نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Haltane
لینک به نظر 31 مرداد 1401 تشکر پاسخ به محسن
من ِ کوچکترین هم نظر خودم رو بگم درین باره :)
با نظر دوست عزیزم جناب محسن ، نیز نکته ی اشاره شده ی سرکار خانم ملودی موافق ام .
برخی نظرات چیزی به جمع ما اضافه میکند و برخی کم میکند از ما !
بارها شده که دوستان ام مطالب مطروحه ی این حقیر را به تکرار منتشر کرده اند . این مرا ناراحت که نمیکند بلکه به عکس خوشحال میکند مرا که مطلب و تجربه ام مقبول بوده و به درد خورده است .
نه اینکه جناب داداشی ی عزیز و محترم ما قصد بدی داشته است اما من به این فکر میکنم که جناب شوشتری ی مهربان و کاربلد ما چه نیاز است که بخواهد مطالب کسی را کپی " به قصد بد " کند . هر تازه واردی که نشناسد ایشان را زمانی که به صفحه اش رجوع کند متوجه تسلط ایشان به هنر عطر و ریویو آن خواهد شد .
بر فرض که این اتفاق صورت گرفته باشد
میتوانیم از دو دیدگاه به آن نگاه کنیم :
اول : این مطلب ، منتشر شده تا دانشی به معلومات ما بیفزاید .
دوم : منتشر شده تا همه بدانند منتشر کننده تواناست .
غیر ازین دو نمیتواند باشد که ما دستمزدی که دریافت نمیکنیم بماند ، هزینه هم میکنیم !
از نظر من حتی نیاز نیست خوشبینی را ملاک قضاوت قرار دهیم ، جناب شوشتری نیازی ندارد که خود را بشناساند به جمع ما . او شناخته شده است و منظورشان از اینکه فرمودند : مدتی در سایت باشید تا اطرافیان را بشناسید همین بوده است .
جناب داداشی ی عزیز ما ، سلام گرم و احترام من تقدیم به شما ، در این که شما مسلط اید به این دانش من شکی ندارم که هویداست از نظراتتان لیک کمی مهربان تر و با گذشت تر باشیم با همدیگر تا این روزگار سخت شیرین تر و خوش بو تر بگذرد بر ما .
میدانم که میدانید همه ی ما به قصد خیر و جهت پراکنده کردن عطر خوش اینجاییم و بابت اش متقبل هزینه هم میشویم .
هر دوی شما و ایضا تک تک دوستان ما از ستون های این خانه اید و اگر خدای ناکرده ستونی مخدوش شود سقف بر سر ما ساکنین خواهد ریخت !
همه ی ما در سایه ی یک سقف واحد نشسته ایم و دقیقا به همین دلیل است که این حقیر سراپا تقصیر این عرایض را معروض کرد :)
ما که ، معطر هستیم ! خوشبین و خندان هم که باشیم دیگر نور الی نور میشود :)
عطر لبخند همین عطر تقدیم شما !
ما که این کاخ مذکور را ندیده ایم ، حداقل عطرش را بشنویم :)
40 تشکر شده توسط : Amir مهران میرزایی
Pegasus
لینک به نظر 31 مرداد 1401 تشکر پاسخ به رضا عطردوست
دوست عزیزم رضای گرامی
سلام
قبلا و تا کنون دو بار بصورت مفصل و کامل در این خصوص ، عرایض و تجاربی را خدمت همگی ی دوستان تقدیم کرده ام .
منظور مبحث چگونگی ی نگهداری ی عطرها و دیگر تغییرات آنها در طی گذشت سالهاست .
اتفاقا یکی از سرفصل های معروضه ، همین نکته ی فرموده ی شماست که کاملا درست فرموده اید

از پرفورمنس عطری رضایت ندارید ؟
شیشه به سه چهارم یا نیم که رسید ، بردارید !
تحت شرایط درست که همگی با آنها آشنائید .
حداقل یک سال صبر کنید ( بیشتر ، بهتر )
سپس دوباره تست کنید !
و متعجب شوید :)
در برخی موارد استثنا ، کاهش بسیار جزیی در ماندگاری خواهید داشت ( نادر و به میزان کم )
اما پخش چندین پله بالاتر خواهد رفت !
این را بارها و بارها در طول این سالیان دراز آزموده ام .
اما ماندگاری ی کدام عطرها جزء استثنا هست و کمتر میشود ؟ و چرا ؟
دو علت دارد که فردا عرض خواهم کرد :)
البته اساتیدمان بخوبی میدانند .
ارادت های بسیار خدمت همه ی دوستان ام
19 تشکر شده توسط : عباس بهرامی          nazanin
عزیز من اید جناب محمد نازنین
سلام
عرض میشه تغییر رنگ بیشتر در ادکلن های اسانس محور اتفاق می افتد در طول گذشت زمان . یعنی شرکت هایی که اسانس میخرند و پروسه ی رقیق سازی را انجام میدهند ، عطرهای آنان با گذشت زمان ، غلیظ تر شده و رنگ آنها هر چه باشد پر رنگ تر خواهد شد . این اتفاق زمانی شدیدتر میشود که مقداری از عطر در شیشه باقی مانده باشد . یعنی هر چه مقدار عطر کمتر باشد ( و هوای درون شیشه بیشتر ) و زمان طولانی تر ، عطر باقیمانده پر رنگ تر و غلیظ تر میشود . این از این .
و اما عطر بنتلی فورمن شما نباید خیلی تند و تیز باشد . اتفاقا بنتلی فورمن عطری ملایم و دلنشین است .
برای بینی ی شما باید ترتیب اش اینگونه باشد :
اول باید بوی مرکبات خصوص ترنج و کمی ادویه خصوص فلفل احساس شود .
سپس باید بوی دارچین بدهد اما نه شدید . ملایم . بعد باید بوی چرم را با دارچینی ضعیف تشخیص بدی با اندکی سدر که نعناع هندی کمی پررنگ اش کرده است .
این فضای آماتوری ی عطر باید باشد .
عطر ات باید شاداب باشد نه مکدر و خف . خصوص در ابتدا . و نت ها باید شفاف باشند نه چرک و کثیف . باید بتوانی به راحتی تشخیص دهی آنها را . در غیر اینصورت ها ، یا اگر بوهای دیگری ازین عطر استشمام کردی ، به اصیل بودن آن شک کن . اگر شیشه و جعبه ی عطرت اصل باشد و مجدد پر شده باشد ، بچ کد درست است و در سایت های اصالت عطر ، جواب میدهد . در اینصورت دو راه باقی میماند :
قیاس با عطر اصلی ی دیگر از همه نظر .
توجه بر رایحه .
تنها کسی که عطر اصیل خود را میفروشد کسی ست که بلاندبای کرده باشد و رایحه را نپسندد . در غیر اینصورت باید به اصالت عطر شک کرد .
و اما پاسخ پرسش دوم :
همه ی عطرها بازخورد دارند .
بازخورد گیری یک علم است و اکتسابی ست .
ضمنا هر عطر ، همسلیقه های خود را میجوید و پس از یافتن بازخورد میگیرد .
و دیگر :
رافائل از معدود و انگشت شمار عطرهای ژکساف است که من پسندیده ام و دوستش دارم .
عطری تنباکویی ست . از خانواده ی هرود مارلی و اسپایس بمب هاست . مناسب زمستان است .
خاص است بین همه ی دیگر محصولات اش . در زمستان با پوشاک رسمی و نیمه رسمی و با رنگ های طیف قهوه ای بازخورد میگیرد . خصوص اگر کت چرم یا فوتر کوبیده یا ماهوت باشد . این دست پوشاک با این خانواده ی عطر ، بدون هیچ شک چنان ست میشود که بازخورد گیرد .
فانتوم را یادم نیست چه رایحه ای داشت اما اگر چیز دندان گیری بود حتما در ذهن ام میماند :)
باید نگاه کنم ولی حدس میزنم بهتر از رافائل نباشد . اگر عمری بود متعاقبا عرض خواهم کرد .
ضمنا ویکتور از خانواده ی آکوا بولگاری ست و مهمترین خصیصه ی آن پخش بسیار خوب آن است که مقام اول است در کل محصولات این شرکت .
البته سه چهار سالی میشود که ازین برند و محصولات اش بی خبر ام و سری ای که یکجا خریدم مربوط به تولیدات اول این شرکت است . شنیدم که جدیدا رقیق تر شده اند و به طبع آن عمرشان کوتاه میشود لیک پخش نباید خیلی تغییر کرده باشد .
انشاله موفق باشی جوان رعنا
اگر باز کمکی نیاز بود در خدمت ام .
27 تشکر شده توسط : علی محمد امین مقیمی زند
چه فضاسازی ی زیبایی !
زنده باد سرکار خانم مونا . مرا یاد خاطره ای انداختید . چندین سال پیش که در سدهای سیاه بیشه سرپرست تونلهای دوقلوی آبرسان بین دو سد بالا و پایین بودم همراه عده ای از مهندسین سه ماشین شدیم و از جاده ی چالوس رفتیم چالوس و نوشهر برای انجام کاری . برگشتن از مسیر جاده ی عباس آباد برگشتیم که بیائیم کلاردشت و سپس سد . در خود ِ سدها امکانات عالی و ویژه ای برای تفریح و تفرج مهندسین قرار داشت لیک من طبیعت بکر و تفریحات ناسالم ( ! ) را دوست تر داشتم و دارم و کمتر میرفتم .
برای اولین بار بود که جنگلهای عباس آباد را که جاده از وسط آن عبور میکرد میدیدم . ظهر بود اما جنگل تاریک بود از بلندای درختان . مه بود .
صدای آن پرندگان که در فیلمهای جنگل آمازون دیده بودم شنیده میشد ( او او آ آ !! ) . اتفاقا عطری جنگلی و سبز از دیور ( قدیمی ) میپوشیدم آن ماموریت .
زدم کنار . به دوستانی که در ماشین ام بودند گفتم یک جوری خودتان را جا کنید در دو ماشین دیگر . من نخواهم آمد ! امروز و امشب را در جنگل میمانم . مرغ و ذغال و مخلفات هم خریده بودیم چون بنا بود میهمان بیاید . دوستان گفتند مگر نگفتی دکتر ( رئیس شرکت ) و همراهان می آیند ؟ گفتم مرخصی رد کنید . شربت هم داشتم در ماشین . ایضا مخلفات سور و سات !
هرچه گفتند ، گفتم رئیس جمهور هم بیاید من امشب اینجایم ! یکی از دوستان خوش ذوق پیش ام ماند . غروب نیز دو ماشین از دوستان ملحق شدند . نمیگذارند که ! میخواهند سر در بیاورند که چه خبر است :)
چنان لذتی بردم آن روز و آن شب که فراموش ام نمیشود . من جنگل را از دریا دوست تر دارم . از همه ی مکان ها !
چه فکرها که نکردم آن شب ! از انسانهای نخستین تا تکنولوژی و شهر نشینی و جدایی ی ما از طبیعت و از ضمیر و فطرت هایمان !
خستگی ی همه ی عمر ، آن شب به در رفت از روح ام . واقعا طبیعت ، غذای روح است .
خصوص ما ایرانیان که ژن هامان اینگونه تعریف شده است !
یک جانور که فکر کنم نوعی خرس بود هم آمد که بخورد ما را گفتم بد موقع آمدی ، اکنون گوشتمان تلخ شده ست ، فردا بیا :) بجای ما کلی مرغ خورد !
کاش فضایی که در ذهن و رویا ساختید ، روزی برایمان خاطره شود . روز و شب زیبایی خواهد بود در کنار یکدیگر و در کنار روایح ، به گفت و گو و تجربه ی زیبایی ها !
ارادت های زیاد خدمت شما و دیگر همه ی دوستان زیبایی دوست ام .
30 تشکر شده توسط : هاشم پور مروت
سرکار خانم فاطیمای عزیز سلام
ارادت های زیاد
نمیدانم این برند چرا اینقدر شیشه های اجق وجق و عجیب و غریب میسازد :)
آب پاش آرایشگاه و شیشه نوشابه و درب پستانکی و ...!
درب اش مرا به یاد پستانکی انداخت که تا سه سالگی میجویدم :)
در تمام عکس هایم پستانک دور گردن ام است :)
مادرم میگفت یک نیمه شب انداختیم در دستشویی تا دیگر فراموش کنی ! میگفت آنقدر گریه کردی تا عاقبت دوباره از دستشویی در آوردیم و شسته و ضد عفونی کردیم و گفتیم بفرما نوش جان ات :))
ادکلن بچگی های من بوده !
هنوز اولین لباسی را که به تن کرده ام ، دارم . بوی نوزاد میدهد :) برخی اوقات تماشایش میکنم و حسی عجیب را تجربه میکنم . دنیا واقعا عجیب است !
19 تشکر شده توسط : عباس بهرامی Maxxine
Presidente
لینک به نظر 27 مرداد 1401 تشکر پاسخ به Eng. Mohsen
جناب محسن عزیز سلام
از عطرهای اماراتی ( اجمل و رساسی ) دستریز ندارم مگر تعدادی کم . اما تعدادی از عطرهای این دو برند را دارم . اجمل از دید من موفق تر است . خصوص فعالیت صاحب برند ( مرحوم علی اجمل که هندی بود ) و پسرش نظیر .
نظیر اجمل عطار خوبی ست . ایده از برندهای صاحب نام و عطاران خلاق نامی ی دنیا میگیرد لیک کپی سازی به معنای عینی نمیکند . همیشه سعی کرده ماهیت خصوصی ی کارهای خود را حفظ کند . نظیر میسازد نه معین :)
این عطر را دوست داشتم . خصوص دو چیز اش :
ماهیت دودی اش ، ویژه دودی ای که گرم نیست .
دوم آن برگها و گیاهان خشک شده اش را که ابداعی خلاقانه و زیبا بود .
این مدل ِ اولیه ی فور من اش از مدل دومی ی پور اوم اش قویتر است در پرفورمنس و در رایحه زیباتر است به سلیقه ی من .
هیچ کدام را ندارم . نه باتل و نه دستریز . اما سالها پیش اولی را تست کرده ام و چند سال پیش دومی را .
آن موقع با دید تشابه به رایحه نگاه نکردم . هیچ گاه این کار را نمیکنم . هیچ دو عطری عینا شبیه هم نیستند حتی یک نت ، رایحه را متفاوت میکند . هر گل بوی خود را دارد و این چیزیست که من به آن توجه میکنم .
ممکن است یک رایحه ی همه گیر را دوست نداشته باشید لیک بقول عامیانه ، مشابه اش را چرا !
بارها این مورد برای همه ی ما پیش آمده و همین ادله ی این است که شبیه ترین ها هم متفاوت اند .
و درست به همین دلیل فلنکرها ساخته میشوند !
و به دلیل مهمتر که همانا مسائل اقتصادی ست :)
ولی یک چیز برای خودم ، شخصا جالب است !
و آن اینکه میگویند فلنکرها همیشه به دلیل عیب جویی از رایحه و رفع آنها و توجه به سلائق خاص از همان رایحه و پس از مشاوره های بسیار به جهت حصول رایحه ی بهتر ، زیباتر و کامل تر صورت میگیرد ، حال اینکه سلیقه ی شخصی ی من همیشه نسخ مادر را دوست تر دارد و به یاد ندارم برای من ، فلنکری گوی سبقت را از نسخه ی مادر ربوده باشد :)
اگر هم استثنایی بوده الان به یاد ندارم .
به نظرم قسمت عمده اش داستان کسب سود بیشتر است :)
خلاصه که رایحه ی این عطر زیبا را با یاد ندارم که شبیه به کدام عطر بوده .
اما همیشه هم عطاران آسیایی از دست اروپایی ها تقلید نمیکنند ، در برخی موارد حتی معکوس بوده است ! داستان تاریخ هنر عطاری و مهد آن که بماند !
خصوص نت های شرقی که گوالتیری میگفت :
هر عطاری که تازه نام میجوید ، بقیه میگویند : تا ببینیم با شرقی چه میکند ! سپس قضاوت خواهیم کرد !
عطرهای اجمل دوستداشتنی هستند و تولیدات اخیر این شرکت حرفه ای اند و حرفها در این هنر دارند در بخش نت محوران .
لازم است ذکر شود فروش این دو برند در غرب بالاترین است و بسیاری از غربی ها تنها مشتریان عطرهای آسیایی اند و اینها را " عطر " مینامند !
حیف که بسیاری از تولیدات ایشان در ایران نیست و بدلیل سلیقه ی خاص ایرانیان ، تجار این حرفه ، گزیده وارد میکنند .
شما پرسش کوتاهی فرمودید و من طبق معمول پرحرفی کردم :) عذر از شما و دوستان .
موفق باشید انشاله و عطرها و نت های آسیایی را بیشتر و بهتر بشناسیم که صاحبان مفتخر ایشانیم .
22 تشکر شده توسط : عباس بهرامی Soroush soltani
جناب جاویدان عزیز و جوان
سلام
علت اش عمق هست دوست عزیزم . عمیق میشوند .
و علت مهمتر این است که نت ها در کنار هم آکوردهای جدید میسازند که نتیجه ی آن ، حس عمیق و رایحه ی جدیدی ست که قبلا مخاطبین با آن روبرو نبوده اند و تجربه اش نکرده اند .
و این کار سخت ترین است و از هر عطاری ساخته نیست !
هر چه پرتعداد تر باشند ، پیچیده تر شده و ریسکِ پذیرفته شدن آن از سوی مخاطبین سخت تر میشود .
زحمت و تحقیق زیادی میبرد ادغام آنها و کشف آکوردهای جدید ِ این ادغام .
اما اگر درست از آب در بیاید ، نتیجه اش ماندگارترین میشود در اذهان مخاطبین و مانا خواهند بود و هرگز نمیمیرند در خاطره های ما !
مثل همین عطر که زحمت زیاد برد اما از مانا ترین ها شد .
عطر شلوغ هم داریم که شلوغی اش ، سرگیجه آور است !
و این ، تفاوت عطاران خبره و تازه کار است .
امروزه میبینیم که عطاران ریسک کمتری میکنند و سعی بر آن دارند با کمترین تعداد نت و به طبع آن ، کمترین هزینه ، پرسود ترین عطرها را در کوتاه ترین زمان خلق کنند .
برخی اوقات ، یک عطار چیره دست و پرتجربه ، یک دنیا را درون یک شیشه میریزد و این اکسیر را تقدیم مخاطبانش میکند !
یک دنیا ، یک اکسیر بی همتا ، درون یک شیشه !
که ما را غرق در دریایی میکند که دوست نداریم ساحل اش را تجربه کنیم ، دوست نداریم از این خلسه خارج شویم !
این دنیای ما عطربازان است !
پرلذت باشیم انشاله همه ی ما .
35 تشکر شده توسط : حامد عباس بهرامی
سرکار خانم مونای نازنین
سلام و عرض احترام
این چند روزه ، لذتبخش ترین مطالعات و گشت و گذار من در این خانه ی معطر ، میهمانی ی شما بود که همه ی ما را به شنیدن این داستانهای زیبای پرتره ها دعوت و میهمان کردید . سپاسگزارم .
خصوص این جناب قوچ ِزاده ی آوریل !
شنیدن داستان لذت بخش است و از آن بهتر برای ما عطردوستان ، شنیدن داستانهای عطرهاست !
که بر ما لذت مضاعف دارد .
دست مریزاد و سپاس بابت این زحمت که بر ما شیرین و رحمت زاست .
آنچنان که این عطرباز تنبل را وادار کرد دستریزها را بیابد و دوباره مرور کند ایشان را با تجسم روایت های نازنین شما :)
و لذتها بردم از این مکاشفه ی جدید الفرمول !
و این بار با عینک شما و از زاویه ی دید شما دیدم و بوییدم ایشان را !
تشکر میکنم از روای ی این روایات زیبا و انتظار میکشم شنیدن و بوییدن ِمابقی را :)
زنده باد
22 تشکر شده توسط : Amir 🍁Shahab🍁
Encens Flamboyant
لینک به نظر 26 مرداد 1401 تشکر پاسخ به Sayeh
سلام سرکار خانم سایه
چرا ، هست . روی یکی از عطرهای اجمل کلیک کنید ، وسط صفحه نوشته همه ی محصولات اجمل ، روی آن کلیک کنید و در یکی از صفحات خواهید یافت .
Ajmal amber .
و اما دیویدوف را فراموش کنید !
ایرج عزیزمان عجب عطر نابی معرفی کرد !
نمیدانم چرا به یاد خودم نیامد ! پیری ست و فراموشکاری .
رایحه ی عطر مولکول ۰۲ به آن رایحه ای که از شیشه ی خالی ی عطر خواهرتان دریافت کرده اید ، نزدیکترین است . سعی کنید عطر اصلی را تست و تهیه کنید . در صورتیکه موفق به یافتن نشدید به جهت تست ، یکی از مشابهات شرکتی اش را تست کنید تا حدود رایحه دستتان بیاید .
دوست عزیزمان ایرج نازنین ، بهترین را معرفی کرد به حضورتان .
ایرج عزیزم ، سپاسگزارم بابت کمک ات .
موفق باشید انشاله سرکار خانم سایه
14 تشکر شده توسط : عباس بهرامی امامی
Encens Flamboyant
لینک به نظر 25 مرداد 1401 تشکر پاسخ به Sayeh
سرکار خانم سایه سلام
ابتدا اطلاعات مختصری راجع به این رایحه تقدیم کنم که برای یافتن ، کمک خواهد کرد .
عنبر یک ماده است . ترشحات صفراوی ی درون دستگاه گوارشی ی نهنگی ست بنام sperm whale یا همان نهنگ عنبر . جمع میشود و بزرگ میشود آنچنان که نمیتواند از مقعد دفع کند و آن را بوسیله ی استفراغ دفع میکند . یا تا هنگام مرگ در دستگاه گوارش باقی میماند .
مثل یک سنگ بزرگ است . نقوش سفید و کرمی و قهوه ای و کبود و خاکستری رنگ دارد . نوع مرغوب اش خاکستری است . برخی به اشتباه و از روی نام نهنگ که اسپرم وال است فکر میکنند این ماده از اسپرم نهنگ بدست می آید که اینگونه نیست . عنبر با همان عنبر سائل یا عنبر گریس بویی بسیار عمیق دارد . هم گرم است هم خنک . خنکای آن در کنار چوب صندل سفید نمایان تر میشود و همراه مشک زیباتر . همیشه در پله ی سوم عطرها ( پله ی پایه ) به کار گرفته میشود . دیر می آید اما می ماند !
اولین بار دولچه گابانا و سپس شنل و دیور از عنبر در عطرهایشان استفاده کردند .
پس از مدتی بر اثر شکار بی رویه و خطر انقراض و کمیابی و قیمت و دیگر موارد ، عطاران به فکر بازسازی ی این ماده از طریق مواد گیاهی یا مصنوعی در آزمایشگاه افتادند .
نتیجه اش شد آکورد کهربا که از ادغام حداقل سه نت هویدا میشود .
کهربا را امبر نیز مینامند .
بنابرین در هر عطری اگر عنبر یا امبر ( کهربا ) دیدید که معمولا در پله های پایه ( سوم ) عطرها حضور دارند تست کنید .
کمتر عطری ساخته شده که از ابتدا تا انتها و در همه ی پله ها تنها عنبر یا کهربا وجود داشته باشد و نه هیچ نت دیگری . اما هستند عطرهایی که در دو پله این مواد را دارند . مثل اوحیرا از برند استفان هامبرت ( کهربا )
اما
در همین برند اجمل که شما نام بردید یک سری از عطرها ساخته شده برای دوستداران نت های خاص ، که بتوانند از ابتدا تا انتهای عطر نت مورد علاقه ی خود را تجربه کنند و اتفاقا این کار جدیدا مورد توجه اغلب برندها قرار گرفته است .
عطر اجمل عنبر اینگونه است . رایحه ی غالب اش عنبر است به همراهی ی روایح چوبی و کمی گل .
عطر دیویدوف کول واتر نیز تست کنید ، میتوانید رایحه ی مشابه شیشه ی خالی ی خواهرتان را آنجا تقریبا تجربه کنید .
من دنبال اش نگشته ام چون تک نت عنبر را دارم ، ممکن است دوستان عطری سراسر عنبر را جسته و یافته باشند . در اینصورت معرفی خواهند کرد خدمتتان .
موفق باشید انشاله
22 تشکر شده توسط : هاشم پور عباس بهرامی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan