XERJOFF - Alexandria II

زرجوف (زرجف) الکساندریا 2

مردانه - زنانه
کد کالا : ATR-43494
نوع عطر : ادو پرفیوم
check icon ضمانت اصالت کالا
مشخصات رایحه
گروه بویایی : شرقی چوبی
طبع : گرم
مشخصات تولید
نام برند : زرجوف
کشور مبدأ : ایتالیا
سال عرضه : 2012
انتخاب
حجم
وضعیت
کد کالا : ATR-43494
check icon ضمانت اصالت کالا

لطفا برای استفاده از امکانات کامل سایت، وارد حساب کاربری خود شوید

غیر قابل خرید
رای کاربران
  • عاشقشم
    167
  • نمی پسندم
    30
  • - 25 سال
    6
  • + 25 سال
    91
  • + 45 سال
    13
  • روزانه
    11
  • رسمی
    93
تعداد رای های ثبت شده : 542
ترکیبات اعلام شده
توضیحات

عطر «الکساندریا 2» شهری نامرئی است که همچون قلمروی از جنس چوب برای خدایان خلق شده؛ آمفی‌تئاتری باشکوه که شور و احساسات سرمست‌شده ما را به صحنه می‌آورد؛ آیینی راز‌آلود که گوهر درونی شما را فرامی‌خواند؛ گذرگاهی برای مناسکی سرورآمیز که سرشاری ناب و درونی این عطر را همچون آیینی جاودانه جشن می‌گیرد. «الکساندریا 2» همچون بخورهای پُردودی است که در تاریکی شعله‌ورند؛ همچون چشم‌های پُر از شور و شوق؛ و همچون نامه‌ای عاشقانه و بلند که انگار وسعتی به اندازه یک کتابخانه دارد. «الکساندریا 2» صمیمیت و جذابیت یک گل رز شکوفاشده را درون خود دارد؛ یا همچون نیمه گمشده یک سیب است، یا نیروی دلنشین سدر، یا وسوسه مرگبار یک گل برف. «الکساندریا 2» رودی از موج‌های شورانگیز است که در میانه یک شهر می‌خروشد؛ آنجا که نت عود کامبوجی همچون ملکه‌ای جادویی به درون روح شما گام می‌گذارد و صدای ناقوس‌های پُرهیاهو می‌گویند که او به تالار سلطنتی‌اش بازگشته است، آن هم با دنباله و ردی گران‌بهاتر از طلا.

در محصولات برند زرجف خیسی دور والف و محل اسپری در هنگام باز کردن ادکلن رایج است که در برخی موارد باعث خوردگی شیشه می شود و برند زرجف هنوز راهکار مناسبی برای رفع این مشکل اتخاذ نکرده است . 

نوع عطر ادو پرفیوم
برند زرجوف
عطار کریس موریس
طبع گرم
سال عرضه 2012
گروه بویایی شرقی چوبی
کشور مبدأ ایتالیا
مناسب برای آقایان و بانوان
اسانس اولیه سیب ، اسطوخودوس ، دارچین ، اقاقیای پالیساندر
اسانس میانی رز ، سدر ، گل برف
اسانس پایه مشک ، کهربا، وانیل ، چوب صندل سفید ، عود
نمره کاربران
Alexandria II-زرجوف (زرجف) الکساندریا 2
رایحه
8.9
204 رای
ماندگاری
9.1
204 رای
پخش بو
8.9
204 رای
طراحی شیشه
9.3
204 رای
این عطر برای من یاد آور ...
محصولات دیگری از برند زرجوف
اخبار برند زرجوف
عطرگرام
نظرات کاربران (149 نظر)
راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
8
رایحه
9
ماندگاری
8
پخش بو
7
طراحی شیشه
با سلام قبلا نظرمو درمورد این عطر بیان کردم پرفورمنس عالی با بوی لوکس‌و فوق العاده.با توجه به افزایش بی رویه این عطر و عطر های نیش دیگر آن اگر دوستانی که تبریز تشریف دارن مایل به تست این عطر یا عطری که بنده در کلکسیون کوچکم دارم میتونن با هماهنگی‌مدیریت عطرافشان جهت تست حداقل چند پاف در خدمتشون باشم
09 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
10 تشکر شده توسط : علی عزیزی ارژنگ بوترابی

آلکساندریا ۲، از خاندان اشرافی زرجوف، روایتی از سیب و دارچین و اسطوخودوس که در دمی گس و باشکوه آغاز می‌شود، در قلبی از گلاب و چوب سدر به معراج می‌رسد و در نهایت، بر بستری از عود لائوسی و مشک و کهربا، چونان خاطره های ازلی بر پوست سنگینی می‌کند.
گویی تمام افسانه‌های شرق، در شیشه‌ای محبوس شده‌اند.

اما حیف و صد حیف که این روزها بوییدن این حماسه، جیب آدم را تهی میکند. قیمت این شاهکار چنان سر به فلک کشیده که گویی به جای عصاره‌ی گل و چوب، قرار است شیشه را از طلای آب‌شده پُر کنند. عطر، قرار بود خیال را پرواز دهد، اما حالا پیش از خریدنش باید حساب بانکی را به خاک سیاه نشاند.

خب در مورد قیمت که مبالغه نکردم ولی در مورد خود عطر مبالغه کردم؟!
قطعا...

ما برای آنچه دوست داریم، منطق می‌سازیم. منطق من برای این عطر، شعر بود. منطقِ تو شاید بویش باشد. منطقِ بازار اما، بیرحم است و ته جیب را نگاه می‌کند.

جهان بر همین می‌چرخد برادر؛ بر مدار عشق‌هایی که برایشان استدلال می‌تراشیم، و حسرت‌هایی که برایشان شعر می‌بافیم.
لعنت به این دنیا...
06 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
23 تشکر شده توسط : حسین رفیعی فرهاد

8
رایحه
10
ماندگاری
9
پخش بو
7
طراحی شیشه
در وصف زرجوف الکساندریا بطور خلاصه بگم

نــه اون عطر بشدت هـایپ شده توسط بلاگر هاست، و نــه یک عطرِ تحقیر شده توسط برخی عزیزان!

فکر می کنم برند زرجوف از عطار زرنگِ این عطر " آقای کریس موریس " خواسته که عطری بشدت قدرتمند " چــه در پــخش و چــه در مـاندگــاری " تولید کنه - اون هم با محوریت اسطـخـدوس و خوش رقصی عــود ...

کارش رو هم به بهترین نحو انجام داده آقای کریس موریس - نمره بیست رو برای نیل به این هـدفِ کمپانی زرجـوف می گیره

الـکـسـانـدریـا بشدت عطر گرون قیمتی هست (متاسفانه) - وقتی که بعد از 2مــاه کُت سفیدم رو بو کردم و متوجه شدم Dry down عـودی این عطر هنوز قدرتنمایی می کنه متوجه شدم که این گــرون بودن بـی حـکـمـت نبوده !

فقط کافیه با رایحش ارتباط بگیرید - و در هر جــا و مــوقـعــیــتی استفادش نکنید تا لــوث شه برای خودتون
02 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
20 تشکر شده توسط : کیوان معروفی فرهاد
باید عطر اصل رو و تمام کپی‌ها رو روی بلاتر بزنید بعد از ۱۰ ساعت همه رو با محصول اصلی مقایسه کنید تا متوجه این شاهکار بشید.حرف و حدیث پشت سر یک جنتلمن زیاده ممکنه با تقلید ازش لباس پوشید ولی وقتی طرف دهنشو باز میکنه حرف میزنه تفاوت‌ها معلوم میشه...قضیه الکساندریا ۲ هم با کپی‌هاش همینه.
02 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
38 تشکر شده توسط : رضا عبدالغفاری هاشم پور

الکساندریا 2

عطری سرشار از آکوردهای شمرده و زمانبندی شده با بازی هنرمندانه نت های شفاف و با کیفیت. چنان شکوهمند که برای پوشیدنش باید ملبس به البسه فاخر و درخورِ آن باشید. زمان استفاده صرفا پس از فیس ماساژ الیزابت آردن، درست نیم ساعت قبل از سوار شدن بر لیموزین برای مراجعت به یک جشن مجلل.
ضروری است چنانچه در خلال میهمانی، نیاز به موال داشتید برای قضای حاجت یا بالا آوردن خوراک طبخ شده با دستور پخت سرآشپز میشلن، عطر را از تن به در آورید که آلوده نشود.

هرجه باشد رایحه ای با این جلال و شکوه، شاید عجل باشد از وجود بی جلال و شوکت بر تن کننده اش.


خواهان راهنمایی دوستان برای انتخاب یک عطر هستم:

که مرا مهم جلوه دهد و متشخص،
هم درونگرا و عمیق، هم برونگرا و خوش برخورد، خاص با اینحال همه پسند، همزمان مرموز و رو راست،
نشان از روحی زخم خورده و مبارزی تزلزل نا پذیر و نیز انسانِ اجتماعیِ متمولِ موفق ...

همه دوستش بدارند! ... نه؛ دوستم بدارند! با معجزه این عطر
مرد و زن، کودک و جوان، میانسال و کهنسال به خصوص اُناث را راهی کند برمن با اشارتی...
سرها را برگردانّد آنگاه که در گذرم از آنان یا درگذرند از من ...
با این عطر به یاد آورندم؛
چرا که در گریز و گذرم از یادِ «خودِ» چرکینِ بویناک ام.


از خودم بگویم:

سبک پوششم را ببین. فریاد می‏زند: یک چریک بلشویک!
چریکی ناتوان از زندگی خالی از استارباکس، یوتیوب و عطر شنل!

زیر صدای انفجار و دود قارچ گون آن، نگران چیزی نیستم جز زندگی نزیسته و انتخاب عطرم
قصه می توانم نگاشت از رنج کودکان کار و غم نان
همزمان با جستجو و تمنای ظروف فاخر در دیدارگاه های این بازار مکاره!

عطر نیش پوشیده، یقه تن پوشم باز تا از نظر پنهان نماند آویز کارتیه ام،
در انتظار تماشای نمایش بینوایان در روز جهانی فقر،
چرا که در کمال تواضع بسیار فرهیخته ام و سخت خود شیفته!
برای فراغت از رنجِ دیدنِ نمایشِ رنج
و چکیدن اشکی از احساسات بشردوستانه ام
در راه غذاخوری و دنده کباب شهره اش در شهر...

نیک می دانم ذره ای هستم و شاید نیستم در بی کران هستی
با احساسِ همیشه حاضرِ بودن در کانون کائنات!
مارسل پروست را خوانده ام، میلان کوندرا نیز. هوسرل و هایدگر را می‏شناسم البته نه از نزدیک و حتی نه از دور.
در اسارت مکث آخرِ نسیان و فروخوردن، از تعفن خودبزرگ پنداری ام.

نظاره گر بر گسست نهاد انسان و قوامش بر توجیح پلشتی،
بر زخم چرکین و بدبوی سرمایه داری، پنهان در پارچه لطیفِ سپید و عطری گل فام،
این تصویر مجعوج و هولناک روتوش شده با خط لبخند لمینیت.

من یک شیشه عطر تام فورد دارم یک دیور و کت خوش دوخت بهاره پرادا
عطری می خواهم خاص و رسمی در جلسه با افرادِ غیرخاصِ غیررسمی
و عطری برای محافق هنری و فلسفی در ارتباطم با اشخاص نامربوط به هنر و فلسفه

عطری برای دور شدن هرچه بیشتر از خود و هم مواجهه با خود!
آنگاه که ...
دارم از ریشه می پوسم..


تصدقتان دوستان
31 فروردین 1405 پاسخ تشکر
43 تشکر شده توسط : Eric Revo فرنـاز
عرض کنم که نتونستم جلوی خودم رو بگیرم که نگم بیشتر دوستان چریک مثل شما هستند 😁. فقط شجاعت شما در بیان این موضوع قابل تحسین هست. حالا گذشته از شوخی چه اشکالی داره آدم در کنار میل به لذت بردن از مواهب مادی زندگی، دغدغه‌های انسان دوستانه هم داشته باشه. به قول مومنین خیر الامور اوسطها) اگر درست نوشته باشم). به نظرم تو عطرهای مجدا بکالی بگردید عربی - فرانسوی که با اسمهای ادبی- هنری، که کلی میشه در محافل مورد نظر دربارشون فلسفه بافت و راجع به تکثر و تلفیق داد سخن داد 😜. شایدم یک برند ایندی نیش که کمتر کسی بشناسه و اگر کسی اسمش رو پرسید، هم خاص باشه و هم بشه راجع به فواید fair trade و حمایت از صنایع کوچک در برابر غول های صنعت عطرسازی داد سخن داد. گفتم fair trade یادم افتاد برند The body shop یک زمانی چنین ادعایی داشت که مواد اولیه اش رو از صنایع محلی و کوچک تهیه میکنه اما خب الان اونم لورئال خریده. شاید اگر بخواین وزن چریکی بیشتر از لاکچری باشه بتونید یک نیم نگاهی بهش داشته باشید.
31 فروردین 1405 پاسخ تشکر
34 تشکر شده توسط : Eric Revo سانیار
سلام و عرض ادب
با توجه به خصوصیاتی که در متن بسیار زیباتون به آنها اشاره کردید ، یک عطر جوابگوی این همه خواسته نیست ولی خب به نظرم اومد این عطر با توجه به برخی از اون خصوصیات خیلی خیلی مناسب شما هست :
«Io Non Ho Mani Che Mi Accarezzino il Volto»
«هیچ دستی نیست که صورتم را نوازش کند»
«از برند اونوم»

[EDITED] 1405/02/01 11:08
31 فروردین 1405 پاسخ تشکر
14 تشکر شده توسط : حسن شجاعی Ali Asghar
درود نوشته شما را خواندم زیبا بود .
گزینه هایی که پیشنهاد میکنم :

-وی کانتو مه آ کولپا ( V CANTO - Mea Culpa )

بوی پچولی  با تم گرم و خوشمزه گورماندی لوکس و مجلل ولی خاص و کلاسیک  نه از نوع صابونی از نوع وانیلی

-گوچی ویس آف ده اسنیک - The Voice Of The Snake 

بوی تلخ دارک مردونه عبوس که یه لبخند به زور  به بقیه نشون میده رسمی -  نیمه رسمی  ولی نایت تایمش استفاده بشه حرف نداره

-تو این لیست نمیشه از آمواج‌گزینه ایی نگفت  آمواج کینگ بلو  خوراک این چیزی هست که گفتی بوی شادابی مرکبات اولیه وتلخی عود در بک گراند  من بین عطر های لاین‌کتابخانه آمواج  اول کینگ‌بلو و بعد سیلور عود تاپ های من‌هستن

از این خوشگلا و همه دوستشون دارن بگذریم میرسیم به چندتا که واقعا مخاطب خاص دارن

مثل زولوجیست Tyrannosaurus rex که بوی جنگلی آتیش گرفته و حیوانات در آنجا کباب شدن میده داررک عجیب

این یکی یه ذره خوش پوش تره و دوستش دارن  شرکت بیوفرت لندن مدل وی ات آرمیس که بوی دودی آتشی میده و یه مدل دیگه قلب سیاه کوار ده نوار این بوی جوهر و تلخی خاصی داره تو ایام پاییز گیراس

لیست رو شلوغ نمیکنم فعلا با همینا امیدوارم‌لذت ببرید.
01 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
20 تشکر شده توسط : m sheykhzade Herod
به عزیزان: آلاليتا، مارین، JooDan
سلام و ارادت به محضرتان
من حقیقتا قدردان توجه و محبت شما هستم و همینطور لطفتون در پیشنهادات ارزشمندتون🙏❤️
ارادتمندم
02 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
9 تشکر شده توسط : Eric Revo حسن شجاعی
من تو اتات لیبره دنبالش میگشتم کار رو جمع میکردم
03 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
13 تشکر شده توسط : هاشم پور Herod
درود به ارژنگ بوترابی گرامی
زحمت شما در پاسخ به نظر من، بهانه ای شد برای عرض ارادت و تشکر
بنده تمام نظراتت رو خوندم و دنبال میکنم و خیلی از اونا بهرهمند شدم.

وقتی شما که هم خوش سلیقه اید هم کاربلد چنین پیشنهادی میدید من اصلا در صحت و دقتش، تردید به خودم راه نمیدم.

امیدوارم همواره در صحت و سلامت باشی
با احترام
04 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
8 تشکر شده توسط : Eric Revo Herod
درود به ارژنگ بوترابی گرامی
زحمت شما در پاسخ به نظر من، بهانه ای شد برای عرض ارادت و تشکر
بنده تمام نظراتت رو خوندم و دنبال میکنم و خیلی از اونا بهرهمند شدم.

وقتی شما که هم خوش سلیقه اید هم کاربلد چنین پیشنهادی میدید من اصلا در صحت و دقتش، تردید به خودم راه نمیدم.

امیدوارم همواره در صحت و سلامت باشی
با احترام
04 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
17 تشکر شده توسط : Eric Revo Abed
ژاک کاوالیه در حالی که عطر بیک شماره ۳ خودش را مجددا شارژ می‌کند : هی ناتالی ! نه ، نتونستم ، برای این نشد ! من تونستم بولگاری و انقد باد کنم تو همون سایت معروفه ۱۰۰ میلیون قیمت بخوره ، اما واسه این یارو نتونستم عطری طراحی کنم .
ناتالی لارسن با لب های غنچه شده در حال دمیدن به لاکی که از ایستگاه مترو سن ژرمن خریده به پروفایل او خیره می‌شود : نکن نمی‌تونی ، منم نتونستم . فقط کاش یه نفر به این جوون رعنا بگه از زیر نور مستقیم اون چراغِ کنار بره ، به پوست چریکی ش خدشه ای وارد میشه .
پیر بوردن در حال دوش گرفتن با عطر شُل واتِر که هدیه مشترک مدیران فیرمینخ و ژیوودان به مناسبت بازنشتگیست، رهاورد سفر به امارات و بازدید از شرکت داوود خان ( البته مدیر این شرکت هر گونه شباهت معنادار با عطر معروف شرکت دیویدوف را قویا تکذیب کرده گویا ( کالون بزنه به کمر دروغگوش ) ) ، رو به ژاک : آره ناتالی راست میگه ، هیشکی نمیتونه .
میشل آلمیراک نیز از میز بغلی در حالی عطر عودی را که از مغازه های خیابان های اطراف کلیسای اسقف اعظم واتیکان به معیت دو جفت جوراب نانو توسط فیلیپو سورچینلی به او اهدا شده با دَماغ مماس می‌کند: دروغ چرا منم نتونستم .
HOMON .... HOMON .... HOMON
این را برتراند دوشافو که سال های اوج ش رو پشت سر گذاشته و به کار در کافه های اطراف برج ایفل روی آورده ، سینی به دست رو به بزرگان می‌گوید
_ هر روز کلی عطار میاد اینجا واسه همین ، هیشکی تا به حال نتونسته واسه اون چریک لعنتی جذاب عطر طراحی کنه ...
بزرگان سر به زیر و مایوس قهوه می‌نوشند

[EDITED] 1405/02/04 23:29
04 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
43 تشکر شده توسط : Eric Revo نیلوفر کرامتی
به محسن جمالیان عزیز!

آقا عجب درام بویایی سنگینی بود؛ انگار بوی ناامیدی اساتید با نت پایانی واکس پوتین، فضا را پر کرده!

به آخر نوشته فوق العادتون که نزدیک می شدم گفتم احتمالا الان روپیون، با یه بطریِ عرقِ سگیِ دست‌ساز زیر بغل، وارد کافه میشه و میگه: بچه‌ها، متوجه شدم چرا شکست خوردیم! چون داشتیم دنبال نت‌های میوه‌ای می‌گشتیم، این یارو منبعِ تجدیدپذیرِ بوی باروت و قهوه س! پوستش به اینا و تهش به نت‌های سیم‌خاردار و دودِ لاستیک، واکنش مثبت نشون بده!

دست آخر، جمع بزرگان به این نتیجه رسیدن که تنها عطر درخور این چریک استارباکس به دست، اینه که بیک شماره 3 رو از کاوالیه بگیرن و به جای اسپری کردن، مستقیم بریزن تو باک موتورش تا شاید ترکیبش با دودِ اگزوز، ردی از هنرشون باقی بزاره!

در هر صورت پیام پر مهر و راهنمایی ارزندتون رو دریافت کردم....
چقدر خوبه که توی دنیای بی پایان عطرها آدم گمشده اش رو پیدا کنه و از اون بهتر اینه که این تازه پیدا شده، ارزون باشه! حس میکنم اینجا دیگه کاری نمونده و برام پایان خطه!

به عنوان مخاطبي كه ساعت هاي لذت بخش زیادی رو اينجا سپري کرده لازمه از همه تشکر کنم.

Goodbye, cruel world, I'm leaving you today
.... Goodbye, all you people, there's nothing you can say to

برقرار باشی و بهروز جناب جمالیان گرامی

پ.ن: تو راه بازارم برای خرید یک کارتن عطر بیک!
07 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
23 تشکر شده توسط : Eric Revo مرتضی ع
دوست عزیز اومدی و نسازی ! عطر مورد نظرت و در مقیاس احتکار ( به نظرم نیاز به اقدام قانونی هست ، یک جعبه 📦 عطر استاد پسند ) انبار کردی میخوای عطر ما رو خراب کنی ، اینجا هر کس یک نت و کنار هم میتونیم عطرِ دوامُ و امید و تشکیل بدیم ، همه ما نت به نت عطر عطرافشان و می‌سازیم ، الان وقت گود بای نیست ، الان وقت " همه با ذکر یک صلوات جمع تر بشینید بقیه جاشَنِ . هر کدوم از عزیزان اینجا واجب و لازمَن ، برای ایجاد آکورد همدلی ، مخصوصا شما با اون قلم خوب ، میتونید موقتا از تاپ نت برید به میدل نت ، نهایتا بیس نت اما خداحافظی ، وقتش نیست .
اگر براتون مقدور ( کیه که از دل دیگری خبر داشته باشه ) بمونید .
07 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
26 تشکر شده توسط : Eric Revo نیلوفر کرامتی
هومون عزیزم
درودها بر تو
اکنون فرصت ندارم پس موجز گویم نه تفسیر ، اما : مکفی !
دقیق میدانم چه میگویی :)
لیک ، میپردازم از درگاهی دیگر ، که دوستان عزیزم ، دید ، اشاره و پرداخته اند :
با نظر محسن جمالیان عزیزم موافق ام !
اکنون زمان رفتن نیست ، بگذار رایحه ی "واپسین" را از پسِ رایحه ی غبار و گرد و خاک و دود ببوئیم !
بسیاری از دوستانمان اکنون یک پای بیرون گذارده اند و یک پای درون !
لیک ما مانده ایم که : زمان بودن است !
اینهمه سااال ماندیم ، به بوییدن رایحه آرزوها باز هم میمانیم تا بوییدن عطر رفاه !
الان تلویزیون خواند در یک فیلم ایرانی :
که صبح تا شب ، بیرون کار میکنیم تا شب درون خانه رایحه ی "یک لقمه نان" داشته باشیم !
زن و مرد دنبال راهی میگشتن و عهد بستن ، نون و پنیر یا کباب دل خوش میخواد !
میبینی ؟؟ شاهد از غیب میرسد :)
خدا زنده اس !
و اگر ، رایحه شادی و رفاه تجربه نکردیم ، که این کمترین حقِ حس بویایی ماست به چشیدن ، آنروز همه با هم میرویم به جوییدن و یافتنش ، هرچند شخصا هیچ رایحه ای را زیباتر از رایحه دامان مادر سراغ ندارم !
هرچند که دامان اش خاکی و آلوده به عطر اشکهایی حزین باشد !
میمانیم به افشاندن عطر شادی بروزگار ناشادی !
میخواستم بنویسم : تا خدا چه خواهد لیک یافته ام که : خدا همان خواهد که ما خواهیم :)
بروم ، که اگر نروم همان یک لقمه نان هم ندارم

[EDITED] 1405/02/08 10:25
07 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
41 تشکر شده توسط : نیلوفر کرامتی Behrad
به عالیجنابان: کامبیز سخی، محسن جمالیان

سپاس از شما و دیگر عزیزانی که در مکتبِ نگاهشون در این محفل خوشبو، علاوه بر رسمِ بهتر بوییدن، بهتر دیدن رو هم آموختم. هر کلامِ شما، بذری بود که در من سبز شد و تماشای جهان رو شکوهی دیگر بخشید. مهربونی شما چراغیه که در تاریکیِ ابهام، راه رو نشونم میده و یادتون رو در جانم همیشگی می‌سازه.

تقدیر، گاه ریشه رو نه به خواهش دل، که به تازیانه‌ی مصلحت از خاک می‌کشه. رفتن، همیشه به معنی دل بریدن نیست. گاه پای رفتن، فرسنگ‌ها دورتر از میلِ موندن می‌ایسته. ما مسافرانِ جاده‌های اجباریم؛ اونجا که روزگار چمدون می‌بنده و ما، تنها به تماشای ردپایی می‌نشینیم که باد با خودش می‌بره...

و امید به بازگشته که زنده نگهمون داشته!

با تقدیم احترام و آرزوی بهروزی و به امید دیدارها

08 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
18 تشکر شده توسط : Eric Revo          nazanin

بیشتر بدرد ه مهمونی ها میخوره
از اونجایی ک زیاد مهمونی برو نیستم ازه‌دورهمی بدم میاد به همین دکانت ک تهیه کردم و البته تمامش کردم دکانتو اکتفا میکنم و دیگه تهیه ش نمیکنم...

ی جورایی یاده اون بیست سال پیش میفتم که هر جا میرفتم مهمونی بو چوپ قرمز میومد.نمیگم رایحه شبیه ه همه.منظورم اینه که همچین فضایی داره....
29 اسفند 1404 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : Telecaster سورنا مقدم

8
رایحه
9
ماندگاری
8
پخش بو
7
طراحی شیشه
چندین بار در شروع نظراتم سال خرید و قیمتو میگم که نه تنها برام جذابیتی نداره بلکه اذیت میشم از این همه گرون شدنا سال ۹۶ بود اشتباه نکنم تستش کردم از نظر من فوق العاده بود ولی اطرافیان البته با توجه به قیمتش که ۲۸۰۰ بود زیاد مشتاق نبودن بالاخره گرفتم اون زمان از نظر بنده بهترین پرفورمنس رو در بین کلکسیونم داشت که یادمه یه بار شهر خودم پوشیدم بعد سه ساعت رانندگی به دانشگاه رسیدم وارد کلاس که شدم کلاس بزرگی بود با ۱۲۰ دانشجو بعد کلاس اسمش رو میپرسیدن و الان هم با اینکه تقریبا هایپ شده ولی پرفورمنسشو من در مشابه های دیگه کم دیدم این عطر از نظر بنده شاید چندسال قبل ارزششو میداشت الان نسبت به قیمت و عطرهای گرمیش و کپی ها ارزش خرید کمتری داره
18 اسفند 1404 پاسخ تشکر
10 تشکر شده توسط : Mahdisss Mahmod Akrami

رایحه این کار به شدت شبیه و یاداور رایحه متئو شماره 5 هست،خود متئو شماره 5 هم رایحه اش شبیه پرادا لونارسا اسپرت هست. به ترتیب کیفیت گفتم اول الکسانریا2 بعد متئو شماره 5 بعد پرادا اسپرت.
رایحه ش اصلا سلیقه من نیست با این همه سر و صدا و طرفدارا و تعریف هایی که داره .
ولی هر کسی از این کار خوشش میاد به خاطر قیمت خیلی بالای این کار، توصیه میکنم متئو رو خریداری کنه اگر دنبال این مدل رایحه با قیمت پایینتر هست.
24 بهمن 1404 پاسخ تشکر
10 تشکر شده توسط : فاطمه فیضی 🄼🄾🄽🄰

درود و مهر
دوستان بهترین جایگزین برای الکساندریای ۲ قطعا گرند ممویر از رومن بلایزر هستش، من هردوشون رو تست داشتم واقعا بالای ۸۰ درصد شبیه الکساندریا ۲ هست.
اولش بوی چوبی و گرمی داره بعد مدتی رایحه دارچین و زعفران و گلی. طبعش گرمه، ولی جالب بود نظرات دوستان رو خوندم نوشته بودن یه رایحه س که زود برات تکراری میشه، درست میگن من که بار اول دکنت الکساندریا ۲ و بعدش باتل گرند ممویر رو تهیه کردم، از شدت خوشحالی و ذوق قیافه م دیدنی بود! میگفتم واو بهترین رایحه دنیا رو کشف کردم! اما الان که اوایل دی ماهه و فصلشم هست خیلی باهاش حال نمیکنم! رایحه ش زود تکراری شد برام! مقایسه کنید با تق هرمس، یا لالیک انکر نویر که بعد سال ها الانم دوس داشتنی اند...
شاد باشید
04 دی 1404 پاسخ تشکر
13 تشکر شده توسط : حسین رفیعی رضا عطردوست

این رایحه به این معمولی چرا انقد هایپ شده واقعا
28 آبان 1404 پاسخ تشکر
6 تشکر شده توسط : مجتبی علی شهرابی
سلام
اگر منظورتون گلایه هست که خب هیچ. تا حدی باهاتون موافقم.

اما اگر جمله‌تون سوالیه، باید عرض کنم هایپ شدن عطر رو میشه یه جورایی از جنس «صنعت مٌد» در دنیا طبقه‌بندی کرد که سازمان‌ها و برندهای بزرگ بخوبی از یک خطای مغزی بزرگ در مغز ما استفاده کرده و گردش مالی هزاران میلیاردی خودشون رو به دست میارن:
اثر «همنوایی با جمع» یا همون اثر خطای Conformity

قبلا هم در عطرافشان در موردش صحبت کردم. هرچند امروز از این پدیده، به عنوان «خطای مغزی» یاد میشه اما مثل بسیاری از ناهنجاری‌های دیگر دنیای امروز، همین موضوع در «بقا»ی نسل انسان در طول تاریخ و تکامل نقش داشته.

طرفداران میلیونی فلان تیم ورزشی رو درنظر بگیرین. آیا پولی بهشون میرسه؟ آیا باشگاه مال پدرشونه؟ آیا دروازه‌بان اون تیم پسرخاله‌شه؟ پاسخ خیر هست. اما پس چرا وقتی اسم این تیم میاد رگ گردنشون میزنه بالا ؟

زمانی بود که اگر من مثلا دماغم رو عمل می‌کردم باید جواب چرای این و اون رو می‌دادم که معمولاً هم پولیپ بینی!!! داشتم و ...
اما امروز در یک جمع خانوادگی، اگر من جاییم رو عمل نکرده باشم باید جواب دیگران رو بدم که چرا هنوز عمل نکردی؟!
چرا؟ چون «همه» عمل میکنن. «همه» پیکرتراشی میکنن و ...

زمانی لیسانس میگرفتیم و میرفتیم دنیال کار. امروز باید جواب این و اون رو بدیم که چرا نرفتی فوق بگیری؟! چرا نرفتی دکترا بگیری؟!
چرا؟ چون «همه» میرن دنبال ادامه تحصیل. غافل از اینکه ما در کشورمون به وفور کارشناس داریم و کمبود تکنیسین بیداد می‌کنه!

کافیه 4 نفر فلان عطر رو بزنن، یکی دو تبلیغ سوشال مدیا هم در موردش ببینیم. پولش رو هم داشته باشیم. اونجاست که شاید روزی برسه که مجبور باشیم جواب دیگران رو بدیم که تو که پول داشتی هنوز نرفتی فلان عطر رو بخری؟!!
چرا؟ چون «همه پولدارها» این عطر رو میزنن. حتی اگه از خود رایحه بدشون بیاد!!!!!!!

اثر سهمگین خطای کانفورمیتی رو دست کم نگیریم که دنیایی روش حساب باز کرده و همونطور که عرض شد باعث گردش مالی افسانه‌ای شده دوست عزیز.

تقصیری هم متوجه کسی نیست. این بخشی از تکامل مغز ما بوده و صدها هزار سال قدمت پشت سرشه و نمیشه با چندجمله اون رو از بین برد. ولی معدود افراد «آگاه» در دنیای امروز هستن که اثر این خطا رو در مغزشون میتونن کنترل کرده و خلاف جهت شنا کنن.

موفق باشید
28 آبان 1404 پاسخ تشکر
27 تشکر شده توسط : محمد راستی فر Mostafa

9
رایحه
8
ماندگاری
8
پخش بو
9
طراحی شیشه
روزی که برادرم دکانت این عطر رو برای «مرتبه دوم» سفارش داد و در حد چند پاف استفاده کرد و کنار گذاشت، برام عجیب بود که چرا رایحه‌ای به این خوبی رو کنار گذاشته.
طبیعتاً اینجانب هم طبق وظیفه نانوشتۀ «کِش رفتن دکانت‌های اخوی!» این دکانت رو برداشتم و مدتی استفاده کردم و کلّی کیف کردم. اما نهایت لذتم به چند هفته نرسید.

امروز با یکی از اساتید حوزه روایح که مقیم خارج ایران هستن صحبت همین عطر بود. مطلب جالبی گفت. به این مضمون که الکساندریا2 واقعاً عطر خوبیه، اما خیلی زود خسته‌کننده میشه! حتی بهش گفتم شاید به این دلیله که در فصل نامناسب ازش استفاده میشه. گفت زیاد ربطی نداره، خیلی‌ها رو دیدم که در فصل مناسب و زمان درست استفاده می‌کردن اما خیلی زود خسته شده و کنارش گذاشتن.

درست و غلط یا قبول و رد نظر این بزرگوار رو بهش کاری ندارم و فقط نقل قول کردم که قطعاً هم عمومیت نداره و ممکنه سا‌ل‌ها عطر امضای خیلی‌ها هم باشه.

اما نکته‌ای که برام جالب بود اینکه چه دنیای عجیبیه دنیای روایح!

اینکه یک عطر فاخر و خوشبو (مثل همین الکساندریا2) در شروع کار، اونقدر برامون ذوق داره، اما بعد از مدتی میذاریمش کنار!
اما در عین حال، عطرهایی هم هستن (اکثرا کلاسیک) که بعد از چند دهه با هیچ رایحه‌ای در دنیا عوضشون نمی‌کنیم
(مجدداً یادآوری می‌کنم که این موضوع هم قطعاً عمومیت نداره)
27 آبان 1404 پاسخ تشکر
20 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 marjanmohamadi
ممنون از توضیحات کامل شما واقعا همینه که میفرمایید ولی خدارو شاکرم من جزو اون یه عده نیستم برعکس چیزی رو که همه میرن سمتش ازش دور میشم 💓
02 آذر 1404 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : امیر محمدی Telecaster
به‌نظرم این ماجرا فقط محدود به دنیای روایح نیست، در دنیای آدما هم دقیقا همین اتفاق میفته. خیلی وقتا در برخورد اول، جذب ظاهر زیبا، درخشان و چشم‌نواز یک نفر میشیم و با اشتیاق دوست داریم بهش نزدیک بشیم، درست مثل عطری فاخر که در شروع، سرمست‌کننده و پرهیجان به نظر میرسه. ولی با گذشت زمان، وقتی لایه‌های عمیق‌تر کنار می‌رن، میبینیم پشت اون ظاهر جذاب، تهی از معنا، اخلاق و عمقه، و همین میشه که کم‌کم دل‌زده و خسته میشیم.
در مقابل، آدم‌هایی هم هستن که شاید در نگاه اول، ظاهر ساده و بی‌ادعاشون چندان توجهی جلب نکنه، درست مثل بعضی رایحه‌های کلاسیک و قدیمی. اما اگر به هر دلیلی فرصت همراهی و شناختشون رو پیدا کنیم، کم‌کم به عمق، اصالت و گرمای وجودشون پی میبریم، آدمایی که هرچه زمان می‌گذره، دوست‌داشتنی‌تر میشن و به بخشی جدانشدنی از زندگیمون تبدیل می‌شن، همونایی که دیگه با هیچ چیز حاضر نیستیم عوضشون کنیم.
شاید بی‌دلیل نباشه که عطر کارون ایمز موا کام ژ سویی ( مرا آن‌گونه که هستم دوست بدار ) دقیقاً به همین مفهوم اشاره می‌کنه، انگار نجوا می‌کنه که در برخورد اول، صرفاً بر اساس ظاهرم قضاوت نکن، فرصت بده، همراه شو. اگر من رو همون‌طور که هستم بپذیری، آرام‌آرام لایه‌های پنهان، ظرافت‌ها و زیباییهای درونی‌ام خودشون رو نشون می‌دن،درست مثل رایحه‌ای که با گذر زمان، معنا و ارزش واقعیش آشکار می‌شه
03 دی 1404 پاسخ تشکر
20 تشکر شده توسط : ع میرزایی حسین رفیعی
درود بر استاد عزیز

در مورد نظری که مرقوم داشتین یادمه مدتی قبل که نظرات جناب ایکاروس را مطالعه میکردم در مورد همین عطر جمله ی جالبی نوشته بودن :
(( الکساندریا ۲ عطری برای دیگران است‌ و در گذر زمان صاحب عطر را انکار میکند. قصد و هدف این عطر همین است. تحکم ِ "حضور خود عطر" تا تحکم حضور ِ فرد ! عطر بیش از فرد خودنمایی میکند ))

پ ن :
در محیط آموزشگاه چند روز پیش مدیر بنده که بسیار با هم خوب و صمیمی هستیم جلو چند نفر از افراد مهم دیگه آموزشگاه سر موضوعی غیر مرتبط با وظایف من (ولی مرتبط به همکاری جمعی در شرایط خاص) که البته خودم کمی مقصر بودم و در توجه به اهمیت موضوع تعلل داشتم داد فریادی زد که چرا نمیای کمک ! (بنده خدا سرش شلوغ بود و نظم کار کمی بهم ریخته بود و البته سابقه این رفتار رو‌ با چند همکار دیگه هم داشت که تاکنون آشتی واقعی بینشون بوجود نیومده! ) بدون حرفی پشت سرش رفتم و کار ها رو سر و سامان دادیم تا غروب صحبت نمی‌کردیم با هم در حدی که چند تن از همکاران میخواستن به اصطلاح ما رو صلح بدن:) هیچی دیگه موقع برگشتن به خونه خودم رفتم سراغش (از من بزرگتره) و گفتم فلانی من به سهم خودم عذر میخوام اونم بنده خدا گفت از اون موقع تا حالا حالم گرفتس که چرا جلو جمع سرت داد زدم و میخواستم بعد ازت عذر بخوام ولی جلو جمع غرورم اجازه نداد، خلاصش در یک آن صورت هم رو‌ ماچ‌کردیم کاری که تقریبا هیچ کس تو‌ اون فضا انجام نمیده ولی خودم اینجور مواقع خیلی ناراحت میشم چه مقصر باشم چه نه دوست ندارم کدورت ادامه پیدا کنه و یادم نمیاد تا بحال برای آشتی طرف مقابل زود تر ازمن اقدام کرده باشه :)))
این موضوع خودش بعضی جاها شاید یجور عیب به حساب بیاد اما صرفا با یک فلش بک در مورد خودم خواستم بگم که در برداشت شخصی خودمون چقدر یک عطر میتونه با شخصیت ما فاصله داشته باشه و چقدر یک عطر دیگه شخصیت ما رو کامل تر وُ زیبا تر جلوه بده و این جدا از صرفِ دوست داشتنِ یک رایحه هست ! :)
خلاصش من هم عاشق رایحه ی آلکساندریا ۲ هستم ولی عطری نیس که بخوام‌ بپوشم پس ترجیح میدم روی تن دیگران که با شخصیت شون‌ هماهنگ هست استشمام کنم و یا در خلوت خودم از دکانت اون کمی روی بلاتر یا پوست دست اسپری کنم و ازش لذت ببرم...

سپاس از همراهی شما استاد عزیز و دوستان گرامی.

[EDITED] 1404/11/04 20:54
04 بهمن 1404 پاسخ تشکر
14 تشکر شده توسط : حسن شجاعی mahdis
درود بر کامبیز گرامی

قطعاً همونطور که به درستی فرمودین این موضوع محدود به روایح نبوده و در دنیای ما انسان‌ها به کرّات اتفاق میفته و به جرات میشه گفت اگر نگیم مهم‌ترین، اما یکی از مهم‌ترین عامل آسیب‌ها، صدمات و فلاکت‌ها و بدبختی‌های فرزندان حضرت آدم در این کرۀ خاکی، همین موضوعیست که بهش اشاره فرمودین:
«اثر هاله‌ای» یا همون Halo Effect

بیشتر از یک قرن از زمانی که ادوارد تورندایک برای اولین بار این پدیده رو نامگذاری کرد می‌گذره و شک ندارم که خودش هم در اون زمان نمی‌تونست متصور بشه که اثر هاله‌ای چه آسیب‌های وحشتناکی رو می‌تونه برای انسان‌ها رقم بزنه.
به بیان بسیار ساده شده، اثر هاله‌ای یعنی قضاوت سریع اولیه ما بر اساس ظاهر زیبا، پوشش دلنشین، صدای گیرا، چشمان نافذ و به بیان عامیانه همون «گرفتن ستاره شخص» !
زمانی که ما به واسطه «یک عامل دلنشین در نگاه اول» این یک عامل رو به تمامی ابعاد شخص مقابل تسرّی میدیم گرفتار خطای مغزی «اثر هاله‌ای» شدیم. البته تا اینجای کار مشکلی نیست. اینکه طرف مقابل در برخورد اول، صدای زیبایی داشته یا چشمان گیرایی داشته یا خوش لباس بوده یا خوش صحبت بوده یا ... ما هم خوشمون اومده و اون شخص رو بر اساس همون یک پارامتر «شخص خوبی» تصور کردیم الزاماً قرار نیست آسیب‌زننده باشه.
آسیب اصلی زمانیست که ما به واسه همون یک پارامتر، عاشق طرف میشیم! و سالها و چه بسا یک عمر بدبختی و مصیبت در انتظارمونه...
آسیب واقعی وقتیست که به خاطر گرفتارشدن در دام اثر هاله‌ای با اون شخص شراکت می‌کنیم و به خاک سیاه میشینیم...
یا در جلسه مصاحبه استخدامی ستاره‌مون می‌گیره و طرف مقابل رو سریع در یک پست حساس مدیریتی استخدام می‌کنیم و زمانی که چندمیلیارد از سازمان برداشت و دررفت اونوقت متوجه میشیم که اثر هاله‌ای چقدر می‌تونه آسیب‌زننده باشه.
(از قسمت اول موارد اشاره شده فوق یعنی عاشق شدن همگی ما می‌تونیم صدها مثال از پیرامون خود بیاریم و در هریک از دو مورد بعدی شخصاً ده‌ها مثال در ذهنم دارم. حتی از بزرگ‌ترین و مطرح‌ترین برندهای کشورمون)

اثر هاله‌ای اونقدر قدرتمنده که می‌بینیم افراد بسیاری پای استیج کنسرت فلان خواننده، چه رفتارهای عجیبی از خودشون بروز میدن که نیاز به گفتن نیست! اونقدر قدرتمنده که وقتی فلان سلبریتی ازدواج می‌کنه خبر خودکشی چندین نفر رو می‌شنویم! درصورتیکه اون خواننده شاید بجز صدای مخملین چیز دیگری برای ارائه نداشته باشه، یا اگه قرار باشه با اون سلبریتی معروف یکی دو ساعت هم‌کلام بشیم متوجه این واقعیت بشیم که بنده خدا فقط سیمای زیبایی داره و نهایت زمانی که میشه باهاش هم‌صحبت بود و تحملّش کرد به 10 دقیقه هم نرسه!!
همیشه و در حد توان به والدین گرامی یادآوری می‌کنم که «مراقبت» و «کنترل» به تنهایی ضامن آسایش فردای فرزندانمون نبوده و نخواهد بود. بلکه «آگاه‌سازی» اونها حائز اهمیت بالاتریست. مخصوصاً دخترانمون که بیشتر در معرض این آسیب هستن.

حالا که تا اینجا اومدیم حیفم میاد موضوع رو کامل‌تر نکنم. بهرحال بنده از اون دسته افرادی هستم که وقتی اول مجلس میرم بالا و شروع به صحبت می‌کنم، انتهای مجلس با پس‌گردنی میارنم پایین! :)))

نقطه مقابل اثر هاله‌ای چیزیست که «اثر شاخ» یا Horn Effect نامیده میشه. به عبارت دیگه:
اثر هاله‌ای: خوب دیدن بی‌دلیل طرف مقابل [صرفاً بر اساس یک پارامتر]
اثر شاخ: بد دیدن بی‌دلیل طرف مقابل [بازهم بر اساس یک پارامتر که می‌تونه بی‌ربط هم باشه]

تصور بفرمایید که قتلی در یک کوچه رخ داده. دو نفر از محل صحنه جرم عبور می‌کنن:
یکیش بنده حقیر، با ظاهری داغون، چهره‌ای شکسته و آفتاب‌خورده و خاک‌گرفته، لباس‌هایی مندرس و صورتی که رد جراحت چاقو از سال‌های قدیم روش حک شده.
دیگری هم یک فرد شیک‌پوش، خوش‌لباس، خوش‌صحبت، معطّر و در یک کلام: باکلاس!
من و اون شخص بازداشت میشیم و میریم برای بازجویی. مامور مربوطه با نهایت احترام از آقای باکلاس می‌پرسه چرا از اونجا رد میشدین و زمانی که ایشون درحال پاسخ دادن هستن که محل رفت‌وآمد روزانه من از اون کوچه هست، چه بسا برای این بزرگوار چای بریزه و بعد از اتمام سوالات تا دم در هم مشایعتش کنه.
نوبت بنده میشه. مامور محترم قبل از پرسیدن سوال، دو تا کشیده آبدار نثارم می‌کنه و میگه اونجا چه غلطی می‌کردی؟!!
غافل از اینکه شاید من کارگر زحمتکشی باشم که ناملایمتی روزگار باعث ایجاد اون ظاهر خاک‌گرفته و آفتاب‌خورده بوده، شاید رد بخیه صورتم یادگار جنگ و دفاع از کشورم بوده و ...

بیشترین افرادی که اثر شاخ در زندگی کاری‌شون میتونه باعث مشکلاتی برای دیگران بشه، یکی قضات محترم هستن و دوم ماموران پلیس. در بسیاری از کشورهای دنیا برای این دو قشر آموزش‌های خاصی درنظر گرفته میشه برای شناخت این خطای مغزی(اثر شاخ) و انشاالله در کشور ما هم همین‌طور باشه
:)

شرمنده بابت طولانی شدن
موفق باشید و مانا

پ.ن: روزی که این کامنت رو گذاشتین کوبیدم روی دکمه تشکر و تصمیم داشتم فردای اون روز پاسخ بنویسم که این «فردا» یک ماه به درازا کشید! :)
04 بهمن 1404 پاسخ تشکر
26 تشکر شده توسط : محمد راستی فر Kambiz
سلام جناب رفیعی عزیز
ممنون که با این نقل قول ارزشمند از جناب ایکاروس، به بهترین شکل ممکن، موضوع بحث رو تکمیل فرمودین. مصداق‌های فراوانش رو در جامعه امروز به وضوح شاهد هستیم. اینکه هویت «افراد» نه بر اساس خمیرمایه و داشته‌های خود اون فرد، بلکه پشت هویت «برند» گوشی و خودرو و لباس و عطر و محله زندگی و سازمان و ... تعریف میشه. صدالبته در مقامی نیستم که خدای نکرده تمجید یا نکوهش کنم که نه حق این کار رو دارم و نه سوادش رو. فقط خواستم بگم بهرحال این هم یک مدلشه :)
04 بهمن 1404 پاسخ تشکر
11 تشکر شده توسط : marjanmohamadi امیر رنجبر
خواهش میکنم استاد ، شاگردیم درس پس میدیم :)
بنده سابقا خیلی از نظرات شما رو مطالعه کردم واقعا از تحلیل هاتون لذت میبرم بخصوص در باب احوالات و کنش و واکنش های انسانی .(موضوعاتی که تدریس می‌فرمایید از علایق اصلی اینجانب و‌ مرتبط با تحصیلات دانشگاهی و مشغولیت فعلیم هست)
قبلا فرصت پیش نیومده بود الان خواستم بابت حضور گرم شما بطور ویژه تشکر کنم.
سلامت و پاینده باشید در سایه الطاف الهی
04 بهمن 1404 پاسخ تشکر
11 تشکر شده توسط : Eric Revo حسن شجاعی
سلام و عرض ادب
خیلی خوب بود. ممنون بابت این یاداوری مجدد از این خطا
05 بهمن 1404 پاسخ تشکر
7 تشکر شده توسط : حسین رفیعی حسن شجاعی

Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟