سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
Maison Francis Kurkdjian Kurky - میسون فرانسیس کورکجان کورکی عطری مردانه - زنانه ، شیک و خوش بو می باشد که در سال 2025 به بازار عرضه شده است .
میسون فرانسیس کورکجان کورکی در دسته عطر های گلی میوه ای قرار می گیرد
عطری که توسط عطرساز برجسته فرانسیس کرکجان خلق شده است .
اسانس های بکار برده شده در این عطر هلو ، تمشک ، میوهجات، مشک ، وانیل می باشد.
| برند | میسون فرانسیس کورکجان |
| عطار | فرانسیس کرکجان |
| سال عرضه | 2025 |
| گروه بویایی | گلی میوه ای |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | هلو ، تمشک |
| اسانس میانی | میوهجات |
| اسانس پایه | مشک ، وانیل |
راستی میدانستید اولین هنرِ معماری توسط همین عزیزان شکل گرفته؟ درسته؛ با حک کردن نقوش بر دیوار غار ها. یعنی یک پا اینتِریور دیزاینر بودند برای خودشان :)
حالا همینطور که یک زندگی پر رفت و آمد میتواند خوب باشد غار نشینی هم در مواقعی بس، مفید واقع خواهد شد. به این شکل که لااقل این مدت بیشتر میتوانم بخوانم و عطرهای جدید تست کنم، و ذهنم هم برای نوشتن بازتر شده. همین است که نویسندگان محترم گاهی به عزلت نشینی روی میآورد.. به قول جناب عطار: کنج عزلت گیر تا گنج معانی باشدت ؛)
فاطمه، همدانشگاهی من؛ دختریست با قدی متوسط، لاغر اندام و سفید روی، با چشمان و ابروانی تیره و موهایی خرمایی، که گمانم گاهی آنها را همانطور که نم دار اند به چند دسته میبافد و صبح قبل از آمدن پیچ و خم آنها را باز میکند و فرفری هایش را اطراف صورتش پخش میکند. مقدار قابل توجهی بانمک، بسیار زیبا و به طرز عجیبی خجالتیست. :)
نمکِ اصلی او به خاطر خنده هایش است. میان هر چند جمله ای که میگوید، سوالی که میپرسد و یا درخواستی که دارد تک خنده ای شیرین و آمیخته به خجالت میکند. وقتی کورکی را بوییدم یاد فاطمه افتادم. احتمالا هیچگاه نمیفهمد که از او اینجا نوشته ام..
کورکی آدابدان است وَ فرح بخش و خوشبو. هنگام بوییدن آن بسیار سرحال میشوید؛ انگار که شادمانیِ کوچکی چون نورهای چشمکزنِ رنگی :) درونتان روشن میشود. من خنده های ریز و طناز تمشک را برای اولین بار و در این عطر دوست داشتم. پوستی به طراوتِ برگ هلو دارد بر محوری آبنباتی|میوهای و بازیگوش. یک پالتو با بافت نرم و کِرِمی از وانیل بر تن اش میکند و هاله ای پودری و تمیز با رایحه ای خاص از مشک او را احاطه میکند.. یک ابر محجوب وُ کمرو با حرکتی مواج و آرام بر دور مو ها. :)
توجه کردن به انسان ها جالب است. هر یک شبیه به کتابی پر از ماجرا هستند که میتوان آن را خواند و تماشا کرد..
و چه شایسته انسانیست آنکه در قصه اش نیکو و شریف میماند و لبخندی میفرستد امن بر صورت دیگری!
چقدر خوش خواهد رقصید کورکی بر آن دختر، و چقدر عطرِ من نیست!
بماند که انسان ها چه مقدار میتوانند ترسناک باشند، و بماند که چقدر از آنها میهراسم.. و باز هم بماند حرفهایی که نمیشود از آنها سخن گفت...
این رایحه امشبِ من را خوش کرد؛ همان دختر نازِ صورتی. :)