نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Bentley Intense EDP
لینک به نظر 8 اسفند 1404 تشکر پاسخ به Rezvani
سلام بر رضوانی عزیز ، جوان رعنای بهشتی
خدای را سپاس بر کسب این افتخار توسط این حقیر .
بله ، اینستاگرام ام قطع است .
لیک ازین باب ناراحت نیستم بلکه خوشحال :)
من هرگز اهل اینترنت نبوده ام !
اتفاقا همه ی اطرافیان بسیار متعجب اند از فعالیت مستمر و روزانه ام در عطرافشان !
منهای این اواخر که به جبر روزگار و از چند بابت ، کم کار تر شده ام خلاف میل باطنی ام .
انشاله به روزگار شادی ها ، جبران کنم به تلاشی چندین باره ، به ساختن ایامی شاد و آموزنده بر دوستانِ جانِ محق ام بلطف خدایمان !
و اما راجع به فرمایش مهیر شما :
من مطلع بودم و اتفاقا بواسطه ی چپ دست بودن خودم ، راجع باین موضوع تحقیق مفصلی کرده ام :)
لیک :
ضعف اعصاب ، ارتباط مستقیم با این موضوع ندارد اما بطور غیر مستقیم و بدلیل ایجاد فضای بازتر در نیمکره چپ مغز ( که مسئول کنترل سمت راست بدن است ) در فقدان بخش دستخط برای راست دست ها ، قدرت تفکر و انتاج و بررسی تجارب ، میتواند اینگونه و بصورت غیر مستقیم مفید باشد !
سمت چپ مغز ( که نیمتنه راست را کنترل کند ) تواناتر نیست بلکه مسئول تر است و پرکارتر !
حال افراد چپ دست ، از نیمکره راست مغز خویش بیشتر استفاده کنند .
من با دست راست نیز مینویسم ، لیک تنها یک دستخط دارم حال آنکه با دست چپ سه دستخط دارم : شکسته ، نستعلیق و چلیپا .
البته منظورم با خودنویس یا خودکار است .
و اما فرمودید : سمت راست مغز عملکرد سالمی ندارد که با این جمله مخالف ام :)
هر قسمت از مغز مسئول انجام کار یا دریافت و ترجمان حسی از احساس شش گانه است !
حتی آن قسمت میتواند باندازه یک عدس باشد ! یعنی : مغز ، قرینه نیست در اجزاء و انجام کارها !
نکته مهم : عدد دقیق اش یادم نیست لیک ما از کمتر از ۱۵٪ از کل مغزمان استفاده کنیم !
چرا و چطور از مابقی استفاده نمیکنیم ؟!
از مابقی اش میتوانیم بهره بگیریم لیک چگونگی اش را نیاموخته ایم هنوز !
البته درصد مذکور ربطی به درصد هوش ندارد ، مثلا من که درصد هوشم ۱۳۳ بود در زمان کودکی ( البته الان خنگ ام هرچند که گفته بودند این درصد تغییر فاحش نکند :) باین معنی نیست که از درصد بزرگتری از مغز ام استفاده میکنم بلکه باین معنی ست که از همان درصد ، بهتر یا بیشتر استفاده کنم .
این ترجمه علمی ماجراست حال آنکه بعدا و طی تحقیقاتم پاسخ پرسش ها را یافتم و متوجه شدم که چرا برخی هوشیارتر اند و آیا آنها واقعا مغز بهتر یا بزرگتری دارند ؟
پاسخ اش خیلی جالب بود ، جایش و زمانش نیست اکنون اما همینقدر بگویم که مغز ( که ابزاری کاهنده است و نه افزاینده ) در ایشان ناقصتر از معمول است و وظیفه کاهندگی خود را خوب انجام ندهد و آگاهی ها عبور کنند از ضعف آن !!
راجع به عملکرد و انواع درصدهای مغز فیلم سینمایی "لوسی" را حتما تماشا کنید درین باره که بسیار زیبا ، غنی و علمی ست !
دیگر : متوجه فرمایشتان نشدم در خصوص اینکه فرمودید " حتما امتحان کنید "
اگر منظور امتحان ، نگارش با دست چپ است ، که قبلا هر دو انجام شده ست :)
اگر منظور تفکر بوده است که : قسمت تفکر و استنتاج ، سلولهای خاکستری غشاء خارجی مغز است .
یاد هرکول پوآرو بخیر که دوست ترین اش داشتم بین همه ی دیگر ، هرچند که برخی بستگان به طنز ، مرا شرلوک صدا میزدند بواسطه دقت بر جزئیات و حدس های قریب به یقین ، ایضا شباهت ظاهری جسمی :)
لیک شباهت رفتاریم بیش بود به پوآرو ، خصوص از چه بابت : نظافت ، پوشش و خصوص وسواس نظم :))
از اتمام سریال اش غمگین ترین بودم !
آقای دیوید سوشه را به همین دلیل بسیار دوست دارم :)
و اما شفافیت تفکر که فرمودید به چند عامل بیرونی و درونی مرتبط است :
○ تفکر : نحوه و روش و متد تفکر ( که ابزار درونی و برونی دارد )
○ اندیشه : که خارجی و اکتسابی ست .
○ دانش : که ابتدا حاصل کسب اندیشه و سپس میتواند حاصل تفکر شخص باشد .
○ بینش : که از مجموع تفکر ، اندیشه و جهانبینی تشکیل شود .
○ جهانبینی : که ملغمه ایست از همه ، خصوص فیزیک و متافیزیک ، ایضا میزان تسلط بر اسرار .
○ مطالعه : تسلط به علوم و فنون فلسفه ، فقه ، منطق ، شرع ، آئین ، انواع مذهب و هدف آنها
○ حکمت : شعر ، شعور ، آگاهی ، تجربه و تاریخ
○ تجربه انواع هنر : نه به غایت آن ، یعنی نه به معنای تسلط یا هنرمند بودن ، بلکه یعنی علاقمندی و کنجکاوی در اقسام هنر
○ تسلط به تاریخ و قوانین مجرب آن
○ تسلط به قوانین طبیعت ( الهی ) : که قوانینی کاملا مجرب ، قطعی و شیرین است !
مثلا برای نمونه :
قانون اوج و حضیض ( فواره ! )
که میگوید : هر شخص یا جریان یا اتفاقی ، مشمول قانون فواره است ، یعنی :
هر که بالا رود و به اوج رسد یا در مسیر آن باشد ، محکوم است که سقوط کند و پایین بیاید ، همچون فواره آب !
اگر دقت کنید میبینید که همه شخص و همه کس ، همه دولت و همه ملت این قانون را تجربه کرده اند یا در حال تجربه آن اند !
مثلا چین چندین بار این قانون را تجربه کرده ست و اکنون دوباره در اوج است ، تا حضیض مجدد اش کِی باشد ! یا امپراطوری بریتانیا !
هیچ شخص ، دولت یا ملتی ازین قانون مستثنی نیست !
یا قانون : عدم تکرار و مانند !
یعنی هیییچ ذره یا اتمی درین جهان بزرگ ، عینا مساوی و مانند یکدگر نیست !
برسد به سلولهای ما ، خود ما ، تمام ستارگان و سیارات و کرات و کهکشانها
هر کدام از شما ، در طول تاریخ بشریت ، از ازل تا ابد ، کاملا منحصر بفرد اید و همتا ندارید !
یا این قانون مرکزیت :
هر کس ، در مرکز عالم هستی قرار دارد و همه ی دیگر و کل عالم ، پیرامون وی گردند !
انشاله اگر عمری بود ، یک روز همه ی قوانین هستی را یا لااقل اهم آنها را در یک نظر ، خدمتتان تقدیم میکنم که بسیاااار آموزنده ، شیرین و دقیق و تعجب آور است و بالاخص : راهگشا در زندگی های شما دوستان عزیزم !
که اغلب قوانین مذکور ، با عطر و عطربازیهای ما کاملا مرتبط و صدیق اند ! جالب اش اینجاست که هر قانون را در دنیای عطر خودمان مصداق خواهم داد !

در کل ، متشکرم جناب رضوانی انشاله بهشتی ما که روایح بهشتی را میپراکنید درین خانه !
یک پند دوستانه : ایکاروس ، یا هر دوست عزیز دیگرت را به تسابق نیانداز با غیر ، از طریق تقدس ! که اینگونه دوستی ، به عداوت منتهی شود ! تعریف یا تشکر ، چیزیست و تقدس و انحصار چیزیست دیگر ! که دومی منتهی به عداوتی دست و پاگیر شود !
یادم هست چند سال پیش بر دوستانمان نوشتم : هر کدام از شما میتوانید به کوشش و مطالعه ، سبقت گیرید از ایکاروس !
حال به دقت در این جمله تفکر و اندیشه کن و سپس قیاس کن با جمله خودت که البته میدانم از عمق علاقه ات به ایشان نشاءت گرفته و صادر شده است !
آنوقت ببین کدامیک بر القای بزرگی ی وی کوشد و نیز کدامیک بر تلاش وی با فراخ بال بین دیگر دوستان اش منتهی گردد :)
این یعنی تفکر همه جانبه ، قبل از صدور جمله ، که قدما و حکما آنرا جویدن جملات پیش از صدور میگفتند !
میتوان با یک جمله تعریف ، اسباب زحمت یک دوست شد یا با یک جمله تردید ، اسباب ترخیص وی از عذاب یا مشکلی خاص !
مثلا : در یکی از حکایات سعدی خواندم :
به نثر و تشبیه گویم :
دوستی در یک جمع ، که چند تن بزهکار در بین آنان بودند براستی گفت : فلانی بهترین کارآگاه جهان است چنانکه ظرف یک شب دزدان گیرد به هوش !
بلافاصله هر کدام از بزهکاران نقشه ی قتل اش را در ذهن ریختند که حس خطر کردند !
حکیمی در جمع بود از دوستان آن مرد دانا ، بلافاصله گفت : دوستمان به طنز ، معکوس گفت ، که منظور خنگ ترین کاردانان بود آنچنان که یکبار همین گوینده را بجای یک دزد گرفت و ازین است که دوستمان وی را بهترین کارآگاه جهان خواند به سخره !
همه خندیدند بر او لیک جان اش حفظ شد :)

البته این حکایت به موضوع مذکور ما مصداق ندارد فقط حکایتی آموزنده بود در زندگی های ما :)
دیگربار ممنونم بابت نکته مفید و معطر امروزت بر همه ما بالاخص حقیر
حال یک سوال جالب :
محل حس رایحه عطر ایضا محل لذت از رایحه عطرها در کجای مغز ماست ؟
آیا محل حس رایحه لذیذ و حظیظ عطرها ، همان محل ترجمان حس بویایی ست ؟

ارادت ها :)
26 تشکر شده توسط : Mehran حسین رفیعی
بوی حشیش توهم می آورد جناب سورچینلی !
باید از آن اجتناب کرد !
تا سپس ، چشم باز شود و مصداق ها که دروغین مینمایند ، دیده شوند و راست جلوه کنند !
فلسفه و منطق و عقل هر سه زائیده ی راستی اند حال آنکه در توهم همگی معکوس دیده شوند و منطق به عکس کنند !
دود خفگی آورد و اکسیژن خواهد !
هم خودش ، هم خواهانش .
دیگران نیز بدون اینکه تفکر کنند ، توهم کنند !
کاش سیل دانش ما را ببرد به باران خدای پا‌کی ها
نه سیل توهمات !
خواب آلودگی زایش توهم است ، بیدار شو از توهمات دودآلود جناب سورچینلی رایحه ات را تعویض کن !!
پشت به رایحه غبارآلود ، رو به خورشید چون گل آفتاب گردان !
لیک چه راست گفتی در انتها ، که :
جلوی بوی عطر را نمیتوان گرفت !
بوده است ، هست و خواهد آمد !

با احترام به دوست عزیزمان آقای قهرمانی که راوی آن نظر بود .
36 تشکر شده توسط : هاشم پور Mehran
Bentley Intense EDP
لینک به نظر 3 اسفند 1404 تشکر پاسخ به M Ahmadi
سلام ها بر همه ی دوستان نازنینم
و عرض ارادت جناب احمدی عزیزم
سپاس گذار لطف سرکار
باعث افتخار است پسند شما بر نوشته های این حقیر
حال که مرا دوست داری ، پس وظیفه ای بر من ساختی به پاس دوستی :
آن یک بیت شعری که ذیل صفحه ی باربری لندن ، منسوب به حافظ نوشته بودی را خواندم .
نیاز به ویرایش دارد .
ویرایش کن که شعر باید صحیح نوشته شود و درست خوانده شود !
قسمتی از عمر من به تفسیر ( رمز گشایی ) شعرِ شعرا گذشت !
درست خواندن اش بماند که پدربزرگ و پدرم تاکید بسیاری بر این اهم داشتند !
چرا ؟
چون اسرار دنیا در شعر ( شعور ، آگاهی ) پنهان است !
هییییچ شاعری ، خود نمیگوید !
بلکه تنها منتقل میکند !
لیک قدرت یا ضعف اش بستگی به شخص یا همان شاعر دارد که به سه چیز وابسته است :
- دانش و بینش و اشتیاق !
از کدامین سو ؟
چه منفی چه مثبت ، چه اهورا چه مزدا ، چه نور چه ظلمت !
لیک همگی : پیام در خود دارد !
پس حال که خداراشکر و زهی سعادت اهل شعر و شعوری ، بر آن و انتقال اش دقیق باش !
لیک منظور صحیح ات را دریافتم !
چه کس داند که : انتخاب کرده است یا انتخاب شده است ؟!
یکی از کشف اسرار ، اتفاقا همین است :)
در عطربازی ما هم مصداق دارد :)
قبلا عرض کرده ام : ما فکر میکنیم که این مائیم که عطری را انتخاب میکنیم :)
حال آنکه اوست که ما را برمیگزیند !
چطور و چرا ؟
چطورش : رایحه ای بر ما میرسد ، یکی درب گوش ما گوید : دیدی چه بود ؟؟ معجزه نبود ؟؟
و تو میخواهی اش !
حال ، چرایش :
در راه کسب آن ، تجربه ها کنی و با کسان آشنا شوی ،
سپس با استفاده از آن : تجربه ها کنی ، با کسان آشنا شوی و دقیقا همان پیغام که گرفتی را منتقل کنی !!
حال : این نخ ها را ( ارتباطات ) بهم وصل کن و ببین چه طرحی دیده شود !!
روح هادی !
که ما را هدایت کند به سمت و سویی که "باید" برویم و باشیم !
حال ، سلیقه را نگاه کن :
ما ، معطر به آن سو رویم !!
دیگران نیز به طُرُق دیگر روند لیک فقط مائیم که معطریم !
کاش ای همه ی دوستان عزیز و معطر ام ، بدانید که چه میگویم !
زهی سعادت بر همه شما که بیش از دیگران نگاهبان و راهنما دارید اطراف خود بواسطه ی رایحه ی خوش و جاذب تن هاتان !
و اما درسی دیگر :
داستان "انتخاب" در ازدواج نیز صادق است !
این یکی خیلی طولانی و پر پیچ و خم است !
تنها همین بگویم :
خوشا بحال زوجی که : زن ، مرد را انتخاب کرده است !
این یک ، بین همه ، توفیق بیشتری دارد حتی از عشق دو طرفه ( در این سو )
چون عشق دو طرفه ، معنای جفت دارد و نه همسر ،
و جفت داستانی آنسویی دارد که معمولا در اینسو خیلی توقف ندارند و زودتر از مابقی با هم میروند !
خوشا به سعادتشان !
این دانش نیز ، همراه با کشف رموز اش ، از من زمان زیاد گرفت !
قبلا برای مردانی که اهل یا در شُرُف ازدواج اند ، مهمترین و طلایی ترین کلید را گفته ام در همین عطرافشان !
امروز برای زنان از نوع جفت یابان میگویم و نه همسر یابان :
درست پیش از زمانی که بناست جفت شما سر راه شما قرار گیرد ، شبکه منفی کسی را میفرستد که دقیقا همان خصوصیاتی را دارد که شما در ذهن ( به سلیقه خود ) پرورانده اید !!
باید صبر کنید !
البته این ماجرا تیزبینی ی زیاد میخواهد !
میترسم چون برخی ممکن است حاذق نباشند اشتباه یا صبر بیجا و طولانی کنند و شری شود و بدهکار شوم :))
پس : آنچه صلاح میدانید کنید لیک این عرض مرا هم گوشه ذهن داشته باشید !
همیشه ، آنی را که در ذهن ساخته اید بر اساس قیاس دیگران و ازدواج های دیگران ، جفت شما نیست !
تا همین جا بس است !
که جوینده ، خواهد یافت کلید را !
تعدد طلاق های امروزه یعنی : تعدد اشتباهات !
تمام :)

سعدی چندین جا میگوید ( دو جایش را تقدیم کنم )
که گفت بر رخ زیبا نظر خطا باشد ؟؟
خطا بُود که نبینی ( نبینند ) روی زیبا را !
* * *
به روی خوبان ، گفتی نظر خطا باشد ؟
خطا نباشد ، دگر مگو چنین ، که خطاست !
* * *
باز هم هست لیک همین کافیست !
تازه شعرای دیگر بمانند که باید تا فردا بگویم و بنویسم !

ارادت ها خدمت دوستان عزیزم
شاد که نتوان بود فعلا ز مشکلات روزافزون ، خوشبو چون همیشه نیز ایضا ، لیک معطر و فکور باشید !
30 تشکر شده توسط : Mehran Zahra
Bentley Intense EDP
لینک به نظر 1 اسفند 1404 تشکر پاسخ به مهرداد
عزیزترین دوستان جان
سلام ها خدمت همه ی شما معطران
انتهای هفته تان شاد باد انشاله
هرچند میدانم دشوار است تحقق اش .
امشب فرصتی کوتاه دست داد سری به خانه معطرمان بزنم تا از حس حضور او ، ایضا شما و دریافت عطور تن تک تک شما به مجاورت ، خوشبوترین شوم ، درین مدت .
چند نظر زیبا از دوستانمان مطالعه کردم تا رسیدم به نظر دوست عزیزمان مهرداد و سپس وارد صفحه عطر شدم و نظر ماقبل آن را نیز که صادره از سوی علی عزیزمان بوده ایضا پاسخهای مرتبط مطالعه کردم ، سلام خدمت همه دوستان مشارکت کننده این عطر زیبا بوی بزرگ عطار !
مطلبی به ذهن ام رسید در مطالعه این چند نظر که بد ندیدم خدمت شما معروض شود .
قبل اش عرض کنم که با نظر مهرداد عزیز موافق ام
اولا "عطر" بد رایحه نداریم !
خصوص عطوری که خالقانی بزرگ و شهیر دارند
هر عطر در پاسخ به درخواست بویایی ، سلیقه و لذتجویی ی عده ای بیشمار تولید میشود !
فقط مشکل اینجاست که نظردهنده ، رای دهنده ، راوی یا نقاد ممکن است از اصحاب آن رایحه نباشد ، لیک برای گروه هدف ، غایت لذت است !
حتی در عطور نیش !
عطرهای دیزاینر که بمانند ، که بسیار بر بخش فروش از باب سلیقه ی هدف ، تحقیق و بررسی و سرمایه گذاری میشود !
سوال :
پس مشکل این عطر چه بوده است ؟!
》یادتان هست چند روز پیش چه مطلبی را عرض کردم ؟
تاریخ انقضای یک عطر در برند سه سال است !
سپس با شیبی ملایم یا تند ، مخاطبین خود را ظرف نهایت ده سال سمت هدفی دیگر هدایت میکنند !
بعد از آن چه میشود ؟
سه اتفاق میافتد :
۱ - اگر آن عطر جهانگیر باشد : برند خود تولید را ادامه میدهد لیک فلنکرهای متعدد جهت جذب و جلب سلیقه های مختلف در همان تلورانس رایحه تولید میکند .
مثل آونتوس مثلا .
۲ - اگر عطر پرفروش باشد : برند امتیاز ساخت عطر را واگذار میکند به بهترین قیمت ، لیک سعی میکند تحت لیسانس باشد و نظارت میکند تا نام عطر یا برند مخدوش نشود .
خصوص وقتی که توجیه اقتصادی آن عطر از باب تهیه مواد اولیه ، زیر سوال رود .
اما :
دیده شده که شرکت دوم ، خودش دوباره امتیاز را به شرکت سومی واگذار کرده ست !
از سوی دیگری :
عطر شهیر و پرفروش ، زیر ذره بین طمع ورزی آقایان فیک ساز میرود ، آنهم به کررات !
خودتان دیگر حدس بزنید که از یک عطر شهیر و بالاخص ارزان قیمت ، چند نوع تولید مختلف میتواند در بازار یافت شوند !
عطر اصلی شرکت دوم ، سوم ، ... ، تولید امتیازی ی کشورهای مختلف از سویی و الی ماشاله فیک آن عطر از دیگر سو !
میدانید چند عطر بزرگ درین طومار جای میگیرند ؟؟
لیک چون جمله بالا بار منفی دارد ، صحیح نیست چند عطر را نام ببرم !
۳ - اگر آن عطر کم فروش شود یا تولیدش ، نه برای برند اصلی و نه برای امتیاز گیرنده به صرفه باشد : تولید متوقف میشود .
این ازین نکات .
و اما در خصوص فرمایش علی عزیزم ایضا دیگران که فرموده بودند نت های پله اول علائم حساسیت ایجاد میکنند مثل عطسه و سوزش و ... چون نت ها مثلا فلفلی ( تند ) هستند :
دوستان عزیزم ، حساسیت ، هرگز به نوع نت ها ارتباط ندارد !
فراموش کنید که مثلا نت های فلفلی تندی ایجاد میکنند ( منظورم در رایحه نیست بلکه در مزه ) همچون چشیدن آنها !
حساسیت هیچ ارتباط به نت های عطر ندارد !
پس به چه دارد و از کجاست ؟
از کیفیت مواد متشکله عطر ، یعنی از کیفیت ترکیبات سخت افزاری عطر و نه نرم افزاری آن !
ادله :
چرا تولیدات خود برند بنتلی اینگونه نبود ؟!
این عطر در چند سال تولید برند اصلی ، شاهکار بود و بسرعت شهیر شد !
این ماجرا نه فقط برای این عطر ، که مشابهات بسیاری در برندهای دنیای عطور دارد !
راهکار چیست ؟
اگر به هر دلیل ( تجدید خاطره ، کالکشن ، تحقیق ، بایگانی ، امضاء ، علاقه ، دریافت تبلیغ ، هدیه به عاشق آن ، کنجکاوی ، ... ) مُصرید که تهیه کنید ، باید حتما از بهترین و دقیقترین شرکت عرضه کننده تهیه کنید !
یعنی شرکت یا سایتی که کارشناس مجرب خرید دارد ، مثل عطرافشان خودمان که در صدر این لیست کوتاه و کم تعداد و انگشت شمار است !
درین بازار بلبشو که لیست معکوس آن ، طوماری ست از هزاران !!
چه سایت ، چه فروشگاه !
یعنی چندین مدل بنتلی اینتنس هست که همگی عینا همشکل و مشابه اند در ظاهر لیک تنها یکی ازین چندین ، مدل تحت لیسانس است ! همگی میتوانند مقیود باشند که : ساخت بنتلی فرانسه !
حال آنکه همانطور که عرض شد تولیدات چندین کشور و چندین کارگاه ریز و درشت اند !
نه میشود پلوم را باز کرد و تست کرد و نه میتوان کارشناس ارشد کشف این هندوانه ی بیرون زیبا و درون زشت بود !
پیرمردان قدیمی میگفتند زن گرفتن اینگونه است لیک عطر خریدن ، اکنون در مقام اول است قبل از ازدواج :)
آن یکی یکهو میکشد در شب زفاف پس از روءیت صورت و سیرت عروس ( قدیم ) لیک این یکی به تدریج و عذاب :))
هر بار که شیشه را میبینی میگویی :
ای داد بیداد !
خودم یک بار سالها پیش در ابتدای عطربازی این کلاه بر سر ام رفته است و آن را نگه داشته ام تا هر بار ببینم و قدر عافیت و تجربه بدانم :)
الان یادم نیست کدام عطر بود اما یادم هست در نوشته هایم در بخش نظرات عطرافشان گفته ام !
مدتهاست که عطرها را جمع کرده ام تا روزگار خوشدلی و خوشبویی انشاله .
چند روز پیش عرض کردم :
به محض ظهور یک عطر بزرگ ، در سه سال نخست تولید ، چندین نسخه آرشیو کنید ، تعدادی برای خودتان ، تعدادی نیز برای دوستانی چه نزدیک ، چه دور ( مثل همین دوستان عطرافشانی )
هم مهر دارد هم اگر لازم باشد سود مالی !
در غیر اینصورت اینگونه عطور را حتما از محلی کاملا مطمئن ، مجرب و کاردان تهیه کنید .
عطر ، هر نتی که داشته باشد ، احساس حساسیت یا دریافت رایحه الکل شدید ، یا تغییر رایحه یا ریفورمول شدید = عطری مشکل دار !
داستان ریفورمول هم در ایران اینگونه باب شده است ورنه هیچ عطری به سرعت و شدت ریفورمول نمیشود بلکه در طی سالها !
اتفاقا ریفورمول یک واژه ی مثبت است در دنیای عطر و بار منفی ندارد !
به معنی بهتر کردن رایحه ، به روز کردن آن یا سالمتر کردن عطر است .
البته همه میدانیم که در برخی موارد ، این ظاهر است و باطن چیزی دیگر گوید !
یعنی : بهتر کردن حساب بانکی برند :)
لیک بدانید سرعت اش به قاعده است نه مثل ما که از سرعتِ ظرف یک سال چشمهایمان گرد شود و از حدقه بیرون پرد :)
البته نزدیک به یک دهه است که این دو علامت تعجب و سوال ( !؟ ) از بالای سرهای ما عطردوستان ایرانی ، نه پایین می آید نه کنار میرود !
حذف شدن اش ، بماند :)
خدا عاقبت همه مان را در همه امور ختم به خیر کند انشاله
فیلم فهرست شیندلر را دیده اید ؟
آنجا که دارد وسواس گونه آماده و شیکپوش میشود برای حضور در آن میهمانی مهم بجهت نزدیکی و آغاز دوستی با بزرگان ارتش آلمان ؟
عطر آن صحنه ، یا صحنه های مشابه زندگیهای شما عزیزان ام میتواند بنتلی اینتنس باشد !
البته بنتلی اینتنس اصیل را میگویم خصوص نسخه وینتیج .
خب دوستان عزیزم
آرزوی بهترین ها را برای همه مردم عزیز ایران دارم خصوص معطرین ایشان که شمائید .
یادتان نرود :
شیکپوشی و معطری ، انتخاب نیست بلکه وظیفه است !
ما هماره در محضر دید خدائیم !
و او پاکیزگان ، شیکپوشان و معطرین را به مراتب دوست تر دارد !
کافیست برای او بپوشید ، آنوقت از هر چه بخواهید کالکشن اش را به شما میدهد حتی اگر چون من فقیر باشید !
این یک راز بزرگ است ، آزمایش کنید !
اگر درست گفته بودم بر من نیز دعا کنید لطفا .
سپس نظر بلندی و سخاوت را نیز فراموش نکنید که هر چه بیشتر ببخشید ، بیشتر دریافت خواهید کرد ، که این قولِ کسی ست که خلاف ندارد به حق و به تجربه !
ایضا ثروتمندترین است ، شیکپوشی و معطریت هم خلق اوست برای بندگان خاصی که نخست درک به عمق و سپس تجربه اش کنند بارها !
ارادت ها
💐 :)
41 تشکر شده توسط : محمد فاطمی علی متقی پور
دوستان عزیزم سلام ها خدمت همه ی شما
حضور کمرنگ حقیر را به پررنگی مهر همیشگی خود بر این حقیر ببخشائید که دلائل حضور مختصر ام ، از دو دلیل هم که همیشه میگفتم بر انجام هر کار کافیست ، به تعدد فراتر رفته است
لیک چند روز پیش پاسخ مهر جناب کاوه ، دوست عزیز و معطر و قدیمی ام در عطرافشان را عرض کردم لیک جناب مدیر عزیز ما به صلاحدید با سه روزی تاخیر تایید فرمودند که طبیعتا سلام ام خدمت شما دوستان نازنینم نرسید .
لیک با توجه به مهر همیشگی و خیرخواهی مدیریت عزیزمان شکی ندارم که لطف و مهر ایشان بوده ست که مشمول حال این حقیر شده ست ، عطف به الطاف ممتد و بینهایت ایشان .
درود و عرض ارادت حقیر خدمت شان .
و اما امشب که فرصت کوتاهی دست داد ، به محض ورود به خانه معطرمان ، نظر دوست عزیزمان را خواندم در خصوص تولید جدید عطر اینترلود آمواژ !
دوست عزیزم جناب شوشتری موارد صحیحی فرموده اند ، این حقیر نیز مطالبی را بر حسب تجربه مضاف کنم :
اول این را بگویم که یادم نیست ریویوی در خصوص این عطر بزرگ تقدیم شما دوستان عزیزم کرده ام یا خیر !
که اگر خیر ، پس هم به شما بدهکار ام درین خصوص و هم دینی به این شاهکار قدیمی دارم که ملزم ام به ادای آن !
و اما :
اگر کوچکترین شکی به اصالت این عطر خریداری شده نیست ( من تولیدات اخیر را تست نکرده ام و این مورد و مشکل حادث ، نه کم ، که بسیار بعید است مگر اینکه از منبعی کاملا مطمئن و خوشنام چون عطرافشان خودمان حصول شده باشد ! ) پس این چند مورد را ، نه تنها بر این عطر که بر تمامی عطور در نظر داشته باشید :
- مهمترین قسمت : عطرها دیگر کیفیت سابق را ندارند ! یعنی چه ؟
یعنی در عطرهای جدید ، بجای مواد اولیه ی طبیعی و مرغوب ، از بازسازیهای آزمایشگاهی یا همان سنتتیک ها استفاده میکنند !
در اینصورت چه میشود ؟
دیگر مثل سابق ، که همه ی حس های مختلف بویایی ، تمامی عناصر طبیعی را حس میکردند ، قادر به دریافت رایحه نیستند !
یعنی مشابهین سنتتیک یک رایحه را ، عده ای حس میکنند و دقیقا عده ای به همان تعداد ، حس نمیکنند !
بدون هیچ شک ، تک تک شما دوستان عزیزم این مورد را تجربه کرده اید ( چه خود و چه بر دیگران ) و همگی شما ادله ای این مدعائید !
با این وجود من هنوز هم بر آن عطر دوست عزیزمان مشکوک ام ، چون محصولات آمواژ متفاوت اند ، و یادمان نرود این مهم را :
یک عطر پلوم ، میتواند در تمامی ی آیتم ها کاملا اصل باشد ، اما مایع درون شیشه پر شده باشد از عطری غیر اصیل !

- دیگر :
برخی اوقات برندها چه کار میکنند ؟
مخاطب را سوق میدهند بسوی سیاست جدید فروش !
یعنی چطور ؟
مثلا همین آمواژ :
تمامی محصولات قدیمی خود را با غلظتی بیشتر ( که بر شیشه و نام مقیود است ) و طبیعتا قیمتی بالاتر عرضه میکند ( مثلا اینترلود ۵۳ ) و از سوی دیگر ، کیفیت تولید مدل قدیمی را کاهش میدهد !
تا شما دو کار بکنید :
یا مجبور باشید مدل گرانتر را بخرید یا کلا از این مدل منصرف و به دیگر مدلهای شرکت ( که تیراژ فروش اینترلود را ندارند ! ) مراجعه کنید !
چرا ؟
برندها باید در تولیدات تعادل و توازن داشته باشند !
برند دوست ندارد تنها با یک عطر شناخته شود !
این مورد بسیااار مهم است در ماندن برند در بین رقبا ، و پیروز شدن در رقابت با دیگران !
پس : عاشقان اینترلود که فقط اینترلود میخواهند میروند سراغ نسخه گرانتر و دیگرانی که تنها بر اساس تبلیغات عطربازان دیگر ( عجب پرفومنسی ، نه عجب رایحه ای !! ) سراغ اینترلود رفته اند ، پشیمان میشوند و با قیاس قیمت ، ایضا قدیمی یا به روز بودن رایحه ، سراغ مدلی دیگر از آمواژ میروند !
از سوی دیگر ، تعداد مدلها و روایح جدید را افزایش میدهد و با این سیاست ، قسمتی از خریداران دو دل را که هنوز تصمیم قطعی بر اینترلود ندارند ، به سمت بازار مدلهای جدید برند روانه میکند !!
تبلیغ میکند ؟ بله ، اما تبلیغ اصلی را به شما واگذار میکند تا به دوستانتان بگوئید : اینترلود قدیمی شده ست از سویی هم دیگر آن پرفومنس غول را ندارد اما فلان عطر را تولید کرده که : واااو در رایحه و هم در پرفومنس است !!
یکی میگوید اینترلود امضای من است ، پس مجبور است برود سراغ مدل غلیظ و گران .
اما دیگران که تعدادشان هم بسیار است میروند سراغ مدلهای جدید ، توسط عطربازان باتجربه تر ! یعنی دقیقا مثل همین کاری که شوشتری عزیز ما انجام داد به پیشنهاد و لطف و کمک :)
میبینید ؟
برند میداند ما چگونه با هم تعامل میکنیم !

پس : هم اینترلود گرانتر را فروخته ، هم توازن تولید و فروش مدلهای دیگر برقرار است ، هم روایح جدید تبلیغ و معرفی شدند و هم مهمتر از همه :
آمواژ در صدر گفتگوهای عطربازان است :)
دیگر چه میخواهد ؟؟
یادتان نرود :
برخی اوقات یک برند خوب ، یک عطر بد هم میسازد در کنار چند خوب !!
تا چه شود ؟
تا نقادان طراز اول ، ذره بین را بیاندازند روی برند و : چندین پله صعود توجه و مطالعه ی عطربازان جهان ، بر برند حاصل شود :)
هیچ هزینه تبلیغات هم نیاز نیست :)
برند دیگر چه میخواهد ؟
نکته ، یادتان باشد : هر عطر ، برای برند ، تاریخ انقضاء دارد در تولید !
این تاریخ ، از سال سوم شروع میشود و بنا به صلاحدید ، اگر نسخه ی جایگزین داشته باشد ، تا سال دهم با شیب ملایم یا تند ، باید از دایره توجه مشتریان برند خارج شود و مدل های دیگر جایگزین شوند !
به همین دلیل است که به شما دوستان عزیزم بارها گفته ام قبلا :
اگر عطر خوبی ظهور کرد ، بلافاصله چندین نسخه تهیه و آرشیو کنید !
حتی به سال بعد موکول نکنید !
میتوانم یک طومار از این اسامی تقدیم کنم که تمامی ی عطرهایی که ظهور کردند ، افول کردند ، اگر هم هنوز تولید میشوند : فقط در نام مشابه اند :)
یعنی به کل ، با عطر اصلی مختلف اند !
و این راز را فقط افرادی "میتوانند" بدانند که از تولید سه سال اول هم استفاده کرده باشند !

آمواژ دارد لطف میکند به مشتریانش از باب تولید باکیفیت مدلهای قدیمی ، هرچند که بهایش را مضاف می ستاند !

فکر کنم چند پاسخ بر پرسش انتهای نظر دوست عزیزمان جناب رضا را عرض کرده باشم که : مشکل از کجاست ؟

اینها همه اسرار و تجارب عطربازی ست دوستان عزیزم که تقدیم شما عزیزانم میکنم با علاقه و احترام ، باشد که به کار آید و از ضررهای مشابه جلوگیری و در کارنامه ام قید شود انشاله به لطف دعای خیر شما :)
ارادت ها
35 تشکر شده توسط : Mehran EauDeCode
ارادت ها جناب نصیری عزیز
امید که هماره پیروز و نصیر و منصور باشید انشاله
متشکرم از لطف جنابعالی
من نیز نقدهای جنابعالی را دوست دارم و مطالعه میکنم
البته این روزها دل و دماغی نیست به عطربازی و خوشبویی !
آنچنان که مصلحت ، بر دوستی و دوستداری پیروز میشود از الک تقدیر !
البته ، نور و تاریکی ، هر دو درو هست !
امید که بسلامت بگذاریم و بگذرانیم این رایحه غمگین را !
در پناه او
11 تشکر شده توسط : Mehran M  Wolf
Gold Oddity
لینک به نظر 21 بهمن 1404 تشکر پاسخ به کاوه
کاوه عزیزم
دوست معطر من و عطرافشان که حضورت مایه مباهات و افتخار است .
چند روزی ست بشدت گرفتارم و فرصت تشرف ندارم با تاسف !
از اسباب کشی متنفرم :)
یک ماه باید جمع کنی ، یک ماه دنبال سقف جدید بگردی و یک ماه هم پهن کنی !
خدارا شاکرم که وارد هر منزلی که میشوم همسایگان و صاحب منزل بواسطه لطف خدا ، دوست ام دارند ( که اگر لطف خدا نبود ، چون گناهکار و روی سیاه ام ، همه از من متنفر بودند ! ) و هفت هشت سالی میمانم ، رکوردم ۱۱ سال است :)
اجالتا مشغول جمع آوری و پیدا کردن سقف جدید ام ، چون از اسباب کشی متنفر ام مدام استرس و نگرانی دارم :)
ازین باب دوست ندارم با این حال و حوصله وارد جمع دوستان عزیز عطرافشانی ام شوم که معطرترین بندگان خدایند !
با این وصف اما ، هر شب یا دو شب یکبار قبل از خواب سری به عطرافشان عزیزمان میزنم و تنها تصاویر و نام اکانت ها را نگاه میکنم تا ببینم کدام یک از دوستان پرمهر قدیمی ، ایضا چه کسی از دوستان جدید حاضر اند ، یا عطر تن جدیدالورود ها را ببویم :)
اگر بگویم این حقیر بیش از مدیریت عزیزمان از حضار عطرافشان مطلع ام گزاف نگفته ام :)
چند نفر عضو اند ، چند نفر مشارکت میکنند ، هر یک چه خصوصیت اخلاقی ای دارند ، چه کسانی اهل خوشبویی اند و چه کسانی معطر اند به جان ، جدیدهایمان چگونه مردمی اند و از عطر چه یاد گرفته اند و آیا میمانند یا چون نسیمی معطر خواهند رفت ، چه کسانی اهل مهر اند و چه کسانی بدلائل دیگری حاضر اند ، و ... :)
خصوص بانوان این خانه که بدلائل متعدد که ذکرشان بطول میانجامد اهم اند بر این خانه !
هر جمعی را بانوان اش هدایت میکنند خصوص و خصوص با مهر !
ما مردان ، خدمتگذار ، نگاهبان ، تکیه گاه ( حقیقت اش معکوس است ) و بیننده ی ایشانیم .
ریش سفیدان این جمع ، دقیق و به تجربه ( و نه حتی لزوما به مطالعه و تحقیق ) میدانند چه عرض میکنم .
خلاصه که یک به یکِ بهترین مردم ایران را که ذیل این سقف معطر جمع اند به مهر و لبخند و انتشار عطر ، میشناسم :)
تصویر و نام زیبای تو را دیدم پس از روزگار دلتنگی ، و لبخند بر لب آمد :)
متن مهیر ات را نیز مطالعه کردم به لبخند :)
سلام ات رسید به نهایت مهر ، من نیز دلتنگ شما بودم .
وقتی بد ای چون حقیر ، توسط مهربانان معطر ، خوب توصیف شود پس زهی سعادت که نیک معامله ای کرده ام به صرف زمان و حضور !
خدای را سپاس بابت این شادی بزرگ و نعیم !
من بر این جمع و گردانندگان اش در دفتر مرکزی مدیون ام !
از عده ای از ایشان ، گرانبهاترین رایحه دنیا را دریافت کرده ام آنچنان که از بودن در کنار شما آنچنان معطر شده ام که عطرم در هر دو جهان بوییده میشود به انتشار !
هرگاه حضورم نقض شد ، بدانید که دیگر مخیر نیستم !

دیشب ، دکانت خمره را تست کردم پس از چندین روز بی رایحه ای ، اما دیدم العجب حتی شیرینی بی انتها و غلیظ این عطر هم ، تاب تقابل تلخکامی های ما ندارد !
مدتی پیش رایحه ای بر مام وطن گزیدم لیک مدیر عزیزمان به حق ، منتشر نکرد رایحه ی تلخ اش را .
آرزوی انتشار روایح شیرینی ها و شادکامی ها دارم خصوص و بالاخص بر معطرانی که از اهالی آنند و قدر اش میشناسند و انتظار بوییدن اش کشند !
همیشه گفته ام : در هنگامه ی بوییدن نوآر ترین و تاریک ترین و سیاه ترین رایحه جهان به غلیظترین غلظت ، نا امید مباشید ، که خدای عطردوست و عطرساز و معطرساز ما ، به اشاره ی تماس بر زهِ ساز ، رایحه فجر مینوازد به انتشار و رایحه دوستان ، مست از بوییدن عطر می ی سحرگاهی ، چون تجربه ی دیگربینانی چون حافظ !
به کررات در قرآن ، ایضا کتب تمااامی حکما و شعرا مقیود است .
ایران زمین قدیمی ترین است در دریافت عطر او !
چون تصویر زیبای اکانت تو ، برف سپید بر تن های شیکپوش ما خواهد نشست تا از بوییدن عطرهای تن ما ، آب شود و بخار شود به انتهای لذت !
از دیدنت خوشحال شدم کاوه ی عزیزم
ایضا از دیدن حضور تک تک دوستان معطر ام

امروز از دفتر مر‌کزی سورملینا ( نه از بخش فروش ) تماس گرفتند که فلانی سورملینا به پاس همیاری شما درین چند ساله تاسیس فلان مبلغ را به تخفیف ویژه برایتان منظور داشته و محصول بادی کلون ما چنین است و چنان . ( تست کرده ام به درخواست ، نزد دوستانی که تهیه کرده اند )
من هم همه را گوش دادم ، سپس گفتم شما عطرافشان را میشناسید ؟؟ گفت خیر !
گفتم کسی که عطرافشان را نشناسد ، عطر نمیشناسد ، حتی عطر مصرفی خویش ! جهت اثبات اش ، آیا میخواهید ریز به ریز خصوصیات محصول شما را از نحوه ساخت ، درصد تخلخل ، غلظت ، مواد متشکله و روش ادغام ، نوع اسانس و کشور صادره ، درصد شباهت و حتی دلیل اینکه شما میفرمایید بسته ی سرد و بسته گرم ، حال آنکه هر دو یکسان است را بگویم ؟!
( آونتوس معتدل و گودگرل گرم در بسته ای تحت عنوان سرد و ساواژ گرم و اکلت خنک در بسته گرم چیده شده اند ! البته آنها بلد اند لیک اگر آونتوس و اکلت در یک بسته باشند دیگر کسی بسته ی دیگر را نمیخرد ! )
بادی کلون خوب است لیک نه برای ما که هرگز جای عطور را نمیگیرد اما محصول مام اسپری اش الحق عالیست برای ما حتی با وجود رقیق شدن اش با شیبی بیش از ملایم از اولین سری تا کنون !
بهترین اسپری ضد بوی تعریقی ست که تاکنون دیده ام و برای ما الزامی ست ، از آن بسیار راضی ام .
چند سال پیش هم در عطرافشان خودمان معرفی اش کرده بودم .
اگر تا کنون آزمایش اش نکرده اید حتما یک بسته برای آزمایش تهیه کنید که برای ما عطربازان از خودِ عطر واجب تر است !
یک بسته اش که دو عدد است برای یکسال یک نفر کافیست البته فقط برای زیر بغل .
جلوی تعریق را نمیگیرد اما بو و لک تعریق را به کل نابود میکند ، کاملا هم گیاهی ست با حلالیت آب . ارزان است .
چون از دید من محصول خوب و مکملی ست برای ما در پوشیدن عطر و جلوگیری از ادغام عطر ما با بوی تعریق خصوص زیر بغل ، لازم دیدم همه شما مطلع باشید از وجودش :)
دوستتان دارم
ارادت ها تقدیم به یکایک شما عزیزان ام
این روزها علاوه بر انتشار بوی خوش از تن هامان ، انتشار آرزوهای خوب از قلبهامان برای وطن و هموطنان عزیزمان بر ما واجب است بسیار !
خود حدس بزنید تجمیع روایح هر یک از ما ، چه میزان شود به عظمت !
این یک ، به خودمان نیز برمیگردد با قدرتی مضاعف شده از هر کدام !
💐
13 تشکر شده توسط : Mehran M  Wolf
Imagination
لینک به نظر 1 بهمن 1404 تشکر پاسخ به 🄼🄾🄽🄰
مونای عزیزم
زیبای این خانه
جان ات معطر ، دل ات دلدار ، دوستی ات پایدار ، پذیرش ات هماره ، عز ات جاودان و مهر ات تابنده و پاینده انشاله
عطر مسیر است ، هدف نیست !
بر تو زنده میشود ، با لبخند انگشت اشاره به هدف میگیرد و آرام آرام بر تن تو میمیرد !
عطر روحی هادی ست ، تو را به سویی هدایت کند ، سویی که هدف است ، غایت است ، انتهاست لیک عشق و مهر اش بی انتها !
نزدیکان ام در این خانه ، که خود نیز از اهم ایشانی ، نیک میدانند من از عطر چیزی دیگر آموختم و تمام کوشش ام اینجا ، انتقال همان است !
نقد ات کاملا صحیح است ، در این هیچ بحث نیست !
لیک در ابتدای کار ، خود را در جلد نویسنده ی آن متن ( و هر متن دیگر ) تصور کن !
در مرکز توجه دوستان ، دشمنان ، حسودان ، بدخواهان ، همیشه مخالفان ، شیاطین و ...
دیشب کسی گفت : چرا منفی اینقدر از مثبت بزرگتر است در آسمان ؟
گفتم اینگونه نیست ! ظهورات منفی گسترده تر است نه قدرت اش ! و باید باشد که اگر نباشد قدر مثبت که در ظاهر کمتر است و در باطن بزرگتر ، شناخته نشود و از آن مهمتر : قدر و منزلت روی آورندگان به مثبت ، که در ظاهر کوچکتر است و سخت تر ، سنجیده نشود !
قبلا هم گفته ام ، ما ۷۰۰۰ سال است که بر اهورا و مزدا ( نور و تاریکی ) که مفهوم تضاد را در دنیای ما معنی کند اندیشه میکنیم .
نکته مهم : بر کل نظر کن ، یعنی چه ؟ یعنی این خانه جزعی کوچک از کلی بزرگ است ، یعنی اتفاقات درون این خانه ، مشتی از خربار است ، یعنی از اینجا درس بیاموز برای آنجا !
معکوس اش هم صادق است !
یعنی اگر میخواهی چیزی را در بیرون ازین خانه تحقیق کنی ، میتوانی اینجا آزمایش اش کنی !
یعنی : آن ریویوِ بقول خودت نامفهوم ، و بقول من پر رمز و راز و کلید را دوباره بخوان ، و از خودت بپرس :
چرا یک نفر ( خاصه آن نفر ) نمیتواند حرفش را راحت و بدون پیرایه مطرح کند ؟
چرا نمیتواند راحت عصبانی شود و راحت عصبانیتش را بروز دهد ؟
چرا نظر ، عصیان و یا مخالفت اش را پشت یک پیرایه و کاور ( داستان ) مخفی میکند ؟ ( که این خود یک هنر بزرگ است و از هر کس نشاید ! )
کلید : یادت نرود که میگفت : اینجا پناهگاه است !
یعنی می آید به پناه !
پناه از چه ، پناه از که ؟
پناه از بیرون به درون !
و تازه باید به قسمی پناه آورد که هم راه اش دهند و هم صحبت اش گوش کنند !
آنهم جایی که علاوه بر دوستان ، دشمنانی کاربلد هم حاضر اند !
پس مونای عزیزم که از دوست ترین های منی درین خانه معطر و در قلب من جای داری ، یک درس بزرگ ، که بزرگترین درس زندگی ، و قله ی تجربه ی من است تقدیم به توی زیبا و دیگر دوستان نازنین ام :
در هر ماجرایی ، دو کار کن :
- اول : از جلد خودت خارج و به درون جلد طرف ات برو و از منظر چشمان او به موضوع نگاه کن !
- دوم : از جلد او بیرون بیا و سپس از بالا و بعنوان سوم شخص ناظر و فقط و فقط شاهد ، یعنی نه ذینفع نه ذیضرر ، ماجرا را به "کل" تماشا کن !
حتی خودت را هم در هر ماجرا ، از دید طرف ات و سپس از بالا نگاه کن !
یک بار به دقت و ظرافت ، این کار را بکن !
میدانی چه میشود ؟؟
زندگی ات ، مسیر ات ، علائق ات ، هوش ات ، دانایی ات ، عقل ات ، جهان بینی ات ، آینده نگری ات ، ... ، و از همه مهمتر و قابل توجه تر :
قضاوت ات
به کل تغییر خواهند کرد !
چنان بزرگ میشوی که جهان درون تو جای میگیرد !
خدا میشوی !
گر به خود آیی به خدایی رسی !
یعنی از دید او میبینی !
و این مسیر ، چیزی را در تو روشن میکند !
که می برد ات به جایی که باید بروی !
حال ، کوچکترین دریافتی اش این است :
آنقدر راحت و بسرعت ، بدخواهان و موافقان بدخواهان را میشناسی ، و دلت به حالشان میسوزد !
و برایشان طلب خیر میکنی .
تذکر : این مطالب ( بدخواهان ) را که گفتم یکوقت تعمیم ندهی به ماجرای این ریویو و این عطر که موضوع بحث ما بوده :))
خودت و دیگر دوستان قدیمی نیک میدانید که چه میگویم و مهمتر : از چه میگویم !
هنوز هم هستند لیک اجالتا به دلائلی که اهم آن "مهر" یست که با زحمت فراوان جاری شده است درین خانه ، اجالتا در سایه اند و خاموش !
لیک به محضیکه فرصت یابند کار خویش شروع کنند و همرهانشان به تایید کوشند به گسترش !
تا دوباره چراغ های این خانه خاموش شوند !
لیک الک زمان ، مهر ، تجربه و کوشش دوستان ، خیلی خوب کار کردند که امروز میبینیم قریب به اتفاق ساکنین این خانه ، هوشمندان ، تیزبینان ، عاقبت اندیشان و مهیرانند !
و هنوز هم : جواب ابلهان خاموشیست ، کار میکند :)
زیبایی گوهریست که به سختی و کوشش بسیار حاصل شود و تو این کوشش کرده ای و آفرین بر تو و بر همه ی زیبا رویان زن و زیبا خویان مرد این خانه معطر ، همه به صورت و سیرت .

ریویو سخت هم ، خود ریویویست :)
تفکر را به کار اندازد !
اندیشه را فراخ کند !
هنرهای دیگر را مزید کند بر عطر !
آن ریویو و قیاس دو عطر جناب مدارا که سخت نبود ، تنها باید معکوس اش میکردی :)
و سپس بر هنرش آفرین میگفتی و میخندیدی بر استعاره و ایهام قیاس اش :)
ایضا نقود مسیح و آبزورد و نازنین و تعدادی دیگر از دوستان جان ام که خواندنشان علاوه بر لذت ، اندیشه را نیز درگیر کند .
و باز ایضا دو تن از دوستان که نام اکانتشان اکنون یادم نیست و متعاقبا عرض خواهم کرد و در عطرگرام یا پرسش ها با من در ارتباط بودند ، که از خواندن متون آنها روح ام تازه میشد لیک با تاسف خاموش اند اکنون !
و حق هم دارند !
این حقیر نیز اگر مدیون این خانه و کسان اش نبودم اکنون در کنار ایشان به خاموشی میگذراندم .
برای هر عطر و برای هر نوع خواننده و جوینده ای ، انواع ریویو داریم خصوص ساده ، بالاخره هر کس پاسخ پرسش خویش می یابد اینجا خداراشکر .
و اتفاقا ریویوهای خودت که بهترین است در جمع بانوان همراه با عده ای که همه میشناسیم تک تک ایشان را چه حاضر و چه فعلا خاموش .
که بهترین زنان و مردان معطر ایران اینجا جمعند با سرور و افتخار !
و چه جالب که میبینم بانوانی به جمع ما پیوسته اند که انشایی زیبا و روان و دلنشین دارند و من از خواندن مطالبشان که چون خودشان زیبا و دلنشین هستند لذت میبرم و به سهم خود از ایشان تشکر کرده و خواهم کرد .
تو نیز عزیزی بر من به غایت .

ارادت ها تقدیم به تو و دیگر همه ی دوستان جان ام
با لبخند 💐
36 تشکر شده توسط : Herod Mehran
دوستان عزیزم سلام
اینروزها سرم کمی شلوغ است ، گرفتارم ، انشاله پس از رفع عرض خواهم کرد .
ببخشید عدم حضور این حقیر را .
لیک برخی اوقات به خانه مان سر میزنم و نظرات مطالعه نشده ی دوستان عزیزم در یکسال و اندی غیبت را میخوانم .
اول یک چیز بگویم :
دوستان خارج از عطرافشان ام میدانند ، همیشه گفته ام :
من نوکر تمام زنان این سرزمین ام ، حتی آن نامردهایشان !
و ، مردان مرد ؟
هم نوکر ایشان ام و هم به تعظیم و تکریم ایشان کوشم .
اما دندان ام بر جگر و خرخره ی نامردان میگزد !
این را چرا گفتم ؟
زنان این خانه که مزید به معطریت هم هستند دیگر جای خود دارند !
همه را دوست دارم ، عده ای را دوست تر دارم و قلیلی را دوست ترین دارم !
هر یک خود باخبر اند که در کجای قلب من نشسته اند .
مشغول مطالعه نظرات سرکار خانم مونای زیبای این خانه که جزء دوست ترین های من است بودم که دیدم : دی ! عجب اشتباهی !!
از آن عجیب تر :
۶۵ نفر ذیل این پیام را لایک کرده اند لیک هیچیک متوجه موضوع نشده اند ؟؟!
البته میدانم به چه منظورِ "درست و صحیحی" تایید و لایک کرده اند ، اما منظورم این است که هیچیک نه تنها متوجه اصل ماجرا نشده اند بلکه انتاج به عکس کرده اند ، یعنی برعکس متوجه شده اند !
اکنون من دو راه دارم :
- لبخند بزنم و عبور کنم .
- آنچه را که آموخته ام به دوستانم عرضه کنم .
کدامش آسان تر است : راه اول .
کدامش آسوده تر است : راه اول .
کدامش زحمت ندارد : راه اول .
کدامش دشمن نمیتراشد : راه اول .
کدامش دلخوری ندارد : راه اول .
و و و کلی دیگر که همه راه اول را مینمایند !
لیک آموخته ام که حق را باید گفت حتی اگر هزینه داشته باشد !
ایرج روحانی عزیزم در تماس تلفنی میگفت : شک ندارم که تو دکتر روانشناسی :)
من گفتم : نه دکترم و نه روانشناس لیک هر جایی به مطالعه ، نوکی زده ام :)
جدای همه ی اینها ، اینجا مطلبی از دوست عزیزمان ایکاروس معکوس برداشت شده است !
یعنی : مطلبی را به عکس ، به وی منسوب کرده اند !
یک روز با مسیح ، تلفنی راجع به ایکاروس صحبت میکردیم که بحث رفت به سوی مشکلات او در سایت ، به مسیح گفتم :
نه آنها که با وی در تضاد و مشکل اند میدانند که وی چه میگوید و نه حتی آنها که در تایید او کوشند ! اصل مطلب مخفی شده است و بر سر فرع مطلب میجنگند !

میتوانستم خیلی راحت ، و خیلی مختصر بگویم که : اینجا یک سوء تفاهم شده است و درست اش "این" است لیک چرا اینقدر آب و تاب اش دادم ؟؟
تا یک موضوع مهم زندگی را همه ی دوستان ام درین خانه بیاموزند !
و آن " قضاوت " بدون تحقیق و دقت است !
چرا تا این درجه مهم است که تو ( شاید و انشاله که اینگونه نباشد ) دوستانت را درین خانه برنجانی به دخالت آنهم زمانی که اصلا حاضر نبوده ای ؟
چون مهمترین چیز برای من ، سعادت و معطریت دوستانم هست حتی اگر از من برنجند ! چون آنطرف که بودم " دیدم " که تنها مشکل مردمان : قضاوت های ایشان بود که عموما اشتباه کرده بودند !
آیا قضاوت اشتباه دوستان تو درین خانه تا این حد مهم است ؟؟
البته که نه ! حتی در حد لبخند است :)
لیک میخواهم به آنها بگویم : ببینید چگونه یک سوء تفاهم پیش می آید و به پیش میرود و مدام بزرگتر میشود تا تبدیل به رنج یک شخص یا یک گناه شود در زندگی های اصلی ما !!
نتیجه اش خییییلی مهم است که ممکن است کسی مطلبی بگوید در ادامه مطلب اصلی و دل یک نفر را ناخواسته بشکند !
و این انتاج آنقدر مهم است که من میتوانم تا فردا صبح اینجا در نکوهش اش بنویسم ! و اصلا منظورم مورد اینجا و اکنون نیست که همانطور که گفتم ، در حدود یک لبخند است :)
اما همین کم و اندک هم اگر دوستان عزیز و معطر مرا درین خانه تهدید کند پس برای من مهم خواهد بود !
یادم هست سرکار خانم maary که از عزیزترین های من و ما بود درین خانه میگفت : شما مثل پدر اید درین خانه بر ما و روز پدر بر شما مبارک ، متاسف ام از غیبت ایشان و میخواهم بگویم : مهر هرگز فراموش نمیشود و این جمله ایشان بر من مسئولیت و وظیفه ساخت !
حال برسیم به سوء تفاهم :
همه ی شما دوستان عزیزم ، برعکس متوجه شده اید ، اتفاقا جناب ایکاروس نه تنها این عطر را نکوهش نکرده است بلکه به عکس ، از نکوهش و قضاوت دیگران در خصوص این عطر ، تا درجه عصبانیت پیش رفته است !!
آنقدر واضح و مبرهن است این موضوع که من تعجب کردم از برداشت همه ی دوستان عزیزم !
ببینید چند تا کلید داده است :
۱ - " لیز خوردن روی صابون " !
یعنی مراقب باشید به اشتباه لیز نخورید
۲ - " اول کار این گفتم که به کارتان برسید ! خدانگهدارتان و روزتان فرخنده ! "
عصبانیت اش از قضاوتهای اشتباه در خصوص این عطر کاملا روشن است :)
۳ - " تقصیر من بود " !
۴ - "یک استاد را دعوت کردم ( منظورش از استاد ، همین عطر است ! ) برای روز دانشجو ، قبلش گفت : "
۵ - "شما یونجه را صبح جلوی الاغ بگذارید هم نمیخورد" !!
متوجه استعاره اش هستید دوستان عزیزم :)
۶ - " گفت نمیفهمی بچه ! "
۷ - "دانشگاه را یک روز هم که شده ، از دست دانشگاه گرفته باشد" !
۸ - " حتی اگر خودش هم نداند این کار را دارد میکند" !
۹ - " بهتر است اتفاق بیفتد "
۱۰ - " تو من را می آوری چه شود ؟ "
۱۱ - " ۴۰ دقیقه ( !! ) به او وقت دادم "
یعنی تا این درجه از نظر من اهمیت دارد لیک چه شد :
۱۲ - " راضی اش کردم و کشاندمش ، چه شد "
۱۳ - " دقیقه ۵ ام هو اش کردند و رفت " !!
یعنی این عطر بزرگ را که از دید من استاد است ، همان دقیقه پنجم هو کردند و رفت ، آنهم توسط کسانی که داعیه ی دانش دارند در آن رشته !
۱۴ - " ده سال بعد ، به او گفتم : جا و مکان ممکن است مناسبت نداشته باشد " !
منظورش را که میدانید از جا و مکان و فرهنگ :)
۱۵ - " آن روز فهمیدم که من و مارکس هر دو شکست خوردیم " !
:) چرا ؟
۱۶ - " چون جهان را از صندلی مخاطبی که خود بر آن بودیم نگریستیم " !
یعنی با دید خود راجع به آنسویی که نمی بینیم قضاوت کردیم !
۱۷ - بعد شروع میکند به توصیف این عطر ، آنهم از کدام دیدگاه ؟؟
از دیدگاه همان صندلی ! آنهم با عصبانیت ، میگوید :
بشدت تکنیکال است آقا :) چای و دارچین و "چه و چه" را برده به زنجبیل خشک و نامحسوس ( همه را دارد از زبان منتقدین اش میشمارد ! ) " تا به فرم صابونی برسد "..... مدام بد میگوید .... !
۱۸ - بعد میگوید : "محصولی استاد ساخت" اما چه فایده که :
- پرستو ۲۸ ساله گفته بوی حمام میده ... تمیزه ها بوش ... ولی خب !!
- مهران هم همینو گفت
- آقا و خانم "خ" هم همینو گفتن " !!
متوجه اید ؟ آقا و خانم : خ !!
۱۹ - " مخاطب ... من از نشناختن مخاطب ، اینجا ضرر می بینم "
کلید ۲۰ - من خود سایز بزرگ خریده ام و ۱/۵ آنرا هم استفاده کرده ام !
نه تنها ایکاروس که همه ی ما عطربازان هر عطری را نمیخریم و اگر خریدیم یعنی میدانیم چه میخریم !
۲۱ - " ر.ک (!) به میسون فرانسیس ۷۲۴ بعنوان شاه صابون مدرن و امروزی و لوکس " !
:)
شاه کلید ۲۲ - امتیاز " ۱ از ۱۰ برای : مخاطبی که با همین اوبژه های مشترک بزرگ شده است " !!

سپس :
به توصیف تورینو ۲۱ زرجوف میپردازد با تمسخر :
" تورینو ۲۱ : زرجوف
من هنوز در تیم شما هستم !
اصلا من کاپیتان تیم شما هستم !
با این سند و ادله ( ! ) من تمام قد وکیل مدافع روایح اصیل ، طبیعی و بدون انحراف و تحریف شما هستم !!
تورینو چنین است و چنان است و شما را به حمام نمی برد :)
بعد شروع میکند به تفسیر سیاست منحرف زرجوف و با تمسخر میگوید :
اگر یک برندی کوبه و نیو داشته است و امروز آریاگلد و تورینو ۲۱ میسازد یعنی : "مخاطب" را شناخته است و میشناسد !
بعد با ناراحتی میگوید : یک سوپر عطر جابر ( بر نام جابر و تاریخ ایران و توصیف های بعدی ایکاروس دقت کنید ) بسازی و یک بلوند فرانسوی ( هالو ) بگوید بوی پی پی میدهد و شرح میدهد ....
سپس : " این میشود که برند در جایی می ایستد که نمیخواهد با بلوند فرانسوی قهر کند"!!
میبینید ؟ تا درجه عصبانیت پیش رفته است و از دید من کاملا محق است و تازه خیلی موءدبانه و تیزهوشانه تفسیر کرده است !
مهمترین کلید :
سپس در کل نتیجه میگیرد : " ایمجینیشن نشان میدهد کاوالیه چقدر استاد است و تورینو نشان میدهد مجموعه زرجوف چقدر خوب در این سالها مخاطب را آنالیز کرده است" ( اینجا مخاطب را در نوشته خود علامتدار کرده است یعنی : کلاه سر مخاطب میگذارد ) !
بعد میگوید : ایمجینیشن باید خاموش شود !
من دارم و دوستش هم دارم و ۱/۵ آنرا هم مصرف کرده ام اما بر اساس بازخوردهای الکی مردم میگویم با خیال راحت ( ناراحت ) از کنارش عبور کنید چون نابلدان به اشتباه تحلیلش میکنند !
:)

یعنی دقیقا همه چیز را معکوس کنید :)
یعنی مونای عزیز و زیبای ما که از بهترین دوستان من در اینجاست ، و ای همه ی دوستان دیگرم ، اتفاقا ایکاروس هم نظر و همرای شماست و اصلا فکر نکنید که در خلاف نظر ایشان نظری صادر کرده اید .
خیلی دیگر از تفاسیر ایشان در سالها قبل از حضور ما ، همینگونه شد و سپس با واکنش دیگران مشکلاتی پیش آمد .
نکته مهم : یادتان باشد دوستان عزیزم ، همیشه در زندگی ، واکنش های درجه دوم است که تولید مشکل میکنند !
یعنی چه : یعنی ابتدا یک سوء تفاهم پیش می آید ( که هیچ مشکل نیست فقط سوء برداشت است ) اما واکنش های بعدی میتواند تولید مشکل کند ، برخی سعی در رفع ، رجوع و اتصال کوشند و برخی فرصت را به تزلزل ، درگیری و جدایی غنیمت شمرند !
برخی همیشه با همه چیز و همه جمعی مخالف اند و شناسایی ایشان بسیار سهل و آسان است .
و اما در ارتباط با قبله و قطب عالم عطور و دیگر گفتارهای مشابه :
خود آقای مدارا ازین تفاسیر بارها برائت جسته ست .
اما ، این را هم نباید فراموش کرد که هر کس در هر رشته مرارت ها کشیده ، رنج ها برده و آورده ها کسب کرده و هرگز حتی دو کس در یک رشته مشابه نیستند برسد به تعدد بیشمار و بقول عامیانه :
همه چیز را همگان دانند !
هر گل بوی خود دارد !
از کوزه همان برون طراود که دروست !
بوی درون کوزه را زمان برون میطراود و در معرض بوییدن و قضاوت همگان قرار میدهد و این "جمع یا همگان" است که درجه ی خوشبویی ی هر شخص که مختص خود اوست و هیچ مشابه ندارد را بازتاب میدهد و معرفی میکند !
دوستان عزیزم هیچکس مساوی با هیچکس نیست ، هر کس منحصر بفرد است و همتا ندارد ! آنچه که گویند مساویست : شرایط آدمی ست که برای همه مساویست یعنی همه میتوانند با شرایطی مساوی به کمال انسانیت برسند !
گر به خود آیی ، به خدایی رسی !
لیک هیچ کس با هیچ کس مساوی نیست !
خلاصه که هر کس در این خانه در سر جای خودش نشسته است ، از جناب مدارا تاااا برسد به این حقیر قعر نشین .
ایضا هر کس جایگاهی در قلب دیگران دارد که بنظر و تجربه ی حقیر : این ، از هر چیز دیگر درین جهان مهمتر است !
زیستن در قلب دیگران یعنی : اوج معطریت !
چون تا خوشبو نباشی در قلب دیگران جای نداری !
من خود تست نکرده ام این عطر را لیک هم دکانت مشابه اش را مهربد عزیزم فرستاده است برایم و هم تعاریف دوستان کاربلد ام را شنیده ام و شک ندارم هم بهترین است و هم عاشقش خواهم بود !

این هم شد بهانه ی حضور امروز من در کنار شما معطران این منزلگاه !
که به قول جناب مدارا پناه گاه است .
لیک نمیدانم چرا خودش حاضر نیست :)
شاید روزگارش را به پناه نیاز نیست :)
انشاله که همین باشد و جز این نباشد !
برای همه ی ما حاضرین این خانه چنین باد ، البته حاضر هم باشیم اینجا :)
همه هماره در پناه او باشیم انشاله !
ارادت ها
33 تشکر شده توسط : Armin سعید بیاتی
دوستان عزیزم سلام ها بر شما
جناب محمد ماپار
درود بر شما
نظر شما را مطالعه کردم راجع به این عطر .
متاسفانه هنوز موفق به تست این عطر نشده ام تا بتوانم توصیفی دقیق از رایحه آن تقدیم کنم .
لیک بر حسب تجربه مواردی را حضورتان عرض می کنم :
این عطر بدون شک نبایست تنها یک نت داشته باشد و معمولا در برخی عطور که عطار نظر بر یک نت خاص دارد ، تنها همان یک نت را در عطر معرفی میکند و مابقی را به هر دلیل یا حتی بدون دلیلی مشخص ، مخفی ، نامشخص یا بدون معرفی باقی میگذارد یا از معرفی نت ها سر باز میزند .
رایحه لابدانوم یا بقولی گل آفتابی ( درون اش چون خورشید است و اطرافش همچون تشعشعات و انوار خورشید ) اینگونه است :
بسیار شبیه عنبر سائل !
کهربایی ، حیوانی ، چوبی ، مشکی و چرمی ی خشک با مزه ی رایحه ی شیرین .
یعنی تمام توصیفات فوق را در یک رایحه شیرین تصور کنید ، میشود رایحه لابدانوم ، که در کلیت شبیه عنبر سائل است .
این را هم عرض کنم که گلهای دیگری را نیز گل آفتابی نامیده اند ، خصوص در ترجمه زبان ها به هم ، برخی اوقات بعضی تشابهات باعث اشکالاتی میشوند .
مثلا گل هلیوتروپ را هم که گلهای کوچک بنفش رنگ زیبا و لطیفی دارد و از خانواده ی گاوزبان است خورشید چرخان یا چرخ خورشید ترجمان کرده اند . باز هم هستند تعدادی دیگر !
نیز اینکه با توجه به توصیف جنابعالی از رایحه این عطر ، حدس میزنم عطار از این گیاه بصورت همه جانبه استفاده کرده باشد ، یعنی میتواند علاوه بر نت اصلی لابدانوم که در عطرهای بسیاری توسط همه عطاران استفاده میشود ، از دیگر ضمائم این گیاه بوته ای نیز استفاده کرده باشد در ساخت این عطر .
یعنی خودِ لابدانوم در مرکز و محوریت اصلی رایحه قرار گرفته باشد و دیگر نت های این گیاه در حاشیه یا در پس زمینه یا جهت استحصال آکوردی خاص یا حصول شبه پله هایی ، بهره گیری شده باشند .
اینگونه ، توصیفات شما از رایحه ی گیاهی ی واصله و محسوس در پس زمینه ی لطافت اصلی رایحه ( که توصیف خودِ لابدانوم است ) معنی میگیرند .
ایضا اینکه لابدانوم نتی پایه و ستونی است در روایح و میتواند در غلظت بالا ، بسیار ماندگار باشد !
بوته گیاه لابدانوم از تیره ی آفتابیان و شبه رز ها هست که گلهایی سفید رنگ با مرکز زرد دارد .
صمغ قهوه ای رنگ و چسبناک اش را از طریق جوشاندن برگ ها و جوانه های گیاه بدست می آورند ( که بی شک قسمتی از حس و حال گیاهی همین عطر میتواند از آن باشد )
ابسولوت اش را از طریق استخراج با حلال
و اسانس اش را از طریق تقطیر گل لابدانوم استحصال میکنند .
خلاصه که کل بوته گیاه اش میتواند سازنده ی این عطر خاص باشد !
و اما حس استرس و نگرانی در عطرها چند دلیل دارد که همگی شناخته شده اند ، اما اصلی ترین آنها حس همزاد پنداری یا تشابه سازی ست یعنی ممکن است حین جلسه امتحان ، چنین رایحه ای را بوییده باشید ( حتی بدون توجه و حتی بدون اینکه اصلا به یاد داشته باشید ، لیک مغز شما به یاد دارد ) یا ایضا در زمانی دیگر که استرس داشته اید !
اما برخی عطور یک حس عجیب و جدید سنتتیکی دارند که خودم بارها کشف ، توجه و تحقیق کرده ام و شاید روزی مقاله ای راجع به آن بنویسم اگر عمری بود ، چون هیچ مقاله ای راجع به آن پیدا نکردم و از کسی هم نشنیدم !
و آن : القای حس انتظار است !
انتظاری که با هیجان یا نوعی استرس ( رسیدن ) همراه است !
مدام میبویی و با نگرانی ای خاص ، در انتظار بعد ، سرانجام و عاقبت رایحه اش هستی !
بدون اینکه بخواهی یا از قبل در موردش تفکر یا مطالعه و تحقیق کرده باشی !
که بی شک از نت هایی آزمایشگاهی نشاءت میگیرد زیرا قبلا هرگز چنین احساسی را تجربه نکرده بودم و از عصر نت های سنتتیک آغاز شد تقریبا !
اینگونه ، توجه به عطر ، حتی در حضور دیگران ، بحث راجع به آن ، پیگیری ، تحقیق و پرس و جو ، دغدغه ی ذهنی و ... خودش بهترین تبلیغ است در جمع ، توسط ما برای عطر و برند آن !
نمیدانم آیا برای شما دوستان عزیزم هم پیش آمده ست یا خیر !
( این ، با بیماری عطر متفاوت است ! بیماریهای عطور را که میشناسید ! برندها از آنها بهره ها میبرند و مدام ما را مبتلاتر میکنند ! )
حتی ممکن است تجربه اش کرده باشید لیک یا توجه نکرده باشید یا آن را با اشتیاق کشف رایحه ای جدید ( همچون حس بلاند بای ) اشتباه گرفته باشید !
یا حتی آن حس را با موارد موازی دیگر در همان زمان در زندگی مرتبط دانسته باشید !
دنیای معطرات ، خود دنیایی وسیع و همه جانبه است ، سبکی منفک از زندگی نیست بلکه خود زندگی ای مختص و مجزاست !

امید که مفید باشد .
انشاله اگر عمری بود و شرایط تست مهیا شد توصیف اصلی رایحه این عطر را تقدیم شما و دیگر دوستان عزیزم خواهم کرد .
معطر به جسم و جان ، هر دو باشیم بلطف خدای مهربانمان
سخت نیست دوستان عزیزم ، شما بیش از هر کس دیگر ، آموخته اید !
💐
31 تشکر شده توسط : Mehran Baby reXa

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan