Heroine
جمعه 1 خرداد 1405
Heroine-بودیسی د ویکتوریوس هرویین
حقیقتا این عطر منو شدیدا گیج کرد. یکی از زیباترین و خاص‌ترین اوپنینگ‌هایی رو داره که تا الان بو کردم ولی ای کاش بوش یه ذره خطی‌تر بود. هر بار که بوش می‌کنم دوباره، یه بوی دیگه‌ای رو حس می‌کنم و بوش بعد از مدتی هر بار شبیه به عطرای مختلف دیزاینری میشه.
عطر خوشبویه و همش دلت میخواد بوش کنی، پخش بو و ماندگاریش عالیه. ولی با این قیمت مطمئن نیستم.
17 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
پاسخ به Fatimah
فاطیما جون پاپ... ریا نسخه ده میلش رو داره. همینطور سمپل
9 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official هاشم پور
عطری اساسا بی ربط به کنزو فلاورها، اونقدر بی ربط به نسخه پیلار که نمیدونم چطور کنزو به عنوان فلنکر ارائه داده این عطر رو! یک عطر گرم و نه حتی معتدل، بیشتر شبیه عطرهای کلاسیک و قدیمی هست من یاد عطرهای قدیمی مامانم زمانی که بچه بودم میافتم در حالی که خود کنزو فلاور عطر نسبتا مدرنی به لحاظ کانسپت محسوب میشه به نظرم. از نظر شباهت به عطرهای دیگه و حالت کمی ترش و ادامسی بودن، فاطیما ی عزیز به خوبی توصیف اش کردند. من حس تفکیک نت و بازی نت آنچنانی ازش دریافت نمیکنم. چیز آزاردهنده ای نداره و مثل نسخه پیلار اولش بوی الکل نداره اما برای من جذابیت خاصی هم نداره هرچند ازش بازخوردهای خوبی هم گرفتم.
31 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
Guidance
جمعه 1 خرداد 1405
Guidance-آمواج گایدنس
پاسخ به محسن
جناب محسن ممنون از راهنماییتون🌹
متاسفانه به طرز عجیبی از فلنکر اصلی هردوی این ها خوشم نمیاد ولی فلنکر هایی که فرمودین رو تست نکردم
تجربه‌ی بدی از تست خود دلینا تو تابستون دارم
برای همین الان تست نمیکنم که دچار سوبرداشت نشم از طفلی ها ولی از اونجا که خیلی مشتاقم این دلبر خوشمزه رو یکاریش کنم که متفاوت بشه حتما یادداشت میکنم و یادم میمونه که فصلش رسید تست کنم.
7 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official علی موسوی
Imagination
جمعه 1 خرداد 1405
Imagination-لویی ویتون ایمجینیشن
سلام من کارشناس و نظریه پرداز در حیطه عطر نیستم اما عطرهایه زیادی داشتمو تجربه کردم دفعه اولی هست یک عطر رو‌برای بار دوم میخرم و استفاده میکنم چون حالم با بوی این عطر خوب میشه به نظرم این عطر برای برای من کاربرد تراپی داره.
15 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official کامبیز سخی
پاسخ به علیرضا
چه حس خوبی هست عاشق عطر بودن
10 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official کامبیز سخی
Virgin Island Water
جمعه 1 خرداد 1405
Virgin Island Water-کرید ویرجین ایسلند واتر
درود خیلی عالی توصیف کردید برای ایران فکر کنم باید اورتو پاریسی کوئیوم رو پیشنهاد کرد خیلی به حال و هوای این روزهای شهرهای ایران میخوره
10 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official Mahmod Akrami
Lord of Misrule
جمعه 1 خرداد 1405
Lord of Misrule-لاش لورد اف میسرول
Lush - Lord of Misrule
اعجازی در وادی هنر عطر...
در هم‌آمیختگیِ ناخودآگاهِ عناصری آزمایشگاهی که با حفره‌ای در ساحتِ فضا_زمان، دریچه‌ای نوین به قلمروها و سطوحِ دیگر عالم وجود می‌گشاید.
این عطر گذاری است از جهان خاکی به عالم خیال..

پله نخست:
بهترین سرآغاز ممکن.. گشایش عطر با انفجاری از "پچولی" است. نماینده و نمادی از وجه خاکی و زمینیِ عالم حیات. آغشته به لبه‌هایی تیز از "فلفل"! مرارت‌های هستی به کلی نمایان است. جهانی غرق در هیاهوی رنج و اضطراب و تشویش. آلوده به نابکاری‌ها.. رخ بر خاک مالیده با میل به انزوایی خودخواسته..

پله دوم:
روزنه‌ای از امید در کورسوی ناامیدی‌ها چشم می‌گشاید. "وانیل" در وجهی نرم و لطیف آهسته و خاموش، بی آن‌که صدای گام‌هایش ازدحامی بر پا کند نزدیک می‌شود. مخملِ انگشتانش را به سویت می‌کشاند و نرم نرمک با ملاطفتی همچون فرشتگانِ سپیدبال دستانت را لمس‌کنان می‌فشارد. اینجاست که قلبِ از تپش افتاده‌ی فرو رفته در اعماقِ عواطفی سرخورده به یکباره احیا می‌شود. زانوان پینه‌بسته‌، مقهورِ سالیانی دراز خمودگی در پهنه خاک، مسرور در برافراشتگی‌ می‌شوند و روح آدمی میل به پرواز می‌یابد..

پله سوم:
دل‌انگیزترین گذر مسیر است. مرحله عروج آغاز می‌شود. فرشته‌ی وانیل در گذار از تنگنای زمان-مکان و نقض عوالم فیزیک، دستانت را به موجودی غریب می‌سپارد: "مشک"! او آهسته تو را در آغوش می‌کشد. هاله‌ای مرموز پیرامونت را فرا می‌گیرد و یکسره وجوهی وهم‌انگیز بر پیکره‌ات مستولی می‌شود. سرانجام و در احاطه‌ی مشک است که رختِ وجودت مطهر از آلودگی‌های عالم خاکی، به پالودگیِ مطلق می‌رسد...
39 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official میثم
Satine
جمعه 1 خرداد 1405
Satine-لالیک ساتین
اسمش كاملاً برازندشه
عطري به لطافت ساتن و ابريشم
خوش رايحه و خوش قيمت
اما پخش بود و ماندگاري متوسط رو به ضعيف
18 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
Hypnotic Poison
جمعه 1 خرداد 1405
Hypnotic Poison-دیور هیپنوتیک پویزن
فکر کنم فقط من بودم که از این عطر اصلا خوشم نیومد و وایب خوبی نگرفتم ،در حدی که مرجوعش کردم😑 الان بعد گذشت دوسال دلم میخواد یه بار دیگه تستش کنم شاید نظرمو جلب کنه
4 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official علی موسوی
Tobacco Vanille
جمعه 1 خرداد 1405
Tobacco Vanille-تام فورد توباکو وانیل
عطرای تنباکویی همینجوری هستن
5 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official Amin
Carmina
جمعه 1 خرداد 1405
Carmina-کرید کارمینا
ممنون عزیزم
4 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official Mary
8
رایحه
7
ماندگاری
6
پخش بو
8
طراحی شیشه
Donna Trussardi 2011
جمعه 1 خرداد 1405
Donna Trussardi 2011-تروساردی دونا 2011
ازش انتظار ماندگاري و پرفورمنس زياد نداشته باشيد
اما رايحه شاداب و با طراوتي داره
من اولين خريدم يك بلايند باي بود و صرفاً بر اساس معرفي يكي از دوستانم كه بلاگر عطر هستن خريدم، اونم باتل ١٠٠ ميل
شادابي رايحه بار اول خيلي نظرم رو جلب كرد اما همون روزها و هفته هاي اول دو احساس كاملاً متناقض و متضاد نسبت بهش داشتم
گاهي عاشقش ميشدم و قربون صدقش ميرفتم و ميگفتم حتماً ميتونه جز تاپ تنز عطرهام باشه و گاهي ازش متنفر ميشدم چون به نظرم بوي حشره كش ميداد 🥴😂
اما الان كه تجربه و اطلاعات بيشتري نسبت به نتها دارم نه تنها جز تاپ تنزم هست بلكه اگر تورم و افزايش قيمت ها دستم رو نبنده ، مدام شارژش خواهم كرد
21 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
Purpose 50
جمعه 1 خرداد 1405
Purpose 50-آمواج پورپورس 50
پرپس ۵۰ شبیه عطری نیست که ساخته شده باشد تا دوست‌داشتنی باشد.
بیشتر حسِ شیئی مقدسی را دارد که سال‌ها در تاریکی نگهش داشته‌اند؛ چیزی میانِ کتابی سوخته، محرابی خاموش، و خاطره‌ی مردی که دیگر هیچ‌کس نامش را به خاطر نمی‌آورد.

اولین اسپری، مثل باز شدنِ دری سنگین در دلِ صومعه‌ای متروک است.
بخور بالا می‌آید، اما نه آن بخورِ روشن و روحانیِ معمول؛ اینجا دود، بوی ایمانِ زخمی می‌دهد.
کنارش فلفل صورتی و پاپیروس، حسی خشک و تلخ می‌سازند، شبیه لمسِ کاغذی قدیمی که رطوبتِ زمان، گوشه‌هایش را خورده باشد.

پرپس ۵۰ عجیب‌ترین نوعِ تاریکی را دارد؛
تاریکی‌ای که جیغ نمی‌زند.
فقط آرام، سنگین، و بی‌رحمانه روی پوست می‌نشیند، مثل حقیقتی که مدت‌ها از روبه‌رو شدن با آن فرار کرده‌ای.

بعضی عطرها می‌خواهند تو را جذاب‌تر کنند.
بعضی می‌خواهند قدرتمندتر به‌نظر برسی.
اما پرپس ۵۰ انگار اصلاً به جهانِ بیرون اهمیتی نمی‌دهد.
این عطر رو به داخل ساخته شده؛ برای لحظه‌هایی که آدم شب، در سکوتِ کامل، ناگهان حس می‌کند سال‌هاست چیزی در روحش آرام‌آرام در حالِ فروریختن بوده و خودش نفهمیده.

هرچه جلوتر می‌رود، صندل و زعفران و آن چوبِ دودیِ تاریک، مثل خاکسترِ گرم روی پوست پخش می‌شوند.
نه شیرینیِ واضحی وجود دارد، نه آرامشِ واقعی؛ فقط نوعی گرمای خسته، شبیه آخرین زغالِ روشن در اتاقی سرد.

و دقیقاً همین‌جاست که پرپس ۵۰ تبدیل به شاهکار می‌شود.

چون این عطر بوی «ویرانی» نمی‌دهد؛
بوی انسانی را می‌دهد که بعد از ویرانی، هنوز ایستاده است.

روی بعضی پوست‌ها، بخورِ آن حسِ مذهبی پیدا می‌کند؛ اما روی پوستِ من، بیشتر شبیه بوی کتِ مردی‌ست که ساعتِ سه‌ی صبح، در خیابانی خیس راه می‌رود و دیگر نمی‌داند دارد از چیزی فرار می‌کند یا به سمتش می‌رود.
همه‌چیز در این عطر، سنگین و آهسته است؛ انگار زمان داخلش کندتر حرکت می‌کند.

پرفورمنسش غول‌آساست، اما نه به شیوه‌ی عطرهای پر سر و صدا.
پرپس ۵۰ مثل سایه عمل می‌کند؛
آرام، چسبیده، و ماندگار.
حتی وقتی فکر می‌کنی محو شده، ناگهان از یقه‌ی کت یا آستینت بالا می‌آید و دوباره یادت می‌اندازد که بعضی رایحه‌ها، مثل بعضی اندوه‌ها، هرگز واقعاً ترکَت نمی‌کنند.

و شاید زیباترین بخشِ این عطر همین باشد؛
این‌که هیچ تلاشی برای دلربایی نمی‌کند.
وقارش از جنسِ سکوت است.
از جنسِ آدم‌هایی که آن‌قدر درد کشیده‌اند که دیگر نیازی به توضیح دادنِ خودشان ندارند.

پرپس ۵۰ را که می‌پوشی، حس نمی‌کنی خوشبو شده‌ای؛
حس می‌کنی نسخه‌ای تاریک‌تر، عمیق‌تر و صادق‌تر از خودت، آرام از زیرِ پوستت بیرون آمده و برای اولین بار، بوی واقعیِ تنهایی را پیدا کرده است
27 تشکر شده توسط : امین رضا صانعی          nazanin
La Petite Robe Noire Eau Fraiche
جمعه 1 خرداد 1405
La Petite Robe Noire Eau Fraiche-گرلن لاپتیت روب نویر او فرش
دوستان این زیر از قیمت 290 تا 500 هزار تومن دارن حرف میزنن :))))))))))))
باید بگم امروز این عطر حدود 400.000.000 ریال یا 40 میلیون تومان قیمت داره

نولان تو اینتراستلار یه سکانس ساخته بود که کوپر تو سیاهچاله گذشته رو میدید و داد میزن که نرووووو
منم الان تو سیاهچاله داد میزنم بخرید بخخخخررید با همون قیمت بخرییییید
21 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official 🄼🄾🄽🄰
Dignified
جمعه 1 خرداد 1405
Dignified-هاوس آف سیلیج دیگنیفاید
بعضی عطرها را می‌شود پوشید،
اما بعضی عطرها شبیه گذشته‌ای هستند که روی پوست برمی‌گردند؛
نه به شکلِ خاطره،
بلکه مثل زخمی قدیمی که ناگهان وسطِ یک شبِ آرام، دوباره شروع به تیر کشیدن می‌کند.

دیگنیفاید برای من بوی مردی‌ست که مدت‌ها پیش، چیزی را در خودش دفن کرده و بعد، با نهایتِ وقار، روی قبرِ آن ایستاده تا کسی نفهمد زیرِ این سکوتِ مرتب، چه فاجعه‌ای خوابیده است.

از همان ابتدا، آن تلخیِ رام‌نشده‌ی مرکبات و ادویه، مثل باز شدنِ درِ عمارتی قدیمی‌ست؛ جایی که هوا بوی چوبِ کهنه، کتاب‌های بسته، و سیگارِ خاموش‌شده روی لبه‌ی لیوان می‌دهد.
همه‌چیز شیک است، اما این شیکی، حسِ تجملِ بی‌هویتِ امروزی را ندارد.
دیگنیفاید بوی پولِ قدیمی می‌دهد؛
پولِ آدم‌هایی که آن‌قدر رنج کشیده‌اند که دیگر نیازی به نمایش ندارند.

این عطر را که می‌زنم، همیشه تصویرِ مردی در ذهنم شکل می‌گیرد که نیمه‌شب، تنها در لابیِ هتلی عظیم نشسته؛ کتِ تیره‌اش هنوز بی‌نقص است، ساعتش زیر نور کم می‌درخشد، و پیشخدمت‌ها با احترام از کنارش رد می‌شوند، بی‌آنکه بدانند او ساعت‌هاست دارد به جمله‌ای فکر می‌کند که هرگز نباید می‌شنید.
دیگنیفاید دقیقاً بوی همان لحظه است؛
لحظه‌ای که انسان می‌فهمد بعضی زخم‌ها هرگز خوب نمی‌شوند، فقط یاد می‌گیری چطور با آن‌ها شیک‌تر زندگی کنی.

هرچه جلوتر می‌رود، تنباکو و چوب و آن گرمای کهرباییِ تاریک، آرام روی پوست می‌نشینند؛ نه مثل آتشی وحشی، بلکه مثل بخاریِ کم‌جانی در اتاقی سرد.
و آن‌جاست که عطر، خطرناک می‌شود.

چون دیگنیفاید اغواگر نیست؛
متین است.
و متانت، وقتی با اندوه ترکیب شود، از هر اغواگری‌ای کشنده‌تر می‌شود.

بعضی عطرها سعی می‌کنند جوان به‌نظر برسند؛ پرانرژی، پرهیجان، پر از وعده.
اما دیگنیفاید از همان ابتدا می‌داند دنیا چه‌جور جایی‌ست.
بوی مردی را می‌دهد که دیگر به «ابدیت» باور ندارد، برای همین به جزئیات پناه آورده؛ به صدای یخ داخلِ لیوان، به لمسِ پارچه‌ی کت، به دودِ آرامِ تنباکو در هوای بارانی، به عطری که تنها چیزی‌ست که بعد از رفتنِ آدم‌ها، هنوز روی یقه باقی می‌ماند.

و عجیب‌ترین بخشش این است که هرگز سعی نمی‌کند دوست‌داشتنی باشد.
دیگنیفاید تو را بغل نمی‌کند، دل‌داری نمی‌دهد، حتی توضیح هم نمی‌دهد.
فقط کنار تو می‌ایستد، مثل مردی که خودش هم خسته‌تر از آن است که بخواهد کسی را نجات دهد.

روی پوست، کم‌کم همه‌چیز نرم‌تر می‌شود؛ چوب‌ها گرم‌تر، تنباکو تلخ‌تر، و آن حسِ اشرافیِ ابتدایی، تبدیل به چیزی شخصی‌تر می‌شود؛ شبیه اتاقِ تاریکی در انتهای یک مهمانی بزرگ، وقتی همه رفته‌اند و فقط بوی عطر، الکل و حرف‌های نیمه‌تمام در هوا مانده است.

دیگنیفاید مرا یادِ آدم‌هایی می‌اندازد که خیلی دیر فهمیدند اعتماد، لوکس‌ترین چیزی بوده که داشته‌اند.
آدم‌هایی که حالا هنوز لبخند می‌زنند، هنوز مؤدب‌اند، هنوز خوش‌پوش‌اند، اما درونشان چیزی برای همیشه از حرکت ایستاده است.

و شاید به همین دلیل، این عطر این‌قدر عمیقاً مردانه است؛
نه چون بلند و خشن و پر سر و صداست،
بلکه چون بلد است فروپاشی را
با نهایتِ وقار حمل کند
42 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
7
رایحه
6
ماندگاری
7
پخش بو
10
طراحی شیشه
Fuel for Life Homme
جمعه 1 خرداد 1405
Fuel for Life Homme-دیزل فیول فور لایف مرد (فول فر لایف)
درود
این کار رو به عنوان هدیه برای برادرم گرفتم اول از همه شیشه کار بشدت منحصر به فرد و زیباست از اون دسته از کار ها که فقط باتلش شما ترغیب به خرید میکنه
رایحه سینتیک هست اما اذیت کننده نیست. پر هیاهو نیست شیطنتی داره اما ماهیت آرومش رو حفظ میکنه
میوه و شیرین ؛ تمشک این کار واقعا نگم از تمشک که چقدر زیبا کار شده و هم آمیزیش با اسطوخودوس رنگ مردونه و فوژه به این کار میده اما به شدت کنترل شده و بالانس که اینکار رو تو همون فضا عطر مورد پسند جوانان نگه داره به اون شکل تغییر نت و آکورد ها رو متوجه نمیشم و به نظر کاملا خطی هست
به نظرم جز اون دسته کار هاست که اگر خودتون استفاده کنید به سرعت بینیتون به رایحه اش عادت میکنه و فکر می‌کنید عطر قدرتی نداره ولی توی تن بقیه براتون کار جالب و مورد پسندی هست. این کار در حد و اندازه خودش و برند سازندش نمره قبولی میگیره پخش خوب ماندگاری خوب به شما میده
مناسب سنین ۱۸ تا ۲۵ یا نهایت ۳۰ میبینمش
کار ارزنده ایی هست که شاید بخاطر برندش کم بهش توجه شده
19 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
Jean Lowe Immortal
جمعه 1 خرداد 1405
Jean Lowe Immortal-میسون الحمبرا جین لووی ایمورتال
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند نسخه‌های جدید این عطر با نام ایمورتل (قبلا ایمورتال) تولید می‌شود که رایحه تقریباً همان قبلی است یعنی به نظرم خیلی جزئی تغییرات داده‌اند اما آنقدری نیست که فاحش باشد. با ماندگاری و پراکنش متوسط.
پیشنهاد من برای همین رایحه با ماندگاری و پراکنش خوب، عطر مارک جوزف ماین نویر ۱۹۹۰ است در حجم ۱۱۰ میل که حدود ۱ میلیون تومان از الحمبرا ایمورتل گران‌تر است اما واقعاً شایستگی زیادی دارد. در باتل زیبا و مستحکم و هارد باکس زیبا.
ضمن اینکه، نسخه‌ی ۳۰ میل اورجینال الحمبرا ایمورتل هم در بازار وجود دارد که می‌توانید ابتدا نسخه‌ی ۳۰ میل را تهیه کنید اگر مورد پسند بود، سپس اقدام به خرید نسخه‌ی ۱۰۰ میل کنید. اما کماکان، پیشنهاد من برای رایحه ی لویی ویتون ال ایممنسایت همان عطر مارک جوزف ماین نویر ۱۹۹۰ است.
بهترین ها برای شما و تمامی عزیزان...
30 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
California Dream
جمعه 1 خرداد 1405
California Dream-لویی ویتون کالیفورنیا دریم
پاسخ به دانیال عباسی
خواهش می‌کنم
بله به عنوان یه کار شرکتی و با توجه به ماهیت و نوع رایحه درکل قابل قبول هست. درخصوص شباهت هم که عرض کردم متوسط هست.
3 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official امیر محمدی
Ombre Rubis
جمعه 1 خرداد 1405
Ombre Rubis-جان چالز بروسو آمبر روبیس
پاسخ به عالی
درود من ۴ سال پیش از میث..عطر خریدم فول باتلشو ک الان دیگه عطرای غیرایرانی توی فروشگاهشون موجود نیست متاسفانه. سمپلش رو میتونید از ایر..وس بگیرید موجود داره
4 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official حمیدرضا شیری
6
رایحه
9
ماندگاری
9
پخش بو
9
طراحی شیشه
Tobacco Vanille
جمعه 1 خرداد 1405
Tobacco Vanille-تام فورد توباکو وانیل
پاسخ به پینوکیا
بله ممنون اینو تست کردم دوستش داشتم فقط اون حس و حال و فضاش رو دوست نداشتم فابیلیوس فضای باز تر و باشکوه تری داره اما اینم خوبه
5 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official حمیدرضا شیری
پاسخ به مهرداد جان
اره وگرنه خودم تست میزدم سر این اینجا گفتم که خب بالاخره یسریا ایران نیستن یا با اونور کانکشن دارن،از نظر من تو رنج همون اینتنسلی ابسولوتلی هست بهتر یا بدترش رو فقط سلیقه میتونه بگه البته این نظر شخصیمه باید ببینیم چی میشه
5 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official حمیدرضا شیری
XJ 1861 Naxos
جمعه 1 خرداد 1405
XJ 1861 Naxos-زرجوف ایکس جی 1861 ناکسوس
کیمیاگری که عسلش زهر بود»

در شمال جزیره ناکسوس، کوهی بود به نام تیمائوس. روی قله، کیمیاگری به نام اِلیا زندگی می‌کرد که به جای اکسیر جاودانگی، می‌توانست احساسات را تقطیر کند. او معروف بود به «آونگ شیرین»؛ چون محصولاتش همیشه دو نتیجه می‌داد: یا عاشق می‌شدی یا دیوانه.

کارگاهش پر بود از شیشهای پر از ترنج و لیمو و اسطوخودوسهایی که غروب را به خاطر می‌آوردند. اما راز اصلی در دیگ مرکزی بود: عسلی که از زنبورهای منطقه ممنوعه می‌آمد.

فصل اول: تردید

روزی سردار آریان، فرماندهی که هرگز نباخته بود، به کوه آمد. الیا به او گفت: «برای پیروزی آمدهای؟» آریان سکوت کرد. الیا نگاهی کرد و زمزمه کرد: «نه… برای گم شدن آمدهای.»

او سه قطره از اکسیر ناکسوس را روی دست سردار چکاند.

نت آغازین (ترنج، لیمو، اسطوخودوس) – ناگهان آریان تمام خندیدن‌های کودکیش را به یاد آورد. ترنج روی زخم‌های کهنه‌اش نمک پاشید. لیمو چشمانش را تیز کرد، اما اسطوخودوس... اسطوخودوس زمزمه کرد: «بیا ببینم ته این قشقرق چه خبر است؟»

فصل دوم: سقوط در عسل

نت میانی (عسل، تنباکو) – عسل روی دستش جاری شد. اما این عسل زهرآگین بود. نه از نوع کشنده، از نوعی که نقطه امن را ویران می‌کند. آریان ناگهان به یاد آورد که چرا از صمیمیت فرار می‌کند. تنباکو دود کرد و چهرهی مادری را نشانش داد که وقتی بچه بود، گفت: «قوی بودن یعنی هیچ‌کس نباید بداند چه حسی داری.»

الیا خندید و گفت: «ببین سردار! بوی چیزهایی می‌آید که هیچ‌وقت اجازه ندادی باشند. این عسل می‌گوید میتوانی ضعیف باشی و هنوز دوست‌داشتنی.»

فصل سوم: زرهی که آب شد

نت پایه (وانیل، کهربا، چوب صندل) – بدن آریان شروع به درخشیدن کرد. وانیل مانند دستی نامرئی پشت گردنش را نوازش داد. کهربا گرمایی در قفسه سینه پخش کرد که قفل‌های زره را آب می‌کرد. چوب صندل اما سکوتش را برد. برای اولین بار، سردار گریه کرد.

الیا صورتش را به باد داد و گفت: «حالا برو. اما نه برای جنگ. برای اینکه بالاخره بگذاری یکی تو را بو کند... بدون اینکه قضاوت کند.»

آریان از کوه پایین آمد. دیگر هرگز اردوگاهش را بدون عطر نبست. سربازانش می‌گفتند: «سردار بوی خدایی می‌دهد که تازه یاد گرفته بدون کمک زره هم می‌تواند دوست داشته باشد.»

سال‌ها بعد، الیا از دنیا رفت. اما روی سنگ قبرش نوشته بودند:

«اینجا کسی آرام گرفته که فهمید انسانها از فرمانبری نمی‌میرند... از آن عسلی می‌میرند که هیچ‌کس جرئت نکرد به خوردشان بدهد.»

و عطر ناکسوس ماند؛ برای تمام آریان‌های این دنیا که جنگیدن را بلدند اما «بودن در آغوش» را... نه
27 تشکر شده توسط : Tlks نیلا ی
6
رایحه
9
ماندگاری
9
پخش بو
9
طراحی شیشه
Tobacco Vanille
جمعه 1 خرداد 1405
Tobacco Vanille-تام فورد توباکو وانیل
انگار کسی که پیپ یا سیگار با کیفیت می‌کشه بوی خوبی داره حس و فضا مثل یک کافه که همه سیگار و پیپ دستشونه یا یک کسی که مثلا منقد سینما یا نویسنده و.. که پیپ دستش هست و می‌کشه و بیرون هم هوا بارونی که فصل پاییز یا بهار هست این فضا رو داره کلا من خودم این مدل فضاها رو خیلی دوست ندارم
14 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
More Than Words
جمعه 1 خرداد 1405
More Than Words-زرجوف مور دن ووردس
عهدنامه ی آخرین عودسوز»

در قلمروی رُزی شهر کهن آزور، جایی که خورشید هر غروب تنه‌ی کهربایی می‌شد، پادشاهی بود به نام دیون. او یک راز داشت: دوستش نداشتند. مردم از فرمان‌هایش اطاعت می‌کردند اما هیچ‌کس جرئت نگاه در چشمانش را نداشت. چون بوی عود و چرم شیرین از تنش بلند می‌شد، بویی که می‌گفت: "به من نزدیک نشو... مگر اینکه حاضری مال من باشی."

در حومه‌ی شهر، دختری به نام لیرا گل‌های رز سیاه پرورش می‌داد. او نابینا بود. اما می‌توانست عطرها را ببیند. یک روز طوفان رُزی تمام دروازه‌ها را بست. لیرا در کاخ پناه گرفت. دیون فرمان داد: "دستش نزنید. بگذارید خودش بو بکشد و برود."

لیرا اما نرفت. قدم زد تا به تالار رسید. نفس عمیقی کشید و گفت:
«تو بوی خدای شکست‌خوردهای را می‌دهی. عودت خالص است اما چرمت هنوز از شمشیرهایی زخمی است که برای کسی که دوستش داشتی نکشیدی.»

دیون لرزید.

نت آغازین (رز و کمی)میوه ای - دیون برای اولین بار صدای قلبش را شنید. میوه سرفه‌اش را درآورد، اما رز در گلو فرو رفت. عطر داشت به او می‌گفت: «درد را نگه دار، شیرینش می‌کنم.»

نت میانی (عنبر، کهربا، عود) - دستور داد تمام عودسوزهای شهر را خاموش کنند. در سکوت کهربایی، لیرا به او نزدیک شد. بوی عنبر از نبضش می‌آمد. انگشتانش را روی گونه‌ی دیون گذاشت و گفت: «می‌بینی؟ بیشتر از کلمات. من بوی ترس پنهان شده در پس گردنت را حس می‌کنم.»

نت پایه (جوز هندی و چرم شیرین) - دیون زانو زد. جوز هندی در هوا مثل طلسمی پیچید که نفرین تنهایی را می‌شکند. چرم شمشیرهایش از شرم نرم شد. به لیرا گفت: "مرا بو کن. تمام حرف‌هایی که هیچ وقت نزدم..."

لیرا خندید: «نشنیدم. فقط بوییدم. شنیدی؟... این همان "بیشتر از کلمات" است.»

صبح که طوفان خوابید، لیرا رفته بود. اما توی تالار، عطرش روی صندلی باقی مانده بود. دیون فهمید که عشق گاهی یک نت پایه است که ساعتها بعد از تمام شدن آهنگ... هنوز روی پوست می‌ماند.

و او ماندگار شد. برای کسی که جرئت کرد بویی را بو کند که هیچ واژه‌ای برای توصیفش وجود ندارد..
22 تشکر شده توسط : Tlks          nazanin
Gran Ballo
جمعه 1 خرداد 1405
Gran Ballo-زرجوف گرن بالو
این عطر رو به تن خودم نبوییدم ولی طی معاشرت طولانی با عزیزی که تنپوش کرده بود دارم نظرم رو می نویسم
بر مبنای بک گراند این عطر که اشاره به رسم گرن بالو تو ایتالیای قرن هجدهم داره ما با یه عطر شیرین و لطیف و خوش گذرون مواجهیم عطر خیلی رویایی و دراماتیکیه به نظرم
نت گل های سفید در اوپنینگ وایب یه دختر معصومه که انگار برای اولین بار اومده مهمونی، برای اولین بار به رقص دعوت میشه و در تلاشه اون آماتور بودنش رو پنهون کنه نت گلی حالت پاستیلی به خودش نمی گیره نسبت به عطر هایی که در اوپنینگ نت گل های سفید دارن بالغانه تر بود و برای من جذابیت بیشتری داشت تا اینجا.
اما برسیم به بخش گورماندش انگار دختر قصه و اون پسر اشراف زاده ای که باهاش می رقصید بالاخره موفق شدن سالن رقص رو به سمت بالکن ترک کنن و هم زمان که دسر می خورن بتونن دور از سر و صدا بیشتر با هم صحبت کنن و بیشتر همو بشناسن ترکیب کارامل و وانیلش میاد با نت های گلی همراه میشه و بوی کرم کارامل یا کرم بروله طوری ای میده
حقیقتا من بیشتر طبع این عطر رو معتدل میدونم تا خنک و بیشتر مناسب بهار و اعتدال پاییزه
پخش بو و ماندگاریشم به نظرم خوب بود پاف بیشتر و شارژ کردنش میتونه برای مهمونی های شلوغ کفایت کنه
اما نکته ی مهم اینه که به نظرم خیلی مهمه که به صاحبش بیاد بین خودمون بمونه مثلا به تن دوستم اینجوری بود که من تهش با خودم گفتم نه عزیزم... برای تو نشده... .
27 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
Chance Eau Tendre
جمعه 1 خرداد 1405
Chance Eau Tendre-شنل چنس او تندر
چنس او تندر یه عطر گلی ، میوه ای و پودریه با طبع خنک که رایحه ای آرامبخش و مسحور کننده داره . از اون عطرهای حال خوب کن که از بوییدنش سیر نمیشی و باعث میشه کلی دوپامین تو مغزت ترشح بشه .
شروعش با دوتا میوه بِه و گریپ فروته . هنر عطرسازی یعنی بِه رو که من زیاد میانه خوبی باهاش ندارم طوری توی این عطر با نت های دیگه فیکس کرده که اگر نباشه یه جای کار میلنگه . همین بوی میوه ای وقتیکه با گل یاس و سنبل و زنبق میکس میشه یه حس لطیف و رمانتیک به عطر میده . زنبق فضای عطر رو تا حدودی پودری میکنه اما خوبیش اینه که زنبقش بولد نیست . سنبلی که اول فصل بهار رشد میکنه ‌و حضورش توی سفره هفت سین نوید اومدن بهار رو میده با بوی سبز ملایم ، شیرین و مریم مانندش اینجا به همراه یاس و زنبق حس خوبِ بودن در طبیعت رو توی فصل بهار بهتون میده . آخرای کار هم باز همون حس معتدل بهاری وجود داره که از خنثی شدن گرمای کهربا و خنکی سدر شکل گرفته .
من که به عنوان یک مرد از لحظه به لحظه و تغییر نت های این عطر لذت بردم.
خانم ها خوش به حالتون که ژاک پولژ عزیز چنین شاهکاری براتون ساخته که میتونید کل فصل بهار و تابستون ازش لذت ببرین و با پوشیدنش در هر جا و مکانی حال بقیه رو هم خوب کنین .





31 تشکر شده توسط : فرهاد          nazanin
10
رایحه
6
ماندگاری
3
پخش بو
5
طراحی شیشه
First Instinct Sheer
جمعه 1 خرداد 1405
First Instinct Sheer-آبرکرامبی اند فیچ فرست اینستینکت شیر
چندمیل آخرش رو فقط منتظر بودم هوا گرم شه تا استفاده‌ش کنم. هفته قبل که قرار بود کویرکاشان بریم گفتم بهترین موقعیته که باخودم ببرم و تمومش کنم.
خوشبوی بد پرفورمنسی بود که فکر می‌کردم باتلش جا رو تنگ کرده. ماندگاری و پخش ‌بو در تهران خیلی ضعیف بود و بعد از یک ساعت رایحه شامپویی ضعیف روی پوست می‌داد.
اما توی کویر که به خودم زدم بوی سیتروس لذت بخشی چند دقیقه بود و بعد بوی حسابی شکوفه پرتقال و بعدتر موگه شروع شد و تا چند ساعت باقی موند. اولین بازخوردش رو هم در همون‌جا گرفت و دومیش رو وقتی کسی موقع خداحافظی بغلم کرد. و تمام.
برای یک بطری عطر پایان خوشایندی بود.
توصیه‌م اینه اگر در جای گرم و خشک هستید بیشتر لذتش رو خواهید برد اما من برای تهران مجدد تمدید نخواهم کرد. البته قطعا اگر هدیه بگیرم قطعا در خشک‌ترین و گرم‌ترین هوا جزء انتخاب‌هایم خواهد بود :).
24 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
Ombre Leather Parfum
جمعه 1 خرداد 1405
Ombre Leather Parfum-تام فورد امبر لدر پارفوم
«امبر لدر و رساله‌ی بطالت»

بگو چکار کنم...
وقتی شادی، بندی است که به دمِ بادبادکی آویخته و هر لحظه بیمِ گسستنش می‌رود، و غم، سنگی است که با وقارِ «امبر لدر» در سینه‌ام می‌نشیند؛ سنگی سیاه، چرمی و دودی که در سراشیبیِ این دره‌ی بی‌انتها، مرا در خود غرق می‌کند.
دلم، شاخه‌ی شاتوتی است که در شبِ سردِ بیابان، زیرِ چرخ‌های یک ماشینِ مسافرتی له شده؛ خونش با رایحه‌ی تند و حیوانیِ چرم درآمیخته و باد، این عصاره‌ی سیاه را به در و دیوارِ روحم پاشیده است. بگو چکار کنم...

آقای راسل، در ستایشِ «بطالت»رساله‌ای نوشته است.
اما او احتمالاً هیچ‌گاه «امبر لدر» را روی پوستی که از اضطراب می‌لرزد، تست نکرده است. راسل از بطالتی می‌گوید که تلطیف شده است، که باوقار است؛ اما بطالتِ ما، از جنسِ بویِ چرمِ کهنه‌ی «تام فورد» است؛ خشن، تسخیرکننده و بیزار از هرگونه ضعف.
خوشبختی؟
مگر دنیا به کسی وفا کرده که حالا بخواهد در نت‌های پایه، به ما لبخند بزند؟
دنیا، همان چرمِ تلخی است که ابتدا با تندیِ هل فریب‌مان می‌دهد و سپس در نهایتِ بی‌رحمی، ما را در آغوشِ کهربایی‌اش خفه می‌کند.

ما، در این روزهای خاکستری، از فلسفه‌ی راسل عبور کرده‌ایم.
ما در «مِه» نیستیم؛ ما در «دودِ سیاه» هستیم. درست وسطِ یک بن‌بستِ چرمی!
سرگردانیم؛ مثلِ نتِ چرمیِ امبر لدر که روی پوست، هم‌زمان هم بویِ اصالت می‌دهد و هم بویِ زوال.
گم شده‌ایم یا چیزی را گم کرده‌ایم؟
شاید خودمان، همان «نُتِ گم‌شده‌ای» هستیم که در لایه‌های تندِ یاس و چرمِ این عطر، زیرِ آوارِ زمان دفن شده‌ایم.

اگر آقای راسل، رساله‌ای در بابِ «سرگردانیِ چرمی» می‌نوشت،
اگر می‌دانست چطور باید با رایحه‌ی سمیِ امبر لدر، در مه ایستاد و به هیچ‌چیز فکر نکرد،
شاید امروز به کارمان می‌آمد.
اما حالا، فقط من مانده‌ام و این عطرِ سیاه که هرچه زمان می‌گذرد، تلخ‌تر می‌شود.
و باز هم همان سوالِ بی‌جواب:
بگو چکار کنم... وقتی دنیا مثلِ امبر لدر، همه‌چیز را در خود می‌بلعد و تنها «خاطره‌ی چرم» را روی پوست به جا می‌گذارد؟
21 تشکر شده توسط : Tlks          nazanin
Chrome
جمعه 1 خرداد 1405
Chrome-آزارو کروم
پاسخ به سالار كلوچه
شما میشی سالار جان منم میشم مهرداد کلوچه 🍪
3 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official علی موسوی
Chrome
جمعه 1 خرداد 1405
Chrome-آزارو کروم
پاسخ به سالار كلوچه
من حاضرم عوض کنم چون عاشق کلوچه ام از هر نوعش 😁😉😉
2 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official علی موسوی
فک کنم هنوز داخل ایران نیومده چون 2025 هست . ولی ندید میگم از همه ی کارهای این لاین بهتره
3 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official امیر محمدی
Bleu de Chanel EDP
جمعه 1 خرداد 1405
Bleu de Chanel EDP-شنل بلو ادو پرفیوم
مخلصم جناب وقوعی عزیز🙏
خداروشکر که به دلتون نشسته انشاالله همراه با شادی و سلامتی استفاده کنید 🌹
18 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
5
رایحه
10
ماندگاری
9
پخش بو
5
طراحی شیشه
Kutay
جمعه 1 خرداد 1405
Kutay-یونیک لاکچری کوتی ( کوتای )
ویسکی در واقع گرایانه ترین حالت خودش اما باقی نت ها جایی برای خودنمایی ندارن.
مقداری چرمی با آندرتن شیرین و دودی که شاید بیشتر برای ناگارموثا باشه.
بنظر من رایحه در همین حد متوقف میشه.
واژه های well blended و refined(خوب ترکیب شده و تمیز و‌ همگن) درباره این عطر به کار نمیاد
ما بقی کارهای این خانه عطر رو تست نداشتم اما بنظر تمرکزشون بیشتر روی بازار هدف غرب و‌جنوب غرب آسیا با تکیه به روایح سنگین و ماندگاری های بسیار بالاست.
انتخاب اسم “یونیک لاکچری” هم که جلو جلو میخواد تصویر پر زرق و برقی به مخاطب بده هم انگار جرئی از همون برندینگ و بازاریابیه
برای رعایت انصاف باید بگم که سیاژ تا دورترین نقاط مکانی که حضور دارید قابل حسه و ممکنه بازخوردهای خوبی هم بگیرید
برای زمستان با این روایح بوزی انتخاب های خیلی بهتری هست
17 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
Tobacco Vanille
جمعه 1 خرداد 1405
Tobacco Vanille-تام فورد توباکو وانیل
اگه طرفدار فابیولسی اینم حتما مبپیندی منم عوود وود و توسکان لدر زیاد دوست ندارم اما از نظرم توباکو وانیل و فابیولس واقعا محشرن.
5 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official علی موسوی
Fate For Women
جمعه 1 خرداد 1405
Fate For Women-آمواج فیت زنانه (آمواژ )
دوستان عزیزم درود
چند روز پیش خبر بدی شنیدم از مدیریت عزیزمان در خصوص این عطر !
فرمودند تولید این عطر متوقف شده است :(
البته حدس میزنم چرا !
کمی زبر و متخلخل است ، اوج و فرودش شتابزده است ، در "فورمولاسیون" میتوانست دقیقتر باشد !
لیک به سلیقه من ، رایحه ای بسیار زیبا دارد !
اولا یونی ست ، زنانه مطلق نیست ، مردانی شاعرپیشه با قلبی مهربان ، میتوانند در منزل بپوشند ، حتی توصیه میکنم این را !
من که بسیااار دوست اش دارم !
حال که تفسیر اش کردم ، خودتان متوجه خواهید شد و رای خواهید داد !

● عمان ، آمواج فِیت زنانه ♡ ۲۰۱۳ ، ادوپرفیوم
چایپر اورینتال فلورال ، گرم

چون تولیدش متوقف شده ، خیلی ریزبینانه تجزیه تحلیل و تفسیرش نمیکنم بلکه مختصر و مفید !
و اتفاقا خاطره ای ازین عطر ناز دارم که این عطر را بر حافظه من حک کرد :)

اولا این نکته را بگویم که سه نت روایح دودی و پچولی (بیشتر) و اوکموس (کمتر) در تمامی عمر رایحه عطر حضور دارند لیک با دوزهای مختلف در پله های مختلف عطر !
بنابرین شما رایحه ای خاکی دودی خزه ای را در تمامی رایحه حس خواهید کرد که برخی اوقات بازیگر اصلی اند و وسط صحنه مشغول رقص اند و گاهی در دور و اطراف صحنه مشغول دست زدن و تماشای رقص دگران اند ، لیک هماره در کادر دوربین دیده میشوند !

》پله نخست ، تاپ نت :
یک تاپ نت ادویه ای اسپایسی را حس میکنید با حضور دارچین و فلفل های سیاه و سرخ (چیلی) که برگاموتی قوی همراه با اوکالیپتوسی که خیلی عجولانه به سرعت می آید و مابقی وظیفه ی خنک کردنِ پله تاپ نت اسپایسی را تماماً به برگاموت میسپارد و میرود متعادلش میکنند به خنکی .
از سویی دود که بدلیل حضور برگاموت و اوکالیپتوس ، منتول و خنک و بخوری شده را حس خواهید کرد همراه با رایحه ای نسبتاً قوی از خاک (پچولی) و خنکای خزه ایِ اوکموس !
☆ پس تجمیع رایحه تاپ نت شد این :
رایحه ای اسپایسی دودی خاکی خزه ای یی که با برگاموت و اوکالیپتوس خنک و متعادل شده است !
زمان : خیلی طول نمیکشد ! حوالیِ ربع ساعت !

》پله دوم ♡ قلب :
خدای من ! عاشق این قلب اش هستم !
فلورالی با آرپژ نرگس !
تو گویی نرگس شیراز است ! عجب غلظت و عمقی دارد این نرگس ! گویی عطارش که نمیدانم کیست ، این نت را بیش از همه دوست دارد و حتما خاطره ای دارد در یک شب مهتابی با آسمانی ستاره باران ، که معشوقه اش غرق در گلهای نرگس بوده است ! شاید در شیراز ما !
رز سرخ بسیار لطیف ، که دقیقا مشخص است که رز سرخ است ! همراه با یاسی غلیظ ، نرگسی غلیظتر و گل لابدانیوم که رایحه ای امبری انیمالیک چوبی مشکی چرمی و خشک و شیرین دارد ! همراه با دودی گرم و غلیظ که پای از پله اول فراتر نهاده از قدرت ، ایضاً از بخوری ، به سمت گرم و خشک و غلیظ و فلورالی چرخیده !
پچولی و اوکموس هم کماکان هستند اما با وجودیکه نزدیک شده اند به پله اصلی خود (درای داون) لیک حتی از تاپ نتِ دور ، ضعیفتر شده اند ! چرا ؟
چون قدرت نت های فلورال شدیدتر است ، ورنه آنها با همان قدرت سابق حاضرند لیک به چشم نیایند !
☆ پس تجمیع رایحه قلب شد این :
قلبی گلگون (نرگس یاس لابدانیوم رزِسرخ) غلطان در ظرفی خاکی و خزه ای در کنار دود !
زمان : طولانی ، حوالی یکساعت .

》پله پایه ، درای داون :
اورینتالی صمغی وانیلی خاکی خزه ای چرمی دودی انیمالیک !
رایحه عطر در این پله میچرخد به سوی اورینتالی قوی و گرم ، با حضور :
الیبانوم (لوبان) یا همان کندر هندی که رایحه ای چوبی چرمی بخوری شیرین و عمیق !
وانیل ، پچولی و اوکموس که عاقبت به خانه رسیدند :) چرم و دود و کاستوریوم که ماده ای طبیعی از غدد سگ آبی ست و بعنوان یک رایحه انیمالیک و چرمی در عطرهای کلاسیک با تم چرمی استفاده میشود .
وانیل نیز از اواسط پله ، با کمرنگ شدنِ لوبان ، پررنگ میشود و مدتی حضور دارد .
تثبیت کننده عطر ، کاستوریوم است .
☆ پس تجمیع رایحه درای داون شد این :
رایحه ای اورینتال انیمالیک گرم و شیرین و چرمی دودی بخوری صمغی عمیق با حضور :
الیبانوم ، وانیل ، پچولی ، اوکموس ، کاستوریوم ، چرم و دود .
نرگس به سادگی خیال ترک رایحه عطر را ندارد حتی در درای داون !
نرگس هماره مرا بیاد حافظ اندازد ، خصوص اگر روایح بوزی نیز در عطر باشد :)
طرح جعبه اش را دیده اید ؟
بوی نسیم و میِ سحرگاهی حافظ می دهد !
زمان : طولانی مدت ، چندین ساعت !

》 دیگر چه مشخصاتی تحلیل کنم از این عطر ؟
توقف تولید شده !
پرفومنس و پوشش و فصل و زمان و مکان و فلاکون و ... ! کاربرد و فایده ای ندارد !
حیف باشد ، از رفتنِ همیشگیِ یک عطر ، دل ام میگیرد ، غمگین میشوم برایش ، خصوص اگر از معدود برندهایی چون آمواژ باشد که "عطر" میسازند :( حیف و دریغ :(
لیک تفسیر رایحه اش واجب بود و هست ، که باید در بایگانی اذهان ما باشد ، زیرا که بی شک این رایحه تکرار خواهد شد !
هر رایحه ای تکرار خواهد شد ، چه در برند مادر یا دیگر برندها !

پ ن : خاطره اش بر من
راستش همان موقعی که سمپلش رسید ، با دیدن جعبه ی سمپلش (که دقیقا همطرح جعبه صد میل اش است) دقایقی طولانی در حد یکساعت در فکر بودم !
دختری بود در کرمانشاه که بسیار مرا دوست داشت ، من مدام در حال فرار از دختران و زنان بوده ام در تمامی عمر ، این یکی زیباترین دختر کرمانشاه بود ، دقیقا همقد خودم بود ، نزدیک به ۲ متر ، کفش تخت میپوشید ورنه از من بلندتر میشد :)
پدرم بسیااار دوستش داشت ، یکسال بر مغز من کار کرد ، تمام دختران فامیل و دیگر را مردود میکرد بخاطر او ، به حق از زیبایی نمیتوانستم تماشایش کنم ، مرغ لاری بود :)
حیف شد ، این یکی را هنوز گاهگاهی در فکرش میروم !
سه سال خواستگاران بسیارش را رد کرده بود و من اصلا خبر نداشتم علاقه اش را !
سپس که فهمیدم با پدرم دیدار کرده بود و پدرم بهش قول داده بود و سه بار با دوستانش آمد فروشگاه ام (فروشگاه پوشاک بزرگی داشتم)
یک شیشه عطر هم برایش خریده بود ، شاید روزی داستان اش را تعریف کردم برایتان ذیل صفحه همان عطر ! آخر بار پیام داد از لج کامبیز با بدترین خواستگارم ازدواج خواهم کرد ، میگفتند مردی ثروتمند لیک بدون مو و کوتاه ، تا زیر شانه هایش ، چشمان بسیار ضعیف و ...
هربار بحث ازدواج میشد ، قلبم میگفت : نه !
پیغام فرستادم که اگر من احمق ام ، شما چرا باید خودت را تنبیه کنی به ازدواجی نادرست ؟؟
نمیدانم چه شد سرنوشت اش !
شاید روزی دانستم !
شاید روزی سرنوشت همه شان را دانستم !
کسی چه میداند :)
اما ماجرای این عطر :
چند روز برای کاری رفته بودم تهران ، یک عصر نزدیک به غروب ، یک سیگار فروشی خوب در ولیعصر شمالی بود ، روبرویش ایستاده بودم تا دوستم بیاید دنبال ام ، شیک پوشیده بودم و معطر !
یکهو دیدم : خدااای من ، این فرشته از کجای آسمان نازل شد یکهو ؟؟!
یکی از زیباترین زنانی بود که دیدم ، همقد خودم ( من در برابر زنان زیبای بلند هیچ مقاومت ندارم :) دست در دست مردی ، دقیقا به همان موصوف قبل !!
ای خدا ! حکایت سیب سرخ و ... !
یاد ماجرای خودم افتادم !
در دل گفتم : من باید به این زن تبریک بگویم ، تو ببین خدا چه کرده است ، تبارک اله احسن الخالقین !!
مرد را تماشا کردم ، دیدم از آنهایی نیست که درک این سخن داشته باشد ( در بسیاری از موارد ، وقتی به زنی تبریک گفته ام ، مردش قبل از خودش از من تشکر کرده ست ! هم فرهنگ میطلبد و هم ادراک و اشعار ! )
به خود گفتم : اگر اعتراض کرد عذرخواهی میکنم لیک اگر واکنشی تند نشان داد کتکی تمیز میزنمش :)) تا داغ دلم برود از آن ماجرا :)
ابعاد روانشناسی دارد که چرا باید مردی نگران شود از تعریف شنیدن از همسرش !
رفتم جلو ، اجازه گرفتم و گفتم ! که چقدر از دیدن آن زیبایی مسحور شده ام !
زن بسیار تشکر کرد با لبخند ، مرد با اخم مرا نگاه میکرد لیک هیچ نگفت !
خداحافظی کردم و چرخیدم که برگردم ، دیدم وااو ، چه بویی ، من اصلا حواس ام به بوی عطرش نبود چرا ، از بس مات و مبهوت شده بودم از دیدن آن زیبایی ، دوباره چرخیدم ( دیدم که مرد اینبار دیگر نگران شد :) بلافاصله گفتم :
بانوانِ زیباترین ، سلیقه ای زیباترین نیز دارند ، عطر شما شایسته شماست به حق ، چیست ؟
میشود لطفا به من هم معرفی اش کنید تا در خاطرم ماندگار شود ؟
با لبخندی عمیقتر گفت : بله ، با کمال میل .
و دست کرد در کیف اش و این عطر را با جعبه اش درآورد ، و بخاطریکه من تعجب نکنم که چرا عطر با جعبه اش هست ، بلافاصله گفت :
همین الان خریدیم و چند پاف زده ام تا به منزل که میرسیم شناخته باشیمش !
( عطر در قلب بود )
گفتم احتمالا چند دقیقه پیش اسپری کرده اید !
پرسید : از کجا فهمیدید ؟؟
گفتم : معمولا "قلب" ها پر از گل است ( و با گفتن این جمله اشاره به همسرش کردم لیک آن مرد اصلا نفهمید چه گفتم :)
سپس گفتم : عجب نرگس زیبایی دارد ، ایضا پچولی و اوکموسی باطراوت و نمناک !
و چه شبِ خاطره انگیزی ( اشاره به پکیج )
نفهمیدند ، لیک من فهمیدم که چون آن مرد نمی فهمد چه میگویم انقریب است که واکنش دهد و من نیز بپرم رویش :)
گفتم : دیدن شما افتخاری بود بانو ، دست دراز کرد ، دست دادم ، مرد هم دست دراز کرد با ناراحتی ، دست دادم و لبخند زدم و چرخیدم :)
تا دور شدند چند بار برگشت و لبخند میزد :)

این عطر در خاطرم ماند بخاطر طراحی جعبه اش و این ماجرا ، لیک فقط قلب فلورال دودی خاکی اش را بوییده بودم آن دقایق !

دوستان عزیزم
عطر اکنون پس از ۵ ساعت کامل در درای داونی صمغی دودیِ انیمالیک است !
البته قبول دارم که کمی با دیگر آمواژها توفیر دارد خصوص دیگر آمواژهای چانگ ایضا جدیدها !
دلائل دیگری نیز هست که توقف تولیدش را منطقی میکند ، خصوص پرفومنس اش که برای سال تولیدش و حتی اکنون ، کمی ضعیف مینماید !
اما باز هم میگویم : رایحه اش زیباست ! خصوص قلب اش که قلب مرا با خود بُرد و بیدل شدم :)
ارادت ها تقدیم به شما .
امیدوارم شبی آرام و زیبا را تجربه کرده باشید و جمعه ای زیباتر در انتظارتان باشد انشاله
⚘:)
40 تشکر شده توسط :          nazanin سورنا مقدم
8
رایحه
5
ماندگاری
5
پخش بو
8
طراحی شیشه
Bombshell Eau de Parfum
جمعه 1 خرداد 1405
Bombshell Eau de Parfum-ویکتوریا سیکرت بامبشل ادوپرفیوم
بامبشل همیشه یه گوشه از قلبم میمونه
تو روزای گرم بهار و تابستون پر از حس لطافت و سرزندگی
پخش بوی نه خیلی زیاد ولی قابل قبول
یادآور یه دختر شاد و پرانرژی :)
13 تشکر شده توسط : کامبیز سخی          nazanin
Ombre Rubis
جمعه 1 خرداد 1405
Ombre Rubis-جان چالز بروسو آمبر روبیس
پاسخ به نوشافرین
سلام روزتون به خیر میتونم‌بپرسم عطرهای این برند رو کدوم فروشگاه برای تست داره یا دکانت برای و یا فول باتل برای خرید .ممنونم
2 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official علی موسوی
Midnight Poison EDP
جمعه 1 خرداد 1405
Midnight Poison EDP-دیور میدنایت پویزن ادو پرفیوم
پاسخ به شیدا
سال دیگه این موقع حسرت قیمت‌های الانو میخوریم، خیلی دراماتیکه
5 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official سعید رضایی شوشتری
7
رایحه
10
ماندگاری
10
پخش بو
7
طراحی شیشه
Sex Appeal Jovan for men
جمعه 1 خرداد 1405
Sex Appeal Jovan for men-جوان (ژوان) سکس اپیل مردانه
به محض اسپری کردن فوران ادویه رو حس کردم، کاملا کلاسیک و قدیمی، در کل رایحه خوب هست و بدرد سرمای شدید زمستون میخوره، پخش و ماندگاری هم انصافا خوبه، مناسب اقایون بالای ۴۰ سال، هر چقدر شروع این عطر برام اذیت کننده بود بجاش پایان زیبایی داشت، نسبت به قیمت کالای با ارزشی هست و خریدش ضرری نداره، رایحه برام آشناست و احتمالا با بعضی از ادکلنهای قدیمی اشتراکاتی داشته باشه.

با آرزوی سعادت برای شما 🌷
25 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
Be Delicious for Women
جمعه 1 خرداد 1405
Be Delicious for Women-دی کی ان وای بی دلیشس زنانه سبز
کی گفته سفر در زمان ممکن نیست؟ شما کافیه یک عدد از این عطر داشته باشید. موقعیت زمانی هم که بهش پرتاب میشید دهه هفتاد هست.
یادمه داخل منزل مادربزرگم یک کشو بود که خیلی در عالم بچگی بوش رو دوست داشتم، داخل کشو یک کرم دست با بوی بنفشه و خیار بود با یک پکیجینگ لوکس و کریستالی که نمونه اش رو هرگز، در جایی ندیدم. شاید در جریان باشید که در گذشته پکیجینگ ها خیلی بیشتر براش هزینه و وقت صرف میشد و این حالت مینیمال رو خیلی هاشون نداشتن.
حتی وقتی این کرم تمام شده بود تا سالها شیشه اش بوی عطر میداد !!! یک شیشه کریستالی فوق العاده هم داشت .‌.‌.
بعدها یک برند ایرانی یک تقلید ناشیانه از بوی اون کرم ها کرد و یک کرم با بوی خیار داد بیرون که همه یدونه ازش داشتن ...
ولی خوب هر شاهکاری یک نسخه ضعیف کپی هم داره.


دلیل لوث شدن بوی خیار در عطرها، برای ما ایرانی ها، همون کرم خیاری معروفه فکر کنم :))))



15 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
Gold Fresh Couture
جمعه 1 خرداد 1405
Gold Fresh Couture-موسکینو گلد فرش کوتور
برای دانستن این موضوع مهمترین نکته طراحی یک باتل نیست.
مهمتر خط مشی و تفکر برند موسکینوست.
برندی که همواره به نقد تجمل گرایی، برند ستایی، مصرف گرایی و ظاهربینی پرداخته است. نکته جذاب برای روش مورد استفاده این برند برای انتقاد از موارد بالا پارودی بود‌ که حتی شامل خود برند هم می‌شود.
مثل کاری که بازی GTA در نقد جامعه آمریکایی و رویای آمریکایی دارد. یک پارودی

دوست ندارم با جملات بلند و طولانی با بیهوده گویی کلمات را مستهلک کنم.
در مورد همین عطر هم موضوع به یک نقد اساسی برمی‌گردد.
عطر چیست؟ مایعی در یک ظرف.
میتوان مایع شیشه شو را درون شیشه عطری ریخت و آن مایع را عطر نامید؟
چه تفاوتی در رایحه عطری وجود خواهد داشت وقتی در شیشه‌ای زیبا باشد یا زمانی در یک ظرف شیشه شوی؟
پس ظاهرِ یک ظرف فقط قالبیست برای وسوسه مصرف کننده. این در واقع نقدیست بر صرفا ظاهر گرایی مصرف گرایان.

نقد به روشی که موسکینو در آن استاد است.
14 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
Euphoria for Women
جمعه 1 خرداد 1405
Euphoria for Women-کالوین کلین ایفوریا زنانه (سی کی یوفوریا زن)
هیچوقت و در هیچ حس و حالی، برای من گیرایی نداشت. شاید سنسورهای بینی من با این عطر خصومت دارن. علیرغم تلاشهای فراوان 🥴، عملا چیزی ازش دریافت نکردم …!
4 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official 🄼🄾🄽🄰
Dignified
جمعه 1 خرداد 1405
Dignified-هاوس آف سیلیج دیگنیفاید
علیرضای عزیز
دلیل دریافت چنین حسی از رایحه کندر و رایحه صمغی که از این عطر دریافت می‌کنید، بی شک از ترکیب نت های خس خس و عود است.
ریشه خس خس نیز همچو رایحه کندر ، حالتی دودی و ترکیب نت خس خس با نت های چوبی این حس صمغی و دودی را تداعی می‌کند
پاینده باشی
16 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
9
رایحه
8
ماندگاری
8
پخش بو
7
طراحی شیشه
Burberry London for Women
جمعه 1 خرداد 1405
Burberry London for Women-باربری لندن زنانه
یاس مهربون، با وقار، تازه و زلالی که سر درد آور نیست. علیرغم اینکه روایح گلی رو خیلی به ندرت و با احتیاط خریداری میکنم، این عطر رو با خیال راحت میپوشم. شیک و بی آزاره به شرطی که اورپاف نشه. سیاژ و موندگاریش معقوله. پاشو از گلیمش درازتر نمیکنه که بره روی اعصاب خودم و اطرافیان 😋 یه معرفی ملوس و دلربا از خودش میکنه و خانمانه میشینه روی لباس. البته حضور نارنگی هم بنظرم در تلطیف نت یاس بی اثر نیست.
نسبتا چهارفصله ولی از پاییز تا اواخر بهار ، پرفورمنس بهتری داره. فقط اگر به روایح گلی حساسید ترجیحا این عطر رو به گردنتون نزنید.

یادمه از فوت یکی از بستگان، غم سنگینی داشتم. برای مراسمشون این عطر رو پوشیدم. هر از گاهی که تکونی میخوردم یا نسیمی میوزید و این مهربون خودنمایی میکرد ، به شدت حال و هوای من عوض میشد. عجیب حال خوب کن بود. مثل یه بانوی مهربون با تاجی از یاس تازه که توی آغوشش غمتو چند لحظه فراموش میکنی .
15 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
French Lover
جمعه 1 خرداد 1405
French Lover-فردریک مال فرنچ لاور
پاسخ به میلادافشاری
میلاد جان آدما دنیا رو با چشم های خودشون میبینن ...
اونچه که دیدی و نوشتی ، بازتاب خودت بود
ممنون عزیزم تنت سلامت 🤍
4 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official آرش وقوعی
Metallique
جمعه 1 خرداد 1405
Metallique-تام فورد متالیک
کول » دکتر کراو: می‌خوام الان رازمو بهت بگم... من مرده‌ها رو میبینم... توو بیداری اونا رو میبینم... مثل آدمای معمولی دارن میگردن، اما نمی‌تونن همدیگه رو ببینن و فقط چیزایی رو میبینن که دلشون می‌خواد، نمیدونن که مرده‌ان... جمعه‌ها میبینم، همه جا هستند....
عطری با روایح گلی فلزی طور در طبع شیرین مصنوعی مانند که بعید می‌دونم شامه های زیادی این عطر را پسند کنند. شاید هم این مدل عطر، مورد پسند برخی مخاطبان باشد اما برای من اصلا جذابیت نداشت و حتی بعد از نصف روز هم که از روی پیراهنم رایحه رو بونوازی می‌کنم بازم برام حس مصنوعی بودن را تداعی می‌کند. یجور رایحه‌ای که انگار یه گیاه در لابلای خاک و فلز دچار مرگ شده است اما هنوز پژمرده یا فاسد نشده. یه همچین حسی بهش دارم. کمی هم مدل رایحه حالت دلهره‌آور یا انگار شبیه یه نوع استرس یا اضطراب است که انگار با بونوازی رایحه اش، دارم یه مدل استرس یا اضطراب رو از طریق حس بویایی درک می‌کنم نه حس عصبی زیست روانشناختی.
رایحه ی این عطر، برام یادآور فیلم حس ششم (۱۹۹۹) با بازی بسیار هنرمندانه ی هالی جوئل آزمنت همچنین در فیلم هوش مصنوعی در نقش پسربچه‌ای سایبورگی به نام دیوید و در نقش پسربچه‌ای به نام کول در فیلم حس ششم و بروس ویلز (در نقش دکتر کراو روان‌شناس) که کول دچار نوعی اختلال حاد پارانویا و شیزوفرنی می‌باشد که مرده‌ها را در دنیای واقعی و زندگی روزمره ی خودش می‌بیند...
رایحه‌ای از یکی از غافل‌گیرکننده‌ترین صحنه‌های این فیلم که در واقع خود دکتر کراو قبل از آشنایی با کول، مرده بود و روحش با کول ارتباط گرفته بود که دکتر کراو تمام مدت روایت فیلم، این موضوع را نمی‌دانست.
کیفیت نامناسب برای رایحه از نظر من، مناسب سلیقه های خاص در روزهای خنک و سرد، با ماندگاری و پراکنش خوب در باتل صیقلی کروم.
آرزوی سعادت برای هموطنان...
24 تشکر شده توسط :          nazanin سورنا مقدم
8
رایحه
9
ماندگاری
10
پخش بو
10
طراحی شیشه
Eilish
جمعه 1 خرداد 1405
Eilish-بیلی آیلیش
یک شکلات هایی هست که خیلی ترند بوده این چندسال تحت عنوان شکلات توفیکا و نوروز. که یک بافت کاراملی بسیار جالب و پکتینی- ژلاتینی داره به همراه روکش شکلات (مدیر جان تبلیغ شکلات که نشد ؟ :) ).
بیلی آیلیش ۱ دقیقا همون بو رو داره برای خانواده ما. انگار داری اون شکلات را میجوی و رایحه اش آزاد میشه داخل دهان و بینیت. از نظر من یک گورماند موفقه، بله خوب انتظار پیچیده بودن نداریم چون برای مخاطب پیچیده هم ساخته نشده و عطر تقریبا خطی هست. ولی این‌که به این دقت طعم و رایحه شکلات کاراملی بازسازی شده به طوری که میتونه دهانت رو آب بندازه و دلت شکلات بخواد، خوب اینم یک هنره.
برای زمستون من واقعا دوستش دارم و بنظرم عطر کاندید خوبی برای لیر کردن میتونه باشه‌.
ضمنا واقعا باتلش زیبا و خوش ساخته، میتونه یک تندیس زیبا روی میز شما باشه.
به عنوان عطر نیمه اقتصادی خوبه واقعا و مقرون به صرفه است.
عطر زمستانی و بیرون خونه است. طبعا یک بخش ماجرا همیشه کجا و چطور استفاده کردن از عطره.
23 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
7
رایحه
10
ماندگاری
10
پخش بو
7
طراحی شیشه
Bianco Latte
جمعه 1 خرداد 1405
Bianco Latte-جیاردینی دی توسکانا بیانکو لاته
کارامل محض، البته کاراملی که با عسل جوری ترکیب شده که شیرینیش واقعا آزار دهنده است‌ قطعا از اون مدل عطرهاست که در زمستون بازخورد خوبی ازش خواهید گرفت چرا که مخاطب وقتی در سردی هوای، بوی یک شیرینی کاراملی را استشمام میکنه بسیار براش خوشاینده اما خود فردی که عطر رو زده .... واقعا تحمل این همه ساعت کارامل عسلی نیمه خطی که لایت هم نمیشه و بسیار هم پرفورمنس بالا و ماندگاری عجیبی داره .... خوب خسته میکنه آدمو. ماندگاری این عطر ۱۰۰ از ۱۰. یعنی به شدت عجیب ماندگاری داره و فقط با یک پاف تا نصف روز کل اتاق بوی قنادی میده.
برای عاشقان کارامل، بیلی آیلیش ۱ واقعا پیشنهاد بهتریه. البته این نظر منه. چرا که اونجا شکلات کاراملی رو داریم ولی اینجا انگار افتادی توی باتلاق کارامل و هر چی دست و پا میزنی ... متاسفانه بیشتر فرو میری.
من خوشم میاد ازش ولی به شرطی که خیلی پایین های لباس و دور از بینی خودم در سردترین روز زمستان و در محیط بیرون ازش استفاده کنم‌. در غیر اینصورت انگار یک شکنجه کاراملی برام اتفاق میفته. Too much هست خیلی ....
21 تشکر شده توسط :          nazanin Huseyin_taheri_official
Allure Homme Edition Blanche EDP
جمعه 1 خرداد 1405
Allure Homme Edition Blanche EDP-شنل آلور هوم ادیشن بلانش ادو پرفیوم (چنل الورهوم بلنش پارفوم)
پاسخ به سعید میرزاپور
کدوم کارش هست؟
رفتم سایتشو دیدم چقدرم کار تولید کرده مثلا یه نمونش فیرس که از فیرو سرژف دوست داشتنیه.
اگه از دوستان کسی تست کرده و کیفیت و تشابه کارهای این شرکت رو تایید میکنه لطفا بگه تهیه کنیم
1 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official
1
2
3
4
Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟