عجب بویی...!!!

امروز عصر کلاس داشتم و از اون روزایی بود که عجیب هم بی‌حوصله بودم.

دیشب به کُتم یک پاف شوموخ (یا بهتره بگیم شبه شوموخ) زدم و گذاشتم تو فضای باز به امید اینکه اون تلخی زهرمارگونه‌اش از بین بره و برای کلاس امروز قابل تحمّل بشه.

ظهر دوش گرفتم و مشغول سشوارکردن چندلاخ شوید(در برخی منابع بهش موی سر هم میگن) بودم که یهو زرتی وسط کار برق رفت! 

کلافه شده بودم و چه چیزی بهتر از وان‌من‌شو برای رفع کلافگی :)

یک پاف به دستم زدم و نشستم پای لپ‌تاپ و کلّی حال کردم و حالم خیلی بهتر شد. 

 

سوال: آیا سر کلاس هم وان‌من‌شو می‌زنی؟

پاسخ: هرگز!!!! مال خودمه!!! (کودکی که توپش رو محکم نگه داشته و به کسی نمیده!)

نمی‌دونم اسمش رو بذارم خساست یا هرچیز دیگری. شاید هم اقتضای سن و ساله. ولی بعضی روایح رو دوست دارم فقط مال خلوت خودم باشه و نمی‌خوام با کسی تقسیم‌شون کنم. موضوع وقتی نگران‌کننده‌تر میشه که آرامیس دوین هم یواش یواش داره به این جمع اضافه میشه! 

 

سوال: وقتی میری سرکلاس، عطر اصلی و اورجینال می‌زنی؟ 

پاسخ: هرگز!!!!  البته قدیما آره، ولی الان: اولاً شیشه اصلی اونقدر گرون شده که ـ حداقل برای من ـ ارزشش رو نداره. ثانیاً برای یک معلم، استفاده از شیشه اصلی، حروم کردن عطره. چون نیازی نیست که عطر رو به گردن و پشت گوش و چه می‌دونم اطراف صورت بزنه [استغفرالله!!! اون مال موقعیت‌های دیگه است که شامل سن و سال ما نمیشه] در این موارد، اسانس هم جواب میده و نیازی به عطر اصلی نیست. چون قراره فقط روی لباس زده بشه نه روی پوست.

 

سوال: یعنی تو استفاده از اسانس رو به دیگران پیشنهاد می‌کنی؟ 

پاسخ: هرگز!!!! اگه من از اسانس استفاده می‌کنم اولا نیم‌ قرن سن رو رد کردم که 30 سالش سیگاری سنگینی بودم(تا روزی سه پاکت هم رسیده بود) مضرات اسانس برای ریه‌ها واسه امثال ما شوخی محسوب میشه! از طرفی هم با دودوتاچارتای روی کاغذ و خزعبلات پزشکان و اینها، نهایت عمر مفیدی که برای خودم متصورم کمتر از 10 سال دیگه هست. دیگه اسانس باید از خودش خجالت بکشه که بخواد بهم آسیب بزنه! ولی برای دیگران (مخصوصاً جوانان) مطلقاً توصیه نمی‌کنم. بارها عرض کردم روی پوست و داخل خونه هم نباید استفاده بشه. 

 

سوال: چرا دکانت نمی‌خری؟

پاسخ: هرگز!!!! دکانت نخریدم و نخواهم خرید. زمانی که کار اجرایی می‌کردم، در سازمانی مشغول بودم که سالی حداقل 2 بار باید مهمانانمون رو می‌بردیم کشورهای خارجی برای سمینار. بعد از گرون شدن دلار و یورو، این سمینارها سالی 6-5 بار در جزیره کیش برگزار میشد. تو جزیره، همه مهمانان و همکارانم خودروهای لوکس اونجا رو رنت(اجاره) می‌کردن و می‌رفتن دور دور، بجز من. حتی یک بار هم پشت اون ماشین‌ها ننشستم. چرا؟ چون اون خودروها مال من نیست. مال شهر و منطقه محل سکونت من نیست. اگه زیر زبونم مزه کنه وقتی برگردم چطور بشینم پشت سمند؟! بر همین اساس وحشت دارم از خرید دکانت. اگه مزه اون عطر اصلی زیر زبونم(ببخشید زیر دماغم) مزه کرد چه خاکی به سرم بریزم؟ مثلا فرض کن پیور دیستنس M باشه و بخوام نزدیک 100 میلیون هزینه کنم! حتی فکرکردن به این موضوع هم وحشتناکه. 

 

سوال: یعنی به دیگران پیشنهاد میدی که دکانت نخرن؟

پاسخ: هررررگز! من برای خودم و بر اساس شرایط خودم عرض کردم. ولی به دیگران (مخصوصا جوانان) همیشه پیشنهاد می‌کنم فقط دکانت اصلی بگیرن و بعد از آزمون و خطا و رسیدن به عطر امضاء موردعلاقه‌شون، شیشه اصلی رو از مراجع معتبر(مثل همین عطرافشان خودمون) تهیه کنن. 

 

سوال: از بازی با اسانس چیزی هم عایدت شده؟

پاسخ: هرگز!!!! مگه قراره هر کاری که می‌کنیم فایده خاصی داشته باشه؟ یک نوجوون 6 ساعت گیم بازی می‌کنه، هرچقدر برای اون فایده داره، اسانس‌بازی هم برای من داره. ولی عشق و علاقه عجیبی که به این کار هست، میشه دلیل اسانس‌بازی. خیلی وقتا بوده که مواد نسبتاً گرون‌قیمتی رو ترکیب کردم و بعدش ریختم دور! اما از اونطرف، یک بار آنجلز شیر درست کردم که یکی از دوستان وقتی رایحه رو بویید، خشکش زد. شیشه اصلی خودش رو گذاشت کنار و عطر من رو برداشت(آدم خوبیه. فقط یه خورده پرروئه!) همین اتفاق دقیقاً برای پنهالیگونز مستر سم هم افتاد و مصرف‌کنندۀ شیشه اصلی، عطری که با فرمول خودم ساخته بودم رو برداشت واسه خودش! هردو نفر هم اعتقاد داشتن رایحه دست‌ساز من از شیشه اصلی اونا بهتره! درسته در هر دو مرتبه دلم سوخت، اما لذت و خوشحالی عجیبی هم داشت برام. البته الان دیگه این اتفاق نمیفته. چون قبل از اومدن مهمون، بساط مارگیری رو جمع می‌کنم. ضمن اینکه بعد از اتمام شیشه‌هاشون وقتی در عالم دوستی و رفاقت، درخواست مجدد با همون کیفیت دادن، با قاطعیت گفتم نع! و کلی از مضرات اسانس‌ها براشون سخنرانی کردم. 

از اتاق فرمان اشاره می‌کنن این‌قدر از واژه «هرگز!!!» استفاده نکن. ببخشید. چشم!

 

برگردیم به موضوع اصلی. خودمم نفهمیدم این سوال جواب‌ها از کجا اومد (اینقدر سوال نکنین خب!) 

لباس پوشیدم برم که دیدم تلخی زهرمارگونه «شبه شوموخ» گریبانم رو گرفته و رها نمی‌کنه. خب ببینم چیکار باید کرد. رفتم سراغ بساط مارگیری. کرید اونتوس! آهااااان این خوبه. ولی یه مشکل هم هست. اگه یک لیتر ازش روی خودم خالی کنم چیزی متوجه نمیشم(کوربویی مادرزادی) از طرفی هم دوست ندارم رایحه «آشنا»یی رو همراه داشته باشم. پس باید برم سراغ لایرینگ. 

 

سوال: چرا دوست نداری از روایح آشنا و معروف استفاده کنی؟ 

پاسخ: مدتی قبل در یکی از پرسش و پاسخ‌ها نوشته بودم که یکی از مراجعینم، دخترخانمی بود که مورد تجاوز 2 کفتارصفت مسن قرار گرفته بود. با ورود من به اتاق (که پوران هوم پوشیده بودم) و استشمام عطر فوق، حالش بد شد. چون اون کفتارصفت‌ها احتمالا بر اساس سن‌وسال‌شون از همین عطر استفاده کرده بودن. 

یک بار هم (موضوع مال دو سه سال قبله)  پس از پایان کلاس، دخترخانمی اومد و با خجالت ازم خواست اگه میشه بمونم تا دانشجوها برن. به این موضوعات عادت داشتم و هنوزم دارم. با خودم گفتم حتما مشکلی داره مثل بقیه همسالان خودش (مثلا پارتنرش بهش خیانت کرده و از این چیزها) و فکر می‌کنه دنیا به آخر رسیده و حالا یا می‌خواد خودشو بکشه یا نهایتاً می‌خواد درددل کنه دیگه. کلاس خالی شد و ما دوتا موندیم. با کلی خجالت و معذرت‌خواهی و سرخ و سفید شدن، بغضش گرفت و گفت:

ـ استاد. می‌تونم ازتون یک درخواست بکنم؟ خواهشاً فکر بد نکنین!

منم درحالیکه در ذهنم یک وااااااات؟؟؟ بزرگ حک شده بود(بابت عبارت فکر بد) گفتم چی شده دخترم؟ راحت باش

جمله‌ای گفت که انتظار شنیدن هرچیزی رو در دنیا داشتم جز اون جمله:

گفت:

ــ اگه میشه اجازه بدین بغل‌تون کنم!!!!  :(

 بعد هم زد زیر گریه! اونم چه گریه‌ای

چهره پوکرفیس بنده، دقیقاً زیر دوربین مداربسته و دستگاه شنود قدرتمند و سیستمی که هنوز خاموش نشده بود (برای دانشجویان آنلاین) و  ... خلاصه خودتون حال منو تو اون موقعیت تصور کنین. نهایتاً یه جوری جمع و جورش کردم و کمی حرف زدیم و آخرش فهمیدم مرحوم پدرش یک عمر از «بروت» استفاده می‌کرده و منم اون روز «بروت» زده بودم (لعنت بر تو ای بروت دوست‌داشتنی!)

امان از این تداعی خاطرات با روایح.

البته این موضوع رو (حالت جاذبه‌ای یا دافعه‌ای) در آرامیس دوین تجربه نکردم هیچوقت. شاید به این دلیل که کمتر کسی از این عطر استفاده می‌کنه. 

بهرحال یک معلم، هر عطری هم که بزنه ممکنه برای عده‌ای تداعی خوب داشته باشه و برای عده دیگری بد. مخصوصاً اگر روایح معروف یا کلاسیک باشه. اینجاست که شخصاً اعتقاد دارم یا باید اونقدر پولدار باشه که عطر بسیار گرونقیمت و تک استفاده کنه، یا اگه مثل من جزو اقشار زیر چارچوب (منظورم چارچوبیست که روی اون، نمودار خط فقر کشیده شده!) هست، لایرکردن تنها راه‌حل و به عبارتی میشه گفت از واجباته. 

 

داشتم عرض می‌کردم . اونتوس انتخاب شد برای عطر اصلی. ولی مهم اینه که چی باهاش بزنم؟ آهان. یادم اومد. جایی یکی از عزیزان نوشته بود یک پاف باکارات رژ قرمز بزن بعد روش کلی اونتوس. ترکیب جالبی میشه. همین کارو کردم. بد هم نشد. 

خب حالا وقت درست کردن «عطر همراه» هست.

 

سوال: «عطر همراه» چیه؟

پاسخ: هررررررگزززز!! (آهان ببخشید. از اتاق فرمان لنگه کفش پرت کردن تو صورتم!) عطر همراه همون شیشه پیچی 5 میل هست که عطر اصلی در اون، با آب مقطر زیاد ترکیب میشه و پراکندگی چندبرابری ایجاد می‌کنه. اینو یکی از قدیمیای دنیای عطر، سالها قبل بهم گفته بود. 

به عبارت دیگه در زمینه استفاده از عطرها، ما با 2 مورد مواجه هستیم :

1) ماندگاری

2) پخش بو

که گاهاً دو پارامتر فوق، نقطه مقابل هم قرار می‌گیرن. یعنی ماندگاری خوبه اما پخش بو ناامیدکننده.

برای راه چاره این مشکل، فرمول خودم اینه: 

ماندگاری: فرایندیست که در خونه و قبل از بیرون رفتن انجام میشه

پخش بو: فرایندیست که توسط شیشه «عطر همراه» و قبل از ورود به مقصد انجام میشه.

به عزیزانی هم که از شیشه اصلی و اورجینال استفاده می‌کنن و از پخش بوی اون راضی نیستن، پیشنهاد می‌کنم همین کارو انجام بدن (چون جای شیشه عطر توی داشبورد خودرو نیست) یعنی چندپاف از عطر اورجینال، داخل «شیشه همراه» بزنن و با مقدار زیادی آب مقطر (مخصوص تزریق) قاطی کنن و اگه دوست داشتن چند قطره هم فیکساتور. به پخش بوی انفجاری خواهند رسید.

 

خلاصه اینکه شیشه کوچولو رو گذاشتم جلوم. یک میل اونتوس بس بود. دیگه چی بریزم؟ آهان یک قطره کلایو کریستین ایکس فور من هم بد نیست ولی نباید زیاد بشه. دیگه چی؟ آهان. دو سه پاف باکارات رژ هم زدم توش. بقیه هم آب مقطر تزریق. بعد هم گذاشتم تو جیبم و از خونه اومدم بیرون.

 

در مقصد:

قبل از ورود، شیشه رو تکون دادم تا رنگش سفید شیری شد و چند پاف به لباسم زدم. 

طبق عادت همیشگیم که نیم‌ساعت قبل از شروع کلاس، در دانشگاه حضور دارم، این بار چون برق خونه قطع شده بود زودتر رفته بودم. یک‌ساعتی مونده بود تا شروع کلاس. از شانس عالی من، نوبت قطع برق اون منطقه بود و کلاس‌ها هم با نیم‌ساعت تاخیر شروع میشد!

یکراست رفتم طبقه سوم  تو اتاق اساتید و تک و تنها نشستم و سرم رو با گوشی گرم کردم.

 

تق تق تق 

بفرمایید

نفر اول: از خانم‌های بخش آموزش طبقه دوم بود. گفت: ببخشید چه عطری زدین؟ عجب بویی راهرو رو برداشته

بهش گفتم هیچی! همون همیشگی :)

 

چند دقیقه بعد:

تق تق تق

بفرمایید

خانم دیگری از بخش آموزش طبقه اول: استاد بوی عطرتون همه جا رو پر کرده. عجب بویی!!!

 

چند دقیقه بعد: 

تق تق تق

خلاصه کنم. تا زمان شروع کلاس 7 بازخورد عالی داشتم. حتی حاج‌آقایی که زحمت نظافت و آوردن چای رو می‌کشه هم بازخورد داد که به‌به عجب بویی!!!!  

برق‌ها اومد. 5 دقیقه‌ای جلوی کولر با فشار باد زیاد ایستادم تا شاید پخش بو کمتر بشه و همزمان توی دلم می‌گفتم خدایا چه غلطی کردم! همون موقع رییس دانشگاه وارد اتاق شد. سلام کردم. بجای جواب سلام (که گویا از واجبات هم هست) چشماش گرد شد و گفت: عجب بویی!!!! (ایشون عطرباز قهّاری هم هستن) و خواست منو به صحبت بگیره که به بهانه دیرشدن کلاس از دستش دررفتم! 

کلاس شروع شد. کلاسی 4 ساعته (با حدود نیمساعت استراحت وسط. اساساً جزو معلمین بی‌رحم هستم در این مورد) تا حد امکان فاصله رو با دانشجویان حفظ کردم. کلاس سنگینی هم بود. کلی سوال و جواب هم داشتیم.

آخرش گفتم اگه سوالی نیست درس تموم شده و می‌تونین تشریف ببرین که 3 دست هم‌زمان بالا اومد به همراه یک سوال مشترک:

ــ استاد ببخشید! چه عطری زدین؟! عجب بویی!!!!!! 

 

جواب ندادم و بلافاصله با لبخند گفتم خداحافظ و اومدم بیرون

 

پ.ن: تمام پاف‌ها روی سرآستین کت بود

در پاسخ به سـهیـل متیـن‌راد :

درود بر حمیدآقا 

یه جوری سوال کردی یواش یواش خودم داره باورم میشه نکنه چیزایی بلدم و خودم خبر ندارم! :)))

ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم برادر. ولی همیشه دنبال اساتیدی بودم و هستم که هفت شهر عشق رو (در هر حوزه‌ای) طی کرده باشن. 

بهرحال کاری که من انجام میدم چیزی جز آزمون و خطا و مشورت با اهل فن در پلتفرم‌های مختلف نیست. «آزمون و خطا» به معنای اینکه: طی چندماه گذشته (بقول همسر گرامی) اونقدر پول به پست دادم که الان به اندازه وزارت نفت درآمد داره! :)))

بارها شده از فروشنده فقط 5 میل اسانس گرفتم برای تست، اما دوبرابرش پول پست دادم. از شهرهای مختلف، از فروشنده‌های مختلف، از مدعی‌ها، از گمنام‌ها و ... به امید اینکه برسم به اون آدم «حرفه‌ای» که هنوزم نرسیدم. 

به عبارت دیگه در این حوزه (اسانس‌) ما بیشتر با «مدعی» سروکار داریم تا«حرفه‌ای»

 

راستش نظرات عزیزان در مورد تناسب ترکیب اسانس و فیکساتور مختلف بوده

یکی میگه باید 80 درصد اسانس باشه و 20 درصد فیکساتور!!!! نمیدونم اسم خروجی این محصول چیه! خب کاملا واضحه که اون اسانس، خالص نیست

یکی دیگه میگه فقط اسانس خالص میدم و اصلا فیکساتور نزن! شدیداً اعتقاد داره که فیکساتورهای موجود در ایران عطر رو خراب می‌کنن. آدم آماتوری هم نیست. اتفاقاً باکیفیت‌ترین اسانس‌ها رو از همین آقا گرفتم. ولی با استفاده از اسانس خالص مخالفم.

اسانس‌فروش دیگه‌ای می‌گفت درصدی که خودم استفاده میکنم معمولا 50-50 هست

یکی دیگه می‌گفت عطرهایی که برای استفاده شخصی خودم درست می‌کنم شامل: 

یک میل اسانس

2 میل فیکساتور

2 میل آب مقطر

و ادعا داشت بعد از سالها آزمون و خطا به این فرمول رسیده و عکس‌هایی که برام فرستاده بود، همه شیشه عطرهاش شیری رنگ شده بود. لازم به ذکره که همین آقا جزو فروشندگان با امتیاز بالا در پلتفرم با...سلام بود.

(من مشابه این ترکیب رو برای «شیشه همراه» استفاده می‌کنم نه شیشه اصلی)

نهایتاً فعلا در حال آزمون و خطا هستم. ولی قاعده کلی اینه که فیکساتور عطر گرم باید بیشتر از عطر خنک باشه. مثلا اگه اسانش اونتوس(به شرط اینکه از اصالتش مطمئن باشی) داشته باشی نهایتا 30 تا 40درصد بد نیست. اما در مورد عطر گرم و غلیظی مثل همین اسانس شبه شوموخ که یک محله رو می‌تونه بیهوش کنه، حس میکنم 10 میل اسانس نیاز به 5 لیتر فیکساتور داشته باشه!!!!

:)))

روش خودم اکثرا ترکیب 50-50 (در مورد عطرهای خنک فیکساتور کمتر) همراه با یک درصد روغن مخصوص DPG و دو سه قطره آب مقطر هست و محصول نهایی میره تو کمد تاریک تا کهنه بشه.

این ترکیب روی آنجلز شیر و مستر سم (که بالا داستانش رو گفتم) معجزه کرد. اما شاید روی خیلی از عطرهای دیگه جواب نگیریم. 

 

در مورد برند فیکساتور همونطور که گفتم متاسفانه در ایران فیکساتور مرغوبی نداریم. بهترینش از نظر تجاری «عطران» هست که خودم دارم و بد نیست ولی بوی زیادی داره. از طرفی هم شرکت «میعاد....شیمی» یک نوع فیکساتور داره تحت عنوان «فیکساتور عطرهای گرانقیمت» که در پاسخ به سوالم گفت داخل این فیکساتور DPG و BHT هست. هنوز نخریدم ازش. ولی نظر مصرف‌کننده‌ها مساعد بود

فیکساتور بدون بو هم دیدم. ولی نمی‌دونم کیفیتش چطور درمیاد. فروشنده‌اش میگفت من مطلقا «عطران» استفاده نمی‌کنم

ضمن اینکه خیلی از فروشندگان (اکثرا به اصطلاح مترویی) که اسانس‌های بی کیفیت عراق و پاکستان رو به اسم ژیوادان سوییس به من و شما قالب میکنن، بجای فیکساتور از خود الکل استفاده میکنن!

درنهایت روی فیکساتور هنوز به نتیجه نهایی و خوبی نرسیدم و همچنان گیج می‌زنم و نهایتاً با «عطران» سرم گرمه

سلام وقتتون بخیر ، میتونم کمکتون کنم به اون آدمی حرفه ای برسید اگر مایل بودید

در پاسخ به مجتبی مرادی :

سلام وقتتون بخیر ، میتونم کمکتون کنم به اون آدمی حرفه ای برسید اگر مایل بودید

سلام جناب مرادی

ممنون از نظر لطف شما 

راستش این مباحث مربوط به چندماه قبل بود و الان دیگه چنین دغدغه ای ندارم.

دنیای اسانس بازی رو هم بوسیدیم و کنار گذاشتیم :)

در پناه خدا محفوظ باشید بزرگوار

آخرین
Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟