باهام تماس گرفت:
- دِ بیا دیگه گفته بودم که نیم ساعت دیگه می رسم هنوز آماده نشدی؟
گفتم مهرداد همه زندگیمو انداختم تو یه چمدون لباس هام کفش هام، دوربینم، کتاب هام هنوز نرفتم بالا سر ادکلن هام!
گفت: خُل شدی پسر؟ اونا همه الکله منفجر میشن اگه چیزی بشن یه دو سه تاشو بردار بنداز بیار
نگاه کردم به قفسه ام، یه سری دکانت که مرتب کنار هم گذاشته بودم، یه سری ادکلن قدیمی ، یکی دوتا اورجینال گرون، خیلی هاش اماراتی، دستم بسته بود با این وضع اقتصادی نشد کالکشن رو مثل پولدارا با برندها ببندم، اما همون کلون ها رو هم دوست داشتم
- کدومو بردارم مهرداد من خیلی هاشون رو دوست دارم
- یکی دو تا بردار دیگه مگه همه اشو می زنی ، دوتا بنداز تو چمدون بدو دیر شده. باید بریم
نگاه می کنم، ایو سن لورن لهوم اینتس ، همون وقتا که از خارج برمیگشتم و عشق چند ساله راه دورم هر بار بعد چند ماه می دیدم، می گفت فقط این بوی توئه هیچکی تو خیابون این بو رو نمی ده ، گفتم شاید دیگه ندن چون دیگه تولید نمیشه، می گفت نمیشه همه سال اینو بزنی؟می گفتم گرمه برای تابستون خوب نیست، چه احمق بودم که برای حال خوشم درگیر این قانونای چرت و پرت بودم، درشو باز می کنم بوش منو پرتاپ می کنه به زمستون ده سال پیش، و همینطور به زمستون آخر که بعد اون همه انتظار و فاصله قصه امون تموم شدش،چی بگم، بهتره همین جا بمونه.
میگم مهرداد چیو بگیرم؟ نظری داری؟
- دیوونه شدی؟! من چه می دونم چه کوفتی تو کلکسیونته دیوانه ، گرون ترینشو بردار
آخه مهرداد گرون ترینشون اونی نیستن که دوسشون دارم
- پس برا چی خریدیش؟ معتاد خرید هستی؟ پول مفت داری؟. برداشتی چیزی که گرونه رو خریدی بعد دوسشم نداری؟
دوسش که دارم منظورم بالاترین نیست، صرفا دوس داشتم داشته باشمش
- مگه آدم می تونه فقط داشته باشه؟ من نمی دونم چهارتا چهار راه بیشتر نمونده نیای می رم خودت اسنپ بگیر اگه با این اوضاع اسنپی کار کنه، تهش اگه خونه ات ترکید میریم از عطر فروشی ۵ میل می گیرم از هر کدوم خل نشی.
گفتم آخه اینا اسانس نیستن که ادکلنن، فرق دارن ، ارزش دارن.
- می خوای یه وانت بگیرم برات همشونو بیاری؟ اصلا بشین روشون ترکید بری فضا ، نزدیکم فعلا
نگاه کردم به ادکلن ها، انگاری مثل آرزوهای مونده اس، مثل خاطرات نداشته که می شد داشته باشم، یاد حرف خواهر زاده ام می افتم ، یه سری هاشون رو میدید و می گفت دایی اینا برای چیه گفتم برای دیته ، میگفت آخه تو که همش خونه ایی و تهش باشگاه میری و سفارت، دیت نمی ری که، می گفتم خب اگرررررر برم، می گفت اگررر بری 😂 برای اگر که شش مدل ادکلن دیت ندارن 😂 با حالت مسخره می گفتم خب دیت برای روزهای بارونی دیت برای روزهای آفتابی دیت برای...
خنده ام می گیره.
چشمام رو می بندم دلو می زنم به دریا.
از میون همه انگاری از همشون می خواستم عذرخواهی کنم بولگاری تایگر رو برمیدارم و امبرلدر و وانتد با نایت.
نگاهم به مای سلف می خوره به پارادایس گاردن به دیور هوم به کلی ارمافو فرنچ اونیو و لطافه و الحمبرام به همه... به هرود به پگاسوس، چه سخت... گفتم لااقل یه چیزی باشه که عادی باشه تا فقط بدونم می تونم سر کنم سردی و گرمی رو. به دستم نگاه می کنم. یعنی فقط به سه تا نیاز داشتی و این همه خریدی؟
نه نیاز با دوست داشتن فرق داره شاید من تهش به سه تا نیاز داشته باشم اما قلبم چی؟ اون شاید دوست داره روزهاشو با هر بو رنگی کنه، تو همه اتفاقات بد این روزگار این علاقه برام یه پناه بود که بتونم گذر کنم. این که بشینم ریوو بخونم و خودم رو مشغول کنم.
صدای بوق مهرداد رو میشنوم. در خونه رو سه قفله می کنم موقع پایین اومدن از پله ها صدای انفجارا از دور میاد.
چقدر خوب بود نوشتهتون. زندگی ما قدری شبیه هم بوده انگار. منم چند سال قبل برای دیدن یه عشق راه دور می اومدم و بعدش هم یک پایان تلخ. دیگه خیلی گذشته البته... شاید باور نکنید (شایدم بکنید)، من تو این جنگ اخیر بیشتر به دلیل عطرهام جایی نرفتم. دیدم من فقط وقتی نزدیک اینام حالم خوبه. ولی تو جنگ قبلی با تمام وجودم اینی که میگید رو حس کردم. چقدر هم همه مسخره م کردن که پنج تا عطر آوردی تو یه دونه کوله؟ :))
در پناه خدا خودتونوعزیزانتون تو سلامتی باشن، به امید روزهای روشن و آرامش.
چقدر غمگینم کردی، واقعا ترک چیزهایی که دوسشون داریم و ازشون لذت میبریم سخته، ادکلن، تخت، راحتی توی خونه و...
چقدر اذیت شدیم این مدت، خیلی گناه داریم بخدا
امیدوارم روزهای خوبی در پیش داشته باشیم و غیر از زدن ادکلن و لذت بردن ازش از بقیه خوشیهای دنیا هم استفاده کنیم
چقدر غمگینم کردی، واقعا ترک چیزهایی که دوسشون داریم و ازشون لذت میبریم سخته، ادکلن، تخت، راحتی توی خونه و...
چقدر اذیت شدیم این مدت، خیلی گناه داریم بخدا
امیدوارم روزهای خوبی در پیش داشته باشیم و غیر از زدن ادکلن و لذت بردن ازش از بقیه خوشیهای دنیا هم استفاده کنیم
نه غم چرا ، به امید روزهای خوب ، تو کوچه مام عروسی میشه