پرسش ها | مسیح صفوی
اینجا هرگز...! 29 آبان 1400

درود دوباره برشما... من یک کلیت مد نظرم هست. نه مدارا! بله موافقم که سیستم پادگانی پیش میره. موافقم که از روی هم میپرن، میخونن، یاد میگیرن ولی به همون شخص یورش میبرن. موافقم که شبیه به گتو پیش میره... مثل تهرون قدیم شده... موافقم که شخص از شرح مهم تر هست! اتفاقا این بخشی از همون چيزیِ که من باهاش زاویه دارم! قطعا موافقم که اینجا یک پلتفرم چت خصوصی و ارسال اَبَرموج های احساسی نیست. اما بخاطر شکلِ اجتماعی که داره اتفاقا سوبسید فضا هم هست! یعنی با احتمال اینکه افراد با میزانِ فهم بالا اینجا باشن و دقیقا متوجه شن چی میگی شاید مجبور بشی برخلاف علاقه و موضوعیت اصلی حرفهایی رو بزنی! و تبدیلش کنی به همون پلتفرم! لیبرال دموکرات نیست. اصلا. اما دیکتاتوری هم نیست! یک جور ناچاری است... سرکارخانم جامعه ای که محاوره اش فحش، بدگویی، جیگرطلا و داشِ گلم هست کسی که شعر بخونه رو توبيخ میکنه! ما اینجا فقر دانایی داریم. بله که باید منت عاقل رو کشید! هر مرشدی را هزاران مرید باید... تمام دنیا همینه. عقلانیت و آگاهی چیزی نیست که تو خیابون ریخته باشه. چرا فکر می‌کنید نباید؟ هرچقدر شخص داناتر باشه شکننده تر هم میشه. شما با لبخند میفرمایید ما استادِ راندن نیستیم؟ پس چه هستیم؟ مگنت های جذب عقاید و دانش؟ نه جانم. نه. ما دافعه داریم. ما میکشیم. خفه میکنیم. شما ولی از کلام کلی من تیری با نشان مشخص ساختید. یعنی بسط دادید به مدارا! نه نه... کلام من از یک ضدفرهنگ عظیم صحبت میکنه. سوژه اینجا تمام مردم هستن و اُبژه اصلِ عقلانیت و جهل. نه چندتا کاربر بد و مدارا! می‌فرمائید اوکی. اینجا جاش نیست آقا؟ بله. اما توضیح دادم! ناچاری...!! نکته: این حرفها تکذیب کلام تمام صحیح شما نیست! اتفاقا برعکس، همه اینها میاد و دست برروی شانه همون جملات میذاره.... من سال 89 یک مطلب نوشتم با موضوعیت زن تحت عنوان 'حوا یک قدم قبل از آدم'. ماشین زمان سوارها با موتور تو خیابون میخواستن از روم رد شن! باور کردنی نیست... مطلبی که نه سیاسی بود نه دینی نه هیچی.. ما معنای تحجر هستیم. غالبا از لحاظ فکری با شخصیت های سکانس اول ادیسه فضاییِ استنلی کوبریک فرقی نداریم! من اطوار روشنفکری و هدایت بهتر از کافکارو هضم نمیکنم. شبه شجاعت های صورتیِ ضد جریان رو هم همینطور... و باتمام وجود از هرکس در این جایگاه دفاع میکنم! از هرکس که رانده شد، از هرآنکس که دلسرش کردیم... بله ما استاد دلسرد کردن هستیم. نه پس بخاری برقی هستیم در قلب و جان آگاهی؟ البته تیغ تند نقد به نابلدی های رفتاری عاقل هم وارد هست... همینجا رفتار مدارا تمام قد نمادی از دوقطبی و فتیش جلب توجه هست. من نمیگم این رو... به روانشناسی مراجعه کنید. اما نقد بر چگونگی رفتار و عدم بلوغ شخصیتی دلیلی برای دفاع نکردن از اصل عقل نیست. بیژن عبدالکريمی تو یک مصاحبه حرف جالبی میزنه! میگه من احساس طفیلی بودن میکنم تو این ساختار! چرا؟ چون جامعه نیازی به تفکر نداره...! ما هرچی دانا داریم رو طفیلی میکنیم. بعد شما میگی رفتن که رفتن؟ دامن کشان؟ جانم ما لبه تیغ هستیم... چطور این آمبولانسی که همه باهم توش نشستیم رو نمیبینید می‌بینید؟ میگید اینجا باید از عطر فقط حرف زد؟ بله.. اوضاع دارک فلورال عودی انیمالیک هست جانم :) برای بار هزارم. هدف صرفا مدارا نیست. اصلا مدارا در این ابعاد نمیگنجه! در آخر عرض کنم،، خانم؟ من رزیدنت رو که بلد بودم خودم هیچ... اینترن هم میدونم چیه تازه :) باشد که آرام، شاد و زیبا باشی همیشه جانم. 

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2007 - 2021 Atrafshan.ir