👏🏻 💐 🍀 👌🏻 🥂 🎀 1 ماه پیش 18

پست اول: رویای یک روز نیمه تابستان

برای تابستان؛

که کالبد یخ زده ام را گرم و پوست خشکیده ام را مرطوب به خیسی دانه های عرق میکند.

 

و برای دریا؛

که از خنکای جنوب به بندرگاه تنم می‌وزد 

و روح سرکشم را اهلی موج‌های (چون من) بی طاقتش میکند.

 

[ورق بزنید]

🄼🄾🄽🄰
🄼🄾🄽🄰
1 ماه پیش

عکسها فوق العاده زیبا و حرفه ای شده👏🏻👏🏻 دستمریزاد💐

بسیار لذت بردم و منتظر عکسهای بعدی هستم.

Agnes
Agnes
1 ماه پیش

مونای عزیز و مهربان؛

ممنونم از توجه و نگاه سراسر مهرتان به عکسهای من *_*

باعث خوشحالی و افتخار من است.

انشالله بتونم گهگاه در عطرگرام فعال باشم.

ممنونم زیبا 🤍🍀

دانیال
دانیال
1 ماه پیش

آفرین بشما و انتخاب عطر و هنر عکاسی که دارید... نمره بیست تمام! 

Agnes
Agnes
1 ماه پیش

آقا دانیال عزیز؛

ممنونم از این همه محبت و انرژی مثبتی که روانه کردید.

به دیده لطف می‌نگرید.

سپاسگزارم 🍀

FARNIYA
FARNIYA
1 ماه پیش

ترکیب آیسی میاکه با فضا چقدر همخوانی داره

چه عکس زیبایی واقعا

Agnes
Agnes
1 ماه پیش

فرنیای جوان و زیبا؛

ممنونم از توجه و مهر بسیارت، خوشحالم کردی.

لطف داری عزیزم 🤍

علی
علی
1 ماه پیش

به به چه عکس خوبی 👌🏻

Agnes
Agnes
1 ماه پیش

علی آقای بزرگوار؛

سپاس بسیار از توجه و لطف شما 🍀

negin
negin
1 ماه پیش

چه حال خوبي داره 

Agnes
Agnes
1 ماه پیش

نگین جانم؛

ممنون از نظر ارزشمند شما 🤍

کامبیز سخی
کامبیز سخی
1 ماه پیش

خورشید را به گمان خویش ، زندانی کرده‌اند !

لیک ، هوش‌یاران ، هماره قدمی به پس روند خلافِ دیگران که به پیش !!

پس آنگاه ، گاهِ بینشی با زاویه‌ای بزرگتر است !!

همان تصویر سوم ، که "دیگران" نمی‌بینند !

عبور نور ، از شیشه‌های رنگین !!

چون انوار مشجع الماسگون به تلاءلو حقیقتِ نهان ، به کشف مکشوف رازها !

چون همان آخرین نظر منظور شما ، به مهری مضاعف و ممهور ، به او !

رایحه معطر مهر !

تاکنون بر این اندیشیده‌ای که مهر اندازه ندارد ، به توزین مفعول !

کم‌اش هم زیاد است ، اندک‌اش هم بسیار !!

عجیب نیست ؟؟

همه چیز درین جهان ، اندازه و میزان دارد به توزین و محاسبه و ریاضیات ، الّا مهر !!

حتی ذره‌ای از آن ، ذره‌ای از او ، به اندازه‌ی کائنات است !!

یا للعجب !

تاکنون بر این اندیشیده‌ای که : چرا فقط نور سایه دارد ؟؟

ایضا ، بجز نور ، دیگر ، چه سایه دارد ؟؟

مهر و نور هر دو از یک جنس اند !

هر دو سایه دارند !

لیک ، قدر و منزلت سایه ، همه کس نداند !

دوست دارند نشستن آنجا را ، لیک نه تفکر کنند بر آن ، و نه قدرت تفسیر و گشایش رمز دارند !

مع‌الوصف ، شما در تصویر اول ، رمزی گشودید به کشف ، فقط میبایست چند سانتی‌متری شیشه عطر را به سمت راست‌تر میکشاندید تا در امتداد بازتاب و سایه‌ی خورشید بر دریا باشد !

آنگونه ، درست‌تر می‌بود :)

تصویر دوم :

شیشه عطر ، باید آنسوی میله‌ها می‌بود و نه این‌سو !

که اکنون ، معنی‌ای دیگر دهد ، که راست نیست !

عطر ، زندان‌بان نیست و زندان‌بان معطر نیست !

لیک در تصویر سوم :

که به غایت ، معانیِ زیبا دارد ، جای عطر درست است !!

میتوانم برای این تصویر ساعت‌ها کشف رمز کنم و استخراج زیبایی‌ها کنم ، لیک زمان‌ها میطلبد :)

حتی تعدد و تعداد مربع‌ها و مستطیل‌ها و طاقچه بالا بسمت راست ، آن سوراخ منور درون ستون ، زوایا و تعدد آنها ، خروج عطر از درب زندان بواسطه نور و بسوی خشکی‌های جهان ما و بسیااار معانیِ دیگر !

تصویر سوم مشتبه نیست ، درست است ، آفرین !

اینها بر تو گفتم ، که میدانم از اهالیِ دانستن و توانستنی !

ورنه نقد از کس نگیرم ، که انتقاد از لایقان کنند به نورِ بیش :)

و اما کشف رمزی دیگر :

بر تصویر اکانت خود ، میدانی چرا ۱۲ گربه سیاه منقش است ؟

و زن ، سیزدهمین است ؟

میدانی چه معانیِ زیبایی دارد ؟؟

گربه ، چرا سیاه ، چرا ۱۲ ، چرا زن ، چرا لباس زرشکی ، چرا نظر به چپ ، چرا دست‌ها به هم ، چرا آسمان نیلگون در طولِ روز ، و آب !

معنی آب را که میدانی !

آگاهی‌ست !

و چراهایی دیگر !

که در هر کدام معنی ، منطق و آگاهی‌ای هست ، که همگی رازهایی در یک جهت را روایت کنند در اوج زیبایی !

منتهی آنقدر طولانی‌ست که درین مقال نگنجند :)

شاید روزی فرصت حضور بود ، و پرسیدی ، و گفتم :)

آنقدر حواله به حضور داده‌ام بر دوستان ، به روایت معنا ، که انقریب او دستور دهد بر انجام :))

اگر روزی ، که دیدم‌اش در آتیه‌ای نزدیک و زیبا ، متفق شد ، آنوقت منعقد شود و میمانم تا تمامیِ پرسش‌ها به پاسخ تمام کنم :)

اگر زنده بودم !

و اگر نه ، آنسو ، خودتان خواهید دید و فهمید همگی را !

ارادت‌ها

Agnes
Agnes
1 ماه پیش

دفتر دانش ما جمله بشویند به می

که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود.

 

آقای سخی مهربان ما؛ سلام :))

که به جد بانی مهرید؛ همان "مهر" که چونان که گفتید اندازه ندارد.

"نور" باریدید به صفحه من و "سایه" افکندید بر آن به "مهر".

به راستی که گل‌های تر و به دکان، شکر دارید!

 

نکات شما را با جان دل خواندم و یافتم.

عطر را بار دیگر در امتداد نور و سایه خورشید که خود مهر است قرار خواهم داد و نیز در آن سوی میله ها تا زندان‌بانی نکرده و اگر روزی اسیر شد به جبر، به آواز زنجیرش خو نکند؛ که آزاد باشد و آزاده و روزی شاید آباد...

ضمن اینکه میخواستم عطر اینجا نقش یکی از ستون‌ها را نیز ایفا کند و از نور سایه پذیرد.

در مورد عکس سوم این نکته را هم اضافه کنم: در جنوب پیشتر خانه‌ها را با در و پنجره های به اصطلاح "پنج دری" و شیشه‌های رنگی می‌ساختند تا نور آورد در سرما و تاریکی و نیز در دل گرمای تابستان از سوی خلیج فارس بادهای موسمی را میهمان خانه‌ها کند.

 

ضمن توجه و نظرتان به جزییات عکسهای پست و پروفایل، چه بس گفته ها بماند از در هنر، عشق، منطق و عرفان!

و من مشتاقم به آن روز به وعده؛ در همین سو و زندگی شما دراز باد ان شاء الله (به تضمین از ابوالفضل بیهقی که میگفت زندگانی خداوند/امیرالمومنین دراز باد:))

ارادت بسیار 🍀

کامبیز سخی
کامبیز سخی
1 ماه پیش

سلام بر شما اگنس زیباروی و زیباکلام :)

اول اینکه تصاویر اول و دوم نیز صحیح هستند ، روایت خود دارند ، خصوص تصویر دوم که روایتِ اسارتِ معطرات کند ، که فی‌الحال واقع است با تاسف !

لیک پیشنهادهای حقیر ، نظر به معانی‌ای بیش دارند ، مثلا راجع به تصویر دوم :

عطر و معطرات ، هرگز زندانی نشوند که هماره آزادند ، و هماره شوق به خروج از شیشه (شیشه ست که زندان عطرست لیک زندان‌اش خلافِ دیگر ، زیباست) دارند تا رها شوند بر تن ما و بمیرند برای ما و شادی و شادابیِ ما :)

اینگونه مرگ ، لبخند دارد :)

همچون مرگی که من تجربه کردم سااالها پیش و از زمانی که به زور مراجعت‌ام دادند به حیله (!) ، منتظرم که دوباره از قفس آزاد شوم ، و ازین است که مدام میگویم "اگر اینسو بودم" :)

ورنه در اوج جوانی و شادابی ، کس تفکر بر فراق نکند ، بلکه فراغ :)

بارها بر کسان گفته‌ام : امید که اکنون که سخن میگویم با شما ، ناتمام بماند و بروم !

میگویند : ای وای ، خدا نکند ، مباد چنین !

میگویم : بفرما ، آیا این صحیح است ؟؟ آرزوی آزادی کنم و شما دعای زندان کنید بر من ؟؟

:)

میگویند : آقا ما توان سخن با تو نداریم ، اما با ما اینگونه طلب آزادی مکن :))

و اما جنوب :

خانواده مادرم از اهالی آبادان‌اند لیک اهواز بودند بواسطه شغل پدربزرگ که شرکت نفتی بود ، و پدرم منتقل شد به اهواز به سِمَت ریاست حوزه وظیفه اهواز که در بانک رفاه که مادرم کارمندش بود دیدار کردند و سپس متوجه شدند همسایه نیز هستند :)

و ۱۱ سال منقطع از عمر من در اهواز گذشت هرچند که در کرمانشاه دنیا آمدیم همگی ما بچه‌ها بجز یکی از خواهرهایم که اهواز دنیا آمد .

خاطرات من از اهواز ، بیش است از هر شهر دیگر ، مگر کرمانشاه !

اینها را گفتم که بدانید با جنوب بیگانه نیستم ، خصوص دیگر شهرهایش که بواسطه‌ی شغل‌ام تجربه کرده ام ، مثل مسجدسلیمان ، خرمشهر ، آقاجاری ، بهبهان ، گچساران و یک شهر دیگر که نامش یادم رفته اکنون و "تپه" درون‌ نامش بود :))

آهان : هفت تپه :)

خلاصه آفتاب و دریا و مردم‌اش را نیک میشناسم ، که خود یک ژن از آنجا دارم :)

و بله ، خانه‌های قدیم جنوب را نیک میشناسم ایضاً شیشه های رنگی‌شان را :)

حیاط‌های بدون دیوار شرکت نفت و شمشادهای اهوازی‌اش را :)

هرچند کیان‌آباد و کیانپارس خانه‌های قدیمی نداشت آن روزگار ، لیک خشایار و کمپلو و کیان که بستگان مادرم ساکن بودند ، چرا :)

چه خاطراتی دارم از اهواز دوستداشتنی که زیباترین است بر من !

مردم جنوب ، دیگر اند !

و آری و آفرین ، عطر ستون است بر ما !

گنجشک‌ها بیدار شدند ، من ساعتی بخوابم :)

ارادت‌ها

Agnes
Agnes
1 ماه پیش

سلام دوباره آقای سخی عزیز ما

درود بر شما و نکات همیشه نغز و عمیق شما که بر جان ما می‌نشیند و از آن درس زندگی میگیریم، درس عطر بازی که به جای خود 🥂

آقااا :))  چقدر لذت بردم از تعبیر شیشه عطر به مثابه زندان به به!

به امید آن روز که از حبس دنیا و از زندان تن رها بشویم به شوق دیدار او لیک حالا زود است آقا خیلی زود؛ ما تازه شما را یافته ایم. بمانید برایمان و بگذارید کمی خودخواه باشیم در این باره :))

زنده باشید و چون لحظه حال عزیز انشالله 🍀

 

و نیک خوشحالم از اینکه با جنوب آشنایی قدیمی دارید.

قلب جنوب تپید از این شادی!

شما و خانواده به سلامت باشید که مهمان که نه، میزبان بوده اید در پاره ای از شهرهای جنوبی و حق آب و گل دارید.

کرمانشاه را تاکنون زیارت نکرده ام اما فی الواقع "زیارتگه رندان جهان" است گویا :)) 

 

ایام به کامتان و ارادت بسیار از من که در جنوب خانه ام نشسته ام 🍀

         nazanin
nazanin
1 ماه پیش

ارادت ها جناب سخی :)

عذر تقصیر که انقدر دیر پاسخ می‌دهم. همان روز پیام مهرتان را خواندم.. و چقدر در این روزهایی که به سختی می‌گذرانمشان به یاری ام آمد :) انگار هر چه شانه ظریف‌تر باشد بیشتر خم می‌شود :)

و چقدر کیف کردم از اینکه گفتید شاید جدّه ای از آن جغرافیا داشته باشم :)) تقریبا هرچیزی که به ایتالیا ختم شود را بسیار دوست می‌دارم :) از زبانشان، عطورشان، موسیقی‌هایشان، فرهنگشان، نوع پوشش‌ آنها و و :)

همه جوره مرا به وجد می‌آورد خلاصه :)

همیشه آرزو داشتم کاش یک بوتیک نقلی لباس در یکی از شهر هایش، مثلا میلان، فلورانس یا رم داشتم :) سه شهری که بسیار دوستشان دارم. مشتری هایم می‌آمدند و لباس هایم را می‌خریدند و می‌پوشیدند و من لذت می‌بردم از دیدنشان :)

و اینکه، بله؛ به قول جناب سعدی بسیار سفر باید :))

عزیز منید🤍

         nazanin
nazanin
1 ماه پیش

وای که چقدر این تصاویر زیبا هستند :) برایم رنگ و بوی گرما، امید، دلتنگی، انتظار و آرزو دارند...

درود بر تو جانم🤍

Agnes
Agnes
1 ماه پیش

نازنین جانِ جانم

سلام و صد سلام 

زیبا می‌بینی به بازتاب زیبایی خود *_*

همه این بوها را میداد عزیزم و چه پارادوکس غریبی درونم داشت...

ممنون از همراهی قشنگت مهربانم 🤍🎀

کامبیز سخی
کامبیز سخی
1 ماه پیش

برخی اوقات مرا متعجب میکنی دختر :)

اگر بر مطالعه ، سوار و استوار باشی ، پس از سالیانی ، خیلی بیش از الآنی هم که هستی ، بزرگ‌تر از خود میشوی !

این تصاویر دو معنی داشت ، که من تنها به دومی پرداختم ! چرا ؟

چون نخستین ، حکایت‌هایی از درون دارد به بیرون !

بیش‌هایی که تو در چند کلمه خلاصه کردی :)

حکایت خورشید خانم و عطری که زنانه نیست !

و زندان‌ (دیوار) هایی بسیار از درون و برون !

و دریایی که امید ، آرزو ، هدف و مقصد را در خود دارد !

دریایی که گرم است و "نورانی" از تابش خورشید !

از همین رو گفتم که عطر باید در راستای آن تابش باشد !

ورنه تصویری غم‌انگیز شود !

ولی اکتفا کردم و بیش نگفتم !

چون حکایت دل بود و او ی بزرگِ دلدار ، پس گاه ورود غیر نبود پس نپرداختم !

هر عاشقانه‌ای ، بُعد بزرگ‌اش بر اوست ! هرچه باشد ، کلام ، تصویر ، نگاره ، ترانه ، تندیس ، نگاه !

صاحب اصلی و اصیل و اولین‌اش ، اوست !

بر غزل‌ها دقت کن ، شاعر بر معشوق خویش سروده لیک اولین صاحب‌اش ، دریافت کننده‌اش ، شنیدار اش ، اوست ، حتی اگر فاعل (عاشق) ، به کل از او غافل باشد و تمام‌وقت مشغول معشوق باشد !

جالب نیست ؟؟

:)

بر این ، زیاد بیاندیش که کلید است !

و اما دیروز که پاسخ سرکار خانم اگنس توانا به کلام و تصویر ، میخواندم ، نظر تو ذیل تصویر دیدم و گفتم : آفرین ! این دختر اگر اتصال خویش از سیم به کابل فشارقوی تبدیل کند ، پرواز‌ اش رفیع است :)

همه کس قدرت دریافت ، تجزیه ، تحلیل و تفسیر کلام ( هر نوع کلام ) ندارد ، چشم سوم میطلبد که میبایست از ادراک زندگی قبل ، توشه‌ای آورده باشی (که اینجا ، استعداد خداداد مینامند آن را ، اما اشتباه است چون هیچ ارتباط با خدا ندارد ، که خدا ناعادل نیست که به کسی بدهد و به دیگری ندهد ! هرچند که قانون‌اش مصوب اوست) و سپس به اکتساب ، بارور کنی !

دقیقاً از همین است که میگویند اگر به استعداد نپردازی ، بارور نشود و از بین میرود !

حال آنکه اگر خداداد باشد ، نباید اینگونه باشد !

داستان فقه و فلسفه و منطق‌اش بماند که طولانی‌ست :)

خلاصه که این توشه آورده‌ای دختر ، به اکتساب بپروران !

و اما این تصویر و تصویر اکانت ماقبل‌ات که بدون‌رنگ بود را دیدم ، منهای تفسیرشان و تنها از باب تحلیل ، خیلی شبیهی به زنان ایتالیا !

معلوم است ژنی از آنسو داری !

باید تحقیق کنی چند نسل پیش خود را ، خصوص در جنگ‌های اول و دوم ، شاید جد یا جده‌ای ایتالیایی داشته باشی :))

علت علقه‌ات به عطور ایتالیایی هم اینگونه تعریف می‌شود :)

زبان انگلیسی و عربی ، بدون اینکه کوششی درین باره کنم ، گویی بلد بوده‌ام ! من نیز احتمالا ژن دوری دارم و شاید از همین است که از زبان فرانسه متنفرم و سردرد میگیرم از شنیدن‌اش :))

اینها به مزاح گفتم :) هرچند میتواند پاسخی درست داشته باشد ، اگر کتاب موجودات غیر اورگانیک را مطالعه کنی ، ایضاً سرنوشت ارواح را قبل از عبور از درب (درب جهان ما ، ایضاً قوانین برزخ) و معنیِ درگذشت را تحقیق کرده باشی !

البته برای الان‌ات مناسب نیست ، باید از پسِ مطالعاتِ بسیارِ دیگری انجام دهی ، فقط گفتم که گوشه‌ی ذهن‌ات باشد برای سالیان دور که خواستی بدانی از کجا آمده‌ای ، آمدن‌ات بهر چه بود ، به کجا میروی آخر ، ننمایی وطن‌ام ؟ را !

اجالتاً باید بپردازی به شادی و شادابی ، هرچند که آن پاسخ‌ها منافاتی ندارند بلکه شادتر شوی لیک از تو زمان و اندیشه و تفکر ، بسیار گیرند !

نه وقت و نه حوصله‌اش نداری اکنون :))

خلاصه سفری به ایتالیا واجب شد :))

من هم سری به لندن بزنم از راه مصر :))

خلاصه که : کلمات‌ات دقیق بود ، مرا متعجب کردی !

و امیدوارتر به آینده‌ات !

آفرین !

:)

Le Sel d’Issey

تصاویر دیگر Agnes

برای ثبت نظر لازم است وارد سایت شوید و یا در سایت ثبت نام کنید
Atrafshan logo
عطرافشان
پشتیبانی سایت
عطرافشان
سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟