سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
رفتی و بعدِ تو این خانه چه خاموش شدهست
شمعِ امیدِ دلِ من همهجا گوش شدهست
شب به شب پنجره را باز کنم شاید تو
بازگردی، که دلم سخت فراموش شدهست
عطرِ پیراهنت افتاده هنوز از سرِ شوق
بر تنِ خستهٔ من، گرچه تنت دوش شدهست
گفتم از یاد تو یک روز رها خواهم شد
دیدم این وعده فقط قصهای از دوش شدهست
من همانم که به یک خندهٔ تو دل میداد
حال، بیخندهٔ تو، گریهام آغوش شدهست
کاش میآمدی و میدیدی از این دوریِ تو
چشمِ من چشمهٔ خون، سینه پر از جوش شدهست
تو نبودی که بفهمی شبِ هجران یعنی
ماه باشد، ولی این خانه پر از دوش شدهست
بعدِ تو هیچکس از حالِ دلم باخبر نیست
دلِ من مرده، ولی وانمودش هوش شدهست