رز در سایه ها میخندد..
تونالیته رنگی بینظیر ، عکاسی بسیار حرفه ای
ممنون از شما نازنین 💐🙏🏻
ممنونم از نگاهتون :)🌹🙏
🤍نازنین بانو...
ما دو روح گلداریم در باغی بیمرز...
تو شاخهای، من سایهی آن شاخه...
عطر تو همیشه در این سایه میماند و گلهای پنهانش بیصدا برایت باز میشوند...
🤍ناز بانوی جان...
حس ناب جاری بر کلامت، تصاویرت و... عجیب گرما میبخشد و عجیب بر جان مینشیند...
حضورت مستدام بانو...❤️
آیلی جانم،
این عکس متعلق به تو شد عزیزم. زنی که چشمانش با برگ گل پوشیده شده، لبخندی نرم بر لب دارد و هشیار است. از پشتِ سایه ها، سر به بالا برده و حضورش توام با عطر ناب وجودیت آزادش میشود.. زیبایی آیلی جانم؛ بسیار زیبا🫂🤍
نادیدنی های دیدنی و با چشم بسته هم میشه دید ، واقعا میشه دید
👏👏👏👏👏
همیشه محبت دارید :) لذت ها بردم از تعبیر شما🙏🌹🌹
نازنین جان عجب تصویر ژورنالی و جذابی رو خلق کردی.آفرین بر تو و استعدادی که در نمایش زیبایی ها داری.
مثل همیشه کلی لذت بردم.
آسایش و امنیت رو برای تو و همه زنان و دختران سرزمینمون آرزو میکنم.
بینهایت ممنونم از مهر شما جناب رضایی؛
امیدوارم سلامتی و شادمانی نصیب مردم ایران باشه🙏🌹🌹
نازنین جان مبارک باشه ☘️
جدیدا خیلی به این برند علاقه مند شدم کیفیت خوب قیمت مناسبتر نسبت به سایر کار ها 👌
عکسی که گرفتید هم بسیار زیبا و ژورنالی شده 🌹
سورنا جان ممنونم ازت؛ همیشه محبت داری :)🙏🌹
نارسیسو یکی از اون برندهاییه که کیفیت خوبی ارائه میده، بدون اینکه منت زیادی به سرمون بذاره :)
سورنا جان ممنونم ازت؛ همیشه محبت داری :)🙏🌹
نارسیسو یکی از اون برندهاییه که کیفیت خوبی ارائه میده، بدون اینکه منت زیادی به سرمون بذاره :)
خب ، دختر زیبای ما
سلام ها با لبخند :)
خیلی وقت ندارم ، اما :
این تصویرت ، اشکال شناختی دارد !
باید عطر را دور میکردی و مجسمه را نزدیک ( به لنز )
تا چه شود ؟
معکوس این تصویر شود ، یعنی عطر کوچک شود و نیمتنه بزرگ !
چرا ؟
به آن فکر کن !
اما :
انتخاب مجسمه عالیست ! آفرین !
شاید بعدا فرصت شد و برایت نوشتم که چرا : آفرین !
خصوص بر چشمهای بسته با گل و لبخندِ ناشی از دیدن ( بینش ) ، ایضا شگفت زدگی او در لبخند ، توجه کن !
آفرین
اما معکوس گرفته ای !
اول بچین ، سپس : ( این "سپس" بسیاااار مهم است ) تفکر کن بر آن !
چطور ؟
چشم باز کن ، یک تصویر در ذهن بگیر ، چشم ببند ، و آرااااام اندیشه کن بر آن !!
چه میشود ؟؟
خودت ببین چه میشود !!
شب ، تنها !
با او ، از او ، تا او !
آگاهی ، الهام !
( چقدر نام الهام زیباست خصوص بر نوعی خاص از انواع چهره ی زنان ! )
خودت رمز کلمات بگشا که میدانم که میتوانی !
درود
و انسان میبایست به حضور آماده باشد؛ ببیند، با چشمانی بسته.
تا زیبایی به اون رسد و رد اثرش در جهان ظاهر شود.
اتفاقا گرفته بودمش :) نمیدونم چرا با خودم گفتم نازنین اونو نذار.
شاید انسان در سایه عطری که انتخاب کرده میتونه محو بشه..
سلام ها با لبخند و دلی گرم :))
الهی بمانید برای ما🤍
سلام و عرض ادب
چقدر زیباست 👌 مثل همیشه . طیف رنگی خیلی جالبه . عطر هم مبارکتون باشه 💎🌹
سلام جناب مرتضی
بسیار ممنونم از لطف و محبت شما :) تقدیم نگاهتون🌹🌹🙏
خب
عزیزم نازنین
درودها
این روزها خیییلی گرفتارم ، تنها چیزهایی که ندارم پول هست و زمان 😄
امشب یک ساعتی زمان دارم ، میخواستم ریویوی بنویسم برای دوستانمان ، اما به دو دلیل بهتر دیدم تو مخاطبم باشی درین یک ساعت ، یکیش اینکه صحبتم یا بهتر بگویم ، آموزش و تدریس ام بر تو نیمه کاره نماند
متوجه شدم مشغول به تفکری بر پیام قبلی ام ، و این بسیار خوب است
خب
اول : "این تصویر اشکال شناختی دارد" یعنی چه ؟
دو تیپ افراد این تصویر یا هر تصویری را میبینند :
- فکرا یا اندیشمندان
از دید ایشان این تصویر در شناختِ فلسفی اشکال دارد ، یعنی در راستای فلسفه و منطق نیست ، و چون معکوس است نمیتواند "نظریه" باشد . اینجای کار کمی سخت است و نیاز به توصیف و تفسیر فراوان دارد که شاید اگر روزی فرصت حضور دست داد انشاله برایت دقیق و موشکافانه تشریح کردم .
حتما درک میکنی که چرا بر تو سخت میگیرم حال اینکه هرگز این کار بر هیچ تصویری درین خانه نمیکنم !
- دوم : بینندگان معمول :
تنها چیزی که ممکن است متوجه اش شوند زیبایی شناختی ی رنگها و ارتباطش با آدمی و درجه ی اهمیت رایحه و نقش آن در زندگی بشر است ، اما چون بزرگی ( نسبت ) معکوس است در تصویر ، آن چیزی را که باید از تصویر معکوس ( نسبت معکوس اندازه ) می آموختند ، نمی آموزند ، و در شناخت ِمعنی ی گسترده تصویر دچار اشتباه ، سردرگمی یا حتی گمراهی در ناخودآگاه میشوند !
خوب دقت کن چه میگویم : هر تصویر ، موسیقی ، شعر ( کلا تمامی هنر ) چیزی در خودآگاه ات میکارد ( به خواست خودت ) و چیزی دیگر ، که حتی میتواند معکوس آن باشد ( ! ) در ناخودآگاه ات ، بدون اینکه بخواهی یا بآن فکر کنی یا حتی متوجه اش باشی !
اما در بلند مدت ، نتایج اش هویدا میشود !
یعنی ممکن است مثلا از یک موسیقی لذتها ببری ، برقصی ، همخوانی کنی ، بخندی اما در بلند مدت ، آثار مثبوت آن در ناخودآگاه ات ، تو را بگریاند !!
بدون اینکه حتی فکر اش را بکنی که این گریه یا این انحراف اندیشه یا زمان سوزی یا انحراف مسیر یا تغییر طالع و سرنوشت ، حاصل همان ترانه شاد است !! بر اینی که گفتم اندیشه کن ، تحقیق و اثبات اش را من کرده ام با پرداخت زمان و اندیشه و مطالعه و بررسی و انطباق و قیاس ! تو فقط اندیشه کن .
درس و نکته مهم : از هیچ صادرات ات با کم توجهی عبور نکن !
یعنی چه ؟
یعنی از هر چیز ، حتی ریزترین چیزهایی که صادر میکنی ، اعم از شعر ، نقد ، ترانه ، موسیقی ، مقاله ، تصویر ، حتی جمله ای کوتاه که مخاطبی دارد به راحتی و بدون تفکر و اندیشه عمیق عبور نکن !
برخی تا قرن ها میمانند و تاثیر مینهند بر هزاران !
این باش ، معمولی نباش !
دارم مهمترین درس زندگی ات را بر تو میگویم ! مهمترین !
چه زمان متوجه اش میشوی ؟
هنگامی که در ۴۰ ایستاده ای و پیشینه ای با همین نوع اندیشه ، گذرانده ای !
آنهم با شرایطی که : در حال گذار آنیم !
از این مهمتر در زندگی ات نیست !
میتوانی ازین گفتار ، میزان علاقه ام به تو ، میزان امیدواری ام به آینده ات ، میزان دریافت ام از هوش تو ایضا توان ات و میزان آرزو و آینده نگری ام را در آتیه ات که انشاله نورانی ست ، دریابی !
جای تو باشم ، هر شب قبل از خواب ، این متن را میخوانم و بر آن ، عمیق اندیشه میکنم !
و اما ، چرا آفرین !!
در خصوص انتخاب مجسمه :
درسی بر تو تقدیم میکنم که تا کنون بر هیچکس نگفته ام !
● چشم :
اتوبانی دو سویه ، ورود و خروج ، ورود انرژی و تشعشع ، کشوف رازها و رمزها و خروج آنها !
● گوش :
مسیری یک سویه ، تنها ورود ( سوال : چرا ؟! )
این سوال ، عجیب زیبا و رمزگشاست !!
● بینی ( بویایی ) :
مسیری یک سویه ! چرا ؟
● دهان :
( منظور چشایی نیست بلکه بسیاااار بزرگتر و مهمتر ، شاید مهمترین : گویش ! ) سوال : چرا مهمترین ؟؟
بر این چرا ، خیلی بیش از مابقی اندیشه کن !
کلید : برخی تنها این سو را میکاوند و میسازند ، اما برخی هر دو سو را !!
دهان ، مسیری یک سویه ، تنها خروج !!
این یک تکه گوشت ، ببین چه ها کند ، و ببین چگونه مسیر تو را ، در این سو و آن سو مشخص کند !
این ، تنها موردی ست که در آنسو ، بابت اش پاسخ ها بدهکار خواهی بود !
ادله : تنها تفاوت چشمگیر انسان !
توجه : روح ، نطق ، آموزش ، پرورش ، انتخاب ، اختیار ، سرنوشت ، طالع ، تغییر ، مسیر ، گروه ، حزب ، آینده ، یکی از دلائل اختراع زمان ( ! ) ، و ...
بر تک تک موارد فوق اندیشه و تعمیم بده بر موضوع
● لامسه ( حس ) :
مسیری دو طرفه ، دریافت پرداخت !
حال ، مجسمه ی انتخابی تو :
○ چشم ها بسته ، با گل !!
چرا بسته ، چرا با گل ؟
○ گوش ها بسته ، با گل !!
چرا بسته ، چرا با گل ؟
○ لامسه ، چرا دست ندارد ؟؟
چرا حس نباید داشته باشد ؟؟
○ مهم : بینی و دهان باز اند !! چرا ؟؟
چرا لبخند ؟
○ آن تَرَک روی شانه "راست" اش را میبینی ؟
میدانی معنی اش چیست ؟؟
سوال و کلید : زنان بر مردان متکی اند یا مردان بر زنان اتکاء دارند ؟
بارِ اتکاء بر شانه ی زنان در این دنیا ، ایضا زندگی های اکنون ، تا چه حد است ؟
چرا ترک خورده شانه ی آن زن ، آنهم در شانه ی راست ؟ مفهوم آن راست یعنی چه ؟ به چه مسیری تاکید دارد و چرا ترک خورده و میزان آن نیرو چقدر بوده و چرا از حدود توان خارج شده ؟؟
○ آن لبخند ( با تمام این اوصاف ) بر چه چیز نظر دارد ؟ آینده یا گذشته ؟ این سو یا آن سو ؟
○ نوع آرایش مو ( دو سویه ، در تقارن کامل ) ، نوار بر پیشانی ، لکه شاخ بر بالای سینه ، گردن فراخ ، نوع سینه .
از همه ی آنها عبور میکنم که طولانی تر از این نشود حال آنکه هر یک تفسیر و مفهوم خود دارند .
حال متوجه شدی که چرا آفرین ؟
بنظرت مجسمه ساز چقدر زمان گذاشته بر صدور این مجسمه ؟
تا کسی چون من و تو ببیند و بفهمد تماااامی اندیشه های گفته شده ی بالا را در : منظور مجسمه ساز !
و نوع نگرش ، اندیشه ، شناخت و فلسفه ی صادره ی وی را !
ایضا متوجه شدی که چرا باید عطر از لنز دور میشد و مجسمه نزدیک ؟
بله ، عطر هم راوی ست ، لیک ... !
درجه اهمیت و نوع نگرش ، شناخت و فلسفه و منطق و فقه است که "نسبت" های بزرگتر و کوچکتر ، نزدیک و دور را تعریف کنند به صدور هنرمند و دریافتهای انواع و اقسام مخاطب !
تازه من یک از صد گفتم و همه را به اندیشه ی خودت واگذار کردم !
که میدانم میتوانی !
من فقط یک سوال ، از ده پرسیدم ! تا کلیدی باشد بر باز کردن درب و سپس ورود و دیدن تک به تکِ مفاهیم درون اطاق !
هرچند که اطاق تاریک باشد ، توقف خواهی کرد و پس از زمانی به آموختگی چشم ، همه را برانداز خواهی کرد به تفهیم !
که از تو ساخته است !
دوباره بر میگردم به این جمله :
بر صادرات خود بیاندیش !
بر تصاویر ، به روشی که در پیام قبلی گفتم اندیشه کن !
هرچند از تو دورم ، لیک از همین فاصله بر تو خواهم آموخت ، برای :
روزی که بایستی ، بر پشت سر نظر کنی ، لبخند بزنی ، سر برگردانی و با غرور و قدرت بر مسیر قله اهتمام ورزی !
که مام مفتخر است بر زنان اندیشمند اش که مربی بزرگمردان ایران زمین اند !
یک ساعت بیش شد لیک ارزش داشت
یادت باشد : انگشتان باریک و بلند و ظریف مفهومی دارند به : رسالت !
هر کسی را بهر کاری ساختند !
قبل اش باید پر شوی
به توان کامل ات برس
پرسشی داشتی ، بپرس
در حد بضاعت ام پاسخ میدهم
تقدیم به تو
با مهر و لبخند
:)
خوووب ، چه عالی !
وقتی پیامم را ثبت کردم ، دیدم تو هم همان موقع که مشغول نوشتن بودم مشغول نوشتن و ثبت بودی :)
بله ، آنهم که گفتی ، ایده ای ست ، آفرین .
لیک برای آن ، باید بجای موازات در سایه ها ، مجسمه را پشت عطر میگذاشتی تا سایه ی رنگینِ عطر بر مجسمه و سایه کوتاهتر آن بیفتد تا اینگونه : هم مجسمه زن رنگین شود با رنگ عطر ( که در اینصورت : لبخند ، بسته بودن چشم و گوش ، همگی بصورت کامل ، دارای بار ِ معانی و مفاهیم دیگری میشدند !! میبینی ؟؟ ببین با یک حرکت چقدر مفهوم تغییر میکند ، دگرگون یا حتی معکوس میشود ! ) ایضا سایه ها با هم ادغام شوند .
اما :
این مجسمه ( با این همه ظرافت در ایده و فلسفه و مفهوم ) برای این منظور ، زیاد است !
باید مجسمه ای دیگر انتخاب میکردی بر انتقال آن مفهوم .
دقیقا به همین دلیل است که گفتم :
پس از چیدمان ( چند بار ، چند نوع و چند قسم و نسبت ) تصویری بگیر و دقیق بر آن اندیشه کن !
هر تصویر ، یعنی یک قطعه از زمان ، زمان یا دقیقتر بگویم ، لحظه ای که منحصر بفرد است !
چطور ؟
چون دیگر هرگز تکرار نمیشود !
چرا ؟
چون در آن لحظه ، زمین ، ستارگان ، کائنات در موقعیت و وضعیتی هستند که دیگر هرگز تکرار نمیشود !
زیرا ما با سرعت بسیااااار بالا در حال خروج از موقعیت یک ثانیه قبل و ورود به فضایی جدید هستیم که قبلا هرگز نبوده ایم !
زمین و ما ، در آنِ واحد ، با ۴ حرکت در حرکت و وضعیتی منحصر بفرد هستیم :
- حرکت دورانی زمین به دور خود
- حرکت انتقالی در مدار خورشید
- حرکت بازوهای کهکشان راه شیری به دور مرکز ( سیاه چاله ) که ما در یکی از بازوهای آنیم که اتفاقا در آسمان بخوبی و وضوح قابل دید است ، البته در مکانهایی که آلودگی نوری نیست
- حرکت ( دور شدن ) همه ی میلیاردها کهکشانها در فضای جدید تجربه نشده یا همان : انبساط دنیا
پس : در هر آن ، ثانیه یا گاه ، انرژی ای بر ما وارد میشود ( از چیدمان جدید ستاره ها و سیارات پیرامون ) که هرگز قبلا تجربه نشده است !
پس : تصویر امروز تو ، یک مفهوم دارد و اگر دوباره دقیقا همان تصویر را فردا ثبت کنی : مفهومی دیگر !!
ادله : تغییر نسل ها در هوش و نگرش
از یک تصویر واحد : هر نسل و کس ، مفهوم خود میگیرد !
یک تفسیر دیگر از مجسمه ات :
چون تمامی حس ها بسته شده اند ، آنهم با گل ( که به ما کلید بویایی میدهد ! ) بیننده به سمت بویایی میرود و سپس : لبخند رضایت از رایحه !
البته این دید ، کمی سهل است ، مو شکافانه و تیز نیست ، اما شیرین است خصوص برای ما عطربازان :)
در اینصورت بایست در سایه رنگین عطر قرار میگرفت تا جسم بیرنگ او ، رنگین میشد به رنگ زیبای رایحه !
کلا مفهوم و معنی تغییر میکرد :)
ببین با همین دو شیء میتوانی چند مفهوم و معنی را منتقل کنی !!
من تا کنون و در همین لحظه ، پنج چیدمان و هشت مفهوم را دیدم و میتوانم شرح دهم !
اگر بیش اندیشه کنم ، بیشتر هم خواهند شد بی شک :)
میبینی :)
اینطور است که هنرمندها و دیدها و تفسیرها و مخاطبان ، الک میشوند و اقسام میگیرند !
همین است که گفتم : ۴۰ که رسیدی باید پر شده باشی و لبخند ات با اکنون ، کیلومترهاااااا تفاوت خواهد داشت !
و از آن مهمتر : تیزی و شکارگری ی چشمهایت !!
یادت هست ؟
چشم ها مسیرهایی دو سویه اند !
هر چه ورود تیزتر باشد ( به آموختن و مطالعه و دیدن ِ اهم ها و بزرگها ) فیزیک چشمهایت تغییر میکنند به : تیزی و تیزبینی !
آنوقت : تشعشعی که از چشمت خارج میشود به دریافت دیگران ، زمین تا آسمان متفاوت است !
بانفوذ ، نافذ ، گیرا ، غریب ، متفاوت ، دیگرگون و ...
اینها توصیفاتی ست که شنیده شده از آنها !
آنوقت مجبوری در سایه هم عینک بزنی :))
در حضور دیگران !
چشمان خندان ، خصوص چشمان زیبا و خندان برخی زنان بماند داستان اش !
که بلیط یکطرفه است به بهشت :)
صبح شد :)
ساعتی بخوابم که کلی کار هست در طلوع فردا :)
انشاله همگی و همه به خیر باد
موفق باشی دختر زیبا
چهار روز گذشت و من روزی بیش از دو بار نوشته شما را نگاه کردم و خواندم :) چقدر لذت بردم.. تمامش را با دقت و لبخند، و برخی جاهایش را با لبخند بیشتر میخواندم :)
چقدر آموختم و چه بسیار مشعوف شدم :)
درود ها بر شما :) و هزاران سپاس.
به جانم سپردم..
مثل نور کمِ یک اتاق نیمهتاریک،
که همهچیز را واقعیتر میکند؛
نه اندوهی بلند، نه شادیِ آشکار؛
صدایی از دور میآید، آهسته و نجیب،
و عطر آمدن و ماندن
روی پردههای خاموشِ شب مینشیند 🌙✨
صدایی آهسته و نجیب؛ و عطر آمدن و ماندن :)
بسیار زیبا نوشتید، خیلی لذت بردم
ممنونم از شما🌹🌹
ای دختر زیبا :)
با آن چشمانی که چندین سرفصل نیک در آنها ریخته است !
و صید یک به یک آنها ، ماهیگیری استاد و اقیانوس پیما میطلبد :)
از غم بیهوده خارج شو !
این سرفصل ، در آن چشم ها جای ندارد
هرچند ، میدانم ، در چشم همه ما ، اینروزها ، این فصل بیداد کند !
لیک برق اشتیاق ، امید ، و سپس شادی خواهد بارید از چشم های ما ، که صبر طولانی او نیز رو به اتمام است !
لبخندت کجاست پس دختر زیبا ؟؟
:)
چشم انتظار شور و اشتیاق و شادی است این چشم ها :)
حال بیشتر از هرچیز آرامم.. این چشمها طوفان به خود زیاد دیدهاند :)
هزاران لبخند تقدیم شما باد جناب سخی عزیزم :) حرف به حرف جملاتم را با لبخند مینویسم برایتان؛ همیشه! برای شما، مهدیس زیبا، آیلی عزیزم و چندی دیگر که در قلب من جای دارید :)
🤍