سلیقه و مزاجم فکر میکنی بتونم Nuit de Bakelite رو بلایند بای کنم؟
خیلی ممنون و قربان لطف و صفات
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
بوی خوبی داره پخش و ماندگاری هم نسبتا خوبه
سلام به همه دوستان
اولا از آدمین درخواست داشتم محصولات برند evody رو به  سایت اضافه کنند.
از ایکاروس عزیز هم درخواست می کنم اگر امکانش هست یه نقد کلی بر این برند انجام بده و اگر ممکنه راجع به کاراکتر کویق بلانش توضیح بده.
ممنون می شم ثبت بشه نظرم
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
باز هم ممنون 
واقعا مشتاق تست شدم 
خیلی تشکر 
در این هیاهو پوچ مجازی دنیای کنونی دوست دارم کمی به عقب برگردم
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
بوی خوبی داره من خیلی دوست دارم ولی متاسفانه پخش و ماندگاری خیلی خوبی نداره
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
بوی خوبی داره من از خریدم راضی هستم
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
یکی از بهترین و خوشبوترین عطرهایی که داشتم و دارم 
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
صامت عزیز
وقتی سال قبل یک رویوی کلی از برند انیک گوتال نوشتم تصویر میز کار نابغه عطرسازی این برند رو نشان دادم. شلوغ ترین میزکار بین عطارهای دنیا متعلق به ایزابل دوئین هست. Isabelle doyen
سرچ کنید palestrina missa nigra دانلودش کنید و تا پایان گوشش بدید. به چهره ی ایزابل خیره بشین و خطوط سرد و نجیب چهره ش رو نگاه کنید.. این چهره ی اروپای رنسانس تصویر اکثر عطرهای این عطار هست. اصالت اگر مقاله ای میداشت یکی از نماد تلاش های ایزابل میبود. 
Let me play the lion , turtle vetiver , ambre fetiche , و حالا اینکار.. 
گویی یک معمار شیفته ی رنسانس پا گذاشته به قرن حاضر .. یک بانویی که از دور جهان قبل از معاصر رو درک کرده. یک اصالت غبار گرفته و شگرفی داخل عطرهای این بانو هست که فقط لغت آرت میتونه توضیحش بده. این عطر سر کشیدن به دخمه ی انبار سبزینه زده ی کهنه ای هست که تو رو به توو میکشه. اصلا هر وقت دیدی کسی سراغ درمنه و انجلیکا رفت با احتیاط باهاش برخورد کن. درمنه و انجلیکا و  نظایر اون از نمادهای ربوده شده و به قتل رسیده و ترور شده در مسیر خلق جهان مبتذل کنونیست. سبزی پر عمقی که لهجه ای چوبی-تنباکویی-چرمی-بنفشه ای  داره و به حشیشه الملائک معروف بوده یک آن نفست رو قبض میکنه و اگر از قبل از این جنس ( غریبگان عصر حاضر) بوده باشی لذتی از رهایی و شیدایی میبری. خاصه که مریمی ایندولیک-نیمه وحشی-پلاستیک گونه و زنانه ای در ذات عطر میوزه و گویی تن پوش این عطر مدت های زیادی در مجاورت دوده ی چوب و کاج و گاباک بوده و از او ردی به تنش گرفته. 
میتونست کار بهتری ازش خلق بشه اما. من اما دوستش میدارم. این جنس از عطرها مخاطبین خاص خودشون رو دارن و بر عکس عطرهای قبلی این بدند خیلی نمیشه بعدی اجتماع پسند براش قائل بود. 
یک مردانه ی معرکه ... اگر کمی گیاه توش کم تر بود بهتر بود ولی بازم یکی از معرکه هاست
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
Nuit de bakeliteرو دوستان کسی تست داشته ؟ از برند نائومی گودسیر
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
خیلی ممنون
چشم حتما رعایت میکنم 
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
صامت عزیز .. 
سوالات نامرتبط  رو در پاسخ به یک کامنت دیگه بنویسین.. 
ایوری زرجف چهار فصل هست. اما بهترین فصلش بهار. 
سنسوال ارکید از lm parfum اون بخش سداکتیو وایب فلاوری والیانت رو داده. 
رایحه انیمالیک لزوما چرک نیست. اما پاسخ این سوال نیاز به مقدمه چینی فراوان داره که ابتدا بایستی خود انیمالیک رو تشریح کرد و بعد راجع به کانسپتش صحبت کرد تا اگر مثلا گفتیم از نظرمون مریم یک رایحه انیمالیک داره کسی تعجب نکنه. رایحه فلزی رو عموما بصورت رایحه ای سرد ، تند ، الدهیدی و براق میشناسیم. مثلا بعد تند اسطوخودوس. که معمولا با کمک همین اسطوخودوس ، فلفل سیاه ، اوکموس، و الدهید بوی خون رو هم بازسازی میکنن. بوی خون هم جزو روایح فلزی هست. اما منطور از بوی فلز لزوما بوی اهن نیست. حس لمس فلز به همراه جیغ بودن و تیز بودن لبه های فلز مطرح هست. 
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
سلام جناب ایکاروس
اگه امکانش هست به سوالم پاسخ بدید 
این رو چندین بار پرسیدم 
چندین سوال رو داشتم و از هزاران اونا دو سه تاشون رو نوشتم که از دوستان پاسخی نگرفتم اگه سطحی هست ببخشید و اگر تکراری شرمنده فصل مناسب و پوشش درخور کار ایوری از سرجف چیه ؟ با توجه به قیمت خیلی خیلی خیلی گران والیانت از برند بودیسیا د ویکتوریس کاری نهایت تا حدود هشتصد با همین آکورد سراغ دارید ؟ رایحه انیمالیک لزوما کاری چرک و یا تند است ؟رایحه فلزی رو چطور توصیف میکنید ؟ 
از دوستان هم عذر خواهی می کنم که کامنت ها رو شلوغ کردم و به جناب ایکاروس حق میدم به جای این پاسخ به معرفی عطر جدید بپردازند که خیلی ها مشتاق اونند
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
مهدی جان
دفنه بوژه عطار این لاین ، قبلش توی برند لو لابو حسابی کولاک کرده بود. He wood رو ساخته بود و چند باری هم سعی کرده بود توی برندهای پیشروی دنیا نفوذ کنه. چیزی که از دفنه میدونیم اینه که یک آرامش و اصالت و شمرده گویی و نجابتی در بین اکثر کارهاش هست که خیلی به دنبال برونگرایی نیستن بلکه به دنبال حفظ کاراکتر هستن. این لاین ،  شبیه به آقای صدری  از دوستان و همکاران پدر من هست. اولین باری که آقای صدری رو دیدم در اورژانس بیمارستان شهدای تجریش بود که زانوی پاش از دو قسمت خوورد شده بود. ما خشم و دردی که در عضلات صورتش به صورتی غیر قرینه و نامانوس و غریب جلوه میداد به پرستاری کا از کنارش گذشت گفت: میدونم کار دارین و میدونم صدای ناله هام اذیت میکنه بقیه رو اما واقعا درد دارم. و واقعا هم درد داشت. خشم در چهره ش چیز نامانوس و تازه ای بود و  عضلات صورتش این فعل رو بلد نبودند. سالها بعد آند و شدها بیشتر شد. وقتی به آشپزخانه ی منزلش میرفتی همه چیز در یک امنیت و دسترسی راحتی چیده شده بود که قبلا هرگز نمونه ش رو ندیده بودم. انگار هزار سال توی اون اشپزخونه بوده باشی هرچیزی که بکر میکردی بدون هیچ درنگی در دیدرس بود. این نظم و امنیت روانی در تمام زندگیش گسترده شده بود. همه چیز پیشبینی شده بود و برای هر کاری ولو یک صورت شستن ساده تمام امکانات فراهم بود. محلول انتی سپتیک، کرم انتی سپتیک، فوم صورت، صابون، دستمال کاغدی ، خشک کن ، کرم مرطوب کننده همگی در یک راستا کشیده شده بودند گویی که بخواد به شما آموزش بده چگونه دستها و صورت رو بایستی شست. این زندگی از نمادهای اشرافیت خارج بود در حالیکه توان مالی اجازه ی اون رو هم به آقای صدری میداد با این حال استایل زندگی کنونی آقای صدری آنقدر پر از امنیت روانی بود که انگار ساخته شده بود برای اینکه هر که از بیرون به داخل نیاد ، هنوز نیامده،  بخشی از ساکنین همیشگی آن خانه بوده باشه. 
این لاین و به طور کلی کارهای دفنه بوژه همینطورن. شخثیت خودش هم همینطوره. از کارهای این لاین هیچ کدام برونگرایی  آنچنانی ندارن اما تگی بر شخثیت شما میشن که دلپذیر و قابل پدیرش و دوستانه ست.گویی مخاطب تازه ی شما ، شمارو از سالها پیش میشناخته. بین این دو کار که گفتید glacialis رو من خودم انتخاب میکنم. اما با فصایی نزدیک میتونم برم از همین برند شاهکارشو بگیرم : fou d absinthe .
 اما بهرتقدیر هیچ کدام در برونگرایی و بازخورد با سنسوال ارکید رقابتی ندارن و نیتی هم برای تقابل نداشتن
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
جناب پویا تشکر ، نسبتاً کامل و جالب بود .
اگه فرصت داشتین یه تستی هم از سمپل اوریجینال عطر EDP L'Homme Parfum Intense برند YSL مدل  داشته باشین .
اگه تهیه و تست کردید مطمئن باشید نظرتون رو جلب میکنه .
و اون موقع نظر خودتون رو هم بگین .

روز خوش .
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
با تشکرات فراوان دوست عزیز دکتر مدارا .
جناب rain  همینطور از عطرهای حاوی  زنجبیل کلاً بپرهیزین  با اینحال مصرف خوراکی و تازۀ اون به مقدار خیلی محدود  خطر کمتری داره .

با تشکر از همگی .
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
اوه اوه اوه . این عطر اینجا چه میکنه؟  تنباکوی فلاوری-گیاهی-ادویه ای اما خشک در بافت جیر و نیمه زعفرانی-تونکایی اما نمناک. حیف که زود ریفرموله شد. یکی از عجایب اون سال.  
نسخه 2012 یا 2013 رو خارج از ایران هنوز هم میشه پیدا کرد. بازخوردی سونامی وار داره با یک تیپ کژوال اما شیک و امروزی. 
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
رضا عزیز.. 
سالومه رو بار اول حتی قبل از لانچ جهانیش اینجا معرفی کردیم. بعد هم که تولید شد و اسمش در گوشی بین عطربازهای قدیمی نقل قول شد. و همون سال بهترین عطر سال 2016 شد. این سوالاتی که پرسیدید رو خودتون بایستی کشف کنید جوابش رو. بایستی سر و کله بزنید باهاش . سالومه معمولا با تمام وجود سعی داره پذیرایی کنه و چیزی رو مخفی نکنه. یک سمپل یا دکانت 5 میل بسیار میتونه کمک تون کنه
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
سلام
ابتداي اسپري كردن اين عطر كمي رايحه مركبات حس ميشه كه خيلي زود توسط زعفران و رز  كاور ميشه ..در ادامه روايح چوبي و شمعداني ميخوان حرفي براي زدن داشته باشن اما زورشون به رز و زعفران نميرسه در كنار اين بوي قوي از رز و زعفران روايحه دودي به عطر اضافه ميشه تا كمي از اون حالت غليظ رزي كم كنه اما بازم قدرت رز و زعفران توش غالبه ولي همين رايحه دودي كمي فاز عطر رو براي خيلي از علاقمندان به رايحه رز  وزعفران كه نميخوان خيلي عطرشون حالت رزي(همون مذهبي به باور عموم) پيدا كنه خوب ميكنه و بالانسش رو كمي بهتر  . اما به اعتقاد من اگر روايح دودي و چوبي در اين عطر قوي تر بود شايد بيشتر مورد پسند عموم قرار مي گرفت . در مجموع كاريست بر محور رز و زعفران كه بايد حتما قبل از خريد تست بشه. از نظر من كار خاصي نبود و براي شامه ي من حرفي براي گفتن نداشت .پخش و ماندگاري خوبي هم داره . 
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
Rain عزیز سلام
کار منطقی به نظر میرسه مراجعه به یک ایمونولوژیست باشه اما بی نتیجه ست. روش هایی که ما متوجه میشیم شما به چه آلرژن هایی حساسیت دارید در ایران وجود ندارن و در بسیاری از کشورها هم صرفا در حد بررسی هاییست که برای تحقیفات انجام میشه و نه برای افراد مبتلا و مراجعه کننده به کلینیک ها. روش مرسومی که افراد مبتلا به آلرژی در کلینیک ها علت آلرژیشون مشخص میشه پچ تست هست. این پچ تست یک سری آلرژن روی خودش داره که آلرژن های شایع مثل مایت و اینهاست. اما برای آلرژن های عطری موجود در عطرها چیز خاصی نداره. شایع ترین الرژن ها سینامون (دهرچین) ، لیمونن (عموما در عطرهای مرکباتی سنتتیک) ، لینالول (بیشتر در عطرهای اسطوخودوسی) ، استریپتینن (مثلا در رز ) و.. هستن. قوانینی که سالیانه ایفرا وضع میکنه بهمین خاطر هست که یکیش به این دلیل هست که مواد آلرژن رو از عطرها حذف کنه. این خیلی ربطی به سنتتیک بودن ، طبیعی بودن ، گران یا ارزان بودن عطرها نداره. شما میتونید با هر ماده ای در جهان دچار آلرژی بشید. با اینحال برندهای با کیفیت و با اصالت معمولا همه ی سعی شون این هست از این موادی که بطور شایع آلرژی ایجاد میکنن استفاده نکنن.  توصیه کلی این هست که سعی کنید از جدیدترین تولیدات استفاده کنید. مثلا در سال 2017 برگاپتن بطور کلی از عطرها حذف شد که خودش مسوول انواع و اقسام آلرژی ها به مرکبات بود. دوم اینکه از عطرهای آلرژی زای شایع استفاده نکنید. خصوصا از عطرهای مرکباتی سنتتیک یا دیزاینری. از محصولات شرکت هایی که  نام خوب ندارن و حقوق مصرف کننده براشون اهمیت نداره استفاده نکنید. مثلا همین ریو. مثلا عطرهای اسانسی مترویی و زیر پله ای. از عطرهای اسپایسی ، دارچینی و گورمنت هم مدتی پرهیز کنید. حدودا یکماه. و بعد اگر نتیجه گرفتید که برید مواردی که حذف کردید رو به نوبت وارد چرخه ی مصرف وارد کنید تا کشف کنید کدوم یک باعث آلرژی شده. ولی اگر کماکان با حذف اون دسته های اصلی آلرژی تون برطرف نشد گروههای بیشتری رو وارد چرخه حذف کنید. راه درمان آلرژی تنها و تنها حذف آلرژن هست. و درمان دارویی برای زمانی هست که آلرژی برای شما عوارصی ایجاد کرده که حتی با حذف همه موارد مشکوک باز هم برطرف نشن.  
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
جناب rain
یه سر ب کلینیک فوق تخصصی آلرژی و ایمونولوژی بزنید شاید درست شد مشکلتون
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
سلام جناب ایکاروس
من پسرم و متاسفانه دچار الرژی هستم و واقعا ناراحتم از اینکه بعضی از عطرها رو نمیتونم استفاده یا بو کنم چون بعدش دچار سردرد میشم و یا علائم دیگه و این شده یک معضل بزرگ واسم.
واقعا موندم چیکار کنم و حس میکنم یک نعمتی از من گرفته شده.
باید کلا از عطر فاصله بگیرم و نخرم یا راه حلی داره؟
 ممنون میشم پاسخ کاملی به من بدین که چیکار باید بکنم؟
پیشاپیش یک دنیا ممنونم از شما
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
دکتر ارجمند
به دنبال سالومه میگردم
نمیدانم پرنسس هست یا پرنس
به دنبال شخصیتش میگردم.همه جا تحسینش کرده اند.
شما چه دیده اید.

در باره ارمانی بویس د انسن چند سئوال دارم
یکی قیمت بالاشه و دیگری ترکیب سادشه
این چه شخصیته
سئوال مهمم تاریخ تولیدشه 2004 ایا رگه های نوتهای عطرهای قدیمی رو با خودش نداره.

پیشاپیش متشکرم
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
همه از وقار و سنگینی او می‌گفتند 
آرامشی که جلال دارد و ابهتی که یک مرد با جنم با خودش به همه تلقین میکند 
تعداد اسپری را که بیشتر کردم قیافه زمخت دودگرفته ی  کافشن چرمی پوش محلمان با موتور پرده دریده اگزوز ندار گاه به دیوار تکیه زده در تنهایی به یادم آمد 
سبیل درشت
ریش از ته زده که وقتی از کنارش رد میشدی ردی از افتر شیو داشت و البته بویی از دود که انگار نداشت ولی به تنش جار میزد
چنان که خالکوبی زنی غمازه بر دستان پرموی او از تناقض انگار فاش،میگفت بوی این عطر از صرف اثری مردانه 
چه برهنگی بیش از هم آغوشی وانیل و دود و چرم و چشمان خیره کمی شیرینی که شاهد بود 
لب گزیدگی از ابتذال نت ها که مردانه هست و توامان زن مانند 
کافیست چون من در پوششی از هوای بارانی امتحانش کنید تا به هم آغوشی وانیل و چرم با [...] دود پی ببرید   
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
باسلام.
عطر بلک افغان ازان عطر های پرطرفدار است که با یکبار استفاده تقریبأ به آن معتاد میشوید!!!
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
پشت سرم یک پنجره هست بازش کردم هوای تازه رو نفس میکشم بارون نم نم میباره رعد و برق میزنه هوا زیاد سرد نیست اما خیلی خنکه توی راه بودم باد گهگاه تند میشد چتر رو بزور نگه داشته بودم از زیر درخت ها رد میشدم بوی چمن و گیاه ها و یاس و... بعضی درخت ها نمیدونم  چه درختی هستن که گلهایی مثل بوی یاس دارن ! بوی گل و گیاه توی هوا پیچیده بود. 
دیشب تصمیم گرفته بودم یک کار پچولی محور خوب بخرم الان که نشستم کنار پنجره خیلی دارم نبود یک رایحه پچولی رو توی این هوا احساس میکنم پچولی ای مثل سایکدلیک توی این هوا واقعا اثراتی مثل روان گردان داره !
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
سلام
اين كامنت نظري در مورد اين كار كم نظير جووي نيست .
 بلكه حال و هواي اين روزهاي جهان و انسانهاي غريبش من رو بر اون داشت كه يكي از داستانهايي كه بسيار دوستش ميدارم از يكي از نويسندگان مورد علاقه م رو در اينجا و ذيل اين عطر بنويسم :

پلی بودم سخت و سرد، گسترده به روی یک پرتگاه. 
این سو پاها و آن‌سو دست‌هایم را در زمین فرو برده بودم،
 چنگ در گِل ترد انداخته بودم که پابرجا بمانم.
 دامن بالاپوشم در دو سو به دست باد پیچ و تاب می‌خورد.
 در اعماق پرتگاه، آبِ سردِ جویبارِ قزل‌آلا خروشان می‌گذشت...
 هیچ مسافری به آن ارتفاعات صعب‌العبور راه گم نمی‌کرد...
هنوز چنین پلی در نقشه ثبت نشده بود.
 بدین سان، گسترده بر پرتگاه، انتظار می‌کشیدم،
 به ناچار می‌بایست انتظار می‌کشیدم.
 **هیچ پلی نمی‌تواند بی‌آن‌که فرو ریزد به پل بودن خود پایان دهد** 
‏یک بار حدود شامگاه - نخستین شامگاه بود یا هزارمین، نمی‌دانم -، ‏اندیشه‌هایم پیوسته درهم و آشفته بود
 و دایره‌وار در گردش. حدود شامگاهی در تابستان،
 جویبار تیره‌تر از همیشه جاری بود
ناگهان صدای گام‌های مردی را شنیدم!
 به سوی من، به سوی من. - ای پل، اندام خود را خوب بگستران،
 کمر راست کن، ای الوار بی‌حفاظ، 
کسی را که به دست تو سپرده شده حفظ کن.
 بی‌آن‌که خود دریابد، ضعف و دودلی را از گام‌هایش دور کن،
 و اگر تعادل از دست داد، 
پا پیش بگذار و همچون خدای کوهستان او را به ساحل پرتاب کن. 
‏مرد از راه رسید، با نوک آهنی عصای خود به تنم سیخ زد؛ 
سپس با آن دامن بالاپوشم را جمع کرد و به روی من انداخت. 
نوک عصا را به میان موهای پرپشتم فرو برد
 و درحالی‌که احتمالاً به این‌سو و آن‌سو چشم می‌گرداند،
 آن را مدتی میان موهایم نگه داشت.
 اما بعد - در خیال خود می‌دیدم که از کوه و دره گذشته است که - ناگهان با هر دو پا به روی تنم جست زد
 از دردی جانکاه وحشت‌زده به خود آمدم،
 بی‌خبر از همه‌جا. این چه کسی بود؟ یک کودک؟ یک رؤیا؟ یک راهزن؟ کسی که خیال خودکشی داشت؟ یک وسوسه‌گر؟ یک ویرانگر؟ 
سپس سر گرداندم که او ‏را ببینم. _ پل سر می‌گرداند!
 اما هنوز به درستی سر نگردانده ‏بودم که فرو ریختنم آغاز شد،
 فرو ریختم، به یک آن از هم گسستم 
و قلوه سنگ‌های تیزی که همیشه آرام و بی‌آزار از درون آبِ جاری چشم به من می‌دوختد، تنم را تکه‌پاره ‏کردند....

پل-كافكا
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
آقا عالیه این ، من که واقعا راضیم ازش ، ماندگاری عالی ، پخش خیلی خوب ، بوش رو من خیلی دوست دارم 
وقتی سیگار مارلبرو امریکایی؛ سوئیسی و پاکستانی با سه کیفیت و سه قیمت متفاوت که در سه کشور مختلف تولید می‌شوند و همگی هم اصل هستند چون تحت لیسانس شرکت مادر تولید می‌شوند داریم؛ چرا عطر و ادکلن با کیفیت‌های متفاوت نداشته باشیم؟ شما اگر تشریف برده باشید بوتیک کرید در پاریس؛ و جعبه یکی از عطرهای کرید دست‌تان گرفته باشید کاملن متوجه می‌شوید این‌ها همان کریدهای که در خاورمیانه به صورت قاچاق فروش می‌روند نیستند؛ همان قاچاقی‌ها هم اصل هستند؛ فقط کیفیت‌شان اونی نیستند که در پاریس و فروشگاه‌های رسمی تهران به فروش می‌روند. اگر به تونس و مراکش سفر کرده باشید کارخانه‌های ایو سن لورن را مشاهده می‌کنید که تحت لیسانس شرکت مادر دارند عطر تولید می‌کنند ولی این عطرها اونایی نیستند که در بوتیک ایو سون لورن و فری‌شاپ‌ها فروش می‌روند. حالا دلیش چیه؟ شرکت‌های عطرسازی خیلی زرنگ شده‌اند؛ خودشان عطر درجه سه تولید می‌کنند با قیمت ارزان‌تر و به صورت غیرشرکتی به فروش می‌رسانند؛ تا شما را مجاب کنند جنس درجه یک شرکتی که از مبادی قانونی و با پرداخت مالیات وارد شده‌اند از فروشگاه رسمی بخرید.  
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
عطر خوشبو و مجلسی هست.
پخش بوی خوبی داره
من نیویورک رو یک عطر کلاسیک مدرن میدونم.
کسی که  در یک کافی شاپ با کت و شلوار حضور پیدا کنه و یک قهوه کاپوچینو بخوره این عطر میتونه براش جذاب باشه.ولی عالی نیست.میتونه گذینه خوبی برای یک امریکاییه خوش پوش با شلوار لی باشه.
فلفل درونش ملایمه و همه چیز به ارامش دعوت شده
بعد از کویر کوبا فکر کنم بهترین عطر نیکلای باشه.
ارزشش از خیلی از عطرهای دیگه بالاتره ولی قیمتش نمیارزه.
با احترام به نظرات دوستان.
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
سلام
ایکاروس عزیز اگر ممکنه کارنامه کاری آقای luca maffei رو یه بررسی اجمالی کنید،به نظر بسیار توانا می آن
تا وقتی میتسوکو گرلن هست دیاگلیو روجا داو کجاست؟ حالا اثر روجا پقفوم شارپ‌تر باشد؛ به نظر شما گرلن نمی‌توانست میتسوکو را آنچنان شارپ بسازد که قیمت تمام شده‌اش سر به فلک بزند؟ اینکه شما خارج از بدنه صنعت سینما بتوانید فیلم بسازید حالا هر چقدر بدون صحنه‌های پرخرج خیلی با ارزش‌تر از این است که وسط هالیوود با تمام پول و امکانات آن فیلمی بسازید که تکنولوژی از سر کولش بالا برود. 

کریس نولان در شوالیه تاریکی برمی‌خیزد توی اون سکانس حمله به وال استریت؛ داره می‌گه انقلابی‌های جنبش ۹۹٪ امریکا تروریست هستند!!! کل فیلم بیانیه‌ی کاپیتالیسم علیه حرکت‌های اعتراضی -  و به طور مشخص - اشغال وال‌استریت است. اون سکانس خیلی گل درشت؛ دغدغه نولانی: وال استریت بسته شه هالیوود بسته می‌شه دیگه من نمی‌تونم بلاک باستر بسازم. وای که من بی‌زارم از بلاک باستر. بلاک باستر چیست؟ فیلم‌های بسیار پر خرج و عظیم که معمولن طولانی‌تر از زمان فیلم‌های عادی هستند و پر آب و رنگ ساخته می‌شوند و از دکورهای عظیم استفاده می‌کنند. این فیلم‌ها با توجه به هزینه‌ای که در بر داشته‌اند باید فروش سرسام‌آوری بکنند تا به سوددهی برسند. بلاک باستر هم معنای پرخرج را با خود دارد و هم معنای پر فروش را. برای مثال فیلم هایی مانند برباد رفته ( 1939- Gone With The Wind )، تایتانیک ( 1998- Taitanic)، جنگ ستارگان ( 1977- Star wars ) و ... . 

۵۰ سال از مرگ یاسوجیرو اوزو گذشته است. حالا دیگر در توکیو ـ شهری که شیفته‌‌اش بود و داستان‌‌ آن را چونان ارمغانی جلیل در سرگذشت سینما باقی گذاشت ـ نیز هیچ نشانی از او نمی‌توان یافت. واپسین اثر اوزو، پیش از مرگ، نام سحرآمیز «بعدازظهر پاییزی» را بر تارک خویش داشت. آن‌جا، در پایان، از زبان هیرایاما می‌شنویم: «آخرش تنها شدم!» این آخرین کلامی است که از بوطیقای سینمایی اوزو بر جای مانده است! در کدام فیلم او بود که مردی تنها در تاریکی می‌نشست و برای خودش چای می‌ریخت یا خودش را باد می‌زد یا سیبی را پوست می‌گرفت؟ و در کدام فیلم‌ِ دیگرش‌ بود که شبِ ناشادِ زنی درظاهر خو‌ش‌بخت اما در دل اندوه‌زده را نشان ‌داد که دعوت به کنسرت بتهوون را نپذیرفت و در قعر شب، تنها در خیابان، راهیِ خانه شد؟

باری، «تنهایی» رازِ بوطیقای او بود. بوطیقای ناامیدی که در آن «همه می‌ترسند: از مرگ دیگری، از آینده، از حقیقت و از زندگی. به یکدیگر وابسته‌اند، چون از تنهایی در هراس‌اند؛ اما میان جمع هم نگران تنهایی از کف‌رفته خویش‌اند.»... و این، سینما است در شکل متعالیِ آن: بوطیقای تنهایی؛ بوطیقای ملال... فرانتس کافکا، آن پیشگوی بزرگی که اندکی پیش از کارل درایر، رنوآر، اوزو، آنتونیونی، تروفو، برگمان، برسون و بعدها فون‌تریه، لینچ، هانکه، بلا تار، لئو کاراکس، آندری زویاگینتسف، و آقای وودی آلن، از منظومه شوم انسان دوران ما پرده برداشت در خاطراتش چنین نوشته است که: «ما می‌‌خواستیم برج بابل بسازیم اما به جای آن چاه بابل را حفر کرده‌ایم.»

از سرگذشت دهشت‌ناک سده‌ای که به تازگی گذشته است، آشکارا پیداست که کافکا حقیقت را گفته بود. او از جداافتادگی و تنهایی انسان زمانه ما نوشت؛ فروپاشی عواطف و روابط انسانی، و معناباختگی و ژارگونیِ زبان را هشدار داد‌؛ از دشواری‌ها و شکنجه‌‌های زیستن در برهوت رابطه، و از سرگردانی و ملالِ ابدیِ آدمی ـ آن‌جا در قعر بابل پرده برکشید. یکی از مشهورترین داستان‌های کافکا نام‌اش «حُفره» است؛ داستان حیوان بی‌نامی که با وسواس تمام سرگرم حفر سوراخ و بنا گذاشتن پناه‌گاهی زیرزمینی است، که نرم‌نرمک به جای جان‌پناهی امن و محکم، تله‌ای از کار درمی‌آید بی هیچ راهِ گریز. زیر پوست حیوان و آن‌سوی حالات حیوانی، کافکا کمدی سیاه سرگردانی تاریخی و تراژدی شکست هستی‌شناسانه ابناء بشر، و اگر دقیق‌تر بگوییم: سرنوشت فرجامینِ انسان دوران ما، را جست‌و‌جو می‌کرد.  

همانقدر که با کتاب سازی مخالفم با عکس‌سازی هم مخالفم؛ عکس‌سازی روح عکاسی می‌کشد؛ فقط به درد لایک گرفتن می‌خورد وگرنه هیچ ارزش هنری ندارد.  اگر هدی رستمی عکاسه پس بهمن جلالی چیه؟ اگر نولان کارگردانه پس اوزو  کیه؟ 

کریس نولان کارگردان نیست یک تکنولوژیست است. اگر سرمایه تهیه کننده‌‌های هالیوود نبود هیچ وقت فیلم‌های بلاک باستر ساخته نمی‌شدند برای همین است در اسکار جایزه بهترین فیلم می‌دهند به تهیه‌کننده. ولی در ونیز؛ کن؛ لوکارنو؛ سن سباستین و ساندنس جایزه بهترین فیلم می‌دهند به کارگردان. قرمز و سرخ باهم فرق دارند. ماتیک قرمز؛ لاک قرمز و... ولی خون سرخ؛ شهید سرخ؛ لاله سرخ؛ رفیق سرخ؛ گل سرخ. 

در  عصر بلاک باسترهاست که مارلی و رامون مولویزار فروش می‌روند. دیگر کسی برای گرلن و هرمس تره هم خورد نمی‌کند. زنده باد لاکچری. 
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
خیلی وقت بود دنبال ی رقیب برای تام فورد نرولی می‌گشتم چون با اون قیمت میتونستم دو شاهکار بخرم 
ممنون جناب ایکاروس 
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
سلام جناب ایکاروس 
چندین سوال رو داشتم و از هزاران اونا دو سه تاشون رو نوشتم که از دوستان پاسخی نگرفتم 
اگه سطحی هست ببخشید و اگر تکراری شرمنده 
فصل مناسب و پوشش درخور کار ایوری از سرجف چیه ؟
با توجه به قیمت خیلی خیلی خیلی گران والیانت از برند بودیسیا د ویکتوریس کاری نهایت تا حدود هشتصد با همین آکورد سراغ دارید ؟
رایحه انیمالیک لزوما کاری چرک و یا تند است ؟رایحه فلزی رو چطور توصیف میکنید ؟
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
یک مشکل عطرهای سیتروسی اینه که تقریبا همشون بوی مشابه دارند مگر معدودی کار مثل رنایسنس زرجف که ان هم  طبیعی است  که قیمت بسیار بالایی داشته باشند.این عطر هم با توجه به قیمتش خوش بو است وفقط بوی صابونی ان کمی زیاد است.
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
Invasion barbare 
MDCI
Last Year In Marienbad 
فیلم "سال قبل در مرین باد" از شاهکارهای تصویری دنیاست. دیدن این فیلم 96 دقیقه ای برای من گاه شش تا هفت ساعت زمان میبره .
اینویژن باربار با شروع آلدهیدی-خشک در کنار افشره ای از بنفشه ی خاک گرفته و قلبی آروماتیک-اسپایسی-سیتروسی و قوی  که به مشک پودری هم تنه میزنه وارد بدنه ای از فوژه میشه که کلاسیک ه  میشه اما خوشبختانه به مانند سارتوریال از پنهالیگونز راه رو به سمت فضای آرایشگاهی نمناک و فلزی و دستمالی شده نمیبره بلکه در اتمسفری شفاف و خشک از لوندر  که از طرفی مختصری شیرین و از طرف دیگر مختصری چوبی-فلزی هست قرارتون میده. این فضا پرفورمنس و اجرایی فکر شده و تصویر پردازی شده داره. بلافاصله با اولین اسپری اینویژن وارد فضای فیلمی که گفتم میشید. دوربین ها با فاصله ی مناسب ، نورپردازی ها حرفه ای و مکان اصیل و با نژاد و با هویت که منتظر شمان که اکتی متناسب با این میزانسن داشته باشید. اما به جای موسیقی فرانسیس سیریگ و وقاری تا به انتها مستحکم،  به مرور وارد انزوایی کسل میشید که از نقص خلقت وانیل و پچولی در انتهای کار حاصل میشه. 
کار خوبی هست تقریبا و شش و نیم تا هفت از ده میزان انتظاری هست که بر آورده میکنه.ارزش خیلی بالایی نداره. 
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
Bright Neroli 
Ferrari


#نرولی به شکوفه های ترنجیان و درخت نارنج میگن. رایحه ی نرولی با توجه به شیوه های استخراج اویلش متفاوت هست اما طیف وسیع تری از شکوفه ی پرتقال داره. نرولی رایحه ی فلاوریش از جنس گل های سفید هست اما شیرین و کمی سبز و در عین حال کمی فلزی و مختصرا حیوانی هست. نرولی اگر موسیقی بود ساخته ی #جیمزلست بود و اگر نقاشی بود حاصل دست #رنوآر بود. 
این کارش کاملا یونیسکس و البته حتی کمی مردانه ست. کاملا لیاقت بلایند بای رو داره و به ظرافت های یک مرد آن زمان که پیراسته و تمیز و خوشرو هست اشاره میکنه. رقیبی برای نرولی پورتوفینو با قیمت حدود یک دهم برای صد میل.. 
تایید و ارسال عکس

توجه: شما با ارسال عکس، موافقت خود را با قوانین قرار دادن عکس پروفایل در عطرافشان اعلام می دارید.