Eric Revo Eric Revo
31
1405/02/05

پاسخ به سوال قرن : چرا بازخورد نمی گیرم!

خب خب چاییت آماده هست؟ امروز می خوام راجع به موضوعی صحبت کنم که کمابیش ما همیشه درگیرش بودیم و یا هستیم این موضوع یکی از تکراری ترین سوال های تاریخه!!!
چه شب هایی که ادکلن بازها با اشک و آه در جستجوی حقیقت نبوده ان، چه جنگ ها که نکردن، چه رشادت هاو دلیری ها در میدان نبرد و چه راه های صعب العبوری که نرفتن،
چه کوه هایی که در جستجوی... خب خب بسه دیگه
منظور اینه که خیلی از سوال ها قلبشون یه چیزه ، مثل :

چی بزنم بازخورد بگیرم؟
چه ادکلنی از جنس مخالف باعث بازخورد میشه؟
جنس مخالف به چه ادکلنی بازخورد نشون میده؟
چه ادکلن ماندگاری و پخش بالایی داره؟
(چون در نهایت می خوای یکی بازخوردی بده)

مهم تر از همه

چرا بازخورد نمی گیرم؟

در نهایت ریشه همه این سوال ها منتهی به این می شن که :
ما دلمون می خواد بازخورد بگیریم

تو انگلیسی معادل معناییش بازخورد نیست، تحسینه
این compliment خودش تو دنیای رددیت و یوتیوب تقریبا تیتر همه پست ها و ویدیو هاس و دیگه شورشو در آوردن.درست مثل کلمه "الگوریتم" برای شیادها و کوچ های آب دوغ خیاری اینستاگرام 😂

حالا وقتشه که عامل های compliment و یا تو ایران با معادل معنایی بازخورد رو بدونیم

۱- جنسیت:

عموما زن ها از هم بیشتر تعریف می کنن و هم رو تحسین می کنن ، اصلا بعد از سلامممم کش دار اولین چیز یه تحسینه، چون این که به هم انرژی مثبت بدن نوعی بده بستون درون سازمانیه و همچنین تیکه انداختن بهم هم نوعی سلاح جنگ سرده، اگه شما جنس مونث هستین تبریک می گم به صورت دیفالت شما کامنت و بازخورد بیشتری راجع یه ادکلن ها نسبت به مذکرها می گیرید ، برای زن ها این دایره کامنت گرفتن حتی شامل اعظم خانم زن عباس آقا بقال محل هم میشه که هفته ایی یه بار موقع خرید تعریف می کنه ازشون.
در مقابل مردها معمولا کمتر از هم تعریف می کنن و تعریف از ادکلن خیلی وقت ها منوط به رابطه های بسیار نزدیک مثل خانواده یا دوست بسیار بسیار صمیمی میشه، اصلا اگه یه مرد جلوی یه سری از دوستاش ادکلن بزنه به جا تعریف متلک می شنوه، اره خلاصه مرد باید بوی گندش قبلش بیاد تو اتاق ، مثل دود سبز کارتون تام و جری، شوخی می کنم 😂  بهداشت و آراستگی نشونه شخصیته برادر گرامی و  البته در انتخاب گروه دوستان دقت بفرمایید.

۲-شخصیت:

اگه با آدم های کمی سر و کار دارین قطعا احتمال کمتری داره که کسی کامنتی راجع به ادکلنتون بده، درست مثل کسی که انتظار داره روی تخت بشینه هیکلش بشه رونی کلمن" یب بادییی ".
اگه شخصیتتون سرد و یخچالیه و یا خوش برخورد و صمیمی نیستین برین خدا رو شکر کنین جواب سلامتونم می دن، والا، به قولی عین آسپیران قیاث آبادی،مجسمه بلاهت😂 یعنی احتمال کمی داره که آدم ها حس صمیمیت با شما براشون بوجود بیاد که بتونن یخشون آب شه و نظر بدن
و اگه بد تیپ باشین و صرفا ادکلنتون خوب باشه درست مثل تفاوت ساینا و تیبا میشه اوضاعتون که یه چراغ عوض کردن موجب نمیشه کهسوناتا دیده شه.
پس برخورد صمیمی و دوستانه، آراستگی ظاهری و در نهایت ادکلن

۳- جغرافیای جهانی:

ما با compliment تو فضای یوتیوب بسیار برخورد می کنیم و هی دنبال چیزی هستیم که compliment getter باشه همون بازخورد دار خودمون. مشکل اینه تو فضای اینترنت جهانی که معمولا محتوا سازهای امریکایی قبضه اش کردن ،جامع منبع ، آمریکاست، فضای فرهنگی آمریکا بر این مبتنی شده که افراد غریبه حتی تو خیابون،"احتمالا" می گن روز به خیر و یا چه لباس خوشگلی پوشیدی حتی می تونه طرف بگه نایس تی شرت یعنی از تی شرتت تعریف کنه یه جور تعارف و ادبه که البته تو ساحل شرقی و تو مترو پولیتان ها کمتره اما تو جاهای دیگه احتمالش بیشتره، این آداب تو کانادا هم هست کمابیش، البته در میون بعضی از کانادایی ها ، نه مهاجرین. تو امریکا این داستان که تو سوپرمارکت کسی ازت بپرسه چه ادکلنی زدی محتمله در حالی که تو فضای آسیای شرقی مثل چین ژاپن آداب حکم می کنه که راجع به لباس یا عطر جلوی فرد صحبتی نشه، تو فرهنگ بسیاری از کشورهای اروپایی هم همینه صرفا اون همکاری که همیشه می بینه تورو و یا دوستت گاهی نظر می ده، بله این طور نیست که تو امریکا همه نظر بدن ما داریم راجع به احتمالات می گیم احتمالش اینطوره

۴-جغرافیای ایران:

ایران کشور متعادلی هست تو این زمینه که نه خیلی درونگرا مثل ژاپن و آلمانه و نه خیلی برونگرا مثل هنده، ایرانی ها میون این دو نقطه قرار دارن و البته در ایران حتی تفاوت فرهنگی هست، مثلا تو جنوب کشور به واسطه فرهنگ ریلکس تر و خودمونی تر احتمال اینکه خوش بشنوی از عطرت بالاتر از شمال شهر تهرانه، بازم می گم احتمال، قطعیت نیست انتظار نباید داشته باشی تو تهران و کرج تو خیابون که همه بی حوصله و هزار جور سرشون کار ریخته و ترافیک و سر و صدا حوصله نذاشته براشون ازت تعریف کنن ،هرچند گاهی اونم پیش میاد ، اما مثلا اگه تو یه روستا باشی تو لرستان و اونجا زندگی کنی ، ادکلنتو عوض کنی کل محل می دونن بوی جدید میدی.

۵- آب و هوا:

کوتاه می گم خیلی از ادکلن ها اصلا تو خیلی از آب و هوا مجال زنده موندن رو ندارن، مثلا اگه هوا بسیار شرجی باشه اصلا یه سری کارها در نطفه خفه میشه
پس اگه تو جای گرم و شرجی هستین شاید ادکلن مناسبی رو استفاده نمی کنین که قدرت پخش مناسبی داشته باشه
یه سری ادکلن ها هم که خود به خود برای فضای شخصی طراحی شدن مثل بسیاری از کارهای ژیوانچی و ایو سن لورن برای محیط بیرون نیستن

۶- پاف مناسب:

حقیقت تلخ اینه که یا باید دکانت همراهت باشه که هی تمدید کنی و بو داشته باشی و یا پاف زیادی بزنی که ماندگاریش بالا باشه، البته پخش زیاد با این کار بالا نمیره.
ادکلن بسیار قوی هم می تونی انتخاب کنی که اکثرا به خاطر نت های سنگین جذابیت عمومی ندارن.
در ضمن ادکلن قوی هم شامل نمودار میشه و با هر ساعتی که می گذره خب منطقا قدرتش کم میشه
خلاصه این که احتمال اینکه با یه پاف کل محل بریزن دم در خونه شعار بدن که مجید جان کجایی ادکلن را بیاری
یا پارچه سر کوچه که مقدم عطر باز محل را خوش آمد می گوییم با لحن صمد بخون این جمله رو شششششرمننندَ

۷-"آقای قاضی من اشتباهی بودم"

سکانش اخر سریال مرد هزار چهره رو یادته؟ که می گفت من جای اشتباهی و ادم اشتباهی بودم؟
شاید اصلا کاری که استفاده می کنین مناسب نیست
مثلا تو محیط کار باید عطرهای کم آزار و معتدل یا خنک استفاده شه ، نت های آزار دهنده نداشته باشه
کارهای عودی و چوبی سنگین و غیره برای محیط کار در فضای بسته مناسب نیست
البته کارهای جدی و رسمی داریم که مناسب هستن مثل کارهای ژیوانچی که یه دایره شخصی دارن اطرافت و مناسب محیط کارن.
خلاصه ممکنه بگی همینی که هست من دوست دارم بلک افگانو بزنم تو دفتر.
اکی ولی خب تصور کن که یکی با پیژامه راه راه خشایار مستوفی که تا سینه اومده بالا بیاد سر کار بگه
دوس دارم و یا با کت شلوار اتو کشیده و کراوات بیاد سیزده به در.
اگه می خوای شبیه خشایار دیده شی یور ولکام دایی جان

۸- به خود بنگر:

وقتی از دیگران تعریف نکنی احتمال اینکه از تو تعریف کنن کمه،منظورم این نیست که هر کسی که تعریف کنی از تو تعریف می کنه اما احتمالا وقتی تعریف کنی اون هم از تو تعریف می کنه چون یخش آب میشه. منظورم از تعریف این نیست که به اکبر کله پز بگی چه چشای خوشگلی داره و به شیرعلی قصاب بگی چه موهای فر جذابی، دیگه خودت خلاقیت خرج بده مثلا به صورت کلی بگو خوش تیپ کردی امروز فلان بسان، می گیری چی میگم
شاید بگی نمی خوام دروغ بگم چیه موی فر شیرعلی قصاب و چی سبیلش جذابه،خب چه ایرادی داره ما بهم انرژی مثبت بدیم روز هم رو قشنگ کنیم؟ شیرعلی مگه دل نداره؟ مگه واقعا موقع خداحافظی می گی چاکرم نوکرم در خدمتم طرف فرغون میاره با بیل که این جا رو شوسه کن تو که گفتی نوکری؟
پس کلمات گاهی هدیه ما به اطرافیانه.
حتی اگه بار معنایی متفاوتی داشته باشه

۹- وفادار باش

خب اگه قراره یه ادکلنی رو قضاوت کنی که بازخوردی داشته یا نه در کنار همه این عوامل که گفتم باید بهش هم فرصت بدی،نمیشه که یه کار رو یه بار زده باشی و بگی کسی چیزی نگفته، در حالی که عوامل دیگه که موثرن رو انجام دادی اما صرفا ماهی یه بار پوشیدیش.
به ادکلنت لااقل مدتی وفادار باش، قابل توجه امیرهای ۲۰۶ و ۲۰۷ دار، وفاداری چیز خوبیه داداش

توصیه های نهایی:

۱- حلقه ارتباطاتت رو گسترش بده
۲- خوش پوش و تمیز باش اول، بعد خوش بو
۳- عطر مناسب با توجه به محیط و دما و شرایط انتخاب کن
۳- عطر رو تمدید کن و یا مقدار مناسب بزن
۴- از دیگران تعریف کن تا اون ها هم بتونن تعریف کنن ازت
۵-انتظارات رو بر اساس جغرافیات تنظیم کن.
۶- به ادکلنت زمان بده و بهش وفادار باش

 

نکته و چیزی بود که جا موند خوشحال میشم بگین 

علی علی
1405/02/06

درود دوست من

به نکات خیلی خوبی اشاره کردی

ممنونم

🙂

جوان رعنا ، اریک خندان

آفرین

بارها به دوستانمون تجارب مهمی رو تقدیم کردم !

که این عطر نیست که بازخورد میگیره !

عطر تنها کاتالیزوره ، باعث میشه پیوند سریعتر شکل بگیره !

مخاطب و رایحه ی عطرش ، اول "دیده" میشه و سپس بوئیده میشه !

به عبارتی : شما ابتدا عطر من رو میبینی و سپس میبوئی !

خیلی آیتم ها دخیل اند

از ادب و آداب و شوخ طبعی و طنازی و شیکپوشی و نظم و انضباط و سر و صورت اصلاح شده و نوع بیان و کلام و لبخند و ...

بعدش نوع پوشش و رنگ پوشش و هارمونی رنگها

و سپس بوی عطر شما حس و بوئیده میشه !

عطر ، تو رو معرفی نمیکنه ! بلکه این تویی که عطرت رو معرفی میکنی !

و اون رایحه و اون عطر ، در بطن مخاطب ، همراه با تو شکل میگیره و ثبت میشه !

یعنی هر وقت اون بو رو حس میکنی یاد من میافتی !

اگه من درست و حسابی جلوه کرده بودم پیش تو ، پس اون رایحه معنی ی یه عطر حسابی ترجمه میشه در خاطر تو

اما اگه شلخته یا شر و ور باشم بقول فرانسوی ها ، ( شق و وق ) دیگه اون رایحه و اون عطر توی ذهن تو ، یه عطر قابل ترجمه نمیشه حتی اگر دفعه بعدی همون عطر رو بر تن یک آدم برعکس من ببویی !

عطر میتونه تو رو خیییلی بالاتر ببره نزد مخاطبان

یا تو میتونی اون عطرو نابود کنی در ذهن دیگران !

عطر و بویایی عطر ، داستان پیچیده ای داره

خیلی پیچیده !

میتونه فاعل یا مفعول باشه ، صفت یا موصوف باشه ، نصب یا منصوب باشه و ... اوووه ! نه واحده نه وحید :)

عطر براحتی میتونه در هر کدام از آیتم هاش ، در دانشگاه تدریس و تحصیل بشه سالهاااا !

تمومی نداره ، چه سخت افزاریش و چه بخش نرم افزاریش !

خلاصه :

این آدمه که عطر رو معرفی میکنه

و سپس که در ذهن تو ثبت شد ( خصوص چند بار و چند نفر ) اونوقت دیگه اون رایحه اس که میتونه پوشندشو به تو معرفی کنه !

و تو بگی : بعله ، این عطر مال این آقا یا خانمه یا بگی : این عطر تن این آدم چکار میکنه ؟؟!

به چیزی که گفتم دقت بکن :

عطرهای جدید ، برای آدم ها ( نه ما عطربازای کهنه کار که معنی هر نت و آکورد و عطر رو میدونیم ) ، کارکتر ندارن ، معلوم نیست صاحبان این عطر جدید کیا هستن 😄

جالب نیست ؟؟

بعد یه مدت ، که اشخاص اون عطر رو تن عده ای دیدن و معنیش کردن ، ازون به بعد کارکتر عطر شکل میگیره !

ماجرائیه😄

خلاصه که آفرین جوان رعنا

شاد باشی و خندان هماره بلطف خدا

🙂

Eric Revo Eric Revo
1405/02/06
در پاسخ به Sobhan javaheri :

ممنون از وقتی که گذاشتی اریک عزیز،

با اعتماد به نفس عطرتون رو بزنید،یه جای دیگه هم گفتم که شاید به روت نیارن و بخاطر غرور یا هر چیز دیگه ای به زبون نیارن ولی حتما تو ذهن یا خلوت خودشون ازت تمجید خواهند کرد و یا حتی حسودی.....!

قبل از پوشیدن عطری اول اعتماد به نفس اون عطرو داشته باش🦍

درست می گی سبحان جان، اتفاقا درستش همینه که ما عطرو برای خودمون و پرزنت خودمون بزنیم، نه صرفا بازخورد، این پست هم برای کسایی بود که دغدغه حل این مسئله رو دارن، مرسی بابت کامنتت

Eric Revo Eric Revo
1405/02/06
در پاسخ به مه سـ‌‌ـــا :

سلام آقای اریک متشکرم بابت نکات مفیدی که گفتید خیلی جامع و کامل بودن

برای من همه موارد اکی بودن جز مورد ۱ که فرمودید خانمها بیشتر بازخورد میدن؛ 

ممنون مهسا خانم، راجع به نکته یک نسبیه قضیه اش، منظورم نسبت به آقایونه، من هر وقت به خواهر زاده ام یا مثلا پارتنرم یا هر جنس مخالفی ادکلن هدیه دادم بزام از بازخوردش می گفت اینکه دوستش چی گفت یا تو فلان محیط فلان آشناش چی گفت و اینا، نسبت به تجربه مردها هیمن تعداد کامنت رو هم نمی گیرن، منظورم این بود نسبتا زن ها از هم آزادانه تر تعریف می کنن اما مردها انگار باید خیلی صمیمی باسن که بگن متاسفانه

Eric Revo Eric Revo
1405/02/06
در پاسخ به Negar_Dhn :

واسه منی که تازه ورودم به دنیای عطر و عطربازی

بسیار مفید بود آقای Eric revo

 خیلی ممنون 🌹

نگار جان خوش اومدی به این دنیا به قول انگلیسی ها یه rabbit hole هستش، ته نداره، خودتو برای یه سفر طولانی آماده کن، برای یه عطش از شناختن و گشتن و گشتن... باعث میشه حساس تر شی به بوها من پیش تر ها و الانم عکاسی می کنم، این کار با دوربسن باعث شده چشمام نسبت به مناظر حساس باشه، حالا عشق به عطرها و روایح باعث شده به بوها هم حساس شم،میوه ها رو بو می کشم، همه بوها رو دقت می کنم ، اگه رایحه ایی تو خیابون به مشامم برسه تو ذهنم نگه می دارم تا پیداش کنم

خلاصه این که خوش اومدی دوست من

Eric Revo Eric Revo
1405/02/06
در پاسخ به علی :

درود دوست من

به نکات خیلی خوبی اشاره کردی

ممنونم

ممنونم علی جان

Eric Revo Eric Revo
1405/02/06
در پاسخ به کامبیز سخی :

🙂

جوان رعنا ، اریک خندان

آفرین

بارها به دوستانمون تجارب مهمی رو تقدیم کردم !

که این عطر نیست که بازخورد میگیره !

عطر تنها کاتالیزوره ، باعث میشه پیوند سریعتر شکل بگیره !

مخاطب و رایحه ی عطرش ، اول "دیده" میشه و سپس بوئیده میشه !

به عبارتی : شما ابتدا عطر من رو میبینی و سپس میبوئی !

خیلی آیتم ها دخیل اند

از ادب و آداب و شوخ طبعی و طنازی و شیکپوشی و نظم و انضباط و سر و صورت اصلاح شده و نوع بیان و کلام و لبخند و ...

بعدش نوع پوشش و رنگ پوشش و هارمونی رنگها

و سپس بوی عطر شما حس و بوئیده میشه !

عطر ، تو رو معرفی نمیکنه ! بلکه این تویی که عطرت رو معرفی میکنی !

و اون رایحه و اون عطر ، در بطن مخاطب ، همراه با تو شکل میگیره و ثبت میشه !

یعنی هر وقت اون بو رو حس میکنی یاد من میافتی !

اگه من درست و حسابی جلوه کرده بودم پیش تو ، پس اون رایحه معنی ی یه عطر حسابی ترجمه میشه در خاطر تو

اما اگه شلخته یا شر و ور باشم بقول فرانسوی ها ، ( شق و وق ) دیگه اون رایحه و اون عطر توی ذهن تو ، یه عطر قابل ترجمه نمیشه حتی اگر دفعه بعدی همون عطر رو بر تن یک آدم برعکس من ببویی !

عطر میتونه تو رو خیییلی بالاتر ببره نزد مخاطبان

یا تو میتونی اون عطرو نابود کنی در ذهن دیگران !

عطر و بویایی عطر ، داستان پیچیده ای داره

خیلی پیچیده !

میتونه فاعل یا مفعول باشه ، صفت یا موصوف باشه ، نصب یا منصوب باشه و ... اوووه ! نه واحده نه وحید :)

عطر براحتی میتونه در هر کدام از آیتم هاش ، در دانشگاه تدریس و تحصیل بشه سالهاااا !

تمومی نداره ، چه سخت افزاریش و چه بخش نرم افزاریش !

خلاصه :

این آدمه که عطر رو معرفی میکنه

و سپس که در ذهن تو ثبت شد ( خصوص چند بار و چند نفر ) اونوقت دیگه اون رایحه اس که میتونه پوشندشو به تو معرفی کنه !

و تو بگی : بعله ، این عطر مال این آقا یا خانمه یا بگی : این عطر تن این آدم چکار میکنه ؟؟!

به چیزی که گفتم دقت بکن :

عطرهای جدید ، برای آدم ها ( نه ما عطربازای کهنه کار که معنی هر نت و آکورد و عطر رو میدونیم ) ، کارکتر ندارن ، معلوم نیست صاحبان این عطر جدید کیا هستن 😄

جالب نیست ؟؟

بعد یه مدت ، که اشخاص اون عطر رو تن عده ای دیدن و معنیش کردن ، ازون به بعد کارکتر عطر شکل میگیره !

ماجرائیه😄

خلاصه که آفرین جوان رعنا

شاد باشی و خندان هماره بلطف خدا

🙂

درود به استاد سخی مهربان

بسیار زیبا نوشتین و نکته ایی رو اشاره کردین که برای من تازگی داشت و متوجه اش شدم، این که عطر و رایحه بخشی از هویت فرده ، مثل یه کلاه و  جوراب نیست ، درست میگین حالا که دقت می کنم می بینم در طبیعتم همینه،

یه گل رایحه اش هویتشه، یه چوب همین، یک بوته خاص بوی خودشو داره، یک درخت خاص همین طور، برگ ها میوه ها، حیوانات هر کسی با بوی خاص خودشون شناخته میشن، یعنی اگه از مسیری با چشم بسته رد شیم و ندونیم که سمت راست ما باغ گل رزه خود اون رایحه وجودشو نشون میده، اگه از کوچه ایی رد شیم که فردی با کیسه بهار نارنج رد شده باشه، حتی وقتی خود بهاره ها نیستن از اون رایحه می فهمیم که وجودشون گذر کرده، نکته بسیار بسیار جالبی اشاره کردین که تو ذهنم به خاطر نگهش می دارم.

خاطرات از جلوی چشمام می گذرن، به یاد حرف رابطه طولانی ناکامم می افتم که همیشه من رو با یه ادکلن به یاد می آورد، می گفت اون ادکلن رو به خاطر این که من می زنم دوست داره، درست مثل گفته شما: این ما هستیم که عطر رو معرفی می کنیم، بسیار درست فرمودید.

خیلی حرف های جالبی زدین به قولتون باید مفصل بهش پرداخته شه، اینکه آدم ها به رایحه هویت می دن و انگاری این روایح بخشی از اون ها میشه ، که می تونه منجر به علاقه به رایحه و تنفر از رایحه بشه.

بسیار خوش وقت هستم که شما حضور دارین و به ما نکاتی می گین که موجب میشه جهان بینیمون وسیع تر شه، ممنونم

AMIR_M AMIR_M
1405/02/06

کامل ترین و آموزنده ترین مطلب مملکت 😀😂

خسته نباشی واقعا عالی بود تا آخرش خوندم

در پاسخ به Eric Revo :

درود به استاد سخی مهربان

بسیار زیبا نوشتین و نکته ایی رو اشاره کردین که برای من تازگی داشت و متوجه اش شدم، این که عطر و رایحه بخشی از هویت فرده ، مثل یه کلاه و  جوراب نیست ، درست میگین حالا که دقت می کنم می بینم در طبیعتم همینه،

یه گل رایحه اش هویتشه، یه چوب همین، یک بوته خاص بوی خودشو داره، یک درخت خاص همین طور، برگ ها میوه ها، حیوانات هر کسی با بوی خاص خودشون شناخته میشن، یعنی اگه از مسیری با چشم بسته رد شیم و ندونیم که سمت راست ما باغ گل رزه خود اون رایحه وجودشو نشون میده، اگه از کوچه ایی رد شیم که فردی با کیسه بهار نارنج رد شده باشه، حتی وقتی خود بهاره ها نیستن از اون رایحه می فهمیم که وجودشون گذر کرده، نکته بسیار بسیار جالبی اشاره کردین که تو ذهنم به خاطر نگهش می دارم.

خاطرات از جلوی چشمام می گذرن، به یاد حرف رابطه طولانی ناکامم می افتم که همیشه من رو با یه ادکلن به یاد می آورد، می گفت اون ادکلن رو به خاطر این که من می زنم دوست داره، درست مثل گفته شما: این ما هستیم که عطر رو معرفی می کنیم، بسیار درست فرمودید.

خیلی حرف های جالبی زدین به قولتون باید مفصل بهش پرداخته شه، اینکه آدم ها به رایحه هویت می دن و انگاری این روایح بخشی از اون ها میشه ، که می تونه منجر به علاقه به رایحه و تنفر از رایحه بشه.

بسیار خوش وقت هستم که شما حضور دارین و به ما نکاتی می گین که موجب میشه جهان بینیمون وسیع تر شه، ممنونم

جوان رعنا ، اریک شاداب

سپاس بابت لطف هات 🙂

و اما :

آفرین ها بر تو

همین الان خواندم که به rabbit hole اشاره کردی ، دقیقا همینه 🙂

اما ، هرچند که پیچیده و طولانی اند علوم عطاری ، لیک کاملا دقیق اند ، ابهام ندارند به این معنی که مثلا موردی مطرح شود و بعد معکوس شود ، علوم اش ثابت اند اما دامنه اش متغیر ، که این تغیُر از پرتعدادی نت ها شکل میگیرد !

هرچیزی درین دنیا بو دارد حتی سنگ !

حتی چیزهای مصنوعی که ما میسازیم مثل مثلا پتو ، بالش ، فرش ماشینی ( فرش دستباف داستان و بویی دیگر دارد )

یک بار از روی بو ، فهمیدم یک فرش ماشینیست ، نه دستباف !

صاحب مغازه یک قالیچه بهم جایزه داد😄 هنوز دارمش !

و سپس برای اطمینان آزمایشم کرد😄

بدون چشم ، بدون لمس میگفتم این فرشهای آویزان که مثل کتاب ورق میخورد چه فرشی ست ! یک نقش اصیل و مهم را چیده بودند کنار هم ، از دستباف و ماشینی .

میگفت چنین چیزی نه دیده ام ، نه شنیده ام ! اینها کنار هم بوده اند ، بوی هم را گرفته اند ، چطور ممکن است😄

هیچ زحمت نداشت اتفاقا !

خلاصه که آفرین !

حال :

چرا زنها نسبت به بوی عطر ، بیشتر به هم بازخورد میدهند ؟؟

اگر گفتی !

حتی خودشان هم نمیدانند چرا !

دلیلی بنیادین دارد ، مربوط است به خلقت !

کمی فکر کن ، مرحله بعد ، میگویم🙂

 

inas inas
1405/02/06

درود بر شما 

چه مطلب مفید و عجب لحن باحالی!

ممنون

Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟