سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است
شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است
آنچنان می فِشُرد فاصله راه نفسم
که اگر زود ، اگر زود بیایی دیر است
رفتنَت نقطه پایان خوشی هایم بود
دلم از هرچه و هرکس که بگویی سیر است
سایه ای مانده زِ من بی تو که در آینه هم
طرح خاکستری اش ، گُنگ ترین تصویر است
خواب دیدم که برایم غزلی میخواندی
دوستم داری و این خوب ترین تعبیر است
کاش میبودی و با چشم خودت میدیدی
که چگونه نفسم با غم تو درگیر است
تارهای نفَسم را به زمان میبافم
که تو شاید برسی ... حیف که بی تاثیر است
۱۲/۱
🖤