نظرات | محسن جمالیان
ترتیب نمایش
سلام
مواجهه با عطر مثل آشنایی با آدم هاست ! نیاز به زمان داره و شناخت به مرور تکمیل میشه .
سال قبل این عطر و تست کردم و در مجموع برام خوشایند نبود ، گنگ بود برام و موقعیت استفاده ازش نامشخص ، اما امروز که دوباره باقی مونده اون دکانت و تست کردم ، عجیب بود برام ، این وضوح و کیفیت و تمایز ! جالبه حتی برای شامه مبتدی من نت ها یکی یکی اعلام حضور میکردن ، در واقع بیشتر نت ها کاملا شفاف قابل تشخیص بودن ، از ریواس و فلفل صورتی در واضح ترین حالت گرفته تا زعفرون و جیر و در انتها چوب صندل و عود و عنبر . تا حدی میانه عطر حالت دارویی داره که احتمالا به خاطر زعفرون ، اما در مجموع کار شسته رفته اصیلیِ . توضیحات دقیق تر و جناب بوترابی بالاتر خیلی کامل بیان کردن .
تندرست و شاد باشید
23 تشکر شده توسط : Eric Revo نیلوفر کرامتی
Alexandria II
لینک به نظر 7 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به HOMON
دوست عزیز اومدی و نسازی ! عطر مورد نظرت و در مقیاس احتکار ( به نظرم نیاز به اقدام قانونی هست ، یک جعبه 📦 عطر استاد پسند ) انبار کردی میخوای عطر ما رو خراب کنی ، اینجا هر کس یک نت و کنار هم میتونیم عطرِ دوامُ و امید و تشکیل بدیم ، همه ما نت به نت عطر عطرافشان و می‌سازیم ، الان وقت گود بای نیست ، الان وقت " همه با ذکر یک صلوات جمع تر بشینید بقیه جاشَنِ . هر کدوم از عزیزان اینجا واجب و لازمَن ، برای ایجاد آکورد همدلی ، مخصوصا شما با اون قلم خوب ، میتونید موقتا از تاپ نت برید به میدل نت ، نهایتا بیس نت اما خداحافظی ، وقتش نیست .
اگر براتون مقدور ( کیه که از دل دیگری خبر داشته باشه ) بمونید .
26 تشکر شده توسط : Eric Revo نیلوفر کرامتی
ژاک کاوالیه در حالی که عطر بیک شماره ۳ خودش را مجددا شارژ می‌کند : هی ناتالی ! نه ، نتونستم ، برای این نشد ! من تونستم بولگاری و انقد باد کنم تو همون سایت معروفه ۱۰۰ میلیون قیمت بخوره ، اما واسه این یارو نتونستم عطری طراحی کنم .
ناتالی لارسن با لب های غنچه شده در حال دمیدن به لاکی که از ایستگاه مترو سن ژرمن خریده به پروفایل او خیره می‌شود : نکن نمی‌تونی ، منم نتونستم . فقط کاش یه نفر به این جوون رعنا بگه از زیر نور مستقیم اون چراغِ کنار بره ، به پوست چریکی ش خدشه ای وارد میشه .
پیر بوردن در حال دوش گرفتن با عطر شُل واتِر که هدیه مشترک مدیران فیرمینخ و ژیوودان به مناسبت بازنشتگیست، رهاورد سفر به امارات و بازدید از شرکت داوود خان ( البته مدیر این شرکت هر گونه شباهت معنادار با عطر معروف شرکت دیویدوف را قویا تکذیب کرده گویا ( کالون بزنه به کمر دروغگوش ) ) ، رو به ژاک : آره ناتالی راست میگه ، هیشکی نمیتونه .
میشل آلمیراک نیز از میز بغلی در حالی عطر عودی را که از مغازه های خیابان های اطراف کلیسای اسقف اعظم واتیکان به معیت دو جفت جوراب نانو توسط فیلیپو سورچینلی به او اهدا شده با دَماغ مماس می‌کند: دروغ چرا منم نتونستم .
HOMON .... HOMON .... HOMON
این را برتراند دوشافو که سال های اوج ش رو پشت سر گذاشته و به کار در کافه های اطراف برج ایفل روی آورده ، سینی به دست رو به بزرگان می‌گوید
_ هر روز کلی عطار میاد اینجا واسه همین ، هیشکی تا به حال نتونسته واسه اون چریک لعنتی جذاب عطر طراحی کنه ...
بزرگان سر به زیر و مایوس قهوه می‌نوشند
43 تشکر شده توسط : Eric Revo نیلوفر کرامتی
سلام
لابد موافقید تعادل چه قدر می‌تونه سخت باشه ، تو هر کاری ، هر فعالیتی ، و مسلما توی هنر . این عطر بر مبنای همین اصل ساخته شده ، تعادل بین سبزینگی و نمناکی . هر نت برای تکمیل این تعادل ، و توی این عطر تعادل جنسیتی هم باید لحاظ می‌شده که پیچیده تر کرده تکمیل کارُ . مارک باکستون و میشه استاد روایح گیاهی ( هربال ) دونست ، خیلی از کارهاش با نت های گیاهی تکمیل شده ن که توی کمتر عطری معمول . اما توی این عطر باید چینش روایح به شکلی انجام می‌شد که ماهیت دوگانه سبزآبی مختل نشه . شروع عطر با نت واضح چای ماته ست و از همین جا مرکبات در آبدارترین حالت به لحظات اولیه عطر رطوبت اضافه میکنن ، در ادامه رز آبداری وارد میشه و در کنار کالون ( نیایِ بزرگ عطرهای آکواتیک ) و ... جنبه مرطوب و پررنگ میکنن اما هنوز چای ماته در شکل خشکش محسوس و اجازه نمیده هویت سبز عطر نسبت خودش و از دست بده ، بیس نت یه مقدار چوبی تر و نت کفالیس که تا به حال تجربه نکرده بودم جنبه دم کرده و مرطوب به بخش چوبی اضافه میکنه . برداشت من از کفالیس شکل مرطوب تری از آمبروکسان بود انگار ترکیبی از آمبرکسان و عنبر باشه ، البته این برداشت و دریافت من از اولین مواجهه با این نت جدید بود .
عطر متمایز و با هویتیِ از یه عطار کاربلد . در صورتی که بهش دسترسی داشتید داشتنش می‌تونه ارزشمند باشه .
28 تشکر شده توسط : Eric Revo نیلوفر کرامتی
درود
نقشی که عطرافشان در حفظ روحیه کاربران خودش داره غیر قابل وصف ، واقعا دست مریزاد ، فکر کنم هر کاربر در طول روز بارها و بارها چک کرده تا این روز خوب ۲۲ فروردین ، واقعا جای تشکر داره 🌷
پاسخ مدیر : سلام
خیلی ممنون از همراهی و توجه شما
16 تشکر شده توسط : Eric Revo فرهاد
سلام مجدد
چقدر خوب که برگشتید ، حقیقتا خوشحال شدم ( به احتمال زیاد شدیم ) ، میخواستم از همه ابزارهای ممکن بر ضد مدیر استفاده کنم با فرض اینکه در خداحافظی شما نقش داشته ( به کودتا هم فکر کرده بودم ) که پروفایلتون و پای یه کامنت دیدم و پروژه کنسل شد . همیشه تصورم از مدیر سایت یه چی تو مایه های رئیس کارگاه گجت بوده که پشت به ما روی میزش نشسته و یه گربه سیاه کنارش نشسته هر از گاهی روی میزش مشت میزنه و ما رو دلیت اکانت میکنه و پست ها رو حذف میکنه ، میدونم برداشت بی‌رحمانه و مغرضانه ایِ ، اما از آدم ناراحت جز این انتظار نمیرفت .
آدمیزاد یه وقتی باید بره که کسی متوجه رفتنش نشه
سلامت و تندرست باشید .
24 تشکر شده توسط : Eric Revo نیلوفر کرامتی
شنل نامبر ۵ ادوکلن ۱۹۲۱
دیور ژادور دئو ۲۰۲۲
۱۰۱ سال یعنی چقدر ؟
روی همون میز و همون صندلی نشسته بود ، قسمت نورگیر جلوی کافه ، صندوقچه رو باز کرد و بهشون خیره شد ، چند تا عکس سیاه و سفید از یک دختر بچه ، یکی جلوی باغ ، یکی با پدرش پای درشکه و این یکی ، داشت سعی می‌کرد سنش و توی عکس حدس بزنه ، تلاشش بی نتیجه بود ، حتی سؤالش رو فراموش کرده بود ! آره گمونم این پلیور که تنم زرد نبود سبز بود ، آهان یادم اومد ، لیمویی بود .
زیر اون عکس ها چند بسته نامه بود ، به لوئیس، به لوئیس، یکی به مارگارت ، اینم لوئیس، این یکی برای ... هم چشماش ضعیف شده بود هم جوهر نامه کمرنگ ، آهان الیزابت و این م باز برای لوئیس، بین هر کدوم از نامه هام کلی گلبرگ خشک شده ، تلاش می‌کرد طوری نامه ها رو در بیاره که گلبرگ ها نریزه ، فقط ای کاش سعی می‌کرد به خاطر بیاره اینا گلبرگ های چه گل هایی هستن، بیشترشون سفیدن ، خیلیاشون هم قرمز یه تعداد کمتری هم انگار بنفش یا یه همچین رنگی ، زیر آخرین نامه عکس یه جوون خوش قد و قامت بود با کاپشن چرمی جنگی و عینکی که مخصوص خلبان های جنگ جهانی اول بود ، زیرش امضا شده بود ، لوئیس، اسکادران ۱۳ ، ۱۳ دسامبر ۱۹۱۷ .
زیر اون ها هم یه سری وسیله بود یه اسب چوبی که با چاقوی نظامی تراشیده بودن ، یه تیکه کهربا که دیگه به خاطر نمی‌آورد از کجا اومده ، یه سوئیچ قدیمی با نشان پاکارد ، یه کاغذ با امضای ویرجینیا ولف و یه شیشه کوچیک عطر کویق دی روسی گرلِن ، که عطر محبوب لوئیس بود ، یکدفعه یادش اومد اولین شیشه شنل ش رو هم لوئیس بهش هدیه داده .
خواستم براش توضیح بدم ۱۰۱ سال یعنی چقدر. از التهاب و جنگ دوباره بگم ، از پیمان و صلح بعد اون ، از رونق و راک اند رول بگم ، از سینما و جنبش هیپی ها ، از اعتراض ها ، از دیوار برلین و وایند آو چِنج ، از کامپیوتر و رویای دهکده جهانی ، مثل راجر واترز پوزخند زدم ، آره it's a miracle !!!
یه کروسان تو این دست و یه فنجون استارباکس تو دست دیگه از کافه زد بیرون ، اون از نسل سرعتِ و کمبود زمان ، حتی خودش رو در حال دوییدن معرفی کرد ، میخواست به مترو برسه ، همین طور که نفس نفس میزد نشست روی صندلی مترو ، گفت مدیر یه کارگاه گلسازی و این و به نام خودش ثبت کرده ، یه دسته گل بود ، خیلی طبیعی به نظر میومد ، می‌گفت هم معطر هم میتونه برگ های تازه بده ، ضمنا این مزیت و نسیت به گل طبیعی داره که هیچ وقت خشک نمیشه و اون قدر نیاز به مراقبت نداره ، ازش در مورد چیزهای متفاوت پرسیدم ، سفر ، گفت با گوگل مپ سفر راحت تر شده ، ادبیات ؟ گفت که داستان واره و شعر کوتاه و می‌پسنده و ضمنا میخواد یه قالب شعری و رواج بده به نام هایکو کوتاه یا هایکو تک سیلابی ! اما دوستای ژاپنی ش توانایی ادراک اون قالب و ندارن و نمیدونه چرا ، وقتی از نویسنده های قدیمی تر پرسیدم بلافاصله یه اپلیکیشن و باز کرد میگفت یه دایره المعارف که همه چیز و خلاصه میکنه ، گفتم کامو ، گفت : ۱۹۱۳ ، الجزایر ، بیگانه ، سیزیف ، کالیگولا، سقوط....
21 تشکر شده توسط : Eric Revo نیلوفر کرامتی
سلام
سایت ای....را....نوس تستر ش و موجود داره سه و نیم میلیون تومن
7 تشکر شده توسط : Eric Revo نیلوفر کرامتی
همیشه در مواجهه با این گروه بویایی جواب بسته بندی شده و آماده یِ سیستم عصبی م همین بود : عطرِ قدیمی . همین ، همه دریافت سیستم بویایی م بود از ترند چند دهه عطری جامعه بشری ! سه سمپل از این گروه بویایی چند سال قبل به دستم رسیده بود که گذاشته بودمشون کنار و حس کردم دوباره باید به اون ها یک شانس بدم ( در واقع به خودم شانس بدم ) . هفته قبل تست ناهما از گرلن که به نظرم اون هم مشخصا تو همین دسته عطری رو انجام دادم ، که متاسفانه تصویر قبلی و پر رنگ تر کرد و حتی بهش یه مشخصه منفی دیگه هم اضافه کرد : خطر وقوع سردرد حتی برای منی که مستعد سردرد نیستم و این بار رفتم سراغ یکی از معروف ترین نمونه های گروه آلدئیدی گلی ، یعنی شنل نامبر فایو ( ادوکلن) ، چه تجربه ای و چه بازگشتی . هر تصویری که با ناهما مکدر ( تَر ) شده بود اینجا زدوده شد . هنوز هم جنبه فلورال کاملا پر رنگ اما اینبار در قالبی متوازن و کاملا هماهنگ . جنبه های سیتروسی و آلدئیدی سبک در لحظات اول از غلظت جنبه ایندولیک گلی کم میکنن تا شروع عطر شاداب تر و رَوون تر بشه و کمی بعد توی یک تغییر محسوس جنبه ای پودری و خامه ای به رایحه اضافه میشه که گوشه های تیز بخش فلورال و میگیره و تجربه بویایی و کاملا مطلوب و آرامش بخش میکنه ، زنبق محسوس و اون بخش خامه ای هم احتمالا مربوط به یلانگ و یا ریشه زنبق باشه . همین جا عطر به شما یادآوری میکنه با یک اثر قابل اعتنا و احترام طرفید و میشه از لحظه تجربه حسی لذت برد ، بعد نیم ساعت تا چهل دقیقه عطر میره به سمت فاز نهایی خودش که شروع این فاز برای من یک تجربه جدید بود ، رایحه ملایم ، گرم و زنده که بلافاصله شما رو به این تشخیص میرسونه که با جنبه انیمالیک طرفید اون هم از نوع کاملا با کیفیتش و در خلال این لذت بردن گرما ی کهربا و چوب صندل ی که شاید تو کمتر عطر نیشی بشه مشابه ش رو پیدا کرد فضایی رو ایجاد میکنه که برای شامه من مثل بوی یک چوب گرم شده ست ، البته گرم نه داغ و جالبه شدیدا ذهن منو به سمت یک عود با کیفیت می‌برد هر چند توی نت ها قید نشده . این عطر می‌تونه مثل یه آموزگار بهتون تک تک نت ها رو معرفی کنه و مهم ترین حسی که ازش گرفتم قابل احترام بودن ، مشخص که یک اثر ماندگار و کم عیب و نقص .
عجیبه غلظتش ادوکلن قید شده و موندم عطرهای ادوپارفوم و غلیظ تر اون موقع چی بودن ، شونزده هیفده ساعت قبل یه مقدار روی ساعد دو دستم مالیدم و هنوز فراتر از اسکین سنت کاملا حس میشه . البته عطری که شاید نشه راحت پوشیدش اما مواجهه و تجربه بویایی ش شدیدا برای هر عطردوستی لذت بخش خواهد بود و کمترین دستاوردش اینه که نگاه منو به دسته بویایی آلدییدی گلی کاملا تغییر داد .
تندرست و امیدوار و شاد باشید
23 تشکر شده توسط : Eric Revo نیلوفر کرامتی
.... احتمالا از این منظره رقت بار سر تکون خواهید داد و با آرزوی تماشای مناظری بهتر تا وعده ی بعدی سالن غذاخوری رو ترک کنید ، بالاخره شما دختران دیگه ای هم دارید که به شما وعده ی بزمی اشرافی تر و بدن اما نمیخوام بی رحم باشم ، منظره متفاوتی در کار نیست و وقتی برای وعده نهار قصد سالن غذاخوری کنید از پشت در هم میتونید منظره دلخراشِ ایندولی که داخل اتاق جریان داره رو بشنوید که با محوریت خواهر دیر رسیده یعنی جَزمین جریان داره ، اگر هنوز بارقه ای از امید براتون موند و در و به اندازه باریکه ای باز کنید این نمایش مهلک و به صورتی تصویری خواهید دید و تنها چیزی که از باقی خواهران نجیبِ ناکام مونده چند گلدون گاز گاز شده ست ! احتمالا به عنوان یه بورژوا به ناامیدی تن ندید مخصوصا به لیست پر و پیمون شام فکر می‌کنید اما فکر نکنید ، نه کیک وانیلی نه اون میوه ها و نوشیدنی ها یارای رقابت با اشتهای لایتناهی این دو خواهر و ندارن و این دوئت بی‌نظیر هاضمه هر چیزی و می‌خوره ، هر چیزی و اگر برای فرار از سالن غذاخوری دیر بجنبید عنقریب خواهید دید که دو خواهر دارن با گوشه های آکسون و دندریت شما دندون هاشون و خلال میکنن !
اصلاحیه کارت دعوت : داشتن کارت دعوت < و آسپرین > برای مدعوین الزامیست .
20 تشکر شده توسط : Eric Revo نیلوفر کرامتی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan