ali ali
3
1400/03/14

تک نت هاروتهیه میکنید؟

آیابرای شناخت روایح تک نت هارو تهیه وتست میکنید؟ اگه ج بله هست موفق به تهیۀ چندتک نت شدین؟

واگه  ج خیر به چه صورت بانت ها آشناشدین؟

سپهر سپهر
1400/03/16

سلام

من به شخصه هیچ وقت تک نوتها (روغن های عطار) رو استفاده نکردم .  تعداد زیادی از نوتهایی که در عطرها میپسندم و دنبال میکنم، نوتهایی هستند که به نحوی در طول زندگی خاطره داشتم باهاشون-بیشتر هم نوتهای چوبی، ادویه ای، سبز و هربال و صمغی. و البته در دوران کودکی ما و محیط زندگیمون که به طبیعت نزدیک بود، تنوع رایحه خیلی زیادی وجود داشت. خیلی از بوهای چرمی و انیمالیک برای من یادآور محیطهای روستایی در دوران کودکی هست. خیلی از ادویه ها، بوهای گلی و هربال، برای من یادآور دورانی هست که مردم انواع گیاهان وحشی رو از کوه و صحرا در فصل های مختلف میچیدن و یا خشک میکردند و نگه داری میکردند.

اما خیلی از نوتهایی که علاقه دارم رو با مخرج مشترک گیری از عطرهایی که اون بو رو دارند یاد گرفتم. البته برای این منظور لازم هست عطرهایی رو بررسی کنیم که اون نوت جزو نوتهای اصلی و خیلی پررنگش باشه- نه اینکه فقط یکی از نوتها باشه. مثلا عود آگاروود در بلک افغان و اپیک و ...هست اما اینها مرجع مناسبی برای آشنا شدن با این نوت نیستند، چونکه عطرهای خیلی شلوغی هستند. در عوض عطرهای ام 7 ابسولو، عود فور لاو، رویال عود، اینها مراجع بهتری برای آشنایی با عود هستند. یا مثلا لدر پچولی مونتاله و هیندوگرس ناسوماتو، با اینکه عطرهای خیلی متفاوتی هستند، اما هردو نوت پچولی خیلی بولدی دارند و اگر این دو تا رو با هم بو کنید فصل مشترکی که حس میکنید همون پچولی هست.  البته باید همزمان حداقل دو یا سه مرجع برای یک نوت امتحان بشه تا مغز بتونه تشخیص بده که چه چیزی بین این چند عطر مشترک هست. عطرهای مونتاله معمولا دو نوت بولد دارن و ساده هستن و میتونن مرجع خوبی باشن. مخصوصا که مونتاله تنوع خیلی بالایی داره.
در واقع مغز انسان توانایی فوق العاده ای در جدا کردن یک مشخه یا یک سیگنال خاص از میان انبوهی مشخصه داره. همونطور که مثلا وقتی چند نفر با هم در یک اتاق همزمان حرف میزنن، ما میتونیم صحبتهای یک نفر رو از بین همهمه انتخاب کنیم و دنبال کنیم. این توانایی در بینایی و چشایی و بویایی هم وجود داره.
برای مثال من در ابتدا معمولا یک یا دو تا نوت اصلی رو میتونستم در  یک عطر تشخیص بدم در هر مرحله (اپنینگ-میدل نوت- درای داون).  اما با گذر زمان، وقتی دوباره به عطرهایی که فکر میکردم کامل میشناسم رجوع میکنم، میبینم که نوتهای دیگه ای رو هم میتونم تشخیص بدم. و البته اگر به هرم بویایی عطر هم نیم نگاهی کنید باز هم سرنخهای بیشتری بدست میارید.

سپهر سپهر
1400/03/16

و البته این رو هم اضافه کنم که روش بررسی عطرهای مرجع برای نوتهایی که معمولا بصورت نوتهای پایه در عطرها بکار نمیرن جواب نمیده. برای مثال خیلی از صمغها. اما به هر حال این نوتها بصورت تکی هم جزو مجموعه essential oil ها هیچ جا ندیدم .

ali ali
1400/03/16
در پاسخ به سپهر :

سلام

من به شخصه هیچ وقت تک نوتها (روغن های عطار) رو استفاده نکردم .  تعداد زیادی از نوتهایی که در عطرها میپسندم و دنبال میکنم، نوتهایی هستند که به نحوی در طول زندگی خاطره داشتم باهاشون-بیشتر هم نوتهای چوبی، ادویه ای، سبز و هربال و صمغی. و البته در دوران کودکی ما و محیط زندگیمون که به طبیعت نزدیک بود، تنوع رایحه خیلی زیادی وجود داشت. خیلی از بوهای چرمی و انیمالیک برای من یادآور محیطهای روستایی در دوران کودکی هست. خیلی از ادویه ها، بوهای گلی و هربال، برای من یادآور دورانی هست که مردم انواع گیاهان وحشی رو از کوه و صحرا در فصل های مختلف میچیدن و یا خشک میکردند و نگه داری میکردند.

اما خیلی از نوتهایی که علاقه دارم رو با مخرج مشترک گیری از عطرهایی که اون بو رو دارند یاد گرفتم. البته برای این منظور لازم هست عطرهایی رو بررسی کنیم که اون نوت جزو نوتهای اصلی و خیلی پررنگش باشه- نه اینکه فقط یکی از نوتها باشه. مثلا عود آگاروود در بلک افغان و اپیک و ...هست اما اینها مرجع مناسبی برای آشنا شدن با این نوت نیستند، چونکه عطرهای خیلی شلوغی هستند. در عوض عطرهای ام 7 ابسولو، عود فور لاو، رویال عود، اینها مراجع بهتری برای آشنایی با عود هستند. یا مثلا لدر پچولی مونتاله و هیندوگرس ناسوماتو، با اینکه عطرهای خیلی متفاوتی هستند، اما هردو نوت پچولی خیلی بولدی دارند و اگر این دو تا رو با هم بو کنید فصل مشترکی که حس میکنید همون پچولی هست.  البته باید همزمان حداقل دو یا سه مرجع برای یک نوت امتحان بشه تا مغز بتونه تشخیص بده که چه چیزی بین این چند عطر مشترک هست. عطرهای مونتاله معمولا دو نوت بولد دارن و ساده هستن و میتونن مرجع خوبی باشن. مخصوصا که مونتاله تنوع خیلی بالایی داره.
در واقع مغز انسان توانایی فوق العاده ای در جدا کردن یک مشخه یا یک سیگنال خاص از میان انبوهی مشخصه داره. همونطور که مثلا وقتی چند نفر با هم در یک اتاق همزمان حرف میزنن، ما میتونیم صحبتهای یک نفر رو از بین همهمه انتخاب کنیم و دنبال کنیم. این توانایی در بینایی و چشایی و بویایی هم وجود داره.
برای مثال من در ابتدا معمولا یک یا دو تا نوت اصلی رو میتونستم در  یک عطر تشخیص بدم در هر مرحله (اپنینگ-میدل نوت- درای داون).  اما با گذر زمان، وقتی دوباره به عطرهایی که فکر میکردم کامل میشناسم رجوع میکنم، میبینم که نوتهای دیگه ای رو هم میتونم تشخیص بدم. و البته اگر به هرم بویایی عطر هم نیم نگاهی کنید باز هم سرنخهای بیشتری بدست میارید.

درود سپهرجان،عالی توضیح دادید،،،بله من خودمم خیلی وقتا از تست های مکرر که نت های مشترک دارند با نتی آشناشدم(یه چیزی مثل ورق بازیه،دقت کردین وقتی یه مدت هرشب بادوستان ورق بازی میکنی ورق های که ردوبدل میشن ملکه ذهن وچشم میشن).مدیریت محترم به نکته بجایی اشاره کردن که بنده فراموش کردم بگم،اسانس های نت نامرغوبی پیدا میشن که فارغ از عارضه ای ایجاد میکنن بشدت مصنوعی هستند و بمب سردرد،اکثرشونم نت های میوه ای گلی مثل رز،یاس،لاوندر،هلو،سیب ... دارند که اینارو همه میشناسن و نیازی به نت اسانس نداره، ولی نت هایی مثل روایح پودری،چرم،جیر،عودها،وتیور،کاج،شیرخشک،و.... اگه از منبع معتبری تهیه وتوزیع بشه خیلی عالی میشه.