سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
این کتاب داستان زندگی برادرانی را در بین سالهای ۶۰ تا ۶۷ تعریف میکند. محسن مفتاح، جوانی ۲۸ ساله که دانشجو است و رویای دکترا در بیروت را دارد، ولی بر سر مزار این پنح برادر رفته و سرنوشت برادرانی که به مرگ گره خورده به همراه جریانهای تاریخی، سیاسی و عاشقانه را به تصویر میکشد، آنها هر یک در نقاط مختلفی هستند، از مشهد گرفته تا کلیسای کوچکی در نارمک تهران که البته همگی به سرنوشتی مشابه گرفتارند
من تک تک صفحات این کتاب رو با این عطرها خواندم و عمیقا رفتم توی فضاش انگار نویسنده هم وقت نوشتن این را پوشیده بود؟!
فول باتل بات نات تودی رو نداشتم اما اون هم میچسبه باهاش ...