«بوکت آیدیل - وانیل پاپیروس» گرم و اغواگر، از یک آکورد کشمیری پودری شگفتانگیز همراه مقداری مبهم از وانیل و پاپیروس تشکیل شده است. نتهای میانی از دارچین و جوزهندی روح تندی به آن میبخشند، در حالی که ترکیبی محرک از گلهای تنباکو، لادن خالص، وانیل، کومارین و مشک پایهاین رایحه مستیآور را میسازند. این ارکستر از نتها روح شما را در آغوش میگیرد و آن را در جزیرهای دوردست در مدیترانه، جایی که بادهای جنوبی رایحه گلها و ادویهها را با خود دارند، رها میکند. «بوکت آیدیل» یک رویای رمانتیک فراموش نشدنی از شبهای آوریل است.
در محصولات برند زرجف خیسی دور والف و محل اسپری در هنگام باز کردن ادکلن رایج است که در برخی موارد باعث خوردگی شیشه می شود و برند زرجف هنوز راهکار مناسبی برای رفع این مشکل اتخاذ نکرده است .
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | زرجوف |
| عطار | ژاک فلوری |
| طبع | گرم |
| سال عرضه | 2010 |
| گروه بویایی | شرقی چوبی |
| کشور مبدأ | ایتالیا |
| مناسب برای | بانوان |
| مناسب فصل | زمستان |
| اسانس اولیه | دارچین ، جوز |
| اسانس میانی | سدر ، چوب صندل سفید ، چوب گایاک، پاپیروس |
| اسانس پایه | دانه تونکا ، مشک ، وانیل ، شکوفه تنباکو ، لابدانیوم |
وقتی کنارم نشسته بود و گرم گفت و گو بودیم من گوشه ای از ذهنم داشتم با خودم و رایحه عطری که به مشامم میخورد کلنجار میرفتم... کیست این مغرورِ وحشی؟!
جالب بود که رایحه اش را از خاطرم برده بودم. زمانی باتل کوچکی از آن داشتم و هدیه اش دادم و از همان سال با اون خداحافظی کردم و قول دادم دیگر دلم برایش تنگ نشود!
بهش گفتم چی زدی.
گفت کازاموراتیِ قرمز.
ناخودآگاه گفتم خدای من! چطور فراموش کردم!
و بلافاصله ادامه دادم: اگر خواستی آن را بفروشی، من ازت میخرمش...
.........................
بله هوا بسیار گرم است؛ به خرما پزان میماند رسما :) اما مگر میشود به سرخیِ بانویی نگاه کرد و در تمنای سوختنِ آتشش نماند؟!
منکه نمیتوانم. :)
●
من بسیار میل دارم به همه چیز نگاهی آمیخته به حس زیبایی شناختی داشته باشم. تلاش میکنم که اینطور باشد. به همین جهت گاهی، چنان، با دیدن و یادآوری چیزی میخندم یا اشک میریزم که سبب تعجب اطرافیانم میشوم.
برخی کارهایم را به نوعی آیینی انجام میدهم؛ از کودکی همینطور بودم.
امشب داخل یقه لباسم "بوکه ایدهآل" را اسپری کردم و به یاد خردسالی ام افتادم. از همان سالها عاشق بوی دود و عود بوده ام. وقتی کندر دود میکردم، میدانستم این رقاصه مست کننده که در هوا برای خود میچرخد :) چیزی به همراه دارد؛ که فضا را آرامشبخش میسازد.
هم زمان که عود روشن میکردم، سوختن چوب و صدای آتش گرفتن اش را تماشا میکردم و آن را به دست گرفته، گویی چوبی جادویی داشتم؛ راه میرفتم و در هوا با دود آن آرزو هایم را مینوشتم. :) با خود میگفتم: نیازی نیست حتما سخن گفت؛ گاهی میشود با یک عودِ معطر حرفهایت را بزنی و ببینی چطور در هوا محو میشوند و منتظر بمانی تا هر اتماش به آسمانها رود... :)
باری، در وصف بوکه ایدهآل بسیار گفته اند...
من فقط میدانم، او زنیست که سخت است و قلباش وحشی وُ بیپرواست! اما در پس تمام سرخی ها و تُندی هایش دختر بچه ای، هنوز، گوشه و کناری، دارد با تکه عود آتش گرفته ای آرزو هایش را به آسمان پیشکش میکند؛ و آن زن صدای خنده های طفل را از پسِ کاسه نمگرفته چشمانش تماشا میکند...!
بوکه ایدهآل؛ قلبیست رام نشده. اینطور قلبها نمیشکنند! آتش میگیرند...!