نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Aramis for Men
لینک به نظر 18 آبان 1400 تشکر پاسخ به اسنودن
جناب اسنودن عزیز
سلام با احترام
یک عذرخواهی به جنابعالی بدهکارم که بدینوسیله معذرت میخواهم .
و نیز بابت صبوری و ادب ات بسیار متشکرم
بجای اینکه شما بگویید مطلب را دوباره بخوان ، من این گفته ام :)
و شما با بزرگواری سکوت کردید .
عذر تقصیر و انشاله که این مطلب را بخوانید
گر نه بدهکار میمانم !
و پاسخ ژورنال های عطر و عطارها و معرفی و بیوگرافی ی آنهاست .
با احترام و عذر مجدد
4 تشکر شده توسط : عباس بهرامی Sajjad
دوستان عزیزم سلام
پدرم این عطر و این برند را زیاد دوست داشت . یک شیشه اش را از آن دوران هنوز دارم
سی سال پیش به یکی از دوستان که کابینت ساز بود سفارش چند ویترین از جنس ورق گالوانیزه و درب و طبقات شیشه سکوریت دادم برای کلکسیون عطرهایم که واقعا زیبا و منحصر بفرد از آب درآمد. اما اینقدر دردسر داشت ( ! ) که جمعشان کردم و عطرها را در کارتن نگه میدارم .
ساعتها وقت ام به توضیح عطرها میگذشت در میهمانی .
این مهم نبود . عکس برداشتن هم مهم نبود
یک به یک میخواستند در بیاورند و بزنند تا بفهمند بویش چیست !
که البته چون دو شیشه میگرفتم همیشه ، ارجاعشان میدادم به شیشه ی دیگر که جهت استفاده بود
و چون کمی وسواس نظافت و نظم دارم باید پاک میکردم و سر جایش میگذاشتم که کلی وقت میگرفت
تا جائیکه دیگر خسته شدم و جمع کردم !
برای مرور خاطرات از عکسهای عطرافشان بهره میگیرم .
ذیل همین صفحه مطلبی نوشتم و دوست عزیزم جناب اسنودن سوالی پرسیدند که پدر شما در زمانیکه اینترنت نبود چطور از عطارها میدانست ؟
و من عطارها را عطرها خوانده بودم !
البته حق دارم ! احتمالا تازه بیدار شده بودم و آن هنگام چشمهایم آلبالو گیلاس میچیند :) مگر عینک بزنم .
امروز تازه متوجه شدم ! و اما پاسخ اش :
که مرور خاطراتی هم هست
پدر و مادر حقیر بسیار مقید به انتخاب لباس و عطر بودند
هر دو مشغول کار
پدرم یازده سال رئیس حوزه ی نظام وظیفه ی اهواز بود
از تفریحات مورد علاقه اش این بود که هر کشتی ای که در آبادان پهلو میگرفت ، همراه دوستان اش اولین نفرات باشند که وارد شوند
همه ی ماشینهایش را اینطور خریده بود
و کلی وسایل دیگر من جمله عطر و پوشاک
و مهمترین علاقه اش :
جمع آوری ی ژورنال بود که مادرم میگفت ما هر ماه چند گونی از آشغال هایمان دو چیز بود :
ژورنال ها و کاتالوگ های گوناگون ( ژورنالهای خوب را صحافی و مجلد میکردند مثلا به چند ژورنال هزار صفحه ای و نگه میداشتند ) و اسباب بازیهای تو که کل حقوق من صرف آن میشد و همه را با چکش داغون میکردی که ببینی درونشان چیست :)
حتی یک بار دختر عمه ام که ده سال بزرگتر از من است جلوی پایم نشست تا بند کفش ام را ببندد ، دیدم یک چکش در طاقچه ی جلوی پنجره ی حیاط است ، فورا بلند کردم و زدم به سرش !
خون فواره کرد و همه جیغ میزدند !
دیوانه بوده ام حتما
شاید میخواستم ببینم درون ِ سرش چه میگذرد :)
از یادآوری اش ناراحت میشوم چون دوست اش دارم
مادرم میگفت اگر مجبور بودیم تو را ببریم به میهمانی ای ، آژیر قرمز زده میشد که : کامبیز می آید :)
میگفت چون زیباترین پسر فامیل بودی همه همزمان هم دوست داشتند ببینندت و هم نگران بودند
البته الان شبیه کلاغ شده ام :)
پدرم بواسطه ی علاقه به عطر ، جدیدترین ژورنالهای برندهای مهم عطر را داشت که کاملترین اطلاعات درون شان مقیود بود ، و نیز مجلات تخصصی ی عطر .
حتی بیوگرافی ی عطارها
اما بیشترشان ژورنال های پوشاک بودند و نیز ماشین .
سرگرمیشان بود هنگامی که در میهمانی های شبانه جمع میشدند و ساعتها تماشا میکردند .

ضمنا یکی از دوستان پرسیده که نسخه ی ادوکلون شبیه کدام مدل است که جواب اش همین عطر هست .
دوستان عزیزم
انشاله که باعث سرگرمی بوده باشد
شاد باشید به یاری ی خدا
39 تشکر شده توسط : علیرضا ملک Shahrokh
Invasion Barbare
لینک به نظر 17 آبان 1400 تشکر پاسخ به Mahyar
مهیار عزیزم
و دیگر دوستان پر مهر ام
کوتاه عرض کنم
آیا افتخاری بزرگ تر ازین هم میشود ؟
جز سپاس کاری نتوان ام کرد .

کلمه ی سپاس در ذهن ام نقش بست و یاد مطلبی افتادم که شنیدن اش مفید است :
ایرانیان باستان سه چیز را پاس میداشتند
و نیز در دیدار ِ با یکدگر ، این سه پاس را با گفتن ِ واژه ی " سپاس " یادآوری میکردند تا فراموش نشود
سپاس یعنی این سه چیز را پاس دار و بکار بگیر :
پندار نیک
کردار نیک
گفتار نیک

نیک روزگار باشید دوستان عزیزم
8 تشکر شده توسط : عباس بهرامی شهریار اسماعیل پور smaeelpoor sh
Invasion Barbare
لینک به نظر 17 آبان 1400 تشکر پاسخ به محسن ایزانلو
محسن ایزانلو عزیز سلام
بله . همینطوره
البته ایکاروس بیچاره اهل حسادت نبود که خود بالاترین بود و محسود بود و مورد حسادت
حسادت کار اشخاصی ست که دیگران را سخره میکنند با ابزار و ابراز بی ادبی
خود بزرگ بین هم نبود اما این اواخر گزیده پاسخ میداد
و آدرس آن مورد را الان یادم نیست . بعدا عرض خواهم کرد که ذیل صفحه ی کدام عطر است .
با ارادت
11 تشکر شده توسط : عباس بهرامی          nazanin
Invasion Barbare
لینک به نظر 16 آبان 1400 تشکر پاسخ به سعید رضایی شوشتری
جناب شوشتری عزیز سلام و احترام
خیر قربان !
من خود در بدو ورود ام که مدتها پس از خروج ایشان بود و نیز هم اکنون چنان علاقمند به ایشان بوده و هستم که بارها ذکر خیر و نیز یادآوری ی دانش ایشان کردم .
تنها ، قسمتی از متن حقیر در خصوص ایکاروس بود و بیش اش ، اشتراک تجاربی بود که در سالهای طولانی آموخته ام
ضمنا موردی که معروض شد مستند است . از یک جایی حضور کمی متفاوت شد و آنهم دلیل اش خستگی از هجمه بود و همیشه در خستگی ها اشتباه پیش می آید .
ذیل عطر اوهیرا مطلبی مقیود شد که سند علاقه ی حقیر به ایشان است تحت عنوان نهنگ عنبر ، ایکاروس .
و ضمنا ، در تایید فرمایشات شما ، نظر حقیر مندرج شد .
و نیز با شما بسیار موافق ام در خصوص افرادی که مشروح کردید به لودگی و تمسخر و بی ادبی و بیسوادی و نه تنها من ، که هر انسان پرشعور و خانواده داری با این نوع ادبیات مخالف و بیگانه است .
در انتها عرض شود اینجانب کوچکتر و نیز شاگردی از جمیع دوستداران شما و دیگر اساتید بزرگ عطر افشان هستم و لطف شما را ابراز بزرگواری ی شما دیدم و نیز از حمایت جنابعالی و دیگر دوستان ام بارها بهره مند گشته ام .
قصد ام از داستان شکست دل این است :
بزرگ ماندن سخت است
باید همه را دید و مخاطب همه بود
دیگران کاری با مشکلات حادث یک بزرگ ِ استاد ندارند و پاسخ خود میخواهند و خبر هم ندارند چه شده است
و مهمتر ، نباید کاری را که شروع شده و به طبع اش دوستانی حاضر اند و ارادت دارند و نیاز را ، پس از اتفاقاتی با معدود و معلول افرادی ، فراموش کرد مگر اینکه قریب به اتفاق مخالف حضور باشند که در مورد ایکاروس چنین نبود و قریب به اتفاق ، حتی ملتمسانه ، متذکر حضور بودند .
کاش اصلا عطرافشان عزیز ما چنین مطالبی را تایید و مندرج نکند .
قبول دارم که ایکاروس خسته شد و دلگیر
و این اواخر ، گزیده منتخب ِ پاسخ میکرد
اما راجع به حضور اش ، بسیار حامی و نیازمند او بودند
و این طریق اتفاقات نه تنها برای او که برای جمیع اساتید درین خانه افتاده است
اما بزرگانی چون شما و دیگران ، دوستان را فراموش نکردند و ماندند و این بزرگوار ماندن است که کفه ی ترازوی دوستان بر دشمنان میچربد .
ارادت بسیار به شما و دیگر دوستان ام ضمن تایید فرمایشات شما .

ضمنا از آقاعلی عزیز بسیار متشکرم راجع به مطلبی که فرمودند . من خبر نداشتم این موضوع را . سپاسگذارم .
10 تشکر شده توسط : خردمهر عباس بهرامی
Invasion Barbare
لینک به نظر 16 آبان 1400 تشکر پاسخ به سعید رضایی شوشتری
سلام بر دوستان ام
در مورد این داستان نظر حقیر این هست :
اصلا مهم نیست که آنها چه عطرهایی را تست کرده بودند و ایکاروس چه عطرهایی
کما اینکه اگر اولین نظرات ایکاروس را در بهمن ماه ۹۴ بخوانید ( اگر تاریخ رو درست گفته باشم . کافیست به صفحه رجوع کنید و ترتیب تاریخ را معکوس کنید ) به وضوح میبینید ایکاروس در بدو ورود کاملا مبتدی بوده و سپس با " عشق و اشتیاق " به سرعت پله های ترقی را بالا رفت و از دیگران سبقت گرفت . سواد ، شعور و تسلط به زبان خارجه نیز در این سرعت پر تاثیر بود .
من تمامی ی نظرات ایشان و درگیری ها را یک به یک خوانده ام .
فقط یک فاکتور دخیل است
حسادت
که نه میمیرد و نه خواهد مرد !
حسادت تاریخ را رقم زده است .
و هر آنچه درین دنیا هست ، از خداست
حتی خشم و حسادت
شیطان قدرت خلق ندارد که خود مخلوق است
و تنها تحریک میکند
و راهکاری بسیار بسیار ساده دارد
کافیست به خود بگویید :
تو هیچ نیستی و هر آنچه هستی از خداست
و نیز لطف دوستان ات
و هر آنکس که کوچکی کند ، بزرگ میشود در جمع
و ابزارش ادب است که اکتسابی ست
و نشان از کوشش یک خانواده دارد
که در کالبد یک نفر ، ریخته شده است

داستان بی تربیتی و بی معرفتی مقوله ای مجزاست
که باید تقبیح شود از سوی جمع
و نشان از شکل گرفتن در خانواده ای بی فرهنگ دارد
و این هم ، همیشه هست
که تربیت کردن فرزند ، کار هر کس نیست
مادربزرگم همیشه میگفت :
فرزند عزیز است لیک تربیت اش عزیز تر

ایکاروس بزرگ شد لیک بزرگ ماندن متفاوت است !
مصادیق اش در صفحات موجود است
یک مطلب مرا آزرده کرد
جوانی خام پرسید ، پاسخ نداد ، دوباره پرسید ، پاسخ نداد
احساس حقارت کرد در جمع
و مطلبی از روی خامی نوشت
و مورد هجمه قرار گرفت
و نوشت :
قلب مرا شکستید ، من میروم
و میدانم که بیمارم اما به شما پناه آورده بودم
از خواندنش قلب من هم شکست
و این دنیا قانونی مهم دارد :
قلبی را بشکنی ، قلب ات شکسته خواهد شد .
و شد !
و رفت !

دوستان جوان ام
حسادت نه شایسته است و نه کارساز
درمان هم نیست که خود معلول است
امروز ِ خود را با امروز ِ بزرگان مقایسه نکنید
که عمری را گذرانده اند
و هیچ شک نکنید
که بزودی شما بزرگتر از ایشان خواهید شد با کمی تلاش
و به مراتب بیش از ایشان
در محور و مرکز توجه خواهید بود انشاله
و نیز پس از بزرگ شدن ، راز بزرگ ماندن
کوچک شمردن خود است
به همین سادگی
عذر بابت طولانی شدن
بزرگ و بزرگوار باشید انشاله
21 تشکر شده توسط : Jamal nazemi عرفان يعقوب زاده
Invasion Barbare
لینک به نظر 16 آبان 1400 تشکر پاسخ به گلی
به قول امروزی ها یهویی تقدیم به گلی خانم گل

آن دُر ِ یمین کیست که بر خاک گذاشت
بس داغ که بر این دل غمناک گذاشت
از هجرت خود ، داد بر افلاک گذاشت
این محفل ِ ما بی می و بی تاک گذاشت !

خام است چون سریع است . با بزرگی خود ببخشید
12 تشکر شده توسط : Bizi عباس بهرامی
Red Tobacco
لینک به نظر 15 آبان 1400 تشکر پاسخ به مرتضی
دوست عزیز جناب مرتضی ، سلام
چه سوال سختی پرسیدی آقا :)
از رافائل ژکساف میپسندم تا ناکسوس سرجف !
بخاطر علاقه به تنباکو ( البته به چه علاقه ندارم ؟؟ ) کلی دستریز دارم که برخی اوقات شیر یا خط میندازم ببینم کدام را بپوشم :)
یا وقتی صحبت از هر کدام میشود در عطرافشان ، میپوشم و میخوانم .
اما از پوشیدن اینها لذت بیشتری میبرم :
سیگار و خانواده اش
توباکو ی فرانک بوکلت
هاوانا و توباکو ریزرو آرامیس
برای مجالس توباکو عوود و توباکو وانیل تام فورد
هرود مارلی
اسپایس بمب و نیز اکستریم اش
پیور هاوانا موگلر
رد توباکو ی مانسرا
و ناکسوس که میترسم تمام شود و نتوانم دوباره با این قیمت بخرم ! برخی اوقات در تنهایی ازش لذت میبرم

اگر میخواهی یک شیشه بخری و به صرفه هم باشد و نیز کار قابلی هم باشد یکی از اینها را انتخاب کن :
توباکو ریزرو آرامیس
رد توباکو مانسرا
اسپایس بمب اکستریم
پیور هاوانا موگلر

موفق باشی انشاله
14 تشکر شده توسط : عباس بهرامی MAdadi M
چه جالب !
امروز غروب معطر به این عطر بودم
رفتم بیرون ، هوا خیلی سرد است و بارانی زیبا می آید
یک پیرمرد شیک پوشی زیر باران دست بلند کرد ، سوار اش کردم .
گفت به به ! چه بوی خوبی در ماشین شما می آید !
گفتم ماشین ام رایحه ی کاج میزند !
و خودم امشب پولوی سبز زده ام .
ضمنا عطر شما هم زیباست . بوگارت پور اوم زده اید ؟
پرسید از کجا فهمیدی ؟! گفتم کمی بلد ام !
دل اش از روزگار پر بود . مدام میگفت روزگار بد !
گفتم روزگار بهترین است ! مگر میشود روزگار مخلوق خدا بد باشد ؟؟ که خیام میگوید :
شادی و غمی ( را ) که در نهاد بشر است
نیکی و بدی ( را ) که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله ، کاندر ره عقل
چرخ از تو هزااار بار بیچاره تر است !

چرخ بد نیست ! اغلب آدم ها بد اند که هر جا هستند آنجا خراب است !
گفتم قارون با خدم و حشم ، در جلوی کاروانی عظیم که ثروت اش را جابجا میکردند ، سوار بر اسب در ظهری آتشین ، در بیابان میرفت . خسته شده بود . دست بر گردن اسب گذاشت و خم شده بود تا صورت اش آفتاب نخورد .
دید که یک سوسک فضله خور در حال غلتاندن یک فضله است تا به خانه ببرد .
دستور ایست داد و تماشا کرد .
و در دل پرسید :
خدایا ! این دیگر چه جانداریست که فضله میخورد ؟؟
قربان تو ! آدم خلق کرده ای و نیز این سوسک ؟
سوسک که عبور کرد دستور حرکت داد . چند قدمی که گذشت ، جبرائیل نازل شد . دوباره دستور ایست داد .
جبرائیل گفت : خدا فرمود به قارون بگو سوالی پرسیدی .
جواب اش را میخواهی بشنوی ؟
قارون گفت : منت دارم .
گفت خدا فرمود : قبل از اینکه تو آن سوسک را ببینی ، او تو را دید . و از من پرسید :
ای خدای بزرگوارم که حکمت ات را کس نداند
حیف نیست در دنیایی که همچون منی خلق کرده ای که شبانه روز دنیای تو را پاک میکنم و شکر تو میگویم ، چنین موجودی ( انسان ) آفریده ای که بر همه ظلم میکند و هرجا پای مینهد دنیای تو را آلوده میکند و جز به ثروت نمی اندیشد و این قارون که اینهمه اسب و شتر طلاها و سنگهای بدرد نخور اش را که به هیچ کار نیاید ، جابجا میکنند ؟؟ به قربان حکمت ات ، چنین منی آفریده ای و چنان موجودی نیز هم ؟؟
جبرائیل سپس به قارون که دهان اش از تعجب باز مانده بود گفت : جواب ات را شنیدی ؟ حال برو !

پیرمرد گفت : راست میگی ! اتفاقا ازین ناراحت ام که هرچه به انسانها عشق میدهم ، عشق نمیگیرم ! خالی شدم
گفتم به آدمها عشق میدی و آنگاه به خدا نمیدی ؟؟
با خدا باش و پادشاهی کن !
عشقبازی با آدمها کجا ، عشقبازی با خدا کجا !
دوستان عزیزم ، لذت عشقبازی با خدا را تجربه کنید
که بی نظیر است
معطر به مهر و عشق باشید انشاله
31 تشکر شده توسط : Bizi عباس بهرامی
Zino
لینک به نظر 14 آبان 1400 تشکر پاسخ به امیر محبی
امیر محبی عزیز سلام
راجع به رنج سنی :
عرض میشه عقیده ی من در این خصوص کمی متفاوت است با دیگر دوستان ام .
به نظر من عطر به سن ارتباط ندارد !
بلکه به شخصیت مرتبط است
حتی شخصیت و منش است که سلیقه را میسازد و به طبع آن انتخاب عطر را .
مثلا زینو را میانسالان و بزرگسالان میپسندند
اما من سال ۷۳ که هفت سالی بود عطر دوست بودم برای عمل جراحی ی قلب باز خواهر کوچک ام توسط دکتر ماندگار که بسیار مهم ، طولانی مدت و هزینه بر بود به تهران رفته بودیم ، آن موقع تمام دارو ها و ابزار پزشکی را باید مریض تهیه میکرد . کلا .
من مسئول اینکار بودم و پول هم نزد من بود . مشکل کمبود پول هم داشتیم .
در یک داروخانه یک شیشه زینو دیدم . آوردند . و وقتی بوئیدم دیوانه شدم . ۲۰ سالم بود . خریدم اما نگران پول بودم . شروع کردم به خرید و فروش دارو و ابزار پزشکی و در مدت دو روز سه برابر پول عطر را تهیه کردم تا وجدان ام آسوده شد !
منظور این است که در آن سن ، قدرت تحمل در برابر نخریدن این عطر را در آن شرایط نداشتم .
این رایحه از خود بیخود ام میکند . مست میشوم .
زینو به تمام معنی ، خاص است .
هیچ تکرار ندارد !
از او متنفری ؟
اشکالی ندارد ! حتما و حتما یک شیشه داشته باش .
و هرگز راجع به عطر های خاص ، در خصوص پخش و ماندگاری ی شان تفکر و تامل نکن .
پخش و ماندگاری ی آنها کم شده است ؟
اهمیت ندارد . چون چاره ای ندارد ! اگر مشابه قدرتمندتری داشت ، قابل به تامل بود .
در نظر قبلی ام یادم رفت مطلبی بگویم :
اول باید زینو و آزارو را میخریدی و سپس راجع به پولو و جنتلمن و یاتاقان تامل میکردی :)
حال که برعکس اتفاق افتاده ، از خرید آزارو و زینو غافل نشو !
از خرید کلاسیک های مشهور شاید پشیمان شوی اما قول میدهم پشیمان نخواهی ماند .
یک خاطره ی کوتاه هم بگویم :
بابت خرید این عطر ( یادم نیست ۵ تومن بود یا ۱۵ تومن ) چند لغز شنیدم اما زمستان همان سال در یک مجلس عروسی ی بزرگ که مردان بزرگ فامیل ، معطر به عطرهای فاخر روز حضور داشتند چند پاف پشت کراوات ام زدم و سه زن مدام میپرسیدند این بوی عطر کیست و همه میگفتند عطر من است ! میبوئیدند و میگفتند نه این نیست تا رسیدند به من و گفتند عجب عطریست این عطر ! بینظیر است و هر چه پرسیدند چیست ، نگفتم :)
گفتم این عطر هزینه ی زیادی برای من برداشت . زور شما به داشتن اش نمیرسد :)
موفق باشی انشاله در عطربازی
22 تشکر شده توسط : هاشم پور عباس بهرامی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan