ماه ما شب برآمد و این خواب
همچو سایه ز آفتاب گریخت
این عکس و ایده اش فقط میتونه کار یک هنرمند فوق العاده باشه👏🏻👏🏻
خداییش من هزار سال دیگه هم به ذهنم نمیرسید که عطر رو تو دل جلد محکم کتاب جاساز کنم😄 ماشالله به هوش و ذکاوت و هنرت👏🏻👏🏻
بازی با نور هم که این عکس زیباو چشم نواز رو کامل کرده👌🏻
بسیار لذت بردم عزیزم. متشکرم💐
عزیز منید خانم مونا :)
چه نور و گرمایی که نمیدید به اینجا :)
در پناه خدا باشید جان دل من💛💫
من که نمیدونم چیه
اما عکس که خیلی خوبه 🤌
اوه شرقی وانیلی
شبیه بلک اوپیوم!!!!!!!
شاید عاشقش باشم 👌
خیلی محبت دارید، ممنونم ازتون :)
بله، میشه گفت دوپ بلک اوپیوم هست اما با شیرینی کمتر.
انشالله به زودی مینویسم درباره اش.
🌸
به به این روز یه تصویر از شما رو کم داشت که کامل بشه 👏👏👏
نور ، سایه ، گرما و همه چیز ، واقعا تماشای این تصویر دلچسب .
( جسارتا منتظر رویو این کار هستیم ) .
این روزها عطرگرام جای بسیار دنجی شده :)
داشتم فال شمس تبریزی میگرفتم، یه صفحه باز شد؛ قطره ای از اون رو اینجا نوشتم و این عکس رو گرفتم، و گفتم بذارم گوشهای از اینجا بمونه :)
مثل همیشه بینهایت محبت دارید. خدا حفظتون کنه💫🌹
ریویو هم به روی چشم؛ حتماا
سلام و عرض ادب
تصویر خیلی زیبایی ست طبق معمول 👌 ممنون 💚🌹🍀
سلام و عرض ادب :)
خیلی محبت دارید آقای مرتضی. تقدیم نگاه شما عزیزان💫🍃
... دید دل را چنین خراب... گریخت 🤦♂️
عجب عکسی گرفتی 🙌👏✌️🫡 باریکلا 🌹 وقت کردی از عطر هم بنویس 🙏
واقعا دل را خراب دیدن و گریختن رواست آخه؟🤦♀️
ممنونم آقا محسن؛ خیلی لطف دارید :)
حتما مینویسم درباره اش. انشالله در همین روزها..
🌿🌹
خیلی زیبا مثل ری ویوهایتان👏
بسیار لطف دارید. ممنونم از مهر شما بزرگوار😊🌸
عجب نورپردازی حرفه ای و دلنشینی ✨
من با تمام وجود عاشق نور آفتابی هستم و به هیچ عنوان با نور سفید کنار نمیام همیشه شبها همه ی لامپ های طبقه ی من خاموش به جز یک چراغ مطالعه با نور آفتابی
ممنونم بابت عکس آرامش بخشتون نازنین جان 🌹
ادکلن هم مبارکتون باشه به دل خوش استفاده کنید 🍃
درود بر شما سورنا جان
خیلی ممنونم از توجه و مهر شما🌹 و باید بگم دقیقا وَ دقیقا همینطوره😊 شخصا تمام رگ های مغزم آزرده میشن وقتی نور سفید به چشمام میخوره😁 هیچ چیز نور طلایی نمیشه؛ اگر منبع آن نور شمع باشه که دیگه نور علا نور :)
امشب كنار غزلهاي من بخواب
شايد جهانِ تو كمي آرامتر شود ..
🤍
رود هنر در وجود نازنین چون خودت جاریست 🌸
مهدیس جانم،
اول این رو بگم درب گوشت، خوب باش و زیبا بمان! باشه؟ مبادا نخندی که جهانی از غمت مغموم میشه جانم🤍
این 'خوب' ای که گفتم منظور حال دلته عزیزم وگرنه تو نه خوب، که عالی هستی :)
🫂💫
سلام جانم 🤍
من معذرت ميخوام صداي خوب نبودن حالم به وجود نازنينت رسيد :)
خيلي كم پيش مياد اينجوري مچ ظريف و كم زور من رو بخوابونه 😅
چه ميشه كرد :)
قربان بودنت برم 🌸
چه عشق و هنری پشت این عکس زیباست ✨👏
هر چقدر بیشتر دقت می کنم، ظرافت های بیشتری می بینم
خیلی خوشگله 😍
فرناز خانم زیبا و مهربان که روح لطیفتان از پشت همین فاصله ها هم مشخص است! درود ها :)
بینهایت ممنونم از لطف و محبت شما. تقدیم به نگاه زیباتون جانم💫🤍
نزیبد پرده فانوس دیگر شمع سودا را🕯️
مگردرآب چون یاقوتگیرند آتش ما را🎇
بینهایت از شما ممنونم. صفحه این عطر رو جور دیگری دوست دارم. مملو از گرما و شعر و شاعرانگی شده به مهر شما عزیزان
خدا حفظتون کنه💫
هنرت از ژرفای روح نابت سخن میگوید...
و
تا ابد میتپد...
تا ابد میدرخشد...
حضورت مستدام نازنین جهانمان...✨️🫂
آیلی جانم،
این درخشش که از او میگویی همه متعلق به خود شماست. روح ناب شما چون دُرّ نفیسی در مرواریددان است؛ مینوازد چشمها و دلهای ما را :) شما از آنهایی هستی که خانهای گرم و روشن داری در کنج قلب من :) جایی که همیشه چراغاش روشن است..
در پناه خداوند باشی عزیز زیبای من🤍💫🫂
سلام نازنین جان:
زیباااا زیباااا زیباااااا
مثل همیشه مملو از هنر و خلاقیت..
عطر هم که یونیک و جذابه...
پیروز و پایدار باشی
سلام و احترام فراوان :) خوب هستید انشالله؟
بسیار بسیار خرسند شدم جناب رضایی؛ از مهر و نگاه شما بینهایت ممنونم :)
خدا حفظتون کنه💫🌹
خانوم شما پکیجتون خیلی کامله🥰
زیبایی هنرمندی خلاقی خوش ذوقی خوش بــویی و....🫠
سپاس که روح مارو مینوازی 🌙
عکس؟ قطعا که جای صحبتی نیست،پرفکت
اما عطر؟ واقعا دوست دارم ازت ریویوش رو بخونم😍
ونوس جانم :)
خجالتم میدید😊 بسیار ممنون و قدردان محبت شما عزیزانم هستم. هرچه نیکیست قطعا از وجود نازنین خودتونه. اما ماشالله به شما که انقدر زیبایی! هم به صورت و سیرت و هم به نام. ونوس! به به :) برازنده شماست جانم.
به روی چشم🫡 مینویسم ازش حتما❤️💫
درود نازنین جان
آفرین چه فضای رمانتیکی ساختی با این تصویر 👌
سایه روشن روی عطر عالی شده😍
سلامت و پایدار باشی 💐
ارادت ها آقا فرهاد،
شما خیلی محبت دارید، مرسی :)
در پناه خداوند باشید🙏🌹
امشب حال و حوصله ندارم
ازون شباس که دلم میخواد شربتِ زیادی بخورم که حسابی شیرین بشم :)
و یه دقایقی ازین دنیا و مافیها فاصله بگیرم
بعضی شبا ، واقعا شبش ه !
البته تو ی دختر خوشگل ، نباید ( چند ثانیه اس دنبال کلمات درست میگردم :)
نباید تعجب کنی :)
آقا اینم درست نیست :)
یعنی فقط نگاه کن که این مردا چه غلط... میکنن بعضی وقتا ، و خیییلی مهمتر : چرا !!
این چراعه خیلی مهمه !
ولی وارد نشو !
زنا جور دیگری یاد "وطن" میکنن مردا جور دیگری !
اگر در کار همدیگه وارد بشن ، یه شر و وری میشه اوضاع !
نازیبا میشه !
اما توی مسیر خودشون ، تا اون آخر هم که برن ، زیباست !
بگذریم
خلاصه اومدم راجع به عکس جدید اکانت ات یه چیزی بگم ، دختر زیبا ، که این عکستو خیییلی دوست داشتم ، زیاد ، اومدم آخرین عکستو باز کردم که بنویسم ...
دیدم واااو
این کجا بود ؟ ندیده بودم چرا ؟
آآآفرین !
این شد حالا :)
خب ، این خودش ، بماند برای بعد :)
برای شبی که ، شبش باشد !
اجالتا ، چه عکسی ! هم خودت نازترین شدی هم اون هلو ! بنظرم میاد پسر باشه :)
اومدم اینو بگم : برخی رنگ ، گربه ها رو خیلی دوست دارم ، برخی رو کمتر ، اما یه رنگ رو اصلا دوست نداشتم !
کدام رنگ ؟
همین رنگ گربه خودم !! اما :
خدا گفت : این بچه رو که مادرش گم شده ، وردار ببر خونه بزرگ کن !
منم عرض کردم : آنچه تو فرمایی .
حالا :
خواهر کوچیکم پروانه ، از گربه سیاه بدش میومد ، عین همین ماجرا برای اون پیش آمد !!
حالا ۲ تا سوال :
اول : چرا اینجوره ؟؟ چرا هر کس از هر چه بدش میاد ، نصیبش میشه ؟
دوم : آیا خدا ( یا برخی میگن دنیا ، که اشتباهه ، البته درستش هیچکدوم نیست ، هوشمندیه ! ) از ما بدش میاد که اینطور میکنه یا نه ، یا چرا ؟
بهش فکر کن !
یه جواب خیلی زیبا ، آموزنده و پرورش دهنده و راه نما داره !
بهش فکر کن چند روزی !
میدونی که دوستت دارم دختر زیبا :)
سوال جدید دوباره :
چرا همه زیباها ، زیبا دل هم هستن ؟
( البته برخی رو شبکه منفی احاطه میکنه اما خودشون گناهی ندارن و دلیلی داره که اینطور میشه )
اگه وایسم سوال و جواب ادامه داره :)
تا درودی دیگر
:)
مینوشید از خدا انگار :)
هماره یاد اویید! چه کیمیا وجودند آنهایی که در همه حال خدا را میبینند با خود..
دیشب اتفاقا مردی، غریبه، و بسیار تصادفی شماره من را گرفته بود. نمیدانم کجا سِیر میکرد و چه کرده بود. فقط فهمیدم اوضاع اش بد خراب است. :) عذرخواهی کرد اما شروع کرد به تعریف کردن از صدای من. تلفن را قطع کردم به رویش :) مادرم گفت حالش را میگرفتی... انقدر خندیدم که نمیدانید :)
این هلو که در عکس مشاهده میکنید نامش گلی خانم است :) من خودم او را از خدا خواستم. شب قبلش کنار مادرم بودم و گفتم: مادر دلم یک گربه شیطونِ سیاه میخواهد که شب ها روی تخت ام بخوابد. عینا همانِ همان شد :) ببرِ ساموراییست :) هیچیاش به دختر ها نرفته :)
یادم نمیرود این جملهتان را؛ خدا همان است که ما میخواهیم :)
خیلی پیش آمده، آنچه دوست نداشتم بر من اتفاق افتاده. آنچه بسیااار بر آن حساس بودم! از همان درب امتحان شده ام. یکبار اش جهانم را تغییر داد سخی جانم. به واقع دگرگون ساخت! با عزیزترینم امتحانی سخت شدم وُ جانکاه. یادم میآید گریه ام میگیرد :) گذر کردم از آن به خیر خدارا شکر. اما مدتی بود که تغییر کرده بودم. قلبم مکدر شده بود... بگذریم :) جواب را هنوز نیافته ام؛ اما برایم جالب است کار وارونه این جهان.
میدانید که چقدر دوستتان دارم و دلهایمان به هم نزدیک است. :)
تا عرض سلام و ارادتی دیگر ؛)
عالی!!!
امروز ای شمع آن کنم
بر نور تو جولان کنم
بر عشق جان افشان کنم
چیزی بده درویش را
معمولا بیشتر افرادی که ظاهر زیباتری دارن، از خلاقیت و هوش چندانی برخوردار نیستن و به قول خودمونیتر، تاحدودی خنگ تشریف دارن و خیلی کم پیش میاد کسی هم از ظاهر و صورت زیبایی برخوردار باشه هم از هوش بالایی بهرهمند، حالا در کنارش مثل شما هنرمند و خوشذوق و خلاق و مهربون و خوش طینت هم بخواد باشه که واقعا نایابه! بارها دیدم در بحث و جدل های پیش اومده در سایت، طرف حق رو گرفتین، حتی باوجود اینکه قطعا میدونستین احتمال اینکه مورد غضب خیلیا قرار خواهید گرفت، خیلی زیاده، ولی بازم به طرفداری از کسی که حق رو بهش میدادین، بلند شدین،چقدر وجود افرادی مثل شما اینروزا در جامعه ضروریه، کسایی که به طرفداری از این مردم مظلوم، جلوی ظالم قد علم کنن،
واقعا از آشنایی با شخصیتی چون شما، خوشحالم، امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشین نازنین خانم نازنین🙏🌹
سلام آقا کامبیز
واقعا شرمنده کردید. بقول یکی از دوستان بسیار خجلمند گشتم :)
خیلی محبت دارید. از لطف و بزرگواری شماست که من رو اینطور میبینید. قطعا خوبی از وجود محترم خودتون هست.
و اما ظلم... چقدر بار این کلمه در این جهان بیش از هرچیزی سنگینی میکنه.
داشتم سریال Love Story 2026 رو میدیدم. بایوگرافی جان اف کندی جونیور و کارولین بِسِت.. رسیدم به قسمت آخر که ماجرای مرگ و سقوط هواپیمای اونها به اقیانوس اطلس بود.. مادر کارولین اشک میریخت و میگفت: اصلا چطور میشه تو دنیایی زندگی کرد که هیچیش منطقی نیست! اصلا چطور میشه صبح از جات بلند بشی؟!
و خواهر جان جواب میده: همون لحظه ای که چشماتو باز میکنی میبینی که این دنیا چقدر به طرز دردناکی ناقصه.
و واقعا هم در دنیای مادی و ناقصی داریم زندگی میکنیم که هیچگاه به کمال نمیرسه... امیدوارم هممون لااقل بتونیم از پس اون قسمتی که بر دوش ماهاست بر بیایم؛ درست و به حق.
خدا حفظتون کنه🌹 بهترین هارو براتون آرزو میکنم و باز هم از لطف شما ممنونم :)
سرکار خانم نازنین گرامی،
هنر والای شما در مدیریت نور و خلق این فضای رازآلود، تحسینبرانگیز است. این تصویر به وضوح نشاندهنده نگاه حرفهای و ذوق سرشار شما در هنر عکاسی است.
پایدار و موفق باشید.
💐💐💐💐
سلام و عرض ادب آقا پیمان
خیلی متشکرم از شما. خیلی مهربان و بزرگوار هستید.
قدردان حضور و مهر شما هستم همیشه
در پناه خداوند باشید😊🙏🌹
دختر تو خیلی تیزی ها !
هوشیاری ! من اگر بهر دلیل ، از چپ موضوعی را باز کنم ، تو از راست مینگری ! آفرین هوشیار زیبا :)
ضمنا مثل پیرمغزها و بیدلان حرف میزنی ! آفرین پیرزن ! "ر" را با سکون بخوان ! نه با کسره ، نه پیرِزن ! میبینی همین کسره چقدر معنا را دگرگون میکند ؟
آرام آرام داری بوی مرا میگیری :))
دائم الذکری به وردِ مدام نیست ! اتفاقا "تکرار" تو را دور میکند ازو ! مشق میشود ، شو میشود !
مثل همین که میبینیم .
میشود عبادتی که بزرگانی چون امامان حسین ، صادق و رضا گفتند به نقل از پیامبرمان : عبادت مزدوران ، که عبادت به مزد کنند !
دوی دیگر : عبادت خائفان که از ترس جهنم کنند نه از عشق ! و عبادت صالحان و عاشقان ، شایقان و شایستگان ! که نه از وظیفه و ترس و مزد و حساب و کتاب و ... بلکه از عشق و سرور !
بر او بوس فرستند مدام :)
چون مولانا که میگفت ( فکر کنم در کتاب خود ، دیوان شمس تبریزی اش خواندم ) بیا پایین لُپ ات را بکشم و بوسی بکنم زیبا روی سرخ گونه من :)) بوسی بده :))
آفرین ، عمیقی !
اول : هیچ سوال کننده ( درخواست کننده ) ای را از خود نران !
این به معنای قبول درخواست ها نیست ، مثلا به آن مرد و دیگرانی چون او بگو : قبول درخواستِ شما ، شما را خوشحال میکند ؟ پس فکر کن چندین نفرات دیگر را ( از خودم گرفته تااا خدا ) ناراحت میکند ! که هر کار در جای خود و اهل خود زیباست ، تنها خدمت جسم نکن ، خدمت جان اولاست ! به تو چیزی بیش بخشیدم اگر از اهالی نور و آگاهی باشی .
اگر درازگوش ترین هم باشد ، به آن فکر میکند و به اندازه شعور خود برمیچیند حتی قطره ای ازین دریا !
اتفاقا از خدا بخواه آنانیکه اوضاعشان بقول خودت بدخراب است را بیش بر تو بفرستد ، که : بدترین بیماران صعب العِلاج را نزد بهترین و داناترین طبیب میفرستند !!
پر رو میشوند ؟ فکر اشتباه میکنند ؟ دوباره مزاحم میشوند ؟
بگو : همانطور که حدس میزدم ، بیماریت باندازه ای ست که تا کنون علاج نشده ست ! خدا به علاج کمکت کند ، و قطع کن :)
آرام آرام که بالاتر میروی ، دیگر نمیخندی بلکه تفکر کنی ! به چراهای بسیار ، که مدام تو را بالاتر میبرد همچون سوخت موشک که همانا یک بالَش عقلانیت است و دانش و یک بالش عشق است و هوش و "اتصال"
دوم : آفرین و زنده باد ! خدا همانیست که ما میاندیشیم و میشناسیم و میخواهیم !
خدای خود را ، خود خلق کنیم ! برخی خدایی بس انتقامجو و نامهربان دارند !
یعنی چه ؟ یعنی خدای عزیز ما ، در اولین ارتباطهای پس از حضور ، همانطوری بر ما ظاهر شود که ما در ذهن مان از وی ساخته ایم یا مهمتر : بر دیگران و ذهن دیگران ساخته ایم !
این دومی ( بر دیگران ) بار مسئولیتی بس بزرگ دارد ! خیییلی بزرگ !!
سوم ، جواب پرسش خودم ، که چرا آنچه بدت آید ، شود ؟؟
چقدر زیباست این پاسخ !
میدانی صالح کیست ؟ مقام صالح ؟ معنی عمل صالح ؟
یعنی کار شایسته و خوب ؟؟
خیر !! این ، تبعات آن است و نه معنی اش
صالح به کسی میگویند که با تمام جهان اطرافش در صلح است !
اَه چه گرمه ، سرده ، شبه ، روزه ، تابستانه ، زمستانه ، درازه ، کوتاهه ، نمیگذره ، تند میگذره ، آقا من از این بدم میاد ، ازون خوشم میاد ، یارو دروغگوئه ، شیاده ، دزده ، من متنفرم از ... اوووه ! روزی هزار بار میگیم !!
با همه چیز در جنگیم ! انرژی ای که از ما گیرد و به هر ذره اش محتاجیم ، بماند !
صلح با خود ، صلح با خدا ، صلح با کل دنیا ، که هر سه بسیااار سهل و بسرعت قابل دریافت و انجام است .
و چهارمی ، سخت ترین کار جهان : صلح با دیگران ! ( انسانها )
این یکی بیچاره میکند ، سخت ترین کار جهان است ، آنطرف فقط ازین میپرسند ، حق الناس هم گویند که البته تفسیر دارد و یک از چندین است !
مقام صالح مقامیست که شخص به این چهار دست یازیده ، موفق شده ست !
کار هر کس نیست
بالاترین مقام جهان است !
قرآن بخوان با این تفسیر ، و ببین چه مفاهیم جدیدی بر تو روشن شود چون نور ! ایضا حافظ ! موهای تنت سیخ شوند از یافتن این آگاهی و معنی جدید
انسانهایی ( ما انسانیم ، آدم نیستیم ، آدم را درین "یک" جهان اکنونِ ما ، انسان گویند ، آدم انسان هست لیک هر انسان آدم نیست ! ) را که خدا دوست تر دارد ، تا از هر چیز بدشان می آید ، به آن گرفتار کند تا شخص با آن تضاد خویش به صلح برسد !!
فکرهااا کن به چیزی که گفتم ، قیاس ها کن ، همه اطرافیانی که چنین شدند به یاد آر ، نتیجه را کنکاش کن ، و : حظ اش را ببر ، ازین دانایی ی بزرگترین !!
:)
تازه این ماجرای ما ، آسانه هست ، یعنی صلح با جهان ، صلح با دیگران که سختی اش بماند :)
برخی از آن اتفاقات هم آموزش و پرورش و تجربه ست ! باید گذراند آن ترم را ، چون ماجرای تو که اشاره کردی
چهارم : ای داد بیداد ! ای داد بیداد :)
میبینی کار دنیا را ؟؟
من پسر دارم ، تو دختر ! و هر روز هوااار میکشند که : من تنهام ، جفت میخوام :)
مرا بیچاره کرده ، نابود شده ام ، میترسم بفرستمش بیرون ، شل و پل و خونین و مالین برگردد ! چیزش را ، یعنی گوشش را :) ببُرند و بگذارند کف دستش و بفرستند خانه :))
دخترخاله ام ( یکی از پنجاه :) ، یک دختر طوسی خیلی زیبا داشت ، که مرا خیلی دوست داشت ، میرفت در حیاط و سپس غیب میشد !
یک ساعت بعد : زخم و زیلی ، شتابان چون تیر ، میدوید داخل و فورا میرفت زیر کابینت ، میدیدیم یک گربه نر بزرگ نفس نفس زنان ، دم درب منتظر است :)
میگفتم و او و خواهرهایش آنقدر میخندیدند که میگریستند :)
به مادرِ جان ات سلامها و درودهای من برسان بگو : فلانی گفت روزی تعیین بفرمایید خدمت برسیم به دستبوسی و خواستگاری :))
پسری لایق داریم بنام شاهپور قائم مقامی ( محله ای که دنیا آمده ، پدرش هم شاه آن محل بود ، دیدمش ) که بالیاقت ترین ها را جوییده و یافته :))
پنجم : اینجا دنیای وارونه است ! توضیح و تفسیرش آنقدر و چنان زیبا ، مستدل ، جالب و معجزه گون است که از شنیدن و قیاسش سیر نمیشوی !! بماند :)
ششم ، که بر آقای کامبیز نوشته ای :
به کارولین بگو : همه چیز این دنیا بر منطق است ! هر چه را غیر منطقی یافتی ، به من بگو تا منطق اش را بر تو روشن کنم !
به خواهرش بگو : آن نقوصی که میبینی ( اگر درست دیده باشی ! ) باید باشد ، چرا ؟ که تو کاملش کنی همچون پازل ، به شعور خویش !
دنیا کامل است ، هماره بوده ، میلیون سااال ، لیک ما ناقصان ، ناقص اش کردیم و این ، کمبود و کسور مائی ست که مثلا کاملیم و بیش ایم حتی !! :)
و کمال ؟
در راه آنیم ، مدام دورمان میکند شبکه منفی لیک همیشه برمیگردیم به راه ، و اتفاقا این سالهای جدید در قرن معاصر ، بر شدت و وسعت کمال مان افزوده شده بلطف او ، و این ، درین سالهای نو ، دغدغه ی انسانها شده ست که : بسیار نیکوست !
ما ، به کمال رسیدگانیم که اکنون به این مسیر و این دنیا رسیده ایم ! بسیاری هنوز مانده اند در دنیاهای پیش از ما ، و بسیاری هم ، قبل از ما آمدند و از درب این دنیا ، گذشتند ! یادت هست گفتم به کلمه درگذشت و درگذشتگان تفکر کن ؟ از کدام درب گذشته اند ؟ چرا ؟ به کجا ؟ برای چه ؟ به چه مقصد و مقصودی ؟
آخ که چه زیباست یافتن پاسخ ها !! البته آخ بار منفی هم دارد ، وه درست تر است !
پرسش ها و قیاس ها بسیار شده ، که این نشانه ی تعالی ست و بسیار نیکوست !
ضمنا : اگر فقط از پس وظیفه ی خویش برآیی ، کاری نکرده ای !!
آنکه وظیفه ات هست !
وقتی میرسی ، و بارت را سالم بر زمین میگذاری از دوش ، بر تو میگویند :
همراهان ، یا حداقل در کمترین حالت همراهت کجاست ؟؟!
آخِر : چون معتادان ، انگشت اقصار بر دیگری یا دیگران اشاره نکن :
دنیا ، چرخ ، روزگار ، سرنوشت ، طالع ، طبیعت ، ابلیس ، شیاطین ، دیگران ، نگذاشتند !! تقصیر ایشان بود !
ابلیس که مقرب ترین فرشتگان است و عزازئیل نام دیگرش است یعنی عزیزترین ، شیاطین نیز که کثرت اویند مسئول پختن ( مجرب کردن ) مایند ! هر یک وظیفه ای دارند که هفت گروهند ، از همه باید بپرهیزی ، برخی را پشت کنی و دوان دوان بگریزی ، برخی را رو کنی و ببینی به تجربه و قدم به قدم دور شوی به پشت ! آنچه میشنوی از داستانهای ایشان ، به تمثیل روایت شده ، که تمثیل بهترین راه آموزش به بنی آدم است ، لیک هوشیاران رمزگشایی کنند این تمثیل را و بزرگترین ماهی ها ازین اقیانوس گیرند ، در ره کمال ، به هدف غایت خلقت !
انگشت اشاره به اقصار ، بر خودت بگیر در انتهای کار ، زمانی که پیرِزن شدی :)
بگو : همه چیز مهیا و اسبابها فراهم بود ، ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه در اختیار بودند لیک لقمه نان به تقصیر و غفلت خوردم !!
امشب زیاد آموختی !
مطالبی بس مهم ، اگر بیاندیشی به عمق ، که از تو ساخته است که گفتم !
من نیز دوستت دارم بسیار
ارادت ها
سلام آقای سخی عزیزم..
چه دنیاییست سخی جانم :) آن تاپیک من را به یاد دارید؟ "آیینه".
هربار صفحه خودم را میدیدم با خود میگفتم ای کاش سه سال پیش، میشد طور دیگری به آن قضایا واکنش دهم؛ و یا اصلا آن موضوع را عنوان نمیکردن در انجمن..
گشت و گشت تا در چنین روزی آیینه به خود من رسید.
برایم خیلی جالب شد امروز این ماجرا. نظرات کوتاه آن عضو جدید را که میخواندم لبخند میزدم. حال هم لبخند میزنم، به امروز! و به نازنین سه سال پیش..
بسیار مطلب آموختید به من.. نمیدانید چقدر، چقدر مفتخر میشوم هنگامی که درب آموزش به رویم گشاده میشود. هر یک نیازمند مطالعهی مداوم است تا پرورش...
اما اجالتا بگویم آقا چرا که نه :) جهاز گلی خانم تکمیل است :) که بهتر از آقا شاپور؟! :) نمیدانم فقط روزی که این دو به هم برسند چه میشود و چه به روز هم خواهند آورد. باید گریست از خنده احتمالا.. دو ببر سامورایی :) چه شود! :))
عزیزی بر من 🌹
عیب ندارد ، با شمشیر بزنند چیزهای هم را نابود کنند تا ما راحت شویم😄
سامورایی گفتی !!
در خانه قبل ، در پارکینگ بچه گربه ای را بزرگ کردم عینا همرنگ گربه تو ، نامش لوسی بود ، چنین سلیته ای در عمرم ندیدم ، تمام نرها را کتک میزد ، هزار تا هم بچه زایید ، او هم نتوانست درقد شاپور برآید !! تازه بیش از یکسال قبل که کوچکتر بود ، پف کرد شد پلنگ ، سپس پرید دست مرا گزید که بیچاره شدم ، میخواستم ممانعت کنم از خروجش از ماشین ، سپس جنگ با لوسی و لوسی فرااار !
او هم چنین اژدهایی ندیده بود :)
خلاصه قبل از خواستگاری اینها را بگویم که گفته باشم😄
عطر عشق ، شوخی ندارد ، قربانی میگیرد ، فیل و نهنگ هم زانو زنند 😄
ارادت ها
بسیار زیباست. 👏🌹
ممنونم ازتون😇🍃
نازنینِ عزیز
چه عکس زیبایی؛ عطری در حال گریز است!
چونان گریزِ نهفته در آنچه از دیوان شمس نقل کرده ای.
چون گریزِ خواب از چشمان ما و چون گریزِ ما از هجمه واقعیت؛
یا شاید هم پناه گرفتنمان در میان کتابها
و یا کز کردنمان در گوشه ای انگار که کسی ما را نمیبیند.
حس و حال عطر و بادام احتمالا تلخش بس بیربط به اوقات موسمی ما نیست و ممنون از اینکه این تصویر زیبا را با ما شریک شدی.
هنوز این عطر را نبوییدهام اما روزی که رایحهاش را استشمام کنم به تو خواهم گفت از آن به قطع!
ذیل پست چشمگیرت از همان دیوان شمس اضافه کنم که؛
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد...
ایام به کامت به حد اقتضای این روزها 🤍🕯️
عزیز منید شما خانم :)
این صفحه چه رنگ و بویی گرفته! مزین شده است به مهر شما عزیزانم و غزلهایی که به یادگار گذاشته اید از خود.
همین هارا داریم جانم در این روزگار. اینها میمانند برایمان در آخر. امروز استاد ادبیات من به من میگفت بابا همین عشقه که میمونه تو این دنیا. همین است پناه بشر از رنج زمانه خود. همین عشق، شعر و شعور و غرق گشتن در شاعرانگی ها.. :) و به راستی که چه زیبا و سبز هم، میمانند اینها در جهان.
راستی، به ترنج ام رسیدم :)
و به راستی که، ماییم آن غریبِ به سوی شهر آشنایی روانه..:)
🤍🌠
به قربانتان نازنینِ جانی *_*
هنر و هنرمندی شماست که ما را به تفکر و تغزل وا میدارد پس پیوسته ما را به مشاهده زیبایی عکسها و عطورت فرابخوان!
درود بر شما و استاد ادبیات شما عزیز دل. ما بنده ادبیاتیم؛ همین ها را داریم... به راستی که از رنج روزگار پناه بر شعر!
و چه مسرورم که ترنج را پس از مدتها بازیافتی که بازیافتن برتر از یافتن است. چه خوش که معشوقه به سامان شد؛ تا باد چنین بادا.
آرام باشی و آشفته ننمایی مهربان، انشالله 🤍 🫂
عزیز من اید :)
شرمنده ام میکنید.. بینهایت قدردان مهر و بزرگواری شما هستم؛ ای بانوی زیبا :) زیبا و سپید بمانید؛ وَ بمانید برایمان🤍