Dior - Dior Homme Intense

دیور هوم اینتنس

مردانه
کد کالا : ATR-31030
نوع عطر : ادو پرفیوم
check icon ضمانت اصالت کالا
مشخصات رایحه
گروه بویایی : چوبی گلی مُشکی
طبع : گرم
مشخصات تولید
نام برند : دیور
کشور مبدأ : فرانسه
سال عرضه : 2007
کد کالا : ATR-31030
check icon ضمانت اصالت کالا

لطفا برای استفاده از امکانات کامل سایت، وارد حساب کاربری خود شوید

غیر قابل خرید
Women's Favorite Men's Fragrance 2024
عطر مردانه مورد علاقه زنان سال 2024
Best Men’s Fragrance of All Time
بهترین عطر مردانه تمام دوران‌ها سال 2024
Best Men’s Perfume of All Time
بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها سال 2023
Best Men’s Perfume of All Time
بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها سال 2022
Best Men’s Perfume of All Time
بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها سال 2021
Best Men’s Perfume of All Time
بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها سال 2020
Best Iris Perfume
بهترین عطر براساس نت زنبق سال 2020
Best Men’s Perfume of All Time
بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها سال 2019
Best Fragrance for Men
بهترین عطر مردانه سال 2018
Best Fragrance Of All Times for Men
بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها سال 2017
رای کاربران
  • عاشقشم
    344
  • نمی پسندم
    106
  • - 25 سال
    28
  • + 25 سال
    191
  • + 45 سال
    24
  • روزانه
    43
  • رسمی
    174
تعداد رای های ثبت شده : 1205
ترکیبات اعلام شده
توضیحات

ادکلنی پیچیده، محصول سال 2007 و جانشین شایسته ادکلن Dior Homme است. این ادکلن همچون خلف خود رایحه گلها و چوبهای معطر را در خود جای داده است. نمای شیشه آن همچون Dior Homme بوده و رنگ مایع آن کمی تیره تر است.

«دیور هوم اینتنس» عطری‌ست که جلوه‌های اشرافی ناب و پیچیدگی‌های ظریف و واضح را در یک محصول ادو پارفیوم نیرومند و سخاوتمند گرداگرد هم جمع می‌کند.

این عطر که میان تکینگی و هوس‌انگیزی جسورانه نوسان می‌کند،‌ سرشت کهربایی و چوبی‌اش را با ردی عمیقا پیچیده همراه می‌سازد؛ ردی که سویه‌های هوس‌انگیز و ظریف زنبق را با سویه‌های مشک‌فام و میوه‌ای برگرفته از گل ختی اکوادوری آمیخته می‌کند. نت غلیظ زنبق در «دیور هوم اینتنس» به‌واسطه رایحه کهربا و روایح چوبی در نت‌های پایه نیرومندتر می‌شود تا بتواند جذابیت‌های قدرتمندش را به بیرون تراوش کند. «دیور هوم اینتنس» تفسیری هوس‌انگیز است که رد خاصش شما را به‌سوی خودش فرامی‌خواند.

توجه: این محصول به تازگی ملایم‌تر شده و از ماندگاری و پخش بوی آن کاسته شده است.

با استفاده از این ادکلن روزهای لذت بخشی را برای شما آرزومندیم .

نوع عطر ادو پرفیوم
برند دیور
عطار فرانسوا دماشی
جوایز عطر مردانه مورد علاقه زنان، بهترین عطر مردانه تمام دوران‌ها ، بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها ، بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها، بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها، بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها، بهترین عطر براساس نت زنبق، بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها، بهترین عطر مردانه، بهترین عطر مردانه همه دوران‌ها
طبع گرم
سال عرضه 2007
گروه بویایی چوبی گلی مُشکی
کشور مبدأ فرانسه
مناسب برای آقایان
اسانس اولیه کهربا، وانیل ، خس خس ، سدر ، زنبق
نمره کاربران
Dior Homme Intense-دیور هوم اینتنس
رایحه
8.3
374 رای
ماندگاری
7.8
453 رای
پخش بو
7.6
448 رای
طراحی شیشه
8.3
374 رای
این عطر برای من یاد آور ...
محصولات دیگری از برند دیور
اخبار برند دیور
عطرگرام
نظرات کاربران (781 نظر)
راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
🌺تقدیم به جانم🌺

این داستان دیورهوم‌اینتنس است

گراس، فرانسه. ۱۹۵۰

پسر بچه‌ای بود که تو شهری بزرگ شد که خودش بوی عطر بود!
اسم شهر گراس بود، تو جنوب فرانسه،جایی که هوا سنگین بود، نه از گرما، از بو. از اردیبهشت که می‌شد، کل شهر بوی گل می‌گرفت، لوندر(اسطوخودوس)، رز، یاسمن و نارنج. باغ‌ها تا افق می‌رفتند، زن‌ها تو ردیف می‌ایستادند و گل می‌چیدند، مردها تو کارگاه‌ها تقطیر می‌کردند. بچه‌ها تو کوچه‌ها می‌دویدند و بوی عرق و نان و گل با هم قاطی می‌شد،عجب بوی...

بگذریم...
پسر بچه اسمش فرانسوا بود.
خونه‌شون بالای یه داروخانه بود،داروخانه‌ی پدرش.یه مغازه‌ی کوچیک، دیوارهای چوبی، قفسه‌های بلند، شیشه‌های کهربایی که نور از پشتشون رد می‌شد و رنگ عسل می‌گرفت. پدرش مردی بود کم‌حرف، با دست‌های خشک و ترک‌خورده، با عینکی که یه دسته‌ش شکسته بود و با سیم بسته بودش...

فرانسوا از وقتی یادش می‌آمد، تو اون داروخانه بود.
صبح‌ها می‌رفت پایین، می‌نشست روی سه‌پایه‌ی چوبی، پشت ویترین، و بو می‌کشید؛الکل، ید و صمغ،ریشه‌ی خشک،پودر و بوی کاغذ، بوی چوب و بوی دست پدرش،بوی دستای پدربزرگها و مادربزرگها خیلی دلنشینه، نه؟!

پدرش هیچ‌وقت بهش نمی‌گفت بو نکن، هیچ‌وقت نمی‌گفت دست نزن، فقط یه بار، وقتی فرانسوا پنج سالش بود، یه شیشه‌ی کوچیک داد دستش. شیشه‌ی کهربایی، درش چوب‌پنبه‌ای، تهش یه چیز قهوه‌ای خشک بود.
گفت:بو کن
فرانسوا در رو باز کرد،بو کرد...
هیچی نگفت.
پدرش گفت:چه بوی میده؟
فرانسوا گفت:خاک، ولی خاک خوب، خاکی که چیزی توش وجود داره!
پدرش یه لحظه نگاهش کرد،بعد گفت:این ریشه‌ی آیریس(زنبقِ)سه ساله تو سایه مونده،مرده، ولی بوی موندن میده.
فرانسوا گفت:موندن؟!
پدرش گفت: موندن، یعنی چیزی که رفته، ولی هنوز هست... .

فرانسوا اون جمله رو تو ذهنش نگه داشت،سال‌ها بعد، تو پاریس، تو یه کارگاه بزرگ، تو یه شب بی‌خوابی، اون جمله برگشت پیشش؛ ولی اون موقع هنوز نمی‌دونست چرا...

اون تابستون که براتون توضیح دادم، فرانسوا هفت سالش بود که یه روز از داروخانه زد بیرون، رفت سمت باغ‌ها، خورشید تیز بود، زمین خشک بود، بوی لوندر(اسطوخودوس) توی هوا پیچیده بود و می‌پیچد، بعدش رفت تا لبه‌ی یه مزرعه‌ی آیریس(زنبق)،توی ردیف آیریس ها(زنبق)گل‌های بنفش و طویل، باد که می‌زد، موج می‌خوردند...،دیدنش لذت بخشه...

فرانسوا رفت لای ردیف‌ها و نشست، دستش رو کرد تو خاک، سرد و مرطوب بود، یه ریشه رو گرفت، کشید. ریشه تو دستش موند، قهوه‌ای و سنگین.

بو کشید...

خاک سرد ،یه چیزی که تموم شده ولی نرفته.

فرانسوا ریشه رو گذاشت تو جیبش، شب که رسید خونه، گذاشت زیر بالشتش.
صبح که بیدار شد، بالشتش رو بو کرد. بوی خاک بود، بوی ریشه، بوی چیزی که وجود داره

مادرش اومد توی اتاق،نگاهی به زیر بالشتش کرد و گفت چرا زیر بالشتت خاکه پسرم؟!
فرانسوا گفت: چون می‌خوام یادم بمونه.
مادرش لبخندی زد و گفت: چی رو یادت بمونه پسرم؟
فرانسوا گفت: اینکه بعضی چیزها وقتی می‌رن، بیشتر می‌مونن🖤
مادرش ساکت شد، نگاش کرد، بعد دستش رو کشید رو موهاش،گفت: پسرم تو بچه‌ی عجیبی هستی!

پاریس، ۱۹۶۲

فرانسوا هفده ساله شد و رفت به پاریس، رفت که عطرسازی یاد بگیره، تو گراس، بوی عطر رو از بچگی نفس کشیده بود، ولی نمی‌خواست مثل بقیه‌ی بچه‌های شهر بشه که تو مزرعه کار می‌کنن،می‌خواست بفهمه،می‌خواست بدونه چرا یه ریشه، بوی موندن می‌ده. چرا یه گل، بوی رفتن؟
رفت تو یه مدرسه‌ی فنی،شب‌ها تو یه کارگاه کوچیک کار می‌کرد، صبح‌ها کلاس، ظهرها کتاب و عصرها به سراغ آزمایش.
اولین عطری که ساخت، خوب نبود. خودش می‌دونست،یه چیز شیرین، بی‌شکل، مثل یه نقاشی که بچه کشیده باشه، معلوم بود. ولی فرانسوا دور نریختش و گذاشتش رو طاقچه، هر روز صبح بیدار می‌شد، نگاهش می‌کرد، بو می‌کشید، و با خودش می‌گفت: این من نیستم، ولی از من اومده...

پاریس، ۱۹۷۰

فرانسوا بیست و پنج سالش شد که رفت شانل.
اونجا کار کرد،حدود بیست سال، از صفر شروع کرد، از شستن شیشه‌ها، از برچسب زدن اونها، از جابه‌جا کردن قفسه‌ها و بعدش کم‌کم دستیار شد.و بعدش خالق...

تو شانل یاد گرفت که صبر چیه، یاد گرفت که یه عطر، با یه ایده ساخته نمی‌شه، با هزار بار دور ریختن ساخته می‌شه...
با شب‌هایی که تو کارگاه می‌خوابی، با دست‌هایی که بوی مواد خام می‌گیرن و دیگه پاک نمی‌شن، با مچی که هر روز صبح زیر شیر آب می‌گیری و هر روز صبح بو می‌کنی و هر روز صبح می‌گی هنوز نه...

۲۰۰۶

فرانسوا اواخر ۵۰ سالگی، از شانل بیرون اومد،و به دیور رفت
صندلی عطرساز اصلی،صندلی بزرگی بود. ولی فرانسوا دیگه اون پسر بچه‌ی گراس نبود،مردی بود که بوی موندن رو می‌شناخت...

سال اول، هیچی نساخت،نشست و نگاه کرد. بو کشید، قفسه‌ها رو خوند، شیشه‌ها رو باز کرد،برگه‌ها رو بررسی کرد، با آدم‌ها صحبت می‌‌کرد و همینطور با خودش...

سال دوم، اولین عطرش رو ساخت

سال سوم، دیور یه عطر مردونه داشت به اسم دیورهوم عطر خوبی بود، تمیز، آیریس(زنبق) توش بود. ولی یه مشکل داشت: تا شب نمی‌موند.
فرانسوا یه روز صبح، تو کارگاه، اون عطر رو بویید،یک قطره روی مچش زد و بویید،گفت:این نیست.
دستیارش گفت:چی نیست؟
فرانسوا بهش گفت:این، بوی رفتن می‌ده، من بوی موندن رو می‌خوام...

دستیارش ساکت شد،فرانسوا بلند شد رفت سمت قفسه، شیشه‌ی آیریس(زنبق) رو برداشت برگشت گذاشتش رو میز،دستیارش نگاهش می‌کرد...
فرانسوا گفت: این رو سه سال تو سایه گذاشتن، مرده. ولی بوی موندن می‌ده...، این عطر، آیریس(زنبق) داره، ولی آیریس(زنبق) توش گم شده، من می‌خوام آیریس(زنبق) رو بذارم وسط...
دستیارش گفت:وسط؟ تو عطر مردونه؟ آیریس(زنبق)!بوی...،ولی نگفت بوی چی...
فرانسوا گفت:بوی چیه؟
دستیارش گفت: بوی... بوی زنونه، پودری آرایشی...
فرانسوا نگاهش کرد،گفت: تو تا حالا یه مرد رو از نزدیک دیدی؟
دستیارش گفت: یعنی چی؟

فرانسوا گفت: «یه مرد، واقعاً، نه اون چیزی که تو خیابون می‌بینی،یه مرد که شب‌ها بیدار می‌مونه، یه مرد که حرف نمی‌زنه،یه مرد که وقتی ازش می‌پرسی چی شده، می‌گه هیچی...،ولی تو می‌دونی که هست،یه چیزی هست، یه چیزی که نشون نمی‌ده، ولی هست.

دستیارش ساکت شد.
فرانسوا گفت: آیریس(زنبق)، بوی اون چیزیه که نشون نمی‌ده،بوی اون چیزیه که پنهونه، بوی اون سکوتیه که تو گلوشه، این بوی زنونه نیست؛ این بوی مرده، بوی چیزی که رفته، ولی هنوز هست🖤

شب

فرانسوا تو کارگاه موند،تنها، ساعت سه، میز جلوش پر از شیشه آیریس،مشک هندی و لوندر(اسطوخودوس)،سدر، وتیور،یه دفتر باز، یه مداد، یه فنجون قهوه‌ی سرد...
شش ماه بود که روی این عطر کار می‌کرد، هزاران بار فرمول عوض کرد،دست‌هاش بوی آیریس(زنبق) و مشک و چوب گرفته بود. شامپوش هم بوی عطر می‌داد،سگش وقتی می‌آمد تو کارگاه، عطسه می‌کرد😅

فرانسوا خسته بود،چونه‌ش رو گذاشته بود رو کف دستش،زل زده بود به شیشه‌ها، به آیریس(زنبق) نگاه کرد،، به اون پودر خشک،به اون سردی و تلخی...

یادش اومد؛ آنتوان،انبار،سه سال سایه.
یادش اومد چی گفت: آیریس(زنبق) عجله نداره.
فرانسوا بلند شد، رفت سراغ شیشه‌ی آیریس(زنبق) پیپت(قطره چکان)رو فرو کرد،چهار قطره چکوند تو ویال، یه قطره بیشتر از همیشه...

بعد رفت سراغ مشک هندی، شیشه رو باز کرد، بویید؛گرم بود، شیرین بود، ولی نه شیرینیِ شکر،شیرینیِ پوست،شیرینیِ یه چیز زنده.

دو قطره...
بعد اسطوخودوس،خشک، تمیز، سرد،یه قطره.
بعدشم سدر، یه قطره،بعد وتیور،یه قطره، بعد وانیل،فقط یه قطره...
فرانسوا ویال رو برداشت،تکون داد، مچ دستش رو زیر شیر آب گرفت،خشک کرد،ویال رو زد رو مچش.

بوییدش

چند دقیقه ایستاد...
نه از تعجب، از شناختن، از این که چیزی که شش ماه دنبالش بود، الان رو مچش بود،سرد بود،خشک بود، پودری بود، ولی زیرش، یه گَرمی،یه چیزی که فقط وقتی نزدیک بشی حس می‌کنی، یه چیزی که می‌گه من اینجام،ولی تو باید بیای🖤

فرانسوا چشماشو بست،بعد باز کرد،به مچش نگاه کرد،گفت:سلام.

بعد گفت:اسم تو، اینتنس دیورهوم یا همون دیورهوم اینتنسه.

صبح

فرانسوا از کارگاه زد بیرون،آفتاب تازه زده بود،هوای پاریس سرد بود،آسمون خاکستری،فرانسوا راه افتاد،سمت خونه، ولی تو راه، ایستاد.
به مچش نگاه کرد، بوی آیریس(زنبق)،بوی سردی،بوی خشکی، بوی موندن.

فرانسوا یه کاغذ برداشت،و نوشت:
آیریس(زنبق)، سه سال در سایه می‌مونه تا بمیره، بعد از مرده‌ش عطر می‌سازن، من هم سه سال در سایه موندم، من هم مردم،ولی از مرده‌م، یه عطر درومد، یه عطر که بوی خودمه،یه عطر که بوی موندن می‌ده.

فرانسوا کاغذ رو تا کرد، گذاشت تو جیبش.
رفت...

۲۰۱۱، پاریس

نسخه‌ی نهایی آماده شد(فرانسوا از نسخه ۲۰۰۷ راضی نبود و نسخه‌ی خیلی غلیظی بود،۴سال بعد از نو باسازی‌ش کرد)
بُطری مِشکی،شیشه‌ی مات،درپوش فلزی، اسمش همون اینتنس دیورهوم موند.

فرانسوا یه جمله درباره‌ش گفت؛ یه جمله‌ی کوتاه، ولی هر کلمه‌ش حساب شده بود...
یه شرقیِ خشک و موندگار، نت‌های گرد و پر، پیچیده تو چوب، که بهش شخصیت خشک‌تری می‌ده، یه مردانگیِ روشن و رام‌نشدنی.
مردانگیِ روشن و رام‌نشدنی، یعنی: می‌دونی من کی‌ام، ولی من به تو نمی‌گم،باید خودت بفهمی!

فرانسوا اون روز، تو دفترش، به بطری نگاه کرد،بطری مِشکی، ساکت،خشک، مثل خودش.
گفت: این همونه...
بعد بلند شد، کتش رو پوشید، از کارگاه زد بیرون...

پشت سرش، رو میز، یه بطری مِشکی موند،یه بوی آیریس(زنبق)، و یه چیزی که فقط کسی که نزدیک بشه می‌فهمه...

۲۰۱۱، پاریس، شب

فرانسوا تو خونه‌ش نشسته بود، شب بود،خانومش خواب بود، بچه‌ش خواب بود، فرانسوا خودش تنهایی توی تاریکی روی صندلی نشسته بود

شیشه اینتنس دستش بود، بازش کرد و بویید..
آیریس(زنبق)سرد،خشک، پودری
مثل آنتوان...
مثل گراس...
مثل اون روزی که ریشه رو گذاشت زیر بالشت...

فرانسوا یه قطره زد رو مُچش،بوییدش، یه ثانیه ایستاد،
بعد یه کاغذ برداشت و نوشت:

تقدیم به آنتوان...
تقدیم به پیرمردی که هیچ‌وقت از گراس نرفت...
تقدیم به پیرمردی که به من یاد داد عجله نکنم...
تقدیم به پیرمردی که سه سال تو سایه موند تا من بفهمم...

تقدیم به آنتوان.

فرانسوا کاغذ رو تا کرد. گذاشت تو جیبش. شیشه رو گذاشت رو طاقچه،رفت سمت پنجره،و نگاهی انداخت به پاریس، به چراغ‌ها، به تاریکی و...
گفت: آنتوان، من نگهدار شدم، بوها رو نگه می‌دارم، بوها رو از رفتن نجات می‌دم، این کار کوچیکی نیست.
بعد رفت، خوابید.

صبح. کارگاه

فرانسوا صبح زود رفت کارگاه، در رو باز کرد، چراغ رو روشن کرد،رفت سراغ قفسه،شیشه‌ی کهربایی رو برداشت شیشه‌ی آنتوان،بازش کرد،بو کشید.

( خاک، سردی، سه سال )

فرانسوا یه قطره از شیشه‌ی آنتوان رو ریخت رو مُچش،بعد یه قطره اینتنس دیورهوم زد روش و بویید
چند دقیقه مکث کرد
بعد گفت: آنتوان، اینو بهت تقدیم می‌کنم،این عطر، مال توئه،من فقط ساختمش، تو به من یاد دادی.

فرانسوا شیشه‌ی آنتوان رو گذاشت سر جاش، شیشه‌ی
اینتنس دیورهوم رو گذاشت کنارش.
رفت سمت میز، نشست،یه کاغذ برداشت و نوشت:

(Dior Homme Intense)

تقدیم به آنتوان
تقدیم به گراس
تقدیم به ریشه‌هایی که سه سال تو سایه موندن
تقدیم به بوهایی که نمی‌رن🖤

فرانسوا کاغذ رو گذاشت رو میز، بلند شد،کتش رو به‌تن کرد و از کارگاه بیرون رفت...

پشت سرش، رو میز، یه بطری مِشکی موند،یه شیشه‌ی کهربایی،یه بوی آیریس(زنبق)و یه کاغذ که روش نوشته شده بود: تقدیم به آنتوان.

گراس، ۲۰۱۵

آنتوان مرد.

توی باغ بود، نشسته بود زیر درخت،به گل‌ها نگاه می‌کرد، چشم‌هاش رو بست، و تموم شد🖤

مردم اومدن،دفنش کردن،تو همون باغ، زیر همون درخت.
کسی نموند،کسی تو انبار رو باز نکرد،کسی نبویید،کسی نگفت هنوز نه.
فقط ریشه‌ها موندن،تو سبد، تو سایه، سه سال،سه سال دیگه،سه سال بعد، هنوز مونده بودن.

پاریس، ۲۰۱۵

فرانسوا خبر رو شنید،تو کارگاه بود، نشست، به شیشه‌ی آیریس(زنبق)نگاه کرد، شیشه‌ی کهربایی،درِ چوب‌پنبه‌ای، ته‌ش یه چیز قهوه‌ای خشک.

فرانسوا شیشه رو برداشت،بازش کرد،بوییدش.
خاک،سردی،یه چیزی که تموم شده ولی نرفته🖤
فرانسوا یه قطره از شیشه رو ریخت رو مُچش، بعد یه قطره اینتنس دیورهومو زد روش.
بویید
چند دقیقه ایستاد.
بعد گفت:آنتوان، من نگهدار شدم، بوها رو نگه می‌دارم،تو رفتی،ولی موندی، تو، بو موندی.
فرانسوا شیشه رو گذاشت سر جاش، بلند شد،کتش رو پوشید و رفت...

پشت سرش، رو میز، یه شیشه‌ی کهربایی موند، یه بطری مِشکی،و یه بو...
بو نمی‌ره، بو می‌مونه.

پاریس، ۲۰۲۴ یه مغازه‌ی عطر فروشی

یه مردی اومد تو، جوون بود، ولی چشم‌هاش پیر بود،رفت سراغ قفسه،یه بطری از دیورهوم برداشت(اینتنس)
بویید...
لحظه‌ای متعجب شد...
فروشنده گفت:چیزی شده؟
مرد گفت:این...،این بوی چیه؟
فروشنده گفت:آیریس(زنبق) پودری، یه شرقیِ موندگار
مرد گفت:نه،من این بو رو می‌شناسم،این بوی...،اما حرفی نزد
فروشنده از روی کنجکاوی گفت:بوی چی؟
مرد گفت:بوی کسی که رفته ولی هنوز هست.(اه از این جمله‌ی مکرر🖤)
فروشنده ساکت شد.
مرد بطری رو خرید و رفت.

رفت سمت خونه، تو راه، ایستاد،مُچش رو بویید، بوی آیریس(زنبق)، بوی سردی، بوی خشکی...
یه تیکه کاغذ برداشت و نوشت:

تقدیم به کسی که نمی‌شناسم
تقدیم به کسی که این عطر رو ساخت🖤
تقدیم به کسی که بوی موندن رو به من داد
تقدیم به پناهجوی این رایحه

مرد کاغذ رو تا کرد، گذاشت تو جیبش و رفت.

ایران، ۱۴۰۵

نیمه شبی، مردی تو خونه‌ش نشسته بود...
شیشه‌ی دیورهوم اینتنس دستش بود
مایع عطر رو که خیلی اندک ته شیشه نشته بود تکان می‌داد...
ته شیشه سه قطر باقی مانده بود
مرد یه پاف زد روی مچش،با تمام وجودش استشمام کرد و ریه هاشو از اون پُر کرد
مکث کرد، یه‌تیکه کاغذ برداشت،با خودکار نوشت؛

در قلبمی،اما کنارم نیستی⭐️

مرد کاغذ رو تا کرد، گذاشت کنار شیشه🖤
بلند شد و از خانه بیرون رفت

پشت سرش، رو طاقچه، یه شیشه‌ی مِشکی مونده بود،یه کاغذ،و یه بو.
بو نمی‌ره، بو می‌مونه.

تقدیم به آنتوان.
تقدیم به فرانسوا داماشی.
تقدیم به همه‌ی نگهدارها.
تقدیم به پناهجویان روایح.

و تقدیم به آن‌ها که عطر می‌زنند، فقط برای اینکه بوی کسی را حس کنند که کنارشان نیست...

این داستان دیور هوم اینتنس بود🖤
29 شهریور 1405 پاسخ تشکر
2 تشکر شده توسط : علی متقی پور ابوالفضل چمنی

8
رایحه
8
ماندگاری
8
پخش بو
8
طراحی شیشه
دکانت این عطر رو تهیه کردم و به نظرم بوی خوبی داره پرفورمنس هم خوبه بخاطر زنبق یه حس مثل رژ لب و کاکائو کمی شیرینی و وانیلی ازش می‌گیرم شیک و خوبه ولی اونجورم نیست که از بو کردنش سیر نشم یا مثلاً بخوام همه سال استفاده کنم فارغ از جوایز زیادش یشتر به درد قرارهای خاص میخوره بخصوص اگه دیت باشه خانوم پسنده حتی میتونه یونیسکس باشه
18 شهریور 1405 پاسخ تشکر
8 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official آلالیتا

یعنی واقعا از لوکس بودنش هر چی بگم کم گفتم کافیه واسه یه مال گردی قراری جایی استفاده کنید تا متوجه منظورم بشید.. پرفورمنسش آنچنان که تو نظرات بقیه سایت ها میگن بد نبود شاید قیمت انتظاراتو بالا میبره، اما یه ساعت خط بو و هاله ی خوبو داره. اگر مشکلی با حمل دکانت ندارید وظیفه یه عطر لوکس ۴۰ میلیونی (در آینده نه چندان دور هم قراره بگیم یادش بخیر) رو به نحو احسنت انجام میده.
و البته امیدوارم یه روزی برسه که هیچ حسرت و دغدغه ای در دل هموطنان عزیز باقی نمونه...
10 شهریور 1405 پاسخ تشکر
17 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official م شفیعی

با سلام خدمت دوستان عطر افشانی دیور هوم اینتس نزدیک به دو ساله که تو برنامه خرید منه ولی هنوز شرایط مهیا نشده بتونم تهیه کنم و از این بابت خیلی ناراحتم و امیدوارم شرایط اقتصادی خوب بشه تا بتونم این قول خوش رایحه رو تو کلکسیون خودم داشته باشم با امید آینده بهتر برای دوستانم ، موفق و خوش پوش و خوش بو باشید
26 مرداد 1405 پاسخ تشکر
10 تشکر شده توسط :   سورنا مقدم

8
رایحه
9
ماندگاری
9
پخش بو
7
طراحی شیشه
عطر به شدت شیرینه. ممکنه برای همه دلنشین نباشه

با اولین اسپری بعد چند ثانیه به وضوح میشه بوی وانیل و زنبق (بویی زعفرون مانند ) بویایی رو درگیر میکنه
بوی دونه سدر تقریبا کم حس میشه و حس تازگی و بوی خزره اش خیلی کمتر از بویایی شیرینه
موندگاری وحشتناک عالی داره.
پخش بو برا من بیشتر از ۶ ساعت بود به خصوص توی محیط هایی که وارد میشی یهویی عطر شروع به پخش بو میکنه و تقریبا میشه گفت زمانی که میزنی اگر تو محیط گرم باشی اکثرا ازت میپرسن عطرت چیه

به نظر من برای مردا خیلی جالب نیست عطره ولی خانم ها خیلی میپسندن
20 مرداد 1405 پاسخ تشکر
11 تشکر شده توسط : بیبی شارک مصطفی مولی

گرماش زیاد حس میشه و من بوی شکلات میفهمم
انگار توی یه عمارت چوبی تاریک پشت یه میز بزرگ چوبی تیره نشستی و داری یه فنجون نوشیدنی گرمی که هاتچاکلته ولی کمی دارچین داره کنار یه شومینه گرم تو هوای نسبتا سرد
تصور من این بود.
سلیقه ی امضای من نشد ولی ازش راحت گذر نکردم
29 خرداد 1405 پاسخ تشکر
12 تشکر شده توسط : مصطفی مولی کیوان معروفی

8
رایحه
8
ماندگاری
8
پخش بو
9
طراحی شیشه
ترکیبات این عطر جوریه که تو ذهن من مثل بوی هویجه (به خصوص ترکیب سدر و خس خس و کهربا)
البته با کمال احترام به عزیزانی که غیرت دارن روی این عطر.
این مغز مریض منه که بوی هویج پردازش کرد😵‍💫
ولی بازم دوستش دارم ، واقعا کار با ارزشیه
08 خرداد 1405 پاسخ تشکر
10 تشکر شده توسط : marjan qodsi مصطفی مولی
دقیقا منم بوی اب هویج حس میکنم ازش😵‍💫
06 مرداد 1405 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : مصطفی مولی Huseyin_taheri_official

10
رایحه
10
ماندگاری
10
پخش بو
10
طراحی شیشه
كي گفته اين عطر فقط مخصوص اقايانه من به قدري عاشقشم كه پاييز و زمستون بيشتر از اين عطر دوس دارم استفاده كنم بهترينه اين و بدون اغراق ميگم خوشبو ترين عطر مردونس اميدوارم يه عطر خيلي خيلي شيك مثل ديور هوم اينتس براي خانم ها هم بياد كه زمستون و باهاش زندگي كنن هنوزم معتقدم عطري به اين شيكي براي خانم ها نيومده اخه چرا 😒 دوس دارم يه عطري بياد كه بگم همينهههههه همينههههه😁😇
29 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
21 تشکر شده توسط : مصطفی مولی محمد کارگریان
یه خبر خوب برات دارم، شنل سنسیوله دقیقا بوی دیور هوم اینتنسو میده ولی با یه زیر سازی رایحه گلی که مخصوص خانمها میکنه این عطروووووو، فوق العادست حتما تستش کن.
09 خرداد 1405 پاسخ تشکر
13 تشکر شده توسط : مصطفی مولی negin shahmiri
مرسي از معرفيتون حتما تستش ميكنم ممنونم🫢🙏🏻🥰
12 خرداد 1405 پاسخ تشکر
5 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official محمد کارگریان
جوایزش میگن والا 😂 مثلا هیچ جا نگفته بهترین عطر زنانه سال . ولی گفتن بهترین عطر مردانه سال راجع بهش
10 تیر 1405 پاسخ تشکر
3 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official Legend

بی نظیرههه عاشقشم
برای خانم، ادکلنی نزدیک به این رایحه میشه پیشنهاد بدین؟
24 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
6 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official Arian Xa
Gucci-tears of the iris
24 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
8 تشکر شده توسط : Eric Revo broken
نسترن گرامی ، دیور ادیکت ادوپرفیوم حال و هوای این عطره در قالب زنانه
25 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
17 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 Baby reXa

9
رایحه
8
ماندگاری
8
پخش بو
9
طراحی شیشه
وقتی دیدم این عطر این همه عناوین رو کسب کرده خیلی ترغیب شدم که یه دکانت از این عطر رو تهیه کردم با اینکه نت های اون سلیقه من نبود.....
اولش خیلی بوی رژ لبی که داشت برام عجیب بود(البته عرض کرده بودم در دنیای روایح خوش تازه واردم)
اما هر چی زمان میدادم بیشتر شیفته این رایحه شدم به خصوص اون شیرینی که وسطای کار میاد
پرفورمنس خیلی راضی کننده . پخش بو حدودا 4-5 ساعت
و ماندگاری بیش از ده ساعت
و نکته جالب اینکه اصلا به نظرم هایپ نشده و شخصا اینقدر که روایح بلو شنل و آکوا دی جیو و.... رو حس میکنم یک سومش هم روایح سبک دیور رو در جامعه استنشاق نمیکنم
22 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
20 تشکر شده توسط : عسل خلیلی Amelie
ورژنای ۲۰۰۷ و ۲۰۱۱ رو اگه تست داشته باشید ‌ . بسیار قویتر و بوی عمیقتری از زنبق و کاکائو و وانیل رو حس میکردید.
۲۰۱۵ رو که اونموقع خریدم یادمه اون نسخ قدیمی رو که راشتم در مقابلشون انگار کمی هوا یا آب قاطیش کرده بودن . که لاوندر و نت گلابی رو متوجه شدم اضافه کرد و چوپ سدروس نسبت با اونا بیشترش کردن.
تو فروشگاه ۲۰۲۰ که تست کردم که دیگه اصن سمت این عطر نخواهم امد.همون قدیمیام تموم شه دیگه تمدید نخواهم کرد.
22 اردیبهشت 1405 پاسخ تشکر
12 تشکر شده توسط : Arian Xa امیر رنجبر

Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟