[فاتوم ــ یکی از واحدهای سنجش طول برابر با 6 پا که عمدتا برای اشاره به عمق آب استفاده میشود].
پدرت در ژرفایی به عمق پنج فاتوم آرمیده است
و از استخوانهایش مرجان میسازند
و دو چشمانش مرواریدند
در او چیز تباهشوندهای نیست کز وی تحولی دریایی نباشد
و به چیزی گرانمایه و شگفت بدل نگردد. (سرود آریل، نقلشده از نمایشنامه «طوفان» شکسپیر)
با الهامگیری از «طوفان» شکسپیر (اثری که شکسپیر در آن، تصاویری از آبوهوای پرتلاطم، کشتیهای غرقشده و جزیرههای جادویی را احضار میکند)، بنمایه اصلی عطر «فاتوم وی» براساس عبارتی مشهور به «سرود آریل» در این نمایشنامه خلق میشود.
«تحول دریایی» که اکنون بهعنوان «دگردیسی» یا «تغییر شکل» درک میشود، اولین بار در این نمایشنامه پدیدار شد و امروزه کاربردی رایج پیدا کرده است. وضعیت دائما درحال تغییر دریا ــ در نوسان دائمی میان آرامش و خروش ــ نقطه عزیمت ما در این عطر است و ما با استفاده از ترکیبات ناب ظاهرا متضاد و متناقض با غلظتهای افراطی و شدید در چنین نوسانی دست به کاوشگری میزنیم: نمک به جلوههای زمینی میرسد، نتهای گیاهی درخشان با خزههای غلیظ آمیخته میگردند و نتهای گلفام روشن نیز با روایح ادویهای غلیظ و فلفل ترکیب میشوند.
با خلق تضاد میان بالا و پایین، نو و سایه، وضعیت درحال تغییر دریا را به تصویر میکشیم: شدتمندی و نیرومندی دریا ــ و جذابیت ژرفاهای تاریک آن.
عطری برای افراد بیباک و بیپروا: آنان که پیشفرضهای همیشگی درباره معنای حقیقی عطرهای «آبزیـدریایی» را به چالش میکشند.
| برند | بیوفرت لندن |
| طبع | خنک |
| سال عرضه | 2016 |
| گروه بویایی | معطر گیاهی |
| کشور مبدأ | انگلستان |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | ترکیبات سبز ، نارنگی، انگور فرنگی سیاه، دانه سرو کوهی ، خاک زمین |
| اسانس میانی | گل ابریشم ، یاس، آویشن ، گل یلانگ ، زنجبیل ، فلفل ، گل سوسن، زیره سبز |
| اسانس پایه | کهربا، نعناع هندی ، خزه درخت بلوط ، خس خس ، سدر ، روایح دودی، نمک |
این یکی از عطرهای تاریک و دراماتیک بیوفرت لندن است. ادای احترام به گیاهان دریایی است.دریایی که سبز تیره است، خزه دارد، شوری دارد، و کمی هم تهمزهی غرق شدگی.
شروعش کاملاً جدی است با نتهای سبز مثل برگ له شده، مثل ساقهای که با ناخن شکسته باشی، مستقیم پرت میکنه وسط یک باغِ مرطوب کنار اقیانوس.
ریحان، ترخون، برگهای خیس، یک حس کلروفیلی تند که نه شیرین است نه لطیف.اینجا خبری از مرکبات شاد و پر انرژی نیست.سبزی تیزی دارد کمی تلخ و کمی شور.
انگار موجی از دریا اومده و به یک باغ گیاهان دارویی سیلی زده.
کمکم بوی خاک مرطوب بالا میاد. خزه و جلبک.
گل هایی میشه حس کرد اگر باشند ولی سفید و سردند؛ نه عاشقانه، نه اغواگر. بیشتر شبیه گیاهی که در تاریکی رشد کرده اند.فضای آکواتیک معمولی را فراموش کنید. اینجا کمی ترسناک است.پایهی کار چوبی و کمی خاکی میشود.خاکی که خشک نیست و مرطوب است و چوبی که آفتاب نخورده و در سایه مانده.یک تلخی آرام تهش میماند.
این کار برای کسانی مناسب است که از عطرهای تمیز و آبی معمولی خسته شده است و برای کسی که میخواهد دریا را واقعیتر تجربه کند با نمک، جلبک و تاریکیاش.این کار میتواند یک تجربهی متفاوت باشد.عطری است برای کسی که از تاریکی نمیترسد برای کسی که میداند زندگی فقط آفتاب ظهر نیست،
گاهی باید غروب آفتاب هم دید تا چیزی تازه کشف کرد.
«هر که دریا را سطحی دید، عمق را هرگز نچشید»