نظرات | TIMELESS
ترتیب نمایش
از نجیب‌ترین عطرهای مردانه که برای همگان در هر بازه ی سنی مورد پسند می‌باشد. رایحه‌ای بسیار نرم و صیقلی از تراوش لیمو در بستری از وانیل رقیق و روایح سفید تمیز چوبی، که شخصیتی پاک سرشت و مذهبی را تداعی می‌کند. قبلا هم این مورد را مطرح نمودم که عطرهای شنل دارای شخصیت نجیب‌زاده هستند و این عطر شنل نیز نمونه‌ی بارز عطرهای نجیب است.
کل رایحه عطری ساده از لیمو و وانیل و چوب است ولی آنقدر دلنشین است که هرگز تکراری نمیشه.
رایحه ی این عطر بپاس نجیب بودنش به نظرم شبیه شخصیت نجیب دزموند داس در عملیات لبه‌ی هکسا (گلوگاه جهنمی) نبرد اوکیناوا میان ارتش آمریکا با ارتش ژاپن در سال ۱۹۴5 که دزموند داس بخاطر عقاید مذهبی اش هرگز از سلاح نظامی استفاده نکرد و به‌عنوان امدادگر در جنگ، به تنهایی در محاصره ی ارتش ژاپنی ها ۷۵ نفر از همرزمان مجروحش را از مرگ نجات داد و بخاطر این خدمات شجاعانه، مدال افتخار دریافت کرد. این درحالیست که او را به‌عنوان یه سرباز ترسو و بزدل بخاطر اسلحه نگرفتن به دست، مدام مسخره می‌کردند. اما دزموند داس ثابت کرد که یکی از شجاع ترین مردان روی زمین بود. او سال ۲۰۰۶ در سن ۸۷ سالگی درگذشت و یادش تا همیشه در تاریخ نظامی‌های آمریکا گرامی خواهد بود.
کیفیت بسیار شفاف در رایحه، مناسب تن‌پوش آقایان در روزهای بهاری و تابستانی با ماندگاری و پراکنش متوسط.
آرزوی سعادت برای هموطنان...
36 تشکر شده توسط : complihanicated Huseyin_taheri_official
اون زمان‌ها هر وقت شاگرد اول می‌شدیم از طرف مدرسه بهمون کارت سرگرمی در شهر بازی ها و سینما رو هدیه می‌دادند تا رایگان ازشون استفاده کنیم. تابستان سال ۱۳۷۱ وقتی اول ابتدایی رو تمام کردم هر سه ثلث شاگرد اول شدم و از مدرسه بهم کارت هدیه دادند واسه رفتن به شهربازی و سینما که همراه دایی دبیرم اول رفتیم سینما و اولین‌بار من برای رفتن به سینما بود. فیلم بگذار زندگی کنم با بازی مهدی هاشمی و افسانه بایگان در ژانر اجتماعی خانوادگی بود. بخاطر کوچیک بودنم در ردیف های اول سینما نشستیم تا بتونم فیلم رو ببینم. داییم اون روز عصر بود که همین عطر چارلی بلو رو به کتش زد و رفتیم سینما.
چه بوی خاصی داشت، بوی زندگی قدیمی، بوی حیاط موزاییکی قدیمی با طرح‌های آشنا در خیلی از خونه‌ها، بوی حوض موزاییکی چند ضلعی با چندتا ماهی قرمز بزرگ که از عید به یادگار موندن، بوی شیر آب کهنه ی لب حوض، بوی باغچه ی کوچیک کنار حوض با گل‌های رز سفید و قرمز و زرد، بوی صدای کبوترهای پشت بام‌ها، بوی پرده‌های حصیری چوبی خیس شده که وسط ظهر نسیم خنک و خوشبوی باغچه رو به داخل خونه پخش می‌کرد، بوی اون میله ی فلزی توی ایون که به سقف ایون متصل بود، بوی کمدهای چوبی کهنه که انگار داخلش گنجینه‌ای نفیس آرمیده بود، بوی چادرهای سفید گل گلی مادرانه ها که عصرها دم درب خونه‌ها برای صحبت با زنهای همسایه جمع می‌شدند، بوی بازی لی لی توی کوچه‌های بن‌بست در عصرهای نارنجی، بوی پسربچه‌های شربت آلبالو و شربت انجیر فروش سرکوچه ها، بوی بلال فروش و جیگرکی های روی منقل زغال سرکوچه ها، بوی عروسی‌های قدیم با اون نقل های رنگین که بر سر عروس پخش می‌کردند، بوی اون گل‌های سپید خشک شده لای دفتر خاطرات دختران قدیم، بوی علی کوچولو اون مرد کوچک، نه قهرمانه نه خیلی ترسو، نه خیلی پر حرف نه خیلی کم رو، علی کوچولو توو قصه‌ها نیست، مثل منو توست اون دوردورا نیست...
بوی زندگی در روزگار زندگی
چارلی بلو از خاطره‌انگیزترین عطرهای زندگیست که می‌دونم تمامی این یادآوری‌هایی که ذکر شد برای بچه‌های دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ مشترک است.
رایحه‌ای گلی آلدهیدی از خوبان زمان خودش که برای شامه های قدیمی بسیار نوستالژیک است. هنوزم به رایحه ی چارلی بلو جذب میشم و گویی یکی از گمشده های ما دهه‌ی ۶۰ ها در رایحه ی همین چارلی بلو آرمیده است.
رایحه ی این عطر برایم شبیه خانواده ی چارلز اینگلز (مایکل لاندون) در سریال خانه ی کوچک در چمنزار (۱۹۷۴) که داستان یک زندگی ساده را از پستوی عشق روایت کرده بود...
کیفیت خوب در زمان خودش، مناسب تن‌پوش بانوان و حتی آقایان در روزگار خنک قدیم، با ماندگاری و پراکنش خوب در زمان قدیم و متوسط برای نسخه‌های امروز.
آرزوی سعادت برای هموطنان...
41 تشکر شده توسط : علی موسوی حسین رفیعی
در جنگ جهانی دوم تعداد ۳۵۰۰ کشتی جنگی و ترابری همراه با ۷۴۰۰۰ ملوان توسط کشتی های ناوگان عظیم جنگی و زیردریایی‌های جنگی U-Boot ارتش نازی به اعماق اقیانوسها فرستاده شدند. این عطر زرجوف با رایحه‌ای دریایی در طبع خنک و شور مانند یا حالت اسکله‌ای، برای من یادآور عرشه ی کشتی‌های رزمی است تا عرشه ی کشتی‌های تفریحی. چراکه به نظرم رایحه‌ای خنک خشن دارد که بیشتر برای شامه ی من روایح چوبی شور نمایان است.
شاید خیلی عام پسند نباشد اما برای آنان که به روایح شور دریایی علاقمند هستند، می‌تونه عطری متفاوت محسوب بشه.
عنوان عطر همچنین رایحه‌ای که داره، برای من یادآور فیلم گری هاند (۲۰۲۰) با هنرمندی تام هنکس است که در نبرد آتلانتیک با ۶ U-Boot گله ی گرگ‌های ارتش نازی‌ها مقابله کرد و تمامی آنها را منهدم ساخت. اصلا وقتی ناشر فیلمی شرکت سونی باشد، قطعا اون فیلم خاص خواهد بود بخصوص وقتی نام سونی همراه با کلمبیا پیکچرز بانوی مشعل دار (خانم جنی جوزف) ناشر یک فیلم باشد و من همیشه طرفدار فیلم‌های سونی هستم. هرچند ناشران دیگری همچون برادران وارنر، نیو لاین سینما، لجندری پیکچرز، اپل استادیو، لاینزگیت، ملنیوم مدیا، پارامونت پیکچرز، و چندی دیگر برام خیلی محبوب هستند اما سونی کلمبیا پیکچرز، بین اینها یه چیز دیگه است.
کیفیت خوب در رایحه ی خاص، مناسب خاص پسندان در روزهای گرم با ماندگاری و پراکنش خوب.
آرزوی سعادت برای هموطنان...
38 تشکر شده توسط : علی موسوی حسین رفیعی
رایحه ی این عطر برای برخی شامه ها به مانند بوی صابون تداعی می‌شود. اما برای من و خانمم بوی صابونی تداعی نمی‌شود و هر موقع هم این عطر رو پوشیدیم کسی از همراهان به ما نگفتند که بوی صابون میاد!!!
عطر ایمجینیشن برای من از نفیس‌ترین عطرهای چوبی مرکباتی می‌باشد که به نظرم بی انصافی است تا این رایحه را به بوی صابون تشبیه کنیم. یک باتل نسخه‌ی کلاسیک رو دارم و خانمم یک باتل نسخه‌ی لیمیتد ادیشن (Sun Yitian ۲۰۲۴) داره که پارسال دامادشان از سنگاپور براش هدیه خریده بود. نسخه‌ی Sun Yitian با طرح گوگولی مانند یه جوجه ی زرد هم همان رایحه ی ایمجینیشن کلاسیک را دارد با همان ماندگاری و پراکنش و فقط طرح و گیفت ست های همراهش اضافه شده‌اند از شکل هارد باکس استوانه‌ای و یک آویز طلایی رنگ نشان لویی ویتون و طرح Sun Yitian روی آویز و یک کیسه ی کوچک سفید که اون آویز طلایی داخل این کیسه ی کوچک بود.
البته من منکر این نیستم که رایحه ی ایمجینیشن آنقدرها هم خاص نیست ولی واقعا بوی جذابی دارد که نسبت به برخی روایح خنک یا معتدل مثل ال ایممنسایت یا بولگاری تایگار، شاید نتواند آنقدرها هم عام پسند باشد. این عطر برای بهترین درک و بازخورد، حتما بایستی در لباسی که یک روز قبل شسته شده است، تن‌پوش شود تا شایستگی خودش را آشکار سازد. نسبت به بولگاری تایگار و لویی ویتون ال ایممنسایت و حتی لویی ویتون افترنون سوویم، عطر ایمجینیشن را کمتر دوس دارم اما برخی روزهای بهار و تابستان حتی اوایل پاییز، دلتنگش میشم و حتما یکی دوبار تن‌پوش می‌کنم.
به نظرم عطرهای خنک لویی ویتون نسبت به عطرهای خنک شنل با اینکه تعداد خنکهای شنل کمتر از لویی ویتون است، اما شنل دارای شخصیتی متفاوت است که شاید سالیان سال هم این عطرهای خنک شنل محبوب بمانند در حالیکه فکر می‌کنم لویی ویتون در یه بازه ی زمانی دیگه شاید اون محبوبیت خودش را از دست بده و مثل شنل یا حتی دیور، برای سالیان زیاد ماندگار نباشد. اما رایحه ی ایمجینیشن به نظرم یه رازی را در خودش پنهان دارد که بایستی در مکان و زمان درست آن را پوشید تا راز شایستگی خودش را آشکار کند.
رایحه‌ی عطر لویی ویتون ایمجینیشن بخاطر مرموز بودنش برای من شبیه چهره ی سروان کولتر استیونز (جیک جیلنهال) در فیلم کد منبع (۲۰۱۱) در پوششی از پیراهن آستین بلند آبی که رمز و راز یک حادثه ی تروریستی را داخل قطار بایستی پیدا کرده تا از وقوع آن جلوگیری کند.
کیفیت شایسته در رایحه‌ای اورجینال، مناسب تن‌پوش آقایان و بانوان در روزهای بهاری و تابستانی و حتی پاییز با ماندگاری و پراکنش متوسط.
آرزوی سعادت برای هموطنان...
30 تشکر شده توسط : سامان سامانی حسین رفیعی
از عام پسندترین عطرهای ماهیت خنک، بدون شک این عطر شنل یکی از آنهاست. رایحه‌ای بسیار نرم و مهربان هم برای شامه ی آقایان و هم شامه ی بانوان در روزهای بهاری و تابستانی. برخی کارهای شنل آنقدر برام مورد پسند هستند که یا ازشون بیش از یک باتل ذخیره دارم و یا مثل همین عطر آلور هوم اسپرت او اکستریم هر سه نسخه‌ی ۵۰،۱۰۰،۱۵۰ میل را در آرشیوم نگه داشتم. نسخه‌ی ۵۰ میل رو داخل کیفم گذاشتم و در محل کارم ازش استفاده می‌کنم که خیلی واسم نشاط آور است. این عطر مخصوص پوششی از پیراهن آستین کوتاه با شلوار جین خاکستری و کفش اسپرت کلاسیک است.
این عطر برای شامه ی من DNA مشابه عطر شنل آلور هوم اسپرت دارد اما به نظرم رایحه ی این عطر کمی پر رنگ تر از عطر آلور هوم اسپرت است. تغییر نت‌های این عطر و همچنین آلور هوم اسپرت برای من محسوس نیست و از ابتدای اسپری رایحه‌ای از چوبی مرکباتی گیاهی مانند را حس می‌کنم. اما خیلی رایحه‌ی دلنشینی دارد بخصوص در همین روزهای بهاری همراه با نوازش نسیم خنک خداوند. ماندگاری و پراکنش هم برای من قابل قبول است ولی شاید برای برخی از مخاطبان رضایت بخش نباشد. برای من همون دو ساعت ماندگاری روی لباس خیلی خوشایند است.
رایحه‌ی این عطر به نظرم شبیه چهره ی اگزی (تارون اگرتون) در فیلم‌ کینگزمن محفل طلایی (۲۰۱۷) است که مردی جوان و پر جنب و جوش اما قلبی مهربان و فداکار و وفادار دارد.
کیفیت خوب در رایحه، مناسب تن‌پوش آقایان در روزهای بهاری و تابستانی با ماندگاری و پراکنش متوسط تا خوب در بهار و متوسط در تابستان.
آرزوی سعادت برای هموطنان...
45 تشکر شده توسط : هاشم پور میثم
Musc Blanc
لینک به نظر 8 خرداد 1405 تشکر پاسخ به علی موسوی
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند جناب آقای موسوی عزیز، معمولاً عطرهای ماهیت خنک ماندگاری و پراکنش متوسط تا کمی دارند که البته نمیشه بهشون ایرادی گرفت چراکه ترکیبات تشکیل دهنده‌ی این مدل عطرها سبک هستند و براحتی پیوندهاشون شکسته میشه که باعث زودتر تبخیر و تجزیه شدن روایح میشه. در خصوص این مدل عطرها حتی اگه از معتبرترین یا مشهورترین برند هم خرید کنید باز هم فرقی نمی‌کند، به هر حال برای شما و تمام مخاطبانی که انتظار زیادی از این مدل عطرها دارند، راضی کننده نخواهند بود. حتی در برند لویی ویتون هم این مورد صدق می‌کند که عطرهای خنک این برند، ماندگاری و پراکنش بالایی نسبت به عطرهای ماهیت گرم ندارند. منتها مبلغ پرداختی از 300 دلار تا 500 دلار برای یه عطر خنک با برند مشهور جهانی، بدون ماندگاری و پراکنش خوب و راضی کننده، باعث ناامیدی در مخاطب خریدار می‌شود چراکه برای همگان پرداخت این مبالغ کار آسانی نیست و طبیعتاً خیلی از خریداران این مدل عطرها، از خیلی از هزینه‌های دیگرشون صرفه‌جویی کردند تا بتوانند یه عطر مثلا لویی ویتون افترنون سوویم را خریداری کنند و بعد از استفاده می‌بینند که مبلغ پرداختی نسبت به ماندگاری و پراکنش، اصلا راضی کننده نیست.
به نظرم ما بایستی بپذیریم که همیشه هزینه‌های کلان برای خرید یه عطر نمی‌تونه رضایت کامل ما را تضمین کنه و به هر حال، بایستی هم بپذیریم که هیچ چیز در این دنیا اونجور که به نظر میاد نیست، چون اونجور که هست اصلا به نظر نمیاد...
به نظر من، خلق یک اثر عطرآگین در دنیای معطر که برای اکثریت مورد پسند باشد، معمولاً نیازمند فرآوری از ترکیبات سبک نت‌های روایح آن هم در ماهیت خنک یا معتدل است، وگرنه خلق عطر ماهیت گرم چه شیرین باشد و چه تلخ، به طور معمول مورد پسند اقلیت است تا اکثریت. به عبارتی، حتی اگر یه عطر خنکی آنقدر مورد پسند یک نفر نباشد که موجب بشه اونو خریداری کنه، اما باز هم با بونوازی بار اول نیز این عطر خنک برای همین یک نفر حس دافعه ایجاد نمی‌کند فقط آنقدر خوب نبوده که باعث بشه خریداری کنه.
ترکیبات نت‌های اولیه و میانی عطرها هم برای پایدار نگه داشتن و در تعادل نگه داشتن نت‌های پایانی است، که هر چقدر نت‌های اولیه و میانی یک عطر توانایی بیشتری از نظر بازه ی زمانی برای نگه داشتن پیوندهای مولکولی با نت‌های پایه را داشته باشند، آن عطر ماندگاری و پراکنش بیشتری خواهد داشت و برعکس.
در لابراتوارهای عطاری هم عطارها همراه شیمی فیزیکدان ها با آزمون و خطای ترکیب نت‌های اولیه و میانی از چوبی گلی مشکی مرکباتی میوه‌ای و دودی تلاش می‌کنند تا رایحه‌ای را خلق کنند که هم عطری خوشبو باشد و هم میزان ماندگاری و پراکنش را بر حسب قوانین شیمی فیزیک (شیمی فیزیک شاخه‌ای از علم شیمی است که از ترکیب علم شیمی با ابزار فیزیک سطوح رفتار مولکولی و اتمی را بررسی می‌کند) بررسی کنند تا به مطلوب‌ترین کیفیت و کمیت از سرعت پراکنش و میزان زمان ماندگاری برسند.
بنابراین، عطرهای اقتصادی اینجا بیشتر به کار می‌آید تا با
هزینه‌های مقرون به صرفه بتوانیم خریدی شایسته داشته باشیم که حداقل، اگر باز هم از ماندگاری و پراکنش رضایت نداشتیم، آنقدر حس ضرر و زیان نداریم که اگر چندین میلیون تومان هزینه کرده بودیم. خودم هم همواره همین مورد را به دوستانم هم در اینجا هم در پیرامون در صورتی که ازم پیشنهاد خواسته باشند، معرفی نمودم و تا بحال هم کسی از معرفی های من ناراضی نبوده است مگر آنکه نسخه‌ی فیک را خریده باشد.
خودم با ۲۵ سال عطربازی دیگه به این نتیجه رسیدم که نیازی نیست برای اینجور چیزها بیش از حد تمرکز کنم و واقعاً در مقابل سایر ارزش‌های زندگیمون مثل سلامتی، خانواده، سجایای اخلاقی شایسته، مهربان ماندن، عاشق ماندن، مسئول ماندن، وفادار ماندن به اصول اخلاقی انسانی، و ...... عطرها یا هر چیز دیگری ارزشمندتر نیست و نخواهد بود. چراکه همه‌ی این چیزها بلاخره تمام میشن، بلاخره ما پیر میشیم، بلاخره ما بیمار میشیم و بلاخره ما می‌میریم... شاید هراس ما از مرگ بخاطر پایان یافتن همه چیز نیست، بلکه بخاطر آغاز چیزی است که از آن ناآگاهیم... و می‌ترسیم این آغاز، آنطور که می‌خواهیم نباشد... می‌ترسیم از این آغاز، که مشروط بر کیفیت و کمیت پایان این زندگیمان بود...
آرزوی سعادت و آغاز یک پایان شایسته برای خودم و همگان...
24 تشکر شده توسط : میثم علی متقی پور
برای ما دهه‌ی شصتی ها، خاطرات نوستالژیک روزهای زندگی، جزو خاطره‌انگیزترین خاطراتمان است. حتی اگه در کشورهای مدرن جهان هم چند سال زندگی کنیم، باز هم دلتنگ خاطرات نوستالژیک روزهای زندگی ساده مون میشیم که انگار هرگز از آن روزگار سیر نشدیم...
عطر نتورک لومانی رو در مغازه‌ی خرازی فروشی که لوازم تحریر هم می‌فروخت سال 1376 دیدم. اون زمان دوم راهنمایی می‌خوندم واسه خرید مداد BH و یدونه هم پاکن رفتم اون مغازه که بعد از ظهر بود و چندتا خانم هم داشتن جوراب زنانه می‌خریدند. این ادکلن نتورک بصورت آنباکس شده پشت ویترین مغازه بود با ادکلن بست لومانی و چندتا ادکلن دیگه، که چقدر واسم اون ویترین مغازه ی ساده، کلی جذابیت داشت انگار مثل یه مکان ناشناخته ی قدیمی که داخلش گنج های گوناگون وجود داره. داخل مغازه حتی فندک هم داشت از اون فندک‌هایی که شیشه‌ای پلاستیکی بودند و با رنگهای مختلف که داخلشون یه شاخه گل رز قرمز یا سفید کوچولو تعبیه شده بود.
عید 1377 شد و رفتیم مهمانی عید دیدنی فامیلها توو شهرستان کوچیک که اون زمان‌ها در منازل شهرستان ها داخل بزرگترین اتاقشون سفره‌ای از میوه‌جات و آجیل و شیرینی جات پهن می‌کردند که مهمان های عید باید وارد این اتاق می‌شدند تا ازشون پذیرایی بشه. این عطر لومانی نتورک رو یکی از پسران فامیلمون که تازه داماد شده بود داشت که ظاهراً ادکلن دامادیش بود. ادکلن نتورک رو به خودش اسپری کرد که رایحه‌ای به نظرم ترش ملایم مانند داشت اما بوش اون اتاق رو پر کرد. البته نمی‌دونم چرا به من تعارف نکرد که منم از ادکلن بزنم شاید خساست کرد.
هر وقت برند لومانی رو جایی می‌بینم ناخودآگاه به همان روزگار دهه‌ی 70 برمی‌گردم که واقعاً هیچ چیز نداشتیم و همه چیز داشتیم. روزگاری که تمام بازیهای کودکانه ی ما از کارت بازی کردن و جمع کردن عکسهای آدامس ها تا تیله بازی و فوتبال تک دروازه تا حتی بازی کردن با درب نوشابه های زمزم و...... بود. روزگاری که عاشق بوی ساندویچ کتلت زرد رنگ بودیم، روزگاری که عاشق اون نایلکس بزرگ دم درب بقالی ها که توپ‌های رنگین خط خطی پلاستیکی داشت بودیم، روزگاری که عاشق لواشک های زردآلوی بقالی‌ها بودیم، روزگاری که عاشق بستنی‌های توپی شکل بودیم، روزگاری که عاشق اون غروب‌های نارنجی عصرها در ازدحامی کوچک از مردان و زنان و کودکان عابر محله‌ها بودیم، روزگاری که عاشق صدای فوتبال 99 پلی استیشن 1 و صدای موسیقی متن گیم قارچ خور از کنسول میکرو در کلوپ بازیهای کامپیوتری یا همون آتاری خانه بودیم، روزگاری که عاشق جام جهانی 1998 فرانسه با تیم‌های بسیار قدر از ستارگان واقعا تکرار نشدنی بودیم.... مارک اورمارس، کلارنس سیدورف، پاتریک کلایورت، ادگارد داویدس، دنیس برکمپ، زین‌الدین زیدان، سیلوین ویلتورد، تیری هانری، دیوید ترزگه، نیکلا آنلکا، ژورژ وه آ، داور شوکر، رایان گیگز، گابریل باتیستوتا، رونالدو، ریوالدو، روماریو، آلن شیرر، یورگن کلینزمن، فرانچسکو توتی و.......
چند روز قبل دوباره این عطر را در یکی از مغازه های عطرفروشی دیدم و تست کردم، رایحه به نظرم تقریباً همان قبلی بود حالت ترش ملایم، در طبع خنک که واقعا برای امروز عطر خاص و جذابی نیست، فقط می‌تونه خاطره‌انگیز باشه. مناسب تن‌پوش آقایان در روزهای بهاری و تابستانی با ماندگاری و پراکنش متوسط تا کم.
آرزوی سعادت برای هموطنان...
43 تشکر شده توسط : Hadise Dragon
آذر سال ۱۳۸۸ همزمان با لانچ شدن گیم آنچارتد ۲ که برای من از جذاب‌ترین گیمهای کنسول پلی استیشن ۳ بود، این عطر آرمانی را خریدم. عطری با رایحه‌ای شرقی ادویه‌ای در طبع گرم، از بستر میخک خشک شده با زنجبیل آسیاب شده و فلفل سیاه که برایم آن زمان، نهایت رایحه بود. اسفند ۱۳۸۷ هم عطر اجمل شادو (شیشه‌ ی مایع آبی رنگ) رو خریده بودم که اونم چون رایحه‌ای چوبی ادویه‌ای در بستری از میخک خشک شده و فلفل بود که بسیار واسم جذاب بود. ولی عطر آرمانی آمبر سوی شفافیت بالایی داشت بخصوص در رایحه‌ای از ادویه‌ی میخک که این عطر آرمانی را گذاشتم برای فقط چند روز سرد از پاییز و زمستان اگه جایی دعوت بودم تن‌پوش کنم و دیگه عطر اجمل شادو واسم تبدیل شد به یه عطر روزانه در روزهای سرد پاییز و زمستان.
کلیت رایحه ی عطر آرمانی آمبر سوی ادویه‌ای است که در لحظه‌ی اسپری عطر، فورانی از تند و تیزی زنجبیلی که انگار در فاصله‌ی نزدیک دارند آسیاب می‌کنند همراه با فلفل سیاه و میخک را آغاز می‌کند که در کمتر از یک دقیقه کمی رایحه ی کهربایی به خودش می‌گیرد و از اون اندازه‌ی تندی لحظه‌ی اولیه‌ی اسپری عطر کاسته می‌شود اما همچنان در تلخی و تندی باقی می‌ماند.
رایحه ی این عطر خیلی واسم مورد پسند است، و این اشتیاق ژنتیکی من به عطرهای ادویه‌ای است که از کودکی همش دوس داشتم به بازار سرپوشیده برم و مغازه‌های عطاری های ادویه فروش رو بگردم تا اون رایحه‌ ی فضای مغازه‌ها رو بونوازی کنم. جالبه که تووی خونه اصلا سمت ادویه‌های موجود در آشپزخانه نمیرم چه در کودکی و چه الان، اما نمی‌دونم از کجای حافظه‌ی ژنتیکی ام، به مغازه‌های ادویه فروش بازار سرپوشیده، بصورت ناخودآگاه گرایش دارم که هر وقت می‌خوام برم بازار سرپوشیده تا مثلاً پنیر لیقوان بخرم حتما مسیرم رو از جایی انتخاب می‌کنم که از اون قسمت ادویه فروش ها عبور کنم.
رایحه‌ ی این عطر بخصوص رنگ درپوش عطر برای من یادآور شخصیت آقای واردن (پاتریک مک گوئن) رئیس زندان آلکاتراز در فیلم فرار از آلکاتراز (۱۹۷۹) با هنرمندی کلینت ایستوود است که آقای واردن همیشه پوششی از کت و شلوار با جورابهای قهوه‌ای که در شخصیتی بی‌رحم و موذی در خونسردی تمام، ایفای نقش کرد...
کیفیت بسیار شفاف در گستره‌ی عطر، از نوبل های روایح ادویه‌ای برای من، مناسب تن‌پوش مشخصا آقایان تلخ ادویه‌ای پسند در روزهای سرد پاییز و زمستان با ماندگاری و پراکنش خوب.
آرزوی سعادت برای هموطنان....
27 تشکر شده توسط : Dragon Telecaster
به نظرم این رایحه برای هر بانویی براحتی قابل پوشیدن است. منظورم از هر بانویی،‌ بر مبنای شخصیت ژنتیکی اش است. چراکه هم برای شخصیت‌های آرام و کم حرف و هم برای شخصیت‌های پر جنب و جوش و بازیگوش، مناسب است. خیلی خوشبو و رایحه‌ای عام پسند و امن و نرم دارد که بعید می‌دونم کسی را دچار سردرد کند مگر اینکه شخص تن‌پوش کننده، اختلال زمینه‌ای مثل میگرن داشته باشد.
ماهیت کلی رایحه برای شامه ی من برحسب خنک بودنش در بستری از روایح گلی از گل‌های یاس و زنبق، بیشتر مشهود است تا روایح میوه‌ای اش. اما همین ترکیب روایح میوه‌ای در هم‌آمیزی روایح گلی این عطر، به نظرم باعث شاداب بودن و همه پسند بودن این عطر شده است که در واقع این هم‌آمیزی، تمایز بین عطرهای گلی از نوع گل یاس و زنبق را ایجاد کرده است.
این عطر منو یاد شخصیت زنی به نام آنا در فیلم تولد (۲۰۰۴) با هنرمندی نیکول کیدمن می‌اندازد که بعد از ۱۰ سال از مرگ همسرش به نام شان تصمیم به ازدواج مجدد می‌گیرد اما درست همان روز عروسی پسربچه‌ای ۱۰ ساله به نام شان از ازدواج آنا جلوگیری می‌کند و با تعریف کردن مخفی ترین و خصوصی ترین خاطرات آنا و شان در ۱۰ سال قبل، مدعی می‌شود که همان شوهر قبلی آنا یعنی شان است که دوباره متولد شده است...
کیفیت خیلی شفاف در رایحه، مناسب تن‌پوش بانوان در روزهای بهاری و تابستانی با ماندگاری و پراکنش متوسط تا کم.
آرزوی سعادت برای هموطنان...
28 تشکر شده توسط : Telecaster مهران میرزایی
۱۰ سال پیش این عطر سیگار را تجربه کردم که از جذاب‌ترین عطرهای چوبی شرقی در طبع گرم و تلخ و اندکی شیرین است. رایحه‌ای دودی در بستری از دارچین و زعفران با خراش‌های چوبی و سدر که برای اغلب شامه های آقایان و بانوان به احتمال زیاد مورد پسند باشد.
امروز یکی از دوستانم یه عطر کویتی به نام wild Recall از برند د فراگرانس کیچن بهم نشون داد در یه باتل سفید با عکس یه مرد به ظاهر شیخ عرب، که گفتم رایحه اش چقدر شبیه یکی از عطرهای سیگار است اما دوستم فکر می‌کرد منظورم عطر رمی لاتور سیگاره که گفت نه این کجاش شبیه سیگاره... خلاصه بهش برند سیگار رو معرفی کردم. یقین دارم که اون عطر کویتی از همین عطر سیگار کپی کرده است و با اینکه رایحه ی اون عطر کویتی شامه نواز بود اما جذابیت این عطر سیگار را نداشت. این عطر سیگار یه چیزی مثل شخصیت در خودش نهفته است، شخصیتی از تیپ ENTJ در شاخص مایرز-بریگز (MBTI) که فرمانده، برونگرا، شهودی، متفکر و قضاوت درست. افراد ENTJ اغلب، به عنوان افرادی قاطع، با اعتماد به نفس و صریح و گاهی اوقات هم، به عنوان فرمانده شناخته می‌شوند. ENTJها معمولا در تجسم آینده مهارت دارند و هنگام تصمیم گیری تأکید زیادی بر ایده‌های انتزاعی دارند.
شاخص MBTI توسط ایزابل مایرز بریگز و مادرش کاترین کوک بریگز ابداع گردید و اولین‌بار در سال ۱۹۴۴ برای تست روانشناسی شخصیت در آزمون‌های استخدامی آمریکا به کار گرفته شد.
این عطر سیگار با شاخص ENTJ برای من شبیه شخصیت کاپیتان گاس مارچ فیلیپس (هنری کویل) در فیلم وزارت جنگ ناجوانمردانه (۲۰۲۴) است بخصوص در صحنه‌ای که سیگارهای برگ اعیان را در اتاق جلسه‌ای به جیب پالتوش پر کرد.
کیفیت مرغوب در رایحه به مانند سیگارهای برگ کوبایی شاید بیشتر برازنده ی سیگار برگ کوهیبا بیهایک، مناسب تن‌پوش آقایان در روزهای سرد پاییز با ماندگاری و پراکنش خوب.
آرزوی سعادت برای هموطنان...
25 تشکر شده توسط : Dragon مرتضی ع

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan