نظرات | TIMELESS
ترتیب نمایش
Verrano De Maxima
لینک به نظر 2 مهر 1404 تشکر پاسخ به علی عزیزی
با احترام و عرض ادب
نه دوست گرامی روایح این عطر اونی نیست که بتونید نت‌های مذکور را به وضوح حس کنید. عطرهای امپر را پیشنهاد نمی‌کنم چراکه نه فقط خود ماهیت روایح، بلکه ماندگاری و پراکنش عطرهای امپر نمی‌توانند راضی کننده باشند و هزینه ها را از دست خواهید داد.
13 تشکر شده توسط : علی موسوی کامیار فخر
یه موردی را با اهالی عزیز این محفل مطرح کنم: هر عطری که عنوان ترند سال را می‌گیرد صرفاً بر مبنای تبلیغات زیاد از رسانه‌های دیجیتال الکترونیکی است، و این ترند شدن بر مبنای تبلیغات، الزاما نمی‌تواند دارای رایحه‌ای خوشایند یا بسیار خوشایند برای عموم مردم باشد. معمولاً هم در شرکت‌های مشهور جهانی، ترند محصولات صورت می‌گیرد چراکه آن شرکت برحسب زمان و موفقیت در محصولات گذشته‌ی خودش، دارای شهرت و محبوبیت جهانی شده است.
اما اینکه حتما این محصول ترند شده مثل همین عطر تام فورد وانیلا س.ک.س، می‌تواند برای تمام شامه ها مورد پسند باشد، مستند نیست.
متأسفانه بسیاری از مردم هم از همین تبلیغات برای خریدشان، پیروی می‌کنند، یعنی اصلا حتی براشون رایحه‌ ی یه عطر خوشایند هم نباشد، اما چون مد روز یا ترند سال شده است، دیگه این موضوع برای خرید آنها کفایت می‌کند تا مثلا با داشتن این عطر، به هر کس که نسبت به رایحه اعتراض کند، سریع بهش بگن این عطر ترند سال هست!!!!!
یا حتی خیلی از مردم بخاطر تبلیغات هنرپیشه ی مشهور جهان یا ورزشکاران مشهور جهان حتی سیاستمداران مشهور جهان، عطرهای خودشان را برای خرید انتخاب می‌کنند و یا بارها در همین عطرافشان شاهد بودم، عطرهایی که در سریال‌های محبوب ایرانی، نمایش داده شده‌اند را بعنوان عطرهای خاص برای خودشان در نظر می‌گیرند، که مثلاً چون عطر بوکت آیدل در سریال زخم کاری از دست هنرپیشه افتاد شکست، پس دیگه خفن ترین عطر هست!!!!!
متأسفانه هنوز هم با تمام تلاش‌های صورت گرفته، فرهنگ پذیرش نظرات برای عطرها، درک نشده است و هنوز یاد نگرفتیم بپذیریم که عطری که برای ما خوشایند است ممکن است برای دیگران ناخوشایند باشد و برعکس...
در مغازه‌های عطر فروشی شهری که سکونت دارم، هر کسی میاد دنبال عطر لویی ویتون ایمجینیشن، درجا فروشنده ها بهشون عطر الحمبرا فیلوس مسنجر را می‌دهند، چرا؟ چون اصلا هیچکس خود عطر لویی ویتون ایمجینیشن را ندیده است تا درک کند که فیلوس مسنجر با لویی ویتون ایمجینیشن متفاوت است. یا مثلاً چند روز قبل مغازه‌ای بودم دیدم یه نوجوان ۱۶ ساله اومد با مادرش داخل مغازه، دنبال عطر تام فورد فابولوس بود که خودش گفت توو اینستاگرام خیلی دیدم تبلیغات می‌کنند می‌خوام اینو داشته باشم. حالا با اینکه نسخه‌ی الحمبرا را بهش دادن و مطمئن بودم که از رایحه خوشش نیومد، اما باز هم بخاطر تبلیغات و ترند شدن این عطر، آن را خرید.!!!
این تنوع درک مفهوم روایح در شامه ها، برحسب ژنتیک منحصربفرد هر انسان، متغیر است و ما نباید انتظار داشته باشیم که یه رایحه چون واسه ما خوشایند است و ترند سال هم هست، پس باید حتما واسه همگان خوشایند باشد و اگر هم نباشد، صرافا بخاطر اینکه ترند سال شده، دیگه حق ندارند این رایحه را ناخوشایند خطاب کنند!!!!
در نظر من، عطرباز کسی هست که فقط از شامه و سلیقه ی خودش و نحوه‌ی ارتباط گیری خودش با روایح، عطرها را انتخاب کند نه بر مبنای تبلیغات و ترند شدن توسط دیگران. عطرباز کسی هست که بتواند نظرات سایرین برای عطرهای محبوب خودش را بپذیرد حتی اگر این نظرات، به بوی حشره کش تشبیه شوند. عطرباز کسی هست که به حقوق اجتماعی شامه ها در پیرامون نزدیکش، احترام بگذارد و حتی اگر عطر محبوبش، در میان شامه های پیرامون نزدیک مورد پسند نباشد یا برای آنها ناخوشایند باشد، آن عطر را در جمع آنها تن‌پوش نکند.
به هر حال، امیدوارم برخی از اهالی این محفل، در احترام به حقوق اجتماعی در اهدای تجربیات و نظرات، پایبند باشند.
سپاس از همراهی بزرگواران....
34 تشکر شده توسط : مریم گلی Sara
با احترام و عرض ادب
بله دوست فرهیخته من این عطر را داشتم قبلاً، عطر ترش و شیرینی هست در طبع معتدل از گروه چوبی میوه‌ای، که جذاب نیست با ماندگاری و پراکنش متوسط اما نه چندان راضی کننده.
گل سر سبد عطرهای امپر به نظرم همان لجند قدیمی و ادونچر اپیک می‌باشند. مابقی عطرهای امپر چندان جذاب نیستند البته عطرهای شرکت مادر امپر یعنی لیچامیو کارهای شایسته ای دارند.
به هر حال این عطر یا عطر ماکسیما د نویر امپر مناسب بلایندبای نیستند.
بهترین ها برای شما و تمامی بزرگواران...
14 تشکر شده توسط : علی موسوی کامیار فخر
با احترام و عرض ادب
نسخه ی اورجینال این عطر، از خاص ترین روایح مخملی و اعیان مردانه است که تا قبل از آشنایی با این رایحه، در هیچ عطری این مورد را حافظه نداشتم. برخی عطرها اصلا نیازی به گذشت زمان ندارند تا برای مخاطب تنپوش کننده، جذاب یا مورد پسند باشند، چراکه اگر شامه ای از همان ابتدای علاقمندی، به روایح گرم و تلخ چوبی شرقی و مخملی علاقمند باشد، با اولین اسپری از این عطر، خاص بودن ماهیت آن را درک میکند. و این چیزی نیست که به گذشت زمان نیاز داشته باشد.
البته مُنکرِ ضرورتِ زمان برای درک بهترِ ماهیتِ عطرها حتی در بین شامه های باتجربه نیستم، اما همانطور که عرض کردم، برخی عطرها واقعا نیاز به زمان برای افشای هویتِ خاصِ خودشان ندارند و عطر زرجوف آلکساندریا 2 برای شامه ی من، از همان عطرهاست.
این عطر از اون عطرهایی است که روی پوست لیز میخورد و به نظرم قابلیت جذب پوستی را در خودش، مثل سایر عطرها ندارد و بیشتر روی الیاف جذب میشود و خودش را آشکار میکند. علاوه بر این، به نظرم خودِ الیافِ آغشته شده به این عطر، در آشکاری ماهیتِ اصلی این عطر، نقش مهمی دارد. بعبارتی، من این عطر را روی پلیورِ بافت ضخیم و نازکِ اصلِ جنس ترکیه استفاده کردم که بسیار لذت بخش بود اما وقتی روی پلیورِ بافتِ ایرانی که فقط طرحِ ترکیه بود استفاده میکنم، مثل اونیکی ها، لذت بخش نیست که شاید این عطر تواناییِ تشخیصِ جنس الیاف بافتی را هم دارد که برای من اینگونه آشکار میشود.
برای مثال، وقتی شما دستگاه کنسول پلی استیشن 2 را با کابل کامپوننت (کابل 5 فیش) جهت دریافت کیفیت بهتر تصویر در تلویزیون های فول اچ دی استفاده کنید، کیفیت نامتوازنِ تصویر را برای شما آشکار میکند، یعنی شما با دیدنِ تصویر متوجه میشوید که ظاهرا یه جای کار درست نیست چون سیستم گرافیکی و خروجی تصویر کنسول پلی استیشن 2 با سیستم خروجی تصویر تلویزیون فول اچ دی، همخوانی ندارد. اما اگر همین کابل را در آخرین مدل های تلویزیون های CRT که خروجی اچ دی ام آی ندارند و فقط حداکثر رزولوشن 570 پیکسل دارند، استفاده کنید، کیفیت تصویر خیلی بهتر نمایش داده میشود.
بنابراین به نظرم برخی عطرها نیز برای آشکار شدن ماهیتِ اصلی خودشان، به الیافِ خوب و باکیفیت هم در پوشاک به منظور آغشته شدن جهت جذب نیاز دارند.
سپاس از همراهی بزرگواران.....
26 تشکر شده توسط : پوریا صحراگرد حسین رفیعی
Jean Lowe Ombre
لینک به نظر 31 شهریور 1404 تشکر پاسخ به خاطرات یک گور کن
با احترام و عرض ادب
ضمن سپاس از همراهی شما برای سوالتان بهترین کپی ها در نظر من عبارتند از:
آلفا مونته ۱۹۸۸ بخصوص سری ساخت ۳۸ (بهترین کپی برای زرجوف آلکساندریا ۲)
الحمبرا فیلوس سنترو (کپی برای زرجوف اسنتو)
مارک جوزف امپریال فشن الیزه (کپی برای گرلن ال اینستنت)
مارلی شاگیا (کپی فقط در برندینی دیدم)
الحمبرا وایب (کپی برای لویی ویتون پسیفیک چیل)
امواج پرپس (کپی فقط در برندینی دیدم)
الحمبرا هرکولز (کپی برای مارلی هرود)
زیدان الرحاب (کپی برای فندی لایف اسنس)
17 تشکر شده توسط : علی موسوی هاشم پور
Jean Lowe Ombre
لینک به نظر 31 شهریور 1404 تشکر پاسخ به کاید امیر
با احترام و عرض ادب
نه متاسفانه دوست فرهیخته با این برند آشنایی ندارم.
بهترین ها برای شما و تمامی بزرگواران...
7 تشکر شده توسط : کامیار فخر 𝒜𝓎𝓁𝒾
Jean Lowe Ombre
لینک به نظر 31 شهریور 1404 تشکر پاسخ به خاطرات یک گور کن
با احترام و عرض ادب
نه دوست فرهیخته برند صمام را ندیدم. اما فکر نکنم مثل الحمبرا یا لطافه کارش حرفه‌ای باشد. برای من، در حال حاضر برند الحمبرا بسیار کارآمد و قابل قبول در شرکت‌های کپی کار است. هم در شباهت واقعی روایح و هم در میزان ماندگاری و پراکنش و هم در باتل و باکس.
همین دیشب مغازه‌ای بودم که برای اولین‌بار عطر مارک آنتوان بارووا گانمید را تست کردم، فکر نمی‌کردم رایحه اش آنقدر واسم آشنا باشد، چراکه عطر الحمبرا مینرال دقیقاً کپی بسیار نزدیک به گانمید است که برای تشخیص نسخه‌ی اصلی با الحمبرا، باید هر دوتا رو کنار هم بونوازی کنید تا با تلاش متوجه عطر مادر با عطر کپی شوید. الحمبرا مینرال که کپی از گانمید است هم باتل زیبایی دارد هم هارد باکس اعیانی دارد و از همه مهمتر، برچسب قیمتی بسیار مناسب برای این کار ارزنده دارد.
دیگه واقعاً امروزه با افزایش تعداد مخاطبان علاقمند به عطرهای شرکتی قیمت مناسب، حقایق نهفته ی کیفیت این عطرها مثل همین الحمبرا و لطافه، روز به روز آشکار می‌شود.
همه‌ی ما دوست داریم از عطرهای اصلی برای خودمان یا حتی کادو دادن، استناد کنیم اما متأسفانه با توجه به افزایش بی‌رویه ی قیمت‌ها براساس افزایش قیمت ارز خارجی، دیگه خرید عطرهای مادر برای همگان، امکان‌پذیر نیست و برچسب قیمتی عطرهای اورجینال با مخارج زندگی و حقوق ماهیانه ی همگان، همخوانی ندارد.
ضمن اینکه شرکت‌های کپی کار یا موازی کار در عطرها مثل الحمبرا یا لطافه، صرفاً برای مردمان جهان سوم نیستند، و حتی مردمان اروپا و آمریکا و آسیایی شرقی هم از این عطرها استقبال می‌کنند. به هر حال، حتی برای مردمان اروپایی و آمریکایی هم پرداخت هزینه‌ی ۵۰۰ دلار برای یک عطر مثل لویی ویتون یا کرید، کار دشواری است و اینطور نیست که چون آنها در اروپا یا آمریکا زندگی می‌کنند و حقوق ماهیانه ی آنها با ایرانی خیلی تفاوت دارد، پس براحتی می‌توانند عطرهای ۵۰۰ دلاری برای خودشان خرید کنند. این موارد رو بر حسب تجربه‌ی خودم که بیش از ۵ سال خارج از ایران زندگی کردم عرض می‌کنم.
۱۰۰ دلار یا ۱۰۰ یورو یا ۱۰۰ پوند، واقعاً هزینه‌ی زیادی برای خرید یک محصول استفاده‌ی روزمرگی برای مردمان اروپایی یا آمریکایی است، چه برسد حالا برای یک عطر مبلغ ۵۰۰ دلار هزینه کنند!!! هزینه‌های زندگی در کشورهای اروپایی و آمریکایی واقعاً زیاد است از هر چیزی که بخواهید استفاده کنید باید هزینه پرداخت کنید‌. برای مثال خودم، وقتی می‌خواستم یه آلبوم موسیقی را بهش گوشنوازی کنم یا باید هزینه‌ی ۵۹ دلار آلبوم را پرداخت می‌کردم تا بتونم دانلود کنم و یا بایستی مبلغ ۵ دلار پرداخت می‌کردم تا برای ۳۰ روز اون آلبوم موسیقی را کرایه کنم فقط برای گوشنوازی بصورت آنلاین که گزینه ی دانلودش خاموش بود در این حالت.
و یا حتی بلیط سینما از ۵۹ دلار تا ۸۹ دلار برای فیلم‌های جدید یا قدیمی، هزینه‌ی قبض انرژی های مصرفی، درمان، مالیات، یا هزینه‌ی پیرایشگر برای اصلاح موهای سر از حداقل ۲۰ دلار تا ۶۰ دلار متغیر بود. و حتی خرید آجیل بصورت کیلوگرمی مثل ایران نبود، و قیمت ۱۲ دلار تا ۱۹ دلار برای هر ملاقه ی چوبی متغیر بود یعنی یک ملاقه آجیل قیمتش ۱۲ تا ۱۹ دلار بود که گنجایش هر ملاقه نهایتش کمی بیشتر از حجم کف دست می‌شد.
برای همین، حتی پرداخت هزینه واسه عطرهای برندهای معتبر اروپایی واقعاً بر اکثریت مردمان آنها، دشوار است مگر اینکه پولدار باشند.
به هر حال، شرکت‌هایی مثل لطافه و امثالش با تولید محصولات باکیفیت در عطرها برای استفاده‌ی عموم، در این برچسب قیمتی حداقلی، به نظرم کار ستودنی می‌کنند. چون صرفاً به منظور تولید روایح کار نمی‌کنند بلکه برای باتل و هاردباکس هم بسیار اهمیت می‌دهند تا ارزش اجتماعی در فرهنگ دنیای عطرها را، به تفکر مردمان جهان القا کنند. روایحی که شما بهشون علاقمند هستین نه تنها با برچسب قیمتی خیلی مناسب در اختیار دارید بلکه حتی در باتل هایی تعبیه می‌شوند که ارزش خرید شما را در تفکر شما، بیش از پیش تقویت می‌کنند. حتی برای هدیه خریدن هم باشد، باز هم شما با حداقل قیمت، یه کار ارزشمند را هدیه کردید به هر آنکه دوستش دارید و برای شما ارزشمند است.
با آرزوی بهروزی و شادکامی روزافزون برای شما و تمامی بزرگواران....
16 تشکر شده توسط : کامیار فخر مهران میرزایی
Jean Lowe Ombre
لینک به نظر 30 شهریور 1404 تشکر پاسخ به خاطرات یک گور کن
با احترام و عرض ادب
نه دوست فرهیخته، دیگه با وجود برندهای لطافه و الحمبرا به نظرم خرید از فراگرانس ورلد، کفران نعمت است. شاید برخی محدود از کارهای فراگرانس ورلد خوب باشند اما باز هم به نظرم ارزش خرید ندارند. البته عطرهای فرینچ اونیو یا همان اف ای پاریس که از شرکت مادر فراگرانس ورلد هستند، کارهای باکیفیتی می‌باشند و کیفیت تقریباً همتراز لطافه دارند. ولی دیگه خود کارهای فراگرانس ورلد به نظرم ارزش خرید ندارند. الحمبرا واقعاً خیلی حرفه‌ای و شایسته تر از فراگرانس ورلد است که قیمتش هم ۵۰ درصد بیشتر از فراگرانس ورلد می‌باشد اما همین ۵۰ درصد مبلغ بیشتر، حرفهای زیادی واسه گفتن دارد.
برند جانوین هم مثل فراگرانس ورلد ارزش خرید ندارد. برخی کارهای جانوین کمی بهتر هستند یا برخی کارهای نایاب در شرکتی ها فقط در جانوین هستند که کیفیت خوبی هم نداشته باشند حداقل بدکیفیت نیستند. مثلاً آرامیس ۹۰۰ در شرکت جانوین وجود دارد با نام ۹۰۰۰ که در آرشیوم دارم، کیفیت بدی نداره که سعی کرده آرامیس ۹۰۰ وینتیج را کپی کند در باتل مشابه باتل آرامیس ۹۰۰ وینیج با ماندگاری و پراکنش متوسط.
برای کسانی که دنبال برخی کارهای نایاب در شرکتی ها هستن اگر در برند الحمبرا موجود نباشد، حداقل از فراگرانس ورلد یا جانوین می‌توانند خرید کنند ولی بایستی در نظر داشته باشند که اگر الحمبرا آن کارها را کپی کند بسیار حرفه‌ای و در حد ممکن مشابه عطرهای اصلی خواهد بود که این موارد در شرکت جانوین یا فراگرانس ورلد دیده نمی‌شود.
سپاس از همراهی شما و تمامی بزرگواران....
16 تشکر شده توسط : مهدی پوراحمدی کامیار فخر
Jean Lowe Ombre
لینک به نظر 30 شهریور 1404 تشکر پاسخ به کاید امیر
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند از همراهی و عنایت شما سپاسگزارم. متاسفانه در این کشور، خیلی از مردم که از روایح عطرها برای پوشش زیبایی خودشان استفاده میکنند، اصلا هیچ شناختی از ماهیت گرم یا خنک بودن عطرها ندارند. برای همین، متاسفانه خیلی از مردم از عطرهایی که اصلا مناسب تابستان نیستند در همین تابستان استفاده میکنند که برای اقلیت هایی مثل ما که به تمام عطرها در هر ماهیتی، اهمیت میدهیم، این موضع ناراحت کننده است. اما جالب اینجاست که اکثر افراد مخاطبان پیرامون همین اشخاصی که از عطرهایی مثل باکارات رژ یا همین آمبر نومد در فصل گرم تابستان استفاده میکنند، حتی آنها هم متوجه این موضوع نیستند که برایشان آزار دهنده باشد و همان ها هم به دنبال عطرهای با سیاژ بسیار بالا هستند که فصل پوشش اصلا براشون اهمیت نداره و اصلا متوجه این موضوع هم نیستند.
فلذا این موارد صرفا برای عطربازان حائز اهمیت است نه صرفا فقط عطردوستان.
به هر حال، همینکه حداقل اعضای عطرافشان به ماهیت استفاده ی عطرها در فصول مناسب خودش، اهمیت میدهند، به نظرم ارزش زیادی دارد و امید که این فرهنگ سازی حداقل از عطرافشان آغاز شود و به مرور زمان در جامعه ی کشور، ترویج پیدا کند.
با آرزوی بهترین ها برای شما و تمامی بزرگواران....
15 تشکر شده توسط : کامیار فخر حسین رفیعی
همیشه در اوج بود. رایحه‌ای که از همان دوران نوجوانی برام بسیار آشنا بود. یقین دارم که این رایحه رو از کت شلوار سرمه‌ای رنگ معلم ریاضی مون آقای چاووشی در دوم راهنمایی استشمام کردم. یه معلم لاغر اندام با صورت اصلاح شده با تیغ و سیبیل کم‌پشت، قد بلند و چهره‌ای از جنس مردان لوطی منش قدیم. یه بنز قدیمی سرمه‌ای رنگ دنده فرمان مدل ۱۸۰ داشت. اصلا این مدل روایح دقیقاً برای همون مردان تولید شده بودن، که سوار یه ماشین قدیمی با نوار کاست ترانه‌های قدیمی اکبر گلپایگانی بخصوص ترانه ی درویش، در پوششی از کت شلوار ارزان قیمت، که آراستگی منحصربفردی را براشون ایجاد می‌کرد. آقای چاووشی سیگاری بود که به نظرم سیگار فیلتر قرمز مگنا می‌کشید. پدرم هم این سیگار رو زیاد کشید. وقتی آقای چاووشی وارد کلاس می‌شد انگار قبلش یه سیگار کشیده بود بعدش همین عطر دانهیل رو‌ به خودش زده بود تا بوی سیگار کاسته بشه، که یه رایحه ی بسیار جذابی رو ایجاد می‌کرد در بدو ورودش به کلاس، که همه مون توو کلاس از خشونت احتمالی این رایحه با آقای چاووشی، سکوت محض داشتیم توو کلاس. چقدر با بوی سیگار این عطر، خشم و عصیان مردانگی رو نمایان می‌کرد که اگه یکی از بچه ها صداش دربیاد، یه کتک حسابی در انتظارش بود. اما آقای چاووشی با تمام چهره‌ای لوطی منش و رایحه ی سیگار مگنا فیلتر قرمز و دانهیل ادیشن یا مالیزیا اومو وتیور، هرگز هیچ دانش‌آموزی را کتک نزد که شاید همین تیپ و استایل رایحه‌ای که داشت، خودش بدترین مجازات بود واسمون.
گذشت و سال ۱۳۸۱ دوره ی پیش دانشگاهی خودم این عطر رو خریدم. اون زمان که دوم راهنمایی بودم اصلا اسم این رایحه رو نمی‌دونستم چون جرأت هم نداشتم تا اسم ادکلن رو از آقای چاووشی بپرسم، اما بوی عطرش در حافظه ام ثبت شده بود. یه روز اوایل پاییز ۱۳۸۱ رفته بودم عطر آمریکا از برند میلتون رو بخرم، یه آقایی اومد همین عطر دانهیل رو تست کرد که با همون بوی توی فضای فروشگاه، حس کاملاً آشنای عطر برام تداعی شد که منم همینو خریدم.
چقدر خوشبو بود، چقدر خوشحال شدم که یه حس قدیمی رو تونستم برای خودم تهیه کنم که هر وقت نیاز داشتم، بهش رجوع کنم. این حس قدیمی همان رایحه ی عطر دانهیل ادیشن بود که هیچوقت ازش خسته نشدم و همیشه برام تازگی داره.
این عطر با همین رایحه ی نوستالژیک در ماهیت فوژه و باربرشاپی به یک الگوی پدرانه برای سایر عطرهای همتراز خودش در نوع فوژه مبدل شد که از پسران خلفش همچون مالیزیا اومو وتیور، به نظرم عطر آدام فور‌ اور‌ از برند سپیل، شایسته ترین پسری است که نام و هویت پدرش دانهیل ادیشن را یدک کشید.
کیفیت بسیار جذاب در نوع و ماهیت روایح فوژه در طبع معتدل، مناسب تن‌پوش آقایان در تمام فصول بخصوص فصول خنک، با ماندگاری و پراکنش متوسط تا خوب برای نسخه‌های قدیمی و متوسط برای نسخه‌های امروزی.
سپاس از همراهی بزرگواران....
16 تشکر شده توسط : علی آلالیتا

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan