خط اصلی عطرهای نیش کمپانی هیستویرز د پارفومز که توسط جرالد گیسلین بنیانگذاری شده، با الهامگیری از شخصیتهای مشهور (خصوصا مشاهیر فرانسوی در قلمرو ادبیات و هنر) به طراحی و ساخت عطرها میپردازد؛ شخصیتهایی مانند مارکی دو ساد، ژرژ ساند، ژول ورن، کولت و همچنین ملکه اوژنی دو منتیخو و کازانوا (اغواگر مشهور ونیزی) و حتی ماتا هاری (جاسوس بدنام)... .
این بار شخصیت برجسته آمریکایی، یعنی ارنست همینگوی، که بخش مهمی از زندگیاش را در فرانسه و قاره اروپا سپری کرد و به کشورهایی مانند کوبا نیز سفر کرد، سرچشمه الهامبخش اصلی برای خلق یکی از عطرهای کمپانی هیستویرز د پارفومز بوده است. عطری با نام «1899 همینگوی» که به کالکشن عطرهای چهرههای ادبی این کمپانی اضافه میشود.
همانطور که تاریخ تولد ارنست همینگوی (1899) نشان میدهد، احساس ناامیدی و سرخوردگی در پایان قرن همراه بود با امیدهایی تازه برای طلوع قرن جدید. طراحان عطر «1899 همینگوی» هم از این تقارن پیچیده و جالب در شخصیت هیمنگوی بهره گرفتهاند تا عطری خاص خلق کنند. سبک شخصی همینگوی، زندگی ماجراجویانه و عملگرا و همچنین رئالیسم فلسفی او، همگی در قالب آمیزهای ادویهای و آروماتیک نمایان شدهاند؛ آمیزهای که از رایحههای کلیشهای مشروب و تنباکو و همچنین خورشید و آبهای جنوبی دوری میکند و در عوض میدان را برای رایحههای میوهای و مرکباتی و توتهای سبز باز میگذارد؛ رایحههایی که بهآرامی درون نتهای ادویهای فلفل سیاه و دارچین غوطه میخورند، پیش از آنکه به بافت گرمتر و پایدار نتهای پایه برسیم.
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | هیستویرز د پارفومز |
| عطار | جرالد گیزلن |
| طبع | گرم |
| سال عرضه | 2013 |
| گروه بویایی | شرقی ادویه ای |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | ترنج ، فلفل ، سرو کوهی |
| اسانس میانی | زنبق ، دارچین ، شکوفه پرتقال |
| اسانس پایه | کهربا، وانیل ، خس خس |
سرانجام پس از مدتها یک عطر خاص و یک رایحهی باکیفیت تست کردم !!
نمیدانم از کجا شروع کنم !
قبل از هر چیز ، باید از دوست بسیار نازنینام که این سمپل را از عطرافشان عزیزمان بر من سفارش داد ، تشکر و قدردانیای ویژه کنم !
او نیک میدانست که درون آن کارتن و بین تمامیِ آن عطور شاهکار ، چه گنجی را بر مستی و نشئگیِ من گنجاندهست !!
درودهای ویژه من ، درین نشئگی و مستیِ سحرگاهی تقدیم تو باد جوان رعنا !
میدانم اکنون که میخوانی ، لبخند به لب داری :)
بگزارید اول توضیح دهم عطر را و سپس در انتها به معرفی عطر و نتهای بسیار شلوغ آن بپردازم !
دوستان عزیزم درودها و احترام بر شما (تا یادم نرفته ، درین مستی :)
همینگوی ۱۸۹۹ (سال تولدش)
چرا همینگوی ؟
چون بهحق مناسب اهالیِ قلم و قدم است !
عطر فلاسفهست !
همهچیز در آن هست ، از الف تا ی ، از A تا Z !
یک رنسانس واقعیست در عطور !
یکنواخت نیست ، مدام حرفی نو میزند !
پر از نتها و آکوردها !
فرحبخش ، تند ، معطر ، گرم ، خنک ، مرطوب ، خشک ، چوبی ، پودری ، صمغی ، باربرشاپی ، وانیلی ، توتونی ، تنباکویی ، بوزی ، دارچینی ، کهربایی ، مرکباتی ، ادویهای ، سبز ، شفاف ، نوآر ، هربال ، حیوانی ، شرقی ، غربی ، خاوری ، باختری ، شیرین ، تلخ ، گلی ، چوبی ، زمینی و آسمانی !
چه هست ؟ چه نیست ؟ پاسخی دقیق ندارد !
فرمولاسیوناش شگفتانگیز است ، ترکیباش دقیق و زیباست ، بالانس است !
نه شیرین است ، نه تلخ است ، نه تند است ، نه شور و نه ترش !
حال اینکه همه هست ! در اعتدال کامل !
از نظر من درین برند (HDP) حداقل در بین همهی آنهایی که تست کردهام ، بهترین است !
۱۸۹۹ نیز که سال تولد وی است ، دروازهی ورود به قرن بیستم است ، شاخصترین است و همهی ما اتفاقاتش را میدانیم که در محور مختصات زمان/پرش (آگاهی و پیشرفت) ، با یک شیب تند به قله میرسد !
(هرچند برای برخی صعود و سقوط باهم داشت)
عملکردش در پرفومنس نه ضعیف است و نه فوقالعاده است ، در هر ۴ شاخه خوب است !
هیچ چیز فوقالعادهای به فرادا ندارد که شاخص شود و کل را از بالانس خارج کند و حواس و نظرها را بسوی خود منعطف و منحرف کند !
در اعتدال کامل است ، مثل یک تیم فوتبال که قهرمان جهان است لیک هیچ بازیکن شاخصی ندارد اما تیم ، بسیار شاخص و در صدر است !
در همین جامجهانی اخیر داشتیم : اسپانیا !
هرچند من اهل فوتبال نیستم اما تماشا کردم !
نه بیش از حد قویست و نه ضعیف ، نه کاملاً مردانهست نه کاملاً زنانه ، نه میتوان آن را در هیچ گروهی از معطرات جای داد و نه میتوان آنرا از گروهی حذف کرد ! در همهجا عضو است ! بهترین کلمه برای توصیفش : بینقص است !
یادتان هست ؟
همین دیشب داشتم راجع به عدم بازسازیِ توتونهای پیپ میگفتم !
خدا چه زود اجابت کرد :)
دقیقاً رایحهی بورکامریف قرمز است که یکی از بهترین روایح را داشت !
حال آنکه هیچ نتی از توتون یا تنباکو در خود ندارد ! اما درین عطر :
دارچین + وانیل + کهربا + آلو = آکورد تنباکو
کمتر عطری میتواند در همهجا نقش بازی کند ، بر هر صحنی و با هر موسیقیای برقصد و در هر انجمنی عضو باشد !
عطربازان میدانند چه میگویم و اگر تست کردهاند اکنون که میخوانند ، لبخند میزنند :)
افرادی این عطر را دوست خواهند داشت که عطوری شاخص ، سخنگو ، متشخص ، کارکتردار ، سخت و بارز را دوست دارند ! مثل مثلاً :
تق هرمس ، ناکسوس زرجوف ، ۰۲ تاور ، ایتالینسایپرس یا عود وود و بلکاورکید تامفورد ، لالیک نوآر و تعدادی از آمواجها و فردریکمالها و سرژلوتنزها و بسیاری دیگر ، که حداقل یکی در هر برند هست و در بسیاری از برندهای نیش و معدودی از دیزاینرها بیش از یک کارکتر نشسته است !
کسی که همینگوی را میپوشد ، اگر عطرباز باشد (هارمونی و زمان و مکان بداند) محال است ماخوذ واااو نشود و اگر غیرعطرباز باشد محال است مورد تحسین واقع نشود !
خصوص بر تن مردان ، از سوی زنان واکنش خواهد داشت !
خب ، برسیم به معرفی و نتها و ترکیبات
》هیستوریز د پارفومز ، فرانسه
همینگوی ۱۸۹۹ ، جرالد گیسلین ، ۲۰۱۳
یونی (زنان بر تنِ مردان دوستتر دارند) ، ۴فصل
ادوپرفیوم با غلظت الکل ۷۵٪
》ترکیبات
الکلدنات ، پارفوم ، آکوا ، لیمونن ، کومارین ، لینالول ، اوگنول ، سیترونلول ، گرانیول ، سینامال ، آلفا ایزومتیللونون ، بنزیلبنزوئات .
》نتها در پلهها
گول خوردم دوباره :)
صفحه را دیدم ، گفتم خداروشکر کماند ، ۹ نت دارد ، ساعت ۱ شب است فوقاش تا ۴ صبح تمام میشود !
اکنون ساعت ۹ و نیم است و هنوز ادامه دارد !!
ناک اوت شدم :)
لیک دستبه کارش شدم چون امروز صبح کاری نداشتم و بجایش عصر کار دارم ، گفتم بگزار حال که فرصتی کوتاه دارم خدمتی بکنم به خانهمان و دوستان عزیزم ، کمتر میخوابم لیک ارزشش را از هر باب دارد و دارند !
□ تاپ نت :
برگاموت ، فلفلسیاه ، هل ، آلو ، فلفلصورتی ، سرو ، ارس (سروکوهی) ، کاج ، یونجه
□ قلب :
شکوفه پرتقال ، سدر ، دارچین ، اکالیپتوس ، شمعدانی ، یاس ، زنبق ، خامه ، توت ، چای
□ درایداون :
وتیور ، کهربا ، آلو ، وانیل ، صندل
درایداون هنوز ادامه دارد لیک من دیگر ادامه ندارم و نتوانم :)
توضیح : برخی نتها در بکگراند نمایشاند .
》نکات :
تقریباً همه چیز را گفتهام .
این عطر مدام ، از ابتدا تا انتها حرفهایی جدید میزند ، به تجربه در هر فصل بروز و آکوردهایی مختلف خواهد داشت !
در هر چهارفصل بپوشید ، در همهی فصول قابل به استفاده است !
میدانم در هر فصل ، رنگی مجزا خواهد داشت !
همه چیز در آن هست ، پس میتوانید هر نت و هر آکورد را به دلخواه خود پررنگ یا کمرنگ کنید در بروز و ظهور و شدت رایحه از طریق نوع و رنگ پوشش و هارمونی !
چشمهایم دو دو میزنند :)
گویی به مستی ۸ ساعت است که به تماشای رقص نشستهام ، آنهم رقصی که نتوانستهام چشم از آن برگیرم :)
قبلاً گفتهام : دانشمندان کشف کردهاند ریزترین اجزاء هستی تارهایی هستند که میرقصند !
نامشان را تارهای رقصان گذاشتهاند !
جهان ، متشکل است از رقص !
اتصال به او که از عشق نشاءت گیرد ، بلافاصله به رقص منجر شود !
از همین است که نمیتوان از رقص چشم گرفت ! من که نمیتوانم :)
تابلوی هنر خدا ، آنهم بالاترین هنرش ، جلوی چشم تو حرکت کند و تو قدرت چشم بستن داشته باشی ؟؟
نمیتوان !
عین داستان فلوت و مار ، نمیدانم چرا هی اینطرف و آنطرف میروم با حرکت مارگیر :))
اختیار آنجا ساقط است !
پریشب یک پروانه آمد درون منزل ، نمیدانید این گربه چطور با چشمان از حدقه درآمده محو تماشای رقص او بود !
تا صبح نخوابید !
نه آب خواست ، نه غذا خواست ، نه دستشویی رفت ، فقط محو تماشای او بود !
گفتم خوش بهحالت ، من که مدتهاست رقصی ندیدهام ، نه دل هست و نه دماغ و نه دلدار !
سالها پیش همسایه ط بالا میهمانی داشت ، صدای موسیقی بلند ، هرچه کردم نشد بخوابم ، رفتم دم درب ، اصلا نمیشناختم ، بعد از سلام و معارفه ، گفتم دو راه دارید :
یا صدای رقص و آواز را کم کنید تا من بتوانم بخوابم و یا من را هم دعوت کنید تا رقصها را تماشا کنم :)
تا صبح میخندیدند بهاین ماجرا :)
معلم هم شدم آنشب ، میگفتند نمره بده به رقصها :)
خب ، فعلاً که روزگار همهمان را خوووب میرقصاند ، تا نوبت ما کی رسد !
امید که روزی معطر و دلخواه را تجربه کنید دوستان عزیزم .
ارادتها