نَرشا نَرشا
14
1405/04/17

برگردید عقب !

درود دوستان 

اگر به 15-16 سالگیتون برگردین چیکار میکنین و چه توصیه ای برای افراد توی این رنج سنی دارین؟

یادگیری زبان ، یادگیری یک تخصص مورد علاقه ، مهاجرت 

آینده‌نگری بیشتر در کوچک‌ترین قدمی که برمی‌داشتم... درسته که لذت بردن از مسیر مهمه ولی لذتی که آدم از مسیر روزهای آینده هم می‌تونه ببره شدیداً به درستی انتخاب‌ها و مسیرهای همین لحظه بستگی داره... :)

         nazanin nazanin
1405/04/19

سلام :)

شانزده سالگی :)

توصیه من به شانزده ساله ها؛ که برخی‌شان رو شخصا از همان ابتدای نوجوانی رعایت می‌کردم و خب اگر به عقب بر‌می‌گشتم قطعا حواسم رو جمع بقیه موارد هم می‌کردم: 

مطالعه و کسب تجربه از تجربیات دیگران. لازم نیست انسان همه چیز رو شخصا تجربه کنه؛ گاهی میشه از آنچه دیگران تجربه کرده‌اند درس گرفت و در زندگی به کار برد.

به ندایی که درون‌تون هست اعتماد کنید و در جهت رشد‌ اش تلاش کنید.

انسان عمیقی باشید و به دقت هر آنچه اطراف خودتون هست رو تماشا کنید :)

با طبیعت و حیوانات انس بگیرید.

سواد رسانه‌‌ای رو بیاموزید و مخاطب منفعل هیچ!! رسانه ای نباشید و از مدیا تاثیر نپذیرید.

در مواجهه با وقایع، حوادث، و بحث ها به انسان ها و رخداد ها از بالا و دور نگاه کنید و سعی کنید خوانش درستی از هر اتفاق و شخص‌ ای پیدا کنید.

در هیچ چیز افراط به خرج ندید.

بیاموزید مرز های روابط انسانی رو!

دایره دوستان و افراد کوچک اما قابل اعتماد و محترم داشته باشید. و با کسانی که از شما دانا تر و آگاه‌ تر و موفق‌ تر هستن نشست و برخاست کنید.

اجتماعی باشید، و محکم و جسور. و در عین حال فروتن و با ادب. فاصله خودتون رو با انسان ها حفظ کنید و به هر شخصی اعتماد نکنید.

راز‌های زندگی‌تون رو به هیچ‌کس نگید.

بسیار و بسیار و بسیار شعر بخوانید. :)

موسیقی خوب و کلاسیک گوش بدید. و سعی کنید گوش موسیقی خودتون رو تقویت کنید. از آهنگ های شلوغ و آشفته خود‌داری کنید.

فیلم‌های آموزنده و روان‌شناختی تماشا کنید.

بسیار به بدن و تغذیه خودتون توجه کنید. ورزش کنید و پویا باشید.

بیاموزید که به زندگی خودتون نظم بدید و اجازه ندید شخصی دیسیپلین شمارو به هیچ بهانه ای برهم بزنه.

شخصیت خودتون رو ارتقا بدید و برای خودتون ارزش قائل بشید تا دیگران هم برای شما ارزش قائل بشن.

بدونید هر قدمی که الان برمی‌دارید، هر چند کوچک و جزئی، در آینده قراره بدل به یک پلکان بی‌انتها بشه. و در نهایت این پلکانی که پس از سال‌ها ساخته اید یا می‌تونه شمارو بالا ببره و یا قدرت اینو داره که شمارو بکشونه به زیرِ زمین. :)

و در آخر.. شکرگزار باشید

و سعی کنید حد‌ الامکان شاد زندگی کنید... که من هنوز بلدش نیستم :)

 

M  P M P
1405/04/19

 

کار تمومی نداره

هیچ‌وقت به امید اون روزی نشین که سرت خلوت شه و بری سراغ علاقه‌مندی‌هات

همیشه کار و مشغله هست

همیشه دردسر و کلافگی هست

سعی کن ببینی چی بهت حس خوب می‌ده، علاقه‌مندیت رو پیدا کن و بخش مهم و اساسی زندگیت قرار بده

زندگی کن چون آدما کمتر زندگی می‌کنن و غالبا زنده‌ان.

بعضیامون در طول عمر فقط ساعاتی زنده بودیم. از اینکه فرصت و نعمت زندگی بهمون داده شده سراسر لذت و قدرشناسی بودیم. در اون لحظات فریاد کشیدیم که خدایا شکرت، من زنده‌ام. خدایا واقعا غیرقابل توصیفه...

تعداد زیادی‌مون چنین لحظاتی رو در طول یک عـــــمـــــر زندگی، فقط چند ساعت زندگی کردیم

بعضیامون چند روز تونستن زندگی کنن! بعضیا خوشبخ‌تر بودن و چند ماهی زندگی کردن و دستۀ خیلی کمی تونستن سال‌هایی رو «زندگی» کنن

غالب ماها فقط زنده‌ایم

نمی‌گم مدرک و تخصص و زبان و پول و... خوب نیست. هر توان‌مندی‌ای به آدم اضافه بشه قطعا روی کیفیت زندگی اون تاثیر می‌ذاره

اما مهم‌ترین چیزی که آدم باید دنبالش باشه اینه که در فرصت محدود زنده‌ بودن،‌ «زندگی» کنه

اینکه زندگی چیه سوالیه که هرکسی خودش باید بهش جواب بده

اما یه نشونه داره. چیزی که رضایت عمیق قلبی در ما به‌وجود میاره و از زنده بودن‌مون سپاس‌گزاریم. مثلا بودن در میان طبیعت چنان منو به‌ وجد میاره که انگار فقط همون ساعاتی که در دل طبیعت قدم گذاشتم، صدای باد رو شنیدم و بوی علف‌های وحشی رو به سینه کشیدم، در سکوت محض صدای مرغکی رو شنیدم و در یک دشت وسیع شاهد رنگ‌آمیزی حیرت‌‌آور ابرها و کوه‌ها بودم و رنگین‌کمان رو دیدم، فقط همین لحظات رو زندگی کردم و مابقی ایام هیچ

شاید برای دیگری غرق شدن در دنیای ریاضی و فرمول‌هاش حس خوبه
شاید دیگری ساعت‌ها غرق کتاب شدن و زندگی و دنیای آدم‌های کتاب رو تجربه کردن

...

اگه می‌تونستم از خودم آدم جدیدی بسازم؛ کتاب‌خوندن و ورزش کردن رو تبدیل به عادت زندگیم می‌کردم
و دوست داشتم پیگیر علاقه‌مندی‌ها و استعداد‌هام بشم

از بس که به ما گفتن فلان چیز برات نون‌و‌آب نمی‌شه و تو ذوق‌مون زدن و علائق‌مون رو نادیده گرفتن یه‌ مرتبه نگاه کردم و دیدم حالا که دیگه خانواده و اجتماعی نیست که هی یاد‌آوری کنه فلان چیز نون‌و‌‌آب نمی‌شه و همه‌ش دنبال مثلا جلو‌افتادن توی زندگی بودم، حالا خودم هم شدم بازوی خانواده که حتی اگه وقت و پولشم داشته باشم هر روز علاقه‌مندیمو پشت گوش می‌ندازم. تابستون می‌گم زمستون می‌رم دنبالش و زمستون می‌گم تابستون می‌چسبم بهش

دریغ که زندگی همیشه یه کاری جلومون می‌ندازه. دردسر و کار همیشۀ خدا هست

به علاقه‌مندی‌هات (و نه سرگرمی‌هات) بچسب

از سرگرمی‌هایی که به واسطۀ تکنولوژی به‌دست میان چه نرم‌افزاری و چه سخت‌افزاری، غالبا باید فرار کرد

اونا از ما موجوداتی بی‌اراده می‌سازن

لحظاتی که می‌شه به یک کار مفید پرداخت و به رشد خودمون کمک کنیم غالبا مشغول سرگرمی‌های پوچیم، یوتیوپ، اینستاگرام، توییتر، کلیپ‌های مثلا طنز،...

در یک کلام انسان امروزی بیشتر از هر موقع دیگه از نعمت زندگی کردن محروم شده. اون تبدیل شده به یه ماشین مسخ‌ شده که یا داره سگ‌دو می‌زنه یا یه جا ولو شده و سرشو به چیزای بی‌اهمیت گرم کرده

FARNIYA FARNIYA
1405/04/19

درسته شاید حتی بتونی تو رشته ای که دوستش نداری با بهترین نمرات فارغ التحصیل بشی کاری رو که دوستش نداری رو ای بسا به نحو احسن انجام بدی اما هیچ کس جز خودت متوجه نمیشه چقدر انجام همه ی این ها میتونه به واسطه ی همین دوست نداشتن برات سخت و جانفرسا باشه پس پای علاقه ات وایسا

Hossein Hossein
1405/04/19
در پاسخ به nazanin :

سلام :)

شانزده سالگی :)

توصیه من به شانزده ساله ها؛ که برخی‌شان رو شخصا از همان ابتدای نوجوانی رعایت می‌کردم و خب اگر به عقب بر‌می‌گشتم قطعا حواسم رو جمع بقیه موارد هم می‌کردم: 

مطالعه و کسب تجربه از تجربیات دیگران. لازم نیست انسان همه چیز رو شخصا تجربه کنه؛ گاهی میشه از آنچه دیگران تجربه کرده‌اند درس گرفت و در زندگی به کار برد.

به ندایی که درون‌تون هست اعتماد کنید و در جهت رشد‌ اش تلاش کنید.

انسان عمیقی باشید و به دقت هر آنچه اطراف خودتون هست رو تماشا کنید :)

با طبیعت و حیوانات انس بگیرید.

سواد رسانه‌‌ای رو بیاموزید و مخاطب منفعل هیچ!! رسانه ای نباشید و از مدیا تاثیر نپذیرید.

در مواجهه با وقایع، حوادث، و بحث ها به انسان ها و رخداد ها از بالا و دور نگاه کنید و سعی کنید خوانش درستی از هر اتفاق و شخص‌ ای پیدا کنید.

در هیچ چیز افراط به خرج ندید.

بیاموزید مرز های روابط انسانی رو!

دایره دوستان و افراد کوچک اما قابل اعتماد و محترم داشته باشید. و با کسانی که از شما دانا تر و آگاه‌ تر و موفق‌ تر هستن نشست و برخاست کنید.

اجتماعی باشید، و محکم و جسور. و در عین حال فروتن و با ادب. فاصله خودتون رو با انسان ها حفظ کنید و به هر شخصی اعتماد نکنید.

راز‌های زندگی‌تون رو به هیچ‌کس نگید.

بسیار و بسیار و بسیار شعر بخوانید. :)

موسیقی خوب و کلاسیک گوش بدید. و سعی کنید گوش موسیقی خودتون رو تقویت کنید. از آهنگ های شلوغ و آشفته خود‌داری کنید.

فیلم‌های آموزنده و روان‌شناختی تماشا کنید.

بسیار به بدن و تغذیه خودتون توجه کنید. ورزش کنید و پویا باشید.

بیاموزید که به زندگی خودتون نظم بدید و اجازه ندید شخصی دیسیپلین شمارو به هیچ بهانه ای برهم بزنه.

شخصیت خودتون رو ارتقا بدید و برای خودتون ارزش قائل بشید تا دیگران هم برای شما ارزش قائل بشن.

بدونید هر قدمی که الان برمی‌دارید، هر چند کوچک و جزئی، در آینده قراره بدل به یک پلکان بی‌انتها بشه. و در نهایت این پلکانی که پس از سال‌ها ساخته اید یا می‌تونه شمارو بالا ببره و یا قدرت اینو داره که شمارو بکشونه به زیرِ زمین. :)

و در آخر.. شکرگزار باشید

و سعی کنید حد‌ الامکان شاد زندگی کنید... که من هنوز بلدش نیستم :)

 

سلام،
چقدر توصیه های مفصل و مثبتی، در تعجب ام که اگر واقعا کار ساز هست،
چرا "... که من هنوز بلدش نیستم" ؟! 

 

Gisou Gisou
1405/04/20

عطرای بیشتری میخریدم

علایق رو پیدا کن و به هر زحمتی هست بهشون پرو بال بده سالهای نوجوونی و اوایل جوونی روزای کمتر دارن و روزهاش ساعتهای بیشتری داره
پس بدون خیلی زود این سالها میگذره ولی هر روزی میتونی برای هر چیزی که عشقت میکشه ساعت های زیادی رو صرف کنی
وقتی حدود سی برسی ساعتهای کمتری میتونی صرف یک موضوع کنی
پس لطفا علایقت رو که پیدا کردی توی همون سالها توشون تبحر پیدا کن.

یک فصل هایی از زندگیت توی تصمیماتی که نیاز به حسابو کتاب دارن حتما مشورت زیاد بگیر 
اما یه فصل هایی نیاز به ریسک داری مثلا هر شاخه از هنر اگه جزو مسیرت باشه احتمالن مشورت با چند نفر برایند کنسل کردن بهت میده بنابرین با متبحرش ارتباط بگیر نه صرفا یک دانای رندوم و شناس
خیلی به تصمیمات تعیین کننده ی اینده اهمیت بده و به کجا مشورت کردن و کجا کمتر مشورت کردن فکر کن
 

از ادا در هر زمینه ای فاصله بگیر

اینها رو علاوه ی فرمایشات بقیه عزیزان کن

البته اینو اضافه کنم اگر الان تو این سن هستی احتمالا توصیه های ما برای نوجوونی هامون بدردت نخواهد خورد
زندگی ی که توی دو دهه ی گذشته داشتیم قطعا با جهانی که برای شما رخ خواهد داد تفاوت زیادی خواهد داشت
ارزو میکنم اون باری که روی دوش ما بود هیچش روی دوش شما نباشه. و ازاد رها به هر علاقه ای بپردازی و نگران ساعتها و روزها و تورم ها نباشی


[EDITED] 1405/04/21 20:19
مجتبی مجتبی
1405/04/21
در پاسخ به FARNIYA :

درسته شاید حتی بتونی تو رشته ای که دوستش نداری با بهترین نمرات فارغ التحصیل بشی کاری رو که دوستش نداری رو ای بسا به نحو احسن انجام بدی اما هیچ کس جز خودت متوجه نمیشه چقدر انجام همه ی این ها میتونه به واسطه ی همین دوست نداشتن برات سخت و جانفرسا باشه پس پای علاقه ات وایسا

دقیقا من بچه بودم دوست داشتم مهندس ساختمون بشم اما نزاشتن 

الان همه رو سوپرایز کردم ..... خودت گرفتی که چی گفتم😅

پول که در بیاری تو هر شغلی علاقه خود به خود میاد

الان به عنوان مثال شما مکانیک ماشین باشی ماهی ۳۰۰ ملیون در بیاری خود به خود عاشق مکانیکی میشی🙌😑🤣

مجتبی مجتبی
1405/04/21
در پاسخ به Gisou :

عطرای بیشتری میخریدم

بهترین نصیحت😅

 عالی بود عطر بیشتر زندگی بی دردسر تر

اولین
Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟