گاه، یک شیء از کالبد مادی خود فراتر میرود و به راویِ یک دوران بدل میشود. بر میز من، دو شیء در یک قاب، روایتی مشترک را نجوا میکنند: یک عروسک دستساز از پرنسس دایانا، با آن نگاهِ آشنا و معصوم، و در کنارش، یک شیشه عطر وینتج؛ Quelques Fleurs از Houbigant. عطری که میگویند در روز پیوند افسانهایاش، بر روی تور و لباسش نشسته بود. یافتن این دو در کنار هم، بیش از یک تصادف، یک مکاشفه بود؛ دعوتی برای شنیدنِ داستانی که در این رایحه محبوس شده..خوشبختانه تونستم ابن عطر رو از خانمی که عطر های وینتج میفروخت، پیدا بکنم، و عروسک از یک خانم دیگه که دست سازه :))
نخستین طنینِ رایحه بر پوست، همچون بشارت یک سپیدهدمِ سبز و پرطراوت است. نتهای اولیه (شکوفه پرتقال، نتهای سبز، ترخون، ترنج و لیمو) نه با ملایمت، که با یک شفافیتِ جسورانه خود را آشکار میسازند. این رایحه، بوی هیجانِ پیش از یک رویداد بزرگ را دارد؛ تیزیِ هوشیارکنندهی مرکبات و ترخون، گویی صدای قدمهایی است که به سوی سرنوشت برداشته میشود. این یک اعلام حضور است؛ مقدمهای باشکوه برای یک داستان فراموشنشدنی.
اما روح حقیقیِ این عطر، پس از آرام گرفتنِ آن طوفان اولیه، در قلب تپندهاش آشکار میشود :) اینجا با یک ارکستر کامل از روایح گلی روبرو هستیم، یک همسرایی باشکوه که تفکیک تکتکِ اجزای آن تقریباً ناممکن است. لیست نتها خود یک شعر هست: میخک، گل مریم، ارکیده، یاس، زنبق، رز.. . این رایحه، تجسدِ انبوهِ گلهایی است که مسیر عروس را فرش کرده اند.... وقارِ پودریِ زنبق و رز در هم میآمیزد، شیرینیِ جسورانهی گل مریم به آن عمق میبخشه و لطافتِ یاس، حسی از معصومیتِ جاودان به آن میافزاید. این بخش از عطر، رایحهی خودِ آن لحظهی تاریخی است؛ بوی تاج و تور، بوی شکوهی که در عین حال سرشار از حسی زنانه و لطیف است. :)
بعد، پس از فروکش کردنِ آن هیاهوی شکوهمند، آنچه بر پوست باقی میمونه، یک راززه... یک زمزمهی شخصی و گرم. نتهای پایه (چوب صندل، دانه تونکا، کهربا، مشک، عسل و وانیل) عطر را به لایهای نرم و صمیمی بدل میکنند. گرمای نجیبِ چوب صندل در شیرینیِ ملایم عسل و وانیل حل میشود و حضور مشک و خزه بلوط، به آن ماندگاری و عمقی کلاسیک میبخشه. این دیگر رایحهی پرنسس در مقابل دیدگانِ جهان نیست :) این بوی آرامشِ او در خلوت اوست. میراثی گرم که بر پوست حک میشه و داستانی از عشق، شکوه و انسانیت را در خود نگاه میداره.
این عطر آینهای هست که در آن، شکوهِ یک پرنسس و لطافتِ یک زن، همزمان بازتاب مییابد و این، خود، جوهرِ جاودانگیه...الکی نبوده که عروسیشون به عنوان عروسی قرن به یاد مردم مونده :)
خدای من اون عروسک چقد زیباست 🥰🥹
دست سازندش درد نکنه واقعا 👏👏👏
این عطر هم من خیلی دوست دارم ولی نسخه اورجینال بنفش رنگش بنظرم یک چیز دیگست بخاطر نت عسل .
واقعا باشکوهه ..💗
چه عکس نازی چه عروسک قشنگی
زیبای خوش سلیقه💘
خدای من چقدر زیبا😍🤩 واقعا لذت بردم از دیدن این مجموعه و تصویری که خلق کردید.درود به شما اناهیتای زیبا و هنرمند👌🏻
فوقالعاده است!
مبارک باشد🌱
آناهیتای عزیزم با این عکس، گل کاشتی.
هم بر دیدگانم؛ هم بر قلبم؛ هم بر روحم..
لذت ها بردم از خواندن ریویو جذابت. ممنون عزیزم.
احسنت بر شما
چیدمان خوب.انتخاب زاویه خوب برا عکاسی.و همچنین نور خوب
کیف کردم
عطرتون هم که نامبر وان از برند مورد علاقه من
تبریک👌
روحمان را نوازش دادی جانم :)) حظ بردم!!💞
پرنسس دایانا یک انسان بسیار خیر و پاک و زیبا و عاری از هرگونه خود بزرگ بینی خاکی و مردم دار بود که با افسردگی دست و پنجه نرم میکرد و مرگ خوبی نداشت متاسفانه...یکم حالم بد شد با این عکسش 😔😔
آناهیتا جان همه چیز فوقالعاده... دست مریزاد...✨️🤍
آری سخنِ عشق نشانی دارد...
آناهیتا جانم✨
دختر ناز احساس و رویاهای رومانتیک گونه و پری وار🌟
چقدر سخنِ عشق
و
راهِ عشق
و
نشانیِ عشق را خوب بلدی...
ممنونم از نشان دادن این راه زیبا و نشر و شرح این متن زیبا و عطر زیبا...
حقیقتی است که همه را بطنِ زیبا دارد..
درود بر بطن زیبا و فرشته ای شما بانویِ حریر قلبِ ما💖
قربانِ دلُ روحِ رویایی و دریایی تان ماه بانویِ پری سیما🩷