JOVOY PARIS - Psychedelique

جوووی پاریس سایکدلیک

مردانه - زنانه
کد کالا : ATR-36419
نوع عطر : ادو پرفیوم
check icon ضمانت اصالت کالا
مشخصات رایحه
گروه بویایی : شرقی چوبی
طبع : گرم
مشخصات تولید
نام برند : جوووی پاریس
کشور مبدأ : فرانسه
سال عرضه : 2011
انتخاب
حجم
وضعیت
کد کالا : ATR-36419
check icon ضمانت اصالت کالا

لطفا برای استفاده از امکانات کامل سایت، وارد حساب کاربری خود شوید

غیر قابل خرید
رای کاربران
  • عاشقشم
    108
  • نمی پسندم
    23
  • - 25 سال
    4
  • + 25 سال
    41
  • + 45 سال
    12
  • روزانه
    10
  • رسمی
    44
تعداد رای های ثبت شده : 344
ترکیبات اعلام شده
توضیحات

«سایکدلیک» از صلح و عشق ابدی حکایت می‌کند. این عطر احیاشده ادای احترام به دوران طلایی دهه 1970 میلادی است؛‌ دورانی که رایحه نعناع هندی را به رایحه‌ای افسانه‌ای و محبوب تبدیل کرد. دورانی که در همه جشن‌ها و جشنواره‌ها، از وایت تا وودستاک، سرشاری شگفت‌انگیز و اسرارآمیز رایحه نعناع هندی در پس‌زمینه کنسرت‌های راک و در میان نسل جوان و سرکش آن روزگار به مشام می‌رسید. اما در دوران ما هم رایحه نعناع هندی با قدرتی رقابت‌ناپذیر جلوه‌گری می‌کند؛‌ شیک‌تر از همیشه و کاملا محبوب و بی‌رقیب. عطر «سایکدلیک» به‌خاطر استفاده خاصش از رایحه نعناع هندی در شاخه عطرهای کلاسیک قرار می‌گیرد و صلابت و شکوه خاصی دارد. «سایکدلیک» عطری نوستالژیک است که درعین‌حال هرگز این‌چنین مدرن نبوده است.

نوع عطر ادو پرفیوم
برند جوووی پاریس
عطار ژاک فلوری
طبع گرم
سال عرضه 2011
گروه بویایی شرقی چوبی
کشور مبدأ فرانسه
مناسب برای آقایان و بانوان
اسانس اولیه مرکبات
اسانس میانی کهربا، رز ، نعناع هندی ، شمعدانی ، لابدانیوم
اسانس پایه مشک ، وانیل
نمره کاربران
Psychedelique-جوووی پاریس سایکدلیک
رایحه
8.4
107 رای
ماندگاری
8.9
107 رای
پخش بو
8.5
107 رای
طراحی شیشه
8.4
107 رای
این عطر برای من یاد آور ...
محصولات دیگری از برند جوووی پاریس
عطرگرام
نظرات کاربران (109 نظر)
راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
Psychedelique؛ آزادی، تاریکی، رستگاری

بعضی عطرها را می‌توان پوشید.
صبح روی پوست می‌نشینند، عصر محو می‌شوند و شب چیزی جز ردی کم‌رنگ از حضورشان باقی نمی‌ماند؛ مثل مکالمه‌ای کوتاه با غریبه‌ای در آسانسور، مثل لبخندی که در ازدحام خیابان گم می‌شود، مثل نوری که روی شیشه می‌افتد و پیش از آنکه معنایی پیدا کند، از بین می‌رود.
اما سایکدلیک از آن عطرها نیست.
سایکدلیک پوشیده نمی‌شود.
در آن زندگی می‌کنی.

و گاهی، اگر بیش از حد با آن تنها بمانی، احساس می‌کنی که اوست که تو را پوشیده است.
از همان لحظه‌ی نخست، هیچ تلاشی برای اغواگری نمی‌کند. هیچ لبخند ساختگی‌ای در کار نیست. هیچ طراوت مرکباتی برای خوشامدگویی وجود ندارد. هیچ روشنایی بی‌دغدغه‌ای که دستت را بگیرد و به جهان امن و آشنای عطرهای مدرن ببرد.
نه.

سایکدلیک تو را به جایی دیگر می‌برد.
به جایی عمیق‌تر.
به جایی که نور هنوز وجود دارد اما سال‌هاست به آن نرسیده.
پچولی در این عطر صرفاً یک نت نیست؛ یک اقلیم است، یک جغرافیا است، یک جهان کامل که روی خودش خم شده و قرن‌ها در سکوت فرسوده شده است. بوی خاک می‌دهد، اما نه خاک باغی که در آن گل کاشته‌اند. بوی زمینی را می‌دهد که هزاران بار باران خورده، هزاران بار خشک شده، هزاران بار فراموش شده و هنوز چیزی در اعماقش زنده مانده است.
وقتی سایکدلیک را استشمام می‌کنی، حس نمی‌کنی عطری را بو می‌کشی.
حس می‌کنی وارد مکانی شده‌ای.
مکانی که نمی‌دانی قبلاً دیده‌ای یا فقط خوابش را دیده‌ای.
و این همان نقطه‌ای است که بسیاری از عطرها هرگز به آن نمی‌رسند.
بسیاری از عطرها رایحه دارند.
سایکدلیک اما حافظه دارد.

اگر داستایوفسکی عطری می‌ساخت، احتمالاً چیزی شبیه این می‌شد.
نه به خاطر تاریکی.
خیلی‌ها تاریک هستند.
بلکه به خاطر انسانیتی که در تاریکی پنهان شده.
در رمان‌های داستایوفسکی، شخصیت‌ها هرگز کاملاً خوب یا کاملاً بد نیستند. هر روحی درون خود هم فرشته دارد و هم هیولا. هم میل به رستگاری دارد و هم اشتیاق به سقوط.
سایکدلیک هم همین‌گونه است.
هر بار که فکر می‌کنی آن را فهمیده‌ای، وجه دیگری از خودش را نشان می‌دهد.
لحظه‌ای بوی کتابخانه‌ای فراموش‌شده را می‌دهد.
لحظه‌ای بوی چوبی قدیمی که سال‌ها دست‌های بی‌شماری آن را لمس کرده‌اند.
لحظه‌ای بوی پارچه‌ای تیره که در صندوقچه‌ای قدیمی خوابیده است.
و لحظه‌ای بعد، همه‌ی این تصاویر فرو می‌ریزند و فقط چیزی انتزاعی باقی می‌ماند؛ چیزی که دیگر نمی‌توان برایش اسم پیدا کرد.
انگار عطر از جهان ماده عبور می‌کند و وارد قلمرو احساسات خام می‌شود.
قلمرویی که زبان در آن قدرتش را از دست می‌دهد.
کافکا احتمالاً این عطر را در قالب یک کابوس روایت می‌کرد.
کابوسی آرام.
بدون هیولا.
بدون فریاد.
بدون خون.
از آن کابوس‌هایی که هنگام بیدار شدن نمی‌توانی توضیحشان بدهی اما تمام روز زیر پوستت باقی می‌مانند.
چیزی در Psychedelique وجود دارد که از منطق فرار می‌کند.
هرچه بیشتر آن را تحلیل کنی، کمتر می‌فهمی.
مثل بعضی غروب‌ها.
مثل بعضی آدم‌ها.
مثل بعضی اندوه‌ها.
دلیل مشخصی برای وجودشان پیدا نمی‌کنی اما نبودنشان را هم نمی‌توانی تصور کنی
و بعد وانیل می‌آید.
اما این ورود شبیه ورود یک قهرمان نیست.
هیچ چیز را نجات نمی‌دهد.
هیچ تاریکی‌ای را از بین نمی‌برد.
وانیل در سایکدلیک شبیه چراغ کوچکی است که در دوردست روشن شده باشد؛ نه آن‌قدر نزدیک که گرمت کند و نه آن‌قدر دور که نادیده گرفته شود.
فقط هست.
و همین حضور کم‌رنگ، تمام تراژدی عطر را زیباتر می‌کند.
زیرا زیبایی واقعی همیشه از تضاد متولد می‌شود.
اگر تاریکی نباشد، نور معنا ندارد.
اگر زمستان نباشد، بهار فقط یک فصل دیگر است.
اگر مرگ نباشد، زندگی ارزشش را از دست می‌دهد.
و اگر آن پچولی عظیم و عمیق نباشد، آن وانیل خاموش هرگز این‌قدر تأثیرگذار نخواهد بود
سارتر می‌گفت انسان محکوم به آزادی است.
شاید به همین دلیل باید از سایکدلیک خوشش می‌آمد.
این عطر هیچ مسیر مشخصی به تو تحمیل نمی‌کند.
نمی‌گوید چه احساسی داشته باش.
نمی‌گوید باید آن را جذاب بدانی یا غمگین یا لوکس
فقط در برابر تو می‌ایستد.
ساکت.
بی‌تفاوت و وادارت می‌کند معنای خودت را در آن پیدا کنی.
برای یک نفر ممکن است بوی تنهایی باشد.
برای دیگری بوی آرامش.
برای یکی بوی شب.
برای دیگری بوی خانه.
و هیچ‌کدام اشتباه نیستند.
زیرا Psychedelique بیشتر از آنکه یک عطر باشد، یک آینه است.
هر کس بخشی از خودش را در آن می‌بیند.
و شاید به همین دلیل است که این عطر هرگز واقعاً محبوبِ عامه نشده.
شاهکارها معمولاً محبوب‌ترین آثار نیستند.
مردم اغلب چیزی را دوست دارند که راحت فهمیده شود
اما بعضی آثار هنری فهمیده نمی‌شوند.
زیسته می‌شوند.
همان‌طور که نمی‌توان یک قطعه موسیقی عمیق را فقط با نت‌هایش توضیح داد، سایکدلیک را هم نمی‌توان صرفاً با پچولی و کهربا و وانیل تعریف کرد.
حقیقت آن جایی میان نت‌ها زندگی می‌کند.
در فضای خالی میان آنها.
در سکوتی که بعد از استشمامش باقی میماند
ساعت‌ها بعد، زمانی که عطر آرام‌آرام به پوست چسبیده و دیگر فریاد نمی‌زند، بلکه نجوا می‌کند، حسی عجیب شکل می‌گیرد.
انگار در انتهای یک سفر ایستاده‌ای.
نه سفری در جهان.
سفری در درون خودت.
و وقتی آخرین ردهایش محو می‌شوند، احساس از دست دادن چیزی را داری که هرگز واقعاً مال تو نبوده است.
مثل بستن آخرین صفحه‌ی یک رمان بزرگ.
مثل ترک کردن شهری که دوستش داشتی.
مثل تمام شدن گفتگویی که نمی‌خواستی پایان پیدا کند.
سایکدلیک برای من بوی پچولی نیست.
بوی تاریکی هم نیست.
بوی نوستالژی هم نیست.
سایکدلیک بوی لحظه‌ای است که انسان، در سکوت کامل، برای چند ثانیه کوتاه با خودش روبه‌رو می‌شود؛ بی‌نقاب، بی‌دفاع، بی‌هیاهو.
و شاید هیچ عطری بزرگ‌تر از عطری نباشد که بتواند چنین لحظه‌ای را خلق کند.
10 خرداد 1405 پاسخ تشکر
21 تشکر شده توسط : میثم Telecaster

سایکودلیک برای من مُرد!
از اون دسته عطرهایی بود که برای من همیشه در مصدر اولویت قرار می‌گرفت ولی دیشب دوباره پوشیدمش دوباره در آغوش گرفتمش ولی افسوس...سایکودلیک دیگر پیر شده است رمق در ماندگاری چنگی به دل نمیزد و در انتشار بو افسوس تر...چه زود آغوشم را رها کرد و چه زود رفت...سایکودلیک مُرد!حتی پیری به رایحه نیز سرایت کرده و دیگر خبری از آن پچولی تند و تیز و خاکی نیست بلکه بسیار سنتتیک شده و حتی در رایحه تغییراتی چشمگیر حس میشه و چه غمناک و غمگین شد این شاهکار به تمام معنا و با تمام احترام آن را مانند رایحه اش به خاک ابدیت میسپارم و با احترام با او خداحافظی خواهم کرد و {ورتوس سول پچولی} رو به جانشینی این شاه پیر مینشانم خداحافظ سایکودلیک من!..🖤💔
10 خرداد 1405 پاسخ تشکر
16 تشکر شده توسط : علی موسوی Telecaster

10
رایحه
8
ماندگاری
6
پخش بو
10
طراحی شیشه
جووی سایکدلیک…
پچولی به شدت خوشمزه و دوستداشتنی…
شروعی گرم و با لطافت اما قدرتمند از پچولی و روایح چوبی و اُمبری بهمراه مقداری مرکبات تازه…
درحالی که پچولی هنوز پرقدرت استشمام می‌شود..رُز و شمعدانی بهمراه مُشک ما رو به میدل نت هدایت می‌کنند…
در آخرهم وانیل با شیرینی ملایم و بسیار لذت بخش به عطر پایان میده…مردانه و بسیار دلنشین…
اسمش هم درست مثل رایحه اش تامل برانگیز هست…چراکه از زمان تست از بلاتر جدا نمیشم!!…
در این حد پچولی ظریف باکیفیتی داره…
برای افراد مرموز و کم حرف بالای ۴۰سال با استایل رسمی در زمستان بسیار مناسب هستش…
برای کسی که یکی از کلاسیک های پچولی محور(زینو)رو دوست می دارد عطر بسیار جذابی هست…اما افسوس که قیمتش بالاست و جیب این بنده حقیر خالی!!…صدالبته که ارزش این مبلغ رو هم داره…
جووی سایکدلیک..پچولیِ بی انتها…
28 آذر 1404 پاسخ تشکر
33 تشکر شده توسط : عسل خلیلی علیرضا ملک

6
رایحه
8
ماندگاری
8
پخش بو
9
طراحی شیشه
سلام دوستان
در شروع یک هجوم گیاهی و فرش داریم همون طور ک گفتن دوستان یکی از بیس های اصلی کار پچولی هستش , و در ادامه که از اون حالت فرش کاسته شد در کنار پچولی یه حالت چرمی طور هم میتونید ازش بگیرید ، پخش و ماندگاری بالا و مناسب سن های بالای ۴۰ , و در هوای سرد . قطعا کار همه پسندی نیستش و بازخورد گرفتن ازش هم یکم سخته و باید حتما با لباس مناسب بپوشید .من خودم اصلا حس لوکس بودن رو ازش نگرفتم و بیشتر ی حالت عرفانی داره
حتما قبل خرید تست کنید
مانا و سربلند باشید
02 آذر 1404 پاسخ تشکر
8 تشکر شده توسط : امیر تفرشی هاشم پور

«عطر خلوت فیلسوفان»



شبانگاهی‌ست از آن شب‌ های بلند که شهر در خوابی ژرف فرو می‌ رود و فانوس‌ هایش، خسته و کم‌ فروغ، در قاب پنجره‌ ها می‌لرزند.

نشسته‌ ام به پیش آتش آرام و اندیشناک، همان آتشی که همدم سالیان تنهایی من بوده است.
دل گرفته و محنت زده از رشته های بی پایان افکار پر هیاهویم، به شیشه عطرهایم که جزئی از روح و جان من هستند پناه آوردم. عطرها مأمن های آرام من اند!! خلوتگاه های دلنشین و مونس های صاف و بی ریای من اند.

دست بلند کردم، به شیشه‌ ای که در سکوتش صدای تاریخ نهفته است. صدای کهنه ناصاف.
می‌ دانستم Psychedelique خود را در دستانم قرار خواهد داد. آری! می دانستم!!
چرا که اوست که مرا می شناسد، نه من!!!

لحظاتی به نامش می نگریستم. نامی که چون وردی ممنوع در گوش جان طنین می‌افکند. قطعاً از این ورد های نفرین شده شنیده اید. از آن هایی که ساحره های پلید بچه های کوچک را با آن ها می ترسانند.

هنوز طعم نخستین نفس او را نچشیده بودم که احساس کردم اتاق از زیر پایم شروع به لغزیدن کرد و جهان به خاموشی فرو رفت.
دیوارها محو شدند، هوا غلیظ و رؤیایی شد، نفس کشیدن سخت شد و من خود را در جهانی یافتم که با سنجش ساعت و تقویم سازگار نبود.
عطر، آرام از شیشه بر می خاست. به سان دودی از معبدی کهن و فراموش‌ شده. از قصری تاریک و متروک در جنگلی پهناور و بی انتها. و به سان زمزمه ای مقدس و در عین حال نفرین شده خودنمائی می کرد.
در آن لحظه های سنگین که هوا هم اجازه نفس کشیدن نداشت، من از اولین زمزمه هایش بوی خاک مرطوب می شنیدم، بوی پچولی چرک و پیر و صبور، بوی زمین اندیشناک. بوی راهرو های نمناک و ترسناک قلعه های خوفناک گوتیک.
می دانستم که نباید انتظار مهربانی ازش داشته باشم، چون که آفریدگار توانا به او از برای لطافت و ظرافت لباس وجود نپوشانیده بود. بلکه چون سنگ سیاه، سنگین و مهیب و وحشی به نشأت وجود در آورده، و زین ترتیب روحی تاریک و سرد و غمگین در او دمیده بود.
طنین هایش قلب را در چنگ می گرفت. و سیاه بود. سیاه، به ناریکی شب های تنهائی.

چون بر پوستم آرمید، غریو آذرخشی خوف انگیز و دهشتناک شنیدم. نه از آسمان، که از ژرفای رگ‌هایم. از خون جاری در آن ها.
این عطر، یادآور خاطره‌ های دور است، یاد گناهانی نیمه‌پاک و اندوهی بی‌نام. یاد افکار تلخ. یاد خطاهای گذشته. یاد نفس محبوس در اندام خاکی.

می دیدم که مرا می برد، به دالان های تاریک و خاموش با دیوارهای بلند و چوبین و قفسه های تا سقف کشیده شده پر از کتاب‌های کهنه و خاک گرفته ای که بوی قداست می‌دادند. بوی غم ها.

بوی خلوت فیلسوفان می داد، بوی تنهایی ای نجیب و پر ابهت.
از آن‌ گونه تنهایی ها که در سکوتش، روح انسان به گفتگو با خویش درمی‌آید.
کهربا در میانش چون شرابی کهنه می‌جوشید. گرم، نرم، و اندوه‌ بار. نشان از فراوان سختی هایی داشت که او را بدین حالت فعلی تراشیده و شکل داده بودند.
در نهانش، نغمه‌ ای بی صدا از چرم خوابیده است در کنار بوی آشنای دود. رایحه‌ مردانی می داد که روزگاری در تاریکی اندیشیده‌ اند و در روشنایی خاموش گشته‌ اند.
مرا به یاد موم شمع ها انداخت که بر میز های بسیار زیبای بلوطی، به یاد اندوه فرزانگان و تب خاموش دیوانگان عاشق، جان می سوزاندند. یاد اتاق های خفه شده در دود تنباکو.

زمان گذشت، و عطر ژرف‌ تر می شد، گویی به ته کنج روح من رسیده باشد.
گرمای چوب کهنه، پژواک بی پروای پچولی وحشی، و آخرین پیچ دود تنباکو در سالنی خاموش به رقص می آمدند.
احساس می کردم شیرینی‌ ای در اوست، اما نه از جنس معصومیت!! این رایحه هیچگاه معصوم و بیگناه نیست! بلکه شیرینی ای از جنس پلیدی و ناپاکی، همچون گل‌های خشکیده در میان برگ‌های کتابی که زندگی از یاد برده اند اما یادشان همچنان جاودان است.

احساس جنون می کردم! دیده هایم تار شده بودند.
من، سایکدلیک را نپوشیده بودم. بلکه او مرا پوشیده بود!!
چون جامه‌ای از یک رؤیا، مرا در خود فرو برده بود.
نبضم کند می شد، اندیشه‌ ام نرم و روان، و لحظه‌ ای چنان بود که خود را نه آدمی، بلکه سایه‌ ای شناور بر آب‌ های بی‌ زمان یافتم.

در آن دم دانستم:
جاودانگی، نه در نبودن مرگ، که در ماندن حس است، در تکرار خاطره، در بوی چیزی که رفته اما هنوز باقی‌ست.

تراژدی غمناکی در این عطر نهفته است.
با این حال، غم و شکوه با هم در هم آمیخته‌ اند، همچون شعر ویرانی.
هر نت، نغمه‌ ای‌ست از دلی که نمی‌ خواهد رها کند گویی خود عطر نیز عاشق پوستی‌ست که بر آن آرمیده است.

سپیده که دمید، آتش به خاکستر نشست، و من هنوز در سکون رایحه غوطه‌ ور بودم. فکرم برای اولین بار ساکن شده بود. هیچگاه تا کنون چنین آرام و بی دغدغه نبوده ام. نمی خواستم او برود. نه هنوز!! من به این آرامش نیاز داشتم. من با آغوشش نیاز داشتم!.
هوای صبح سرد بود، اما سایکدلیک نرفته بود. چون روحی در حجره مانده، بی‌آنکه وداع گوید.

در آن لحظه دریافتم که این عطر، نه همراه زندگان، بل مونس رؤیابینان است. همنشین خستگان.
یار سالکان، همدم خاموش آنانی که در دالان های یاد و خیال به همراه تنهائی خود گام بر می دارند.

سایکدلیک یک عطر نیست، بلکه آئینه و انعکاس است.
انعکاس اندیشه‌های گم‌ شده، احساس‌های بی‌نام، و سایه‌هایی که تنها در دل تاریکی معنا می‌یابند.
سایکدلیک عطر نیست! اعتراف است. اعتراف تلخی و غم خفته در قلب هاست. و مرثیه‌ای است برای روح.

او را دوباره خواهم پوشید، اما نه برای خوشایند دیگران، که برای خودم.
تا به یاد آورم که در زیر آرامش ظاهر تن و جسم خاکی ام، هنوز طوفانی آرام می‌تپد. هنوز شعله هایی روشن است. و اینکه هنوز زندگانی وجود دارد.


تا زنده‌ام، این شیشه را نگاه خواهم داشت، نه که نشانه ای باشد برای تجمل، که نشانه‌ای برای حقیقت.
20 آبان 1404 پاسخ تشکر
11 تشکر شده توسط : هاشم پور جناب پچولی

8
رایحه
9
ماندگاری
9
پخش بو
8
طراحی شیشه
دفعه اولی که ساکدلیک را اسپری کردم باورم نمیشد این رایحه را داشته باشه. همون لحظه انگار سوار ماشین زمان شدم و برگشتم به دوران بچگی وقتی خونه مادربزرگ میرفتم. مادربزرگم خونه ای خیلی قدیمی داشتن از این خونه ها که سقفش با تیرهای چوبی درست شده. یه قسمت خونه یه سری کمدچوبی توی دیوار درست شده بود که مادربزرگم بهشون میگفت دولاب. توی این کمد ویکس های ضددرد که بوی خاصی داشتن و معمولا رایحه تند نعنا و کافو ازشون استشمام میشد به اضافه یه سری گیاهان دارویی خاص که پدربزرگم همیشه از کوه میچید و میاورد به اضافه یه ماده سفید رنگی که مادربزرگم میگفت این مشک هست ولی فکر نکنم مشک بود نگه میداشت. وقتی ما در این کمدهارا باز میکردیم ترکیب بوی این مواد خیلی قوی استشمام میشد. سایکدلیک برای من دقیقا همون رایحه بود.
اگه بخام درباره عطر توضیح بدم عطریه با ماندگاری و پخش بو فوقالعاده ولی رایحه نوستالژی و همینطور هیپی طوری داره. یکم اینکه با چه لباسی بپوشیش سخته ولی درکل فوقالعاده هست
21 مهر 1404 پاسخ تشکر
15 تشکر شده توسط : امیر تفرشی امیر علوانی

این عطر شباهت خیلی زیادی به عطر HISTOIRES de PARFUMS Ambre 114 داره . با این تفاوت که بچ کدهای جدید سایکدلیک یا به طور کلی محصولات جوووی پاریس ( پرایوت لیبل و اینسیدنت دیپلماتیک و ... ) ماندگاری و پخش کمتری نسبت به امبر 114 داره .
اگر از علاقه مندان این عطر هستید بنظرم امبر 114 رو هم تست کنید. پرفورمنس بهتری نسبت به سایکدلیک های جدید داره .
07 شهریور 1404 پاسخ تشکر
6 تشکر شده توسط : هاشم پور 🄼🄾🄽🄰

10
رایحه
10
ماندگاری
8
پخش بو
9
طراحی شیشه
سلام و احترام خدمت همه دوستان.
شاید باورش برایتان سخت باشد اما با 41 سال سن، کمتر از یک سالی است که با دنیای عطر آشنا شدم و به صورت جدی مشغول استفاده از آن‌ها هستم، تا قبل از آن اما خیر. دنیای عطر را با روایح بی‌کیفیت، ارزان قیمت و تقلبی آغاز کردم بدون آن‌که متوجه آن باشم با این حال با راهنمایی دوستان و مطالعه، کم‌کم به سمت استفاده از عطرهای اصیل سوق پیدا کردم. همه عطرها را دوست دارم برخی را بیشتر از برخی و برخی نیز کمتر.
اما چگونه با JOVOY PARIS - Psychedelique آشنا شدم؟! ساده بگویم به دو دلیل:
1 - زیاده‌خواهی اینجانب از دنیای روایح و اغنا نشدن از روایح خوب، بی‌حاشیه، لذت‌بخش و کم‌خطر!!!
2 - جناب آقای شوشتری بزرگوار، که شخصاً از نظرات ایشان چیزهای زیادی آموختم.
نمونه (Sample) تولید شده توسط خود شرکت سازنده و نه دست‌ریز شده را، از یکی از فروشگاه‌های داخل کشور در تاریخ 1404/05/19 تهیه کردم. کار متعلق به سال 2022 می‌باشد.
بر روی یک دستمال کاغذی به مقدار یک پاف جهت تست اسپری کردم. از همان ابتدای امر (در اصطلاح Opening کار) رایحه شدید نعنا از نوع هندی‌اش و اندکی صمغ که فضای کار را کمی چوبی‌ و تاریک می‌کند مشامم را پر کرد. صادقانه بگویم آکوردهای مرکبات را به هیچ وجه نتواستم استشمام کنم. یک کار بسیار گرم، تلخ و عجیب.
چرا عجیب؟! از این منظر که با بوییدنش به مدت بیش از یک روز نه از بینی‌ام بیرون رفته و نه از مغزم. مغزم و بینی‌ام هنوز بعد از یک روز از استشمام این عطر مشغول به کلنجار و آنالیز است. ساده بگویم اغوایم کرده است.
در میانه راه اما فضا ملایم‌تر و به قولی دلنشین‌تر می‌شود اما همچنان نعنا فضای غالب است.
و الان که با شما سخن می‌گویم قریب به یک روز از اسپری این عطر بر روی دستمال کاغذی گذشته، رایحه‌ای گرم، دلنشین، چوبی‌طور، اندکی (تأکید می‌کنم بسیار اندک) خاکی‌طور و اما همچنان با فضای نعنایی از نوع هندی‌اش بینی‌ام را نوازش می‌کند.
سخن کوتاه می‌کنم از بازخوردها بگویم. در محل کار از همان ابتدای اسپری کردن از برخی از همکارانم در مورد این کار نظر خواستم، صادقانه بگویم هیچ‌یک بازخورد خوبی از این عطر به من ندادند و برخی نیز حتی به شدت واکنش نشان دادند.
این یک کار نیش است و معتقدم برای بهره بردن از یک کار نیش باید ابتدای امر سطح دانش و آگاهی از دنیای روایح و صنعت عطرسازی را بالا برده و در نهایت بینی و مغز خود را برای تجزیه و تحلیل روایح تربیت کنیم.
در نهایت، عاشقش شدم، گرمابخش روزهای سرد زمستانی‌ام خواهد بود و بسیار از جناب آقای شوشتری سپاسگزارم که با دیدن پروفایل شخصی‌ ایشان و پی بردن به عطر امضای ایشان، فرصت بوییدن این نگین دنیای عطر برای بنده مهیا شد.
پیروز و پایدار باشید.
20 مرداد 1404 پاسخ تشکر
27 تشکر شده توسط : عسل خلیلی کامبیز سخی
جناب چمنی سلام خدمت شما:
از لطف شما ممنونم و خوشحال که توانسته ام در شناخت روایح خاص برای شما مفید بوده باشم.
حقیقتا این عطر واقعا گیرا، خاص و اغواکننده هست و روحیات و سلیقه خاصی را به دنبال خودش خواهد داشت.
پیروز باشید.
20 مرداد 1404 پاسخ تشکر
22 تشکر شده توسط : Perfumex سـهیـل متیـن‌راد
دوست عزیز دیر شروع کردی. خیلی عطرا دیگه تو ایران دردسترس نیستن برا تست . خیلی برندا بود. خیلی عطر ها ریفرمول و نابود شدن .
خیلی عطرای کلاسیک که تو بازار بود و دیسکانته دیگه اثری ازشون نیست .
ولی ماهی رو هر موقع از آب بگیری تازس . با این دانش شفابخش هرانسانی باید اشنا بشه .
به عنوان یه دوست که دو سال هز شما بزرگتره و از سال ۸۰ به عطر وابسته ام . پیشنهاد اکید دلدم با تعریف دیگران هیچ عطری رو نخرید . فقط تست اون هم یک ساعت بمونه رو پوست . عمده عطرهای الان خیلی گول رنگ هستن تاپ نت و شروع مطبوع و دارای دان بسیار سینتتیک و آزار دهنده
18 مهر 1404 پاسخ تشکر
6 تشکر شده توسط : امیر خیری بابک

دنبال عطر خاص هستید؟همین جاست
محور اصل عطر پچولیه؛ یه بوی خاکی و مرطوب که حال و هوای تاریک و چرک‌طور دهه هفتادی داره و حس و حال هیپی‌طور قدیمی رو زنده می‌کنه. ترکیب پچولی با کهربا یه فضای گرم و عمیق می‌سازه که حسابی تو روزهای سرد سال حال می‌ده.

از نظر کیفیت مواد اولیه، Psychedelique واقعاً کم نمی‌ذاره و بوش طبیعی و لوکسه. ماندگاریش در بچد کدهای جدید بعد از ریفرموله در سال ۲۰-۲۰۱۹ کم شده و پرفورمنس کم شده-حتی رنگ مایع باتل کمرنگ تر شده- اما مسلما هنوز عطرتون تو جمع شامه هارو قلقلک میده و به وضوح در جمع حس میشه(بشرطی که در زمستان و سرماش استفاده بشه)
برخلاف شایعات و خزعبلات پیج های اینستاگرامی،هیچ ماده روانگردان درش استفاده نشده و هیچ حالت غیرعادی بعد از پوشیدن عطر از لحاظ بیولوژی در شما رخ نمیده
‏Psychedelique صرفا معنی خاصی نداره اما قطعا برگرفته از واژه psychedelic به معنای روانگردانه و همه اینها بهره گیری برای القای فضای عطر و زنده کردن دهه هفتاد میلادی ساخته شده

با این حال، Psychedelique برای همه مناسب نیست. رایحه خاص و خاکی‌طورش ممکنه برای کسی که به عطرهای خنک یا شیرین عادت داره، زیادی سنگین یا قدیمی به نظر برسه،از نظر موقعیت استفاده هم شاید برای مراسم رسمی یا جلسات کاری کمی بیش از حد هنری و خاص باشه.
26 تیر 1404 پاسخ تشکر
15 تشکر شده توسط : حسین رفیعی پریسا

عطر بسیار خوش ساخت
با ارزش خرید بالا
اما به دوستان تازه کار پیشنهاد نمیدم و به قول معروف اول باید برید دوراتون رو بزنید و بعد بیایید سراغ این عطر.
نمره من به این عطر ۹ از ۱۰
25 اردیبهشت 1404 پاسخ تشکر
9 تشکر شده توسط : امیر خیری محمد ح

Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟