تصویر ها | nazanin
Athalia 22 بهمن 1404

زیبا و پولیش شده.

رها بر شنلی مشکی از جنس فوتر و آستر زرشکی

رانندگی غروب هنگام

و به تماشای جهان نشستن

راز رز 11 بهمن 1404

رز در سایه ها می‌خندد..

Crema 5 بهمن 1404

هرچه رنگ وُ قند دارد تقدیم به نگاه و قلب مهربانتان✨

 

Viva La Juicy Sucre

V8 4 بهمن 1404

What it is to live!

An obsession with black and a tailored silhouette..

از نو به ملاقات من بیا

دوباره، با متانت، از تلخی ها بگذر

سپس روی سرخ ام را ببین!

a Velvet Kiss 17 آذر 1404

رقص آسیاب بادیِ قرمز

آنجا که سونات مهتاب پر حرارت می‌نوازد

برق لباس های پولکی، ستاره‌گانی می‌شوند در دل تاریک شب

ماه آن بالا، از دور، به آدمیان لبخند می‌زند

خوشا آنان که می‌رقصند

خوشا آنان که چون قاصدی بر فراز، می‌شنوند راز دلِ جوشان ابر را

ای قاصدکِ سرخ؛ تو از ما با ابر سخن گوی

بشنو آنچه اون می‌خواند

بیار تحفه ای قابل به زمین!

رایحه ای به غایت سرمست کننده و دلچسب در روزهای بهاری و اوایل پاییز که هوا به خنکا رود، و به هنگام غروبی که نمِ باران صورت برگ ها را نوازش کند🍁

جهان سربسر چون فسانه است و بس

نماند بد و نیک بر هیچکس

بیا تا نداریم دل را برنج

که با کس نسازد سرای سپنج

ز گفتار فرزانه دل مرد پیر

سخن بشنو و یک بیک یاد گیر

زمانه برینسان همی بگذرد

پیَش مرد دانا همی نشمرد

بیزدان هر آنکس که شد ناسپاس

بدلش اندر آید ز هر سو هراس

«شاهنامه فردوسی»

Noir 13 مرداد 1404

مسکوت اما دل‌نشین

••••

سکوت به غایت باشکوه است

به انسان جرات می‌دهد

جسارت وزن گرفتن و مایل شدن به عمق..

ژرفنا، لمسِ خاموشی‌ست؛ و تنها چشم‌هایی شایسته نور اند که ظلمات را تاب آورده باشند...

••••

امبر نواغ؛ کهربایی، شیرین، پودری، بالسامیک

زنی‌ست نازک‌دل با تبسّمی به رنگ نارنجی که ردای تلخی از جنس انتظار بر تن دارد. عطر گُل از میان کتابِ شعرش به بیرون می‌تراود..

صمغی، زنبقی، تلخ با تمایلات خاکی و غبارآلود

شیک - با صلابت - فروتن - مهربان

فصل پاییز و رنگ‌ های کرم، خردلی، زرد، نارنجی، انواع تناژ قهوه‌ای، و مشکی.

نازنین، چه وقت پاییز است وسطِ این تابستان گرم؟! :)

امبر نویر همان برگی‌ست که میان بهار و تابستان در انتظار خزان است.

به نقل از بیژن الهی و به یاد مسیح که اولین بار این شعر را در متن او خوانده بودم. و به یاد همه کسانی که از آنها بسیار دور وُ دور مانده ایم...

آدم‌های بهاری،

چه می‌کنید با برگی که خزان دوست بدارد؟

چه می‌کنید با پروانه‌یی که به آب افتد؟

 از سر هر انگشت

پروانه‌‌ای پریده است.

پروانه‌ی کدام انگشت تشنه بود؟

پروانه‌ی کدام انگشت به آب می‌میرد؟

 

 

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan