عطر «روژ اساسین» به ما نشان میدهد که حتی رنگها نیز میتوانند عطر و بو داشته باشند. با این عطر جذاب و خاص انگار ظرافتهای پودری رنگ سرخ کارمین که در ساخت رژلبهای هوسانگیز کاربرد دارد، وارد جهان عطرها میشود. «روژ اساسین» شما را به یاد رژلبهای زنان دلربا میاندازد؛ زنان عاشقی که از رژلب برای نوشتن کلمات عاشقانه روی آینه استفاده میکنند و با کلمات آتشین و رویاییشان شما را هر روز در رویایی خیالانگیز و عاشقانه فرومیبرند. این عطر خاص به ما میگوید که عشق نهتنها با شورانگیزی بلکه با حسادت و انتقامجویی هم گره خورده است. «روژ اساسین» همچون قاتل آتشینمزاجی است که همیشه ردی از جنایتهای سرخش بهجا میگذارد. آنجا که ردی از «روژ اساسین» به مشام میرسد، مردان و زنان همه تسلیم میشوند.
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | جوووی پاریس |
| عطار | آملی بورژوا |
| طبع | معتدل |
| سال عرضه | 2012 |
| گروه بویایی | گلی چوبی مُشکی |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | بانوان |
| اسانس اولیه | ترنج ، رز ، لامی |
| اسانس میانی | زنبق ، گل ختی ، برنج |
| اسانس پایه | دانه تونکا ، لوبان ، مشک ، وانیل ، سدر ، چوب صندل سفید |
سال 2012 بمب خبری، "پایان دنیا" بود. هر رسانه ای سهمی ازش میخواست برای دیده شدن. از مجله های علمی گرفته تا شوخی و سرگرمی. از فروم های اینترنتی گرفته تا فیسبوک و صفحه های میم... همه صحبت از تقویم مایا ها و پایان دنیا بود.
یکی به شوخی و کنایه میگفت همچین چیزی امکان نداره. دنیا میلیون ها سال بوده و باز خواهد بود.
عده ای روشنفکر این چیزهارو احمقانه میدونستن و طرفداران این تفکر رو تمسخر میکردن.
عده ای هم با قلم علمی به ریشه های این تقویم و علت این پیشگویی میپرداختن.
نتیجه بعضی از این تحقیقات این بود که اون تقویم در اون سال یک دور به پایان میرسه و دور بعدی شروع میشه. و این اتمام دور به اشتباه توسط برخی بعنوان پایان دنیا تلقی شده که اشتباست.
خلاصه داستانی شده بود. اون موقع هم اینطور نبود که موج پشت موج شکل بگیره و یا هرکسی یک موج جدیدی ایجاد کنه. خبرها کمتر بود و یک بمب خبری تا مدتها روش بحث میشد. خلاصه تا خود روزی که در پیشگویی اعلام شد، و حتی بعدش، جدل ادامه داشت و طرفداران و مخالفان باهم بحث و بگومگو فراوان کردن.
گذشت و شرایط به ظاهر به نفع جریان علمی و روشنفکر تمام شد. که بادی در غبغب انداختند و گفتند"هه، دیدید دنیا تموم نشد؟!!!!!!! ما که از اول میدونستیم هیچی نمیشه"
در هر صورت 2012 تموم شد و 2013 شروع شد و اتفاق خاصی هم نیفتاد. جهان به راه خودش ادامه داد. مردم زندگی شون رو کردن. دانشجوها درس خوندن، کارمندها کار کردن و حاکم ها حکمرانی. آب از آب تکان نخورد و اون ماجرا هم انگار یکی دیگه از اون حربه های رسانه برای توجه گرفتن، یا پرت کردن اذعان از یک اتفاق مهمتر بود. به هر حال اون تاریخ گذشت و اکثرا به خودشون و اطرافیان میخندیدن که چرا اونقدر انرژی صرف یه بحث بی جواب گذاشتیم و دلیل اون همه بحث و جدل چی بود؟
همونطور که گفتم تاریخ پیشگویی شده به راحتی گذشت و ظاهرا آبی از آب تکان نخورد. اما ظاهرش این بود!
حالا که به گذشته نگاه میکنیم میبینیم پیشگویی درست بود و دنیا به اتمام رسید. دنیا مُرد. واقعا مُرد. لفظا نه، ولی عملا.
جهان مُرد بدون اینکه بفهمند که مُرد. در یک شب و در یک تاریخ اعلامی بخصوص به یکباره نمرد اما مرد. ذره ذره و آرام آرام. یکهو نه اما قطعا.
عطرها مُردن. خلاقیت، روح و کیفیت از عطرها رفت. عطر آبکی تر و ضعیف شد با نت های سنتتیکِ بی جون. هنرِ عطر شد بیزنس عطر. عطرهای شاخص و خوب بمرور کم شدن و اون هایی هم که خوب بودن رفتن به لاین های نیش با قیمت چندبرابر.
موسیقی مرد. ساز مرد. هامونی مُرد. ترانه و احساس هم مرد. موزیک شد کالبد بی روحی از چیزی که بود: ریتم داشت، آکورد داشت، گاهی هم صدای ساز و بیس میومد اما مثل موزیک های قبل نبود که روحت رو به پرواز دربیاره، آرامت کنه یا اشکت رو دربیاره. روح نداشت. صداها شبیه هم شد، موزیک ها شبیه هم شد، تنظیم ها شبیه شد. خواننده ها اسم هاشون عوض میشد ولی.
فیلم مُرد. بخصوص بعد از کرونا. دیگه فیلم درست و حسابی ندیدیم یا خیلی کم دیدیم. سناریوها ضعیف، کارگردانی و اَکت ها مصنوعی. خیلی از جوایز و نمرات بالای سایت های امتیازدهی هم که قبلا با سختی بدست میومد، شد با زد و بند.
خودِ انسان مُرد. اخلاقیات و معنویات مردند. حریم ها و چارچوب ها شکسته شد و خط قرمزها رد شد.
غذاها، دوستی ها، روابط، درآمدها، کیفیت زندگی، سلامت روان و جسم، همه اینها بعلاوه صدها مصداق که الان ذهنم یاری نمیکنه، همه اینها هم ایضا.
پایان دنیا شاید حتی از قبلتر شروع شد. با شروع قرن جدید. یه چیزهایی از اون موقع عوض شد، یه چیزهایی غروب کرد. چیزهایی که بعضیش هم گفتنی نیست، حس کردنیه. فقط باید حس کرد و فهمید. باید حس کرد فقط.
اول خواستم در صفحه فلنکر آکوا بولگاری بنویسم بعنوان نماد دورانی که برندها عطر نیش در بطری نیش ارائه میکردن بدون اینکه لاین نیش و قیمت نیش داشته باشن. بعد بنظرم اومد در این صفحه بنویسم. جای خلوت و دنج، محصول ارائه شده در سال پایان دنیا.
موفق و مؤید باشید. برای همه سال خوب و پربرکت آرزومندم
مهیار