نظرات | سـهیـل متیـن‌راد
ترتیب نمایش
تابحال این کار رو تست نکردم و هیچ ذهنیتی نسبت بهش ندارم. اما اونقدر در موردش تعریف شنیدم که قصد خرید دارم.
بنابراین سوال شما سوال بنده هم هست.
اما متاسفانه به نظر میرسه مدتهاست از حضور بزرگانی مثل استاد سخی محروم شدیم.
امیدوارم دیگر عزیزان مطلع، بتونن بهمون کمک کنن.
با سپاس
4 تشکر شده توسط : یاس کیومرث
واقعاً ممنون از نظرات ارزشمندت.
دکانت تاکسیدویی که از اخوی گرامی کش رفته بودم! تموم شده بود و عزا گرفته بودم برای جایگزینی اون که این صفحه رو اتفاقی دیدم. بهرحال ما هم مثل اکثریت مردم، جزو اقشاری هستیم که به راحتی نمی‌تونیم به خرید نسخه اصلی فکر کنیم.
خدا خیرت بده
4 تشکر شده توسط : یاس 𝒜𝓎𝓁𝒾
Aventus
لینک به نظر 25 مهر 1404 تشکر پاسخ به ioi ehsan ioi
نه خاص‌پسندم و نه دایره علاقه‌ام عجیب و غریبه. بلکه خودم عجیب و غریبم :)

روایت شده خداوند وقتی انسان را آفرید گفت تبارک‌الله احسن‌الخالقین. ولی بعد از آفریدن من، احتمالاً فرموده اووووووه! این چی بود من آفریدم؟!!!

لرد جرج هم اونقدرا مورد علاقه‌ام نیست. مثل ده‌ها عطر جدیدی که تست کردم امسال. کارهای ارزشمندی بودن، اما «عطر من» نبودن. اگه بخوام بگم دایره علاقه‌ام چیه، راستش اصلا دایره‌ای در کار نیست! و فقط و فقط یک نقطه هست به نام آرامیس دوین و بس!
یعنی اینقدررررررررررر داغونم :)

چون مشکل بویایی دارم و نمی‌تونم نت‌ها رو تفکیک کنم، روال معمولم اینه که وقتی عطر جدیدی می‌زنم از اطرافیان خانم (شامه خانم‌ها بسیار قوی‌تره) می‌پرسم چطوره؟
بعد از پاسخ خوب و بد اونها، سوال دومم اینه که برای شخصی به سن و سال من با کت و شلوار جور درمیاد یا نه؟ (لباس چرم نمی‌پوشم و استایل غالبم بر اساس شغلم، رسمی هست)
پاسخ نهایی اونها برام تعیین می‌کنه که این عطر رو استفاده کنم یا نه. ولی فقط استفاده، نه اینکه عطر امضای من باشه.
جالب اینجاست که همه اطرافیان بالاتفاق، رایحه دیورهوم رو بسیار پسندیدن و اون رو متناسب با پوشش رسمی بنده تشخیص دادن. ولی خودم چیزی که ازش حس می‌کنم بوی پلاستیک کهنه هست! :)))
یا این روزها که عطر شنل اگوئیست پلاتینیوم رو زیاد می‌زنم و بازخوردهای خوبی از اطرافیان می‌گیرم، چیزی که خودم حس می‌کنم نهایتاً چیزی مشابه بوی نفت هست و لاغیر!! :)))
همگی هم از نسخه اصلی بوده
دیگه داغون بودن خودم و سیستم ترجمه ژنتیک کدهای بویایی منو خودت ببین چقدر فاجعه‌باره.

اما جالب اینکه اگه قرار باشه بین دیورهوم و لردجورج، یکی رو انتخاب کنم، انتخاب خودم لرد جورجه. اما از نظر اطرافیان خانم، رایحه دیورهوم بسیار بسیار بهتر از لرد جورج تشخیص داده شده.

بر همین اساس، باهات موافقم و همچنان سعی میکنم ازش خوشم بیاد :)
ضمن اینکه زمستون امسال رو (اگر زنده باشم) قصد دارم با دیورهوم جلو برم. بهت قول میدم تا اون موقع ازش خوشم بیاد :)

این توباکو عود رو هم بُردی روی مخم! راستش چون همیشه با عود مشکل داشتم، با دیدن واژه عود در عطرها بدون تست، ازشون دوری می‌کردم. برم تو کارش ببینم اینی که می‌پرستی چیه.
یعنی ببین آخر عمری ما رو به کارایی وادار می‌کنی! :)

مراقب سلامتی و مخصوصاً بویاییت باش دوست خوب من
7 تشکر شده توسط : حسین رفیعی منفرد محجوب
عرض ادب جناب دکتر
باهاتون موافقم. چندسال قبل یکی از دوستان که قصد مهاجرت داشت و مشغول فروش اموال منزلش بود، در راستای مهر و محبت و دوستی فیمابین، یک تابلوی نقاشی اثر فلان هنرمند رو برای بنده کنار گذاشته بود تا بهم هدیه بده. هرکاری کرد قبول نکردم (قیمتش هم بالا بود) کار به جایی رسید که گفت تو اصلاً هنر رو درک نمی‌کنی. راست هم می‌گفت (البته هنر از نظر خودش)
بهش گفتم:
«ببین. اگه شاهرگ منو بزنی هرگز حاضر نیستم این نقاشی گُل در کنار یک ـ چه می‌دونم ـ چیزی شبیه بزغاله رو بزنم روی دیوار خونه‌ام و پُز روشنفکری بدم! اصلا راحتت کنم این‌طور فکر کن که من درک و شعور هنر رو ندارم» اینو گفتم و خودمو راحت کردم.
البته ناگفته نماند که یک چرخ ماهیگیری سیستم اسپینینگ دایوای اصل ژاپن داشت که یادگار پدرش بود و ازش گرفتم و خیلی خوشحال شدم :)

دقت بفرمایید «خوشحالی» بنده با چرخ ماهیگیری(اون زمان نهایتا یک میلیون تومن هم نمی‌شد) هزاران برابر بیشتر از اون اثر هنری چندده میلیون تومنی بود.

منظورم به تفاوت ادراک(perception) بین انسانهاست که مرحوم دکتر «ریچارد لازاروس» هم روش خیلی تاکید می‌کرد.
یعنی ادراک دوستم بر این بود که بنده باید با اون تابلوی هنری گرون‌قیمت خوشحال بشم، اما ادراک خودم بر این بود که اون تابلو برام بی‌ارزش هست و قطعاً اگر اون تابلو رو می‌گرفتم سریع میذاشتم سر کوچه تا رفتگر محترم ببره خونه خودش. از نظر ادراک خودم ارزش اون چرخ بسیار بالاتر بود.

طی سفرهایی که به شهرهای گوناگون کشور عزیزمون و همچنین چند کشور مختلف دنیا داشتم تنها چیزی که برام اهمیت نداشت، آثار هنری و تاریخی اونجاها بود(مثل رفتن به موزه و اینجورجاها)
شاید به این دلیل که در زندگیم کلّی تلاش کردم تا عنصر «گذشته» رو از ذهن خودم پاک کنم تا از آسیب‌های فکر کردن به گذشته حداقل برای خودم جلوگیری کنم(درست یا غلط، مهم نیست) شاید در همین راستاست که هیچ‌وقت عکس نمی‌گیرم چون سعی می‌کنم از عنصر «گذشته» فاصله بگیرم
صد البته این موضوع در مورد عطرهای کلاسیک استثناست!!! :)))

اینکه مثلا هزاران سال قبل، افراد اون منطقه با چه شمشیرها یا خنجرهایی از خجالت هم درمیومدن، یا از چه نوع ظروفی آب می‌خوردن یا با چه نوع آفتابه‌ای طهارت می‌گرفتن! و ... از نظر «ادراک» بنده برام کمترین جذابیت و اهمیتی نداشه و نداره.

اما آیا این به معنای اینه که آثار تاریخی و هنری، بی ارزشه؟ هرگز!
پیدایش بسیاری از علوم از باستان‌شناسی و معماری تا روانشناسی تکاملی و حتی شاید ژنتیک بی‌ربط به «گذشته» نبوده و اثر مهمی در تکامل این علوم داشته. اما اینکه از نظر «ادراک» ناقص خودم، بهشون بی‌علاقه هستم، حالا می‌تونه نشانگر شعور پایینم باشه، یا سواد اندکم. اسمش مهم نیست، هر اسمی که روش بذاریم، در هرصورت برام ارزشمند نیست، هرچقدر که در دنیای واقعی ارزشمند باشه.

مورد بعد هم بد نیست اشاره‌ای به مارشال مک لوهان (ملقب به پیامبر حوزه رسانه) بکنیم. اینکه چنین صفتی در موردش بکار رفته بخاطر پیشگویی‌های عجیبی هست که در دوران خودش یعنی حدود 70-80 سال قبل انجام داده و امروز می‌بینیم دقیقاً اتفاق افتاده!
مثلا زمانی که تازه دوربین عکاسی اختراع شده بود و به هزار ضرب و زور و دنگ و فنگ و ساکن بودن سوژه و این چیزها نهایتا یک تصویر سیاه و سفید خارج میشد، همون زمان گفت: (نقل به مضمون)
«الان مردم میرن به یک مکانی و بعد ازش عکس می‌گیرن. روزی خواهد رسید که مردم اول عکس مکان رو می‌بینن و بعد میرن در اون مکان!»
جمله بسیار سنگینه

امروز به وفور شاهد این موضوع هستیم. چندنفرمون با دیدن یک عکس، ترغیب شدیم برای دیدن اون مکان؟! بعد هم که رفتیم، چیزی که دیدیم با چیزی که در عکس بوده زمین تا آسمون تفاوت داشته!!!
نمونه بارزش دختر خودم(در اصل دخترخونده‌ام) که اهل طبیعت‌گردی و کوهنوردیه و چندباری با دیدن عکس زیبای فلان آبشار یا جنگل، با گروه طبیعت‌گردی رفته اونجا و با لب و لوچه آویزون برگشته! هربار هم میگه بابا زمانی که خواستم برم دیدم لبخند مرموز روی لبهاته؛ الان می‌فهمم چرا هرزمان می‌خوام بر اساس یک عکس برم طبیعت‌گردی، اون لبخند مرموز رو می‌زنی :))
(لبخندهای مرموزم بین آشنایان معروفه)

و اما تام‌فورد وانیلا خاک‌برسری! که موضوع همین صفحه هست. دکانت اصلیش رو دیروز زدم به دستم. متاسفانه زیاد هم زدم. تا الان که خدمت شما هستم 2 شیشه کوکاکولا مصرف کردم برای جلوگیری از تهوع!!!
ادراک بنده بوی بسیار زننده شیرخشک و سرلاک بچه بود و اگه قرار باشه روزی برم زندان و برام دو انتخاب بذارن که یا انفرادی(زندان انفرادی سخت‌ترین نوع حبس در دنیا محسوب میشه) یا استفاده روزانه از تام‌فورد وانیلا، قطعا خودم سرم رو میندازم پایین و میرم انفرادی!!!! یعنی تا این حد ازش بیزارم :)

خب آیا این چیزی از ارزش‌های برند ارزشمند تام‌فورد کم می‌کنه؟ هرگز!
فقط «ادراک» بنده اون رو قبول نکرد، همین. اما هزاران و چه بسا میلیون‌ها نفر در دنیا اون رو یک رایحه بهشتی می‌دونن و ادراک همگی هم قابل احترام هست.

مشابه انجلز شیر که میلیون‌ها نفر اون رو دوست دارن و عطر امضاشون هست و حتی خودم چندین مدل دست‌ساز اون رو درست کردم. چون جزو عطرهاییست که خیلی راحت میشه دست‌سازش رو بهتر از نسخه اصلی درآورد و کـَل انداخت با صاحب باتل اصلی!!! :)
اما هیچ علاقه خاصی به رایحه‌ انجلز شیر ندارم.

فکر می‌کنم به اندازه کافی در مورد ادراک صحبت شد.
اینکه دنیای امروز انسان‌ها رو از حالت «مونوکرونیک» به سمت «پلی‌کرونیک» بودن سوق میده(به همین دلیل دیگه ما ویکتورهوگو نداریم و شاهکاری مثل بینوایان رو نمی‌تونیم خلق کنیم)
اینکه صنعت رسانه در دنیا اونقدر روی «ادراک» ما اثر میذاره که حتی یکی از خصوصی‌ترین موارد در زندگی یعنی انتخاب رایحه و عطر (بدون اینکه خودمون بفهمیم) توسط اونها اداره میشه
و در نهایت در دنیایی که صنعت رسانه بخوبی از خطای مغزی conformity ما انسان‌ها بهره می‌بره و از لایف‌استایل زندگی تا نوع پوشش و حتی انتخاب چهره! و نوع رایحه مورد علاقه! و حتی نوع تفکر! و ....
در اعماق ذهنمون رسوخ کرده ...
اینجاست که عنصر مهجوری به اسم «آگاهی» به فریادمون خواهد رسید

قبلا هم عرض کردم. انسان پولدار زیاده. به وفور. سر بگردونی می‌بینی. انسان تحصیل‌کرده زیاده. انسان دارای موقعیت بالای اجتماعی و ... اینها زیاد هستن. خیلی هم زیاد.

اما انسان «آگاه» در این دوره زمونه حکم کیمیا رو داره

طوری که شاید اگر دیوژن حکیم، امروز در بین ما زندگی می‌کرد دوباره با چراغ معروفش این‌بار نه به دنبال انسان، بلکه به دنبال «انسان آگاه» می‌گشت!

و چه‌بسا اگر حضرت مولانا امروز در قید حیات بود، بیت معروفش رو این‌طور تغییر می‌داد:

دی شیخ با چراغ همی گشت گِرد شهر ................... کز دیو و دَد ملولم و «انسان آگاهم» آرزوست!


درنهایت، انسان «آگاه» در دنیای امروز تحت تاثیر پرایمینگ رسانه‌ای قرار نمی‌گیره و مستقل فکر می‌کنه.
یعنی کاری بس سخت و مسیری بس ناهموار.

با مهر
سهیل متین‌راد
12 تشکر شده توسط : مرتضی ع اشکیانی
Le Beau Paradise Garden
لینک به نظر 24 مهر 1404 تشکر پاسخ به محدثه سروش
سلام. با جناب بابک موافق. دختر خودم هم بعد از تست چند عطر مختلف آخرش رسید به ارباپورا
البته یادآوری می‌کنم که عرض بنده هم مثل آقا بابک عزیز، فقط یک پیشنهاد بود.
چون پسندیدن یا نپسندیدن یک رایحه کاملا سلیقه‌ای هست و ممکنه اصلا از اربا پورا خوشتون نیاد.
4 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 @lirez@
فرصت خوبی شد تا بنده هم ارادت چندین ماهه خودم رو به حضرتعالی به عنوان یک شخص فرهیخته و کاربلد و از همه مهم‌تر، بدون حاشیه(در دنیای امروز، این بی‌حاشیه بودن هنریست که مرد واقعی می‌طلبه) عنوان کرده و ازتون تشکر کنم. موفق باشید
8 تشکر شده توسط : علی مرتضی ع
سلام متین عزیز
یه جوری ازش تعریف کردی که نصفه شبی نفس امّاره اومد وسط و رفتم خرید بزنم که یهو نگاهی به موی سفید و سن و سالم کردم و خجالت کشیدم و نشستم پای سجاده!
نکن برادر من. نکن!
اون تسبیح من کجاست؟!
هفتادسال عبادت ما رو داشتی به باد می‌دادی
:)))
16 تشکر شده توسط : علی موسوی علی
سلام میلاد عزیز
متاسفانه در دوره‌ای هستیم که خرید خیلی چیزها برای اکثریت مشکل شده. عطر دیزاینر هم روش.

خودم علاقمند اونتوس نیستم. اما دکانت اصلیش رو دارم که آخراشه (برای تابستون استفاده کردم) ولی هیچوقت به تنهایی استفاده نکردم. به دلیل همون پخش و ماندگاری ناامیدکننده

قبلش یکی دوپاف(نه بیشتر) باکارات می‌زدم و بعد از چند دقیقه اونتوس. خودم (به دلیل مشکل بویایی) چیزی حس نمی‌کردم اما از بازخورد اطرافیان و همکاران، متوجه میشدم لایرینگی شده که جواب داده.

از طرف دیگه جایی شنیدم که اونتوس ابسولو تا حد زیادی مکمل اونتوس برای رسیدن به اون رایحه گمشده هست. رایحه گمشده شاید همون سیاست نه چندان تمیز کمپانی‌هایی مثل کرید هست که سالها قبل عطری رو تولید می‌کنن با رایحه بهشتی و بعد از چندسال که ملت رو معتادش کردن، خیلی زیرپوستی کاری می‌کنن که در کنار اونتوس، یک ابسولو هم بخری!!! (تاکید می‌کنم این فقط یک مدل بود بر اساس شنیده‌هام و می‌تونه درست نباشه، ولی در مورد سیاست کثیف کمپانی‌های بزرگ دنیا چندان کم‌اطلاع نیستم)
11 تشکر شده توسط : میلاد Telecaster
سلام احسان عزیز.

داشتم دوری می‌زدم که نظرت رو دیدم. خوشحالم نصفه شبی دوباره باهات هم‌کلام میشم :)
و جالب اینکه باز همچنان سلیقه‌هامون زمین تا آسمون متفاوته!
(یاد بحثمون در مورد تراژدی لرد جورج بخیر)
:)))
اینجا هم دوباره داستان تکرار میشه. الان مدتیه به ضرب و زور لنگه کفش و چاقو و ساطور و ... که می‌زنم توی سرم، قصد دارم به زور از دیورهوم خوشم بیاد!
تا این لحظه که نشده (همه اطرافیانم تعریف می‌کنن. اما من نمی‌تونم بفهممش)
خلاصه دنیای عجیبیه دنیای روایح
خوشحالم که دیدمت
مراقب خوبی‌هات باش :)
6 تشکر شده توسط : Telecaster سورنا مقدم
لجند رو تست نداشتم تابحال. اما هربار که شنل پلاتینیوم می‌زنم و با یکی از همکارانم عازم محل کار هستیم، می‌پرسه «لجند» زدی؟!!!!
منم میگم تابحال لجند رو ارادت نداشتم خدمتشون. من فقط شنل پلاتینیوم زدم.
نکته دردناک اینجاست که تابحال این مکالمه بیش از 40 بار بینمون ردوبدل شده!!!! :)))
بر همین اساس شاید بشه گفت احتمالاً شباهت‌هایی با هم داشته باشن.
4 تشکر شده توسط : امیرنویان Telecaster

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan