درود بر سرکار خانم ماری گرامی
حقیر نیز ممنون ام بابت پاسخگویی حضرتعالی .
امشب قصد داشتم ریویوی از عطری حضور دوستان تقدیم کنم که در مجلسی که دقیقا در عصر روز تولدم برگزار شده بود در ۱۵ همین ماه ( نه بدلیل تولد من لیک از دو هفته پیش بر من اصرار کردند بحضور و سپس آنقدر گوشی ام زنگ خورد ، که دانستند :) و صحبت هایی که در آن شلوغی راجع به عطرها شد بگویم ، لیک پیام شما باعث شد بر خود بگویم : چرا سرکار خانم ماری گرامی و مبحث مهم پیش آمده را ریویو نکنم :) که ایشان از عطر معطرتر اند ! اولویت با ایشان است با افتخار !
ممکن است طولانی شود ؟؟
این موضوع مهمترین است درین خانه شلوغ ، از دید حقیر ، ایضا بی شک مدیر عزیزمان !
لیک بشرطی که کش اش ندهیم ، که یکهو کش در میرود و میخورد به دماغ خودمان که برای ما گویی چون چشم است :))
اگر حضورا افتخار دیدار داشتم ، ظرف مدت یکساعت آنچرا که میبایست بشنوید معروض میکردم به قسمی که کاااملا روشن و واضح شود به دلائلی مبرهن ! لیک اجالتا بسیاری از گفته های مفید و مستدل را نمیتوان در فضای مجازی گفت و شنود ، به همان دلیل اصلی ای که شما مرقوم فرموید به صحت !
که البته این خانه معطر و زیبا ، فاعل یا منصوب آن فعل ناروا نیست بلکه خود مفعول آن گشته ست !
ضمنا اینکه گفتم حقیر و عده ای را دوست ندارید بر اساس دلائلی روشن و "دقیق" عرض کردم ، که هرگز سخنی را که نتوانم به دقتِ هرچه تمامتر اثبات کنم ، خصوص در جمع نگویم ! از تمامی آن دلائل ( که انشاله اگر روزگاری دیداری در گردهمایی عطرافشان حادث شد به شخص جنابعالی عرض خواهم نمود ) تنها به این یک کم اهمیت ترین ، بسنده کنم که جنابعالی ی صحیح خواه پیرو عده ای انگشت شمار دیگر ، برخی به غرض برخی به بی اطلاعی نسبت به پیامهایی که بویی از حمله یا اتهام دارند به شخص یا اشخاصی درین خانه منسوب و ساتع کنند ، با تایید ، لایک یا تشکر از فاعل آن پیام ، واکنش نشان دهید !
این را همین الان و همین جا بگویم : همه آنها اشتباه نبود ، تعدادی به حق و صحیح بود !
لیک برخی خیلی دانا هستند ازین باب !!
دو جمله صحیح گویند و چند جمله ناصحیح ، همه را ادغام کنند ، سپس دیگران بر آن جملات صحیح لایک کنند ، اینگونه کل پیام را تایید کرده اند ، درست و غلط همگی درست جلوه کنند !!
بعد میگویند : دیدید ؟ همه موافق مایند :)
قبلا هم گفته ام ، برخی بسم الله گویند و از آن بالا کلیک کنند تا پایین :)
برخی حتی از نظر خویش تشکر کنند :))
ماجراهائیست اینجا :)
سالها پیش ، حقیر و تعدادی از دوستان بیچاره شدیم تا اینجا از آن فضای سراسر جنگ ، به فضای سراسر مهر بدل گشت !
شما قصد نقد صحیح دارید میدانم ، لیک هر پیامی نقد نیست و هر کس هم علم یا توان نقد ندارد و اتفاقا از همین است که مشکل حاصل شود !
نقد صحیح ، نشانه هایی صحیح دارد !
نقدی که حاوی جملاتی منفی یا زشت باشد ، معلوم است قرار است به کجا رود و هدف اش کاملا روشن است !
حتی اگر مقصودی زشت را پشت عباراتی زیبا پنهان کند !
تا مرد سخن نگفته باشد ، عیب و هنرش نهفته باشد ! اتفاقا ما اینجا فقط سخن گوییم :)
پس عیب و هنرمان بر همه واضح است !
همه نقد صحیح را میشناسند اینجا !
ادله : همین الان ذیل نظر خویش را تماشا کنید ، میبینید که چندین نفر این نقد شما را ارج نهاده اند ، چه موافق مطالب آن باشند چه مخالف ، همگی معتقدند نقد شما "نقد" بوده است نه توهین !
حال بروید ذیل پیامها یا بقولی نقود منفی و زشت را نگاه کنید !
بر اشخاصی که آن ها را لایک کرده اند دقت همه جانبه کنید ، به وضوح همه چیز گویاست :)
آیا این نقد است که کسی بگوید : عجب عطر احمقانه ای !
معنی : هر کس ازین عطر استفاده کند احمق است ! همه شما که ریویو اش کرده اید احمقید !
ازین دست و مشابه ، بسیار دیده ایم !
این یک مثال بود و هیچ تقصیر به شما ندارد ، بسیاری از مطالبی که در این درد دل بر شما نوشتم ، هیچ ارتباط بر شما ندارد ، که اتفاقا آدمی هستم که اگر لازم باشد خیلی واضح اشتباه هر کس گویم ، مباد به خود بگیرید !
این سایت چون ارتباط رو در رو و ارتباط چشم و زبان بدن ندارد ، بسیار مستعد برداشت اشتباه از سخنان است ، حتی تا حدود معکوس !!
بر من بسیار اتفاق افتاده که دلخور شده اند اما هوشیار بوده اند و پرسیده اند جهت اطمینان ، و سپس من دو شاخ درآوردم اندازه شاخهای تراژدی اف لرد جورج :))
و بلافاصله در صحبت تلفنی یا پیام مرفوع گشته ست !
حال پاسخ فرمایش را یک به یک معروض کنم :
اول : فرمودید دلیلی برای دوست داشتن یا نداشتن کسی ندارید !
البته که دارید ! تمامی پیامهای شما ، قریب به اتفاق به واژه ی "عزیزم" مزین است ، که این تنها ۳ دلیل میتواند داشته باشد :
۱ - یا واقعا اهل مهر اید و بخوبی درک کرده اید که درست است اینجا نام فضای مجازی را یدک میکشد ( که این نام را تعمیم دادن به تمامی و کل فضای مجازی ، اصلا صحیح نیست و اگر روزی همه با هم دیدار حضوری و حقیقی کنید خواهید فهمید که چه میگویم ! ) لیک از هر فضای واقعی ای واقعی تر است ، اینجا عده ای مراجعه میکنند ، عده ای مطالعه میکنند و عده ای زندگی میکنند ! به ترتیبی که عرض کردم از تعداد نفرات زیاد به کم ، لیک همان تعدادِ کم ، بیش از صد نفرند !
و اینکه شما ، واکنش نشان میدهید ، ادله همین مدعاست ! ورنه اصلا اهمیت نمیدادید و عبور میکردید و به زندگی "حقیقی" خود میپرداختید !
معنی دوست داشتن درین خانه این است : شما را که هرگز ندیده ام ، به قسمی دوست دارم که با دیگرانی خارج ازینجا که آنها را نیز ندیده ام به کل تفاوت دارید نزد من و : از دیدن شما به حضور ، خوشحال خواهم شد و انتظارش کشم !
هیچ میدانید بانو که : من ، مهرها و الطافی از همین "نادیدنی های مجازی" دریافت کرده ام که از "دیدنی های حقیقی" دریافت نکرده ام ؟؟
هیچ میدانید برخی ازین الطاف ، زندگی مرا تحت تاثیر قرار داد و دگرگون کرد ؟؟
چون من ، درین خانه بسیارند آنهایی که ملطوف الطاف همین نادیدنی های مجازی گشته اند !
لیک با تاسف ، معکوسش نیز صادق بوده ست و شنیده ایم ، که البته کم دقتی مفعولین آن را حکایت کند که باید شخص فاعل را دقیقتر کنکاش کنند ! بانوان درین مورد دقیق تر اند ، که حس هایی مختص و منحصر به خود دارند از سوی خدا ( چون مسئول حفظ و نگهداری کودکان خدا هستند ) و بر آن احساس تکیه کنند و کمتر از ما آقایان اشتباه کنند .
۲ - یا فقط به عادت یا تکیه کلام به دیگران "عزیزم" گویید که با مطالعه نظرات شما این محدوس ، مغلوب شود زیرا به هر کس نگویید !
۳ - یا دور از جان شما به دلائل منفی گویید تا کارتان راه بیفتد و پاسخ دریافت کنید ! که این محدوس ، به کل مردود است با توجه به شخصیتی که از شما دریافت کردم طبق علوم روانشناختی !
بنابرین ، عده ای را دوست دارید ، بر عده ای خنثی هستید و عده ای انگشت شمار را هم دوست ندارید :)
از واژه تنفر استفاده نکردم که ننگین است و هر کس تنفر در دل بکارد ، آن دانه درخت شود و تمام وجودش را خواهد گرفت ، هرچند از بیرون با عطور بوی خویش بپوشاند ، از درون متعفن است ! تنفر در شما نیست ، میدانم ! تازه همان نادوستی ها هم ، کمرنگ است .
من همه را یک به یک به دقت میشناسم ، اگر روزی دیداری حاصل شد ، بر هر کس خواست ، خصوصی گویم و سپس در جمع پرسم : اگر راجع به کسی اشتباه کردم ، در جمع بگوید :)
لیک همان نادوستی کم هم ، بر ما آدمیان بسیار است و بر روح و جسم ما به وضوح تاثیر نهد و زیبایی را از ما دور کند !
دوم : سن و سال و دانش ، یعنی هم دیدنی ها و شنیدنی ها و بوییدنی ها و چشیدنی ها و ملموسات بیشتر ، یعنی هم تجربیاتی بیشتر و هم علم و آموختن و تحصیل بیشتر ، که از اینها مهمتر نداریم و هر که بر اینها احترام نکند ، بر خود احترام نکرده ست و از پس آن ، نخواهد دانست : از کجا آمده ، اینجا چه کند و به کجا خواهد رفت !! و اصلا هدف چه بوده و سپس گیر خواهد افتاد و به شدت هر چه تمامتر پشیمان و نادم خواهد شد !
این از شما بعید است سرکار خانم ماری ، که واقع اش اینست که اکنون شما حامی و هادی فرزندان خود یا همه ی کم سن تر های خودید ! به سن و سال و تجربه ای که اندوخته اید !
در غیر اینصورت چه میشود ؟ سنگ بر سنگ نخواهد ماند ! بارها در همین سایت تجربه شده است این مهم !
سوم : تایید ؟؟ چه کس درخواست آن کرد ؟؟
گو اینکه تایید شما از برخی ، میتواند به عدم تایید برخی دیگر تعبیر شود !!
فرمودید عده ای با نقد صرف آگاه نمیشن .
این آگاهی از کجا آمده ؟؟
آیا از همان سن و سال و دانش نیامده که حضرتعالی مردود شمردید ؟!
میدانم شما واقف اید بر حکمت ، و خصوص حکمت بزرگانی چون حافظ و سعدی و مولانا و عطار و بسیااار دیگر ، که همگی به جد و شِد ، بر اینها تاکیدی موکد داشته اند !
اگر سن یا دانش و تجربه از شما تایید نمیگیرد ، پس چه چیز دیگری تایید گیرد ؟
آنها که مبارزه یا بقول فرمایش شما نقد "دیگران" و نه عطور میکنند ، ایشان لایق تاییدند ؟
بی شک موافقید که خیر !
چهارم : فرمودید برخی میگویند فلانی باید نظر بدهد و بهمانی نه !
بانو ماری عزیز ما ، من تا کنون چنین جمله ای از کسی نشنیده ام ! اگر منظور فرمایش شما ، آقای شوشتری یا دیگران هستند ، ایشان هرگز چنین چیزی نگفته اند ، تنها درخواست کردند که "پیامها و نظراتِ" برخی را که بجای تفسیر عطرها ، تقبیح عطرها کنند یا بجای نقد ریویو ، نقد نویسنده ریویو کنند حذف شود ! تازه این پیشنهاد است ، دستور که نیست :) اتفاقا من موافق نیستم ، که اگر زشتی نباشد ، زیبایی درک و دیده نشود !
اما بشدت مخالف هر گونه توهین به "اشخاص" هستم ، لیک اگر میخواهند عطری را نقد یا حتی تقبیح کنند طوری نباشد که توهین به نویسنده ریویو آن عطر یا مصرف کنندگان باشد !
مثلا : فلان عطر بوی دستشویی میدهد ، یعنی سلیقه مصرف کنندگانش بدرد توالت میخورد !
من باشم میگویم : بو یا بوهای نامطبوعی ازین عطر دریافت کردم !
نقد کردن هنر میخواهد !
ما در جهان تضاد دوقطبی زندگی کنیم ، یعنی هر چیز ضدی دارد !
در کنار زیبایان این خانه چون شما ، باید یک زشتی چون من هم باشد :)
در کنار مهر ، بی مهری ، در کنار خیرخواهی ، شرخواهی ، در کنار رفاقت ، دشمنی ، در کنار خوشبویی ، بدبویی ، در کنار نظرات دقیق ، نظرات نادقیق و ... ! چرا ؟
باید از خدا بپرسیم :))
تضاد دستور اوست !
لیک این یعنی عدالت ، یعنی قرار گرفتن هر کس و هر چیز در سر جای خویش !
یادمان نرود : عدالت با مساوات بسیار تفاوت دارد و حتی میتواند معکوس اش باشد !
پنجم : ما هنوز هم ادبیات غنی داریم بانوی گرامی !
این پیشینه بزرگ ماست ! ما از اسب افتاده ایم لیک هرگز از اصل نخواهیم افتاد !
این را تمااام دنیا ( که بر همه ضعف های ما مشرف و آگاه اند ) بارها و بارها ذکر و اعتراف کرده اند !
این خود ما نیستیم که بر بزرگی تاریخ خویش اصرار داریم ، بلکه به عکس عده ای در داخل ( به هر دلیل !! ) بشدت میکوشند تا ایرانیان را کوچک کنند ، مثلا با نوروز جنگیدند لیک موفق نشدند ، بلکه این جهان است که میگوید : تاریخ ایران ، بزرگترین و مفتخرترین است در جهان !
شما که ایرانی هستید ، آیا میدانید ما چند پادشاه داشته ایم و هر یک چه کردند و کدام خدمات را به آدمیت کرده اند ؟؟
شک ندارم مطلع نیستید یا به کمال مطالعه نفرموده اید لیک اساتید دانشگاه های بزرگ جهان ، روءسای جمهور و پادشاهان و آنهایی که باید در دنیا بدانند ، میدانند !!
تمام فیلمهای سلحشوری که در دنیا ساخته میشود ، از تاریخ ایران کپی برداری کرده اند "برای خود" !!
چین ! هند ! روسیه ! ترکیه ! کره جنوبی !! تا برسد به اروپا و ... !
ای خدا تا کِی حرص خوریم ؟؟
اینها همه تحت حکمرانی ایران و دستبوس ایرانیان بوده اند !
ما دچار خودبزرگ بینی نشده ایم بانوی گرامی ، بزرگ ترین و کهن ترین بوده ایم پس هستیم !
شما یک کشور را که تاریخ بزرگ ، کهن و تمدن ما را دارد نام ببرید تا حقیر نیز یاد گیرم !
چین و مصر و روم همسن و سال مایند لیک تاریخ ما مملو است از بزرگی و پیروزی !
از یک شکست ما بارها فیلم ساختند از حسادتشان :)
زمانی که دنیا نمیدانست اصلا چگونه بنویسد : تمدن و دولت ، ارتش و استاندار ، تامین اجتماعی و وزارت بهداشت ، حقوق بازنشستگی و زنان شاغل ، حتی مهد کودک تا زنان آسوده کار کنند !
اما قدر ندانستنِ ما که منظور نظر صحیح شماست ، چیزی دیگر است که اتفاقا خدا تاوان دهد هر ناشکر و مشرک را !
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند
کفر ، نعمت از کف ات بیرون کند ! تمام !
دیگر چگونه گوید ؟؟ من که بیسوادم و نمیفهمم ، تقصیر او چیست ؟؟
درب گوش ات : میدانم چه میگویی راجع به این قسمت پنجم ! میدانم چه در سرت میگذرد و به چه میاندیشی ! صبور باش !
از اسب افتادیم و زخمی شدیم و اسب هم گریخت ، صبور باش ، حکمت و اصل ات هنوز با توست و هرگز نمیتواند بگریزد !! حتی اگر انکارش کنی !
ششم : فرمودید : ما نباید به بهانه احترام به بزرگترها و تجربه آدمها ، خودمان را محدود کنیم ، هرچند این فرمایش برایم عجیب است لیک :
شما راحت باش و همین انجام بده ، خوب است :)
اگر بی احترامی ، مثلا به حقیر ، باعث عدم محدودیت ، آزادی ، و از همه مهمتر : یادگیری شما میشود ، از همین لحظه شما مجازید که هر بار مرا دیدید توی دهان من بزنید :)
من خون دهان پاک کنم و پرسم : آموختی ؟؟
خوب است ! پس بار دیگر محکم تر بزن :))
گذشته از شوخی : بزرگ داریم تا بزرگ !
بزرگ خویش انتخاب کن و از او بیاموز !
بر دیگر بزرگان نادانی چون حقیر ، کار ات نباشد :) اینجا هر گل بویی دارد و کسی جای کسی نگیرد و تنگ هم نکند :)
ضمنا چرا " تیغ " نقد ؟؟
چرا عطر نقد ( نقد مثبت ) را نمی آزمایی ؟
خوبی چه بدی داشت ... :)
بسیااار مهم : عطربازی سرگرمی ست ، جدی نیست ، بله ، قبول دارم اما "معطریت" اصلا سرگرمی و غیر جدی نیست و مهمترین چیز در زندگی ماست !
آفرین که نیم نخست را ادراک کرده ای و اتفاقا تمام تلاش من درین سایت همین است ورنه خیلی راحت و بدون دردسر ، هربار می آمدم و میگفتم : این عطر را بخرید ! تمام ! یا برعکس مینوشتم : این عطر ارزش خرید ندارد ! تمام :)
اگر میخواستم فقط عطربازی کنم !
ضمنا نمیدانم چه کسی تخصص نداشته و تایید صرف شده بقول فرمایش شما ! اینجا ، آنانی که تایید میگیرند ، هر کس در بخشی از معطریت یا عطربازی تخصص دارد ! مگر اینکه فقط عطربخر باشد و کلکسیون ها داشته باشد لیک هیچ نفهمیده باشد که اینجا نداریم و اگر هم هستند در ذهن سرکار من بی خبرم !
رفتم در خانه ای ، بزرگترین کتابخانه عمرم را دیدم !! از صاحبش پرسیدم :
- آفرین ، این کتاب هم داری ؟!ماجرایش را میدانی ؟
= ها ؟ این ؟ نه ، نخواندم !
- خب ، عیب ندارد ، واو ، این چه ؟
= ها ؟ این ؟ نه !
- این را که دیگر "باید" خوانده باشی !!
= ها ؟ این ؟ نه !
- کدام ها را خوانده ای ؟؟ که میتوانی بر من که نخوانده ام معرفی و توضیح دهی که بخرم ؟؟
= ها ؟ ایییمممم ...
( چند دقیقه با نگاهش کتابها را نگاه کرد )
کدام را بگویممممم !
( دیدم انقریب است که خجالت بکشد ! )
- من چند تاشو جدا میکنم حتما بخوان ، آقا تو خیلی دانا هستی ها ، که این جواهرات کمیاب رو انتخاب کرده ای ! کار همه کس نیست !
و خداحافظی کردم و زدم بیرون :)
میتوانستم بگویم : چه کتابهای خوشگلی !!
یا بگویم : در این کتاب سعدی حکایت خورجین پر از کتاب را بر دوش چهارپا خوانده ای ؟!
لیک بقول همان سعدی : هر کسی را دستور کاری ست ، یکی جمع کند به ثروت ، یکی نگه دارد به غفلت ، دیگری بَرَد به حکمت و فقیری خورَد به قسمت !
بالاخره آن کتابها به دست صاحبان اصلی شان خواهد رسید ، که هر چه درین جهان است از آنِ خداست و او تعیین کند هر چیز اجالتا ، و برای مدت محدود ، تحویل که باشد به حفظ یا نیاز !
هفتم و آخر : آهااان ! یک مورد خیلی زیبا و صحیح اشاره کرده ای ، بانوی کوشا و نقاد ما !
بگذار این قانون بی تردید خدای بزرگمان را بر تو آموزش دهم که آرامش گیری و خیالت آسوده گردد !
که بسیار کسان کوشیدند به فسخ یا حتی نسخ لیک اگر تمام جهان به قدرت کوشند ، نتوان اراده و هر قانون خدای قَدَرقدرتِ شدید القوای ما را نقض کنند !
مثلا قانون اوج و حضیض ( فواره )
هر چه درین جهان بالا رود ، محکوم است پایین آید !
مثلا برای آب : در مسیر بالا رفتن آب در فواره ، باد مخالف میتواند مزاحمت ایجاد کند و اندکی از قطرات آب را منحرف یا سرعتشان را کاهش دهد یا باعث شود به اوج نرسند اما سرانجام ، قطراتی در محور اصلی به اوج رسند ، لیک در حین سقوطِ قطرات حتی باد مخالف نمیتواند از پایین آمدن جلوگیری کند و تنها میتواند اندکی از سرعت بکاهد لیک پایین آمدن قطعیت دارد !
این را هم موءظف ام بگویم :
شما اخلاقهایی زیبا داری ، مثلا تصویر و نام خویش گذارده ای به این معنی که : این من ام !
از دید روانشناختی ، این یک مقام ، موهبت و دانش بزرگ است ، اطمینان و اعتماد است خصوص برای بانوان که مشکلات بسیاری بر ایشان وجود دارد فعلا ، با تاسف !
حال ممکن است هر کس اشتباهاتی داشته باشد چه در عقیده یا دانش یا هر چیز دیگر مثل خودم که بدترین ام درین موارد و نمونه ی دقیقی ام از کلکسیون نادانی ها و اشتباهات :)
در انتها از شما متشکرم بابت این پاسخ و نقدها ایضا اشاره به موردی صحیح
به خدا خوشبین باش بانوی اهل عطر :)
هرچند که از ماست که بر ماست !
ما خود مدام اشتباه کنیم سپس که گرفتار آییم هوار کشیم که پس خدا چکار میکند ؟؟ چرا حواسش نیست به ما بندگانش ؟؟ خوابش برده یا سرش شلوغ شده در ازدیاد جمعیت ؟؟ این چه سرنوشت بود یا هست ؟؟ و .... :)
که همگی پاسخی دقیق دارند لیک من پیر شدم به سن و سال و تجربه :) تا دانستم !
حال اینکه کافیست ببینیم و بیاموزیم از مردمان موفق و ناموفق جهان !
یک جمله هم درب گوش خواهرم بگویم :
چرا این خانه معطر ، زیبا و استبداد دیده را انتخاب کرده ای به مبارزه ؟؟ جایی مستبدتر نیافتی :)
سرکار از هوای خنک هم بر من اولاتر بودید ، که همینطور عرق ریختم و نوشتم :)
اکنون که تمام شد بروم کولر را درست کنم که این خانه جدید هیچ چیز سالم ندارد !!
بیشترین کرایه عمرم را میدهم درین خانه جدید که آمده ام ، و بدترین است در کل عمرم !
اینهم از عاقبت ما ایرانیان !
تقصیر خداست :))
ای من به قربان خدا بروم که چشمهایش گرد شده از تعجب ، که : اینان کیانند دیگر ؟؟ هر چه بیش نعمت دهم ، بیش مشرک شوند !
بر ثروت جهان نشسته اند ، انقریب از گرسنگی یکدگر خورند !
خود معانی برگیر :)
بقول فرمایش شما : با احترام به همه
:) ⚘
درود بر مدیریت عزیزمان
ایضا تمامی خادمین معطر این خانه بزرگ و معطر
بسیار خوب است
لیک مهمترین کار از دید این حقیر این است که بخش نظرات به صفحه نخست بازگردد !
اما ماجرا و علت برداشت بخش نظرات را از صفحه اول میدانم !
برخی اوقات جبر به انجام کاری میشود که هم به صلاح نیست و هم بار تضرر بسیار بر سایت دارد !
من خود که تقریبا از اولین روزهای تاسیس این خانه ، بازدید کننده اش بودم و سپس از سال ۹۹ ، از ساکنین اش ، و تمام اطاق ها و کمدها و راهروهای این خانه را چون کف دست میشناسم ، نمیدانستم بخش نظرات کجا رفته و چطور میتوان به آن آدرس رفت :)
الان که میدانم ، بر بسیاری آدرس میدهم که چگونه ورود کنند ، باز تماس میگیرند که پیدا نکردیم !!
تا اینکه خود شخصا و حضورا راهنمایی کنم !
بسیاااری اصلا خبر ندارند عطرافشان چیست ، عطری را سرچ میکنند ، می آیند عطرافشان و فکر میکنند اینجا فقط یک سایت فروش عطرها هست !
اصلا نمی بینند و نمی دانند اینجا بزرگترین انجمن عطور ، بهترین منبع شناخت عطرها و تبادل نظر در مورد آن ها است !
و از همه به مراااتب مهمتر :
اینجا دانشگاه عطور و عطرشناسی ست !
و بر تمااامی ابعاد عطور اشراف ، کنکاش و تحقیقاتی گسترده دارد !
عطر شناسی ، عطار شناسی ، برند شناسی ، رایحه شناسی ، نت شناسی ، عطرباز شناسی ، مخاطب شناسی ، هارمونی شناسی ، زمان و مکان شناسی ، اصطلاحات شناسی ، ساختار شناسی ، اصالت شناسی ، فیک شناسی ، پوست شناسی ، پوشش شناسی ، و ... !
فیزیک ، شیمی ، متافیزیک ، هنر ، صنعت ، نرم افزار ، سخت افزار ، ترکیبات ، مصنوعات ، هنرهای مکمل و تابع ( مثل فلاکون ) و ... !
نام بردن تک تک دانشکده ها چندین ساعت زمان میطلبد ، آنهم به تیترگویی !
و یک غرفه فروش هم دارد که از بسیاری بابت ، متفاوت است با دیگران !
جزعی ترین اش : صدها نفر کارشناس ، نظارت دارند بر تایید واحد اصالت سنجی عطور ، و ممهور شدن آنها به مُهر : اصیل است !
صفحه اول عطرافشان ، باید یک فهرست کامل باشد از معرفی تمامی دانشکده ها و آدرس اطاقهای آن !
و بخش انجمن که مهمترین است ، آنجا آدرس ندارد !
بسیاری از حضار دائم الحضورِ اکنون ، که از مهمترینِ اعضاء هستند ، کاملا اتفاقی به بخش نظرات ( انجمن ) ورود کرده اند ، و سالهاست که نتوانسته اند خارج شوند ، از عشق و مهر و تحصیل آن !
خاک معطرش ، گریبان و دامان گیرد به عشق :)
سپاس بابت پیگیری ها
آرزوی توفیق هر چه تمامتر
بلطف خدایمان
پاسخ مدیر : سلام عرض ادب
دلگرمی ما، حضور اعضایی است که نه از سر عادت، که از سر عشق ماندهاند؛ و این عشق، بزرگترین افتخار ماست. اگر امروز این خانه اعتباری دارد، از نفس و مشارکت شما و دیگر همراهان است.
از حسننظر، حمایت و راهنماییتان سپاسگزاریم و امیدواریم در کنار هم، این مسیر را بهتر از همیشه ادامه دهیم.
سرکار خانم ماری عزیز
که میدانم تعدادی از ما ساکنین این خانه را دوست ندارید خصوص این حقیر را :)
نام شما مرا به یاد سرکار خانم marry ( مریم کبیری ) ی به درستی "کبیر" میاندازد که از بهترین ها بود درین خانه و صد افسوس که اکنون افتخار میزبانی شان را نداریم !
سرکار خانم مریم کبیری ، میدانم این جمله را اینجا نمیخوانید ، لیک نسیم معطر سحرگاهی ، ارادت این حقیر و دیگر دوستان قدرشناس ما را بحضورتان خواهد رسانید ، هر کجا هستید ، عطر تنفس عطرآگین تان برای همیشه درین خانه جاری ست ! حی و قیوم باد انشاله !
و اما سرکار خانم ماری گرامی و دمکرات ما .
شما بنویسید ! همانگونه که امروز نوشتید و ما خواندیم و اتفاقا همه ی فرمایشات شما ، ناصحیح نیست . برخی را درست میفرمایید و بسیاری را دیگر دوستان نازنین ما صحیح فرموده اند .
همین که فرمایشات شما و دیگر دوستان عزیز ما ثبت و خوانده میشود ، یعنی دمکراسی در جریان است !
قیمه و قرمه هم توهین نیست ، میگویند ، لیک سطح کیفی سایت را کسور دهد .
لیک سرکار خانم ماری عزیز ، فحش بقول شما و ناسزا مطلبی دیگر است که با فرهنگِ ( فرهنگ : جاری کردن خدا ) ما ایرانیان کهن ، هیچ تناسب ندارد ! در فرگرانتیکا اینگونه است بقول دوستمان ؟؟
نوش جانشان ، ببویند و خوش باشند !
ما را با فراگرانتیکا یا هر جایی دیگر ، چه کار ؟!
ما "این خانه" را به حضور انتخاب کرده ایم !
حتی با استعاره منفی هم اینجا برخورد میشود !
خواندید آیا که جناب مرصاد کریمی "به منظوری دیگر ، و درست" فرمایشی کردند لیک چون فرمایش ایشان دقیق نبود و میتوانست نابجا برداشت شود حقیر مراتب اعتراض خویش حضورشان تقدیم کردم و ایشان با سعه صدر ، هوشیاری و ادبی که از پیشینه ایشان حکایت دارد ، پذیرش و دلجویی نمودند . این میشود شعور و فرهنگ ایرانی !
فرگرانتیکا اینگونه نیست ؟؟ نباید هم باشد ، که نه حافظ و سعدی و فردوسی دارد و نه حکمای دیگر و نه ایرانیان معطر !
در پیام پیش هم عرض کردم اتفاقا ، همین فرمایش صحیح شما را ، که :
ما کار خویش کنیم ، دیگرانی هم که مد نظر شمایند کار خویش !
ساکنین این خانه هم هوشیارند ، هم با سواد و هم معنی معطریت را به کنه میدانند !
برخی تشکر کنند و ایشان اشتباه برداشت کنند ؟
عیب ندارد ، برخی حتی از خود تشکر کنند :)
برخی نیز نخوانده از آن بالا تا پایین تشکر کنند که این هم میتواند معانی نیک داشته باشد !
ضمنا با همین تشکرات ، منش ، روش ، هوش معرفت و قدردانی و عملکرد شاکرین هویدا میشود .
شخصا از تمامی نظرات تشکر کنم که وقت و زحمت صرف کرده اند به ازدیاد دانش ما ، مگر اینکه نخوانم یا حاوی توهینی به ساکنین باشد خدای ناکرده !
فقط یک چیز فراموش نشود که قبلا هم عرض کرده ام : ما صدهائیم ، مدیرمان یک !
وقتی یک نفر بقول فرمایش شما رگباری نظر یا تصویر میفرستد ، زحمتی مضاعف را بر ایشان وارد کند ورنه مگر تا کنون کسی از ایشان ممانعت کرده یا جلوی فعالیتشان را گرفته است ؟ تنها مدیر تذکر دهد : نظرات مکرر باعث یکنواختی سایت میشود و حداقل با فاصله درج کنید ! همین !
جناب رامین فرمودند : گویا اینجا فقط باید به به بگوییم بر عطور !
اینگونه نیست ، روزی را به یاد ندارم که چندین نظر در تردید ، ناقبولی و شکایت از عطرهایی مختلف نخوانده باشم ، لیک : با ادله ی صحیح و در کمال منطق و ادب !
حتی در انتها ، با نهایت شعور مینویسند : قصد ناراحت کردن دوستداران این عطر نداریم و تنها نظر خود گفتیم که : این عطر ، عطر ما نیست !
حال آنکه اصلا و ابدا نیاز نیست این بگویند و تنها بدینوسیله شعور و فرهنگ خود نشان میدهند به : اوج معطریت !
موسپید ترین ما اکنون جنابان ارژنگ بوترابی و محمد راستی فر اند ، نظرات ایشان بخوانید و نهایت ادب ، تواضع و فروتنی را ببینید در عین بزرگی و سواد معطریت ایشان !
بعد بخوانید که از چند عطر به صحت و سلیقه شکایت کرده اند !
بسیاری اوقات اصلا ما نمیدانیم با چه کسی سخن گوییم :)
نه تصویر دارند نه نام !
مثلا شما تصویر خویش گذارده اید و نام خویش ، حتی اگر نام یا تصویر برخی ، راست نباشد لیک باز ما از انشاء ایشان درک خواهیم کرد با چه کس سخن گوییم :)
این کار شما از نظر این حقیر ، قابل ستایش است ، ایضا گفتن حرف دلتان ، سپاسگزارم .
برخی نام دارند ، برخی تصویر و برخی هر دو ، لیک تعدادی از اکانت ها هیییچ ندارند :)
خودتان اندیشه کنید که : چه میگویم و چرا گویم !
برخی معذوریت هایی دارند ، عیب ندارد لیک مشخصاتی درج کنند بر ما ، که ایشان را بر آن مشخصات ، تفسیر و خطاب کنیم !
به شخصه ، هر مرد یا بانویی که عکس و نام خویش مینهد که : من این ام ، بر من با تفاوتی بسیار ، جلوه کند ! از چندین بابت !
لیک حتی آن دیگران نیز درک کرده اند که بر من و ما محترم ، عزیز و قابل به شنیدن و بوییدن اند .
اینجا سرزمینی وسیع است ، حتما منظور عرض مرا بصورت کامل انشاله ، درک کرده اید همگی .
هر که اینجا می نویسد ، حتی دو کلمه ، که خوب بود یا بد بود ، خدمتی به سایرین کرده است لیک بضاعت اش در همین حدود است که هر کس در سطح بضاعت خویش ، گوید و کوشد !
اما اگر حضورش ممتد باشد درین خانه ، و اگر واقعا برای یادگیری و خدمت و خیرخواهی آمده باشد و نه گمراهی و انتقام و شرخواهی ، بزودی عطربازی قابل و از آن به مراتب بالاتر و مهمتر : معطر خواهد شد به ظاهر و باطن !
که بوی خوش اش هر روز چون نسیمی معطر درین خانه جاری شود و به همگانی میرسد که روزانه در پی بوییدنش می آیند !
ما اینجا پروانگانیم گرد شمع معطریت و مهر !
پروانگان را با ظرافت کار است ، نه با درشتی !
ارادت ها خدمت سرتاسر این خانه و کل ساکنین زیباپرست اش :)
سپاس دوباره از سرکار ، بانو ماری محترم
حضورتان ممتد و نیکو باد بر ما انشاله
پ ن : میثم عزیزم درود بر تو
نظرات محدود بود ، اجبارا ریپلای به نظر شمایی کردم که از دوستان منی ، چون همگان :)
پوریای عزیزم ، جوان رعنا
سلام بر شما
متشکرم از لطف ات ، خوشحال ام که مورد توجه ات واقع شد این ریویو .
بله ، با شما موافق ام ، عطری ست بی سر و صدا ، کم نت ، ساده اما تاثیر گذار !
مثل لالیک نوآر کم نت و ساده اما با ارزش و پرمخاطب !
اگر بگویم فعلا صبور باش به خرید باتل ، و بگزار اوضاعمان درست شود و انشاله با کشتی بیاید و ندانیم چکار کنیم و کدام را برداریم ، میترسم طبق معمول همیشه ، تیراژهای بعدی تغییر کنند در کیفیت ، که الان دقیقا وارد سال چهارم تولید شده است !
اگر بگویم صبر نکن و بخر ، میترسم یک گونی پول بدهی و بعد آن روز برسد بلطف خدا و چند بطری دیگر بخری و ببینیم خیلی هم تفاوت نکرده ست !
چون تلورانس تضعیف کیفیت عطور ، شتابی چون سقوط آزاد ندارد ، آرام آرام طی چند سال مداوم با شیبی ملایم صورت پذیرد !
اسم گونی پول آوردم : اگر این کارت های بانکی ( لعنت اله علیهم اجمعین ! :) نبودند ، باید هر روز یک گونی اسکناس ( سکه که نداریم و تنها کشور جهانیم که اینگونه ایم ) میانداختیم بر دوش و میرفتیم بیرون !!
چرا لعنت بر ایشان ؟ هیییچ برکت ندارند !
۱۰۰ میلیون هم که صبح داخلش باشد ، شب یک بستنی میخری ، میگوید عدم موجودی !!
دی ، مثل الکل میپرد !
خلاصه که پوریا جان نمیدانم قیمتش چند است الان ، من هم دکانت داشتم از مهربد عزیز .
مهربد با سلیقه است و اگر هم عطرهای اماراتی میگیرد بهترین ها را تهیه میکند و دکانتی میفرستد برای حقیر ، به ریویو و معرفی خدمت شما دوستان نازنین مان .
انگشت شماری دیگر هست که انشاله اگر زنده بودم تقدیم میکنم .
ارادت ها جوان رعنا
چه روز عجیبیست امروز !
- سعید شوشتری عزیز ما که همیشه سفارش میکرد "لبخند بزن و عبور کن" تا این حد عصبانی شده ست !
که البته محق است .
- جناب محمد راستی فر ، پیرمرد نازنین ما هرچند به حق لیک بسیار عصبانی شده ست !
- جناب مرصاد کریمی عزیزمان فرمایش میکند : عطرافشان به جایی رسیده ست که نه تنها چیزی به دانسته هامان اضافه نمیکند بلکه ناامیدمان میکند از عطر !!
گویی تمامی ما که شبانه روز به خدمتِ بی چشمداشت مشغولیم ، همگی ... !
عجب !
- بقول آن دوست عزیزمان ، آقای ذبیحی ، رایحه اسکناس دوباره در خانه جاری شده ست ، رایحه ی پول همین است دیگر :)
و ... !
اینجا چه خبر است امروز :))
تجربه ثابت کرده ست زمان و هوش حضار همه چیز را الک میکند !
ما کار خود کنیم ، اسکناس کار خود ، آینده نشان خواهد داد چه کس درست میگوید !
بقول شوشتری عزیز ما : لبخند بزن و عبور کن .
اما رایحه اسکناس لبخند را از لب همه ما برده است ، حتی از لب شوشتری عزیز ما :))
چند روز پیش با مدیر عزیزمان توسط پیام صحبت میکردیم ، موافق بودیم که مهر ورزیدن بسیار خوشتر است تا عداوت کردن !
سالها پیش ، در عطرافشان مدام عداوت جاری بود لیک به همت دوستان نازنینمان ، رویه معکوس شد ، که دستاورد عظیمی بود و حتی ایکاروس عزیز ما ، که ذیضرر شده بود از عداوت های آن روزگار ، در پیامی این دستاورد را اجر نهاد !
کار ساده ای نبود .
بقول او اینجا پناهگاه است بر ما !
خصوص این روزها !
پناهگاهمان را آلوده به عطور زشت نکنیم !
عطر دوستی و مهر جاری کنیم که :
عطر خداست !
ارادت ها
دوستان عزیزم درودها بر شما
با خود گفتم یک تیر و دو نشان کنم با این نظر برای شما عزیزانم
رو به گرما میرویم از سویی و نیاز به عطرهایی فرح بخش داریم
و از سویی هم اوضاع اقتصادی را که خود بهتر دانید !
اینهمه عطور خنک و حتی سرد اصیل عالی داریم لیک اجالتا از دسترس بسیاری از ما خارج اند ، یعنی خارج کرده اند !
بنظرتان از تورم ، چه کس سود می برد ؟؟
اصلا چه کسانی و به چه منظور تورم را حاصل کنند ؟؟
و این ثروت حاصل ، کجا صرف شود ؟؟
به آن فکر کنید !
و هماره حکایت دم خروس و حاشاست :)
بگذریم ، اشاره به عطرهای سرد و خنک کردم یادم آمد دوستی عزیزترین دو سمپل از عطور جدید بولگاری ی آلبرتو موریاس فرستاد به مهر که ریویو کردم حضورتان ، یکی شان مثل هوای یخزده ی رشته کوه آلپ اروپا ، سرد بود و رقیق و شفاف :)
باید الان بالای ۲۰ میلیون قیمت داشته باشند ، آن موقع عطرافشان قیمتی زده بود در حد رایگان ( ! ) نسبت به کیفیت شان !
گفته بودم هر که بخرد و آرشیو کند برد کرده ست ، هم به آن قیمت و هم تیراژ ( کیفیت ) نخست را !
البته عطرافشان چون به تعداد سفارش دهد ، عطرهای ۱۵ سال پیش هم دارد گاها !
و اما این عطر :
چند عطر شرقی منجمله اماراتی را مهربد عزیز لابلای دکانت ها بر من فرستاد تا اگر خوب بودند ریویو کنم بر دوستان عزیزمان .
مثلا بین خنک ها ، یادم هست یک عطر خنک عربستانی فرستاد بنام یات مود که به حق زیبا بود ! بطری اش قایق بود :)
دکانت این عطر ، یعنی لطافه ملک الطیور هم بینشان بود ، یادم هست دربش را بوییدم و گفتم :
واو ، آناناس و سیب و لابدانیوم که عشاق هر سه ام ! یک بوی لطیف هم به مشامم خورد همراه با یک تندی ی فلفلگون ، تست اش نکردم که هم فصل اش نبود و هوا سرد بود و هم ذوق تست عطور اصیل را داشتم آن زمان ، اما رفتم به صفحه اش که نت هایش را تماشا کنم بدانم آن نت لطیف که بی شک مربوط به درای داون است و تنها حین تست بخوبی هویدا میشود کدام است ، که دیدم : به به !
اولا آن که کشمران است و آن تندی فلفلگون مربوط است به مریم گلی ، لیک به به برای قلب اش که برگ بنفشه دارد :)
برگ ها را میبویید دوستان عزیزم ، یا نه ؟
هم در دسترس اند و هم جزء رموز عطارها هستند ، معمولا لو نمیدهند و بین لیست نت ها نام نمیبرند !
ابتدا از درخت یا بوته عذر بخواهید ، تشکر کنید و یک برگ را بچینید ، تمیز کنید اول که عاری از گرد و غبار شود ، سپس خشک که شد در دست له کنید و دقیق ببوئید !
اگر میخواهید ، دو کار دیگر هم بکنید :
بچشید و همزمان هم ببوئید ، و یادداشت کنید ، اینگونه با چند بار مرور یادداشت ، دیگر فراموشتان نمیشود !
خب ، گوشی را بزنم به شارژ ، چرتی بزنم ، سپس برخیزم به عشقبازی با خدا و این بوی خدا :)
این دست از اماراتی ها ، خیلی بررسیشان سخت و زمانبر نیست بنابرین چند عدد باقیمانده دکانت های مهربد عزیز را با سرعت بیشتری ریویو خواهم کرد انشاله اگر زنده بودم .
قبل از آن این سالویا اسکلاریا را تشریح کنم برایتان :
مریم گلی یا مرموک یا کلاری ساژ ،
رایحه : شبیه لاوندر با این فرق که به چرم و عنبر نیز شبیه است یعنی آنها را هم در خود دارد ، کافوردار ، شباهتی هم به فلفل دارد ، دو نوع است : کافوری علفی و صمغی .
بعلاوه عطر گلی ای هست که روایح کهربا ، خاکی ، حیوانی و لاوندرگون را آشکار میکند .
■ لطافه ، ملک الطیور ، امارات ، ۲۰۲۲
مزه رایحه : آروماتیکی سبز ، گیاهی ، علفی ، کافوری خنک .
مناسب همه فصول منهای زمستان ، خصوص پاییز ایضا بهار
》تشریح :
عطر قشنگی ست :)
خاص است و این مهم است !
میتوان بصورت خلاصه گفت : عطری ست گیاهی و سبز و علفی و خاکی ، از برگ بنفشه ای قوی که نت های دیگری همچون آناناس و لابدانیوم ( لابدانیوم با لابدانوم فرق دارد ) و کشمران ، زیباتر شده ست ضمنا از نوعی از مریم گلی استفاده شده که در جهت و موازات برگ بنفشه باشد ، یعنی نوع کافوری علفی !
حتما تست کنید خصوص دوستانی که روایح طبیعیِ گیاهی و سبزِ علفی دوست دارند !
برای تست ، در خط درون آرنج دو پاف بزنید و یک دقیقه محصور کنید !
》 پله ها :
به محض اسپری آکوردی شاداب از جنس آروماتیک با آرپژ آناناس و با قدرتی کمتر : ترنج و سیب سبز ترش حس خواهید کرد که در پشت رایحه بخشی از رایحه مریم گلی را نیز حس میکنید که فعلا طعمی تند و فلفلگون از کل رایحه اش حس میشود !
عمر این پله تقریبا به بیش از ربع تا نیم ساعت نمی انجامد .
سپس آن رایحه خاص و لذیذ آرام آرام هویدا میشود در لحظات آغازین پله دوم و مدام قویتر و قویتر میشود !
برگ بنفشه با قدرت تمام و مریم گلی ای از جنس کافوری علفی که به برگ بنفشه کمکها میکند به انتشار زیبایی :)
اینجاست که عطر ، خاص میشود !
هیچ چیز دیگری نیست ! تمام نت های تاپ نت خاموش شده اند و یک رایحه کاملا گیاهی ، سبز ، خاکی ، کافوری ، علفی و شفاف به زیبایی و قدرت تمام موسیقی ای از جنس طبیعت را اجرا میکنند :)
گویی این دو گیاه را در دست له کرده اید و میبوئید :)
این پله مطلقا شیرینی و گرما ندارد ، خنکایی تلخ از جنس گیاهی و سبزی را تجربه میکنید .
عمر این پله حوالی سه ساعت است لیک بیش از یک ساعت میانی اش با قدرت تمام میدرخشد .
نکته : یادتان نرود ، این عمرها که میگویم ، هم بر پوشاک متفاوت میشوند و هم بر انواع ۴ گانه پوست ( صفراوی ، سودایی ، بلغمی ، دموی )
حتی نوع روایح و ترتیب ظهور و خروج نت ها هم میتوانند تغییراتی ریز را سبب ساز شوند در تمامی عطور ، لیک تلورانس تغییر روایح ، خیلی چشمگیر نیست ، اما زمان میتواند باشد !
سپس آرام آرام آن رایحه سبز قلب ، ابتدا ضعیف میشود و متعاقبا همراهی نت گلیِ گرم ، شیرین ، صمغی و خوشبوی لابدانیوم را میپذیرد !
در انتها به آهستگی ته مانده رایحه مریم گلی قلب خاموش میشود و بجای آن نت چوب کشمیر که رایحه ای شیرین ، بالزامیک ، صمغی ، کمی دودی و عمیق دارد هویدا میشود لیک برگ بنفشه هنوز بر روی پوست من لبخند میزند :)
رایحه برگ بنفشه ، کمترین قسمت اش پودری و کرمی است ، اما کشمران ته مایه ای کرمی گون هم دارد !
درای داون نیز طولانی مدت است .
》پرفومنس :
خیلی خوب در پخش ، خوب در پروجکشن و سیاژ ، ماندگاری هم خوب است بر پوست من ، خصوص قلب و درای داون طولانی مدت اند .
در نظر قبل گفته بودم که برندهای لطافه و الحمبرا در حال طی مسیری اند و سیاستی از پیش تعیین شده را پی میگیرند ، حتی یادم هست لطافه در سبقت و پیش از موعد و زمان مشخص قبلی اقدام به همکاری با کوئنتین بیش کرده بود در عطری عالی بنام تریاک ، که آزمایشی بود بر برند از قدرت ساخت و فروش بجهت تعیین زمانبندی ورود به پله های بعدی ترقی .
》زمان و مکان :
بجز زمستان ، خصوص پاییز !
چرا برای بهار نگفتی "خصوص" ؟
خواستم سخی نباشم اکنون و بنویسم خودتان تفکر کنید ، دلم نیامد ، گفتم شاید برخی دوستان جوان ام حوصله تفکر و تحقیق نداشته باشند ، پس مختصر اشاره کنم :
در بهار ، طبیعت خود مشغول پخش روایح سبز و گیاهی ست ، "عطر شما گم میشود" ، اما در پاییز بشدت هر چه تمامتر حس میشود هم بر خودتان و هم بر مخاطبین شما !
این درس که مختصر گفتم ، از مهمترین فوت های کوزه گری عطربازیست ، کمتر کسی بلد است که چرا یک عطر واحد در فصول مختلف ، با تغییراتی عمده بر مخاطبان واکنش میدهد !
عده ای متوجه فشار هوا ، دمای هوا ، رطوبت هوا و آیتم هایی دیگر مثل کیفیت مختلف عطور هستند ، اما اینی که گفتم و چند سال پیش هم فقط یک بار اشاره ای کرده بودم ، مهمترین قسمت است !
حال شما هم این مهمترین را آموختید :
- یا همراه طبیعت باشید در عطر افشاندن ، مثلا عطرهای گلی را در بهار بپوشید ، عطرهای میوه ای را در تابستان ، دودی و خاکی در پاییز و گورماند و وانیلی در زمستان !
- یا ضد طبیعت عمل کنید !
این یکی تحقیق زیادتری میخواهد و فوت بیشتر ، اما واااو بیشتر هم بدنبال دارد :)
این یک نکته ، بار این ریویو را تا سقف ریویوهای حقیر بالا بُرد که پس از عمری عطربازی یاد گرفتم ، به تجارب و تحقیق و پرسش بسیار :)
راجع به آن فکرها کنید اگر میخواهید همه بگویند : واااو !
که اگر دقیق راجع به این مهمترین فکر کنید ، چندین پله در انتخاب عطر و دانش عطربازی پیش رفته اید !
احتمالا دلیلی داشته که اینجا دستور نوشتن اش آمد :))
برخی حوصله خواندن ریویو عطور اماراتی ندارند :))
شما هم به کسی نگویید :))
البته شوخی کردم که بخندید ، بگوئید ، لیک به کسانی که ارزشمند اند ، همچون همه شما دوستان عزیزم که این حقیر خدمتتان تقدیم کرد ، خب عجب یک تیر و چند نشانی شد :)
و ادامه : روزانه ، در منزل هم میتوان تجربه کرد .
》پوشش :
هر چه میپوشید ، سبز و قهوه ای هم درونش باشد .
رنگ خاکی هم رایحه خاک عطر را تشدید کند .
البته اینها را به آموزش عرض میکنم ورنه برای همه ی عطور لازم نیست دقت بسیار به خرج دهید هرچند که من میدادم .
الان که اصلا حوصله هارمونی نداریم لیک این ریویو میماند در سایت ، انشاله به روزگار شادی همین کنیم !
چیزی دیگر یادم نمی آید !
قرار شد ریویوی مختصر بنویسم مثلا :)
آن عقاب روی شیشه را میبینید ؟
بلطف خدا همین میشویم انشاله !
شیر ژیان که بوده ایم از هزاران سال پیش ، بالهای شادی و سرور نیز خواهیم داشت به پرواز بلطف خدای مهربانمان !
عمرمان به فقر و حسرت عطور گذشت !
لیک همگی به بوییدن بهشت میرویم :)
یاد فیلم مارمولک بخیر ، پرویز پرستویی گفت فشار را کم کنید که از آنطرفِ جهنم بیرون نزند :))
پیمان قاسم خانی نوشت و کمال تبریزی کارگردانی کرد .
ارادت ها
دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه
هر دو سوزانند ! اما این کجا و آن کجا
:)
دوستان عزیزم درودها
فرصت نشد تمامی نظرات این چند روز را در خصوص داستان مشابهین ، مطالعه کنم ، نظر چند تن از دوستانمان را مطالعه کردم و تشکر کردم بابت زحمتی که درین خصوص بر همه ی ما به ازدیاد دانش کشیده اند ، لیک این اشاره ی طناز ارژنگ عزیز جالب بود :)
یک مورد را عرض کنم حضورتان :
بارها عرض کرده ام که هیچ دو عطری یکسان نیستند و هر عطر شخصیت خود دارد ، چطور ؟
چون عطرها زنده اند !
جسم دارند ، جان دارند ، مهر میورزند ، لبخند میزنند ، برخی ما را دوست ندارند لیک همگی جان خویش را بر تن ما فدا کنند به بخشیدن لذت بر ما و اطرافیان ما !
دیگر اینکه :
اگر دو عطر را پیدا کردید که عینا و ۱۰۰٪ با هم یکسان بودند بر من بفرمایید تا تست کنم و ده ها اختلاف آنها را استخراج و تقدیم کنم !
عطرها چون آدمیانند ، حتی دوقلوهای همسان ، یکسان نیستند !
و اما یک درس در عطربازی :
عطرهای درخواست شده و سفارش شده بر تشابه ، دو نوعند :
- Inspiration : الهام گرفته شده
- Clone : شبیه سازی شده
این دو ، در سعی به تقلید یک رایحه عطر معروف یا گران قیمت و پرفروش ساخته میشوند
》دسته ی الهام گرفته ها :
سعی میشود با تغییراتی ، دسته ی دیگری از مخاطبان آن رایحه را هدف قرار دهند .
درین دسته ، قیمت مد نظر نیست !
از تعدادی از عطربازان و مخاطبان آن عطر پرفروش با پرسش هایی ، تحقیقاتی میشود که مثلا رایحه ی این عطر اگر چگونه بود بهتر بود ؟ کدام نت ها و بوها کم و زیاد باشد بهتر است ؟ کدام نت ها حذف یا اضافه شوند خوبتر میشود ؟ خود برند نیز همین کار میکند و فلنکرهای یک عطر دقیقا به همین علت تولید میشوند تا دایره ی جذب مشتریان و مخاطبین آن عطر خاص را هرچه بیشتر گسترده کند .
》دسته ی شبیه سازی شده ها :
این دسته سعی دارد بیشترین شباهت را حاصل کند و تنها بر قیمت کمتر نظر دارد تا گوی سبقت را از عطر اصلی برباید ! یا حداقل سهمی از بازار را بدست آورد ، اما :
تحت هیچ شرایطی ( طبق قانون کپی رایت ) نمیتواند آن عطر خاص را عینا شبیه سازی کند ولی میتواند چند نت را تغییر دهد اما به قسمی این کار را بکند که رایحه عطر اصلی حتی المقدور دستخوش تغییر نشود !
اگر غیر ازین هم بود ، باز نمیتوانست !!
چون مواد اولیه ، ترکیبات ، عناصر و نت های هر برند متفاوت است و اگر عینا هم تکرار میشد باز در رایحه خروجی ، چه نت ها و چه پله ها و چه زمان ترخیص نت ها و پله ها ، متفاوت میشد !
آونتوس نتوانست رایحه خود را در دو سری تولید پشت سر هم ، عینا شبیه سازی کند !
حتی اگر دست ساز نبود !
نکته : یکی از دلائل تغییر رایحه عطرهای دیزاینر که بصورت تکنیکال و آزمایشگاهی و فرمولی ساخته میشوند ، همین است ! همه چیزِ عطرها که در بالا شمردم ، هر ساله تغییر کیفی کنند ، حتی اگر جزعی باشد باز در جمعِ هر یک ، کثیر و ملموس و محسوس شوند !
البته پر واضح است که دلائل دیگری نیز در این اختلاف خروجی رایحه دست دارند ، مثل قوانین هرساله ایفرا مثلا که مدام برخی نت ها را حذف کلی و برخی دیگر را در غلظت دگرگون میکند .
چه بگویم ، حتی یک مزرعه در دو سال متوالی ، یک جور محصول واحد نمیدهد !
یکی دیگر از مهمترین دلائل هم این است :
هر که بفکر خویش است
کوسه بفکر ریش است !!
خصوص این روزها ! که تمامی برندهای بزرگ و کوچک دیزاینر ، عطر میسازند برای پول !
شک ندارم مدیرانشان قبل از خواب ، بر خود و رخت خوابشان عطر پول میپاشند :)
هر کدام یک شیشه عطر اسکناس برای خود ساخته اند :)
فقط "تعدادی" ، آنهم نه همه ، انگشت شمار برند نیش هستند که کماکان بر هنر عطر توجه و فعالیت دارند و نه بر صنعت عطر !
خلاصه که کلون ها ، حال چه اروپایی باشند چه اماراتی ، محال است دقیقا همچون عطور اصلی باشند !
هیچ ارزانی بی علت نیست !
هیچ گرانی هم بی حکمت نیست !
اما :
من خود شخصا حوالی ۵ سال پیش در همین خانه مان شرح دادم که از طریق دوستان عزیز و بزرگی که دارم و ایشان مطلع بودند از اخبار قوانین مجلس ، باخبر شدم از قوانینی جدید که اهم اش خروج عطر از سبد سوبسید خانوار از سویی و تخصیص مالیات گزاف ( همچون دیگر کشورها ) بر عطرها از دیگر سو ، و باز از سویی دیگر ازدیاد قیمت ارز ، و باز هم از دیگر سو اجرای تحریمهای جدید ، همگی باعث شد براحتی حدس بزنم بناست قیمت عطرها سر به فلک گذارد !
عطرها در ایران ، حتی از کشورهای تولید کننده شان به مرااتب ارزانتر بود چون کشورها مالیات خرده فروشی داشتند و ما نداشتیم !
برندها که بر ما بصورت کلی میفروختند مالیات نمیگرفتند حال آنکه در کشور خودشان پس از خروج از کارخانه مالیات خرده فروشی وضع میشد .
از چند جبهه به دنیای عطربازی های ما حمله شد !
ایضا میدانستم که ازین بازار محصور و بسته ، تعدادی بسیار برند ایرانی از ریز و درشت و فیک و اصل ، همچون قارچ سر بر خواهند آورد !
که چون نابلد اند ، سلامتی خوشبو محوران تحت تاثیر قرار خواهد گرفت به احتمال زیاد !
اما :
با خبر شدم که همزمان دنیای عطر دارد از غرب به شرق نقل مکان کند !
عمان ، امارات ، عربستان ، کویت ، قطر و ...
که در کیفیت ، سعی خواهند کرد !
که تمامی حدس ها که محدوس شد و تعدادی را در سایت نوشتم ، برخی متاسفانه و برخی خوشبختانه ، همگی تقریبا به وقوع پیوست !
همان موقع هم عرض کردم : امارات ۴ جور تولید دارد :
- نیش ها و ایندی نیش ها :
که با غرب براحتی رقابت خواهند کرد ، مثل ویدیان مثلا !
- دیزاینرهای برندهای غول عطرسازی غرب :
که بدلائل مالیاتی و کارگر ارزان ، شعبه ای را در امارات احداث و تولید خواهند کرد ، مثل برند خانم جو مالون مثلا !
( این یکی یادم هست الان ، چون چند شیشه خریدم به سفارش دوستان ، برندهای بسیار دیگری نیز هستند درین لیست )
- برندهای دیزاینر رتبه اول :
که ابتدا سعی میکنند از طریق کلون سازی ، هم معروفیت و هم ثروت بدست آورند تا سرمایه دورخیز برای استخدام عطارهای گرید ۱ فراهم و به برندهای غربی برسند ، مثل لطافه و الحمبرا مثلا . سیاست دوم ایشان پس از کلون سازی و پیش از رسیدن به گرید ۱ در صنعت عطور ، الهام گرفته سازی خواهد بود ، که الان شاهد هستم که ورود کرده اند به این مبحث بعنوان پله دوم قبل از آخرین پله .
- و در انتهای لیست برندهای درجه ۲ به بعد :
که فقط کلون میسازند و تنها همتشان این است که کیفیت کلون ها مدام بهتر شود ، چه از چرخه ی عطر و چه کامپوزیشن و چه فلاکن ایضا پرفومنس !
مثل فراگرانس ورد و جانوین و روونا و مابقی
که بی شک از ویدیان و مشابهین اش که در راس این هرم اند هر چه به پایین آییم تعداد برندها بیشتر شود تا کف هرم که همین کلون سازها هستند که بسیارند و من بجز آن چند تایی که نام بردم بقیه را نمیشناسم .
ضمنا : معلوم است دیگر !
که سهم ما درین بلبشوی مادی و معطری کدام است با تاسف !
حال باید چکار کنیم ؟
دوستان عزیزم ، اولا اسانس روغنی را فراموش کنید ! چرا ؟
هیچکدامتان ، به تاکید عرض میکنم چون نگران سلامتی شما هستم ، هیچکدامتان به اندازه من نه عطربازی کرده اید ، نه تحقیقات کرده اید در اسانس های مختلف تمامی کشوران جهان :
اکنون ، هیچ اسانس بدرد بخوری که ، بماند ، شاید کاملا سالم و استانداردی در بازار نیست !
چرا نیست ؟
چون در تحریم ۱۰۰٪ هستیم ایضا بدلیل قیمت ارز ، کسی اسانس استاندارد نه میتواند بیاورد و نه سودی بر وی دارد !
شما میتوانید برای هر گرم ، حداقل ۵۰۰ هزار تومان پرداخت کنید ؟؟
تنها عده ای بصورت مسافری شاید بیاورند آنهم یا برای خود یا مشتریانی خاص ، به سفارش !
این از اسانس .
و اما کلون ها :
چاره ای نداریم ، مجبوریم ، اگر میخواهیم نه بر حسب عادت ، که بر حسب شخصیت شکل گرفته ما درین همه سال ها معطر بودن ، عطر بخریم مجبوریم صرفه جویی کنیم .
- پول روی هم بگذارید و شراکتی عطر اصلی بخرید .
- عطر اصلی را قسطی بخرید .
- تعداد پاف را کم کنید تا دیرتر تمام شوند .
- بگردید بین برندهای اصلی و رایحه ای که دوست دارید ، عطور قویترش بخرید تا از تعداد پاف کمتر استفاده کنید .
خیلی طول نمیکشد ، نگران نباشید !
این داستان عطر اصلی هم خود داستانیست !
از هر ۱۰۰ شیشه عطر در بازار ۷۰ عددش اصل نیست ! اغلب اصل ها هم در تهران یا شهرهای بزرگ حضور دارند . دقت کنید بر انتخاب سایت یا فروشگاه !
حتی عطور امارات که همسایه دیوار به دیوار ماست ، در ایران نیست ، یعنی آن آمار ۷۰٪ فیک که گفتم ، برای اماراتی ها ( چون پرفروش تر اند ) به مراتب بالاتر است و بلکه به ۹۰٪ هم برسد !
- اگر هیچ راه دیگری نداشتید ، اگر مجبورید عطر کلون یا همان مشابه بخرید ، حتما از دوستان کاربلد ما درین شاخه مثل جناب دکتر اسعدی محترم و دیگر دوستان عزیز ما مشاوره بگیرید !
قدیم ها همیشه میگفتم : هیچ کس سرطان عطر نگرفته تا کنون !
این را به طنز میگفتم ، لیک اکنون ممکن است این طنز شاد ، به طنزی تلخ بدل شود با شرایط حاضر کشور ما که هر کسی را به ساخت عطر فیک و کسب ثروت بادآورده ترغیب میکند !
یا حتی ممکن است قصدی بد نداشته باشد بلکه نیتی خیر ، لیک چون این علم نوپاست در کشور ما و کسی درین اهم تجربه ندارد ممکن است ناخواسته آن طنز تلخ را بسازد !
خلاصه دقت کنید !
نکته بسیار بسیار مهم در عطور مبهم :
هر چه پرفومنس قویتر ، عطر بهتر ؟؟
من که نظری معکوس دارم ، شما را نمیدانم !
آیا آن ترکیباتی که سااالها پیش ، عطور را ماندگار میکردند ، هنوز هم هستند ؟؟
یا موادی دیگر این وظیفه را انجام دهند در عطور جدید ؟!
بر این پرسش ها تفکر و تحقیق کنید !
حرف زیاد زدم ! ببخشید ، خودم بیشتر از شما خسته شدم لیک چون هم دوستتان دارم و هم موءظف ام بپاس تجربه بیشتر ، اینها را عرض کردم که بدانید ، ورنه خودم کمی میدانم :)
ارادت ها
دوستان عزیز عطرافشان ام
درودها بر شما
داشتم به این فکر میکردم که بسیاری از عشاق ما در روایح ، بطری ها و شیشه هایی که در هر کدام ، سرنوشت ها ، زندگی ها و خاطراتی نهفته است ، مخلوق این عالیجناب عطرها دامنیک روپیون است !
بی شک بخشی از عشق های ما رایحه دوستان ، مدیون اوست !
بزرگترین برندهای جهان عطر نیز مدیون اویند ، نامدارانی چون : فردریک مال ، ایو سن لورن ، جیورجیو آرمانی ، جیونچی ، گوچی ، دیور ، پاکو رابان ، ایسی میاک ، هوگو باس ، تیری موگله ، لانکوم ، ویکتور اند رالف ، الفکتیو استودیو ، چوپارد ، باربری ، کالوین کلین ، کنزو ، آزارو ، نیشانه ، مرسدس بنز ، لالیک و ... !
دیگر حافظه ام یاری نمیکند اکنون !
کدام برند مشهوری ، مُصر و مفتخر نبوده به همکاری با ایشان !
اگر امضاء برخی عطاران ، چون وی ، و انگشت شماری دیگر بر هر عطری باشد ، نمره ی توفیق در بلاندبای را بحدی چشمگیر افزایش میدهد !
یعنی اگر عطری در گروه علاقمندیهای شما بود و نام بزرگی در ذیل آن ، مجوزی ست بر خرید بدون تست برای : "عطربازان" البته !
قانون عطربازی را که فراموش نکرده اید دوستان عزیز و جوان ام : بلاند بای ممنوع است !
و اما همکاری این عطار بزرگ با برند کستوم نشنال تحت عنوان : هوم .
اجازه دهید قبل اش یک نکته خیلی مهم و راهگشا را در عطربازی خدمتتان تقدیم کنم ، که فکر کنم قبلا یک بار دیگر اشاره کرده ام :
☆ هر برند ، بیشترین سعی ، همت و توان خود را از هر لحاظ به خرج میدهد برای دو عطر ، در بین تمامی عطرهای خود :
● مدل : فور من ، هوم ، هیم یا هر واژه ی دیگری که دلالت بر مردان کند به زبانهای مختلف .
● مدل : فور ویمن ، فم ، هِر یا ایضا هر واژه ی دیگری بر زنان .
از بهترین عطاران ، طراحان فلاکون ، پکیج و تمامی آیتم های عطر بهره میگیرد !
بیشترین هزینه را صرف میکند ، از بهترین مواد و ترکیبات استفاده و کمترین سود را طلب میکند ! چرا ؟
چون این دو شیشه عطر ، تابلوی تبلیغات هر برند است ! هر برند با این دو عطر بر تمامی عطردوستان و رایحه جویان جهان ، ایضا دنبال کنندگانِ برندهای بزرگ دنیا و دنبال کنندگان عطارانشان ، معرفی میشود !
هر عطر دیگری را که تولید کند ، به محض شنیدن نام برند ، شما به یاد این دو عطر یا حداقل ، یک عطر جنسیت خود می افتید !
بنابرین :
میخواهید برندها را بشناسید ؟ میخواهید دامنه ی فعالیت ، نوع ارتباطش با عطاران و قدرت برند در جذب و همکاری با آنها ، توان آنها در خرید یا ساخت نت ها و بسیار متغیر مهم دیگر را بررسی کنید ؟
کافی ست بر این دو محصول دقت کنید !
در تمامی برندها ، این دو مدل موجود و آنها را معرفی میکند به بهترین شکل ممکن !
نه مثل تبلیغات تیزری نامفهوم ( عطر محصولی ست که فقط باید چشید ! ) بلکه در عمل با همین روش !
این دو شیشه ، یا حتی یک شیشه ی جنسیت خود ، کمک ها میکند به شما ، خصوص اینکه بفهمید : آیا اصلا این برند با سلیقه ی شما هماهنگ است ؟ ( منظورم رایحه نیست ) و ارزش دنبال کردن اش را بر شما دارد ؟
یا بهتر است وقت محدود خود در عطربازی را صرف برندی دیگر بین اینهمه کنید ؟
همه ی شما دوستان عزیزم بارها و بارها با این دو مدل عطر در برندهای مختلف سروکار داشته اید ، عرایض بنده را در ذهن قیاس کنید !
و اما تلاش برند کستوم نشنال برای خلق عطر مردانه خود ، با کمک بزرگعطار دامنیک روپیون تحت عنوان : کستوم نشنال هوم !
ضمنا ایتالیا را که میشناسید ! قبلا راجع به کشورهای مختلف و چگونگی قدرت آنها در ساخت عطور و قیاس آنها ، عرایضی تقدیم کرده بودم خدمتتان !
ایتالیا عطرهایی "ناز" میسازد ! همچون مالِنا :)
نمیدانم چرا یاد ویتوریو دسیکا افتادم :)
سینمای جهان مدیون ایتالیاست ، هنوز هم هست که بزرگترین های جهان از کارگردانی و بازی ، یا ایتالیایی اند یا از تبار آنند !
فرانسویان دو دوزه باز و غیر قابل اعتماد ، انگلیسیان مکار و مستعمَر و آلمانیان خودخواه و قدرناشناس !
منهای آلمان که اکنون در اسانس تسابق میجوید ( البته برندهای خوبی داشت آلمان مثل هوگو باس که تماما در آلمان تولید میشد ) ، فرانسه و انگلیس در عطر پیش اند !
فرانسویان که پیشینه ای کهن دارند در ساخت عطر که حمام نمیکردند ( ! ) و انگلیسیان که از هر چیز در جهان ، بهترینش را برای خود و صنعت خود میخواستند و شاهزادگان عطور جهان ، نتیجه ی استعمار و استثمار ایشان است از بهترین مواد خام سرتاسر جهان !
ضمنا جناب روپیون تبحری خاص دارد در عطور زنانه ! بانوان عزیز عطرافشان ، تعقیب کنند نوع فعالیت او را !
■ ایتالیا کستوم نشنال ، کستوم نشنال هوم
دامنیک روپیون ، ۲۰۰۹ ، گرم و معتدل ، مردان .
آکورد غالب : اسپایسی چوبی
عجب عطر قدرتمندی !
اگر از دوستداران عطرهای اسپایسی هستید ، این عطر از بهترینهاست برای شما !
آکوردی قدرتمند با پیشاهنگی ادویه و آرپژی دارچین در شروعی طوفانی با پشتوانه ی ترنج .
با همراهی واپسینِ هل و میخک و آویشن و فلفل سیاه ، که هل و دارچین مسئول گرمای رایحه اند در کفه ای و میخک با قدرت مضاعف در کفه دیگر وظیفه ی تعادل حرارت را دارد به قسمی که خروجی رایحه معتدل باشد . آویشن نیز علاوه بر وجهه ی سبز سازی رایحه ، در تعادل به میخک کمک میکند و فلفل سیاه ، آکورد حاصله را دارک ، تیره و تند میکند تا آماده حضور پچولی شود در پایه در تقابل با نت قدرتمند لابدانوم !
رایحه تقریبا خطی ست ، یعنی چه :
پله های اول و دوم ( تاپ و قلب ) همانی اند که معروض شد و چون دست به هم داده اند و هر کدام هم طولانی مدت اند در زمان ، مشترکا یک آکورد را ساخته و رایحه ای تقریبا خطی را در بلندای زمان تقدیم شما میکنند !
تکامل رایحه شامل دو ساختار است !
ساعت ها صبر کردم تا عطر به درای داون ورود کند ! عجب عطر ماندگاری !
چندین بار در این انتظار خوابم گرفت از تاریکی رایحه لیک کار را آنکس کرد که تمام کند :)
پس از ساعت ها تیک تاک ، پله آرام تغییر کند آثاری از پچولی هویدا میشود و تا میخواهد رایحه را از تعادل به سمت خنکای خاک آلود بکشاند ، لابدانوم داغ :) دوباره حواس همه را پرت میکند و تا میخواهند بفهمند چه شده ، میبینند غرق اند در حرارت و جاذبه ی لابدانوم زیبا و معطر :)
همیشه همین است !
از قبل فکرها کنی که چنین کنم و چنان کنم !
حتی تمرین ها کنی !
اما یکهو چشم باز میکنی و میبینی :
گرفتار که بماند ، غرق شده ای تا لب !
سپس پرسد : جان به لب رسید ؟؟
میگویی : جان چیست ؟ لب کجاست ؟ من کی ام ؟ اینجا که راست ؟
سر تا پا ، چشم و نیاز بر آز و ناز !
:)
فلفل صورتی نیز در پله سوم در بک گراند بکار گرفته میشود تا رایحه در درای داون ، در منتهای زیبایی مردانه شکل بگیرد تا عطر در فرود به پایان نرسد بلکه کماکان در فراز و رنگ رایحه همانطور تیره باقی بماند !
عطری قوی ، مردانه ، ورزیده ، تاثیرگذار ، بازخوردگیر است .
سن رایحه ۳۰+ سال است .
با همه جور پوشش همخوان میشود .
با رنگهای تیره ، با طیف قهوه ای و ذغالی و فیلی و طوسی تیره زیباست .
برند نیز با انتخاب رنگ طوسی تیره بر جعبه عطر ، مخاطبین این عطر را راهنمایی کرده ست .
پرفومنس قوی در هر ۴ شاخه
زمان عطر عصر است تا طلوعی دیگر .
فصل عطر منهای تابستان قابل به پوشیدن است لیک اوج زیبایی عطر در بهار و پاییز است ، خصوص پاییز که فشار و تراکم هوا متفاوت است .
دوستان عزیزم امید که مفید باشد
ارادت ها
درود بر دوستان عزیزم
امشب کمی غمگین ام ، یادم آمد مهربد عزیزم گفت در بین دکانت ها ، دستریزی هست بنام سکرست که رایحه ای کلیسایی شبیه به برخی کارهای سورچینلی دارد ( میداند کارهای سورچینلی را دوست دارم خصوص Reliqvia ) .
برخی اوقات ، دنیا و دنیائیان شما را چهارمیخ میکنند به دریافتهای بیش خود !
رفتم سراغش !
لابراتوریو اولفاتیو ، ایتالیا ، ۲۰۱۸
ساکرست ، لوکا مافی ، معتدل ، یونی ، ادوتویلت
بر تنِ هر دو جنس مینشیند ، که او را غمی دیگرست و بر جنسیت اندیشه نمیکند !
شباهتش با reliqvia ؟
شُبهات و شِباهات را حس های بویایی مختلف مخاطبان درک میکنند ، ازین است که همیشه میگویم : نگوئید مشابه فلان عطر را معرفی کنید زیرا هر عطر شخصیت و کارکتر خود دارد ، حتی اگر دقیقا نت هایشان تکرار شده باشد !
مگر برندهایی که این داعیه را دارند و اصلا به همین دلیل تاسیس شده اند یا اجالتا به علت مشهور شدن یا فروش بیشتر این ادعا را دارند ، که اتفاقا هیچ یک موفق نیستند به تشابه سازی با دقت بالای ۸۰٪ !
هیچ ارزانی بی علت نیست و هیچ گرانی بی حکمت نیست !
حتی یک عطرِ دست ساز توسط همان عطار خودش ، نمیتواند دو سال پی در پی ، بصورت ۱۰۰٪ تکرار شود !
حتی اگر فرمول ، نت ها ، پله ها ، وسایل ، زمان ، مکان و روش دقیقا یکی باشد ، مواد خام هم دقیقا از یک محل استحصال شده باشند ، باز هر ساله یک جور رشد نمیکنند و یک جور رایحه نمیدهند !
نمونه های بسیار دارد که شهیرترین اش آونتوس است !
حتی اگر سخت افزار عینا یکی باشند ، نرم افزار و خروجی عطر حداقل دوتاست :)
خیلی وقت ها هم مسائل اقتصادی و مالی در بین است ، ازدیاد قیمت مواد خام از پی درخواست مضاعف بجهت ساخت یک عطر جهانگیر ، توسط برندهای مختلف ( حتی اگر آزمایشگاهی و سنتتیک باشد ) ، تقابل عرضه و تقاضا ، و یا ازدیاد طمع انسانی !
ازین است که هماره به دوستان عزیزم سفارش موکد کنم :
اگر عطر جدیدی از هر حیث عالی و ممتاز درآمد ، بلافاصله چند نسخه آرشیو و دپو کنید :)
شک نکنید نهایتا به ۳ سال نمی انجامد !
چرا ؟ اگر هم بخواهند ( که نمیخواهند ! ) نمیتوانند بیش ازین با همان کیفیت و قیمت و سیاست تیراژ کنند !
و اما سکرست :
این عطر ، یک بمب شلوغ است !
یعنی چه ؟
یعنی اولا در ابتدا قدرتی بالا و قوی دارد در پخش و انفجار روایح اش ، گرد و خاک و سر و صدایی میکند لیک پس از اندک زمانی چشم بر هم میگذارد و آرام میشود !
دوما شلوغ است ، همه جور آکوردی دارد ، عجیب است !
رایحه ای صمغی ، اسپایسی ، بالزامیک ، اینسنسی ، بخوری ، چوبی ، تنباکویی ( توتون ) ، عودی ، گورماند ( بخش آجیلی ) ، انیمالیک و حتی اندولیک ! ( در بک گراند )
آرپژی مشخص و مجزا ندارد ، یکهو مثل بمب ، همه میریزند بر سر حس بویایی ما !
لیک عود را میتوان همه جای عطر "دنبال" کرد !
هرچند کوتاه است در زمان ، لیک بلند است هم در سروصدا و هم در لیست آکوردها ، هرچند که نت هایش طومار نیست !
المی ، کندر ، زعفران ، هل ، بخور ، رزین ، عود ، فلفل سیاه ، سیپریول ، مصطکی ، کهربا ، مشک و چوبهای : سدر ، گایاک ، کشمیر و صندل سفید درین عطر محسوس اند .
و مهمتر از همه : لابدانوم یا بلسان سیاه که داستانها دارد این صمغ سیاه و از کهن ترین عناصر بویایی ست در تمدنهای جهان و میگویند اگر لابدانوم نبود هیچ عطری تولید نمیشد به معنایی از عطر ، که ما میشناسیم !
یک جایی انشاله بر شما تعریف خواهم کرد !
عجیب است ، هیچ نت سیتروسی در عطر حس نکردم ! با وجودیکه المی ( لامی ) اگر در تاپ نت بکار گرفته شود ( که اینجا در تاپ نت هست ) رایحه ای مرکباتی می آفریند و یادآور لیموست در کنار وجهات بالزامیک و رزینی ی تند اش !
و باز عجیب تر که هیچ نت یا آکورد فلورالی محسوس نبود برایم !
اکنون دو ساعت است که تست شده و رایحه به فاز استراحت و اسکین سنت رفت !
لیک سیاژ دارد !
تنها حوالی نیم ساعت ، شروعی طوفانی داشت از تمامی آکوردهایی که میشناسیم منهای آکوردهای فلورال و سیتروس و آکواتیک !
سراسر صمغ و رزین و ادویه و بخور و عود و چوب است !
رنگ رایحه سیاه ذغالی و قهوه ای سوخته ست !
برای بیرون مناسب نیست که بگویم با این رنگها بپوشید !
یک و نیم ساعت پس از آن ، پخشی خوب داشت لیک یکهو ساکت شد !
عیب عطرهایی که شروعی انفجاری دارند همین است ، اگر هم در ادامه نسبتا قوی باشند ، در قیاس با شروع طوفانی شان ، توقع بالا میرود !
از سویی حس بویایی ما با آن شدت و شورِ ابتدا ، کالیبره میشود و از پسِ آن ، برای خودمان گویی خاموش شده ست !
اما اگر مخاطبی درست در زمانیکه ما فکر میکنیم عطرمان خاموش شده ست به ما ملحق یا نزدیک شود ، بوی عطر ما را به قوت احساس خواهد کرد !
چون در زمان شروعِ طوفانی در کنار ما نبوده و حس بویایی اش با آن شروع طوفانی کالیبره نشده ست !
این نکته مهمی ست در "قضاوت" ما راجع به عطرهامان دوستان عزیزم !
نکته : در قضاوت عطرهامان ، چه رایحه و چه پرفومنس ، هرگز تنها به خود ، بینی و حس بویایی و حتی حس سلیقه خود مکتفی نباشیم !
نکته بسیار مهمتر طبق سالها تحقیق و تجربه من :
سلیقه ی ما را ، دیگران به ما میشناسانند !!
و : دیگران دخیل تر اند بر سلیقه ما ، تا خود ما !
راجع به این جملات ، فکرها کنید !
پس از دو و نیم ساعت عطر به مرحله درای داون میرسد ( بر پوست من که قریب به اتفاق عطرها در نهایت ماندگاری اند ) ، چوب ها و کهربا و مشک و عودی که "بنظر میرسد" در راه تضعیف است .
ستون عطر چوب صندل سفید است که با مشک و کهربا دست در دست دارند :)
عطر عجیب و جالبی بود !
بیش از اینکه مناسب مکان یا زمان خاصی باشد مناسب خودتان است و تنهایی ی خودتان !
آن زمانها که غرق در افکارید و بین عطرهایتان ، دنبال یک همسفر لایق میگردید برای ساعاتی تغریق در افکار ، یا تَوصیل به ریسمان او !
طوفان اش هم به همین دلیل است که گویند :
چون فرشتگان به تو نزدیک شوند ، گاهِ طوفان است بر بال ایشان :)
غمگین ام !
اکنون که آرامشی از انفجار مستولی ست ، گویی از درون ، سلب آرامش از انفجار افکار ، مهیاست
خدایا ، هیچ زمان دیگری همچون این زمان مستدعی و ملتمس رایحه شادی از سوی تو نبوده ام و شاید نبوده ایم !
پ ن :
رایحه reliqvia بر من یادآور اتفاقی ست ، که در روزهایی میپوشیدم به تست و شناسایی ، که یکی از عزیزان ام گرفتار بیماری سرطان بود !
به پزشک جراح اش که از بهترین ها بود و هست در جهان گفتم :
آماده ای به سخت ترین جنگ جهان ؟
در نگاه اش هم تعجب دیدم هم اشتیاق به شنیدن ادامه و چرایی !
پس ادامه دادم : هم باید با بدترین بیماری جهان بجنگی در سخت ترینِ جنگ های جهان و هم بایست با متاستاز بجنگی به همان میزان ، لیک سختی و اهم اش اینست که بیمار ما ، نمیرد !
گفت با لبخند : تا کنون کسی با این ظرافت و این دقت نگفته بود این موضوع را به من آنهم با این گویش و ادبیات ! از سویی هم ترس وجودم را گرفت !
گفتم : این نشانه خوبیست و دلائلی خوب را حکایت کند ! که هماره موفقیت آنسوی ترس است ، ضمنا چون مقرر است موفق شوی بلطف خدای مهربانمان ، شبکه منفی با اسباب "ترس" تو را احاطه کند به عدم توفیق ، که چاره ای دگر ندارد !!
صبوری و توکل اش با ما ، دستهای شافی خدای ، با تو ، که هر دردی را علتی ست و هر درمانی را معلولی ، به تجربه ی قانون او !
مدتی با چشمهای گرد شده مرا نگاه کرد ، دست دادیم و خداحافظی کردم ، حین رفتن از انعکاسش در شیشه های سکوریت میدیدم که هنوز ایستاده و مرا نگاه میکند !
ارادت ها
هومون عزیزم
درودها بر تو
اکنون فرصت ندارم پس موجز گویم نه تفسیر ، اما : مکفی !
دقیق میدانم چه میگویی :)
لیک ، میپردازم از درگاهی دیگر ، که دوستان عزیزم ، دید ، اشاره و پرداخته اند :
با نظر محسن جمالیان عزیزم موافق ام !
اکنون زمان رفتن نیست ، بگذار رایحه ی "واپسین" را از پسِ رایحه ی غبار و گرد و خاک و دود ببوئیم !
بسیاری از دوستانمان اکنون یک پای بیرون گذارده اند و یک پای درون !
لیک ما مانده ایم که : زمان بودن است !
اینهمه سااال ماندیم ، به بوییدن رایحه آرزوها باز هم میمانیم تا بوییدن عطر رفاه !
الان تلویزیون خواند در یک فیلم ایرانی :
که صبح تا شب ، بیرون کار میکنیم تا شب درون خانه رایحه ی "یک لقمه نان" داشته باشیم !
زن و مرد دنبال راهی میگشتن و عهد بستن ، نون و پنیر یا کباب دل خوش میخواد !
میبینی ؟؟ شاهد از غیب میرسد :)
خدا زنده اس !
و اگر ، رایحه شادی و رفاه تجربه نکردیم ، که این کمترین حقِ حس بویایی ماست به چشیدن ، آنروز همه با هم میرویم به جوییدن و یافتنش ، هرچند شخصا هیچ رایحه ای را زیباتر از رایحه دامان مادر سراغ ندارم !
هرچند که دامان اش خاکی و آلوده به عطر اشکهایی حزین باشد !
میمانیم به افشاندن عطر شادی بروزگار ناشادی !
میخواستم بنویسم : تا خدا چه خواهد لیک یافته ام که : خدا همان خواهد که ما خواهیم :)
بروم ، که اگر نروم همان یک لقمه نان هم ندارم