چهار ماه پیش، یعنی اوایل دی ماه، لندن توی اوج سرمای زمستونی بود. و من بیهدف توی کاونت گاردن قدم میزدم، از اون بازارای سرپوشیده و سنگفرشش بعد یهو چشمم به یه بوتیک پنهالیگنز افتاد که گوشهی میدون اصلی جا خوش کرده بود... ویترین چوبی و چراغای گرمش توی اون هوای سرد و خاکستری، انگار منو صدا میزد :)
رفتم تو و بعد از یکم گشتن، گفتم میشه بلوبل رو بو کنم؟ همونی که عطر امضای پرنسس دایانا ولز بود :) انتظار نداشتم که موجود باشه چون این عطر برای ۴۷ سال پیشه و تولیدش متوقف شده
فروشنده یه تستر کاغذی جلوم گرفت که راستش رو بخوای، اولش یه کم جا خوردم، منتظر یه بوی اشرافی و پرزرقوبرق بودم، ولی چیزی که پیچید تو دماغم انگار از دل یه کلبهی جنگلی خیس و دورافتاده اومده بود.... سنبل وحشی، یه خنکیِ سبز و بارونخورده، یه کم تلخی برگ لهشده و یه تهبوی نرم و گچی. هیچ خبری از اون شیرینیای عطرای امروزی نبود :)
همون لحظه یه حس عجیب و صمیمی نشست رو دلم، نه ادا و اطواری داشت، نه جیغ میزد انگار یه خاطره رو بو میکردم؛ یه پیادهروی خاموش توی مه صیحگاهی یه باغ متروکه انگلیسی، یه جور غم قشنگ و نجیب، درست مثل یه عکس قدیمی که بیصدا دلت رو میلرزونه...نوستالژیک
از خودم بیخود شدم و خریدمش. الان که اردیبهشته و دارم از پنجره بیرون رو نگاه میکنم، همون بطری رو برمیدارم، یه اسپری میزنم و دوباره همون حس برمیگرده، یه تیکه از یه رویای خیس و خاکستری انگلیسی که حالا شده رفیق روزای تنهاییم :)))
درود.
چهخاطره خرید قشنگی. چه رایحه جالب و متفاوتی.
عجیبه که توصیفتون از رایحه هم دقیقا چهره پرنسس دایانا رو به ذهن میاره.
سلام عزیزم.
خوش آمدی 💐 ممنونم ازت .همیشه رایحه ی بلوبل برای منم سوال بود. متشکرم.
بسیار عالی!
مبارک باشد🌱
چه عکس زیبایی آناهیتای عزیز
چه بسا که این خلوص و صمیمیت موجود در شیشه عطر و بلکه طبیعت خود موجب اشرافی شدن باشد!
درود بر شما 🍀
سلام خدمت شما:
چه خوب و زیبا!!!
گوهر نابی را در اختیار دارین و امیدوارم رایحه این کار همیشه حس و حال خوبی رو براتون بهمراه داشته باشد.
سبز و مستحکم، نمدار و خاکخورده ولی کاملا با اصالت و پرستیژ
پیروز باشید.
دست مریزاد... عجب عطری.. تجربه و تصاویر سایر عطر هاتون هم به اشتراک بزارید تا بهره ببریم دوست عزیز🌺
[نه ادا و اطواری داشت، نه جیغ میزد نه اشرافی نه پرزرقو برق]
درست مثل کرکتر واقعی دایانا💔
خاطره ی جالبی بود قلم زیبای شما لذت خواندن رو دو چندان کرد
چه کار خاص و یونیکی همیشه دوست دارم بدونم آدمای مشهور چه کارایی استفاده میکنند
امیدوارم به شادی تن پوش کنید 🌹
سپاس بسیار دوستان عزیزم🙏
واقعا همیشه این عطر من رو یاد دایانا بزرگ میندازه
حتما حتما وقت کنم تجربیات بیشتری از عطرهای خاص میزارم :)
سلام جانم
خیلی خوش آمدید :)
چقدر لذت بردم از تصویر و متن زیبای شما
ممنونم🩷🌸
جوری که رایحهش رو توصیف کردین دقیقا مثل پرنسس دایاناست دور از تشریفات، خاص، دوست داشتنی و غمگین
اما جدای از اون شیشهی خیلی زیبا و رنگ خیلی قشنگی هم داره🐳⚡️
به خوبی تنپوش کنید✨️
که گفت تو تنهایی ای دختر زیبا ؟؟
با آن چشمهای گربه ایِ نافذ ، لبخند ملیح و معصومانه ی ایرانی !
و آن پیشانی بلند که داستانها دارد از بلندای طالع ات !
حتی اگر آنطرف دنیا باشی ، که گفت تنهایی ؟!
همه ما همره تو ایم در سحرگاه که انتظار نسیم کشیم تا بوی عطر تو بر ما آرد ، به اجر شوق انتظار :)
که گفت تنهایی ؟؟ پس آنکس که بر تو گوید بنویس ، و تو مینگاری به این زیبایی ، کیست ؟؟
آنکه بر تو گوید : برو به سمت آن فروشگاه ، که ۴۷ سال است آن عطر را برای تو نگه داشته ام ، از پسِ درخواست هزاران نفر متقاضی ، کیست
آنکه بر تو گوید : بیا به عطرافشان ، که دوستان ات انتظارت کشند به بوییدن عطرت ، که بهترین عطور را بر تن ات منتخب کرده ام به شایستگیِ سلیقه ، کیست ؟
میبینی ؟ آن قلب بالای تصویر ، عددش از ۵۰ گذشت ، و من پنجاه و یکمین نفر بوده ام به گذاردنِ قلب ام در صفحه تو !
آنگاه گویی من تنهایم !!
بُعد مکان مهم نیست که اتفاقا بسیار نزدیک شده ایم به گذاردن مکان پس از این چند روزه ی دنیا ، و سپس "میمِ" تنهایم را نگفته ای ، ۵۰ نفر می آیند به : درود و به به ، عجب رایحه ای داری :)
ارادت ها ، سرکار خانم زیبا
و مبارک باد بر تو این رایحه ای که دوستدارت سااالهاست بر تو پنهان کرده از چشم همگان ، که اکنون بر تنِ تو نشیند به : لبخند معطر :)
بسیار زیبا❤️
شاید به حق باید به عطر افشان حسودی کرد
برای وجود افرادی که رنگ و بو و رویای ممالک دیگر را به شکلی قابل لمس برای ما تداعی میکنند.
خاطرات را نقاشی میکنند
بعد مکان را هدیه میکنند
و از همه مهمتر
خیال مارا خوش بو
مرسی خانم آناهیتا🥂