Etat Libre d'Orange - Secretions Magnifiques

اتات لیبره د اورنج سکرشنز مگنیفیکز

مردانه - زنانه
کد کالا : ATR-37324
نوع عطر : نا معلوم
check icon ضمانت اصالت کالا
مشخصات رایحه
گروه بویایی : رایحه های چوبی
طبع : معتدل
مشخصات تولید
کشور مبدأ : فرانسه
سال عرضه : 2006
انتخاب
حجم
وضعیت
کد کالا : ATR-37324
check icon ضمانت اصالت کالا

لطفا برای استفاده از امکانات کامل سایت، وارد حساب کاربری خود شوید

غیر قابل خرید
رای کاربران
  • عاشقشم
    0
  • نمی پسندم
    12
  • - 25 سال
    1
  • + 25 سال
    0
  • + 45 سال
    0
  • روزانه
    0
  • رسمی
    0
تعداد رای های ثبت شده : 22
ترکیبات اعلام شده
توضیحات

Etat Libre d'Orange Secretions Magnifiques - اتات لیبره د اورنج سکرشنز مگنیفیکز

محصول سال 2006 میلادی بوده و توسط عطاری مستعد و مطرح به نام آنتوان لی ساخته شده است . از ویژگی های این عطر رایحه بسیار دلنشین و معتدل آن می باشد و در دسته عطر های رایحه های چوبی قرار می گیرد. از ترکیبات بکار برده شده در این عطر می توان به زنبق ، چوب صندل سفید ، جلبک دریایی، نارگیل ، اوپوپوناکس ، شیر اشاره کرد.

برند اتات لیبره د اورنج
عطار آنتوان لی
طبع معتدل
سال عرضه 2006
گروه بویایی رایحه های چوبی
کشور مبدأ فرانسه
مناسب برای آقایان و بانوان
اسانس اولیه زنبق ، چوب صندل سفید ، جلبک دریایی، نارگیل ، اوپوپوناکس ، شیر
نمره کاربران
Secretions Magnifiques-اتات لیبره د اورنج سکرشنز مگنیفیکز
رایحه
3.4
5 رای
ماندگاری
8.6
5 رای
پخش بو
8.2
5 رای
طراحی شیشه
5.4
5 رای
این عطر برای من یاد آور ...
محصولات دیگری از برند اتات لیبره د اورنج
نظرات کاربران (23 نظر)
راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
سلام من یک بار بصورت تست این کار بو کردم با توجه به نوع بو و کار به نظرم من این کار سلیقه ای متفاوت میخواد .به ذهن خودم بدن من با این عطر سازگار نیست و برام جذابیت نداشت .ولی به نظرم که خیلی هم حرفه ای نیست و نظری کاملا آماتور گونه است هستن کسانی که این سبک بو و متفاوت رو دوست دارن.در نظرات دیدم عزیزان لقب بدترین دادن فکر نمیکنم درست باشه این لقب .برای نگرش و سلیقه ای متفاوت ساخته شده .بنظرم پخش بو و ماندگاری خیلی عالی داشت
03 مرداد 1404 پاسخ تشکر
سلام برادر عزیز‌ هموطن
لطف بفرمایید بگید که این کار رو کجا تست کردید؟
واقعا دوستان عطرافشانی مشتاق هستند که بدونن.
فرمودید که بدترین نمیتونه برای این فاجعه درست باشه.
آیا از تم کار و توضیحات تولید کننده آگاه هستید؟
اینکه خود تولید کننده و عطار چهار مایع عجیب در طبیعت رو خواسته مخلوط کنه(4S). خودش میگه میخواستم ترکیب ۴ مایع بدبوی تولید شده در انسان رو با هم بدونم؟
عرق انسان، خون انسان، بزاق انسان و اسپرم انسان!!!!!
واقعا چطور میتونه کسی این رو عجیب و بدبو نداند و حتی در همین جا داشتیم که طرف، کار خوشپوشی هم دونسته.
واقعا ما داریم کجا میریم. والله نیاز نیست در‌مورد هر چیزی اظهار نظر کرد.
03 مرداد 1404 پاسخ تشکر
14 تشکر شده توسط : نیلوفر کرامتی آرش وقوعی

6
رایحه
8
ماندگاری
7
پخش بو
4
طراحی شیشه
با اجازه دوستان، نقد این عطر کار خیلی سختیه. ترجیح می‌دم با کمک سینما توضیح بدم چون هم فضا بهتر ساخته می‌شه و هم راحت‌تر می‌تونم حس و حال عطر رو منتقل کنم به عطر افشانی های عزیز

وقتی Sécrétions Magnifiques رو اسپری می‌کنی، انگار وارد دنیایی سرد و فلزی می‌شی، دقیقاً مثل یک فیلم Noir. همون حس سایه‌ها و نورهای تیز و سخت که توی فیلم‌های سیاه‌وسفید کلاسیک حس ترس و تنش رو ایجاد می‌کنن، این عطر هم دقیقاً همون حس رو می‌ده؛ یک شروع تند و فلزی که مثل اینه یه‌هو پرت بشی توی یه اتاق تاریک و مرموز.

اولین بویی که حس می‌کنی، ترکیبی از خون و فلزه که شدیداً تو رو جذب می‌کنه. شاید بوی خون رو بیاد بیاری یا همون رایحه‌ای که توی فیلم‌های جنایی و هیجان‌انگیز می‌شنوی—یه بوی فلزی و سخت که وقتی نزدیکش می‌شی، حس می‌کنی اتفاق بزرگی در راهه، حتی شاید مرگ. ناخودآگاه یاد بیمارستان‌ها و اتاق‌های جراحی می‌افتی. این حس مثل یک فیلم از فرنچ بونوئله که با تنش و جذابیت ترکیب شده.

اما داستان هنوز تموم نشده. درست مثل فیلم‌های پیچیده کنت میلتون یا جان فورد، عطر هم به مرور تغییر می‌کنه. وقتی شدت رایحه فلزی کم می‌شه، وارد دنیای تازه‌ای از حس‌های دریایی و طبیعی می‌شی.

مثل تغییر زاویه دوربین در وسط یک فیلم کلاسیک که ناگهانی همه چیز تغییر می‌کنه، Sécrétions Magnifiques هم به سمت رایحه‌هایی از جلبک و آب شور می‌ره. این بوی مرطوب و خنک، مثل سکانسی از فیلم The Big Blue هست که زیر آب غرق می‌شی، جایی که همه چیز طبیعیه سنگ‌های خیس، جلبک‌ها و نم نم فضای دریا.

مثل فیلم‌های پرحادثه، این عطر هم پر از تغییرات ناگهانی و سورپرایزه. وقتی نزدیک به خشک شدن می‌رسی، بوی عطر نرم‌تر و ملایم‌تر می‌شه، مثل نسیمی که روی پوست می‌وزه و حس گل‌های سفید رو میاره. ولی این گل‌ها هنوز هم یه ویژگی سرد و بی‌رحم دارن، مثل فیلم‌های تاریک فریتز لانگ که همیشه پشت شخصیت‌ها رازهایی پنهانه.

در نهایت، عطر تبدیل می‌شه به یه حس گل‌گلی و پودری که با یک پیچش سرد و خشک در پایان همراهه. این لحظه شبیه فیلم‌های پرتنش Alfred Hitchcock هست که حتی در موقعیت‌های آرام هم حس می‌کنی اتفاقی در جریان هست.

و در مورد سیلاج و ماندگاری که برای من زیاد مهم نیست، این عطر هیچ‌وقت گم نمی‌شه. مثل شخصیت‌های شاخص فیلم‌های کلاسیک که همیشه در ذهنت می‌مونن، Sécrétions Magnifiques هم همین‌طوره. وقتی عطر رو می‌زنی، سریع حس می‌کنی که به آرامی و پیوسته خودش رو توی فضا پخش می‌کنه، مثل دود سیگار شخصیت اصلی فیلم‌هایی که همیشه همراهش هست و توی فضا باقی می‌مونه.


26 مرداد 1404 پاسخ تشکر
7 تشکر شده توسط : خردمهر فرهاد
با سلام اگر اشتباه نکنم کار گردان سورئالیست مورد نظر لوییس بونوئل باید باشه نه فرنچ بونوئل .
05 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : حسین رفیعی علی موسوی

هشدار !!!!!!!!

آشنایان با گاسپار نوئه، لارنس فون‌تریه و پازولینی این متن را بخوانند.
بقیه؟ بقیه بروند زیرِ پتو و در دنیایِ صورتیِ ویترین‌هایشان پناه بگیرند.

گویند روحیه این حیوان ناطقِ گوگوللییییی مقولییییی خیلی حساس است!
بله، آن‌قدر حساس که طاقتِ لمسِ حقیقتِ لزجِ زیرِ پوستش را ندارد.

همه‌چیز از یک میلِ بدوی شروع می‌شود؛ از غریزه‌ای که لای لایه‌های متعفنِ تمدن کادوپیچ شده و در نهایت، همه‌چیز به همین‌جا ختم می‌گردد: به یک توده‌ی گوشتیِ تپنده و بی‌مقدار که نامش را «انسان» گذاشته‌ایم.

سر تیتر:

اسموتیِ مغز و خون

سردیِ لوله‌ی تفنگ، چسبیده بر مرکزِ پیشانی‌ات؛ درست همان‌جایی که به خیالِ خودت جایگاهِ «خرد» بود.
گلوله‌ها تشنه‌ی دیدارِ معشوقِ درونِ این جمجمه‌اند.
آن تکه چربیِ خون‌آلود که «مغز» می‌نامی‌اش... همان که تمامِ «منِ» تو بود، حالا بی‌صبرانه منتظرِ یک معاشقه‌ی فلزی‌ست.

کمی فشار بر ماشه.
به نرمیِ یک پلک‌زدنِ ابدی.
نلرز! چرا عرق کرده‌ای؟!!!!!
مگر همین حقیقتِ عریان را نمی‌خواستی؟
ارزشش را دارد که برای یک‌بار هم که شده، محتویاتِ بودنت را روی زمین تماشا کنی.
بگذار گلوله و مغز، این دو مرغِ عشقِ ناهمگون، در هم حل شوند.

[ شلیک شد ! ]

حالا خوشحال باش؛ لیلی و مجنونِ داستانمان در اوجِ انفجار به وصال رسیدند.
حالا... زمین را بنگر!

تکه‌های همگونِ مغز، چسبیده بر اندامِ سردِ گلوله، روی آسفالت والس می‌رقصند.
یک رقصِ دونفره در اقیانوسی از ترشحات.
کمی عرق کرده‌اند؛ اما نه از جنسِ آب و نمک...
بلکه خون؛ فورانِ غلیظِ **هموگلوبین** که با شکوهی وحشیانه روی سنگ‌فرش شتک شده است.

دوستداران سینما!
عطرِ «سکرشن مگنفیک» را روی گلویتان اسپری کنید تا بویِ فلز، خون، شیر و منی فضا را مسموم کند؛
سپس فیلم «نکرومانتیک» را تماشا کنید.
آن‌جاست که درک خواهید کرد چرا شوپنهاور و دیوید بناتار با آن نگاه‌های یخ‌زده، خواهانِ پایانِ قطعیِ چرخه تولیدمثلِ گونه انسان بودند.

در پایان پیشنهادی برایتان دارم؛
ای مرغ‌عشقانِ زیبا،
فیلم «نکرومانتیک» را برای شبِ «دیت» بهتان پیشنهاد می‌کنم؛ تا در کنارِ هم، بویِ واقعیِ عشق را استشمام کنید.
05 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
24 تشکر شده توسط : علیرضا عباسی حسین رفیعی
هرسه رو دوست میدارم مخصوصا فون تریه اتفاقا دیشب دوستی میگفت چرا فلان فیلم فون تریه رو هنوز ندیدی عجیبه که امشب که تو فکرش بودم اسم بردید ...
نکرومانتیک Jörg Buttgereit رو فرمودید؟

[EDITED] 1405/02/05 20:48
05 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : علی موسوی          nazanin
سلام برشما

من شخصا فون تریه رو برترین کارگردان تاریخ میدونم در ژانر هنری آوانگارد و باید بگم عاشقشم
و خانه ای که جک ساخت بهترین فیلمی هست که ازمیان هزاران فیلم دیدم

در باب نکرومانتیک بله درست فرمودید کارگردانش یورگ بوتگرایت هستش
فقط این رو هم بگم که بعد تماشای این اثر واژه عشق برای شما مفهوم متفاوتی پیدا خواهد کرد

موفق باشید .




05 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
9 تشکر شده توسط : علی موسوی امیر محمدی
شما ادامه بدید .
تخیل قشنگی دارید .
دوست داشتم .
راک ویت یو 🤘

[EDITED] 1405/02/05 22:47
05 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
14 تشکر شده توسط : broken حسین رفیعی
درود بر شما از سرزمین عاشقان تنهایی که اعتقادی به عشق ندارند ؛)
لذت بردم دوست عزیزم.

نمی‌دانم چرا؛ به طرز عجیبی به یاد آن دیالوگ معروف فیلم نوستالژیا از جناب تارکوفسکی افتادم. خیلی یهویی! :)

"Tu conosci grandi storie d'amore, classico. Niente baci, niente baci! Niente di niente! Purissime! Ecco perche grandi. E sentimenti non expressi non si dimenticano..."


آن داستان‌های عاشقانه بزرگ کلاسیک را می‌شناسی؟ بدون هیچ بوسه ای! بدون هیچ بوسه ای! هیچیِ هیچی! خالصانه! اصلا به همین دلیل است که بزرگ هستند. آن سکوت و احساسات بیان نشده هرگز فراموش نمی‌شوند...

(پوزش اگر احیانا غلط املایی یا ترجمه ای یافتید :))

مدیر عزیز؛ می‌دانم. واقعا وَ جِدا ببخشید :(
05 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
41 تشکر شده توسط : Eric Revo Poison Ivy
نازنین، درود.
پاشیدنِ تارکوفسکی روی این حجم از خون و فلز، کنتراستِ عجیبی بود.

جالب است که جکِ فون‌تریه و دومینیکویِ تارکوفسکی هر دو در یک جنون دست و پا می‌زنند؛ یکی با شمعی در دست و دیگری با کاردی در مشت. هر دو به دنبال یک کمالِ ناممکن.

ممنون بابت دیالوگ؛ تلاقیِ شهود و قساوت ترکیبِ غریبی ساخت.
06 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
9 تشکر شده توسط : mahdis حسین رفیعی
سپاس. حقیقتاً واقعیتِ عریان، بسیار کشنده و گزنده است؛ درمانی جز تخیل نیست. برقرار باشید و Rock on 🤘
06 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
9 تشکر شده توسط : mahdis حسین رفیعی
درود بر دوستان عزیز.

دنیای عجیبیه !
چند سال قبل عطر افشان رو صرفا برای جست‌وجوی عطر پیدا کردم ...
خانه ی عطر دوستان ؛ اضافه کنید ادبیات ، سینما ، موسیقی ، عرفان ، فلسفه ، روانشناسی ، پزشکی و ....
تجربه ی جالب و کاملی هست چه برای مدیریت عزیز و آینده پیش رو و چه برای ما مخاطبین.
زیاد اهل فضای مجازی نیستم اما آخرین باری که اینقدر با یک سایت که نظرات متنی پل اصلی ارتباطی اون بین اعضاست ارتباط برقرار کردم مربوط میشه به حدود ۱۵ سال پیش در اوایل جوانی و سایتی بود مربوط به فیلم که معروف بود و جمع آوری شد...
اتفاقی متن کاربر محترم sadra رو‌ دیدم و اسامی فیلمهایی که عنوان کردن بی اختیار من رو به اون دوران برد...
سینمای هنری و تقابل اون با جریان اصلی و از این جور بحث و مجادلات :)

پ ن :
نیچه ، کافکا ، هدایت ، پازولینی ، بونوئل ، فون تریه یا مثلا سورچینلی و ... امثالهم رو‌ درک میکنم و برام محترمن؛ اتفاقا خیلی هم مهم هستن !
اما ترجیح ام اینه از نگاه اشعار حافظ ، سعدی ، مولانا یا مثلا موسیقی باخ ، همچنین ادبیات داستایوفسکی، همینگوی، اگزوپری و یا فیلمهای کیارستمی ، تارکوفسکی ، روسلینی ، چاپلین و... به دنیا نگاه کنم .
لازمه ی دیدن زیبایی وجود زشتی ست ! اما براستی زیبایی بر زشتی غالب و عقل و عشق بر جهل و نفرت پیروز است ...

سپاس بی کران از مدیریت عزیز و همراهان بزرگوار.
07 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
25 تشکر شده توسط : Eric Revo خردمهر
با سلام این عطر تفسیری بجز این نمیطلبه.حافظ و مولانا توی این عطر جایی ندارن .رمنس و و عشق کبریایی هیچ نقطه برخوردی با این عطر نداره
07 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
12 تشکر شده توسط : Eric Revo هاشم پور
درود بر شما استاد بوترابی عزیز
درست میفرمایید بزرگوار ، قصد بنده از پی نوشت متن قبلیم ارجاع مستقیم به این عطر نبود . صرفا مقایسه ای بود بین طرز فکرها و آثار هنری به عنوان مصادیق آنها و گرایشات ما مخاطبین.
سپاس از شما.
07 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
12 تشکر شده توسط : Eric Revo broken

Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟