نظرات | عارف
ترتیب نمایش
درود دوستان

#شماره۲، دراکار نویر

متن زیر ترجمه‌ای است از کتاب A Century of Scents، اثر لیزی اوستروم، کتابی که سفری تاریخی و روایی به دنیای عطرسازی قرن بیستمه و داستان ۱۰۰ عطر برجسته این قرن رو روایت می‌کنه...

عطر یوپی‌ها *

وقتی فهمید یکی داره درباره این کتاب می نویسه، یک شیشه اصل و قدیمی از دراکار نویر، همون عطر سرسخت و قدیمی دهه ۸۰ با بوی گیاهان و چرم، با من تماس گرفت. اولش اصلا دلش نمی خواست داستان زندگی اش رو عمومی کنه؛ بالاخره سقوط و افول این افترشیو تا حدی براش تبدیل به یه تجربه تلخ و دردناک شده بود. اما بالاخره راضی شد حرف بزنه.

حرف هاش رو بدون کم و کاست اینجا می خونید:
همه چی از اوایل دهه هشتاد شروع شد. وقتی من پا به این دنیا گذاشتم، آهنگ «Hungry Like the Wolf» از رادیو پخش می شد و خب، اوضاع خیلی خوب به نظر می رسید. یه اسم باکلاس نصیبم شد: دراکار نویر؛ یه چیزی مربوط به کشتی های وایکینگ ها. مردم بهم می گفتن «مرد واقعی و خالص» و من وارد سالن عطر فروشگاه های بزرگ و شیک بالاشهر شدم؛ همون جاهایی که مردهای کت و شلوارپوش و شیک می اومدن تا مخصوصا منو بخرن و با خودشون ببرن. حس خوبی داشتم. خیلی خیلی خوب.

منو توی منهتن می چرخوندن و احساس می کردم خوش شانس ترین آدم روی زمینم. چندتا معامله بزرگ دیدم، چند دست اسکواش توی «La Raquette» بازی کردم و توی چندتا کلاب شبانه خاص و لاکچری پاتوق کردم. «دنس تریا» بد نبود؛ یه بار دربان اونجا کاری کرد که من کنار Sade بشینم. خیلی باکلاس بود.

وای، رستوران ها رو نگم! حتی توی «Lutèce» هم یه میز گیرمون اومد، هرچند من خودم بیشتر اهل سوشی بودم. اینکه آخر شب چه اتفاقاتی افتاد... خب، همین قدر بگم که خانم ها حسابی دیوونه شده بودن و با اینکه مردی که منو همراه خودش داشت اعتبارش رو به اسم خودش می زد، این من بودم که واقعا اونا می خواستن!

بعدش یه کم زیادی معروف شدم. زیادی جلوی چشم بودم. قیمت من پایین اومد و نگران شدم که نکنه یه سقوط بزرگ در راه باشه. من عادت داشتم کنار ساعت های مچی پلاتینیوم بشینم. اما حالا سر و کله یه نسل جوون تر پیدا شده بود.

اونا بلایی سرم آوردن! از بس زیاد اسپری می کردن و بی حساب و کتاب مصرفم می کردن، توی چند هفته تمومم می کردن. مجبور بودم شاهد تلاش هاشون برای قرار گذاشتن باشم. ارتودنسی هاشون رو ببینم. لباس های مصنوعی شون رو تحمل کنم. و تلاش های بی نتیجه شون برای کنار اومدن با موهای بدن! (چون جوون بودن خوب بلد نبودن شیو کنن).

این جوون ها پول نداشتن؛ بنابراین باید به جای نوشیدنی گرون قیمت «سانسر» با «باد لایت» ارزون قیمت سر می کردیم. حتی الان هم گاهی از خودم می پرسم: آخه من چه گناهی کرده بودم که باید به این روز می افتادم؟! کم کم داشتم از بوی خودم هم حالم به هم می خورد.

بعد منو فروختن به یه مجموعه ای که اصلا منو نمی فهمید. کم کم عادت می کنی به اینکه این طرف و اون طرف پرتت کنن، بهت بی توجهی کنن و مدت زیادی توی انبارهای یخ زده نگهت دارن.

بعد یه روز به خودت میای و می بینی سر از یه داروخانه درآوردی و انداختنت توی سبد اجناس تخفیف خورده، کنار همه بازنده های دیگه!

مردم میان، نگات می کنن و می خندن و مسخره ات می کنن. هر از گاهی یکی برت می داره، با تعجب زل می زنه بهت و می گه:
«وای خدای من، برایان! یادت میاد شب های قرارمون اینو می زدی؟ منم اون موقع الیزابت آردن می زدم!»
چند ثانیه دستت می گیره. از گوشه در شیشه ات، یه نگاه به شکم بزرگ و بادکرده برایان می ندازی. امیدوار می شی شاید با خودش ببرتت خونه تا بتونی کنار تیوب خمیردندون یه گوشه ای زندگی کنی.
اما دوباره پرتت می کنن توی همون سبد تخفیف.

یا حتی بدتر از اون، می ذارنت ته قفسه؛ جایی که عنکبوت ها برای خودشون خونه درست کردن!
دوست دارم فکر کنم دوران خوبی داشتم. یه فرصتی برای زندگی، یه دوره ای که ارزشش رو داشت.
بقیه چی؟
بعضی هاشون رو کلا از رده خارج کردن، گذاشتنشون توی کانتینرهای حمل بار و دیگه هیچ وقت برنگشتن.

یه روز، اگه از این بازی جون سالم به در ببرم، همه چیز رو برای نوه هام تعریف می کنم. اون ها هم سرشون رو تکون می دن و می گن:
«ما اصلا نمی دونستیم، بابابزرگ... واقعا نمی دونستیم.»

* یوپی (Yuppie): اصطلاح Yuppie که در دهه ۱۹۸۰ میلادی در آمریکا رواج یافت و مخفف عبارت Young Urban Professional است، به گروهی از جوانان تحصیل‌کرده، شهرنشین و دارای درآمد بالا اشاره دارد که در مشاغل تخصصی (مانند امور مالی یا حقوقی) فعالیت می‌کنند؛ این افراد معمولا با تمرکز بر موفقیت شغلی، جاه‌طلبی اقتصادی و مصرف‌گرایی شدید، سبک زندگی لوکسی را دنبال می‌کنند که در آن استفاده از برندها، تکنولوژی‌های جدید و نمایش وضعیت اجتماعی از طریق اشیای گران‌قیمت اهمیت ویژه‌ای دارد و امروزه این واژه گاهی با بار معنایی طعنه‌آمیز برای توصیف افراد بیش از حد مادی‌گرا به کار می‌رود.
21 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official مرتضی ع
Kouros
لینک به نظر 11 مرداد 1405 تشکر پاسخ به محمدرضا رابعی نیا
درود و عرض ادب جناب رابعی‌نیای عزیز ♥️

خیلی ممنونم از لطف و محبت شما و وقتی که گذاشتید و این‌ قدر زیبا و دقیق درباره متن و خود کوروس نوشتید.

بله، دقیقاً دهه ۸۰، دهه عجیبی بود و کوروس هم محصول همین دوره هست؛ عطری که انگار هیچ علاقه‌ای به میانه‌روی نداره و از همون اول تصمیم گرفته با تمام قوا وارد صحنه بشه! به نظرم حتی اگر کسی عاشق روایح انیمالیک نباشه، باز هم نمی‌تونه منکر جایگاه تاریخی و تاثیرگذاری کوروس بشه. واقعا بعضی عطرها فقط عطر نیستن؛ بخشی از تاریخ عطرسازی محسوب میشن.

اینکه هنوز یک باتل از نسخه دهه ۸۰ میلادی دارید، واقعا حسادت‌ برانگیزه! خوشا به سعادتتون 😂

در مورد اینکه عطرهای انیمالیک بعد از کوروس ازش الهام گرفتن هم با شما موافقم؛ کوروس از اون عطرهاییه که وقتی وارد اتاق می‌شه، بقیه عطرها باید یه گوشه خبردار وایسن 😂

باز هم ممنونم از محبت شما و این نگاه پر جزئیاتی که به متن داشتید. پاینده و خوشبو باشید و امیدوارم همیشه از عطرهایی که دوست دارید لذت ببرید 🌹
11 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official مرتضی ع
درود دوستان
مدتیه کتاب A Century of Scents، اثر لیزی اوستروم، رو مطالعه می‌کنم؛ کتابی که سفری تاریخی و روایی به دنیای عطرسازی قرن بیستمه و داستان ۱۰۰ عطر برجسته این قرن رو روایت می‌کنه. تصمیم گرفتم ترجمه بخش‌های مربوط به عطرهای معروف و جذاب این کتاب را برای علاقه‌مندان، در صفحه هر عطر منتشر کنم. توصیه می‌کنم این روایت‌های جذاب رو از دست ندید!

توی این دنیا عطرهای قدرتمند کم نیستن، ولی کوروس یه سر و گردن از بقیه بالاتره و توی یه دسته خاص خودش قرار می گیره. کوروس اونقدر بوی پرقدرتی داره که انگار زنده است و می تپه! اگه پویزن نماینده یین زنانه باشه، کوروس یانگ مردانه اونه؛ یکی از اون عطرهای واقعا قدرتمند دهه ۸۰ که انگار از تیتانیوم ساخته شده. حتی از گروه راک خیالی «اسپاینال تپ» هم پر سر و صداتر و اغراق آمیزتره!

ایده اولیه کوروس در ظاهر خیلی مرتب و سرراست بود. اسمش از مجسمه های کوروس در یونان باستان گرفته شده؛ مجسمه هایی از جوان های زیبا که از سنگ مرمر سفید، همزمان لطیف و محکم، تراشیده می شدن. این پسرها حسابی ورزیده و عضلانی بودن و انگار فقط منتظر بودن که بقیه با حسرت تحسینشون کنن. ایو سن لوران هم می خواست به همین سنت هنری اشاره کنه. برای همین شیشه عطر یه ظاهر مات و گچی داشت و وقتی لمسش می کردی، حس یه سنگ صاف و صیقلی رو می داد. از طرفی می گفتن رایحه اش باید بوی یه نیمه خدای زنده رو بده. خب، ببینیم واقعا همینطوره یا نه!

اگه اونقدر شجاع باشی که کوروس بزنی، همون اولین اسپری یه موج عطر می خوره توی صورتت؛ انگار سربازهای نیزه به دست یه ارتش باستانی دارن با سرعت به سمتت هجوم میارن و اسب ها هم چند قدم عقب ترن! نمی دونی باید برای جونت فرار کنی یا غرش کنی و خودت هم باهاشون به دل ماجرا بزنی!

از نظر رایحه، کوروس ترکیبی از اسطوخودوس و ادویه هاست؛ یه فوژه که انگار با استروئید بزرگ شده! یه حال و هوای آرایشگاه های مردونه قدیمی هم توش هست که از گشنیز و اون حس چرمی و تندش میاد. اما بعد از اینکه رفتی سر کار، باشگاه رفتی، دوش گرفتی، چای خوردی، خوابیدی و دوباره بیدار شدی، کم کم چهره مهربون تری از خودش نشون می ده و تبدیل می شه به عطری با حال و هوای عسل.

کوروس واقعا یه شاهکار نابغه وار محسوب می شه. می گن اگه یه زمستون هسته ای اتفاق بیفته، فقط سوسک ها زنده می مونن. کوروس هم احتمالا یکی از اون هاست!

کاملا می شه فهمید چرا چنین عطری اون زمان طرفدار پیدا کرد. وقتی کوروس وارد فروشگاه ها شد، آمریکا در آستانه یه انقلاب در دنیای بدنسازی بود. مبارزان لاغراندام و چابک هنرهای رزمی دهه ۷۰ کم کم داشتن از مد می افتادن و حالا نوبت سینما بود که عضله های روغن زده، بدن های حجیم و برنزه بدنسازهای دوران «پامپینگ آیرون» رو به نمایش بذاره؛ آدم هایی که انگار حتی برای مبارزه هم نوک سینه هاشون آماده لرزیدن بود!

سال ۱۹۸۱، آرنولد شوارتزنگر مشغول فیلمبرداری «کونان بربر» بود و سیلوستر استالونه هم برای بازی در اولین فیلم «رمبو» داشت پودر وی می خورد و خودش رو آماده می کرد. تب تناسب اندام همه جا رو گرفته بود. آهنگ «Physical» از اولیویا نیوتن جان از رادیوها پخش می شد، جین فوندا پشت سر هم ویدیوهای جدید ایروبیک منتشر می کرد و اسپندکس هم، متاسفانه برای بعضی ها، تبدیل به پارچه ای مد روز شده بود!

یه بخش خاصی از مردم انگار تمام وقتشون رو گذاشته بودن برای تمرین ضربات پا و خوردن شیک های جایگزین وعده غذایی. هدف چی بود؟ ساختن عضلات باسن اونقدر سفت و تراش خورده که بشه باهاشون الماس برید!
این عطش برای رسیدن به برتری فیزیکی، به یه بو نیاز داشت؛ و اون بو کوروس بود.

کوروس ایده عضله رو به یک رایحه تبدیل کرد؛ شاهکاری باورنکردنی از هماهنگی بین حواس مختلف. این عطر اونقدر اعتماد به نفس داره و اونقدر خودش رو به رخ می کشه که بهتره سراغش نری، مگر اینکه آماده باشی کاملا در مرکز توجه قرار بگیری.
25 تشکر شده توسط : جناب پچولی مرتضی ع
درود جناب هاشم‌پور عزیز
بله دیدم، پاسخ دادم گرامی 🌹🙏🏻
4 تشکر شده توسط : broken Huseyin_taheri_official
Pour Un Homme
لینک به نظر 7 مرداد 1405 تشکر پاسخ به یاسمن مجید
درود
خواهش میکنم. بله حس و حال صابونی داره و اگر قبلاً از صابون های نخل قدیمی استفاده کرده باشید، کاملاً توی همون حال و هواست. البته این بیشتر برای اپنینگ کاره و در ادامه رایحه به سمت وانیل و مشک سیر می‌کنه.
قطعاً برای یک خانم گزینه‌های بسیار بسیار بهتری وجود داره.

موفق باشید
7 تشکر شده توسط : broken Huseyin_taheri_official
درود
البته من حرفه‌ای نیستم، اما به نظر من اصلاً مناسب یک خانم نیست. حتی به نظرم به شکل مصرانه‌ای یه عطر مردونه محسوب میشه. اسمش هم روشه دیگه، Pour un homme، یعنی «برای یک مرد»؛ من دیروز برای اولین مرتبه تستش کردم؛ به ترتیب دقیقا این نت‌ها توش مشهوده، اولش انفجار لوندره، بعدش وانیل اضافه میشه که یه حالت شیرین (خیلی کم) بهش میده و در بیس نت که مدت طولانی همراهیتون می‌کنه مشک رو حس خواهید کرد.
من که عاشقش شدم، اما صحبت‌های دوستان هم صحیح هست، بوی صابون‌های نخل قدیمی رو میده (به خاطر لوندر) و در بیس نت، به خاطر مشک، یادآور یه سری اماکن مذهبیه، اما به نظر من اگر با سن، لباس و موقعیت مناسب خودش ست بشه، فوق‌العاده خواهد بود.
طبع عطر معتدله، بنابراین بیشتر مناسب پاییز و اوایل بهاره، اما امروز توی اوج گرما پوشیدمش و رفتم بیرون، اونم با یک استایل اسمارت کژوال که چندان هم مناسب این عطر نیست، اما به نظرم اذیت کننده نبود و تقریبا با این استایل ست شد.
16 تشکر شده توسط : broken م شفیعی
درود

من دکانت این عطر رو اواسط بهار تست کردم، واقعا افتضاحه، از این عطر بدتر، فخر سیلور لطافه بود که دکانتش با همین پک به دستم رسید، فخر برام غیر قابل تحمل بود. اما این یکی بدک نیست، رایحه‌اش به شدت مصنوعیه، ماندگاری نهایتا ۲ ساعت، پخش هم نیم ساعت اول خوبه، خیلی شوخ و شنگه، شاید به درد یه نوجوان ۱۶ تا ۲۲ ساله بخوره... اصلا پیشنهاد نمی‌کنم.

این سری آخر که دکانت سفارش دادم، تمامی عطرها از برندهای اماراتی بود، که به غیر از آرماف ترس نویی که باتل کاملش رو خریدم، هیچکدوم به دلم ننشستن.
به نظرم به جای این، اودیسی مگا من رو تهیه کنید، جذاب‌تر و قابل تحمل تره و شاید بشه باهاش ارتباط گرفت.
17 تشکر شده توسط : broken م شفیعی
تو این هوا؟ اگر بله، حق داشتن!
7 تشکر شده توسط : broken KAVOOS
درود دوستان
جایی سراغ دارید دکانت این کار رو داشته باشه؟ سایت دکانت فروش‌های معروف رو چک کردم، هیچکدوم نداشتن...
6 تشکر شده توسط : broken KAVOOS
ظاهراً یه سری کانال و پیج هستن که عطرهای دست دوم می‌فروشن، سرچ کنید و بهشون پیام بدید و از شرش خلاص بشید!
13 تشکر شده توسط : KAVOOS هاشم پور

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan