سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
«کازاموراتی گرن بالو 1888» ادوپرفیومی محرک از شرکت زرجوف است که نمایانگر عظمت قرن هجدهم و گروههای اشرافیاش میباشد. این عطر با توتها و کوکتل نارنگی فوران میکند، که روی ترکیبی عالی از عسل و یاس جای گرفته و با نتهای پایهای کهربا و کارامل سازگار شدهاند تا تصویری از لباسهای باروک که در فضایی مجلل تکان میخورند را خلق نمایند.
در محصولات برند زرجف خیسی دور والف و محل اسپری در هنگام باز کردن ادکلن رایج است که در برخی موارد باعث خوردگی شیشه می شود و برند زرجف هنوز راهکار مناسبی برای رفع این مشکل اتخاذ نکرده است .
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | زرجوف |
| طبع | خنک |
| سال عرضه | 2013 |
| گروه بویایی | گلی میوه ای شیرین |
| کشور مبدأ | ایتالیا |
| مناسب برای | بانوان |
| اسانس اولیه | کهربا، وانیل ، یاس، گاردنیای یاسمنی، پیچ امین الدوله ، کارامل |
مثل لاتوسکا که بعضا اشاره کردن بوی سرد،گلی و غمگینی داره و دلیلش رو کامنتتکمیلی گذاشتم که لاتوسکا از داستان زندگی و شخصیت فلوریا لاتوسکا،خواننده اپرا ایتالیایی الهام گرفته شده و روایت عشقی جاودانه با پایانی تراژدیک هست،درست مثل رایحه لاتوسکا که ماندگاری بینظیر و رایحهای نافذ،سرد و مرموز داره
برسیم به گرنبالو...
این عطر با محوریت گل گاردنیا ساخته شده
گاردنیا توی فلوریوگرافی خصوصا سنت بریتانیا و دوره ویکتوریایی،مثل سایر گلها تبدیل به زبان رمزی برای انتقال احساسات شد و معنی گاردنیا،secret love یا عشق پنهانی بوده،درواقع عشقی که هنوز بیان نشده و عاشق به معشوقش اعتراف نکرده
به همین دلیل گاردنیا برای بیان یا تعبیری از حسی عاشقانه و رمانتیک اما در عین حال خجالتی و خاموش هست
از طرفی گاردنیا از نظر ظاهری سفید،با گلبرگهای بسیار لطیف و نرم هست اما عطرش شدید و بسیار نافذه
گاهی حتی قبل از اینکه گاردنیا رو مستقیما ببینید،بوش رو حس میکنید
به همین دلیل توی تعبیرهای مدرن نمادشناسی،این تضاد خیلی زیبا و مجدد به مفهوم عشق پنهان وصل شده:
گلی که دیده نمیشه، اما حضورش احساس میشه
دقیقا بخاطر همین،روایحی که غلبیت گاردنیا رو دارن مثل فلورا گورجسگاردنیا یا ویوالاجویسی،با باتل صورتی و دیزاین فوقالعاده دخترونه پکیج میشن و چون گاردنیا در ذات و فلوریوگرافی خجالتی و بسیار لطیف هست،این رایحه از نظر ماندگاری و پخش بسیار ملایمتر از بقیه مدلهای کازاموراتی هستش و رایحهای نزدیک به پوست داره
جدا از مفاهیم مرتبط با گلگادرنیا اگر خیلی ساده و تصویری بخوام این رایحه رو بیان کنم،گرن بالو برای من ترجمان بویایی یکی از شناختهشدهترین فانتزیهای دخترونه هست:
سیندرلا
سیندرلا برای نسلهای مختلف،یکی از آشناترین آیکنهای خیالپردازی دخترونه بوده
دختری معصوم و دور از تجربه که ناگهان وارد جهانی باشکوه میشه،لباس شب میپوشه،به یه مراسم بزرگ میره و در نهایت با همون تصویر کلاسیکِ:
"شاهزادهای سوار بر اسب سفید"مواجه میشه
فارغ از اینکه این روایت چقدر با دنیای واقعی فاصله داره، از نظر نمادین دقیقا همون سناریوی عاشقانهای هست که برای خیلی از دخترا،یکی از اولین تصاویر ذهنیشون از عشق،بخت، اشرافیت و ورود به دنیای بزرگسالی رو شکل داده
و گرن بالو دقیقا همین دختره...
دختری حدودا هفده یا هجدهساله،شاید کمی کوچکتر
دختری که هنوز تجربهی چندانی از جهان بیرون نداره و قراره برای اولین بار وارد مهمانی باشکوهی بشه
اولین لباس شبش رو میپوشه،برای اولین بار به شکلی جدی آرایش میکنه،اولین معاشرتهای اجتماعیش رو تجربه میکنه و برای اولین بار ممکنه در آغوش یک مرد برقصه
حتی شاید همون شب،برای اولین بار عاشق بشه
اگر به خودمون برگردیم، تقریبا همهی ما مجموعهای از همین "اولینها" را داشتیم
اولین لباس مجلسی که پوشیدیم،اولین باری که توی یک مراسم رسمی،خودمون رو بخشی از جمع بزرگسالان دیدیم
اولین باری که سعی کردیم شیک، جذاب یا حتی کمی متفاوت به نظر برسیم
و تقریبا تمام این اولینها یک ویژگی مشترک داشتن در مقایسه با امروز،معصومانهتر، خامتر و حتی کمی ناشیانه بودن
و همین ناشیانه بودن،بخشی از زیباییشون بود
اگر کسی از همین لاین،مثلا بوکت آیدل، رو بهطور مداوم استفاده کرده باشه، ممکنه در نگاه اول گرن بالو براش بیش از حد ساده یا حتی کمریسک به نظر برسه
اما به نظرم مقایسهی این دو عطر بدون در نظر گرفتن شخصیت و سناریوی پشت هرکدام، کمی ناعادلانه است
گرن بالو قرار نیست لباس یک زن باتجربه باشد، قراره لباس اولین شب یک دختر جوان باشه
مثل تفاوت لباسی که یه زن ۲۸ساله،بعد از سالها شناخت خودش انتخاب میکنه با لباسی که همون زن ۱۷ سالگیش برای اولین مهمانی مهم زندگیش انتخاب کرده
آکوردبندی گرنبالو ساده،لطیف،دخترونه و بسیار قابلدرک و توجیح هست
رایحهای حریری، تمیز و اینتیمت(نزدیک به پوست) حس میشه که به جای تلاش برای تحتتأثیر قرار دادن مخاطب با پیچیدگی یا اغراق، روی حس معصومیت و لطافت تمرکز میکنه
حتی طراحی کارکتر روی جعبه و باتل هم به همین موضوع اشاره داره
دختر روی جعبه، خصوصا در طراحی اولیه،حالتی کاملا خجالتی و جمع شده داره و نگاهش پایین و چشمهاش به زمین دوخته شده
در مقابل،کاراکتر مرد حالتی کاملا متفاوت داره:ایستاده،اشرافی،مطمئن و جسور
جسارتی مردانه که تحتتاثیر لطافتی دخترانه شده
انگار هنوز همون لحظهای هست که دختر برای اولین بار وارد دنیای بزرگسالان شده و در مقابل مردی قرار گرفته که بسیار باتجربه و دنیادیدهتر هست
و شاید به همین دلیله که برای من،گرن بالو در کنار گوچی گورجس گاردنیا و اوریانا،یکی از اون روایحی هستن که میتونن خیلی سریع آدم رو به محدودهسنی ۱۵ـ۱۹ سالگی برگردونن
به دورهای که هنوز خیلی از چیزها برامون اولین بار بودن و دنیا، با تمام سادگی و خامیش،کمی رویاییتر به نظر میرسید
نکته آخر به نظرم تابستون اصلا فصل ایدهآلی برای این رایحه نیست
شفافیت و لطافت این عطر توی گرمای شدید،افت میکنه و کیفیت ظریف و تمیز خودش رو تا حدی از دست میده
گرما باعث میشه اون حالت حریری و سبک رایحه کمتر خودش را نشون بده
گرن بالو برای من عطر هوای تمیز و خنکه
هوایی که هنوز سرد نشده،اما دیگه گرمای سنگین تابستون رو هم نداره خصوصا اوایل بهار
اواخر شهریور، مهر و ماههای بهاری برای من بهترین زمان استفاده از گرنبالو هستش
امیدوارم اونقدری خوب توضیح داده باشم که کسی با پخشبو پایین و سادگی رایحهاش مورد قضاوت قرارع نده
سپاس از نگاه ارزشمندتان