نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Gold Fresh Couture
لینک به نظر 31 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به Amelie
سرکار خانم معلم آملی زیبا ، با آن چشمانِ خندان ، که کمیاب اند :)
درودهای بسیار من تقدیم به شمای مهربان⚘
عرض میشود که نظرات دوستانمان را خواندم راجع به این نوع طراحی شیشه :)
اولاً خودم موافق شماها هستم :)
لیک یکی از جمیع فلسفه های این طراحی را خیلی دوست دارم ! میگوید :
وقتی عطر بزنید ، شسته میشوید از لکه هایی که روزانه بر شما نشسته اند ، پاک میشوید از بدیها ، عطر ما شما را تمیز و تمییز ( جدا از بدیها ) میکند !
و اما حُسنی دیگر :
این افشانه ، متفاوت است از دیگر !
عطر را همه جانبه و : تنظیم با موقعیت مد نظر شما میپاشد !
خیلی سال پیش در تهران ، یک شیشه را آزمایش کردم در فروشگاه :
افشانه اش قابل به تنظیم بود ، از پودر تا قطره !
هر جور دوست داشتید افشانه میکرد !
و چون من موافق قطره بودم ، دوست داشتم :)
من اصلا علاقمند به پودر کردنِ عطر نیستم !
هرچند که کلیه ی اطلاعات و مفاهیم اش را میدانم !
اگر عطری را دوست داشته باشم و افشانه اش عطر را بشدت پودر کند ، مایع اش را به شیشه تنظیم شده ی خودم منتقل میکنم :)
سلیقه و توقع ام از عطر ، این است ، میدانم ممکن است برخی دوستان ام مخالف باشند :)
من از نزدیک اسپری میکنم و عطر را بر خود میریزم ، البته بر پوست میپاشم !
افشانه هایی را که قطره پرتاب میکنند علاوه بر پودر ، دوست تر دارم :)
نمیدانم هنوز هم اینطور اند یا دیگر قابل به تنظیم نیستند و فقط پودر میپاشند همچون دیگر افشانه ها !
و اما خانم معلم زیبای ما ، که قلبی از طلا دارید و چشمانی الماسگون و خندان و تنی لطیف همچون همان گلهای سپیدی که تصویرشان را در عطرگرام نهاده بودید ، قول میدهم که این شیشه های عطرهای شما نیستند که شما را به وجد می آورند ، بلکه وقتی آنها شما را میبینند به وجد و سرور می آیند و جیغ شادی کِشند از دیدن و حس درونِ زیبا و معطر شما :)
همچون من ، و بی شک تعداد بسیاری از دوستانِ دقیق بینِ ما ، که از دیدن لبخند ناز شما بر لب و چشم ، ناخودآگاه لبخند بر لبان ما مینشیند :)
چرا نخری ازین شیشه ها ؟؟
شما که فلسفه اش را دوست دارید !
ضمنا ، مهم :
بر ما عطربازان ، اهم ، عطر است و رایحه اش !
فلاکون در رتبه بعدی قرار میگیرد !
اتفاقا شما باید این برند و این فلاکون را دوست ترین داشته باشید !
میدانید چرا ؟
چون همین کار را میکنید با فرزندان این سرزمین !
ایشان را نخست از بدیها و علفهای هرزه پاک میکنید و سپس بر این سرزمین پاک ، دانه های دانش میپاشید و سپس نهال مهر را باغبانی کنید تا درختی تنومند شوند همچون خود شما و همه ی دوستان ما درین خانه ، که همگی مدیون بزرگترین و مهمترین افراد زندگیمان یعنی معلمانمان هستیم !
و آنچه داریم از اندیشه و حتی مال دنیا ، از نعم کوشش ایشان است !
حتی معلم کلاس اول ۵ سالگی ام را هم دقیق به یاد دارم ، خانم شیردل ، که ما شیرده میگفتیم چون معنی شیردل نمیدانستیم اما معنی شیرده را بسیار دقیق بلد بودیم :)
توصیفشان را ذیل صفحه عطر جاست کال می مکسی نوشته ام ، اگر آدرسش را درست گفته باشم :)
با آن تبحر خاص و نبوغ گونه اش ، در کنترل ما پسران بازیگوش آن دوران :)
شماها ، در اذهان ما ، ماندگارید !!
همچون یک عطر بسیااار قوی و در نهایت زیبایی

ارادت های حقیر تقدیم شما باد
همراه با : ⚘🙋‍♂️
39 تشکر شده توسط : Anna Baby reXa
X for Men
لینک به نظر 30 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به Amir
امیر عزیزم درودها بر شما
سپاسگزارم بابت الطاف
برای عطرباز بودن ، اصلا لازم و حیاتی نیست که شخص بلد باشد یا بتواند نت های یک عطر را تفکیک ، تجزیه ، تحلیل ، تفسیر و شمارش کند !
فقط کافیست با بوئیدن یک عطر ، متوجه کیفیت نت ها و بالانس بودن عطر ، روان بودن عطر و قدرت و دانش و تبحر عطارش ، ایضا توانایی و سلیقه برند اش شود !
اصلا نیاز نیست و لازم نیست که برای لذت بردن از رایحه یک عطر ، شخص مجبور باشد نت بشمارد و تشخیص دهد !
فقط باید بینی اش حساس باشد تا حداقل بتواند عطر خوب را از بد ، و اصیل را از غیر اصیل تفکیک کند !
فقط باید سلیقه خویش را درست تشخیص و پیدا کرده باشد و بتواند بفهمد این عطر با سلیقه اش هماهنگی و همخوانی دارد یا نه !
حتی عطار و برند را هم دنبال نکند ، مهم نیست خیلی ! فقط از اطلاعات و حدسیات آتی ممکن است جا بماند ! ورنه شرط لازم و کافی نیست !
اما :
اما اگر علاقمند هستی :
یک عطاری ممتاز بیاب و صدها شیشه کوچک ، مثل شیشه های آمپول های پنی سیلین ( من اینکار را کردم و حتی بابتشان بیمار شدم ! لیک چندین هزار را شستشو و آماده کردم ، یک بار هم دستگیرم کردند که برای چه میخواهی :) یا هر چیز مشابه دیگری ، تهیه کن و از هر چیز یک گرم یا دو سه گرم نهایتا ، تهیه کن بر شیشه ها بریز و نام آنها بر شیشه بنویس و هر بار فقط یکی را جدا کن و چند روز آنقدر ببو در همه لحظات ( من با خود به دستشویی هم میبردم :) تا ملکه ذهن ات شود ، سپس دیگری !
به ۱۰ که رسیدند ، از کسی بخواه از تو امتحان بگیرد ، با چشمان بسته !
خیلی طول میکشد ، خیلی عشق خواهد !
لیک ، عشق تو را به هر کارِ بعید و حتی غیرممکن ، وادار و هدایت کند !
باید پای کار ، ایستادگی کنی و اواسط کار فرار نکنی :)
بسیاری از نت ها هم ، روزانه اطراف تو ، حتی نه مخفی که هویدا هستند !
لیک همه کس ، اطرافش را نمیبیند ، بلکه فقط نگاه کند و عبور کند !
چشمان شکارچی میخواهد !
عطربازی هم سخت است ، هم هنر میخواهد !
ورنه همه عطرباز بودند :)
موفق باشی امیر عزیز
42 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 Baby reXa
Purpose 50
لینک به نظر 29 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به مرصاد کریمی
مرصاد عزیزم
درودها بر تو
بله ، کاملا متوجه فرمایش ات بودم ، من بجای ماه نوشتم سال ( راجع به ماجرای شما ) چون "سال ها" در ذهن ام بود راجع به موردی که میخواستم توضیح دهم :)
بله ، اصلا مگر پرپس ۵۰ چند وقت است که لانچ شده ست :))
حق با شماست !
و صحیح ، کمد روزی چند بار باز و بسته میشود ، و چون عطرهای ماندگار ، طولانی تر اند در زمان و مهمتر : سنگین تر اند در مولکول ، بیشتر میمانند در فضای بسته ، حتی اگر درب مدام باز و بسته شود !
حال اگر پیراهن ات را بیرون از کمد میگذاشتی ، یا تا کنون کلاً پریده و محو بود ، یا در قدرت ، بسیار ضعیفتر میبود از زمان درون کمد !
و چه درست گفتی راجع به نشستن مولکولهای یک عطر ، به لباس بغلی در کمد !
خودم بارها و بارها تجربه اش کرده ام :)
نیز : من معمولا هربار ، آنهایی را که خیلی دوست دارم ، حتما در آغوش میگیرم بجای دست دادن ، و محکم فشارشان میدهم بر قلب ام !
و بسیار پیش آمده که پس از خداحافظی تماس گرفته اند که : به به ، بوی عطرت چسبیده به لباس ما و دوباره یاد ات کردیم :)
من هم میگویم : عطر یعنی مِهر ! آن ، مُهر مِهر من است ، من میروم لیک مِهر ام همراه شما میماند ، چون من در قلب شمایم :)
آنها نیز میگویند : چه درست و راست گفتی :)

اتفاقا این عطر و دسیژن را خیلی دوست دارم تست کنم ، اینجا ندیده ام هنوز ، انشاله اگر قسمت ام باشد خواهم یافت و بوئید :)
کلاً آمواژ ها را بیش از مابقی دوست دارم :)
نه فقط بدلیل قدرت و پرفومنس !
از نظر من ، آمواژ از معدود برندهایی ست که "عطر" میسازد :)
به بسیاری از عطرهای امروزه ، نمیتوان و نباید گفت عطر !
تازه سااالها پیش ، غربی ها به عطرهای آن زمان میگفتند : آب خوشبو !!
بر شیشه ها همین مینویسند هنوز هم ! ( اُ دِ )
عطرهای آن دوران را میگفتند آب خوشبو !
عطرهای امروز را باید چه بنامند ؟؟!
شاید : هوامایعِ خوشبو یا نیم آبِ خوشبو :))
یا : خیلی آبِ خوشبو :))
یا : آخرِ آبِ خوشبو :))
ریز مولکولِ خوشبو ، یا شایدم آنقدر سنگین اند که تا میزنیم می افتند روی زمین :))
البته بیشتر : چرخه عطر ، فورمولاسیون ، کیفیت مواد خام و ترکیبات ، نظر عطار بر رقابت بر کیفیت و نه رقابت بر سود بیشتر ، هنر عطاری و نه صنعت ، قدرت ( تاثیر همه جانبه بر مخاطب ، نه از حیث پرفومنس ) ، زیبایی شناختی ، اصالت و وحدانیت ، بیشتر بر این موارد و دیگر موارد مشابه منظور دارم و نه پرفومنس بیشتر !
برخی برندها را که استفاده میکنی ، یک اثر هنری پوشیده ای !
درست مثل اینکه یک تابلوی زیبا و "پر مفهوم" همراه تو هست !
اصلا تو را هنرمند میکند ، و غیر این هم نیست !
چون انتخاب درست یک رایحه ، هنر است !!
سواد میخواهد ! اندیشه و تفکر و تجربه میطلبد
برخی عطور را که میپوشی :
خدا همراه و همقدم توست ، تمام !!
ارادت ها
⚘:)
30 تشکر شده توسط : پوریا صحراگرد Baby reXa
دوستان عزیزم درود
تا حالا این سوال در ذهنتان شکل گرفته که :
فضانوردان چه عطری با خود میبرند ؟؟
پاسخ اش را میدانید ؟
پاسخ اش این است :
بردن هرگونه معطرات در فضا بشدت ممنوع است !
میدانید چرا ؟
چون ضعیفترینِ عطور ، آنجا از بین نمیرود و برای هزاران سال در ایستگاه فضایی باقی میماند !
مگر اینکه دستگاه های جاذب هوا ، مولکولهای عطر را فیلتر کنند !
که نمیکنند ! چون برای این مورد ساخته نشده اند ، چون عطر آنجا ممنوع است !
لیک برای لطافت و خوشبویی فضای درون ایستگاه ، از عطوری جامد و بسیار کوچک اندازه یک قرص با بویی ملایم استفاده کنند !
اسپری کردن عطر و اصلا همراه داشتن اش ممنوع است !
حال که بحث فضا شد :
هیچ میدانید فضا ( کائنات ) رایحه ای بسیار غلیظ و عجیب دارد ؟؟
فضانوردانی که از پیاده روی فضایی ، به درون ایستگاه باز میگردند ، به محض برداشتنِ کلاهشان ، با بویی بسیار عجیب مواجه میشوند ! لیک چون در فضا ، هوا ( هادی ) نیست و کلاً فضا عایق است ، چیزی در خودِ فضا حس نمیشود ، چه رایحه ، چه صوت ، چه ... !
جایی خواندم که قرار است ناسا ، در پروژه ای بزرگ و بسیار مهم ، رایحه ی فضا را بازسازی کند ، میبینید ؟؟
رایحه ، بسیااار اهمیت دارد !
حتی میتوانند بفهمند در دوردست ها چه خبر است !
چه شد که این نوشتم :
نظر دوستمان آقای کریمی را خواندم راجع به پرپس ۵۰ .
جایی گفته اند درب کمد را که باز میکنم ، رایحه سالها پیش هنوز واضح است !
جناب مرصاد عزیز ، درود ، این مورد ارتباطی با ماندگاری عطر ندارد !
هرچند که اینگونه مینماید !
هرچند که عطور ماندگار ، بیشتر در کمد میمانند !
اگر درب کمد ، زیاد باز و بسته نشود ، عطر شما مدت ها درونش حبس شود ! مثل فضا !
حتی اگر ضعیف باشد !
مادرم جعبه ای به من داد حاوی اولین لباسی که پوشیده بود بر من .
دربش را که باز کردم ، هنوز بوی پودر آنزمان و حتی بوی عطر آن روزگارِ مادرم ، که مرا در آغوش میگرفت ، بر آن محسوس بود !
رایحه ، درون جعبه محبوس بود !
هرچند که هوا میتواند در درون جعبه از درز آن به سختی مبادله شود !
چمدانهای قدیمی ، کمدهای قدیمی و هر مکعب قدیمی را اگر باز کنید ، رایحه ی آن زمان را که سااالهاست در آن محبوس هست را میتوانید ببوئید !
عطر ، مولکول است ، هرگز از بین نمیرود !
بخاطر همین است که جدیداً از برخی ترکیباتِ درون عطرها نگران شده اند !
چون هوای اطراف کره زمین ما ، همچون یک صندوق بزرگ "محبوس" است !
بخاطر همین است که هوای زمین گرمتر شده ست مدام !
نفت زیر زمین ، آمده روی زمین و شعله هایی روشن کرده ، درین فضای محبوس !
شما درون یک اطاق بسیار بزرگ ، اما کاملا محبوس ، یک شمع ، فقط یک شمع روشن کن !
از پسِ سالها ، کل فضای آن تالار را گرم میکند !
همان یک شعله شمع !
یا یک شیشه عطر در آن فضای بزرگ اسپری کنید ، آن رایحه هرگز از بین نرود !
حالا همین را تعمیم دهید به فضای درون کمد ها و چمدان های خودمان !
من لباسهایم را جمع کرده ام ، هر پیراهن را تا زده ام و در یک پلاستیک مخصوص خودش بسته بندی کرده ام ، درون یک چمدان بزرگ .
هر زمان که جایی دعوت شوم ، یکی را درمیآورم و میپوشم ، باورتان میشود که :
عطر بیست سال پیش من ، هنوز چون روز اولی که ساعاتی پوشیدمش ، هنوز بر آن است ؟؟
ماجرایش این است :)
ارادت ها
74 تشکر شده توسط : پارسانیا حامد
آقای مرتضی عزیز
دوستان مطالبی را متذکر شده اند که اغلب آنها صحیح است .
حتی موردی که جناب رابعی نیا فرموده اند ، در عین حالیکه بسیار عجیب مینماید ، اما بارها تجربه شده است ، حتی برای تست های خودم !
در کشور ما اتفاقاتی می افتد در خصوص تقلب ، که به ذهن هیچ متخصصی در جهان نمیگنجد :)
حال :
ما به دو دلیل عطر میپوشیم :
- خوش آمد خودمان از رایحه .
- خوش آمد مخاطبانمان از رایحه .
در خصوص مورد اول ، ملاک مائیم !
پس اگر عطری در تست موفق نبود و نمره قبولی نگرفت ، مردود است !
بسیاری از عطور را ما برای خود میخریم برای استفاده در مکان ها و زمانهای مختلف ، لیک چون برای خوش آمد خودمان است ، زیاد بر پرفومنس توجه نکنیم !
اما در مورد دومین دلیل ، همه چیز معکوس میشود !
مثلا پرفومنس بسیار حائذ اهمیت میشود ، بازخورد مخاطبین اهم میشود ، لیک ما بر رایحه کربو شویم یا نه ، اهمیتی زیاد ندارد !
کربویی را که همه میشناسیم :
حس بویایی ما در مواجهه با روایح ، عمداً کربو میشود و رایحه را ندید میگیرد تا تمام دقت خود را صرف روایح ( خطرات ) جدید کند در پیرامون ما ! اصلا فلسفه بویایی همین است !
حال اینکه چرا برخی عطور اینگونه اند و برخی نه ، بماند که طولانیست !
لیک بدانیم : تمامی عطرها بر ما کربویی میسازند فقط درصدهای آنها کم و بیش است !
علت دیگر : عطور جدید همه سنتتیک اند !
پس کمتر از ۵۰٪ ما نسبت به آنها کاملا کربوئیم و بیش از ۵۰٪ ما حس میکنیم !
حتی برخی را در ابتدا اصلا نمیفهمیم اما به محض اینکه وارد پله دوم یا سوم میشوند ، بدلیل طول موج جدید مولکولهای آن ، در پله ی دیگر ، بر ما محسوس میشوند !
مثلا در بین عطرهای برند اسنتریک ، این اتفاق زیاد می افتد !
حال باید چه کنیم :
- در مورد اولین ، یعنی عطرهای خوش آمد خودمان ، اگر عطری رایحه اش حس نشد ، کلاً مردود است !
- اما در دومین مورد ، این ما نیستیم و حس بویایی ما نیست که باید نظر دهد ، بلکه "فقط" باید از دیگران بپرسیم !
یعنی از لحظه ای که عطر را میپوشیم باید از اطرافیان بپرسیم : آیا بوی عطر ما را حس میکنند و اگر بلی ، به چه میزان ؟
و در کل طول روز و حتی در مراجعت هم باید مجدد بپرسیم !
آنوقت میتوانیم نظری صحیح و کارشناسانه ( تجربه شده ) دهیم راجع به عطرمان !
اصلاً و ابداً به حس بویایی خودمان تکیه نکنیم درین مورد !
کافیست از ۱۰ نفر بپرسیم ، حضور و میزان قدرت رایحه را ، بلافاصله درصد حس و قدرت مشخص میشود !
مورد مهم : مطلبی را که مدیریت عزیزمان مطرح کردند مهم است ، ایضا مطلب پوریای عزیز !
بارها گفته ام :
هر وقت خواستید عطر بخرید ، ذره بین با خود ببرید و بین تمام صدها عطرهای اطرافتان ، که همه فیک و تقلبی است ، یک شیشه عطر اصل را بیابید :)
ذره بینِ کارآگاهی ، همان تجارب جمع ماست که درین خانه به هم هدیه میدهیم !
هرچند که اکنون کار از ذره بین به میکروسکوپ رسیده ست :)
نکته مهم : اگر عطری تنها با یک پاف تست بر شما یا دیگران ( به پرسش ) اثر نکرد ، چندین پاف یا بقول شما دوش گرفتن هم هیچ فایده ندارد !
فقط ضرر به اعصاب و جیب خود میزنید اینگونه ! عطر اصیل و خوب ( عطر به معنای عطر ! ) یک پاف اش باید کاملا کافی باشد برای تست !
پول به عطرهای آب محور ندهید !
پول به عطور ماهی ها ندهید !
پول به عطرهایی هم که در خانه میزنید و سپس سوپری سر کوچه زنگ میزند که : چه زدی ، بویش تا اینجا آمد ! هم اصلا ندهید که سم خالص است بر نابودی حس بویایی شما !
ما ایرانیان بر همه چیز افراط و تفریط داریم !
تعادل نمیشناسیم با تاسف !
برای هر چیز دنبال اتمی اش میگردیم !
میروید رستوران ، فلانی چنان عطر نیشی زده که سیر میشوید و خارج شوید !
فلانی میخواهد نزدیک به دوستش شود ، طرف باید ماسک بزند تا دچار سردرد نشود !
دیگری قصد دارد با وسایل تردد جمعی به مقصد برسد ، همگی باید دستمال بر بینی گیرند یا سرشان را از وسیله نقلیه بیرون کنند !
دیگری میرود بیمارستان قلب به عیادت ، همانطور که قدم میزند صدای بوق ها بلند شود و همگی پشتش سکته قلبی کنند !
از آنسو در برخی جمع ها و ادارات ، وارد که میشوی بوی تعریق زیر بغل و بدن ، همه را مست لایعقل کند !
دستشویی عمومی که روی ، باید با سبدهای چرخدار لبریز از یک دوجین مواد شوینده و ضد عفونی کننده و خوشبو کننده روی ورنه همانجا بیهوش شویم و با برانکارد خارج شویم !
در تاکسی ، بغل دستی از شما پرسد : نام عطرتان چیست ؟ شما گویید فلان ، و سپس میپرسید عطر شما چیست ؟؟ میگوید : هااان ؟؟
چنان تعریق بویی دهد که گویی عطر را اتر مینویسد !
برخی اصلا هنوز خبر ندارند که : عطرها فصل دارند ، زمان و مکان دارند :)
خلاصه که ماجراها داریم :))
اما :
روزی میرسد ، که از هر خانواده ایرانی ، حداقل یک نفرشان عضو عطرافشان است و مابقی را تدریس و مجرب میکند از خوشبویی و سپس : معطریت !
در این شک ندارم و چنین باد انشاله !
که اجالتا قریب به اتفاق میدانند : عطر یعنی مایعی خوشبو ، لیک فقط تا همین اندازه دانند !
معنی اش این است :
ما ، وظیفه بسیار داریم !
ارادت ها بر دوستان معطرم ، که بهترین های این سرزمین وسیع اند !
سرزمینی که ظروف عطردان هایش را از قبور شاهان و مردمان هزاران سال پیش خارج کرده اند !
⚘ :)
47 تشکر شده توسط : Baby reXa فرهاد
دوست عزیزم درود بر شما
اولا شما خوب مینویسید ، این ، معنی دارد !
کمترین اش هوشیاری ست !
دوم اینکه نفهمیدم نام شما چیست ، که به آن نام خطاب کنم حضرتعالی را ، شاید به خط هندی باشد ، در غیر اینصورت سواد من کافی نیست به دانستن اش :)
موضوع مهم :
هر چه کردم بر این نظر ، نقدی ننویسم ، نشد !
دستم میلرزد ، لیک مینویسم به سعی :
آن شخص موصوف ، خود شما بوده اید !
آن شخص موضوف ، خود من بوده ام !
آن شخص موصوف ، خود خدا بوده است !
لیک :
اکنون گرفتار بوده است !
و چه باسلیقه بوده ، از عمق جان اش ، که بر این عطر ناب و خاص معطر بوده !
نشان میداده که "ضمیرش" چه بوده ، لیک گرفتار بی مهری های دنیا گشته و به این روز افتاده است !
تو خدا را نگاه کن :
که تو را متوجه چیزی کرد ( رایحه ) که دوستش داری !!
تا : رد او گیری و بیابی او را !
و : ببینی او را ، که او خود تویی و خود من است
نباید این بگویم لیک شاید زمانش الان است :
ساعت ۳ شبی زمستانی ، مردی را دیدم که کارتن خواب بود ، سردش بود ، کفش نداشت ، داشت راه میرفت و یک تکه نان میخورد !
پارک کردم ، پیاده شدم ، لباسهای اندک و پاره او را پوشیدم و لباسهای خود بر او پوشاندم ، دویدم سمت ماشین یک شیشه عطر داشتم در کیف ام که عطر مورد علاقه خودم بود در زمستان ، دادم و تاکید کردم : بزنی ها ! نفروشش !
مقداری هم پول که داشتم دادم .
گفتم برویم خانه حمام کن ، گفت نمی آیم ! گفتم باشد .
با پای برهنه درحالیکه میلرزیدم از سرما ، نشستم پشت ماشین و آمدم خانه !
دلم نمیخواست بیایم خانه ، دلم نمیخواست !
دلم میخواست با پای برهنه تا صبح راه بروم و بلرزم !
لیک از من ساخته نبود ، که من همچو او قدرت ندارم ، ضعیفم ، کم ام !
این را نگفتم که بگویم من خوب ام ، یا مهم ام ، که از من روسیاه تر نیست !
این گفتم تا : چشم سومی باز کنید بر اطرافتان !
و اطراف خویش نیکوتر ببینید !
تیک ، معانی ای دارد !
نشانه ی درد درون است ، نشانه "باختن" است بر درشتی های روزگار !
بر باختگان احترام کنیم که : بجای ما باختند !!
ارادت ها
39 تشکر شده توسط : Korowsh محمد ماپار
Opus XV – King Blue
لینک به نظر 26 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به کاید امیر
جناب کاید امیر عزیزم ، جوان رعنا که آرزوی پرواز داری :)
آری ، همین چند سال پیش اینگونه بود !
من اگر عطری را دوست داشتم ، حتما برای تست یک شیشه میخریدم ! چرا ؟
چون : تست صحیح ، یک سال کامل طول میکشد !
تازه چون مدام در سفر بودم ، حتما با خودم میبردم ببینم در شرایط مختلف چگونه عمل میکند !
سپس اگر قبول میشد و دوستش داشتم ، دو شیشه میخریدم ، یکی برای استفاده و یکی برای مجموعه ، بقول جناب هیچ !
جناب هیچ ، عرض درود و احترام
میبینی ؟؟ هیییچ برای ما نگذاشتند ! تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل !
کاید امیر عزیزم ، سمپل من نو است ، که دوست عزیزم بر من هدیه فرستاد ، فقط پک پاف از آن زده ام آنهم برای تقدیم رایحه اش به شما و خودم :)
با کمال میل ، و خوشحالی ، بر تو میفرستم تا تو نیز مشعوف این هدیه شوی و این هدیه برود به آسمانها !
همه میگویند هیییچ چیز را نمیتوان ازین دنیا با خود بُرد !
این جمله اشتباه ترین جمله ایست که شنیده ام ، کودک بودم که پدربزرگم رازش را گفت و تمام عمرم را تحقیق اش کردم ، که چقدر اشتباه بوده آن جمله و پدربزرگم درست میگفت !
درست این است :
چه میخواهی با خود ببری ؟؟
هر چه را میخواهی میتوانی !
کافیست : آن را ببخشی !
فامیلی پدربزرگم مرادی بود ، سخی لقبی بود که مردم شهر کرمانشاه بر وی داده بودند و سپس رئیس وقت ثبت احوال که از دوستان نزدیکش بود ، خودش سه جلد ( شناسنامه آن زمان ) را به این نام صادر کرده بود و آورده بود درب منزل !
وقتی از آنسو برگشتم ، سراسیمه و برای بار دوم هرآنچه داشتم را بخشیدم !
تازه برای خودم جهیزیه ی کامل خریده بودم :))
دو خانواده ای که آمده بودند ببرند ، دعوایشان شده بود :))
خلاصه که آدرس بفرست تا این رایحه را بهشتی کنیم و با خود ببریم اش :)
ارادت ها
57 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 عسل
X for Men
لینک به نظر 26 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به میلادافشاری
میلاد افشاری عزیز
درود
کامنت و پرسش شما ، هم میتواند درست باشد و هم نادرست !
کلمه ی "یک شباهتی" ی شما ، کار را کمی دشوار میکند !
این دو کلمه یعنی شباهتی ریز و اندک ، که میتواند صحیح باشد !
اگر شما فرموده بودید : سمپل گری وتیور را تهیه کردم و دیدم یک شباهتی با ایکس دارد ! حتما پاسخ شما این بود :
سمپل شما اشتباه یا فیک است !
لیک معکوس اش ( یعنی موردی را که فرموده اید ) میتواند "اندکی" صحیح باشد ! اما :
درصد صحت اش ، به مراتب کمتر است از نادرستی اش ( یعنی امکان فیک یا اشتباه بودن سمپل ، بیشتر است )
بارها به دوستان ام توصیه اکید کرده ام :
از همه جا ، سمپل نگیرید !
اگر عطرافشان خودمان نداشت ، تماس بگیرید ، شاید امکان تهیه باشد !
اگر از عطرافشان تهیه کرده اید ، پس اصل بودنش قطعیت دارد و سپس مواردی دیگر مطرح میشوند که باید بررسی شوند !
و اما :
اول ، شباهت :
تنها شباهتشان این است که ، در درون ایکس ، گری وتیور هم هست لیک با دوز کم !
توجه کردید ؟
یعنی میتوانید در درون ایکس ، حضور گری وتیور را هم تشخیص دهید اگر "ریزبین" باشید !
دوم ، اختلاف :
این یکی ، بسیار است !!
یعنی هرگز نمیتوانید ایکس را درون گری وتیور تشخیص دهید !
این دو عطر ، تفاوت های بسیار دارند !
نتیجه :
امکان اشتباه یا فیک بودن سمپل شما ، بیشتر است از صحت اش !
تفاوت این دو عطر ، چشمگیرتر است ، حتی برای آماتورها ، شما که بی شک بارها خبره تر از ایشان اید .
ابتدائاً از صحت سمپل خویش و اطمینان از جابجا نشدن با سمپلی دیگر در مبداء ، ایضا سلامت اش اطمینان حاصل کنید .
سپس به مبحث فیک ورود کنید .
البته ، پیشنهاد :
حتما ، با عطرباز خبره ی دیگری ، که او نیز بر هر دو عطر اشراف کامل دارد ، مشورت و سپس تست دوباره کنید !
عوامل های دیگری نیز ممکن است محتمل باشند !
اگر ایشان نیز همنظر با شما بود ، آنوقت پروسه فوق را شروع و انجام دهید !
موفق باشید :)
35 تشکر شده توسط : فرهاد Telecaster
Opus XV – King Blue
لینک به نظر 25 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به ahadi
سپاس احدی عزیزم
درود بر تو :)
بله ، متوجه منظور فرمایش ات بودم از ابتدا :)
آری ، چنین است که فرمودی .
ایضا متوجه منظور پیام نغز ات شدم !
چنین باد انشاله به خدمت !
قوانین او خلاف نپذیرند !
ارادت ها
20 تشکر شده توسط : فرهاد Telecaster
Opus XV – King Blue
لینک به نظر 25 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به آلالیتا
سرکار خانم آلالیتای زیبا و نازنین و باسلیقه ما
عرض درود و احترام و ارادت ها
خانم ، من هم گیج ام ، هم آلزایمر دارم حتما :))
عرض میشه که گوشه ی ذهن ام یادم بود عکسی داشتم در عطرگرام با عنوان دستیار رایحه بازی من ، که همان حلزون بود که میهمان ما بود ، روزی دیدم درون صدفش خالیست !
گفتم حتما مرده ، کلی غصه خوردم و خانه و بند و بساطش را جمع کردم و بردم بیرون !
بعد از چند روز ، میوه فروشی که هر روز از وی برایش غذا میخریدم سراغش را گرفت ، ماجرا را گفتم ، گفت : او نمرده بلکه بزرگتر شده بوده و از صدفش خارج شده تا صدفی جدید بسازد بر خود !
این را که گفت ، تا یک هفته روانی بودم :)
آنقدر گریه کردم بر او :)
که چرا من حواسم نبوده و بلکه وی را در کیسه زباله خفه کرده باشم ، چرا میهمان خدا را بیرون کردم و بلکه کشته باشم !
برخی آنقدر بر من خندیدند :) آنها میخندیدند و من میگریستم :))
خلاصه حال ام خوب نیست :))
باید یک ویزیت خدمت سرکار برسم تا روان مجنون مرا درمان کنید :))
و اما ، بله ، ویرایش کردم اشتباهم را ، عنوان آن عکس که آخرین عکس عطرگرام حقیر است : "عطار زیر شیروانی ما" هست که به یاد کارتون گربه های اشرافی و گربه های زیر شیروانی که عاشقش بودم و حتی کتاب و کاست اش را هم در کودکی داشتم ، گذاشتم !
به سن خیلی ها قد نمی دهد ، بچگی های ما ، سری کتابهای سوپر اسکوپ بود که هر کدام کاستی داشت ، هم عکس های کتاب را که از فیلم اقتباس شده بود میدیدیم و هم متن را گوش میکردیم که همچون خودِ فیلم بود !
و هر شخصیت ، صدای خویش داشت !
یک گربه سبیلوی ویولون سل زن داشت که من عاشق او بودم !
عجب موسیقی ای داشت !
آن روزگار ویدئو پخش نبود لیک برای ما کودکان این کار را کرده بودند !
بخدا که ما کودکان آن روزگار ، ثروتمندتر از کودکان امروز بودیم ! کسی باور نمیکند !!
آنقدر در فکر تربیت ما بودند که در جهان ممتاز باشیم ، که الان هیییچ درین خصوص تفکر نکنند با تاسف !
ژاپن ، در تربیت کودکان آن زمان ، نقشی اساسی داشت با ساخت سری کارتون ها ، ایضا سری کتابهای داستان ، که حتی هماکنون نیز همه را دارم ، که چاپ ژاپن اند !
روزی عکس همه شان را میگذارم برایتان !
الان وجود ندارند ، بلکه گنجی داشته باشم :))
و اما ، گربه من ساده است سرکار خانم آلالیتای نازنین :) مثل خودم معمولی ست :)
ازین گربه های گران نیست مثل همه :)
مثل خودم فقیر و کم ارزش است :)
لیک چون دستور خدا بود که سه بار فرمود : این گربه را ببر بزرگ کن ، اطاعت امر و دستور کردم !
مادرش را گم کرده بود و چنان جیغ میزد که نتوانستم فراموش کنم و برگشتم سراغش ، این نشانه اول ، ماشینم را پارک کردم و دنبالش گشتم آنسوی خیابان ، و بعد دیدم آمده اینسو بین تمام ماشینهای پارک شده ، رفته بود زیر کاپوت ماشین من که موتورش داغ بود !! این ، نشانه دوم !
فردایش رهایش کردم و باوجودیکه از همه و از خودم میترسید ، دوباره دوید به سمت من !
سه شبانه روز وق زد تا عاقبت ساکت شد .
الان هر کس می بیند میگوید : این گربه است یا پلنگ :))
میخواهد برود بیرون ، گیر افتاده ام ، نمیدانم چه کنم ، بگذارم برود ؟ نکند بمیرد و دوباره من دیوانه شوم !
بارها توبه کرده ام که آپارتمان جای حیوان نیست ، از خدا خواسته ام حداقل یک خانه همکف بر من مهیا کند تا او راحت برود و بیاید !
اما الحق در رایحه بازی و انتخاب عطورِ عالی ، از من جلوتر است بارها و بارها !
من از او می آموزم :)
دستیار من ام ، نه او :)
می آید می نشیند روی پای من و دماغ خیسش را میچسباند به خط درون آرنج دستم که عطر تقریبا محو شده است ، دماغش را فشار میدهد چند بار و عطر خشک را خیس میکند و دقیق میبوید :))
گربه سانان ، بویایی ای هزاران بار قویتر از سگ سانان دارند لیک چون تربیت پذیر نیستند ، از سگ ها استفاده کنند جهت بویایی و کشف ، در پلیس و امداد !
و چشم ، عکسی جدید از وی خواهم گذاشت حین عطربازی ، در روزهای آتی انشاله :)
ارادت ها سرکار خانم ⚘
39 تشکر شده توسط : فرهاد Telecaster

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan