لویی ویتون ایمجینیشن عطری مقاومتناپذیر است که عناصر جذاب و بینظیری مانند کهربا و چای را با همدیگر ترکیب میسازد تا تخیل شما را به پرواز دربیاورد.
تخیل (ایمجینیشن) کلید دستیابی به جسارت و موفقیت و همچنین انگیزه ریشهای در روحهای خلاقی است که باورنکردنیترین رویاها را نیز به واقعیت تبدیل میسازد. همچون نوعی انرژی ناملموس که از سفر و تجربه تغذیه میکند و حالت ذهنی تازهای را پدید میآورد. تکانههای خلاقانه همیشه مثل نور خاصی، فعالیتهای ژاک کاوالیه را راهنمایی کردهاند.
استاد با بهکارگیری دوز بالایی از آمبروکسان، آکورد کهربا را از نو ابداع میکند تا بهواسطه آن بتواند جلوههای شیک مردانه، مدرن و هوسانگیزی را بیافریند. تضادهای هنرمندانه عطر در تماس میان روایح مرکباتی ناب و چای سیاه چینی (استخراجشده با CO2) آشکارم میگردد ــ ترکیبی جادویی که روح سفر را با خود دارد. با عطر ایمجینیشن، روح شما به پرواز درمیآید، به دوردستها میگریزد و راههای جدید آزادی را فتح میکند.
لویی ویتون از «کالکشن اکسترکتس» با همکاری فرانک گری رونمایی کرده است.
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | لویی ویتون |
| عطار | ژاک کاوالیه |
| طبع | خنک |
| سال عرضه | 2021 |
| گروه بویایی | مرکباتی معطر |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | آقایان |
| اسانس اولیه | ترنج ، پرتقال، بالنگ |
| اسانس میانی | بهار نارنج، دارچین ، زنجبیل |
| اسانس پایه | چوب گایاک، چای ، صمغ کندر ، آمبروکسان |
اینروزها سرم کمی شلوغ است ، گرفتارم ، انشاله پس از رفع عرض خواهم کرد .
ببخشید عدم حضور این حقیر را .
لیک برخی اوقات به خانه مان سر میزنم و نظرات مطالعه نشده ی دوستان عزیزم در یکسال و اندی غیبت را میخوانم .
اول یک چیز بگویم :
دوستان خارج از عطرافشان ام میدانند ، همیشه گفته ام :
من نوکر تمام زنان این سرزمین ام ، حتی آن نامردهایشان !
و ، مردان مرد ؟
هم نوکر ایشان ام و هم به تعظیم و تکریم ایشان کوشم .
اما دندان ام بر جگر و خرخره ی نامردان میگزد !
این را چرا گفتم ؟
زنان این خانه که مزید به معطریت هم هستند دیگر جای خود دارند !
همه را دوست دارم ، عده ای را دوست تر دارم و قلیلی را دوست ترین دارم !
هر یک خود باخبر اند که در کجای قلب من نشسته اند .
مشغول مطالعه نظرات سرکار خانم مونای زیبای این خانه که جزء دوست ترین های من است بودم که دیدم : دی ! عجب اشتباهی !!
از آن عجیب تر :
۶۵ نفر ذیل این پیام را لایک کرده اند لیک هیچیک متوجه موضوع نشده اند ؟؟!
البته میدانم به چه منظورِ "درست و صحیحی" تایید و لایک کرده اند ، اما منظورم این است که هیچیک نه تنها متوجه اصل ماجرا نشده اند بلکه انتاج به عکس کرده اند ، یعنی برعکس متوجه شده اند !
اکنون من دو راه دارم :
- لبخند بزنم و عبور کنم .
- آنچه را که آموخته ام به دوستانم عرضه کنم .
کدامش آسان تر است : راه اول .
کدامش آسوده تر است : راه اول .
کدامش زحمت ندارد : راه اول .
کدامش دشمن نمیتراشد : راه اول .
کدامش دلخوری ندارد : راه اول .
و و و کلی دیگر که همه راه اول را مینمایند !
لیک آموخته ام که حق را باید گفت حتی اگر هزینه داشته باشد !
ایرج روحانی عزیزم در تماس تلفنی میگفت : شک ندارم که تو دکتر روانشناسی :)
من گفتم : نه دکترم و نه روانشناس لیک هر جایی به مطالعه ، نوکی زده ام :)
جدای همه ی اینها ، اینجا مطلبی از دوست عزیزمان ایکاروس معکوس برداشت شده است !
یعنی : مطلبی را به عکس ، به وی منسوب کرده اند !
یک روز با مسیح ، تلفنی راجع به ایکاروس صحبت میکردیم که بحث رفت به سوی مشکلات او در سایت ، به مسیح گفتم :
نه آنها که با وی در تضاد و مشکل اند میدانند که وی چه میگوید و نه حتی آنها که در تایید او کوشند ! اصل مطلب مخفی شده است و بر سر فرع مطلب میجنگند !
میتوانستم خیلی راحت ، و خیلی مختصر بگویم که : اینجا یک سوء تفاهم شده است و درست اش "این" است لیک چرا اینقدر آب و تاب اش دادم ؟؟
تا یک موضوع مهم زندگی را همه ی دوستان ام درین خانه بیاموزند !
و آن " قضاوت " بدون تحقیق و دقت است !
چرا تا این درجه مهم است که تو ( شاید و انشاله که اینگونه نباشد ) دوستانت را درین خانه برنجانی به دخالت آنهم زمانی که اصلا حاضر نبوده ای ؟
چون مهمترین چیز برای من ، سعادت و معطریت دوستانم هست حتی اگر از من برنجند ! چون آنطرف که بودم " دیدم " که تنها مشکل مردمان : قضاوت های ایشان بود که عموما اشتباه کرده بودند !
آیا قضاوت اشتباه دوستان تو درین خانه تا این حد مهم است ؟؟
البته که نه ! حتی در حد لبخند است :)
لیک میخواهم به آنها بگویم : ببینید چگونه یک سوء تفاهم پیش می آید و به پیش میرود و مدام بزرگتر میشود تا تبدیل به رنج یک شخص یا یک گناه شود در زندگی های اصلی ما !!
نتیجه اش خییییلی مهم است که ممکن است کسی مطلبی بگوید در ادامه مطلب اصلی و دل یک نفر را ناخواسته بشکند !
و این انتاج آنقدر مهم است که من میتوانم تا فردا صبح اینجا در نکوهش اش بنویسم ! و اصلا منظورم مورد اینجا و اکنون نیست که همانطور که گفتم ، در حدود یک لبخند است :)
اما همین کم و اندک هم اگر دوستان عزیز و معطر مرا درین خانه تهدید کند پس برای من مهم خواهد بود !
یادم هست سرکار خانم maary که از عزیزترین های من و ما بود درین خانه میگفت : شما مثل پدر اید درین خانه بر ما و روز پدر بر شما مبارک ، متاسف ام از غیبت ایشان و میخواهم بگویم : مهر هرگز فراموش نمیشود و این جمله ایشان بر من مسئولیت و وظیفه ساخت !
حال برسیم به سوء تفاهم :
همه ی شما دوستان عزیزم ، برعکس متوجه شده اید ، اتفاقا جناب ایکاروس نه تنها این عطر را نکوهش نکرده است بلکه به عکس ، از نکوهش و قضاوت دیگران در خصوص این عطر ، تا درجه عصبانیت پیش رفته است !!
آنقدر واضح و مبرهن است این موضوع که من تعجب کردم از برداشت همه ی دوستان عزیزم !
ببینید چند تا کلید داده است :
۱ - " لیز خوردن روی صابون " !
یعنی مراقب باشید به اشتباه لیز نخورید
۲ - " اول کار این گفتم که به کارتان برسید ! خدانگهدارتان و روزتان فرخنده ! "
عصبانیت اش از قضاوتهای اشتباه در خصوص این عطر کاملا روشن است :)
۳ - " تقصیر من بود " !
۴ - "یک استاد را دعوت کردم ( منظورش از استاد ، همین عطر است ! ) برای روز دانشجو ، قبلش گفت : "
۵ - "شما یونجه را صبح جلوی الاغ بگذارید هم نمیخورد" !!
متوجه استعاره اش هستید دوستان عزیزم :)
۶ - " گفت نمیفهمی بچه ! "
۷ - "دانشگاه را یک روز هم که شده ، از دست دانشگاه گرفته باشد" !
۸ - " حتی اگر خودش هم نداند این کار را دارد میکند" !
۹ - " بهتر است اتفاق بیفتد "
۱۰ - " تو من را می آوری چه شود ؟ "
۱۱ - " ۴۰ دقیقه ( !! ) به او وقت دادم "
یعنی تا این درجه از نظر من اهمیت دارد لیک چه شد :
۱۲ - " راضی اش کردم و کشاندمش ، چه شد "
۱۳ - " دقیقه ۵ ام هو اش کردند و رفت " !!
یعنی این عطر بزرگ را که از دید من استاد است ، همان دقیقه پنجم هو کردند و رفت ، آنهم توسط کسانی که داعیه ی دانش دارند در آن رشته !
۱۴ - " ده سال بعد ، به او گفتم : جا و مکان ممکن است مناسبت نداشته باشد " !
منظورش را که میدانید از جا و مکان و فرهنگ :)
۱۵ - " آن روز فهمیدم که من و مارکس هر دو شکست خوردیم " !
:) چرا ؟
۱۶ - " چون جهان را از صندلی مخاطبی که خود بر آن بودیم نگریستیم " !
یعنی با دید خود راجع به آنسویی که نمی بینیم قضاوت کردیم !
۱۷ - بعد شروع میکند به توصیف این عطر ، آنهم از کدام دیدگاه ؟؟
از دیدگاه همان صندلی ! آنهم با عصبانیت ، میگوید :
بشدت تکنیکال است آقا :) چای و دارچین و "چه و چه" را برده به زنجبیل خشک و نامحسوس ( همه را دارد از زبان منتقدین اش میشمارد ! ) " تا به فرم صابونی برسد "..... مدام بد میگوید .... !
۱۸ - بعد میگوید : "محصولی استاد ساخت" اما چه فایده که :
- پرستو ۲۸ ساله گفته بوی حمام میده ... تمیزه ها بوش ... ولی خب !!
- مهران هم همینو گفت
- آقا و خانم "خ" هم همینو گفتن " !!
متوجه اید ؟ آقا و خانم : خ !!
۱۹ - " مخاطب ... من از نشناختن مخاطب ، اینجا ضرر می بینم "
کلید ۲۰ - من خود سایز بزرگ خریده ام و ۱/۵ آنرا هم استفاده کرده ام !
نه تنها ایکاروس که همه ی ما عطربازان هر عطری را نمیخریم و اگر خریدیم یعنی میدانیم چه میخریم !
۲۱ - " ر.ک (!) به میسون فرانسیس ۷۲۴ بعنوان شاه صابون مدرن و امروزی و لوکس " !
:)
شاه کلید ۲۲ - امتیاز " ۱ از ۱۰ برای : مخاطبی که با همین اوبژه های مشترک بزرگ شده است " !!
سپس :
به توصیف تورینو ۲۱ زرجوف میپردازد با تمسخر :
" تورینو ۲۱ : زرجوف
من هنوز در تیم شما هستم !
اصلا من کاپیتان تیم شما هستم !
با این سند و ادله ( ! ) من تمام قد وکیل مدافع روایح اصیل ، طبیعی و بدون انحراف و تحریف شما هستم !!
تورینو چنین است و چنان است و شما را به حمام نمی برد :)
بعد شروع میکند به تفسیر سیاست منحرف زرجوف و با تمسخر میگوید :
اگر یک برندی کوبه و نیو داشته است و امروز آریاگلد و تورینو ۲۱ میسازد یعنی : "مخاطب" را شناخته است و میشناسد !
بعد با ناراحتی میگوید : یک سوپر عطر جابر ( بر نام جابر و تاریخ ایران و توصیف های بعدی ایکاروس دقت کنید ) بسازی و یک بلوند فرانسوی ( هالو ) بگوید بوی پی پی میدهد و شرح میدهد ....
سپس : " این میشود که برند در جایی می ایستد که نمیخواهد با بلوند فرانسوی قهر کند"!!
میبینید ؟ تا درجه عصبانیت پیش رفته است و از دید من کاملا محق است و تازه خیلی موءدبانه و تیزهوشانه تفسیر کرده است !
مهمترین کلید :
سپس در کل نتیجه میگیرد : " ایمجینیشن نشان میدهد کاوالیه چقدر استاد است و تورینو نشان میدهد مجموعه زرجوف چقدر خوب در این سالها مخاطب را آنالیز کرده است" ( اینجا مخاطب را در نوشته خود علامتدار کرده است یعنی : کلاه سر مخاطب میگذارد ) !
بعد میگوید : ایمجینیشن باید خاموش شود !
من دارم و دوستش هم دارم و ۱/۵ آنرا هم مصرف کرده ام اما بر اساس بازخوردهای الکی مردم میگویم با خیال راحت ( ناراحت ) از کنارش عبور کنید چون نابلدان به اشتباه تحلیلش میکنند !
:)
یعنی دقیقا همه چیز را معکوس کنید :)
یعنی مونای عزیز و زیبای ما که از بهترین دوستان من در اینجاست ، و ای همه ی دوستان دیگرم ، اتفاقا ایکاروس هم نظر و همرای شماست و اصلا فکر نکنید که در خلاف نظر ایشان نظری صادر کرده اید .
خیلی دیگر از تفاسیر ایشان در سالها قبل از حضور ما ، همینگونه شد و سپس با واکنش دیگران مشکلاتی پیش آمد .
نکته مهم : یادتان باشد دوستان عزیزم ، همیشه در زندگی ، واکنش های درجه دوم است که تولید مشکل میکنند !
یعنی چه : یعنی ابتدا یک سوء تفاهم پیش می آید ( که هیچ مشکل نیست فقط سوء برداشت است ) اما واکنش های بعدی میتواند تولید مشکل کند ، برخی سعی در رفع ، رجوع و اتصال کوشند و برخی فرصت را به تزلزل ، درگیری و جدایی غنیمت شمرند !
برخی همیشه با همه چیز و همه جمعی مخالف اند و شناسایی ایشان بسیار سهل و آسان است .
و اما در ارتباط با قبله و قطب عالم عطور و دیگر گفتارهای مشابه :
خود آقای مدارا ازین تفاسیر بارها برائت جسته ست .
اما ، این را هم نباید فراموش کرد که هر کس در هر رشته مرارت ها کشیده ، رنج ها برده و آورده ها کسب کرده و هرگز حتی دو کس در یک رشته مشابه نیستند برسد به تعدد بیشمار و بقول عامیانه :
همه چیز را همگان دانند !
هر گل بوی خود دارد !
از کوزه همان برون طراود که دروست !
بوی درون کوزه را زمان برون میطراود و در معرض بوییدن و قضاوت همگان قرار میدهد و این "جمع یا همگان" است که درجه ی خوشبویی ی هر شخص که مختص خود اوست و هیچ مشابه ندارد را بازتاب میدهد و معرفی میکند !
دوستان عزیزم هیچکس مساوی با هیچکس نیست ، هر کس منحصر بفرد است و همتا ندارد ! آنچه که گویند مساویست : شرایط آدمی ست که برای همه مساویست یعنی همه میتوانند با شرایطی مساوی به کمال انسانیت برسند !
گر به خود آیی ، به خدایی رسی !
لیک هیچ کس با هیچ کس مساوی نیست !
خلاصه که هر کس در این خانه در سر جای خودش نشسته است ، از جناب مدارا تاااا برسد به این حقیر قعر نشین .
ایضا هر کس جایگاهی در قلب دیگران دارد که بنظر و تجربه ی حقیر : این ، از هر چیز دیگر درین جهان مهمتر است !
زیستن در قلب دیگران یعنی : اوج معطریت !
چون تا خوشبو نباشی در قلب دیگران جای نداری !
من خود تست نکرده ام این عطر را لیک هم دکانت مشابه اش را مهربد عزیزم فرستاده است برایم و هم تعاریف دوستان کاربلد ام را شنیده ام و شک ندارم هم بهترین است و هم عاشقش خواهم بود !
این هم شد بهانه ی حضور امروز من در کنار شما معطران این منزلگاه !
که به قول جناب مدارا پناه گاه است .
لیک نمیدانم چرا خودش حاضر نیست :)
شاید روزگارش را به پناه نیاز نیست :)
انشاله که همین باشد و جز این نباشد !
برای همه ی ما حاضرین این خانه چنین باد ، البته حاضر هم باشیم اینجا :)
همه هماره در پناه او باشیم انشاله !
ارادت ها