Thierry Mugler - Womanity EDP

تیری موگلر وومنیتی ادو پرفیوم

زنانه
کد کالا : ATR-31148
نوع عطر : ادو پرفیوم
check icon ضمانت اصالت کالا
مشخصات رایحه
مشخصات تولید
نام برند : تیری موگلر
کشور مبدأ : فرانسه
سال عرضه : 2010
کد کالا : ATR-31148
check icon ضمانت اصالت کالا

لطفا برای استفاده از امکانات کامل سایت، وارد حساب کاربری خود شوید

غیر قابل خرید
رای کاربران
  • عاشقشم
    99
  • نمی پسندم
    45
  • - 25 سال
    13
  • + 25 سال
    47
  • + 45 سال
    4
  • روزانه
    47
  • رسمی
    16
تعداد رای های ثبت شده : 366
ترکیبات اعلام شده
توضیحات

این همان محصول شگفت انگیز و بسیار خارق العاده و عجیب و غریب کارخانه Thiery Mugler ميباشد که بعد از وقفه 18 ساله از تولید Angel و بعد از آن پس از 5 سال از تولید Alien Angel اين بار نوبت به یکی دیگر از عجایب این کارخانه گردیده تا نشان دهد چرا در همان روزهای اول ماه ژولای 2010 که وارد بازار شد خط تولید آن چند برابر شد واستقبال بی نظیر و چشم گیر مردم از آن بی دلیل نیست چرا که رایحه بسیار خاص و کاملا زنانه، جامع و به روز و شهریست که لایق نام آن نیز میباشد.
 این ترکیب سبب شد تا وومنیتی به عنوان تقابل قوی عناصر خلق شود . در این عطر با استفاده از فرایند استخراج مولکولی جدید رایحه طبیعی انجیر برای بوهای شیرین استخراج شد. منشا این رایحه های خوشبو خاویار و ساختاری در عطر چوب انجیر است. پیر یولاس مدیر بخش بویایی کلارینس فراگرنس گروپ می‌گوید این عطر چالشی درست در خصوص ایده ترکیب بوی انجیر و بوهای شیرین است که موگلر این ایده را ارائه کرد.

اطلاعات این ادکلن را میتوانید هم اکنون در سایت عطر افشان مشاهده بفرمایید .

نوع عطر ادو پرفیوم
برند تیری موگلر
عطار رالف شویگر، شرکت مانه، الکسیس دادیه
طبع معتدل
سال عرضه 2010
کشور مبدأ فرانسه
مناسب برای بانوان
مناسب فصل پاییز
اسانس اولیه انجیر ، برگ انجیر ، درخت انجیر، خاویار
نمره کاربران
Womanity EDP-تیری موگلر وومنیتی ادو پرفیوم
رایحه
8.1
89 رای
ماندگاری
8.5
105 رای
پخش بو
8.4
104 رای
طراحی شیشه
9
89 رای
این عطر برای من یاد آور ...
محصولات دیگری از برند تیری موگلر
اخبار برند تیری موگلر
عطرگرام
نظرات کاربران (214 نظر)
راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
10
رایحه
9
ماندگاری
9
پخش بو
10
طراحی شیشه
واقعا درخور تمام تعاریفی که ازش میشه هست. عجیب ترین عطر زنانه تاریخ شاید !!!
هر لحظه به شکلی بت عیار در آمد
دل برد و نهان شد ....
اول نوت برگ انجیر با تلخی و گسی زیاد خودشو نشون میده و حتی گرمه برای من. بعد از نیم ساعت اون تلخی اولیه جای خودشو به شیرینی میده، یک شیرینی خیلی زیاد که رفته رفته کمرنگ و ملایم میشه. ولی هنوز گرمه برای من.
بعد از چندساعت یک عطر خنک ملایم کم شیرین حس میکنم.
بوی خاک باران خورده در کنار برگ های انجیر نم خورده زیر باران .... مثل بعد از ظهرهای خرداد در خونه قدیمی مون که پدرم باغچه و درخت انجیر زیبامون رو آب میداد ...
درختی که سرآمد کل کوچه بود از قامت و زیبایی و درشتی انجیرهاش ... و همه میخواستن اون انجیرهای درشت رو امتحان کنند.
یک بوی لوکس، عطر ملکه ها و زنان تاثیرگذار.
از نظر من نمیتونه روزانه باشه. چون به شدت ملایم پسندم. این عطر واقعا سنگینه، و دلیل اینکه اولش ممکنه یونی حس بشه، تلخی و سنگینی نوت های اپنینگ هست.
اما کم کم از اون فضای سنگین کاسته میشه و تبدیل میشه به عطری کاملا زنانه‌.
در مقابل خیلی عطرها من بهش نمیگم لطیف، میگم جالب و تاثیرگذار ...

دلیل این همه بولد شدنش هم یک بخشیش شاید بخاطر دی سی شدن عطره. هر چیزی نادر و کم بشه، محبوب میشه. این قانون ذهن انسانه‌.

[EDITED] 1405/02/13 11:59
13 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
18 تشکر شده توسط : حسنا عسل

دوستانی که این عطر و دوست دارن ولی تهیه کردنش براشون سخته
برند فرگرنس ورد یه عطر داره به اسم فمینیتی
کپی بسیار با کیفیت از وومنتی هست عالیه عالی تا ۹۵ درصد شباهت
پرفومنس بالا من که شگفت زده شدم از این همه کیفیت
کاش عطرافشان هم محصولات این شرکت رو اضافه کنه که با خیال راحت خرید کنیم
21 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
13 تشکر شده توسط : حسنا آرش
من امروز وومنیتی رو‌خریدم ولی مایع داخلش صورتی رنگ پریده نزدیک به زرد بود، از جای معتبر هم خریدم، و گفت مشکلی نیست درباره اصالت. کسی تجربه ای داره؟
10 خرداد 1405 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : Telecaster Eric Revo
رنگ مایع زرد رنگه وومنتی ماله نسخه های اولیه ی تری موگلر هست
بچ کد رو چک کنید اگه تولید قدیمی هست گل و زدین مبارکتون باشه
10 خرداد 1405 پاسخ تشکر
10 تشکر شده توسط : Roza asgari Telecaster
دلی عزیز...
ابتدا از خانم صالح‌پور عذرخواهی می‌کنم که به دلیل تجربه مشابه بنده کامنتتون رو ریپلای می‌کنم؛
زمستان سال ۱۴۰۳ یک باتل Womanity تحت عنوان Mugler با بچ‌کد سال ۲۰۲۳ از عطرافشانمون تهیه کردم که در اصالتش شکی نیست و بعد از گذشت یک سال یعنی زمستان سال ۱۴۰۴ مایع صورتی اولیه‌اش به صورتی مایل به زرد تغییر پیدا کرده که می‌تونه دلیلش نور محیط و... باشه، و همچنین در تصاویر مختلف موجود در سایت‌ها خیلی با همین رنگ برخورد داشتم، و فکر می‌کنم این رنگ در مورد مایع Womanity باید طبیعی باشه، بخصوص در تولیدات قدیمی‌تر که گاهی مایع کاملاً زرد بود؛
درمورد طبیعی بودن رنگ عطر شما اگر تحت عنوان Mugler و با بچ‌کد جدید هست و تابحال داخل جعبه بوده و بتازگی باز شده، متشکر خواهم بود اساتید و دوستان صحیح‌تر و کامل‌تر راهنمایی بفرمایند...

[EDITED] 1405/03/11 15:32
10 خرداد 1405 پاسخ تشکر
22 تشکر شده توسط : نیلا ی علی موسوی
پاسخ مدیر : سلام تغییر رنگ در بعضی عطر ها به خاطر مواد تشکیل دهنده می باشد ، معمولا نت وانیل باعث تغییر رنگ به قهوه ای کمرنگ میشود امر طبیعی هست
My Way , Lancôme Hypnose , Givenchy L’Interdit نیز این تغییرات رو دارند
وومنیتی هم قبلا دیده شده است که تغییر رنگ داده است
https://www.fragrantica.com/board/viewtopic.php?id=309028
https://www.fragrantica.com/board/viewtopic.php?id=94123
ممنونم عزیزم
10 خرداد 1405 پاسخ تشکر
4 تشکر شده توسط : علی موسوی Telecaster
ممنونم‌از شما 🌱🙏
10 خرداد 1405 پاسخ تشکر
4 تشکر شده توسط : علی موسوی Telecaster
متاسفانه تولیدش متوقف شده و تمامی ادکلنهای فمنیتی فراگرنس ورد موجود در بازار تاریخ مصرفشون تموم شده...
28 تیر 1405 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official 🄼🄾🄽🄰

10
رایحه
8
ماندگاری
8
پخش بو
10
طراحی شیشه
از خیلی وقت پیش زیرنظر داشتمت ولی خیلی دیر تستت کردم و بله!…از اون اول که شناختمت به‌طرز عجیبی می‌دونستم منِ سخت‌سلیقه‌ی غیرقابل‌پیش‌بینی ازت خوشم میاد!
وومنیتی برای من اپنینگ بسیار جذابی داره تلخ و شیرین که به مرور شیرین‌تر هم میشه.
تو تابستون پوشیدمش و بااینکه همیشه فکر می‌کردم رایحه‌ی شیرین تو دمای بالا حالمو بد می‌کنه، اینطور نبود. دفعه‌های اول وقتی باد و خنکی اسپلیت میخورد بهم یه بوی خیلی دلچسبی میومد که بسیار کم‌نظیر بود و هی از خودم می‌پرسیدم «این چه بویی‌ئه؟! یعنی کی پوشیدش؟ چجوری این خانم جذاب رو پیدا کنم و ازش بپرسم چی پوشیده؟» بعد از دو سه بار که این اتفاق تکرار شد متوجه شدم این بو از وومنیتیه که داره روی پوستم دلفریبانه و هوس‌انگیز می‌رقصه و خودنمایی می‌کنه.
خیلی در مورد نوت آکواتیکش خونده بودم اما چون همچین نوتی رو حس نمی‌کردم تصمیم گرفتم یه روز از لحظه پوشیدن تا آخر شب، بسیار عمیق دنبالش کنم. نتیجه این که گاهی که خیلی عمیق می‌شدم آکورد فلزی و خونی (شبیه بوی دهان انسان) رو از اعماقش بیرون می‌کشیدم؛ ولی به‌صورت کلی برای من شیرینه حتی وقتی دمای هوا زیاده و گرمم میشه بهم حس عودی میده!
خانم محترم چقدر متاسفم که دیر پیدات کردم…
تا ابد دوستت دارم وومنیتی جسور و نابغه… تو تنها پرفیومی بودی که بعد از سالیان دراز ناامیدی شدید از این‌که «شاید روزی رایحه‌ی خودم رو پیدا کنم، رایحه‌ای‌که از ته دل بخوامش و دلم براش تنگشه‌» تونست تو قلبم جا باز کنی🫠🩷
12 شهریور 1405 پاسخ تشکر
18 تشکر شده توسط : م شفیعی Hadise

درود و عرض ادب دارم خدمت اعضای فرهیخته، فهیمه و فخیمه محفل معطر؛ بزرگوارانی که حقیقتاً چه سعادتی در بخت ما بر جای نشسته که در عصر و دوره حضور پربرکتشان متولد گردیده‌ایم و ز پرتو انفاس خوش‌بوی این جمع اساتید، هنوز امیدی به بقای اصالت و ذوق در جهان معاصر باقی‌ست.

امروز می‌خواهم از یکی از خاص‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین مخلوقات جهان عطر، لیک هستی، سخن گویم؛ Womanity از این خانه عطر؛ اثری که نامش به‌تنهایی گویی بیانیه‌ای پرطمطراق در باب زن، هستی، آفرینش و آن بخش از وجود آدمی‌ست که نه در کلام می‌گنجد و نه در قاب محدود عقل معاش.
نمی‌شود از Womanity گفت و از این یابود گران‌قدر، از این تمدن فروپاشیده، خیر. چه نیکو بود آن روزگار که نام Thierry Mugler بر آثارش می‌درخشید و خالق، بی‌هراس از پسند بازار و مصلحت اعداد، جهانی مستقل می‌آفرید. دریغا که آن نام بزرگ بعدها در هیئت ساده‌تر و کوتاه‌تر MUGLER ظاهر شد؛ گویی از نام نیز بخشی از خاطره را زدوده‌اند. البته نام‌ها می‌روند و می‌آیند، لیک روح یک اثر را نمی‌توان به‌آسانی از آن گرفت. هر چند که این روزها، چنان‌که می‌دانیم، بسیاری از روح‌ها نیز به اقتضای بازار بسته‌بندی مجدد می‌شوند!
به است که بگذریم، لیک افسوس چاره راه نیست.

آه از این شیشه! آه از این پیکرتراشی! آه از این جسارت در طراحی که گویی صنعتگر نه شیشه، که تکه‌ای از رویای تمدن‌های کهن را در دست گرفته و به آن چهره‌ای بخشیده که هم‌زمان یادآور معابد فراموش‌شده، پیکره‌های اساطیری و زنان آزاده‌ای‌ست که تاریخ، با همه ادعای مردانش، هنوز از درک کاملشان عاجز مانده است.
زنانی به شکوه و جلال آرتمیس دریاسالار؛ زنی چنان بزرگ که یونانیان نامش را بر اسطوره شکارچی‌شان، نماد زن، نهادند. چه جالب که این زن با اصالت یونانی، لیک به جبر جغرافیا، در حسرت تمدن ایران بود و عزمش بر پیوستن به ایران و خشایارشا بزرگ را نه رسوایی و وطن‌فروشی، بلکه افتخاری دانست که حق انتخابش را به رخ یونانیان می‌کشید. چه بسیارند آنان که در حصار تنگ مرزهای زادگاه خویش اسیر می‌مانند و چه اندک‌اند آنان که در میانه غوغای تاریخ، سرنوشت خویش را نه از زبان جماعت، بلکه به اراده خویشتن رقم می‌زنند.
نمی‌خواهم بحث سیاسی را به این‌جا بگشایم، اما آن مردک، که حیف نام مرد بر آن، پشت چشمی بر این زیورات نازک کرد که نتوانستم چیزی بر قلم نگارش درنیاورم. همان‌که گویی در میان اوراق تاریخ، تنها آن صفحاتی را ورق زده که به مذاقش خوش آمده و باقی را به دست فراموشی سپرده است.
چه آسان است نشستن در سایه تمدنی پوچ و از شکوه خیالی سخن گفتن، هنگامی که همین دیروز دست بر تنه تنومند درخت انجیر خانه مادربزرگم نهادم، درخت انجیری که مرا به نوشتن ناگفته‌هایی ز Womanity سوق داد، زیرا همان انجیر درونش نهاده است، درختی قدیمی‌تر از تاریخ بسیاری از کشورها که مردمش به خود اجازه می‌دهند از تاریخ مردم پارس، سخن گویند.
و چه دشوار است درک این حقیقت که تاریخ، ملک طلق هیچ ملت و هیچ سیاست‌مداری نیست تا هرگاه خواست، پاره‌ای از آن را به سود خویش مصادره کند.
خشایارشا، آن شاهنشاه بلندهمت، که روزگاری سپاهیانش از گذرگاه‌ها و دریاها عبور کردند تا نام ایران را در حافظه جهان حک کنند، امروز نیز در خیال برخی چنان حضوری دارد که گویی هنوز بر تخت خویش نشسته و از فراز آن، به بازی‌های کوچک مردمان روزگار ما می‌نگرد. لیک من بر این باورم که عظمت یک تمدن را نه در شمار سپاهیانش، که در وسعت تخیل و ظرفیت پذیرش تفاوت‌ها باید جست‌وجو کرد. تمدنی که زنانش بتوانند اراده کنند، انتخاب کنند و حتی برخلاف انتظار مردان روزگار خویش قدم بردارند، نیازی ندارد که هر روز برای اثبات بزرگی خود فریاد برآورد.

چه تناسب شگفتی میان این اندیشه و Womanity! گویی موگلر در ساخت این اثر، به‌جای آنکه صرفاً رایحه‌ای بیافریند، خواسته است پرسشی دیرینه را در هیئت شیشه‌ای به ما بازگرداند: زن چیست، و چرا جهان این چنین عازم است در پاسخ‌دهی، سبقت گیرد؟

نخستین بار که وومنیتی را بر تن نشاندم، هنوز در ابتدای راه تحصیلات دانشگاهی بودم. روزی آفتابی در مسیر دانشگاه، رایحه‌اش چنان در اطرافم گسترده شد که مردی ناشناس، پس از اندکی تأمل و نگاهی که گویی در آن سال‌ها خاطره‌ای از زندگی‌های پیشین خویش را بازیافته باشد، نزدیک آمد و از من خواستگاری کرد!
ابتدا تصور کردم شاید پرسشی درباره نشانی جایی دارد؛ لیک هنگامی که سخن از ازدواج به میان آورد، دانستم که ظاهراً در برخی از آدمیان، مسیر رسیدن از بوی انجیر به تصمیم برای تشکیل خانواده، کوتاه‌تر از آن است که عقل متعارف بتواند توضیح دهد.
چند روز بعد، همکلاسی‌هایم پرسیدند: «این چه عطریست که می‌زنی، دوست من؟»
وومنیتی را معرفی کردم. هنوز چند دقیقه‌ای نگذشته بود که یکی از استادان دانشگاه، پس از بحثی کوتاه درباره زیبایی‌شناسی و نسبت حواس پنج‌گانه با ادراک حقیقت، مرا به خلوتی فراخواند و با لحنی که از فرط رسمیت، هرگونه تردید را ناممکن می‌ساخت، پیشنهاد ازدواج خود را مطرح کرد.
در آن لحظه، بیش از آنکه از خودِ پیشنهاد شگفت‌زده شوم، به این اندیشیدم که آیا واقعاً بشر تا این اندازه در برابر یک اثر هنری بی‌دفاع است، یا آنکه من ناخواسته به آزمایشگاهی متحرک برای سنجش قدرت نفوذ رایحه‌ها بدل شده‌ام؟
با این همه، تصمیم گرفتم دیگر این عطر را در محیط دانشگاه به کار نبرم. نه از سر بی‌اعتنایی به محبت آدمیان، که از آن رو که گاهی انسان باید میان جهان بیرون و جهان درون خویش، مرزی هر چند باریک ترسیم کند.
زان پس، ترجیح دادم وومنیتی را در خلوت خود، در کنار رباعیات حکیم عمر خیام، تجربه کنم؛ جایی که نه کسی از من پاسخ می‌خواهد، نه کسی آینده‌ای مشترک پیشنهاد می‌دهد و نه لازم است برای توضیح اینکه چرا یک شیشه عطر دارم، جلسه‌ای تشکیل شود.
و مگر نه آنکه خیام می‌فرماید:

«این کوزه چو من عاشق زاری بوده‌ست
در بند سر زلف نگاری بوده‌ست»

چه نسبتی میان کوزه و زلف نگار؟ چه نسبتی میان خاک و عشق؟ و چه نسبتی میان یک رایحه انجیری-دریایی و تصمیم ناگهانی مردان برای ازدواج؟ پاسخ را به اهل تأمل می‌سپارم.

در باب ساختار بویایی وومنیتی، با گشودن نخستین پرده، انجیر رسیده و شیرین از خود پرده برمی‌دارد، میوه‌ای که در حافظه تمدن ما، تنها یک میوه نبوده و همواره با باغ، باروری، سایه و آن آرامش پیش از هبوط پیوند داشته است.
میوه‌ای که از روزگاران دور در باغ‌های مشرق‌زمین حضور داشته و گویی خاطرهٔ سایه‌سارهای کهن را با خود حمل می‌کند. برگ و چوب انجیر نیز در کنار آن می‌ایستند تا شیرینی‌اش از حد یک لذت ساده فراتر رود و به یادآوری خاک، ریشه و آن پیوند دیرینهٔ انسان با زمین بدل شود. لیک همان‌طور که پیش‌تر ذکر کردم، بسیار بیش از تولد بسیاری از به‌اصلاح، تمدن‌ها! :دی
برگ و چوب انجیر، سویه‌ای سبز و چوبی به این شیرینی می‌بخشند؛ گویی درختی را تصور کنیم که ریشه‌هایش در خاک‌اند، اما میوه‌هایش از خاطره تغذیه می‌کنند.

سپس آکورد خاویار، با وجه نمکی و دریایی خود، آرامش این باغ خیالی را برهم می‌زند. چه کسی گفته است زنانگی باید همیشه شیرین، گل‌فام و رام باشد؟ در وومنیتی، دریا به باغ راه می‌یابد؛ نمک در کنار میوه می‌نشیند و آنچه در ابتدا آشنا می‌نمود، اندک‌اندک از دسترس تعریف‌های آسان می‌گریزد. گفت‌وگویی میان خشکی و دریا، باغ و اقیانوس، زندگی و آنچه از اعماق تاریک‌تر وجود بالا می‌آید.
شاید همین تضاد است که عطر را از یک آرایش خوشایند فراتر می‌برد؛ درست همان‌گونه که زنی را نمی‌توان تنها با لطافتش شناخت، یا تمدنی را تنها با پیروزی‌هایش سنجید.
آیا می‌توان این تضاد را بی‌ارتباط با تجربه زن بودن دانست؟ زنی که چه پارادوکس‌وار اما حقیقی، هم‌واره به او لطافت نسبت می‌دهند و از او استواری می‌طلبند، هم می‌خواهندش و هم از استقلالش بیم دارند.

در این میان، چوب‌ها نیز حضور دارند؛ نه برای آنکه بر رایحه سلطه یابند، بلکه برای آنکه به آن تکیه‌گاهی بدهند. من همیشه بر این باور بوده‌ام که استواری حقیقی نیازی به هیاهو ندارد. درخت برای اثبات ریشه‌هایش سخنرانی نمی‌کند؛ همان‌طور که اصالت، اگر واقعاً وجود داشته باشد، محتاج فریادهای روزانه و تأییدهای پی‌درپی نیست.
لیک، جهان امروز چنان گرفتار نام‌ها و برچسب‌ها شده که گاه از خودِ موضوع بازمی‌ماند. نامی تغییر می‌کند و گروهی سوگواری می‌کنند؛ عطری عرضه می‌شود و جماعتی حکم صادر می‌کنند؛ زنی انتخابی می‌کند و مردانی از دور برایش سرنوشت می‌نویسند. گویی هنوز نپذیرفته‌ایم که بعضی چیزها را باید تجربه کرد، نه تصاحب؛ باید شنید، نه مصادره؛ و گاه باید سکوت کرد تا رایحه مجال سخن گفتن بیابد.
چه بسیار مردانی که اگر اندکی از وقار یک نت چوبی می‌آموختند، شاید امروز شمار خواستگاری‌های ناگهانی در مسیر دانشگاه به میزان قابل‌ملاحظه‌ای کاهش می‌یافت!

وومنیتی برای من چنین حضوری دارد؛ نه عطری برای جلب رضایت همگان، بلکه اثری که از همان ابتدا اعلام می‌کند قرار نیست به ذائقهٔ عمومی تعظیم کند. شاید به همین دلیل است که هر بار شیشه‌اش را در دست می‌گیرم، به یاد زنانی می‌افتم که تاریخ، نخست محکومشان کرد و سپس، چون دیگر راهی برای انکار بزرگی‌شان نیافت، نامشان را در کنار اسطوره‌ها نشاند.

وومنیتی برای من عطری نیست که صرفاً خوش‌بو باشد؛ عطری‌ست که پرسش ایجاد می‌کند. چرا شیرینی باید همیشه بی‌خطر باشد؟ چرا زنانگی را باید به گل‌های لطیف و میوه‌های مؤدب محدود کرد؟ چرا در جهانی که حتی برای احساسات نیز چارچوب ترسیم می‌نمایند، یک آکورد نمکی نتواند در کنار انجیر بنشیند و از آزادی سخن بگوید؟

در روزگار جوانی، آدمی گمان می‌کند هر پرسشی پاسخی دارد و هر پاسخی باید به تصمیمی منتهی شود. اما خیام به ما می‌آموزد که گاهی باید جام را برداشت، به گردش روزگار نگریست و از اصرار بر فهم تمام اسرار دست کشید. من نیز امروز دیگر از خود نمی‌پرسم که چرا آن دو مرد چنان تصمیم‌هایی گرفتند؛ شاید برخی معماها، همچون بعضی نت‌ها، تنها برای آن آفریده شده‌اند که در هوا بمانند.
و چه نیکوست که در محفل معطرمان، هنوز بزرگوارانی حضور دارند که از چنین تجربیاتی، نه صرفاً بوی یک عطر، بلکه لایه‌های پنهان روح آدمی را جست‌وجو می‌کنند. امید دارم این مجال همچنان باقی بماند تا ما نیز از محضر اهل ذوق بیاموزیم و شاید روزی، به یاری الطاف الهی، بتوانیم میان رایحه، معرفت و آنچه قدما «حال» می‌نامیدند، پلی استوار بنا کنیم.

به دگر قلم، رایحه آن زبان خاموشی که پیش از آنکه عقل فرصت داوری بیابد، از آستانه حواس عبور می‌کند و گوشه‌ای از حافظه را به لرزه درمی‌آورد.

اگر از من بپرسند وومنیتی را به چه کسی پیشنهاد می‌کنم، خواهم گفت به زنی که از آنچه هست شرم ندارد، به مردی که از استقلال او نمی‌هراسد، و به هر انسانی که هنوز می‌تواند در برابر یک اثر هنری مکث کند، بی‌آنکه فوراً بخواهد آن را تصاحب کند.
لذا به دانشجویانی که مایل‌اند پیش از رسیدن به کلاس، وضعیت تأهل خود را نیز تعیین تکلیف کنند! :دی

در پایان، تنها می‌توانم بگویم که جهان عطر، همچون جهان تاریخ، بیش از آنکه به داوران پرهیاهو نیاز داشته باشد، به خوانندگان صبور محتاج است؛ آنان که می‌دانند میان بوی یک میوه، خاطره یک دریا و اراده یک زن، رشته‌هایی نامرئی وجود دارد که شاید به چشم نیایند، لیک از انکارشان نیز چیزی حاصل نمی‌شود.

«موجِ دریا چون به ساحل رسد، انجیر می‌شکافد؛
گویی دستِ تو در گریبان نسیم، دانه‌دانه‌اش را می‌شناسد.»

با مهر و احترام به اساتیدی که حضورشان مرا به شوق گشوندن چشماندن وامی‌دارد.
25 مهر 1405 پاسخ تشکر
14 تشکر شده توسط : فاطمه فیضی Huseyin_taheri_official

Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟