شبانه زوزه میکشد سکوتِ سردِ این اتاق
شبیه گور میشودْ فضایِ خالیِ تَنَم!
هزار سایه میدوند به سمت روشنای چشم
و میخورند چنگشان به آخرین تپیدنم!
جهان کشانده است مرا به مرز بیپناهیش
و حلقه کرده گردنم طنابِ این تباهیش!
دوباره مرگ میچکد ز سقفهای بیپناه
و ردّ خون کشیده میشود به روی گردنم!
شبیه به وحی میرسد صدای ضجّههای دور
که میدمد هراس را به لحظهلحظه بودنم!
فرار میکنم ولی جهان نشسته روبرو
شبیه به آینه شده مقابل شکستنم!
فرار ممکن است اگر مسیر وا شود
ولی جهان نشسته روبرو بدون ذره ای خطا
سکوت میکنم ولی قیامتیست در گلو!
که میکِشَد مرا به سمت مرگِ خویشتنم
و خستهتر ز هر نفس، شکستهتر ز هر نگاه!
که جا گذاشتم خودم میان این همه تباه
و در غبارِ سردِ شب، میانِ این هجومِ درد!
نفس دفن میشود به زیرِ سقفِ بیپناه
به بغضِ واژهها قسمْ رسیده آخرین نفس!
منی که شعر میشدم به مرگ خود رسیده ام…
زیر باران گریه کردم، بلکه باران شویَد از قلبم گناهم ...
بهزاد خان خوش سلیقه.من نمیدونم چراشو ولی این عطر برای من بهترین(!؟) عطر بود.انقدر که این کار بهم چسبید عطر دیگه ای نتونست بهش برسه. به خوشی و صفا...
محمد عزیز درود و مهر، امیدوارم سلامت و دلشاد باشی،
جای تعجبی نیست که این عطر برایت تا این اندازه دلچسب باشد، عطر بسیار خوبی از برند بسیار خوبی هستش و همیشه مثل حال برایت دلنشین باشه🙏🏻💐
ممنون ازت
بهزاد جان سلام:
چه تصویر جذابی رو خلق کردی.
یقینا Cuir Ottoman یکی از خاص ترین روایح چرم محور هست که از خشکی و جدیدت بسیار گیرایی برخورداره و امیدوارم که در خاص ترین لحظات همراه تو باشه برادر جان.
پیروز و پایدار باشی
درود و مهر خدمت سعید اقای عزیز ،ممنون از نظر دقیق و فنی و پر مهرت، عزیز مایی شما،
عطری که تاییدیه شمارو داشته باشه باید بره برای خرید و بلایند بای اقا 😅
برقرار باشی اقا دلتنگتیم💐🙏🏻
👌🏻👌🏻👌🏻
سپاسگذارم 🙏🏻