سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
Olympic Orchids Artisan Perfumes Night Flyer - المپیک ارکیدز ارتیسان پرفیومز نایت فلایر
نخستین بار در سال 2020 روانه بازار شد به عنوان عطری مردانه - زنانه و بسیار جذاب و شیک معرفی شده است . و در دسته عطر های چایپر میوه ای قرار می گیرد. از ترکیبات بکار برده شده در این عطر می توان به مشک ، خس خس ، چوب صندل سفید ، چرم ، صمغ گیاهی ، انجیر ، صمغ کندر ، خاک زمین، موز ، میوه های استوایی ، روایح معدنی اشاره کرد.| برند | المپیک ارکیدز ارتیسان پرفیومز |
| عطار | الن کووی |
| سال عرضه | 2020 |
| گروه بویایی | چایپر میوه ای |
| کشور مبدأ | ایالات متحده |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | مشک ، خس خس ، چوب صندل سفید ، چرم ، صمغ گیاهی ، انجیر ، صمغ کندر ، خاک زمین، موز ، میوه های استوایی ، روایح معدنی |
وقتی در این شرایطِ (به قول عزیزانم) برزخی :) نام نیک هر یک از شما را اینجا میبینم، عمیقا شاد میشوم. خداوند را شکر میکنم که هستید وُ مینویسید، و منت میگذارید و میخوانید نوشته های کج و معوج من را. تصدق چشمانتان.
•
یک گمشده را، در 'تنها' دو میل از سمپلی که به من هدیه دادند، یافتم. (توجه کنید به این افسوسی که در کلمه "تنها" بود! این فاصله کِش آمده دستان ما با ساده ترین چیزهایی که دوستشان میداریم، از مظلومیِ کشور است!)
ایرانی که قوم ها در آن آمدند و رفتند! اما برجای ماند. سرزمین چهار فصل که از آن طلای سیاه میروید؛ سپس فرزندانش برای خرید نان شبانه جیبهایشان را میتکانند!
خیلی ها میآیند و میروند! اما خاک باقی خواهد ماند! میهن از اموال هیچ کس جز مردمان اش نیست! چسباندن این حرف مقدس به دیگری شایسته نیست. تمنا میکنم این را جدا بدانید. وطن همان وَتَن است! زندان نیست گر زندان بان داشته باشد! از پوست وُ خونِ ماست. و چه روزها که او ندیده! هشت سال وُ دوازده روز وُ دو روز وُ این یکی را نمیدانم چندی به طول انجامد. لاله شما و آنهایید عزیزانم! لاله همان وَتَن است. لاله جانِ مردم مهربان این سرزمین است. لاله، سرخیِ همان خیابان هاست!! نگذارید کسی اینها را تحریف کند؛ اینها مبرّا هستند از هر شی و شخصی! اینها همیشه خواهند ماند، و اینها پیروز میشوند! میدانید چه میگویم؟ امیدوارم بدانید.
این 'پرنده نیمه شب' شده است گمشده ام. آزاد است؛ و این آزادی را از تنهاییِ بسیارش وام گرفته!
او از همه چیز دوری جُسته و در اتاقش مانده بود، اما درب را بر سرش شکستند!
میان مِهر فرشتگان وُ دست زمخت شیطان هیچ کدام را نخواست! او از همه چیز، هیچ را خواست؛ سپس میان همگان بیگانه شد!
ردِ انگشتان مُشک ای ژولیده بر گِل تازه. نسیم سرد از سرزمین های شمالی. دشت وتیور با آن شمایل صابونیِ فروتن و سیمای رنگپریده که با لب گشودن، زمزمه ای نامعلوم از تلخیِ برگ انجیر به صدا در میآورد.
اتمسفری خشک و مرطوب!
چون به تماشای سوختنِ تنه خیس درختان نشستن!
آب را آتش زدن و آتش را به آب کشیدن!
آخرالزمانی که به وقت شب، او، به دور از مردمان، و از بالا، به آن مینگرد.
برگ انجیر بسیار واقع گرایانه سخن میگوید. تنه ای بر تنه شیرینیِ میوه جات تازه و تابستانی میزند و فضا را گرم میسازد. زمین بازی اش میان خاک است.. میوه ها بر لیزیِ زمین سُر میخورند و تجزیه میشوند. بخاری شیرین و صمغمانند از آنها به آسمان رفته و بارور میسازد ابرکی را. وَ باران، گونه بازمانده ای را بوسیده و قند اش را در اشک وی حل میکند...!
پخش و سیاژ متوسط و ماندگاریِ خوب. طبع رایحه را نمیدانم. انگار در زمستان سردتر و در تابستان گرم میماند!
و بسیار سخت پوش است.
مناسب برای رنگ های تیره
و انسان های تنهاست...!