سیسیل، پرشورترین و پراحساسترین منطقه یک کشور که هرگز بدون این دو نبوده است، سرزمین تاریخ و احساسات، جزیرهی مدیترانهای ارزشمند، جاییکه طبیعت و تاریخ باستانی در هر روستا و تپهی آن جاری است. «ناکسوس» قلب عمیق و پراحساس سیسیل را با یک عطر قوی، تند و حیاتبخش گرامی میدارد، آکنده از سنت ولی در تلاش برای امروزی بودن.
«ناکسوس» با نتهای آبدار مرکباتی پورشور و شادیبخش از ترنج و لیموی زرد که با اسطوخودوس دلپذیر و یاس با لطافت ترکیب شدهاند آغاز میشود و با تناقض آشکار و جسورانهی ادویههای گرانبها تقویت میشود. خشکی خوشایندی از برگ تنباکو، تونکا و توتهای وانیلی پدیدار میشود، نتهای ملایم و میوهای اولیه که به جریانی شهوتانگیز و محرکتر وارد میشوند، روح سرسخت سیسیلیهای گذشته و حال را فرامیخواند. «ناکسوس» زیبا و وحشی، سنگدل و همچنین آرام، ماهیت مکانیست که همیشه بوده است و باقی خواهد ماند.
در محصولات برند زرجف خیسی دور والف و محل اسپری در هنگام باز کردن ادکلن رایج است که در برخی موارد باعث خوردگی شیشه می شود و برند زرجف هنوز راهکار مناسبی برای رفع این مشکل اتخاذ نکرده است .
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | زرجوف |
| جوایز | بهترین عطر نیش تمام دورانها ، بهترین عطر نیش همه دورانها ، بهترین عطر نیش همه دورانها، بهترین عطر براساس نت عسل، بهترین عطر نیش همه دورانها |
| طبع | گرم |
| سال عرضه | 2015 |
| گروه بویایی | معطر ادویه ای |
| کشور مبدأ | ایتالیا |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | ترنج ، لیمو ترش، اسطوخودوس |
| اسانس میانی | یاس، دارچین ، عسل ، کشمران |
| اسانس پایه | دانه تونکا ، وانیل ، تنباکو |
در شمال جزیره ناکسوس، کوهی بود به نام تیمائوس. روی قله، کیمیاگری به نام اِلیا زندگی میکرد که به جای اکسیر جاودانگی، میتوانست احساسات را تقطیر کند. او معروف بود به «آونگ شیرین»؛ چون محصولاتش همیشه دو نتیجه میداد: یا عاشق میشدی یا دیوانه.
کارگاهش پر بود از شیشهای پر از ترنج و لیمو و اسطوخودوسهایی که غروب را به خاطر میآوردند. اما راز اصلی در دیگ مرکزی بود: عسلی که از زنبورهای منطقه ممنوعه میآمد.
فصل اول: تردید
روزی سردار آریان، فرماندهی که هرگز نباخته بود، به کوه آمد. الیا به او گفت: «برای پیروزی آمدهای؟» آریان سکوت کرد. الیا نگاهی کرد و زمزمه کرد: «نه… برای گم شدن آمدهای.»
او سه قطره از اکسیر ناکسوس را روی دست سردار چکاند.
نت آغازین (ترنج، لیمو، اسطوخودوس) – ناگهان آریان تمام خندیدنهای کودکیش را به یاد آورد. ترنج روی زخمهای کهنهاش نمک پاشید. لیمو چشمانش را تیز کرد، اما اسطوخودوس... اسطوخودوس زمزمه کرد: «بیا ببینم ته این قشقرق چه خبر است؟»
فصل دوم: سقوط در عسل
نت میانی (عسل، تنباکو) – عسل روی دستش جاری شد. اما این عسل زهرآگین بود. نه از نوع کشنده، از نوعی که نقطه امن را ویران میکند. آریان ناگهان به یاد آورد که چرا از صمیمیت فرار میکند. تنباکو دود کرد و چهرهی مادری را نشانش داد که وقتی بچه بود، گفت: «قوی بودن یعنی هیچکس نباید بداند چه حسی داری.»
الیا خندید و گفت: «ببین سردار! بوی چیزهایی میآید که هیچوقت اجازه ندادی باشند. این عسل میگوید میتوانی ضعیف باشی و هنوز دوستداشتنی.»
فصل سوم: زرهی که آب شد
نت پایه (وانیل، کهربا، چوب صندل) – بدن آریان شروع به درخشیدن کرد. وانیل مانند دستی نامرئی پشت گردنش را نوازش داد. کهربا گرمایی در قفسه سینه پخش کرد که قفلهای زره را آب میکرد. چوب صندل اما سکوتش را برد. برای اولین بار، سردار گریه کرد.
الیا صورتش را به باد داد و گفت: «حالا برو. اما نه برای جنگ. برای اینکه بالاخره بگذاری یکی تو را بو کند... بدون اینکه قضاوت کند.»
آریان از کوه پایین آمد. دیگر هرگز اردوگاهش را بدون عطر نبست. سربازانش میگفتند: «سردار بوی خدایی میدهد که تازه یاد گرفته بدون کمک زره هم میتواند دوست داشته باشد.»
سالها بعد، الیا از دنیا رفت. اما روی سنگ قبرش نوشته بودند:
«اینجا کسی آرام گرفته که فهمید انسانها از فرمانبری نمیمیرند... از آن عسلی میمیرند که هیچکس جرئت نکرد به خوردشان بدهد.»
و عطر ناکسوس ماند؛ برای تمام آریانهای این دنیا که جنگیدن را بلدند اما «بودن در آغوش» را... نه