جناب سخی عزیز و گرامی با رهنمود مدیر گرامیمان پاسخ من به جای بخش نظرات در بخش گفتگو پابلیش می شود ) :

سلام و درود های گرم بر شما جناب سخی عزیزم
خدارو شکر میکنم که شما هم پس از یک دوره غیبت نسبتا طولانی با حضور دوباره و همیشه موثرتان گرما و صمیمیت مضاعف رو با خودتان به عطرافشان بازگرداندید.
بله همانطور که فرمودید با دیدن اسم و اواتار رهای عزیزمان به صفحه پرسش و پاسخ شما سر زدم و دل نوشته زیبایش را دوباره خواندم. بسی لذت بردم از ذهن توانا و قلم شیوایش. بازگشت دوستان عزیزمان یکی از بهترین اتفاقات این دوران تلخ است. چندروز پیش هم جناب حسن خان افشار دوباره شروع به نوشتن کردند، بازگشت ایشان هم بسیار مسرت بخش بود مخصوصا که دایره تست و دانششان هم بسیار وسیع است، همینطور اقا محسن عزیزمان که چند وقت کم حضور داشتند دوباره با عکس های هنری اشان بر زیبایی های عطرافشان افزودند. همچنین حضور دوباره مونا خانوم گرامی و دوستان دیگرمان که حضور معطرشان حال جمعیمان را جا آورد. می دانم که امروز روز تولدتان هست. آرزو میکنم که روزهای باقی مانده برایتان سراسر شادی، آرامش و پر از سلامتی و حضور گرم و پر دانشتان برای عطرافشانیان همیشگی و مستدام باشد.

در پاسخ به کاتی :

استاد سخی تولدتون مبارک☆

دختر خانم زیبا و هوشیار و بلورین و درخشان ، کاتی خانم عزیز خوشبو🙂

متشکرم عزیزم ، بانوی معطر ، سپاس

ارادت ها

در پاسخ به 🄼🄾🄽🄰 :

سلام و ارادت .

در ابتدا  تشکر میکنم از این تاپیک حال خوب کن و انرژی مثبت💗

واقعا مرسی و مرسی که حواستون بود و این روز رو یادآوری کردید.

من هم تولد آقا کامبیز عزیز و دوست داشتنیِ محفل عطرآگین و عطرافشانمون رو تبریک میگم🎉 و از اعماق قلبم براشون سلامتی و شادکامی آرزو میکنم. سایشون مستدام و مهرشون جاوید💐

خوب ، زیباترین بانوی خانه ما

سرکار خانم مونای نازنین و زرین قلب🙂

حساب جنابعالی توفیر دارد ، ازین است که زبان بسته شود و نمیدانم چه بنویسم و چگونه بنویسم 😄

یکی ازین اختلافات ، قلب حبابگون است که باید اولا دستانت نلرزد که یکهو بیفتد خدای ناکرده و قلب از دست دهیم ! دوم باید استادی زبردست باشی و بدانی چه جواهری در دست داری ، پس دستت باید تمیز باشد که لکه ای بر قلب نکاری که همچون بلور جواهر یخ ، لکه رشد کند و توسعه یابد و تا به خود آیی میبینی که : ای داد که دل از دست رفت 😄

از همه مهمتر : نگذاری کسی دست یازد بر گوهر دل از ره گوش ! ورنه بیگانه شود و گوش بر دیگر کند ! و هر چه گویی گوش به رقیبان نکن ، ایشان انسان اند و از جنس آدمی اند ، طمع دارند و راست نگویند ، بلیغ گویند و سیاست بازند 😄

لیک وی تجربه زشتی نداند ، دقیقا چون روزگار نخست آدم ، که تجربه نداشت و  بد و زشت نمیدانست و خالق ما به کمک عزازئیل (عزیزترین) اش ، وی را به دانایی و کسب تجربه تبعید کرد !

دل فرشتگان زیبا اینگونه حبابگون است ، همچون موسیقی فرشتگان در معبد با آن نوای بی نوایی و رویایی ، چه کس دانش ، توان و مهمتر : همت جواهری دارد که هر آن بیم خطر دلگیری دارد 😄

خصوص اگر یک بار نیز تجربه شکسته شدن توسط دنیای قهار اما مجرب ما چشیده باشد 😄

اینها ، تعریف دل فرشتگانی ست که از خدا یک درجه نزول خواهند تا در جلد انسان شوند در این دنیای ما و تجربه آدمیت کنند !

چگونه است دنیای ما بانو ؟؟ قهار است و قهر زاید ؟ فعال است و فعل کارد ؟مجرب است و تجربه آرد ؟ گاهی نیز لطافت بارد ! همان هنگام که شما لبخند بر لب دارید 🙂

و تا غمگین اید ، تاریکی رشد کند !

خلاصه که این دو روزه را ، فقط به تماشا بگذران ! اتفاق زشت بینی ؟؟ زشتی و زیبایی را چه کس تعیین کند ؟؟

این دنیا قانون دارد ! هر که زیبایی را لغو کند درگیر زشتی شود ! هر که نیکی را نفی کند درگیر بدی شود ! هر که از خیر بگذرد گرفتار شر شود ! و هر که مرگ بیافریند خود نیز گرفتارش شود ! حکما گویند عمل بر حرف اولاست ، پس گوش ببندید و چشم بگشایید !

اینها ذره ای از قوانین ما آدمیزادگان است ، فرشته زیبا😄

بنظرت چرا آنسو ، میلیاردها انسان را عریان مادرزاد بینی در صحرای تموز ، هراسان و گریان و گذران ، حال آنکه خندانان و خوشحالان ظرف اینهمه سال به میلیون نرسند !

درود بر قلب مهیر شما که بر این حقیر آرزوهای نیک کرد !

این صفحه یک بدی هم دارد ! من خجالت کشم که بی خبرم از زادروز دوستان عزیزم ، تا به جبران این مهر کوشم !

باور کنی یا نه ، برخی سالها ، تولد خود را نیز فراموش کنم😄 همان بهتر که ندانم😄 این خجالت از شرم دانستن و فراموشی کمتر است !

میبینی ! هر چه بیشتر بدانی ، احتمال خجالت بالاتر رود !! بر این موضوع بارها تفکر کنم !

ارادت ها سرکار خانم مونا

چون دعای فرشتگان مجاب است ، لطفا دعاها کنید بر خوشحالی و خوشبختی ایرانیان صبور !

بر من نیز دعا کنید لطفا که راجع به دعا خیلی طمع کار ام😄

عرض احترام🙂

در پاسخ به Tina :

سلام و درود

جناب سخی گرامی

زادروزتون مبارک و پرتکرار. با آرزوی سلامتی و شادکامی برای شما.

خیلی خوشحال شدم چون من هم اردیبهشتی ام. همیشه نظرات عالی و کارشناسانه شما رو دنبال میکنم و بسیار ازتون می‌آموزم.

شاد و سرزنده باشید 🌸🌱

سرکار خانم تینای زیبا

ارادت ها خدمت سرکار و چه افتخاری بر من ، هم ماه بودن با شمای عزیز در تولد و ورود بر این دنیا🙂

ایضا افتخاریست دیگر بر من ، از باب علقه شما به نوع خدمات و فعالیت این حقیر درین خانه معطر

سپاس ، ارادت و احترام حقیر تقدیم به شمای مهربان

علیرضا علیرضا
1405/02/17

با سلام و احترام خدمت دوستان عزیز

بنده هم به نوبع خودم زادروز شما بزرگوار جناب آقای سخی تبریک عرض میکنم و امیدوارم که

گریه ات از سر شوق و خنده ات از ته دل و روزگارتون همیشه شاد باشه .

در پاسخ به 🍁Shahab🍁 :

 سلام خدمت همه شما دوستان گلم و تشکر از شما دوست نازنین ...

عرض تبریک و شادباش به استاد عشق فشانِ عطرافشان جناب آقای " کامبیز سخی " ... روز میلادتون مبارک 💐

بهترین ها رو برای شما و تمام شما دوستان خوبم از خداوند خواستارم ...♡

پاینده باشید و برقرار در پناه حق ...♡

شهاب رئوف روی مهربان دل

متشکرم دوست عزیزم

سپاس بابت بهترین دعاها بر من🙂

ارادت های بسیار شاخه شمشاد🙂

در پاسخ به محسن جمالیان :

امیر خان عزیز 

ممنون برای ایجاد این تاپیک ، و تبریک به جناب سخی بزرگوار و بیشتر تبریک به خودمان ، اما این انصاف نیست ایده مردم و از راه دور سرقت کنی دوست عزیز ، خواستم صبر کنم تا خود ۱۵ اُم که بعد دیدیم که بعله : در کار خیر حاجت هیچ .... به هر حال هم شما و هم جناب سخی تندرست و دلشاد باشید سال ها و سال ها .

دوست عزیز و قدیمی ام

جناب محسن جمالیان دریا دل

نیک خوترینِ جمع نیک رویان 🙂

این میشود ترجمه محسن جمالیان🙂

ارادت ها تقدیم به شما مرد مشعورِ اهل ادبیاتی غنی و دیگرگون !

متشکرم محسن جمالیان عزیزم

تقدم و تاءخر اش مهم نیست ، نیت و مهر مهم است که در قلب هر دوی شما اهالی مهرگان ، موج میزند 🙂

خود دانی ! ای دوست قدیمی عطرافشان ام 🙂

در پاسخ به کامبیز سخی :

واااو !

خدااای من !

سپاس بسیار ، امیر رنجبر عزیزم و ای همه ی دوستان نازنینم !

کار خدا را میبینی ؟؟

امروز پیام تبریک سرکار خانم سالمی را دیدم در عطرگرام ام ذیل یکی از تصاویر ، نوشته بودند ببخشید اینجا پیام میگذارم ، دنج تر است ، بی خبر بودم لیک در بخش پرسش و پاسخ یکی از دوستان اشاره کرده بودند !

با خود گفتم : پرسش و پاسخ ؟ اشاره به چه ؟ به روز تولد من ؟؟

من معمولا آنجا نمیروم لیک دو سه روز پیش برحسب اتفاق سری زدم و بانوانی زیبا را آنجا دیدم و پاسخی دادم و هرچه میخواستم خارج شوم نمیشد ، بانویی زیباتر میدیدم و چون پروانه دوباره دور میزدم و مینشستم بر صفحه ای دیگر به تماشای گلهای زیبای خدا🙂 یک از یک زیباتر🙂

آمدم هرچه گشتم چیزی ندیدم ، گفتم شاید سالهای پیش را گفته ست خانم سالمی ، خواستم خارج شوم پیام آمد برو پانزدهم بگرد ! چشم ،گشتم یافتم🙂

سپاس های بسیار ای دوستان عزیز مهیرم🙂

انشاله پاسخ یک به یک شما عزیزان را خواهم داد و به پاس این الطاف ، خاطراتی بر شما خواهم گفت از تولدم که نگفته ام و سپس درس های آن را ، که اصلا باین دلیل خواهم گفت انشاله اگر زنده بودم !

پارسال به برخی گفتم : سال ۱۴۰۵ متفاوت خواهد بود ! گفتند چطور ؟ گفتم چون من ۵۲ سال را تمام میکنم و وارد ۵۳ میشوم ! گفتند : خب ، که چه ؟ گفتم متولد ۵۳ و ۵۳ سال ، اخباری دارم از آنسو 🙂 گفتند برای خودت ؟ گفتم خیر ، برای همه انشاله ، که دو بار خوابش را هم دیده ام دقیق و نشانه هایش هویدا شده و میشود !

امسال گفتند : ما را که بیچاره کردی با این خواب و اخبارت ، فقیر و نابود شدیم که😄 گفتم ایرانیهای عجول ! صبور باشید آقاجان ، عمرمان به فقر و گرفتاری گذشت حال میخواهید یک شبه معجزه شود ؟؟ حتی خدا هم نمیتواند این کار کند مگر به آرامی و طبق قوانین مصوب خود !

ضمنا خوشبختی بها دارد که از پیش دریافت شود و در حال پرداختیم همگی ! خود نیز موکد فرموده : با و پس از بدبختی ها ، خوشبختی ست ضمنا قانون اوج و حضیض نیز مصوب است !

و اما امیر عزیزم ، بله ، من نیز خوشحالم از بازگشت دوستان عزیزمان و انشاله که همگی برگردند نزد ما 🙂

اما ، اگر چیزی که در ذهن دارم ، شد ، آنوقت خواهی دید چه برنامه ای بر عطرافشان دارم ! کاری کنم که همگی شگفت زده شوید و جناب مدیر نیز مجبور شود تمام سیستم سخت افزاری را تعویض کند😄

عادت و علاقه به حرفِ پیش ندارم ، فقط همین گویم که این پیرمرد ۵۲ سال تمام کرده (!) و پیشینه اش را دست کم نگیرید😄

اگر شد ، خواهید شنید و دید ، منتها دیگر خودم نمیتوانم مثل الان در خدمت باشم و شاید هفته ای یکبار مشرف شوم به عرض سلامی و حضور کوتاهی و بروم🙂

در عوض آنقدر سرتان شلوغ شود که سخی لابلای این شلوغی ها گم شود😄

تا خدا چه خواهد !

و اما رهای عزیزمان ، دیشب که بعد خواهم نوشت چه شبی بود ، در مجلسی که از دو هفته پیش هماهنگ شده بود ( نه برای تولد من ، که در آن مجلس کسی خبر نداشت لیک آنقدر تلفنم زنگ خورد حدود بیش از ۳۰ بار و هی رفتم و آمدم ، که همه فهمیدند :) و خدا برایم جشن تولد گرفت ( نشانه ای دیگر ! ) ساعت ۴ صبح ، در حالیکه دو نفر از دوستان مهم و عزیز من در ماشین بودند و رساندمشان و چیزی در راه گفتم و شعری تفسیر کردم برایشان و موسیقی اش را پخش کردم و هر سه دورها زدیم و باریدیم از عشق او ، برگشتم خانه با چشمهای سرخ چون خون ، و سپس دوش گرفتم و رفتم به همان صفحه و خواندم و خلسه در خلسه در خلسه و بیهوش شدم😄

چه پروازی بود دیشب ، آن دو بیچاره را هم با چشمان پف آلود و سرخبار فرستادم خانه😄

البته تقصیر خودشان بود ، هی گفتند یک دورِ دیگر ، یک دورِ دیگر😄

رفقای هم عقیده و هم مسلک و هم بارش ، نازنین اند ، هرچند که گرفتاریها امان ندهد ، دم درب خانه شان میگفتند ما باز هم چنین شب هایی میخواهیم ها🙂 من نیز میگفتم از او بخواهید نه من که خود گدای همین ام !

خلاصه که قدر رفقای خوب بدانید !

ارادت های زیاد خدمت همه شما معطران اهالی سرزمین مهرهای خدایین

تبریک

         nazanin nazanin
1405/02/17
در پاسخ به کامبیز سخی :

عجب !

پس تو فروردینی هستی ای دختر زیبا ، که از دیوار راست بالا میروی 😄

این خصوصیت فروردینیان است ! خستگی نمیشناسند ، هرچند که موقع استراحت ، رها میشوند 😄

براستی از دیوار راست بالا روند و مدام در تحرک اند و حرکت !

مباد افروخته شوند که آتش اند و زبانه میکشند ! خدا رحم کناد به اطرافیان😄

آرایش بر صورت زنانشان مینشیند به تغییری کلی ، هرچند بی نیازند از آن ، لیک اگر کنند تغییری بنیادین کنند گویی کسی دیگر اند !

و شیطنت کن 😄 این کودکان بی ریای طبیعت خدا !

و آری ، شش ماهه آیند😄

مادرم میگفت همه نگران بودیم که روزها از اتمام ۹ ماهگی ات گذشته بود و نمی آمدی ! حتی ۹ ماه و ۹ روز و ۹ ساعت هم عبور کردی و شاید ازین شد که قریب به ۷ کیلو بودی 😄

گفتم حق نداشته ام واقعا ؟؟ آخر این دنیا هم محل آمدن و بودن است ؟؟

گر آمدنم به من بُدی ، نامدمی

ور نیز شدن به من بدی ، کِی شدمی !!

به زین نبُدی که اندرین دیر خراب

نه آمدمی نه شدمی نه بدمی 😄

این خیام نابغه 😄

بزرگ که شدم کارت تولدم را که بر آن مُهر غیر طبیعی زده اند😄 را ، همراه اولین لباسهایم ، مادرم در یک جعبه ویژه بهم داد ! که هنوز دارم !

مرخص نکرده بودند ما را ، منتقل کردند به اطاقی بزرگ با تمام امکانات و اجازه ملاقات ، تا پدرم از ماموریت تهران مراجعت کند کرمانشاه ! بعد یک هفته آمد ، او را گرفتند به آزمایشات ، ما را رها کردند رفتیم منزل😄

مادرم میگفت به زور دقایقی تو را میآوردند به خوردن شیر و فوری میبردند نزد پرستاران و پزشکان 😄

هر چه میگفتم فرزند مرا بیاورید ، یعنی چه ، چه میکنید ، میگفتند نگران نباش و صبور باش فلانی ، تازه زنگ زده ایم از دیگر زایشگاهان نیز آمده اند😄

از همین است که از جمع و جمعیت فراری ام ، از همان روز ورود دستگیرم کردند توی این دنیا 😄

مادرم میگفت ۴ سال بعد که برادرت دنیا آمد ، پدرت آمد به دیدار ، با وجودیکه قریب به ۴ کیلو بود و هنوز هم بیش از طبیعی بود لیک پدرت گفت : این دیگر چیست ، آنقدر کوچک است که میتوانم او را در جیب کت ام بگذارم و به خانه ببرم 😄

حال پرسش مهم در خصوص اینهمه تفاوت ها در نوزادان تازه وارد : دلیل این تفاوتها در بزرگی و کوچکی ، ظرافت و درشتی ، زیبایی و زشتی ، ساکتی یا شلوغی ، مهمتر : بیماری و سلامت در چیست ؟؟

در ژن است ؟؟

درست میگویند آیا که نوزادان بی گناه به این دنیا آیند ؟؟ پس این درجه از اختلاف در سلامتی از کجاست ؟؟ از خدای "عادل" ماست ؟!

اینگونه که خدای مهربان و عادل ما ، بدهکار میشود بر بسیاری و آن دنیا باید کلی پاسخ دهد و عذرخواهی کند که حواسش جمع نبوده است !😄

بر آن هم اندیشه کنید و هم تفکر !

ارادت ها دختر زیبا

یکی از درست ترین جملاتی که شنیده شده این است : هیچ چیز درین دنیا تصادفی نیست !

برخی خصائص را ژن مسئول است ، حال چه چیزی ژن را تعریف کند ، یعنی یک پله و سپس پله های قبل از ژن کدامانند ؟! ژن علت نیست ، خود معلول است از علائلی و علت هایی🙂

سپاس بابت تبریک ات ، من نیز بر تو تبریک گویم ، که این دنیا با ورود تو و شماهای دیگر از فرشتگان ، دنیایی زیباتر و قابل به تحمل تر شده ست 🙂

ارادت ها دختر زیبا

جناب سخی عزیزم سلام ها :)

من دقیقا ۱۵ ام اردیبهشت به دنیا اومدم. نیم ساعت از ۱۲ نیمه شب گذشته بود. در راس ورود به نیمه اردیبهشت ماه :)

می‌بایست ۱۵ خرداد به دنیا می‌آمدم ولی از این بابت عجله کردم :)

اما حقا که فروردینی ها همین اند. خستگی نمی‌شناسند و از جنب و جوش نمی‌افتند. دوستی دارم که عینا همینطور هست. دیوانه ام کرده سخی جان😁 انرژی مضاعف می‌گیره از من. خودش میگه چطور من و تو این همه سال با هم دوست موندیم! به شوخی می‌گم دیگه ناچارا بایستی تحمل کنیم همدیگه رو :)) خلاصه اجازه نمی‌ده هیجان زندگی ام فروکش کنه :)

در پاسخ به کامبیز سخی :

دوست عزیز و قدیمی ام

جناب محسن جمالیان دریا دل

نیک خوترینِ جمع نیک رویان 🙂

این میشود ترجمه محسن جمالیان🙂

ارادت ها تقدیم به شما مرد مشعورِ اهل ادبیاتی غنی و دیگرگون !

متشکرم محسن جمالیان عزیزم

تقدم و تاءخر اش مهم نیست ، نیت و مهر مهم است که در قلب هر دوی شما اهالی مهرگان ، موج میزند 🙂

خود دانی ! ای دوست قدیمی عطرافشان ام 🙂

از سری غیب گویی های جناب سخی غیب دان عزیز 😁

اعتراف میکنم از صحبت با شما تا حدی میترسم ، می‌بینید همه چیزو و حتی چیزهایی که نباید 😄

آخرین
Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟