سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
عطر «لولیتا لمپیکا» برپایه نت شیرینبیان طراحی شده است. نت زیبای بادیان رومی در هماهنگی کامل و بینقصی به شیرینبیان و بنفشه اضافه میشود. سویههای غلیظ و سبز برگرفته از نت پیچک هم طراوت خاصی را در کنار حس مثبتاندیشی و خوشبینی به «لولیتا لمپیکا» اضافه کردهاند. رایحه بادام هم با سویه چوبی زنبق و سویه شیرین وانیل سازگاری دارد و بهخوبی با نت دانه تونکا و گل آفتابپرست پیوند میخورد.
| برند | لولیتا لمپیکا |
| عطار | آنیک مناردو |
| جوایز | بهترین عطر خوشقیمت برای زنان |
| سال عرضه | 1997 |
| گروه بویایی | گلی میوه ای شیرین |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | بانوان |
| اسانس اولیه | بنفشه ، بادیان ختایی ، پیچک |
| اسانس میانی | زنبق ، گل آماریلیس ، شیرین بیان ، گیلاس ، پونه کوهی |
| اسانس پایه | دانه تونکا ، مشک ، وانیل ، خس خس ، پرالین |
و اما در مورد Lolita Lempicka...، لحظه اولی که بوش به مشامم خورد، حس کردم عطر منه. نه اینکه بین عطرهایی که تست کردم، بهترین باشه؛ نبود. یا خاصترین و اونی که بیشتر از همه از رایحهش لذت میبرم.
فقط حس تعلق خیلی شدیدی که قبلاً نسبت به مورد علاقهترین عطرهام نداشتم. بیشتر شبیه شخصیت آرمانیم و چیزی که میخواستم باشم بودن تا خودم، برای همین چیزی ناجور میشد. مثل اینکه با سوییشرت گشاد ساده برید عروسی و بوت سوت سوارکاری پوشیده باشید همراه با تاج...
شروع عطر نوعی تیزی داره که گیاهیه، اما به معنای رایج «سبز» نیست. انگار پیچکها در فضای باز نیستند، لااقل نه اون قدر باز. شاید مثل باغچه یک عمارت یا صومعه متروک؟ پیچکهایی که دیوارهای قلعه رو دربر گرفتند و به داخلش هم راه یافتند؟
بارون نباریده اما بوی خاک خیسخورده به مشام میرسه و در بین اون بافت پیچیکی، تنها درخت، درخت گیلاسه.
هالههای جادو حس میشن و حس تعلیقآوری دارن، مثل مرزی بین واقعیت و Fairytale.
انگار اونجا گورستانی از پریها هم هست (بله، من خیلی دارک و مرموزم که تصمیم گرفتم همچین عطری رو به عنوان امضا انتخاب کنم و بوی گورستان مرزی پریها رو بدم.) و اون وانیل و پرالین هم از تجزیه جادوشونه، درخت با گیلاسهایی که از سرخی به سیاهی میزنن هم با خاک پری تغذیه شده.
شباهتهایی با عطر GUERLAIN La Petite Robe Noire داره، میشه گفت فضای اصلی یکیه، اون روبنویر اون باغچه در چشم فانیهاییه که نمیتونن هالههای جادوی گذرگاه رو حس کنند.
نمیدونم چرا دارم این رو مینویسم و به اشتراک میذارم، چون همین الان دچار شرم شدم. خیلی خیلی.