نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
خب !
عاقبت صدای اعتراض جناب شوشتری ی صبور و ساکت ما نیز شنیده شد !
سلام
نگران نباش پیرمرد ! عشق همیشه راه خود را پیدا میکند . یادت هست در نوجوانی ی ما عشق با یک نگاه آغاز میشد ؟ و سپس پا در وادی ی مخاطرات مینهادیم ؟
در حالیکه تمام دنیا و قوانین اش در خلاف جهت عشق بودند ، رسومات ، عادت ها ، والدین و بستگان نگران ، آبرومندی ، پچ پچ مردمان ، ترس از رسوایی و نابوده شدن در این دنیا و آلوده شدن در آن عقبا و ده ها سد دیگر .
اما عشق همیشه راه خود را در این هزارتوی پر پیچ و خم و پر دست انداز و پر مخاطره می یابد .
هزارتویی که برای ناامیدی و شکست ما از عشق طراحی شده لیک همیشه با موفقیت کامل از آن خارج و رها میشویم ، چه وصال چه شکست در عقاب !
و اما راجع به عطرهای ارزان یا حتی ضعیف :
عشق ( در اینجا ، عطرهای خوب ) راه خود را می یابد . روزی دوستی به من گفت : چه فایده از ریویو عطرهایی که نه میتوانیم پیدا کنیم نه تست کنیم و نه تهیه کنیم ؟؟ همه اش باعث سرخوردگی و ناامیدی و ناراحتی ی ماست . حسرتشان را میخوریم . از توان ما خارج اند امروز ، تستشان مضر است زیرا باعث میشود همین عطرهایی را هم که اکنون دلمان به آنها خوش است از چشممان بیفتد !
گفتم خیر ! در عطرافشان اساتیدی هستند که ایثارمنشانه زحمت میکشند تا نزدیکترین ها را به آنها با کمترین هزینه بر شما معرفی کنند .
گفت آن عطرها را که میگویند لیاقت ندارند !
گفتم پیش داوری و همه را به یک چشم دیدن هم به دور از تعقل است و هم به دور از انصاف !
حتی اگر لنگه کفش باشد ( که نیست ) در بیابانِ امروز غنیمت و نعمت است .
فقرا هم حق دارند در این خانه خوشحال باشند و متنعم ازین خوان وسیع نعمت و هنر .
جوانها هم که هنوز درآمدی ندارند باید بچشند این لذت را و تجربه آغاز کنند .
اجالتا بدلیل اشتباهات پیشینیان تاوان اش گریبانگیر ماست !
ماران کنند ، موران کشند !
اما کار زمانی دشوار میشود که امید اینکه روزگاری پس از تجربه ی این عطور ، عطرهای لایق و درخور را تجربه کنیم از بین برود !
آنجاست که دیگر این عطرهای ضعیف بر ما لذتبخش نخواهند بود و آنجاست که باید روزگار بی عطر را تجربه کنیم که بر ما عاشقان اش غیر قابل تحمل و باور است .
اکنون به این عطرها به چشم دارو نگاه کن در این شرایط سخت و اگر منصفانه بنگریم ارزش و قرب آنها بارها از عطرهای درخور بالاتر است بر ما در این روزهای سخت که بر ما وفادار اند و ما را تنها نگذاشته اند همچون عطور گران قیمت که اینروزها بر ما فخر میفروشند همچون شهرام داستان ایکاروس عزیز ما و عطر فاکینگ تام فورد !
با این چشم ببین که میدانم چشم ریزبین و منصف و ماورایی داری علاوه بر چشم های دنیوی که همه راست !
نگرشی عمیق از زاویه ای که دیگران نمیبینند !
این دید ، نظری ست که باید همه ی ما عاشقان و هنرجویان عطور داشته باشیم .
چیزی را ببینیم که دیگران نمیبینند !
رازی کشف کنیم که دیگران ازو غافل اند !
متفاوت باشیم ، نه از دیگران که از بیکران !
این راهی ست که ما را ناخواسته بر آن کردند ، پس بیابیم دوستان و دوستداران و وفادارانمان را و فراموش نکنیم ایشان را و این روزگار و دروس آن را . دردی که ما را نکشد قوی خواهد کرد ما را .
هر چه میکشیم از سادگی ی ماست و این ، لیاقت ساده دلان نیست !
ساده دل باشیم لیک ساده اندیش هرگز !
به امید نگاه خدا !
به امید عشق و به امید هنری که لایق ماست .
57 تشکر شده توسط : مهریار Rezaرضا
Lavs
لینک به نظر 10 دی 1401 تشکر پاسخ به nazanin
زایش بی زنان نمیشود . در فلسفه ی خلق ، زنان از هر حیث اولاتر اند از همین روی حسی به مراتب دقیقتر و قوی تر دارند از جهت نیاز به هوشیاری در وادی ی مخاطرات که در دنیای ی مسئولیت خلق ، مسئول تر اند !
و معطرات هیچ نیستند مگر حسی که راوی ی زیبائی هاست .
از نوادر اکسیرهایی که خود زیباست و ایضا زبان و راوی ی زیبائی ها .
و اما دوست عزیز من مهیار از هوشیاران است .
او را در این مدت اینگونه یافته ام .
ایضا صدیق است و بی ریا که جمله ای را که میداند محل اختلاف است صمیمانه بازگو میکند .
پس یکی از بهترین ، زیباترین و دقیق ترین تجارب زندگی ام را تقدیم اش میکنم به پاس دوستی ها :
در دنیای هوشیاران هر اصلی که باید در نهایت ، به قطعیت در " کمال " برسد ابتدا از " نفی " آغاز میشود و سپس در گذر زمان و کشاکش تجارب میل به " تغییر " و سپس در مقام تغییر به " یقین " میرسد در عقوبت !
پس آنگاه است که این تغییر بزرگ همراه است با دنیایی از ادله که مجرب به تجربه اند در دانش و سپس احدی نه خواهد و نه تواند به مقابله با آن خیزد مگر اشخاصی که از وادی ی هوش خارج اند که هماره پاسخ ایشان لبخند باشد .
بنابر این ، این شروعی زیباست به آزمودن بر مهیار عزیزم که بسیار هوشیاران آزمودند و سرانجام در تحولی زیبا میل به زیبایی کردند که همانا زنان از هر حیث زیبای اند و همین بس باشد که خداوند ما زیبا دوست است و در تمامی ی جانوران جنس نر زیباتر است در خلق الا انسان که این اختلاف بزرگ محل بسیاااار تفکر باشد !
و دیگر : هر آن کسان که بسیار مورد توجه خداوند اند لاجرم مورد نظر شیاطین اند و از همین قاعده است که بزرگان به تجربه گفته اند شیطان ابتدا نظر به زنان کند و چون زن دلی رحیم دارد و ضمیری سفید و از سویی مسئولیتی خطیر ، این بزرگ بر ظرافت طبع او اغلب غالب آید که بار تحمل این چند سترگ ، حتی بر مردان ِ بزرگ دشوار و محتمل است .
پس آنگاه هوشیارانی که این دانند بر زنان آسان گیرند در مقام تعلیم که خود واقف اند این تحمل نتوانند به آزمودن !
زنان به تجربه ، فرشتگان زمین اند که خداوند میدانست تحمل چنین زندان بی رحم بر بندگان دشوار آید ، پس خلقت فرشتگانی در مقام زن را در اولویت نهاد که شکر اش از واجبات است بر ما .
اینها را موی سپید من گوید که سالیانی ست دراز در مقام زن به تحقیق گذرانده ام .
امید که مفید باشد که کوچکترین شکی ندارم که هرآنکس که به مقام زن مقیم شد موفق است بر هر آنچه که دیگران نتوانند و هرآنکس که در انتخاب زن دقت کرد سعادت خود انتخاب کرد و هرآنکس که بر ایشان احترام کرد از هر خطری مبرا باشد .
مردان بر ریاست اند و زنان بر سیاست و آنچه آزموده شده است سیاست بر ریاست اولاست و از سیاست است که ریاست میچرخد یا میماند !
دوستان عزیزم ، ازین خطوط بهره ها برچینید !
موفق باشید انشاله
46 تشکر شده توسط : مهریار فرهاد
سرکار خانم ف الف
سلام ها و ارادت ها
بله . دقیقا صحیح فرمودید .
در این باره تحقیقات مفصلی کرده ام به خرج زمان و زحمت . نتیجه را به رایگان به دوستان ام تقدیم میکنم به یادگار .
درباره ی پخش عطرها و بهترین زمان پخش روایح به این نکات ریز توجه و دقت کنید :
به طبیعت دقت کنید ! طبیعت قوانینی ثابت دارد درین باره !
فصل مرکبات کدام است ؟
پاییز !!
پاییز فصل برداشت مرکبات است . طبیعت این رایحه را همیشه در فصل پاییز پخش میکند . پس شما میتوانید مطمئن باشید در فصل پاییز شرایط برای بهترین پخش رایحه ی مرکبات مهیاست !
فصل شکوفه کدامین فصل است ؟
فصل بهار !
بهترین زمان برای پخش ، جذب ، درک و بازخورد عطوری که حاوی ی شکوفه هاست بهار است !
آیا در فصول دیگر ، این رایحه زیبا نیست ؟
البته که هست . لیک اگر نموداری بر اساس پخش و اخذ نهایت لذت و بازخورد را ترسیم کنیم درمیابیم که قله و اوج پخش و لذت و بازخورد هر رایحه ، درست در زمانی اتفاق می افتد و ترسیم میشود که طبیعت آن را در فصل مختص به خود تعریف کرده باشد .
این یک فرمول کلی و کاملا تجربه و اثبات شده است .
از شکوفه تا میوه ، از پروسه ی برداشت تا خشک کردن و آسیاب کردن !
ادویه ها را خشک و آسیاب میکنند برای زمستان ، تا در زمستان در غذاها استفاده شوند ، آنها طبعی گرم دارند . ادویه های قوی را در فصل سرما میخورند . ایضا رایحه ی آنها در زمستان جذاب تر و لذیذتر است !
طبیعت خود به ما میگوید فصل هر رایحه کدامین است ! کافی ست کمی دقت و تفکر کنیم در مورد آنها .
عطور شکوفه ای در بهار بهترین است .
در تابستان خنکای نسیمی که از قله های برف خیز میرسند لذتبخش ترین است ایضا شنا در بین امواج خروشان . تابستان فصل باروری میوه هاست . فصل پخش روایح اغلب میوه ها توسط طبیعت است .
عطرهای گلی در بهار میدرخشند .
عطرهایی که رنگ قهوه ای دارند ( منظور رنگ مایع عطر نیست بلکه رنگ رایحه منظور است ) در فصل خزان بهترین اند به انتخاب طبیعت !
عطرهای میوه ای دو نوع اند : میوه های تابستانی یا پاییزی که هرکدام در فصل خود پر پخش تر اند .
عطرهای سبز نیز همینطور : به نوع سبزینه ها و محل رشد ایشان دقت کنید . فصل پخش خود را به شما خواهند گفت . از سبزینه های استوایی گرفته تا سبزینه های سیبریایی !
یک نکته ی جالب توجه دیگر :
جسم ما از خاک است . آنچه که جسم های ما نیاز مبرم و مهم به آنها دارد اطراف ما میروید !
هر شهر و منطقه ( در کل جهان ) آنچه را که بدنهای خلق شده در آن نیاز دارد را میرویاند . کمبود در هر کدام از عناصر مسبب بیماری و دارو نیز در همان خاک موجود است !
از همین روست که مسافرت مسبب بیماری میشود و باز به همین سبب است که جسم و پس از مدتی روح ( به طبع از جسم ) پس از مهاجرت تغییر میکند و خلق و خو به سمت مردمان آن ناحیه متمایل میشود .
مثلا اهالی ی خوزستان به خرما نیازمندند آنچنانکه اهالی ی ساوه به انار یا کرمانیان به زیره ، میوه های سرزمین های دیگر هرگز به اندازه ی میوه های منطقه ی خود ما به ما کمک نخواهند کرد در سلامت و بهبود بیماری ها .

استفاده از روایح در فصل مخالف ( مثل عطور گلی در زمستان ) تنها بدلیل خلق خاطرات زیبا میشوند .
عطاران و کارشناسان روایح این قاعده را بخوبی میدانند . ازین روست که طرازی چهارفصل را در عطرها تعریف میکنند تا هر عطر در چهارفصل قابل به استفاده باشد لیک شناخت بهترین فصل استفاده از آن به عهده و انتخاب مصرف کننده است هر چند درین باره توضیحاتی میدهند .

اگر به هر نت در عطر دقت کنید پس از استفاده از عطر درمیابید که آن نت خاص در فصل خویش بهترین عملکرد ( حس شدن و بازخورد ) را داراست .
به این دانش مسلط شوید . قول میدهم لذت بسیاری از کشف ایشان ببرید و این علم و سپس تجربه ی آنها کمک بسیاری به شما خواهند کرد در منتهای پراکنش و سپس جلب توجه و جذب توسط مخاطبین و بازخورد ایشان .
و مکمل آن ، رنگ نت هاست که شما میتوانید با حذف ، کم یا پر رنگ کردن ، کوچک یا بزرگ جلوه دادن آنها ( در حجم ) یک نت را ضعیف ، قوی و پرجلوه کنید .
فصل زندگی و رنگ نت ها شما را بسیار کمک خواهند کرد در " مدیریت " پخش عطرتان !
چرا اینطور است :
رنگ و عطر ( رایحه ) اسباب زندگی ی همه ی جانداران و حیوانات است . مخصوصا حشرات مثل زنبور عسل .
هرچیزی که بویی دارد چه غذا باشد چه نه ، مورد مصرف است و باید توسط جانداران حس شود . پس عطر دارد و هر کدام در یک فصل به اوج باردهی و پراکنش رایحه میرسند .
این را باید تا حد نیازمان در عطور بیاموزیم .
دقیقا به همین دلائل است که وقتی یک عطر واحد را در طول چهار فصل در یک مکان تست یا استفاده میکنیم چهار گونه میشود و در هر فصل تعدادی از نت های آن عطر جلوه ی بیشتر و بهتری دارند زیرا قانون پخش روایح تغییر نمیکند و طبیعت آن را تعریف کرده است .
هر چیز یک سیکل دارد و در این تواتر در جایی به اوج و در نقطه ی مقابل اش به فرود میرسد . این اوج و فرود روایح برای ما کارساز است .
دوستان عزیزم ، امید که مفید باشد برایتان .
آرزو و امید دارم این کنکاش و سپس تجربه ، در یافتن مسیر بهشت بر شما کارساز باشد .
در مسیر بهشت از روایح اش کمک بگیرید در یافتن اش !
شاید روزی آنجا همدیگر را ملاقات کردیم در حالیکه هر کدام شیشه ای از عطر مخصوص خدا که خود ساخته است و بر ما دوستدارانش هدیه کرده است را همراه داشته باشیم و اوج لذت و شعف آنها را با هم تقسیم کنیم به سخاوت انشاله .
آنجا ما اشخاصی خواهیم بود که منزلت و مرتبت آن عطور را بهتر و بیشتر از هر کس دیگر خواهیم شناخت به نیکی از تجربه .
تاب خواهیم آورد عطر زخم ها را به امید چشیدن رایحه ی آن مرهم به مهر .
هیچ میدانید آنطرف نیکان بر اساس دو نشانه شناخته میشوند ؟؟
صورت نورانی و بوی خوش عطر !
تمرین آن میکنیم :)
یکی از معشوق های ما بوی خوش است و بقول خیام :
گویند هر آنکسان که با پرهیزند
آنسان که بمیرند ، چنان برخیزند
ما با می و معشوق از آنیم مدام !
باشد که به حشرمان چنان انگیزند
چنین باد بلطف خدایمان
79 تشکر شده توسط : آلالیتا مه سـ‌‌ـــا
Shalis for men
لینک به نظر 6 دی 1401 تشکر پاسخ به لی‌لی
سرکار خانم لی لی
سلام و عرض ارادت و احترام
من این برند را دوست دارم ، این ارتباطی با خاطرات زیادی که از عطرهای این برند دارم ندارد بلکه این علاقه بدلیل حضور عطرهائیست در این برند که بیش از قیمتشان ارزش دارند .
گزیده کار بود این برند لیک هر کدام از عطرهای او خواستنی ، لذت آور ، قدرتمند و متفاوت اند .
یعنی هماره با بوییدن عطرهای آن شگفت زده میشوید از این حیث که : انتظار این رایحه را با این قیمت نداشتم !
ابتدا دو نکته را باید بگویم :
از عطرهای جدید آن بی خبر ام . عطرهای سالهای پیش او که تست میکردم همگی بر صفت " قوی ی دلنشین " برازنده بودند .
دوم اینکه خبر داریم که هر برندی که بیشتر مورد توجه و اقبال بود و فروش بیشتری داشت ، فیک های بیشتری نیز دارد با تاسف .
خصوص عطر شالیز صورتی را بسیار فیک ساخته اند متاسفانه که باید دقت بسیار کنید .
فیک سازان برای حصول قدرت این عطر قوی مجبور به استفاده از اسانس های تیز و تند و نامرغوب شده اند که باعث سردرد میشود حال آنکه اصل این عطر با وجود قدرت بسیار در پرفورمنس بسیار لطیف ، دلنشین و عاشقانه بود و مطلقا سردرد آور نبود .
اگر این عطر را تیز ، تند ، خشن و سردرد زا یافتید شک نکنید نسخه ی اصیل را دریافت نکرده اید .
این عطر صورتی ست !
ملیح ، زیبا ، خواستنی و عاشقانه است .
همچون دختری زیبا ، ملیح ، ناز ، جذاب و نازنین است که لبخندی بر لب دارد و هر حرکت او همچون رقص ، طناز و عشوه جلوه میکند در چشم اطرافیان اش که همگی عاشق اویند .
صورتی ، گلی و یاسی ی ملیح بهترین توصیف رنگهای این عطرند .
در اجرای پله ها نیز کاملا موفق بود .
ملیح قدرتمند از هر عطری ساخته نیست !
این دو در تضاد با هم اند و همین است که اگر جمع اضداد در عطری گرد آمد ، آن عطر شاهکار میشود .
همین آیتم است که متقلبین قادر به خلق و اجرای او نیستند و نتیجه عطری تند و تیز و سردرد زا میشود .
نمونه اش را در هر دو دسته ی مردانه و زنانه بسیار داریم .
مثل وان من شاو ، اوپن ، تعداد بسیاری از اجمل و رساسی و همین برند و عطر و بسیاری دیگر .
عطرهای امروز را با دیروز آنها ( اگر داشته باشند یا تست کرده باشند ) قیاس کنید ، کاملا واضح و هویداست مطلبی که عرض کردم .
این عطر برازنده ی زنان جوان و دخترانی ست که توصیف کردم . فرشتگان جوان !
همچون شما .
خندان باشید انشاله
26 تشکر شده توسط : زاگرس نشین Bizi
Nisean
لینک به نظر 6 دی 1401 تشکر پاسخ به امیر نظری
امیر نظری عزیز جوان رعنا سلام
سپاسگزارم بابت اینهمه لطف و دعای زیبا .
بله ! آب و روغن .
مرا به یاد پنبه و آتش انداخت که میگویند مثال دوستی و پول است !
دوستی و پول مثل پنبه و آتش است مثل آب و روغن ! هیچ جوره با هم آشتی نمیکنند !
و اینجاست که قدر و قیمت تجربه هویدا میشود . دانش و تجربه را همیشه میتوان آموخت ، اکتسابی ست . لیک یک چیز که ازین دو مهمتر است را نمیتوان آموخت . اکتسابی نیست . باید در ژن آدمی نهفته باشد . و آن هوش ِ بکارگیری ی آن دو است همزمان با هم !
بسیارند کسانی که یکی از آن دو و یا حتی در بهترین حالت هر دو را دارند لیک قدرت و هوش استفاده از یک یا هر دو را ندارند !
بزرگترین کتابخانه را دارند و همه را مطالعه کرده اند لیک نمیتوانند مشکل کوچکی از زندگی ی خود یا دیگری را حل کنند !
بگذریم از آنها که کتابخانه را از منظر دکوراسیون میبینند . سعدی برای هر دو دسته مثال درازگوشی را میزند که بار کتاب بر پشت دارد !
و اما انگشت شماری هم در انتهای راه دانش و از آن مهمتر ، تجربه ( کنکاش در سرنوشت ها ) ، مسلط بر فلسفه میشوند و درب صدف باز میکنند و دُر را در دست میگیرند و هرآنکه آن دُر دید از پس ِ پرده ی مستور ِ اسرار و روزگار ، جدا میشود از گله !
عده ای مطرود مینامندش و دسته ای وی را نائل به مقام تسلیم و رضا میدانند ! قسمی نیز ایشان را دراویش میخوانند .
و طبق قانون دنیا آنکه از گله جدا شود از تن جدا میشود !
یافتگان ! به مقصد رسیدگان ! به مقصود رسیدگان !
دیدن ، دیده ای ورای چشم میخواهد .
چندانکه بوییدن ورای حس شامه است !
آیا تا کنون رویا را بوئیده ای ؟
عشق چه بویی دارد ؟؟
رایحه ی چشمان خیس مشتاق از تلاءلوی عشق چگونه است ؟ این بو را چگونه توصیف میتوان کردن ؟!
خدا چه بویی میدهد ؟
عطری که بر تن خدا نشسته است به آرامش ، کدام است ؟
یا عطریکه بر تن فرشتگان است هنگامی که میرقصند برای او با لبخند ؟
چقدر دوریم ما ازین روایح اکنون !
که هوا مملو است از روایح تن های شیاطین اکنون .
باید گذر کرد . باید حذر کرد . باید سفر کرد .
بگذریم !
این درس که گفتم بر جوانان به مراتب مهمتر است از عطر ، پس ابتدا این گفتم که اولاست .
و اما جوان رعنا ، آب و روغن را باید با هم آشتی داد با تاسیس پلی که همانا مهر است .
این پل همان پیر خیرخواه این معجون است که نامش را فیکساتور گذاشته اند در دنیای روایح :)
پیر به هر کدام یک بار میدهد تا جذاب شوند بر هم و سپس همچون آهنربا همدیگر را در آغوش گیرند !
مثل زن و مرد که همچون آب و روغن اند و پس از معجزه ی حل شدن در هم ، معجزه ای می آفرینند به واسطه که بوی خوش میدهد :)
آری ! معجزه هماره بوی خوش میپراکند !
پس هر عطر یک معجزه است که دیدنش ورای چشم است و بوییدنش فرای بینی !
از همین است که حس شامه را " بینی " نامیده اند به صحت !
بو را باید هم بویید و هم دید و دیدن اش بارها اولاتر است بر بوییدنش پس آن را بینی نامیدند .
و این را همه کس نمیفهمد مگر دیده ی درون و چشم سوم و حس ششم داشته باشد !
رازها به همراهی ی کلمات آمدند به میهمانی ، من هم به رقص انگشت بر کیبورد ترجمان کردم ، انشاله که این رقص دیدنی باشد بر دوستان عزیزم :)

پی نوشت : امیر نظری عزیز ، کمی صبور باش تا به اینستاگرام بازگردم ، سپس به تفسیر برایت خواهم گفت که چه باید کرد تا انشاله عطر خود بسازی و از آن لذت ببری .
البته اگر دوران زندان ام کماکان بطول بیانجامد :)
بادی اسپلش خوب نیست برای ساخت عطر مگر به میزان ده درصد برای افزایش پخش که در همه ی عطرها هست البته با کمی تفاوت .
ترکیب و ساخت عطر قلق دارد و ساخت یک عطر خوب و پربازخورد به فاکتورهای زیادی نیاز دارد که انشاله اگر عمری بود به شما خواهم گفت .
موفق و یابنده باشید انشاله
27 تشکر شده توسط : عباس بهرامی therezvani
Black Opium Extreme
لینک به نظر 1 دی 1401 تشکر پاسخ به ایکاروس
ما بر تو خوشحال تر ایم ای مرد بزرگ .
تو اندیشه ی مایی .
آنچه ما در آرزویش بودیم و هستیم تو به کفایت به دست آورده ای به نعمت لیاقت .
و سینه ات را دوست میدارم که سوخته است به دیدن زخم ها . آری .
تو همانی که اگر کسی ، روزی به ما گفت شما چه هستید ؟ تعدادی عطرباز ؟ همین ؟
بگوئیم به او : شما اهل آن طرفی آیا ؟ پس برو و یافته های او بخوان که با داستان روایت شده و سپس ساکت شو !
اهل این طرفی آیا ؟ پس برو دست آوردهای او ببین به علم و سبقت و سپس ساکت شو !
ایضا دیگران ِ بزرگ بسیاری که درین جمع داریم و روزانه می آموزیم از ایشان و میبالیم بر آنها .
همزمان ، علوم اینطرف و علوم آنطرف را !
تا به هر دو مسلط باشیم به کفایت !
تا دیگران" ببینند" این جمع بزرگ و " پر اندیشه " را !
آری ، ما اینیم !
گاهی چوب میخوریم از دشمنان و بدخواهان ، گاهی سنگ میخوریم از آنانی که دوستشان داریم
گاهی زخم میخوریم از حسودان حال آنکه کمک میکنیم به آنها به رسیدن در حالیکه خود نرسیده ایم و این پایین نشسته ایم
گاهی ملول میشویم از روزگار که همیشه دیوار است و بوده است بر همه ی بزرگان .
گاهی حتی قهر میکنیم از خود و پشت درب مینشینیم به غصه همچو کودکان گریان
آری ، رنجیده ایم بارها از دشمن از دوست از مدیرمان و حتی از خود .
لیک یک مهم را هرگز و هرگز فراموش نمیکنیم :
که اینجا قلبهایی بخاطر ما تندتر میطپد !
و لبخندی از ما و بر ما روان میشود
که از این مهم تر ندیدم در این روزگار پر اشک ، ازین روزگار بی عطر امروز !
آری ، مهمتر ندیده ام به تاکید !
می اندیشم که چه بهتر که قضا و قدر اینروزها نامرد ترین است !
پس دوستی ها و لبخندها منزلتی بیشتر دارند !
عطر بر ما بهانه است اینجا ، بهانه ی دیدار ، بهانه ی لبخند ، بهانه ی مهر .
ورنه یک شیشه بر ما کفایت دارد و تمام !
این خانه را نگه داشته ایم بر نقد جان ، بخاطر آنها !
و بدان که تو را دوست ترین داریم همه ی ما ، به نعمت حضور
تا پراکنده کنی عطر بهشت بر ما که دلتنگ آنیم و بوی اوست که میجوئیم .
آرزوی رسیدن داریم بر تو بر هرآنچه که از دور میبینی
قلب های ما کوچک است و بی مقدار ، لیک وقتی همزمان بر تو میطپند ، این سیل تو را میبرد به سمت آرزوها با لبخند خدا
آری ، چنین باد
آری ، ، ، چنین باد !
40 تشکر شده توسط : حسین رفیعی عباس بهرامی
عزیز ما اید سرکار خانم هانی نازنین و سخی
من برای دوستی ها احترام قائل ام .
برای ذره ای تندتر طپیدن قلب ها به هیجان مهر ، برای لبخندهای متعاقب آن !
من از عطر ایثار آموختم نه بوی خوش .
که آدمی را به بوی خوش نیاز نیست !
بزرگان ما گفتند :
پندار نیک ، گفتار نیک و کردار نیک ،
بوی نیک در حاشیه است .
من بزرگانی میشناسم با عطر بیگانه اما وقتی به ایشان نزدیک میشوی از بوی خوش مست میشوی !!
سوختن چه بوی زیبایی دارد !
از همین است که از کودکی شیفته ی بوی دود بودم ! باید میفهمیدم که طالع ام بر سوختن است !
برخی اوقات از اتوبانی در اصفهان عبور میکنم که در مجاورت پارک باغی بسیار بزرگ است جنب زاینده رودی که سالهاست مرده است ، شبها برگ ها را آتش میزنند ، دودش تا شعاع چند کیلومتر پخش میشود ، نمیتوانم تحمل کنم بلافاصله توقف میکنم و پیاده میشوم ، چشمهایم را میبندم و سوختن برگها را در ذهن میبینم و بو میکشم !
اکنون مشغول سوختن ام ، همه روز !
کدامین روز شعله ام خاموش میشود به ترک خاکستر ؟؟
عمر آدمی خیلی دراز است ! خیلی !
که چه بشود ؟؟
بقول خیام : آمد مگسی پدید و ناپیدا شد !
به سنجاقک هایی که یک روز عمر دارند اندیشیده اید ؟ چه موهبتی !
میدانید عمر دراز چه میکند ؟
آنچه اکنون آدم ها میکنند !!
تبلیغ سرای ایرانی را دیده اید ؟؟
دقت بسیااار کنید بر او ! بر تک تک اجزایش .
به زیبایی نمایش میدهد آدمیت امروز را !
که همه همچون مجسمه متوقف اند تا یک نفر حرکت کند !
این روزگار ماست با تاسف !
زندگی در کنار این آدم ها ! چه بگویم !

بله ! قبیله ی ما از جنس دود است . بله .
ازینروست که عاشق عطرهای دودی ام :)
درودها بر شما و بر هرآنکه اهل " معطریت " است و نه تنها عطر !
که هستند در این خانه هم .
35 تشکر شده توسط : علیرضا ملک عباس بهرامی
La Nuit de l'Homme Le Parfum EDP
لینک به نظر 29 آذر 1401 تشکر پاسخ به خانم محمدزاده
متشکرم سرکار خانم محمدزاده ی عزیز
عرض سلام و احترام
خب ، این خبر بسیار خوبی ست برای شما !
لازم است رازی را که به تجربه و تحقیق آموخته ام بر شما معروض کنم :
دنیا بر تعادل است !
بنابرین آنچه شما فرمودید را وقتی وارد این نرم افزار کنیم خروجی اش این میشود :
۱ - عطرها بر شما تاثیری بیش از آنچه بر دیگران دارند ، میگزارند .
۲ - مهم : عطرهایی وجود دارند که در برقراری ی تعادل نسبت به این لاین ، برای شما بسیار خوش یمن و مبارک اند و تاثیری جدی و عمیق بر زندگی ی شما خواهند داشت !
آنها را بیابید !
در این قضیه کوچکترین شکی ندارم و به تحقیق بارها و بارها بر من ثابت شده است .
وقتی چیزی زیبا در طالع شما زشت جلوه میکند معنی اش این است که معکوس اش نیز در تعادل و تعامل با آن در کفه ی دیگر ترازو برای زندگی ی شما تعریف شده است !
تنها باید بیابید او را !
این جای تبریک دارد در طالع شما !
انشاله موفق باشید در یافتن آنها .
29 تشکر شده توسط : سورنا مقدم عباس بهرامی
دوستان عزیزم سلام
کمتر پیش آمده است که تمامی ی عطرهای یک لاین ( نسخه ی پیشرو و فلنکرهایش ) محبوب و موفق باشد . تعداد اینگونه لاین ها کم است .
مگر اینکه عطاران خبره ای پشت شان باشد و برندی صاحب نام و باسلیقه انجام دهد که سیاستی فرای موارد اقتصادی در پیش گرفته باشد تا موفق شود لاینی خلق کند که هرکدام از دیگری در کیفیت ، لذت ، قدرت و موفقیت پیشی گیرند . این لاین ( ل اوم ) اینگونه است !
هر کدام عطرهای آن به واقع به تنهایی قابل ستایش است .
خصوص شخصا اولتایم ، لانویت ، اینتنس و ل پارفوم را به شدت میپسندم .
همین الان پاشدم و رفتم کیف عطرهای دم دستی ام را آوردم و از بین آنها ل پارفوم را اسپری کردم . البته منهای معدودی تقریبا دستریز همه را دارم و نیز باتل چند نسخه از آنهایی که دوست تر دارم .
دو زمان از روز هست که من بیشترین لذت را از عطرها میبرم :
دقیقا لحظه ای که به خواب میروم ( آن یک ثانیه ی بین خواب و بیداری که زمان متوقف میشود و آنطرف میتواند چند دقیقه بطول بیانجامد ! )
و از همه ی لحظات روز بیشتر ، لذتبخش تر و مهمتر برای من :
لحظه ای که از خواب بیدار میشوم !
چقدر برایم لذتبخش است بیداری با بوی خوش ، سالیان پیش دستگاه پخش موسیقی ام را طوری تنظیم میکردم که با آوای موسیقی یا ترانه ای زیبا همراه با عطر بیدار شوم !
البته آن زمان شور و اشتیاق و هیجان زندگی بود که الان گرفته اند از ما با تاسف !
بارها به این فکر کرده ام که آیا رایحه برای من در اولویت است یا قدرت ( ماندگاری و پخش ) ؟؟
هنوز نتوانسته ام قطع به یقین پاسخ این پرسش را بیابم و نتیجه گیری کنم !
برخی اوقات رای به رایحه و کیفیت آن میدهم
برخی زمان ها رای به پرفورمنس !
از خواب که برمیخیزم دوست دارم عطرم چنان ماندگار باشد که هنگام بیداری با قدرت تمام از رایحه اش لذت ببرم .
برخی اوقات که از روایح تکراری خسته و مکرور میشوم بوییدن یک رایحه ی جدید و پرکیفیت هرچند بدون قدرت پرفورمنس ، مرا سر ذوق و شوق می آورد .
اما چیزی را که از او مطمئن ام این است که از همان اوایل عشقبازی ام با عطور ، اهل قلب و درای داون بودم . تاپ نت کوچکترین اهمیتی برایم نداشت ، مثل آشنایی بود که سلام و علیکی میکند و بسرعت میرود و هرگز نمیتوان روی او حسابی ویژه باز کرد در دوستی !
قلب که اسمش با خودش است و درای داون اما مثل اهالی ی خانواده یا دوستان نزدیک اند که همیشه و در همه حال در کنار ما هستند .
میتوان روی طپش و حضورشان حساب کرد !
وفادار اند !
عطرهای ضعیف این را کم دارند ، گویی چیزی کم دارند ، و کار زمانی خراب تر و بدتر میشود که رایحه ای با کیفیت و زیبا نیز داشته باشند !!
درست مثل دیدن زنی که زیباترین است لیک لبخندی میزند و بای بای میکند :)
خلاصه که اعصاب ام خراب میشود از عطرهای با کیفیت و لذیذ اما ضعیف !
مدام باید التماس اش کرد به شارژ :)
عطرهای قدیمی ای دارم که صبح میزنم ، در کل روز بازخورد میگیرم و هنگام بازگشت نیز از اهالی ی خانه بازخورد میگیرم .
ما ایرانیان ( عام ) هنوز عادت نکرده ایم که شیشه ای عطر همراه خود داشته باشیم و مکرر شارژ کنیم چه بجهت خوشبویی یا چه بجهت بازخورد بنابرین هنوز عطرهای قوی در ذهن ما در اولویت اند .
اما برای ما عطربازها رایحه و کیفیت آن میتواند در اولویت باشد ! چطور ؟
زیرا ما از پس پخش و ماندگاری و اخذ بازخورد به کفایت برمی آئیم ، ما برای هر یک بهترین راهکارها را به دانش و تجربه آموخته ایم .

چه لذتی دارد برای من سه عطر ( رایحه ) در یک عطر ! یعنی عطری که هر پله ی آن بکلی مجزا و منفک باشد از دو پله ی دیگر و هر پله ی آن یادآور عطری خاص باشد . تعداد اینگونه عطرها زیاد نیست . البته این عطر ازین دسته نیست که هر پله ی آن چنان متغیر و منفک باشد و چنان غنی باشد از تعدد نت ها که شما را به یاد عطری خاص بیندازد لیک از آن دسته عطرهاست که تغییر پله های آن بخوبی ملموس و محسوس است و شما بخوبی متوجه میشوید از پله ای به پله ی دیگر وارد شده اید !
دوستان عزیزم ، این درس و این تقسیم بندی را در خاطر داشته باشید :
الف : ما عطرهای سه عطری داریم ( هر پله یک عطر مجزا ) که بسیار کم تعداد اند و ب : عطرهای سه پله ای که تغییر رایحه در هر پله بخوبی محسوس است لیک هر پله آنقدر غنی نیست که یک عطر واحد را در ذهن شما متبادر کند و ج : عطرهای خطی که یک رایحه را با قدرت از ابتدا تا انتها با یک تلورانس ضعیف از تغییر نت به نمایش میگذارند .
کدام بهتر است ؟ بستگی به سلیقه و تقاضا دارد ، برخی یک رایحه را دوست ترین دارند پس دنبال عطری تک خطی از آن رایحه میگردند ، برخی عطرهای سه پله ای را دوست دارند که اغلب عطرها در این دسته اند و برخی نیز کنجکاوی و تعجب مخاطبین را از بوییدن رایحه ای در حد اعلای تغییر ، ایضا مرور و یادآوری خاطرات خود را از هر کدام از آن عطرها بیشتر میپسندند .

و اما این عطر ناز :
قبلا عرض شد که این عطر سه پله ای ست به این معنی که ورود به هر پله برای شما محسوس است .
پله ی اول :
ترنج و فلفل و رازیانه
به قسمی که رازیانه در اولویت است در قدرت و محسوس بودن و سپس فلفل و بعد از آن ترنج .
از همان ابتدا میگوید من متفاوت ام با دیگر نسخ و قوی ام در القای تفاوت و ساز خود میزنم ! سپس و قبل از حضور مستقیم و کامل پله ی دوم ، نوای لاوندر آهسته و از دور بگوش میرسد و خود را به جمع نت های پله ی اول اضافه میکند اما کماکان رازیانه و فلفل حرف اول را میزنند .
پله ی دوم :
لاوندر ، لابدانوم و میوه
صدای طپش لاوندر مدام بلندتر میشود تا جاییکه تک خوانی ی گروه را به دست میگیرد . در این پله یک رایحه ی لاوندری ی بسیار مطبوع احساس میشود . لابدانوم و میوه جاتی از دسته ی تاک و زرد آلو و هلو ی کهنه و در آستانه ی کپک زدن حسی دودی به این پله و لاوندر میدهد . لاوندر دودی بسیار زیبا و دلنشین است هرچند عمرش کوتاه است لیک برای دقایقی شما را میهمان میکند . عمر دود کوتاه است لیک لاوندر بیشتر در کنار شما میماند .
پله ی سوم :
وانیل ، پچولی و وتیور
قبل از ورود کامل به درای داون وانیل جای دود را میگیرد و همراه لاوندر میشود . در ابتدای پله ، لاوندر خداحافظی میکند و ابتدا پچولی و سپس وتیور با وانیل همراه میشوند .
پچولی و وتیور از یک خانواده اند . مشترکاتی دارند در ژنتیک ! خصوص وقتی با هم در یک عطر و خصوص یک پله همراه باشند تفکیک ایشان از هم کمی دشوار میشود !
این پله یک پله ی خاکی است . رد پای فلفل صورتی نیز دیده میشود که این از عوارض حضور همزمان و همنشینی ی پچولی و وتیور است !
وانیل در بسیاری از عطرها تمی شیرین دارد حال آنکه وانیل اصیل و خالص تمی مسموم ، زهرآگین و تلخ دارد .
رفته رفته پچولی از جمع جدا میشود و ازین باب وتیور نیز غمگین است و این بخوبی ملموس است لیک وانیل سرحال با لبخندی شیرین تا انتها حاضر است و شما را رها نمیکند .
پوشش :
فضای عطر کلا نوآر است ، تاریک است لیک کدر نیست . رنگ شیشه ازین باب کاملا صحیح است
این رایحه با قهوه ای ی تیره ( یادآور خاک خیس باغچه ) و پیراهن کرمی یا نخودی ی روشن ( یادآور وانیل ) مناسب است .
این رنگ ها به بروز بیشتر و بهتر آن نت ها کمک میکنند . هماره میتوانید با رنگ ، یک نت را قویتر و محسوس تر کنید .
اگر میخواهید مشکی بپوشید ترجیحا ذغالی نباشد زیرا ذغالی و نوک مدادی و کلا کربنی ها رنگ های کدر هستند و روایح را مکدر میکنند ، البته این رنگ لباس مناسب ترین است برای برجسته کردن روایح نوآر مکدر .
یک درس کوچک :
معمولا پوشاک باید با نت ها و روایح پله ی سوم یا درای داون ست شوند زیرا معمولا این درای داون است که از عطر ما محسوس است و در معرض قضاوت دیگران واقع میشود .
یک نکته ی مهم دیگر :
دوستان عزیز جوان ام ، آیا با خبر اید که یک عطر واحد به چند روش میتواند تست ، درک ، منتقل و تشریح شود ؟؟
اگر بر پوست تست شود به جهت تشریح ، میدانید چند نوع شیمی ی پوست داریم ؟
حداقل چهار نوع ِ کلی داریم :
صفراوی ، سودایی ، بلغمی و آن یکی که همیشه یادم میرود :)
این را ضربدر ژنتیک های مختلف کنید !!
چند نوع آب و هوا داریم ؟
چند نوع تراکم و دمای مختلف هوا داریم ؟
چند نوع پوشاک داریم اعم از الیاف طبیعی و مصنوعی ؟
و در انتها چند نوع حس بویایی داریم ؟
میدانیم که همه ی اینها در برداشت های ما از یک عطر واحد تاثیرهای کلی و مستقیم دارند .
بنابرین اولا نگران نشوید ازینکه یک عطر را جور دیگری در می یابید .
و دوم اینکه حتما برای ریویو ، عطر را بر کاغذ مخصوص یا کاغذ معمولی و یا دستمال کاغذی تست کنید . دستمال نخی هم برای این منظور خوب است .
باور کنید یک عطر واحد بر سه پارچه ی کتان ( پنبه ) ، پشم ( موی حیوانات ) و الیاف مصنوعی ( مشتقات نفت ) سه بازتاب و سه رایحه ی مختلف دارد و روی هر کدام از آن پارچه ها نت های خاصی قوی تر و برخی ضعیف تر میشوند و ازین بابت عطر بطور کلی و اساسی دستخوش تغییر میشود !
معنی اش این است :
تست یک عطر به معنی ی یک بار بوییدن آن نیست بلکه به معنی استفاده ی همه جانبه و به قولی زندگی کردن با آن است .
تست درست یک سال طول میکشد !
منتها با اوضاع کنونی ی جیب ما تناسب ندارد !
اجالتا به دستریز رسیده ایم و انقریب است که از عهده ی مینیاتوری نیز بر نیائیم !
بنابرین این تعاریفی که ما از یک عطر میکنیم همیشه میتواند دستخوش تغییر شود .
و دیگر اینکه :
عطر بد ساخته نمیشود ، کسی عطری نمیسازد که تقبیح یا تمسخر شود یا فروش نرود بلکه این مائیم که نتوانسته ایم در مکان ، زمان یا شرایط مخصوص شان از آنها بهره گیریم .
انشاله که مفید باشد برایتان دوستان عزیزم

نمیدانم بگویم به امید چه !!
به امید خدا !
80 تشکر شده توسط : Teo آلالیتا
Beauty
لینک به نظر 27 آذر 1401 تشکر پاسخ به فاطمه فیضی
سرکار خانم فیضی نازنین
سلام ها و ارادت ها
خواندن نظر صحیح شما مرا به یاد یک درس مهم انداخت که بر حسب تجربه ، چندین بار برای برخی عطرهایم اتفاق افتاد و وقتی که از یک استاد بزرگ هنر و صنعت عطاری پرسیدم یافته و تجربه ی مرا تایید کرد و توضیح داد .
آن تجربه ی مهم که درس مهمی نیز هست این بود :
عطرهای خلوت ( از نظر تعدد نت ها ) در گذر زمان نمیتوانند بوی اکسیداسیون روغن خود را مخفی کنند !
این در حالیست که عطور شلوغ از پس این کار بر می آیند و میدانیم که اکسیداسیون روغن امری طبیعی و ناگزیر است که در تمامی ی عطور اتفاق می افتد و هرچه عطر غلیظ تر باشد احتمال آن افزایش می یابد یعنی این اتفاق با غلظت رابطه ی مستقیم و با کیفیت رابطه ی معکوس دارد .
پاسخ و دلیل این واکنش را باید دکترها و مهندسین شیمی بازگو کنند لیک تا جایی که به ما مرتبط میشود این اتفاق در عطرهای خلوت برای شامه ی ما محسوس تر میشود هرچند کیفیت ترکیبات عطر در مدت زمان و شدت آن پرتاثیر است . درست مثل صابون و گلیسیرین که جزء لاینفک تمامی ی صابونهاست لیک در باکیفیت ها در گذر زمان محسوس نمیشود .
آن عدد ۳۶ ماه هم که ذیل عطرها مقیود است به همین امر اشاره دارد و توضیح میدهد که پس از شروع استفاده و ورود هوا ، کنسرو عطر ( ! ) شروع اکسیداسیون میکند و ۳۶ ماه ( که برای عطرهای مختلف با کیفیت های مختلف متغیر است ) طول خواهد کشید تا رایحه ی اکسید روغن نمایان و محسوس شود .
این عدد مینیمم زمان است و برای اینگونه عطرها تعریف و محاسبه شده است و عطرهای باکیفیت تر در ترکیبات و یا شلوغ تر در تعدد نت ها عددی بزرگتر را میطلبند .
حتی در بسیاری از عطرها مایع عطر در گذر زمان طولانی از غلظت به نیم جامد ( عسلگون ) تبدیل میشود اما هرگز بوی اکسید روغن نمیدهد !
به قول صحیح فرمایش شما متاسفانه در صورت بروز ، چاره ندارد ( یکی از دوستان که مهندس شیمی ست میگفت چاره دارد لیک انجام آن باعث تخریب نت های معطر عطر میشود که عملا بیفایده است ! )
در اینگونه عطرها نزدیکی به تاریخ انقضاء و شرایط نگهداری ی نادرست قبل از فروش باعث میشود حتی عدد ۳۶ ماه کوتاه تر شود ، مثل عطر حضرتعالی !
این هم یکی از درس ها و تجاربی بود که در گذر زمان آموختم و تقدیم شد به دوستان عزیزم خصوص جوانان علاقمند به این هنر .
امید که مفید باشد .
34 تشکر شده توسط : Mahdisss علی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan