🌹 🍃 🙏🏻 🍀 ☺️ 2 ماه پیش 10

پرده دوم: رویا، پناهگاه

در جنوبِ اتاق پناه گرفته‌ام

و از ناف آهویی که آخرین نفس‌هایش را در شکم بالا و پایین می‌کند، مشک می‌بویم.

چشم‌ها را بسته، گلدان فلفل‌های رنگی‌ام را به یاد می‌آورم

و با سایبانِ نازکی از گلبرگ، به پیشواز افسانه شخصی‌ام که در حال فروپاشی‌ست می‌خزم.

باید این فصل را زیبا بمانم؛

باید تا رسیدن نارنگی‌ها زیبا بمانم.

...

[مستی‌ام را گلابِ نُورَسی می‌دزدد.]

پرده دوم: رویا، پناهگاه
سورنا مقدم
سورنا مقدم
2 ماه پیش

عکس زیبایی شده مبارکتون باشه 🌹

کتاب تصویر دوریان گری رو سالها پیش خوندم برام خیلی جالب بود بعد ها فیلمش رو هم دیدم اگر تماشا نکردید پیشنهاد میکنم 🍃

Agnes
Agnes
2 ماه پیش

ممنون سورنای عزیز؛ ناقابله 🙏🏻

به به چقدر عالی، خوشحالم که خوندین و دوستش داشتین!

What of Art?"
-It is a malady.
--Love?
-An Illusion.
--Religion?
-The fashionable substitute for Belief.
--You are a sceptic.
-Never! Scepticism is the beginning of Faith.
--What are you?
-To define is to limit."

 

فیلم رو هنوز ندیدم اگر منظورتون نسخه ۲۰۰۹ هست اما قصد دیدنش رو دارم. ممنون از پیشنهادتون 🍀

کامبیز سخی
کامبیز سخی
2 ماه پیش

خوووب

اگنس زیبا درون و برون

انتخاب واژگان شما ، تک به تک ، سپس در جمع ، ایضاً تفکر (و نه اندیشه) بر تک تک آنها به انتخاب ، و چرائیِ آنها به معنا ، کاریست دشوار و از هر کس نشاید !

باوجودیکه اندک تبحری دارم درین خصوص (هرچند که دیگران نبوغ خوانندش به لطف یا چون غریب مینماید بر ایشان) با این وجود برایم زمان‌بر است و کشف رمزش زمانی بلندتر از توان من دارد به سرعت :)

مع‌الوصف تعدادی را معنی کردم از تصویر !

حال پس از کشف همه ، و ارتباطشان با یک‌دگر ، ایضاً انطباق با کلمات و سپس قیاس ، خروج رمز و در انتهای کار : موسیقیِ اشعار پیام این ترکیب بر ناظر و خواننده ، باشد که به توفیق انتاج شود انشاله !

لیک اجالتاً :

مستی اگر حقیقی باشد ، گلاب نورس را نتواند و نخواهد تواند به سرقت !

آنچنانکه هرچه از تو بدزدند ، اندیشه و تفکر ماضی‌ات را که مثبوت گشت بر صفحه‌ی گیتی ، ایضاً نقش بست بر برگ اشعار کائنات ، نخواهند توانست !

که منفعل‌اند بر این فعل :)

گلاب هرچه عمیقتر (خواستم بنویسم کهنه‌تر ، دیدم این واژه نتواند به انتقال شعرِ شعور !) بر عطارِ قابل ، مقبول‌تر !

لیک گلاب عمیق ، به محضیکه بر عمق خویش و خیش (کیش) غافل شود "ته‌نشین" شود !

و اگر تبخیر شود مکتفی بر تحسین عطار کند ، نه لذت مستی بر هستیِ آن !

انتخاب این جمله (هرچند که نقل قول باشد) بر عاشق ، نیاز نیست و ایضاً بر معشوق ، روا !

نگرانی ، از جنس نیاز است ، عشق ورای آن است :)

هرچند که "منظور" ، نظر بر آن شیشه باشد !

عطر در کنار بینی ، عینک بر بام چشم (جنسیت مونث عینک با چشم مذکر تصویر ، خود معنایی عمیق و دیگر دارد:)

هندزفری بر گوش و ورودیِ آن بر لب ، دکمه سر"آستین" از جنس دُر در غشاء و احاطه‌ی زر (آفرین) ، زمینه سفید پاک با گلهای ارغوانی هر یک آفرینی مجزا می‌طلبد در معنا !

و بیش : آن گل سینه‌ی ۹ پر !!

شیشه‌ی مطلا !

و ۹ ، که غایت است در فردی‌یت و چندین معنی دارد که یکی از ایشان ، انتهای فردی‌یت است و انتهای تاب آن و انتهای قرار و توان از پسِ عشقی زرین و نورانی ، بین پاکی و مطلا ، که نوید شفافیت و زیبایی دهد !

شیشه و چراییِ انتخاب‌اش ، بماند ، که خود طولانیست !

نیز تفسیر پاسخ بر سورنای عزیز !

نور دمید از پسِ هیاهوی گنجشک‌ها ! وقت بستنِ چشم‌های من است :)

در معنی که غرق میشوم ، زمان از کف نهم ، به خود که آیم ساعت‌ها از پی هم دویده و رسیده‌اند و من جا مانده‌ام طبق معمول همیشه :))

ارادت‌ها

سرکار خانم توانا در بیان و مفهوم و رسانا بر معنا

:)

Agnes
Agnes
2 ماه پیش

آقای سخی نازنین ما

درود و مهر به شما و ممنون از توجه همیشه یگانه‌تان به جزییات. لذت بردیم آقا :)

گمان می‌برم مستی‌ام حقیقی نبوده که به یک گلاب نورس درنوردیده شده و پریده...

و اما در باب تفکری که به جهان‌بینی بدل شده باشد؛ به راستی که نتوانند به یغما برند چرا که با هستی ماضی‌ام آمیخته و فرزندش (که منِ اکنون ام) از میراث مادر پاسبانی می‌کند. تفنگ پدری و این حرفها :) 

میتوانم چشم‌هایم را ببندم اما وقتی می‌دانم پشت پلک‌هایم به سرعت پر از هستی می‌شود چه؟ حقیقت را که نمی‌توان در کیف و چمدان مخفی کرد :)

گلاب عمیق! چه زیباست؛ عمیق بودن به جد زیباست و کهنگی به آن راه ندارد که اگر داشت، به گفته جنابتان ته‌نشین میشد به غفلت و لابلای سطور من رسوب می‌کرد.

و درباره عشق...وای عشق! اصلا چه خوب که این یکی حداقل از سر نیاز نباشد. حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد مگر نه آقا؟

و در آخر بدون معنا مگر می‌شود زیست؟ ما دیوانه معنا بودیم انگار :) (نگارنده با خواندن تفاسیرتان از تصویرش و نوشته‌اش بار دیگر مست شد و با دیدن هر «آفرین» از سمت شما لبخندی ژرف به لب نشاند. باشد که این یکی حقیقی باشد.) 

ارادت بسیار از سمت من به سوی شما و تشکر بسیار از حضور عزیزتان ✨

کامبیز سخی
کامبیز سخی
1 ماه پیش

خب !

شما ، آنسوی سخن ایستاده‌اید !

واو !

تسلط شما بر من عجیب نماید !

در این حدود ، در این خانه ، تجربه نکرده بودم تاکنون !

آفرین !

لازم است بگویم که منظور ام از سخن و آنسوی‌اش چیست ؟؟

خیر :)

سخن معلول است ، علت نیست !

علت ، جایی دیگر است !

و ورود به آن جهان را ، به مزدِ قدرت‌بیان ، آداب ، ادبیات ، تفسیر ، فقه ، فلسفه ، منطق ، مختصر بگویم : به علم و تعلیم و تعلم ، ندهند !!

چیزی دیگر بباید !

عقل گوید شش جهت حد است و دیگر راه نیست !

عشق گوید راه هست و رفته‌ام من بارها !

امشب ، در مجلسی ، استاد دانشکده ادبیات شعری خواند از حافظ ، رسید به این بیت :

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد

گفتا خنک نسیمی کز سوی دلبر آید !

گفتم دوباره بخوانید لطفاً ، خواند

گفتم سه‌باره بخوان ، خواند

گفتم باز بخوان ، خواند

گفتم دیدید ! نمی‌فهمید جناب استاد ! عذر بخواهم ازین سخن ، یا نخواهم ؟

گفت نخواه ! (فهمیدم که داناست پس تواناست)

گفتم حالا شد ، آفرین ، به پاس‌اش بر تو می‌آموزم :

گفتا خنک نسیمی ، کز کوی "دل" برآید !

همه با چشمهای گرد ، متعجب در فکر بودند ، سپس چند نفر گفتند : فلانی در تمام کتب اینگونه آمده : دلبر !

حتی در نسخ قاسم غنی و قزوینی و بهاءالدین خرمشاهی !

گفتم البته که "باید" این باشد ، ورنه شبکه منفی چه کند ؟؟

سعی او ، بیش است از ما ! لیک نه از قدرت ما !

چند مثال بزنم بر شما ، که شبکه منفی (پدربزرگم شبکه شعور انحرافی مینامیدش) دقیقاً کلید را معکوس کرده به طرفت‌العینی ، به سادگی ؟؟

در اینجا : با چسباندنِ همین دو کلمه بهم !!

که معنی به کل معکوس شود !!

حال ، بعد چه شد و چه گفتند ، بماند !

ایستادن در آنسوی سخن ، کار هر کس نیست ، ورای استاد و شاگردی‌ست ، که این مقام‌ها ، زائیده‌ی فهم ماست که اغلب هم اشتباه هست و مشتبه :)

من کودک (۱۵ سال) بودم که به "مقام" خیام‌شناسی مفتخر گشتم ، لیک اکنون میدانم که آنزمان هر از بر نمی‌دانستم :)

اکنون که بیش نمیدانم :) مسیرم معکوس است گویا :)

پس مقام چه شد ؟؟

:))

این است !

آفرین به : شما !

و اما نکته‌ای هم بگویم از باب تصویر جدید اکانت‌تان :

می‌بینید حکام چه کرده‌اند با ما ؟؟

(همین لحظه در تلویزیون گفت : این چه اوضاعی‌ست درست کرده‌اید ) (الله‌و‌اکبر ، میبینی ، این ، تایید چیزی‌ست که میخواهم بگویم ، به این میگویند : شاهد از غیب :)

خلاصه ، می‌بینید چه کرده‌اند ؟؟

جمله فرشتگان ، خصوص زیبایانی که "باید" دیده شوند ، تا آموزنده شوند بر زشت‌رویانی چون ما ، پشت به ما کنند !

آن از سرکار خانم مونا ، این نیز از شما !!

حال مقصر کیست و تقصیر کجاست ؟!

شما که پشت کرده‌اید به ما ؟؟

گل که پشت و رو ندارد ، پس کجاست مشکل ؟!

زیبایان را نبینید ، تا نیاموزید ، خنگ بمانید ، تا براه نیکویی و زیبایی قدم ننهید ، زیبایی را تجربه نکنید ، زشت بمانید !!

چرائی‌اش بماند !

که گفت بر رخ خوبان نظر خطا باشد ؟؟

خطا بُود که نبینی روی زیبا را !

یا :

گفتی بر رخ زیبا نظر خطا باشد ؟!

خطا نباشد ، دگر مگو این سخن ، که خطاست !

حال میدانی عاقبت چه می‌شود ؟؟

برآیند بسوی نیکویی‌ست ، در مسیر تعالی ، یعنی عاقبت درست شود به انجام ، لیک این وسط ، زمان کشته می‌شود و هرآنکس که همرهِ "این‌زمان" است ، که این حقیر بی‌چاره نیز از آن‌ام ، ایضاً :)

این نیز سرنوشت ما بود :)

البته درین خانه !

ورنه بیرون از این ، ماجرا معکوس است :)

این نیز ، بر تفکری عمیق گفتم ، آمیخته با طنازی :)

بر آن بیاندیش و بفکر ، از بالا !!

که درس‌ها نهفته است در آن و میدانم که میتوانی !

درودها بر شما بانو

راستی :

اگر عینک مونث تصویر شما ، بر چشمهای مذکر آن کتاب می‌بود ، آنوقت یک کتاب می‌گفتم از همین یک !

پیشنهاد :

تصویرت را که چیدی جهت عکاسی (بدلیلی که در ذهن داری و بر آن اندیشیده‌ای) ، قبل از ثبت ، از خودت خارج شو ، و بالا برو ، و از بالا دوباره نگاه کن ، اینبار نه از نگاه اگنس ، بلکه از نگاه خالق اگنس ، و سپس :

متصل شده‌ای !

و چه میشود ؟؟

یکهو او می‌آید ،

و اتفاق می‌افتد !!

حالِ آن لحظه‌ات ، دیدن دارد :)

خصوص برای کنجکاوی چون من :)

که بارها و بارها آزموده‌ام و اکنون کنجکاوِ دیگرانی چون خود ام :)

آفرین و آرزوی توفیق

:)


[EDITED] 1405/04/31 14:01
Agnes
Agnes
1 ماه پیش

زنده باشید آقای سخی عزیز 

شما محبت بسیار دارید؛ هماره می‌آموزیم از شما و درس پس می‌دهیم آقا ☺️🙏🏻

امان از این عشق و زیست لجوجانه‌اش که هر دم به دردی متعالی می‌انجامد!

درس امروز را دوست داشتم! پس شد دل بجای دل‌بر؛ که دل مقدم است بر دلبر و باید هم چنین باشد! درود :)

و شبکه شعور انحرافی هم معادل جالبی بود به واقع!

مشابه این داستان را با این بیت داشتم پیش‌تر:

که «مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم

آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند»

حالا کژتابی مصرع دوم این است که آن آه از سر افسوس است که وای نکند خرقه پشمین ما را شایسته نبینند و به گرو نپذیرند یا اینکه از سر شرط است که اگر آن خرده چیز ما (خرقه پشمین ما) را به گرو نستانند و اجازه دهند به همین منوال باشیم، ما هم دمی تمنای می و مطرب کنیم. یا چندین و چند معنی دیگر...

راستی خیلی ذوق کردم از خیام‌شناسی شما در کنار سایر علوم. من هم به ایشان از کودکی ارادت دارم و رباعیات ایشان از نخستین کتب شعری بود که خانواده به من اعطا کردند و اجازه دادند مرا غرق خویش کند :)

در مورد تصویر نیز سپاسگزار دیده زیبابین شماییم و بنده پیر خراباتیم که لطفش (لطفتان) دائم است. زیبایی را از شما وام می‌گیریم :)

انشالله! رو به تعالی باشیم و در مسیر (همین که عمر شود صرف جستجو کافی‌ست). 

ضمناً اتفاقاً در یکی از تصاویر (که نامزد شد اما برگزیده خیر) عینک را همین گونه گذاشتم اما سپس برداشتم و گفتم:

Men are supposed to be handsome, not beautiful.

نخواستم دوریان را که خود زیباست با زیبایی از نوع زنانه بیامیزم اما دلم هم نیامد از پیوند این دو کامل صرف نظر کنم. لذا مشتاقم نام آن کتاب را از شما بشنوم :)

و به روی چشم؛ پیشنهادتان را به یاد خواهم سپرد و سر از محراب تفکر برنخواهم داشت خاصه در این لحظات. وعده ما معراج!

ارادت بسیار 

کامبیز سخی
کامبیز سخی
1 ماه پیش

یک چیز دیگر هم بگویم :

مستی‌ام را گلاب نورسی میدزدد !

بر این جمله فکرها کردم !

چرایی‌اش ، انتخاب‌اش ، دلیل‌اش ، مفهوم‌اش ، منظور اش ، و ابعادی دیگر

اولاً که خیر !

صحت ندارد !

یعنی از هر درب که وارد شدم ، دیدم خیر ، صحت ندارد ، یعنی نمیتواند داشته باشد !

اما چیزی باعث شد بارها و بارها بخندم :))

از چه ؟

به خودم گفتم : اگر بجای "نورس" مینوشت : نارس چه می‌شد ؟؟

چقدر خندیدم !

هرچند می‌دانم : گریه دارد !!

اما می‌بینی قدرتِ حتی حروف را ؟؟

کلمه ، بماند !

عجب سرزمین وسیع و زمینِ پرباری‌ست این مزرعه‌ی بی‌بدیل خدا !

حرف میکاری ، درخت تنومند کلمه میروید !!

الله‌واکبر ، عجب عظمتی !

حال ، عظمت باغبان چه‌قدر است ؟؟

اگر فقط چند دقیقه تفکر کنم بر این ، همسایه‌ام زنگ خواهد زد به تیمارستان تا آمبولانس بفرستند :))

مستی دزدیِ گلاب نورس ، ها ؟

:)

Agnes
Agnes
1 ماه پیش

آخ اگر می‌نوشتم نارس :)

حداقل نورس، کمی رسیده یا در حال رسیدن است؛ نوجوان است!

نارس که هنوز نرسیده را کجای دلم بگذارم آن وقت :)

این دیگر مستی نمی‌بود؛ سرکه سه روزه میشد و عرق سرد شرم بر پیشانی ام!

خدای و عظمتش را سپاس با این همه نقشِ عجب بر در و دیوار وجود! زیباست...

دمتان گرم و سرتان خوش باد 🍀

 

کامبیز سخی
کامبیز سخی
1 ماه پیش

درود بر بانو اگنس

خب ، حال که مدرس شدم بر آن بیت ، موءظفم که به اتمام معنی منعقد کنم .

بله ، فرمایش سرکار صحیح است ، تقدم دل بر دل‌بر

لیک منظور نظر این نیست به تنهایی ، بلکه این است :

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد ، تفسیر یا همان رمزگشایی :

ما مدام نظر به برون داریم ، بادی بوزد و بر ما سروشی آرد ، از بیرون بر ما اخبار یا اتفاقاتی خوش رسد ، خنک چون نسیم صبحگاهی ، فارق از هر باطل و فارغ از خستگی‌ها و کژی‌ها و کاستی‌ها !

خلاصه که از درون غافل‌ایم مگر بیمار شویم :)

کلاً نظر بر برون داریم تا اتفاقی ، درونِ ما را متحول کند !

گفتا خنک‌نسیمی کز کوی دل برآید !

نکته و ادله : اگر "دلبر" بود که باز میشد همان !!

یعنی منتظریم تا دلبر ما از برون بیاید تا حال درونِ ما را خوب کند !!

می‌بینی شبکه منفی چقدر قشنگ ، دقیق و ریز کار می‌کند ؟؟

حال اینکه این غزل ، گفتمانِ معکوسِ درست و غلط ، حق و باطل یا همان مثبت و منفی‌ست !

داستان ره‌جویی‌ست که بر سر دوراهی گیر افتاده است :)

اتفاقاً در همان مصرع اول کار را به پاسخی صریح تمام میکند !!

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید :)

یعنی همان اول ، حرف آخر را می‌زند و میگوید : برو به کار‌ ات برس ، بحث تمام :)

لیک همین یک خط ، یک کتاب توضیح ، معنی ، تفسیر ، قیاس و مثال دارد !

البته بر غیر از عرفا و سلکا !

بر ایشان نیاز به توضیح نیست ، می‌دانند !

پس : گفتا خنک‌نسیمی کز کوی دل برآید

یعنی بر دل (دل ، مظهر اوست ، مظهر درون است) خویش نظر کن و آنچه از او خیزد ، که نسیمِ اوست که خنک است و کارساز و راه‌نما و راه‌گشا !

نسیمی خنک که از دل برآید خنک‌ترین است و جوان‌سازترین !

ره‌نمون‌ترین !

آن‌طرف که بودم ، آدمیان نوری داشتند که از دل میخاست !!

۴ نوع بودند :

دلِ بزرگ نورِ کم ، دلِ کوچک نورِ زیاد ،

دلِ کوچک نورِ کم ، دلِ بزرگ نورِ زیاد !

کجا ؟

بالای شهر (در شب) به حلقه‌ی جمع ، پرواز میکردند ، و هر که در شهر میمرد و روح‌اش بالا می‌آمد ، از دور میزانِ نور‌ش هویدا بود بر همه !

قبل از باز شدنِ تونل‌شان ! فرصتی‌ست که هم لذت زائدالوصف زاید و هم دانشِ اینکه : چه شده !

من بالاتر از حلقه‌ی پرواز ایستاده بودم و با انتهای شعف ، حلقه‌ی پرواز ایشان ، ایضاً بالا آمدنِ مردگانِ آن شهر را تماشا میکردم ! قضاوت‌ام آن لحظه ، میزان نور قلب‌ها بود ، ایضا بزرگی و کوچکیِ حبابدانِ نور ایشان (که نشان از ظرفیتی داشت از زندگیِ پیشین ، که در این حیات به نورِ کم یا زیاد پُر شده بود)

اشکم درآمد از دلتنگیِ یادآوریِ آن خاطره ، تحملش ندارم !

گویی دوباره کور شدم با برگشت !

خیلی راز بر تو گشودم ها :))

کم پیش می‌آید چنین کنم !

خلاصه این همه ، مختصر و گزیده‌ی تفسیر یک بیت بود ، تازه نه کامل !!

یادم هست ۴ نفر بودیم در یک باغ ، عصر شروع کردم بر ایشان تفسیر این غزل را و فجر سحر تمام شد !

و وقتی از خانه‌باغ بیرون زدیم درونِ باغ ، آن سه میگریستند و من به خنده به پرواز بودم :))

آن شب عطر لیتون یکی از دوستان انرژی‌بخشِ پروازم بود به مستی ! یادم هست اولین باری بود که لیتون را تجربه میکردم ، تازه آمده بود ، مستیِ مضاعف داد به من :)

تجربه‌ی سبکیِ پرواز عرف داری ؟

:)

که اتفاقاً گویند شروع کننده‌ی آن ، زنان‌اند !

خب ، سخن و زحمت کوتاه کنم !

ارادت‌ها

Agnes
Agnes
1 ماه پیش

درود مجدد و ممنون از توضیحات تکمیلی آقای سخی عزیز

مشق میکنم و بله حق با شماست؛ هر آنچه هست از درون برمی‌خیزد...دیده‌ام که میگویم ها! ای کاش غافل از حال دل خویش نباشیم!

و نیز امید که به واسطه غفلت و بی‌خبری کسی را به سبب آنچه بر ما می‌گذرد ملامت نکنیم :) 

گاهی در اگزیستانسیالیستی ترین حالت ممکن به خود میگویم «تو خود حجاب خودی، حافظ (آگنس :)) از میان برخیز!» 

او هست؛ همیشه بوده. نمی‌شود که نباشد همو که کیمیای سعادت و رفیق است.

و خوشا به شما به پرواز :)) 

به گمانم نزدیک به آن هوا که می‌گویید بوده‌ام...نمیدانم می‌شود به آن گفت سبکی عارفانه یا اینکه صرفا کم شدن بار هستی و سنگینی دل بوده! با این حال به گمانم یک وقتی آنجا بودم و خوش بود و انشالله خوش‌تر بود به تکرار!

راستی من رازدار خوبی هستم آقا :)

ممنون که پیغام سروش را رسانیدید!

ارادت بسیار 

MyLO

تصاویر دیگر Agnes

برای ثبت نظر لازم است وارد سایت شوید و یا در سایت ثبت نام کنید
Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟