نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
دوستان عزیزم درود
نمیدانم جدیداً چرا هر عطری را که فکر میکنم تجزیه و تحلیل ، تفسیر و ریویو اش ساده است و زمان کم میخواهد ، معکوس میشود و عجیب مینماید و زمانبر شود !
:)
آنقدر خیالم ازین عطر راحت بود که میخواستم در کنارِ دیگر عطور ، در یک شب ، ریویو اش کنم و تمام ! چطور ؟
چون دیدم بحثی ازین عطر نیست ، ضمنا به صفحه اش مراجعه کردم ، دیدم کم نت است !
گفتم خداراشکر ، ساده است !
لیک ته دلم میدانستم این عطر مادرِ گروهی فلنکر است ، پس نباید ساده باشد ، شاید خاصی کم نت باشد مثلا !
ضمنا دیدم در تاپ نت کهربا و وانیل قید شده است !! گفتم آففرین !! چه کار غریب و نامعمولی کرده ! باید خاص باشد ! پس میگذارمش برای یک شبِ جدا ، مختصِ خودش تنها !
امشب که تست کردم : دی !! یعنی چه ؟؟
مطمئن ام که مهربد عزیز حین دکانت گیری و نامگذاری بر شیشه ها ، اشتباه نکرده است !
دقت اش را تجربه کرده ام بارها .
نمیدانم این نت های نامگذاری و مرتب و منتخب شده در صفحه ی این عطر ، از کجا آمده و منباء و مرجع اش کجاست !
کاملاً اشتباه اند !
من نمیدانم چگونه اینگونه شده ، خودتان تحقیق کنید :)
ایضاً مدیریت عزیزمان در خصوص نت های مقیود در صفحه .
و چون این مورد پیش آمد و سوالی در ذهن ام شکل گرفت ، دقتی مضاعف کردم بر نت ها !

🍫 آرماف اودیسی اوم ، امارات متحده
مردان ، ادوپرفیوم ، شرقی چوبی ، معتدل

1️⃣ تاپ نت
منتظر کهربا و وانیل بودم طبق لیست نت ها :)
نت هایی که من دریافت کردم اینها هستند :
ماندارین - بهار نارنج - جوز هندی - هل - اکالیپتوس - میخک

♥️ قلب
زنبق و ادویه جات معطر نداشت طبق لیست !
نت های قلب را این نت ها تشکیل میدهند :
رز سرخ غلیظ - یاس - کندر هندی - رز صورتی (گلابگون) - بنفشه
》کندر هندی یا صمغ درخت مصطکی روایحی چند وجهی ، صمغی رزینی (وجهه ی صمغی بیش از رزینی ست) ، بالزامیک و کمی مرکباتی و ادویه ای چوبی دارد که البته وجهه ی مرکباتی اش از ادویه و چوب بیشتر است .

3️⃣ درای داون
از نت های مقیودِ وانیل و چرم و یاس ، تنها وانیل اش صحیح است .
نت های درای داون این عطر :
قهوه - کهربا - وانیل - چوب صندل سفید - سدر - فلفل صورتی - فلفل سیاه اند .
که به احتمال زیاد چوب صندل سفید باید فونداسیون عطر باشد ، لیک بر دست من هنوز به پایه نرسیده است و در درای داون است و احتمالاً پیش از رسیدن به پایه ، من این نظر را ثبت خواهم کرد . شاید هم کهربا باشد ، بعد معلوم میشود !
ضمنا دو نوع قهوه دارد : هم خودِ قهوه و هم سلف قهوه . اولی در ابتدای پله قدرتی زیاد دارد و دومی کمی مانده به انتها اما ضعیف است و نیاز به دقت دارد ! ایضاً فلفل ها در بک گراند رایحه اند ، لیک فلفل سیاه وظیفه ی طولانی تری از فلفل صورتی دارد .

》پرفومنس : خوب است ، متوسط نیست و عالی هم نیست .
》زمان : روزانه ، میتواند کارتان را در خیلی جاها راه بیاندازد بر چیزی کمی بیش از خوشبویی !
بقول برخی دوستان برای دم دستِ عطربازان خوب است :)
》فصل : تمام فصول ، اما :
اولاً در تابستان در غروب های خنک بپوشید .
دوم اینکه این عطر میتواند در هر فصل با کمی اختلاف ظهور کند در : قدرت نت ها .
البته همه ی عطرها اینگونه اند لیک عطور سنتتیک در این قاعده ، قویتر اند !
نکته و درسی برای عطربازان :
فصل های بهار و پاییز در این قاعده ، خیلی بیش از تابستان و زمستان جلوه گری کنند !
تفسیرش خیلی طولانی و دقیق است لیک تنها همین را بدانید که نت های عطور ، خصوص سنتتیک ها در دو فصل بهار و پاییز ، رقصی زیباتر ، فصیح تر و دیدنی تر دارند و نت های یک عطرِ واحد میتوانند با قدرتهایی معکوس ظهور کنند درین دو فصل مختلف !
یادتان باشد : آکوردهای یک عطر ، همیشه طبق فرمولِ عطار ظهور نمی کنند :)
طبیعت (تمام آیتم های آن) هم نقش بازی میکند خصوص فشار و دمای هوا !
💥 یک درس خیلی مهم و یک فوت کوزه گری ای که کمتر عطربازی میداند :
آیا دمای هوا بر "عطر" تاثیر دارد ؟؟
پاسخ : خیر !! بلکه در بینی و حس بویایی شما !
یعنی همه معکوس اش را شنیده اند و میگویند ، لیک شما بیشتر تحقیق کنید :)
یعنی تاثیرش بر این ، بیشتر از آن است :)
بلی ، هر دو موءثر اند لیک این کجا و آن کجا !!
💥 یک درس بسیار مهم دیگر :
در فصل زمستان ، درونِ خانه شما تابستان است ، پس چرا تابستانِ درونِ خانه شما با تابستانِ طبیعت فرق دارند برای عطرهای شما ؟؟
ایضاً معکوسش ، یعنی زمستان کولر گازی شما با زمستان طبیعت !!
بر این کد و پرسش مهم ، تفکر کنید !
پاسخ اش را در درون خود بیابید !
این هم از درس های مهم این ریویو :)

》دمای عطر : شاید نت هایی گرم به فرادا درین عطر باشند لیک آکوردها ، عطر را معتدل کنند در تجمیع نت ها .
ماندارین ، اکالیپتوس ، میخک ، وجهه مرکباتی مصطکی ، قهوه ، فلفل صورتی و سیاه ، سدر و صندل سفید همگی وظیفه ی تعادل دمای عطر را بخوبی انجام دهند و عطر را از گرما خارج کنند !
》نکته و درس بر عطربازان جوان : عطرهای معتدل ، قابلیت ظهوری متغیر را در فصولی متغیر دارا هستند !
》عطر قابلیت پوشیدن در مراسم رسمی و ویژه را ندارد ، اما برای پوشیدن در مراسم های خودمانی و میهمانیهای شبانه دوستانه خوب است و پاسخگو !
》اما در عوض ، عطری بسیار خوب جهت استفاده در درون منزل است !
شما را مردی خاص و عمیق جلوه میدهد !

خب ، دوستان عزیزم ، اگر این عطر را در برند آرماف ببینید : خوب است ، آنقدر که چندین فلنکر هم داشته است !
و همیشه این کد را یادتان باشد در عطربازی :
》عطری که فلنکرهای زیاد داشت یعنی : نسخه مادر فروشی بیش از خوب داشته است !
و این عطر ، نسخه مادر این گروه است !

امید که مفید بوده باشد این نظر .
ارادت ها تقدیم شما و امید که پایان هفته ای نیکو و پر از آگاهی داشته باشید !

37 تشکر شده توسط : محمد علی بنی اسدی‌ مهرداد ابراهیمی
Legacy Private Edition
لینک به نظر 13 خرداد 1405 تشکر پاسخ به علیرضا ملک
عرض سپاس و ارادت
جناب علیرضای ملک محترم و گرامی
خوشحالم که باب طبع حضرتعالی و دیگر دوستانِ نکته سنج واقع شد !
:)

دوستان عزیزم ، سلام ها و ارادت ها
امروز عصر یکی از دوستانِ جان ام بر من پیام داد که فلانی آیا منظور انتهای نظر شما ، عطور اماراتی ست ؟
نوشتم : دیدید حالا :)
دیدید دقت کافی بر کلمات نمیکنید :)
اولا اگر منظور عطور اماراتی بود ، خب بدون پرده پوشی معروض و یادآوری میشد !
دوم : اگر هم نظر بر استعاره و ایهام بود ، بجای صمد آقا و عین اله ، از شیخ فلان و شیخ بهمان نام میبردم :)
منظور آن نظر من ، عطور بدون امضاء و شناسنامه ی ایرانی ست !
سوم : اینهمه ، میلیونها بطریِ عطور ایرانی را در اطراف خود توجه نفرموده اید ؟!
البته حال ، افراط و تفریط و تعمیم بر کلِ عطور ایرانی هم نکنیم ! یادم هست اتفاقاً اولین عطر ایرانی را که تست کردم ، متعجب و رضایتمند بودم !
اسم خودش ایضاً نام برندش یادم نیست فقط یادم هست فکر کنم شش محصول داشت ، سه مردانه و سه زنانه ، و درب بطری درست مثل عطر تراژدیِ پنهالیگونز ، نیمتنه ی گوزن بود با شاخهایی بلند :)
حتی فکر کنم در عطرافشان خودمان هم معرفیشان کردم !
لیک ، سپس چون قارچ ، آنهم قارچِ سمی ، صدها برند و بطری سر برآوردند :))
چهارم : اگر عطور اماراتیِ اصل دیدید ، سلام مرا هم برسانید :) من که ماه هاست ندیده ام !
آنچه میبینم ، یا اماراتیهای ایرانیِ امتیاز واگذار شده هست یا اماراتی های فیک !
حتی ترک های فیک که اتفاقا آن زمان مشغول بررسی برندهای ترک بودم ، رسیده بودم به برند سن سیرو ، که یکهو تمام سن سیروها ایرانی شدند !!
قبلا هم عرض کرده ام : هر کجا ، در شروعِ عطری ، بوی الکل به مشامتان رسید (با هر درجه و میزان) بدانید که ایرانی ست !
بله ، سالها پیش حتی عطور اصیل غربی هم در شروع بوی الکل میدادند لیک آن مربوط به سالها پیش است ! اکنون با ساخت دستگاه های مدرن ، ایضاً ازدیاد سطح سواد عطرسازی و ترکیبات جدید عطور ، دیگر سالهاست که چنین نیست !
لیک در ایران ، هنوز این دانش و ابزار به سقف خود نرسیده است و تنها معدودی ، آنهم از طریق غرب ، کلون هایی بهتر میسازند .
پنجم : برندهای طراز اولِ امارات ، همرده ی همطرازهای بزرگ خود در غرب نشسته اند !
امارات را با برندهای کلون سازِ رده ی پایین اش قضاوت نکنید ! اگر آنها را میبینید ، انصاف حکم کند که بر اعلاهایشان نیز نظر کنید !
اتفاقا ، "تنها" عطری که با عنوان : عاشق اش هستم ، برای مدتی ، در صفحه ایکاروس عزیز ما که دانش و سلیقه اش را قبول داریم حاضر بود یک عطر اماراتی بود !
بنام لاندن ویدیان !
هماره عرض کرده ام بر کشور سازنده خیلی توجه نکنید بلکه به خودِ محصول !
نگویید : که گفت ؟ گوینده مهم نیست !
بگویید : چه گفت ! خودِ آگاهی ست که مهم است و بر ما راه گشاست !
گوینده ، ما را نجات ندهد لیک گفته اش ، چرا !
بر این جمله و مفهوم تفکر کنید دوستان عزیزم !
اتفاقا مدتی پیش بر دوست عزیزم جناب اسعدی عرض کردم : اگر صلاح میدانید اجالتاً بجای شرقی ها بر غربی ها بپردازید ، نه بخاطر اینکه انتقادی بر اماراتی ها وارد شده !
که اتفاقا ، انتقادها صحیح است !!
لیک عطور اصل اماراتی بی تقصیر اند !
چون اصلا حضور ندارند در بازار ما !
گفتم : شما زحمت ها کشید به ریویو ، مخاطبین شما و دوستداران عطور شرقی ، میروند و به زحمت و هزینه تهیه میکنند و سپس در کمال تعجب میبینند آنچه شما گفته اید نیست بلکه شاید معکوس هم باشد !
که شما اصیل ها را ریویو کنید و ایشان تقلبی هایی را تهیه کنند که در بازار اند !
چون ۹۰ ٪ اماراتی های بازار تقلبی اند ! بلکه بیش !
تمام زحمات شما ، بجای تشکر با انتقاد پاسخ داده میشود ! هم شما محق اید هم ایشان !
اماراتی های طراز اول هم که اجالتاً از دسترس ما خارج اند ، به قیمت ارز و تحریم !
با وجود همسایگی !!
ضمن اینکه : هر تغییری در هر کجا ، مثلا تغییر برند و ترند عطور از غرب به شرق ، بایست به آهستگی صورت گیرد ، این یک قانون نانوشته است ! هر تغییری اگر شدید و سریع باشد ، با مخالفت و انتقاد روبرو شود !
عمل و عکس العمل !
ایشان نیز به بزرگواری پذیرفتند و از همان روز همین کردند به ادراک و اِشعار !
از جناب اسعدیِ باکمالات ، که بر من منت گذارد ، سپاسگزارم !

البته ، این مبحث ، قبلا بارها مطرح و خداراشکر پرونده اش بسته شد !
انشاله ، پس از برقراری عدالت بر ما ایرانیان ، و دست یافتن بر آنچه که حق ماست که همانا بهترین های جهان باشد ، که قبلا اینگونه بود و پدران ما سااالها تجربه اش کردند ، به نقد بهترین عطرهای جهان خواهیم پرداخت ، به گونه ای که مثلا حقیر ، امشب بر شما دوستان عزیزم معرفی اش کنم ، و فردا شب در مجموعه ی هر کدامتان ، یک شیشه حاضر باشد !
خنده دار است ؟؟
خیر ، اوضاع و چیزی که الان هست خنده دار است !!
که هیییچ تناسب با آنچه ما داریم به لیاقت (توان و اندیشه و دانش) ، و آنچه خدا ارزانی کرده بر ما به لیاقت (ثروتِ جهان) ، ندارد !!
ما چیزی اضافه تر از آنچه داریم ، نخواهیم !
مهندسان کره ای بر من میگفتند :
آنچه همه جهان به جمع دارند ، شما به فرادا دارید !
من نیز پاسخ دادم : بلکه بدبختیمان همین باشد !!
چندین دقیقه سکوت کرد و داشت بر این جمله اندیشه میکرد ، سپس سر به نشانه تایید حرکت داد !
قبلا ۲ بودند ، عطور گرم انگلستان و سرد روسیه ، اکنون که چشم بادامیان نیز مضاف شده اند با عطرهای متقلب چینی !
دوستان عزیزم ، ارادت ها


پ ن :
یک مورد را هم ویرایش کنم ، که در نظر قبل به طنز در خصوص عطور پرتغال نوشتم که بر هنر و صنعت عطاری سلام کرده است ، که :
کشور پرتغال فعالیت خوبی را شروع کرده هرچند که قبلا هم جسته و گریخته فعالیت هایی مختصر میکرد
، چندین برند اکنون در پرتغال ثبت و فعال اند ، که خصوص اخباری را در مورد برند میگوئل ماتوس شنیده و مطالعه کرده بودم لیک هنوز موفق به تست کاری ازین عطار و برند اش نشده ام .
فکر کنم حوالی ۱۰ برند در پرتغال فعال باشند .
اگر قیمت هایشان خوب باشند میتوانند اجالتاً برای ما مفید باشند ، از نظر کیفی هم بدون شک کاری نمیکنند که صنعت عطر پرتغال ، هنوز پا نگرفته ، معدوم و منحل شود ! یادم هست آلمان وقتی شروع کرد قدرتمند کار کرد !
هوگو باس های آلمان به حق بهترین بودند در اوایل دهه ۷۰ شمسی !
عطر هوگو باس قمقمه ای اش با وجودیکه خنک بود و تابستانی ، در پرفومنس خصوص ماندگاری کولاک بود ! در خرماپزانِ مرداد بهبهان ، در سد مارون ، آزمایش اش کردم ! تمامیِ مهندسین و مسئولین رده بالای شرکت هر کدام یک شیشه خریدند :)
میگفتند دیوانه کرده ست ما را این عطر تو :)
هرچند که برند هوگو فردیناند باس در دهه ی ۲۰ میلادی شروع کرد لیک تولیدِ پوشاک میکرد .
خلاصه که امیدوارم و آرزو میکنم که قبل از آشنایی ما با برندهای پرتغال ، به جبر اوضاع اقتصاد فعلی ، مشکلات ما حل شوند و بجای عقب گردی که سالهاست مشغول اش هستیم خصوص در عطر ، برگردیم به جایی که باید باشیم انشاله !
ارادت ها
40 تشکر شده توسط : Atr Huseyin_taheri_official
دوستان عزیزم درودها بر شما
امشب عطری را برایتان ریویو میکنم که کمی بیشتر است از برند اش !
این یعنی چه ؟
یعنی با وجودیکه نه عطارش را میشناسم ، نه برند اش آنچنان معروفیت یا محبوبیت دارد از نظر عطربازان ، نه بی شک دسترسیِ معقولی بر مواد خام و ترکیبات آزمایشگاهی و سنتتیک دارد ، نه سابقه و تجربه ای همچون برندهای دیزاینر متوسط اروپا دارد ، نه تیم های رده های بالای مدیریتی ، تجربی ، صنعتی و اقتصادیِ شهیری دارد ، نیز از نحوه ی تبلیغات ایضاً قیمت هایش بی اطلاع ام ، یعنی از تمامیِ آیتم هایی که بر ما عطربازان قابل به بررسی و اهمیت اند عاری ست اما با این وجود :
از چیزی که مینماید ، بیشتر است !
یادتان نرود این مهم را :
هر عطری را نسبت به خود و همطرازهای خود بسنجید !
نباید در ذهن تان یک واحد ( از بهترین عطر یا برترین عطرهایی که تست کرده اید ) و الگو ترسیم کرده باشید و تمامیِ عطرهای دیگری را که تست میکنید با آن بسنجید و قیاس کنید !
نباید الکی در ذهن بسازید و تمامیِ عطرها را ، چه بزرگ یا کوچک ، نیش یا دیزاینر ، شهیر یا گمنام ، هر چه را که تست میکنید از آن الک عبور دهید !
به این ، عطربازی نمیگویند ! بلکه قیاس !!
قیاس باید باشد ، اما الکِ قیاس شما ، باید طوری و مشبکی داشته باشد همنُمره و همطراز با دسته ی خود !
امیدوارم توانسته باشم این مهمترین درسِ عطربازی را بر شما عزیزانم تدریس و ترویج کنم !
یعنی من این عطر را نباید با برندهای نیش و دیزاینرهای بزرگِ چندین قرنی قیاس کنم ، بلکه با برند یا عطرهایی همطراز با خودش !
اگر با این عینکِ درست نگاه کنم :
این عطر نمره ای بیش از متوسط میگیرد ، در سطوح خود !
یعنی : این عطر ، بیش از چیزی ست که از او انتظار و توقع میرود !

🍫 کریستیانو رونالدو ، لجیسی پریوت ادیشن
پرتقال ، ۲۰۱۶ ، مردان ، شرقی چوبی کهربایی

》پرسش و درسی مهم : امروزه برخی زنان علاقه دارند از عطرهای خنک مردانه استفاده کنند ، آیا این عطر را هم میتوانند بپوشند ؟
پاسخ : عیب ندارد که زنان از عطور خنک مردانه استفاده کنند ، اما یک شرط و اگر بزرگ دارد !!
اگر هوشیار باشند ، یا عطربازی توانا باشند ، باید بر یک مورد مهم توجهی ویژه کنند :
هرگز بر تاپ نت آن عطر دقت نکنند ! یعنی ملاکشان برای انتخاب نباید تاپ نت باشد !
بلکه : قلب عطر ! ♥️
اگر قلب عطر را نت هایی گلی تشکیل میدادند (که معمولا اینگونه است خصوص در عطور خنک اغلبِ گروه ها) اشکالی ندارد ، حتی اگر درای داون چوبی باشد باز قلبِ گلیِ عطر ، آنها را توازن میبخشد و بر بانوان متعادل میکند !
اما : عطری مثل این ، خیر !
راهنمایی یا آدرسی سریعتر و راحت تر :
عطرهایی خنک با رنگِ رایحه ی تیره ، یعنی آبیِ تیره یا سورمه ای را انتخاب نکنید ، برای شما لطافت ندارند !!
بر شما خشونتی می آفرینند که تناسب ندارد و نازیباست !
برای اینکار ، برندهای خوب ، رنگِ شیشه یا دیگر اعضای فلاکون را برای شما ، به آدرسی سریع از جنس و رنگِ رایحه ، روشن میکنند ! درست مثل همین عطر !

1️⃣ تاپ نت
در شروع فورانی از خنکای گلیِ بهارنارنجی قوی و شفاف خواهید یافت و داشت !
یعنی به محض اینکه تست کردم ، فهمیدم این عطر نه تنها از خودش (نام و برندش) بزرگتر است بلکه میتواند براحتی از همگروه های همطراز خویش در دیگر برندهای متوسط اروپایی سبقت بگیرد !
مشت نمونه خربار ، یک نت باید کافی باشد بر قضاوت شما ، عطری که شفافیت بداند در یک نت ، بدون اینکه دیگر نت ها دخالت کنند و آکورد بسازند و ادغام شوند ، پس میداند تا انتها باید چه کند !!
این نیز یک فوت کوزه گری بود که ارزش بسیاری دارد برای شما ، در جمعی که منتظر قضاوت شما یا قیاس شمایند !
قدر اش را بدانید !!
پس از دقایقی کوتاه ، ریحانی سبز و تازه به رایحه افزوده میشود که بهارنارنجِ گلی سیتروسیِ زیبابوی ما را ، سبز ، فلفلی و عمیق میکند !
از کیفیت و زلالی و شادابیِ نت ها ، برای این عطر رضایت دارم ! از سطح خود بیش است !
سپس شیره درخت افرا می آید با آن رایحه شیرین و گورماندش !
از درخت افرا ۴۰ لیتر شیره میگیرند تا یک لیتر شیره ی آماده بر عطر بدهد !!
اینجای عطر ، رایحه به وضوح تغییر ماهیت میدهد از آروماتیک گرینِ فلاوری سیتروسی به سمت گورماند !
اما شیره افرا خیلی عمر ندارد و پس از ربع ساعتی خاموش میشود و رایحه دوباره تغییر ماهیت میدهد به زلالی و زیبایی !
دمای تاپ نت خنک است .

💚 قلب
قلب اش سرخ نیست ، سبز و قهوه ای است !
نت های گلی ندارد !
نکته جالب : وقتی عطر میخواهد پله ی اول را تمام کند ، به وضوح رایحه کم جان و کم قدرت میشود ، طوری که میترسید که عطر خاموش شده باشد !!
اما به یکباره ، دوباره زنده میشود و برمیخیزد :)
جالبش علاوه بر آن ، اینست که رایحه علاوه بر قدرت ، تغییر ماهیت نیز داده است !
یعنی موسیقی کلاً متفاوت میشود !
مثل اینکه عطری دیگر افشانده اید همین الان !
تونکای عزیز و عجیب که رایحه ای چند وجهی دارد می آید ، میگویند وانیلِ ارزان است اما خیلی بیش از وانیل است : عمیق ، میوه ای ، گلی ، چوبی ، شیرین ، ادویه ای ، تنباکویی ، بادامی ، عسلی ، میخکی ، دارچینی ، وانیلی !!
میبینید ؟؟ همه ی اینها ، در تونکا هست :)
لیک درصدهایشان بسیار متغیر است !
در هر عطری که این نت ها هم مضاف باشند ، آن وجهه مضاعف شود .
خلاصه رایحه یکهو تغییر میکند در شروع قلب !
سپس سدر سبزِ تیره رایحه می آید و صندل سفید بی همتای همیشگی و سپس کلیروود که نتی سنتتیک است و مثل نامش چوبی تمیز است !
در کل پله ی قلب تشکیل شده از چوبهایی که القای تمیزی و آراستگی میکنند در کنار تونکای همه فن حریف :)
چوبهایی معتدل (از نظر دما) که تونکایی که خودش وجهه ای چوبی نیز دارد ، عمیق و شیرین و تنباکویی شان کرده ست !
عمر و زمان پله قلب نیز خوب است ، طولانیست ، یادتان باشد این مهم را :
قلبِ هر عطر ، در تمامِ طول عمر عطر ، میطپد !
قلب ، بیش از آنکه به معنیِ وسط یا مرکز باشد ، به معنای محور یا عمرِ عطر است !
قلب ، در تمامیِ پله ها نمود دارد ، لیک بسته به کیفیت عطر یا صلاحدید عطار ، میتواند در یک پله بیشتر از آن یکیِ دیگر (اول یا سوم) پدیدار شود و بطپد !
دمای قلب معتدل است .

3️⃣ درای داون
مشک و آمبر (کهربا) ، رایحه را سنگین ، گرم ، شیرین ، پودری ، مشکدار و پیچیده کنند !
به حق که مشک و آمبر ، خصوص اگر همراه هم باشند بوینده شان را به خلسه برند !
از سویی رایحه که تاکنون از مشابه وانیل غنا میگرفت ، اکنون از خودِ شخصِ شخیص جناب وانیل غنایی اصیل میگیرد :)
حالا که سه نت همگی در یک سو و جهت و هدف حرکت میکنند ، یعنی مشک و کهربا و وانیل ، که هر سه در شیرینی ، پودر و گرما مشترک اند ، باید یک نت قویِ مخالف ، وظیفه و مسئولیت طراز و تعادل را به عهده گیرد :
که همانا جناب اوکموس زیباست !
غنی ، چوبی ، شرقی ، فرح بخش ، خنک است در ابتدا ، و سپس که خشک شد روی پوست یا لباس ، وجهه ای خاکی هم میگیرد !
در اغلب عطرها که حضور دارد نتِ پایه هم هست ضمنا تثبیت هم میکند یعنی به زبانِ ساده تر : عطرها را ماندگار میکند !
》یک نکته مهم را یادتان نرود در مورد جناب اوکموس :
خزه درخت بلوط یک نت طبیعی ست ، پس ممکن است برای عده ی کمی ، آلرژی زا باشد و تولید حساسیت کند !
اگر اینگونه بود : باید بر پوست نزنید تا ایجاد خارش و التهاب نکند ، ضمنا بر لباس هم در اطراف بینی نزنید و سعی کنید دور باشد ، تا التهاب تنفسی نیافریند !
اما به ندرت اتفاق می افتد و درصد تعداد آن اشخاص بسیار پایین است خداراشکر !
خلاصه که رایحه در درای داون ، هم بسیار زیبا میشود و هم از گرما به سمت تعادل حرکت میکند و هم در جنس رایحه به تعادل میرسد با حضور اوکموس !
مشک ، آمبر ، وانیل ، اوکموس !
خدای من ، عجب نت های خلسه زایی !
لیک همان قدر که قدرتِ رایحه زیاد شده است ، پرفومنس در درای داون تضعیف شده است !
》معنی قدرت رایحه :
بخواهم خیلی مختصر بگویم یعنی :
قدرتِ تاثیر گذاری بر مخاطب ، از چندین بابت (منهای پرفومنس) ، این میشود تعریف قدرت رایحه به اجمال ، توضیح و تفسیر مفصل دارد !

》پرفومنس : جوابگوست !
》نمیدانم قیمت این عطر چقدر است اما باید کمتر از دیزاینرهای متوسط شهیر مثل مثلا جوپ باشد . اینطور مواقع اسم نمی آورم به دلائلی لیک این یک بار همین یک نام گفتم به کفایت ! اما کار اش از برخیِ آنها بلکه بهتر هم باشد :)
》هارمونی پوشش ، ایضاً رنگ رایحه :
یک دست کت و شلوار سورمه ایِ خاص دارم (نه آن سورمه ای های قدیم ، تقریبا مخلوط سورمه ای و طوسی) که وقتی با پیراهن کرمی و کراوات زمینه سورمه ایِ همرنگ با بته جقه های کرمی و نقره ای میپوشم ، به سلیقه خودم با این عطر زیبا میشود و هارمونی دارد :)
کراوات های گلدار یا بته جقه را خیلی دوست دارم ، یک چمدان ابریشمی هایشان را دارم که هر کدام اثری هنری ست از ایتالیا و انگلستان و فرانسه و ایالات متحده ، که هر بار میپوشیدم همه میگفتند واااو ، لیک چه فایده ؟؟
اجالتا از آنها آویزان تر ایم ، تا ببینیم چه میشود ، کراوات (خُراوات) را ایرانیانِ اعزام شده به فرماندهیِ کرواسی (پس از فتح) اختراع کردند ، هم به شیک پوشی و هم به نشانه ایرانیَت ، لیک اکنون خودمان نه مجوزش داریم ، نه حوصله اش ، نه دل و دماغ اش !
》زمان : روزانه
》مکان : باز هم روزانه ، به معنیِ همه جا
البته برای انواع مجلس عطربازان ، چه رسمی ، چه ویژه ، نیمه رسمی یا نیمه ویژه :) جوابگو نیست اما برای عوام (غیر عطربازان و خواص) میتوانید هدیه بخرید و بگویید در مجالس هم استفاده کنند .
》فصل : هرچند که درای داون کمی از اعتدال به سمت گرما میرود ، اما میتوانیم با اغماض بگوییم معتدل است ، پس : همه فصول !
البته در تابستان ، عصرها به بعد ، در خنکان استفاده کنید !
》نمیدانم چیزی جا ماند یا خیر ، در کل عطر بدی نیست ، بلکه اگر ارزان باشد خیلی خوب هم هست ! یادم آمد :
》برای درونِ منزل ، از بسیار خوب هاست !
کشور پرتقال هم میخواهد بگوید سلامن علیکم ، من هم هستم :)
اتفاقاً کار اش را هم خوب انجام داده ست !
خوش قیمت باشد ، می ارزد !

خب ، دوستانِ جان ام
》یک نکته خیلی مهم را عرض کنم حضورتان :
من اگر وظیفه و مسئولیت ریویو و تفسیر یک عطر را به عهده گیرم ، آن را همه جانبه و با دقت کامل انجام دهم !
اصلا برایم مهم نیست که ارزش مادی آن عطر چقدر است ، یا انجام نمی دهم یا اگر قبول کردم باید دقیق ، همه جانبه و کامل باشد ، گویی باارزش ترین و گرانترین عطر جهان است یعنی به همان میزان دقت صرف آن کنم !
اگر قبول کردم اما عطر موفق نبود از نظر ام ، خیلی راحت و روان ، نقاط ضعف اش را میشمارم اما هرگز نمیگزارم ارزشِ مادی اش بر دقت ، صرف زمان یا قضاوت ام تاثیر نهد !
این نکته مهم را عرض کردم که شما نیز همین کنید ! یادتان باشد همیشه :
هر عطر شخصیتِ خود دارد ، از سویی یک تیم بر ساخت آن نظر دهند و دخالت کنند !
یک برند بر آن سرمایه گذارد ، زحمت کشد ، امید نهد !
روا نیست ما با یک جمله ، کلاً معدوم اش کنیم !
البته ناگفته نماند این مهم ، که : من دارم راجع به "عطور" حرف میزنم ! عطرهایی که شناسنامه و شخصیت دارند !
نه آب زیپوهای بو داری که معلوم نیست در کدام کارگاه ، صفرعلی با مرغِ زیرِ بغل اش یا عین اله خانِ باقرزادَه با جیشِ خروس اش ساخته است !
خلاصه سعی میکنم اگر عطری آنچنانی و باب طبع ما عطربازان نبود ، حال که زحمتِ خواندنش را میکشید ، چند نکته ی بسیار مهم یا فوتی کوزه گری در عطربازی را مابین اش بگنجانم تا ارزش اش بالا رود در مطالعه !
امید که مفید باشد و مقبول افتد !
ارادت ها :)
57 تشکر شده توسط : Atr
God of Fire
لینک به نظر 11 خرداد 1405 تشکر پاسخ به خردمهر
چه من هایی کمیاب درونِ خود جمع کرده ای مرد بزرگ !
منِ شاعرپیشه ، خردمند ، مهیر ، مهر بان ، زمان دان ، تاریخ دان ، سلیقه مدار ، فیلمساز ، سرنوشت دان ، تیزبین ، شکارچی(!) ، که این آخرین ، بسیار کمیاب است و تاثیر دارد بر ظاهر ، خصوص بر چشمان !
و بسیار من های زیبای دیگر ، که زیرمجموعه ی منِ شکارچی قرار گیرند !
منِ طناز را نیز مدتیست در تو کشف کرده ام که دوستداشتنی ست بر من :)
کار هر کس نیست خنداندن به طنز !
آنهم بر آنها که بر همه طنزی نخندند :)
پدرم استادی بزرگ بود بر این هنر ، حال اینکه همه او را جدی ترین آدمی که دیده بودند میخواندند !
دوستم میگفت خنک ، من میگفتم معتدل گوشش داغ میشد ، شما گفتید گرم ، دلم خنک شد :))
آفرین :))
ضمنا این را به تعریف از شما نگفتم ، که بی نیازید !
راهی نمودم و چراغی گشودم بر جوانان :)
ارادت ها
36 تشکر شده توسط : فرهاد Huseyin_taheri_official
God of Fire
لینک به نظر 10 خرداد 1405 تشکر پاسخ به محمدرضا ملکشاهی
جناب محمدرضا ملکشاهیِ زیبانام
که چقدر نامت را دوست دارم مانند خودت !
یکی از دلائل اش آنست که در کرمانشاه که بودیم در ادامه ی کوچه ما ، کوچه ملکشاهی بود که بنام بزرگی که آنجا ساکن بود نامگذاری شده بود که از دوستان پدربزرگم بود !
ملکشاهیان ، بزرگ بودند از شعور ، هستند هنوز هم خداراشکر !
که بزرگی مُردنی نیست و مدام بزرگتر شود !
ژن اش ماناست !
و اما چشم و به دیده ی منت :
تفاوت پخش با پروجکشن :
پخش را که همه میدانیم چیست ، یعنی شما در اطاق خواب عطر میزنید و اعضای خانوادتان در حال و پذیرایی گویند : به به ! چه بویی آمد ! چون تیر میرود !
سرعتش مهم است !
هرچه سریعتر باشد پخش قویتر است لیک مرگ پخش نزدیکتر !
( از کلمه مرگ نترسید دوستان عزیزم ، زیباست )
خب ، پخش خوب ربطی به جریانِ باد ندارد ، قائم به ذاتِ خود است ! بی نیاز است از کمک باد !
لیک سیاژ اینگونه نیست ! کمک جریان باد را میطلبد !
از همین است که در اتمامِ پخش ، وقتی وارد مکانی بسته میشوید ، پس از تاءملی کوتاه ، بعد از خروج شما همه گویند : به به ! این بوی خوش از که بود ؟؟ از کجا آمد ؟!
جریان آهسته ی جابجاییِ هوا در آن مکان بسته ، مولکولهای عطر را که سوار آن جریان شده اند به حس بویاییِ آن افراد میرساند !
یا زمانی که نسیمی ملایم ، هرچند لحظه یکبار بوی عطر خود شما را به بینی شما میرساند و میگویید : به به :)
سیاژ همیشه با ماندگاری نسبت مستقیم دارد !
یعنی هر چه ماندگاری بیشتر ، سیاژ بیشتر ، اما نوع مولکولِ عطر هم دخالت دارد ! یعنی وزن آن ، یعنی فرکانس و طول موج آن !
برخی اوقات ماندگاری هست ، اما سیاژ نیست !
و با پخش نسبت معکوس !
یعنی پخش سیاژ را میکُشد ! تا پخش باشد سیاژ نیست اما تا او رفت ، سیاژ ( اگر شرایطش فراهم باشد ) می آید و میماند !
نکته بسیار مهم :
اول پخش میمیرد ، سپس پروجکشن ، بعد سیاژ و از پسِ آنها ، ماندگاری !
که البته اگر عطر با کیفیت باشد ، سیاژ و ماندگاری تا آخر با هم میمانند و با هم میمیرند !
زیباست ، نه ؟
لیک عاقبت عطر اسکین سنت شود ، یعنی ماندگاری عمرش کمی بیش است !
و اما پروجکشن :
پروجکشن درست مثل یک کپسول است که دور شما با شعاع مختصری ( حوالی نیم متر ) ایستاده است !
درست مثل اینکه یک حباب نامرئی دور شماست و هرکجا که هستید یا میروید همراه شماست !
باد ، حباب را مخدوش میکند اما بمحض سکون دوباره شکل میگیرد !
اطرافیانِ شما ، اگر در این حباب قرار گیرند یک جور بوی عطر شما را میبویند و با یک قدرتی ،
و اگر خارج از آن حباب ایستاده باشند جور دیگری میبویند و با قدرتی دیگر !
مهم : برخی از نت های عطر شما ، هرگز از آن حباب خارج نشوند !!
از همین است که : همگان گویند عطرِ فلان کس را در خیابان یا هرجای دیگر ، بوییدم و دیوانه شدم و رفتم خریدم و زدم : اما آن نبود !!
متوجه شدید دوستان عزیزم ؟؟
همان بوده ! لیک پخشی که خریدار بر تنِ کسی دیگر بوییده ، یک چیز است و پروجکشنی که دورِ خودش هست ، چیزی دیگر !!
اینها همه پاسخ هائیست که از من زمان ها و اندیشه ها و تحقیقات گرفتند تا معلوم شدند !
لیک وقتی معما حل شد ، ساده نماید :)
لیک اکنون نیاز نیست شما بر آن زمانها نهید ، دانستید !
و این بر من دستمزدی دارد که خواهم گرفت !
از او !
ارادت ها خدمت همه شما دوستان معطرم
عرض احترام ، جناب ملکشاهیِ محمدرضا !
:)
44 تشکر شده توسط : فرهاد علی موسوی
God of Fire
لینک به نظر 10 خرداد 1405 تشکر پاسخ به Venus
درود بر دوستانِ جان ام
قبل از اینکه پاسخ مهر دوستان نازنینمان ، سرکار خانم ونوس زیبا و دانیال عزیز دهم ، مطلبی را راجع به این عطر ناز ویرایش و عرض کنم :
من دو اشتباه راجع به این عطر کرده ام :
اول : گفته بودم "این عطر ، واااو نیست اما بد هم نیست" !
حرف ام را پس میگیرم :)
وقتی ریویو تمام شد پس از ساعاتی ، و ثبت کردم ، خیلی خسته و خواب آلود بودم !
دقایقی بعد ، که فکر میکردم کارِ عطر تمام است : خدااای من !!
حتی درای داون اش هم ۲ نیم پله داشت !!
حتی ۳ نیم پله ، که البته ، آخرین اش ظهور ستون عطر بود .
یعنی کاری با من کرد که بیدار شدم دوباره !!
عجب رایحه ای !
دیگر خواب از سرم پرید :)
امکان ویرایش هم نبود چون هنوز تایید نشده بود نظر ام .
عجب رایحه ی خاصی ، عجب قله ی فرازی ، عجب بوی نازی ! بیدل ام کرد !
دیده اید آیا که : امروزه تقریبا عطور یک گروه ، همه رایحه ای مشابه دارند با یک تلورانس کم و زیاد !؟
یعنی گویی همه ی عطور را قبلا بوییده ایم !
نا آشنا و جدید نیستند !
حال ، در این ایام ، عطری که رایحه ای جدید و خاص بر ما هدیه کند ، هم چقدر زیباست و هم چقدر معانی دارد !
معلوم است این کارگردان ، این عطار ، موفق به کاری شده است که دیگران نشده اند !
دیشب میخواستم همراه این عطر ، دو عطر دیگر هم بر شما تست و ریویو کنم ، یک عطر از برند رونالدو (اگر درست گفته باشم :) و یکی از آرماف ، اما این عطر که فکر نمیکردم تا این حد سخت باشد تمام زمان و انرژی مرا گرفت !
هرچند که سپس انرژی ای به من داد و لذتی ، که چندین برابرِ آنی بود که صرف کردم !
به حق که یکی از زیباترین هایی بود که ملاقات کرده بودم !
دوم : گفته بودم ستون اش مشک است به تنهایی !
خیر ، صندل سفید نیز همراه است و اتفاقا چنان قدرتمند و باکیفیت است که هنوز بر خط آرنج دستم هویداست ، حتی شستم که آن دو عطر دیگر را تست کنم امشب ، لیک نرفت !
اگر فرصت تست دست داد ، باید بر دست دیگر تست کنم !
خلاصه که : عطری واااو بود و کولاک ، بر من !
عطری اگر جدید باشد ، در این ایامِ عجیبِ عطور آمده باشد ، خاص رایحه باشد ، باکیفیت باشد ، قدرتمند باشد ، با اصل و نسب باشد ، امضای بزرگی بر آن باشد ، کمیاب است !
تازه کمتر عطری را ۶ پله ای دیده ام !!
خلاصه که نمره ای بالا از من گرفت !

》و اما جناب دانیال عزیز
سلام بر شما
و سپاس بابت این دانش که بر من و ما افزودید به لطف و مهر !
بله ، حدس شما قریب تر است به واقع !
الحق که این عطر جمیع الاضداد است !
بر خبرگان و پیردماغان ، حتی بلاند بای را مضر نمی بینم ! اگر توفیق تست حاصل نشود !
ایشان کشف خواهند کرد چه میگویم ، در آوردنِ این روایح از این نت ها ، کار هر عطار نیست !
حضور نام "خدا" بر این عطر ، محل اشکال نیست !
من که پسندیدم ، با اینکه بسیار دیر و مشگل پسند ام ، هرچند که هنوز شاگردی کنم !
سپاس بسیار

》ونوس زیباروی زیبانام
درود بر شما با لبخند :)
نگین این خانه شماهائید ، که ما پروانگان به گرد زیبایی و معطریت خویش جمع کرده اید به کشف و دیدن و بوییدنِ نت های خداساز !!
عطار بزرگِ خلقت !
حسادت در وجود شما نیست ، چطور ؟
چون نیازی به آن ندارید !
خود ، و بسیاری دیگر از بانوان این خانه ، به غایتی از زیبایی رسیده اید که لبریز اید از آن !
دیگر جای خالی ای نیست که حسادت کنید بر دیگری تا پُرتر شود این جام ! لبریز است !
نام نمیبرم ، چندین هستند درین خانه ی جاذبِ زیبایان خداراشکر ، که به هر یک جدا عرض کرده ام و یادآوری کرده ام این مهم را !
زیبا بمانید به برون و درون ، که این گوهر ، سخت یاب است و زحمت بَر و کوشش خواه !
ضمنا این نوع از حسودی نیز که سرکار در خصوص ارتباط با مهربد عزیز یاد کردید ، نیاز نیست ، که این کوچکِ حقیر در خدمت تمامیِ شما عزیزان ام هستم اگر زنده باشم :)
اگر هم رفتم آنسو ، باز هم در خدمت ام :)
ارادت ها تقدیم شما
:)

》ضمنا ذیل نظرم ، در قسمت تشکر کنندگان به لطف و مهر ، تصویر سرکار خانم سولماز زیبای چشم خندان را دیدم که نگران غیبت ایشان بودیم و خداراشکر که حاضر شدند !
ارادت حقیر تقدیم شما بانو سولماز تبریززاد عزیز ما ، جایتان خالی بود :)
چه تبریزی های ناز و عزیزی داریم درین خانه ، چه ساکن تبریز باشند و چه خیر ، که بیش از همه ، حقیر متنعم از حضور ایشان ام و سالها پیش نیز میهمانشان بوده ام در سد ستارخان اهر ، که هر بار در تبریز بودم گویی غریب نبودم آنجا و شهر و خانه من بود :)
حضورشان گرامی و نورانی انشاله

دوستان عزیزم ، ارادت ها تقدیم شما
45 تشکر شده توسط : محسن عطری فرهاد
دوستان عزیزم درود
نام این عطر مرا به یاد عطری انداخت که دوستش داشتم ، اسموک آف گاد ، لیک بعد از تست این عطر متوجه شدم تفاوت هایی بسیار دارند :)
نفهمیدم که چرا نام این عطر را خدای آتش گذارده اند ، شاید نظر بر شرق و خدایگانِ هندوان باشد که داستانی دارد !
خصوص که عطر ، شرقی چوبی ست ، و این مورد این احتمال را قوّت بخشد که مقالاتی مذهبی درین خصوص مطالعه کرده ام بجهت ارتباط اش با روایحِ چوب ها و عودها و دودهایی که درین مراسم میسوزانند !
میتوانم بگویم که : نزدیک است لیک به درجه ای که باید قوی ، تند و غلیظ باشد نیست !
و اتفاقا چه خوب و چه بهتر که نیست !

خوب ، اولا خداراشکر که اینترنت باز شد !
خانه مان دوباره خلوت و آکنده از عطوری واقعی شد :)
رفته اند به چاق سلامتی و رفع دلتنگی های طبقِ قواعد خود ، لیک باز خواهند گشت که : هر که حتی برای کوتاه زمانی ، عطر این خانه بویید ، دیگر توان و اختیار جدایی به کل ندارد !
خاک اش که بماند ، هوایش دامنگیر است :)
لیک حضور مجددشان توفیر و تغییر خواهد داشت و صرفاً به معطریتی واقعی و حقیقی حاضر شوند انشاله !
و اما خبری خوب :
چند شب پیش مهربد عزیزمان تماس گرفت :)
دقایقی زیاد به گفت و گو مشغول بودیم ، لیک در اتمامِ تماس خوشحال نبودم !!
در پی نوشت عرض خواهم کرد که چرا ، لیک از باب دریافت خبر سلامتی اش ، بسیار خوشحال شدم خداراسپاس که سلامت است !

■ فرانسه ، استفان هامبرت لوکاس ۷۷۷
گاد آف فایر ، یونی ، ادوپرفیوم ، اورینتال وودی
استفان هامبرت لوکاس ، ۲۰۲۲
عطریست شفاف ! کدر ، سنگین یا مات و تیره نیست ، زلال است ، مثل مایع اش ایضا رنگِ مایع اش !
》یک چیز راجع به زنجبیل بگویم :
تا حالا زنجبیل تازه را بو کرده اید ؟
خصوص نوع چینی اش یا هندی اش را !
هر ساله در اردیبهشت ماه ، حتما مقداری تهیه میکنم برای خشک کردن و ریختن در غذا و چای ، زنجبیل بشدت خواص دارویی دارد خصوص در رقیق کردن خون بسیار توانمند است !
همین الان ، مثل هر شب ، تکه ای کوچک را در کنار خود دارم به بوییدن :)
》زنجبیل تازه ، خودش به تنهایی یک عطر کامل است : نت های گلی دارد ! ادویه ای ، صمغی رزینی و کمی کهربایی ! عطری کامل است !
تهیه کنید و یک تکه ی خیس ، آبدار و تازه اش را دقیق ببوئید ، بی شک عرایضم را تصدیق خواهید کرد :)

1️⃣ پله نخست ، تاپ نت
لیمو ترش زرد دارد ، شک ندارم همه ی شما عزیزانم تفاوت های رایحه ی لیموترش سبز (که هرساله آبگیری میکنید یا از نزدیک بوئیده اید) را با لیمو ترش زرد ، که بزرگتر است و پوستی ضخیم دارد و به لیموترش سنگی معروف است میدانید !
لیموترش سبز ، لیموترش تر است :)
رایحه ای ترش ، تلخ و الکلی و رزی یا گلابگون دارد حال آنکه نوع زرد اش رایحه ای کمی ترش ، شیرین و آرامتر دارد ، کمی رایحه لیمو شیرین نیز در خود دارد ، ترشی اش ملایم است ! گلاب ندارد . خلاصه که نت های :
لیمو ترش زرد ، زنجبیل ، فلفل قرمز ، برگ درخت لیمو ، فلفل صورتی ، پاپریکا ، لمون گراس (علف لیمو) را حس کردم .
》مزه تاپ نت : رایحه ای ترش ، فلفلی ، سبز ، علفی و کمی خاکی ، خنک ، فرش و شارپ دارد از ابتدای اسپری تا نزدیکی های انتهای تاپ نت که بر پوست من ، حوالیِ نیمساعتی طول کشید !
سپس : رایحه انبه ، آرام آرام وارد صحنه شود و مدام قدرت گیرد !
حتی میتوان گفت که انبه از نت های تاپ نت نیست بلکه در قلبِ عطر میطپد !
برای دقایقی ، پس از نیمساعت اولیه ، انبه قدرت میگیرد در کنار فلفل قرمز و صورتی که پا به پای انبه حضوری قدرتمند دارند و نت های نامبرده ی دیگر را به حاشیه میرانند !
تاپ نت ، کلاً حدود ۴۵ دقیقه تا یکساعت زمان میبرد ، که کمی عجیب می نماید نسبت به زمانِ تاپ نت های دیگر عطور !

♥️ قلب
هر وقت در عطرها ، اغلبِ عطرها ، پس از تاپ نت به روایح گلی رسیدید ، بدانید که شنیدنِ طپش قلب شروع شده ست :)
مگر برخی عطرهای خاص یا صمغی رزینی های قوی ، که حتی آنها نیز اینگونه اند لیک قدرت رایحه ی رزین ، بوی گلها را تحت الشعاع قرار دهند !
خلاصه که با شنیدن آوای بسیار لطیف ، زیبا ، رویایی و عرفانیِ یاس متوجه میشویم طپش قلب عطر ، اکنون ملموس است :)
همه ، اغلب شیرینیِ تونکا و کومارین را قدرتمندترین وجهه ی آنان میدانند لیک از نظر من : غنا ، عمق و رویایی بودنِ آن ، اولاتر و واضحتر و دلچسب تر است :)
کومارین وانیلی ارزان است که رایحه ای وانیلی بادامی ، چند وجهی ، شیرین ، آجیلی ، قوی ، یونجه ایِ تازه و تنباکوییِ بلوند و نرم دارد !
از تونکا ، لاوندر و نت هایی دیگر قابل به برداشت است که البته هر کدام کمی در رایحه تفاوتی جزعی دارند .
قلب با انبه و کومارین تونکا و یاس شروع و ادامه میدهد !
》یک چیز در این عطر بخوبی هویداست ، و اتفاقا فرمولی بسیار سخت است ! که :
در این عطر ، هر پله خود شامل دو نیم پله هست ! در تاپ نت همانطوریکه شرح دادم دو قسمت منفک داریم (قبل از انبه و سپس همراه با انبه) و در قلب هم همین رَویه تکرار شود !
انبه و یاس و کومارین در نیم پله و سپس روایح چوبی نیم پله ی دیگر را طی کند !
پس طپش های قلب شامل : انبه ، کومارین تونکا و یاس هستند و در ادامه روایح چوبی نیمِ دیگر را میسازند ، درست مثل شکلِ نوار قلب :)
تراشه های چوب سدری ضعیف تر از سه ی دیگر ، در نیم پله ی دومِ قلب ، همراه میشود لیک در قدرتِ ظهور ، به آن سه میبازد ، لیک هست !
زمان پله دوم ، کمی طولانی تر است از پله اول .
》مزه قلب ، رایحه ای گلی ، میوه ای ، گرم ، عمیق ، شیرین ، رویایی و زیبا دارد !

3️⃣ درای داون
اوجِ رویایی شدنِ رایحه انتهای قلب ، به ما نشان میدهد که مشک به روایح اضافه شده است و عطر به پله سوم قدم گذارده است !
اغلبِ عطرها در قلب به اوج و قله ی زیبایی میرسند اما اندک عطوری خاص همچون همین عطر در گاهِ خشک شدن (درای داون) به آن قله رسند !
مشک ، کهربا ، آگاروود با دوز متوسط یعنی نگران رایحه ای قوی و داغ از عود نباشید ، به عبارتی عودی عربی ندارد بلکه عودی غربی !
همراه با سیپریول که رایحه ای چوبی ، اسپایسی ، معطر ، خاکی و قوی دارد !
》مزه درای داون رایحه ای رزینی عودی دودی و خاکی دارد ، زیباست این پله به حق !
زمان پله نیز طولانیست لیک هرچند که رایحه در زیبایی به قله رسیده است لیک از قدرت رایحه در انتشار و پرفومنس ، که در قلب به قله ی پرفومنس رسیده بود ، اکنون در دامنه است !

》نکته : راست اش در ماه های اخیر که نظرات برخی دوستان عزیزمان را راجع به این عطر خوانده بودم ، توقع رایحه ای به این بالانسی را نداشتم و فکر میکردم چرخِ آن لنگ میزند به سمت انبه ! و کمی بی میل شدم بر تست اش :) و برایم سوالی شده بود چون برند را میشناسم !
اما اینگونه نبود ! بله ، انبه هست اما محوریتی لنگرگون و ناطراز ندارد ، بالانس است !
اتفاقا تست اش را توصیه میکنم !

》پوشش : رنگهای روشن ، طیف سفید تا قهوه ای ، کت و شلوار یا کت و دامن کرمی خاکیِ روشن با پیراهن سبز روشن . اگر میخواهید نت انبه ضعیف شود رنگ انبه و طیف نارنجی نپوشید و طیف سبز را قویتر کنید ، رنگ سبز نت انبه را ضعیف میکند !
آبی نیز همین کار کند ، حتی بهتر ، اما رنگ آبی کلِ رایحه ی این عطر را خراب کند ! یعنی آنچه را باید انجام دهد و پیام را برساند ، خراب میشود !
هرچند که قبلا هم عرض کرده ام ، نت انبه اینجا بالانس است .
》فصل : سرد ، خنک .
》زمان : عصر ، شب .
》پرفومنس : ماندگاری خوب ، پخش خوب ، پروجکشن متوسط و سیاژ متوسط .
》موقعیت : روزانه نیست ، رسمی هم نیست ، نیمه رسمی ست ، ویژه است ، خاص است ، همه گیر و آشنا نیست ، همه جا شنیده و بوییده نشده است ! برای مواجهه نزدیک هم خوب است ، برای رقصی دو نفره و آرام خوب است ، بوی آغوشی زیبا میدهد !
با این رایحه آغوش فراموش نمیشود :)
منظورم بر تنِ زنان است ، با وجودیکه گورماند نیست اما زنان را چشیدنی کند :)
خصوص فرشتگان بلوند و موطلایی را ، که در خانه مان تعدادی از زیباترین هایشان را داریم کنار خود ، خداراشکر !
که زیبائی هایشان به حدی ست که برای دیدنشان باید انتظارها کشیم و شُکرها کنیم :)
پیر شدیم به انتظار :))
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت :)
خلاصه که فکر میکردم قرار است در انتهای نظر ام بنویسم رایحه اش پسند من نبود (بر اساس نظر و سلیقه برخی دوستان عزیزم) ، اما اشتباه میکردم ، واااو نیست اما بد هم نیست !
برای بانوان اتفاقا خوب و زیباست ! لیک نه همه جا و زمان !
بلاند بای ممنوع است ، تست کنید !
》نت ها بر مشک استوار اند .
نمیدانم هرچه لازم بود را نوشتم یا نه !
اگر نقصی دارد که حتما دارد چون ساعتهاست که مشغول اش هستم و خسته شدم ، به بزرگواری ببخشید !

پ ن :
دکتر جوان و عزیز ما ، مهربد مهرافشان چند شب پیش تماس گرفت .
حالش اصلا خوب و میزان نبود !
سگ اش دنی را که حتما دیده اید در تصاویر عطرگرام اش ، چقدر ناز بود !
گویا سرطان کلیه داشته و با وجودیکه دو بار جراحی و سپس شیمی درمانی شده ، مهربد عزیز ما را با رفتنش غمگین کرده ست !
آنها که حیوان خانگی دارند درک میکنند که چه غم بزرگی ست ، آدم احساس دِین و مسئولیتی بزرگ میکند بر آن زبان بسته ها !
لیک به او گفتم : آیا دنی تو زیباترین زندگی را تجربه نکرد ؟؟
آیا بهترین دوست را در کنار خود نداشت درین مدتِ هرچند کوتاهِ چهارساله ؟؟
آیا صاحبی بهتر از تو بود بر او ؟؟
که خدا میدانست که ژن سرطان دارد و عمرش کوتاه است پس باید بهترین زندگی را تجربه کند ، که کرد !!
در کنار مهربدی مهیر و معطر !
من که میگویم خوشا به حالش ، تو را نمیدانم !
و اگر میرفت بیرون و گم میشد که دیوانه میشدی لیک حال خیالت آسوده است ازین باب و جای شُکر دارد !
خلاصه معلوم بود غصه ی زیادی خورده این مدت ، تو گویی بیمار بود ، از صدایش معلوم بود و فرکانس وجودش را از اینسوی گوشی کاملا دریافت کردم ، سراسر غم بود ، فقط گریه نکرد !!
حیوان خانگی ، برای یک جوان تنهای مهر ماهیِ احساساتی و قلب طلا ، چیزی بیش از یک حیوان خانگی ست !
خلاصه غمگین ام کرد !
سلام همه ی شما را به وی رساندم و گفتم که بارها و بارها یاد اش کرده اید و سراغ اش گرفته اید ! دیدم که دل اش گرم شد با سلامهای شما !
و : سلامی گرم بر همه ی شما رساند !
و گفت : حال ام که بهتر شد حتما می آیم !
و گفت از سوی من شاخه گلی همراه سلام ام بر همه ی دوستان ام بفرست ! چشم : 👈⚘
ارادت ها خدمت دوستان نازنینم
59 تشکر شده توسط : Shohreh فرهاد
دوستان عزیزم درود
آمواج بیلاود زنانه ، وودی چایپر
عمان ، برنارد النا ، ۲۰۱۲ (سال نابودی دنیا طبق تقویم مایا ، خیر ، سال شروع تغییر دنیا !)

عجب عطر شلوغی ! عطری عمیق ! شاخص !
مثل یک تابلوی زیبا و بزرگ !
لیک آنقدر بزرگ است که نمیتوانیم آن را بپوشیم و با خود همراه کنیم !
مثل این ساعت های دیواری ای که برخی بر مچ دست می بندند :)
هر چه بزرگتر ، زیباتر ؟؟
:)
این دلیلی روان شناختی دارد !
مگر اینکه عطر را ، یا چون پازل خرد اش کنیم یا با تابلویی دیگر که ناقص یا خلوت باشد ، ادغام کنیم !
اول راجع به عطارش کمی بدانیم :
برنارد النا در گراس دنیا آمد ، گراس را که میدانید کجاست ! مرکز رایحه دنیاست !
بگذرید ازین که پیش از آن ، مردمی بد بو و گریزان از آب و حمام داشت !
لیک به حق ، مرکز رایحه دنیاست ، این درس فراموش نکنید : از منفی به مثبت برسید ، از بد بویی به خوشبویی رسید ، که این تغییر و رهنمون جاودانه است ! چرا ؟
کمترین اش این است : هر دو بُعد را تجربه کرده است !
خانواده اش همه با عطر عجین بوده اند ، پدرش پیتر النا استاد بود و برادر بزرگش را همه میشناسید : ژان کلود النا ی بزرگ !
برادر زاده اش هم دختری ست که نام اش را فراموش کرده ام اکنون لیک او نیز الناست !
برنارد بیشتر زنانه میسازد و بر من کاملا مشخص است که تمام سعی اش را برای آمواج و این عطر کرده است !
لیک منهای این عطرش ، من کارهای او را دنبال نمیکنم !
معلوم است برای این عطر ، تمامِ خود را خرج کرده است و از خانواده نیز مشاوره گرفته است !
این از عطار !
و اما این عطر خیلی سنگین است ، شلوغ است اما پرهیاهو نیست ، بجای سر و صدا عمق دارد ، وزن دارد ، جرم حجمی اش بالاست !
》نکته مهم :
این عطر برای عوام نیست ، برای پیردماغان است ، برای خلوتِ شربت خورانی ست که دیگر هیچ شربت جوابشان ندهد و شرابی تلخ میخواهند که مرد افکن بود زورش !
چون لودانو که اکسیر تریاک و ویسکی را به ادغام روایح دارد !
موسیو عطار مرا که فراری داد :)) گربه ام !
لیک مرا عمیقاً نشئه کرد !
پرسش : آیا بر این مهم ، موفق بوده ست ؟
تمام سعی خویش کرده ، لیک تماماً موفق نبوده است ، برخی جاها کار از دست اش خارج شده و نهایتاً امیدوار بوده ست که : شاید زیر ذره بین نقدِ نقادان نرود و تنها بر عمق و زیباییِ شلوغ اش بسنده کنند و تاس را به آوازش ببخشند !
کراواتی دارم که بسیار شلوغ است ، در تمامیِ رنگ ها ! همه عاشق اویند ، لیک با هیچ رنگی در کت و شلوار و پیراهن سِت نشود !
خود رای است !
متوجه اید ؟ قیاس کنید !

طولانی اش نمیکنم ، که اگر بکنم ، این تفسیر تبدیل به طولانی ترین نظرم خواهد شد به رکورد در این خانه معطر !
خواندنش حداقل یک ساعت طول خواهد کشید ، نوشتن اش را خود حساب کنید !
لیک دو شبِ مرا به خویش اختصاص داد حال آنکه بسیاری از عطرها را نهایتاً ظرف مدت ۵ دقیقه تمام کنم ، که عمده اش با بوییدن افشانه و درب به انجام رسد !
مگر ریویو ، که باید لایق شما باشد ، پس زمان بَرَد !
مابقی نیز همه محدوسِ زمان است !
پس به اختصار :
آنچه نت در این صفحه ذکر شده تماماً صحیح است ، تعدادی نیز مضاف است که نتیجه ادغام و آکورد است مثل پتریکور که نتیجه پچولی و صندل سفید است !
مختصر :
■ پله اول ، تاپ نت :
》یک رایحه آروماتیک قوی از آکورد گازدارِ فلاور با آرپژ یاسی عمیق ، سپس رز و هل که در بک گراند خود میخک ، لاوندر و کلاری ساژی از نوع صمغی (کلاری ساژ دو نوع دارد ، کافوری علفی ، صمغی) که یادآور لاوندر و فلفل و چرم و عنبر نیز هست ، را دارند !
از پسِ دقایقی ، بابونه ای غلیظ هویدا شود !
این پله ، از تجمیع چندین گل غلیظ همراه با هلی درخشان و کلاری ساژی صمغی ، بسیار داغ و غلیظ ، عمیق و سنگین شده است !
قابل تحمل بر عوام نیست ، لیک در انتها خواهم گفت که اگر میخواهید بپوشید ، باید چه کار کنید ، این عطر و همه ی دیگر مشابهین خود را !
این پله ، حوالیِ نیم ساعت غلیظ را بر پوست خواهد گذراند !

■ پله دوم ، قلب :
》یک رایحه فلاور اسپایسی عمیق که یک پچولی قدرتمند چنان گرد و خاکی کند همچون بادِ قبل از بارش که رایحه خاک ، همه ی دیگر را به حاشیه کشاند و از پسِ دقایقی رایحه پتریکور (خاک باران خورده) به مشام رسد و گرد و خاک بر زمین نشانَد تا دیگران از پناهگاه خارج شوند به عرض اندام !
بنفشه یار پچولی ست اینجا ، که از سویی خشونت را به رایحه پودری شیرین و سبز تعادل بخشد و از سویی مکمل گلهای قلب باشد !
گلهایی که کلا با گلهای تاپ نت متفاوت اند ، لابدانیوم ، یلانگ و گل جاوید !
گل جاوید را دیده و بوئیده اید دوستان عزیزم ؟
چندین نوع دارد ، چقدر زیباست :)
انتخابِ اولِ زنبوران عسل است :) خدااای من :)
این پله ، حتی به مراتب داغ تر از پله اول است !
ایضا در مزه ، شیرین تر !
گلهایی که همه غلیظتر و داغ تر اند آنهم در کنار صمغ های لوبان و کندر !! میسوزانند !
قلب اش نورانی ست !

■ پله سوم ، درای داون :
》رایحه ای انیمالیک وانیلی !
طوفان ، نشست !
خدای من ، حالا شد !
من از عشاق سیوت ام ! ایضا کاستوریوم !
حتی رایحه ادرار غلیظ و مخصوص گربه ام را ، که هر زمان دستشویی روم بلافاصله بعد از من وارد دستشویی شود ، دو پایش را بالای ابتدای سنگ میگذارد به دقت و علامت میگذارد ، که :
این غولی را که میبینید (من) عددی نیست ، اینجا رئیس من ام :)
را ، که بشدت غلیظ و تیز است (چون باید کیلومترها برود و همه ماده ها را خبردار کند) با ابزار مخصوصی برداشته ام و چند بار رقیق کرده ام ، دوست دارم !
این را هم بگویم که من وسواسی ام به نظافت :)
این پله عالیست ، عجب روایحی در خود دارد ، اگر مردانه نباشد یونی ست !
فرمان در دست سیوت و کاستوریوم است ، که معاونشان وانیل است !
مشک و عنبر ، سدر و صندل حاضر اند به تشویق ایشان !
چرم ؟ خیر !
چرم خود از مشتقات رایحه کاستوریوم است !
لیک چنان قدرت دارد که میتوان جزء لیست نت ها مقیودش کرد !
زمان پله : خیلی طولانی نیست !!
عجیب نیست ؟!
نت ها بر ستون صندل سفید استوار اند .

نکته : عطر بر پوست و پوشاک ، ظهوری متفاوت دارد ! هر دو زیباست !

● اینگونه عطور را چگونه استفاده کنیم :
یک چیز بگویم ؟
این عطر از فاصله یک متری کولاک میکند !
به کل توفیر دارد !
پریشب یک پاف بر خط درون آرنج زدم و دیشب یک پاف بر ساعد دست ، بخش درون .
میرفتم به سمت یخچال مثلا ، در برگشت :
خدااای من ، عجب رایحه ای !!
》اینگونه عطورِ عمیق و غلیظ را :
♡ اگر بر پوست میزنید :
باید زیر لباس باشد ، بر پوست عریان نپاشید !
- اگر اذیت نمی شوید : بر بالای بازو ، قسمت خارجی که زیرِ آستین است ، بر خط درون زانوی پا اگر شلوار پوشیده اید ، بر گودیِ پشت کمر !
همانجا که یارتان بر آن دست نهد تا هم شما گرمایش حس کنید و هم او گودی را بپوشاند !
- اگر اذیت میشوید : هر چه دورتر از بینی ، زیر لباس !
♡ اگر بر پوشاک میزنید :
- اگر اذیت نمی شوید : زیر یقه : پشت و کنار !
انتهای آستین دست ، بالای باسن چه دامن چه شلوار .
- اگر اذیت میشوید : زانوی شلوار ، بالای شلوار و دامن ، پایین کت یا پیراهن .
》نکته مهم بر بانوان :
هیچ خبر دارید ای بانوان زیبای عطرافشان که :
کیف شما ، که بر دوش می افکنید ، چه چرم طبیعی باشد و چه مصنوعی چه نخی ، میتواند منبع بسیار مهم ، بزرگ ، غلیظ و کارآمدی برای پخش عطور شما باشد ؟؟
خراب میشود ؟؟ خیر ، اگر بلد باشید چه کنید هرگز خراب نشوند توسط عطر !
بر آن اندیشه کنید !

》پرفومنس : در هر چهار شاخه ، بسیار خوب !
》زمان : شب !
》 فصول : فقط زمستان سرد ، خصوص برف !
》مکان : فضای باز !
》مناسبت : همه جا ، لیک بر مناسبات رسمی بهتر است ، برای مناسبات ویژه بهتر است استفاده نشود ، مواجهه باید نزدیک نباشد !
》حداقل فاصله : نیم متر !
》تعداد پاف : کم
》چگونگی اسپری : روی هم در یک نقطه متمرکز نکنید ! روی هم نپاشید ! با فاصله استاندارد ۱۰ سانتی متری بیافشانید .
پرسش : حال دانستید که چرا صفحه این عطر ناب ، اینقدر خلوت است ؟؟
آنچه از برنارد النا بوئیده ام ، این بهترینِ کارنامه اش تا کنون بر من است !
》پوشش : بر همه مینشیند !
》هارمونی پوشش با رنگ رایحه : رنگهای گلی و صمغی ، نت ها را بارز یا رنگِ معکوسشان : خفه کند !
》هارمونی اعتدال : رنگ روشن رایحه را معتدل کند و رنگهای تیره ، تشدید کند !

پ ن :
امروز عید قربان است !
چند نفرِ ما ، معنیِ عید قربان دانیم ؟
ایضا معنای قربانی کردن را ؟
گوسفندان بدبخت ، که قربانیِ نادانی های ما میشوند !
آن دسته از مردمانی که گوسفند قربانی کنند بر فقیران و یتیمان ، ماجرایشان منفک است ، خدایشان قبول کند و بیامرزد .
لیک معنی قربانی کردن این است :
چند نفر ما ، "من"های خویش را ، اول شناخته ایم و سپس : قربانی کنیم ؟؟
منِ حسود را ، منِ بخیل را ، منِ غیبت کن را ، منِ قاض القضات را !
خودبینی فحاشی دروغگویی تهمت غرور لجبازی عجله خشم انتقام کینه توزی خبرچینی ناسپاسی خودخواهی زودرنجی تنبلی ناامیدی طمع حرص بی ادبی آدم فروشی بدبینی تمسخر تعصب فضولی ... اووووه !
خیلیِ دیگر هنوز هست !!
اینهمه داریم و میرویم سراغ گوسفند !!
گوسفند بدبخت را که هیییچکدام را ندارد ، قربانیِ خودی کنیم که کلکسیون داریم !!
ای خدا !
حتی اگر یکی را قربانی کنیم ، رسته ایم و رها شده ایم !
دوستان عزیزم ، ارادت ها تقدیم شما
و عیدتان مبارک باد⚘
55 تشکر شده توسط : Baby reXa Dragon
Dignified
لینک به نظر 2 خرداد 1405 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
بله ارژنگ عزیزم
درود بر تو :)
جناب حسام حماسه ساز ما ، که پزشکی ست که همچون نامش ، چون سامورائیان شمشیر میزند با قلم !
و این ، ابتدای راه اوست !
راهی طویل و خطیر پیش روی دارد !
و بی شک ، شمشیرها خواهد زد درین مسیر ، که مسیرِ عشقِ پرمخاطره ، مجنون میطلبد !
شرط اول قدم اش این است بقول پیر ما !
درونِ تاریکی ها ، هماره سو سوی نور ، چون ستارگان میدرخشند در آسمان هنر :)
آرزوی توفیق :)
37 تشکر شده توسط : Baby reXa 𝒜𝓎𝓁𝒾
دوستان عزیزم درود
چند روز پیش خبر بدی شنیدم از مدیریت عزیزمان در خصوص این عطر !
فرمودند تولید این عطر متوقف شده است :(
البته حدس میزنم چرا !
کمی زبر و متخلخل است ، اوج و فرودش شتابزده است ، در "فورمولاسیون" میتوانست دقیقتر باشد !
لیک به سلیقه من ، رایحه ای بسیار زیبا دارد !
اولا یونی ست ، زنانه مطلق نیست ، مردانی شاعرپیشه با قلبی مهربان ، میتوانند در منزل بپوشند ، حتی توصیه میکنم این را !
من که بسیااار دوست اش دارم !
حال که تفسیر اش کردم ، خودتان متوجه خواهید شد و رای خواهید داد !

● عمان ، آمواج فِیت زنانه ♡ ۲۰۱۳ ، ادوپرفیوم
چایپر اورینتال فلورال ، گرم

چون تولیدش متوقف شده ، خیلی ریزبینانه تجزیه تحلیل و تفسیرش نمیکنم بلکه مختصر و مفید !
و اتفاقا خاطره ای ازین عطر ناز دارم که این عطر را بر حافظه من حک کرد :)

اولا این نکته را بگویم که سه نت روایح دودی و پچولی (بیشتر) و اوکموس (کمتر) در تمامی عمر رایحه عطر حضور دارند لیک با دوزهای مختلف در پله های مختلف عطر !
بنابرین شما رایحه ای خاکی دودی خزه ای را در تمامی رایحه حس خواهید کرد که برخی اوقات بازیگر اصلی اند و وسط صحنه مشغول رقص اند و گاهی در دور و اطراف صحنه مشغول دست زدن و تماشای رقص دگران اند ، لیک هماره در کادر دوربین دیده میشوند !

》پله نخست ، تاپ نت :
یک تاپ نت ادویه ای اسپایسی را حس میکنید با حضور دارچین و فلفل های سیاه و سرخ (چیلی) که برگاموتی قوی همراه با اوکالیپتوسی که خیلی عجولانه به سرعت می آید و مابقی وظیفه ی خنک کردنِ پله تاپ نت اسپایسی را تماماً به برگاموت میسپارد و میرود متعادلش میکنند به خنکی .
از سویی دود که بدلیل حضور برگاموت و اوکالیپتوس ، منتول و خنک و بخوری شده را حس خواهید کرد همراه با رایحه ای نسبتاً قوی از خاک (پچولی) و خنکای خزه ایِ اوکموس !
☆ پس تجمیع رایحه تاپ نت شد این :
رایحه ای اسپایسی دودی خاکی خزه ای یی که با برگاموت و اوکالیپتوس خنک و متعادل شده است !
زمان : خیلی طول نمیکشد ! حوالیِ ربع ساعت !

》پله دوم ♡ قلب :
خدای من ! عاشق این قلب اش هستم !
فلورالی با آرپژ نرگس !
تو گویی نرگس شیراز است ! عجب غلظت و عمقی دارد این نرگس ! گویی عطارش که نمیدانم کیست ، این نت را بیش از همه دوست دارد و حتما خاطره ای دارد در یک شب مهتابی با آسمانی ستاره باران ، که معشوقه اش غرق در گلهای نرگس بوده است ! شاید در شیراز ما !
رز سرخ بسیار لطیف ، که دقیقا مشخص است که رز سرخ است ! همراه با یاسی غلیظ ، نرگسی غلیظتر و گل لابدانیوم که رایحه ای امبری انیمالیک چوبی مشکی چرمی و خشک و شیرین دارد ! همراه با دودی گرم و غلیظ که پای از پله اول فراتر نهاده از قدرت ، ایضاً از بخوری ، به سمت گرم و خشک و غلیظ و فلورالی چرخیده !
پچولی و اوکموس هم کماکان هستند اما با وجودیکه نزدیک شده اند به پله اصلی خود (درای داون) لیک حتی از تاپ نتِ دور ، ضعیفتر شده اند ! چرا ؟
چون قدرت نت های فلورال شدیدتر است ، ورنه آنها با همان قدرت سابق حاضرند لیک به چشم نیایند !
☆ پس تجمیع رایحه قلب شد این :
قلبی گلگون (نرگس یاس لابدانیوم رزِسرخ) غلطان در ظرفی خاکی و خزه ای در کنار دود !
زمان : طولانی ، حوالی یکساعت .

》پله پایه ، درای داون :
اورینتالی صمغی وانیلی خاکی خزه ای چرمی دودی انیمالیک !
رایحه عطر در این پله میچرخد به سوی اورینتالی قوی و گرم ، با حضور :
الیبانوم (لوبان) یا همان کندر هندی که رایحه ای چوبی چرمی بخوری شیرین و عمیق !
وانیل ، پچولی و اوکموس که عاقبت به خانه رسیدند :) چرم و دود و کاستوریوم که ماده ای طبیعی از غدد سگ آبی ست و بعنوان یک رایحه انیمالیک و چرمی در عطرهای کلاسیک با تم چرمی استفاده میشود .
وانیل نیز از اواسط پله ، با کمرنگ شدنِ لوبان ، پررنگ میشود و مدتی حضور دارد .
تثبیت کننده عطر ، کاستوریوم است .
☆ پس تجمیع رایحه درای داون شد این :
رایحه ای اورینتال انیمالیک گرم و شیرین و چرمی دودی بخوری صمغی عمیق با حضور :
الیبانوم ، وانیل ، پچولی ، اوکموس ، کاستوریوم ، چرم و دود .
نرگس به سادگی خیال ترک رایحه عطر را ندارد حتی در درای داون !
نرگس هماره مرا بیاد حافظ اندازد ، خصوص اگر روایح بوزی نیز در عطر باشد :)
طرح جعبه اش را دیده اید ؟
بوی نسیم و میِ سحرگاهی حافظ می دهد !
زمان : طولانی مدت ، چندین ساعت !

》 دیگر چه مشخصاتی تحلیل کنم از این عطر ؟
توقف تولید شده !
پرفومنس و پوشش و فصل و زمان و مکان و فلاکون و ... ! کاربرد و فایده ای ندارد !
حیف باشد ، از رفتنِ همیشگیِ یک عطر ، دل ام میگیرد ، غمگین میشوم برایش ، خصوص اگر از معدود برندهایی چون آمواژ باشد که "عطر" میسازند :( حیف و دریغ :(
لیک تفسیر رایحه اش واجب بود و هست ، که باید در بایگانی اذهان ما باشد ، زیرا که بی شک این رایحه تکرار خواهد شد !
هر رایحه ای تکرار خواهد شد ، چه در برند مادر یا دیگر برندها !

پ ن : خاطره اش بر من
راستش همان موقعی که سمپلش رسید ، با دیدن جعبه ی سمپلش (که دقیقا همطرح جعبه صد میل اش است) دقایقی طولانی در حد یکساعت در فکر بودم !
دختری بود در کرمانشاه که بسیار مرا دوست داشت ، من مدام در حال فرار از دختران و زنان بوده ام در تمامی عمر ، این یکی زیباترین دختر کرمانشاه بود ، دقیقا همقد خودم بود ، نزدیک به ۲ متر ، کفش تخت میپوشید ورنه از من بلندتر میشد :)
پدرم بسیااار دوستش داشت ، یکسال بر مغز من کار کرد ، تمام دختران فامیل و دیگر را مردود میکرد بخاطر او ، به حق از زیبایی نمیتوانستم تماشایش کنم ، مرغ لاری بود :)
حیف شد ، این یکی را هنوز گاهگاهی در فکرش میروم !
سه سال خواستگاران بسیارش را رد کرده بود و من اصلا خبر نداشتم علاقه اش را !
سپس که فهمیدم با پدرم دیدار کرده بود و پدرم بهش قول داده بود و سه بار با دوستانش آمد فروشگاه ام (فروشگاه پوشاک بزرگی داشتم)
یک شیشه عطر هم برایش خریده بود ، شاید روزی داستان اش را تعریف کردم برایتان ذیل صفحه همان عطر ! آخر بار پیام داد از لج کامبیز با بدترین خواستگارم ازدواج خواهم کرد ، میگفتند مردی ثروتمند لیک بدون مو و کوتاه ، تا زیر شانه هایش ، چشمان بسیار ضعیف و ...
هربار بحث ازدواج میشد ، قلبم میگفت : نه !
پیغام فرستادم که اگر من احمق ام ، شما چرا باید خودت را تنبیه کنی به ازدواجی نادرست ؟؟
نمیدانم چه شد سرنوشت اش !
شاید روزی دانستم !
شاید روزی سرنوشت همه شان را دانستم !
کسی چه میداند :)
اما ماجرای این عطر :
چند روز برای کاری رفته بودم تهران ، یک عصر نزدیک به غروب ، یک سیگار فروشی خوب در ولیعصر شمالی بود ، روبرویش ایستاده بودم تا دوستم بیاید دنبال ام ، شیک پوشیده بودم و معطر !
یکهو دیدم : خدااای من ، این فرشته از کجای آسمان نازل شد یکهو ؟؟!
یکی از زیباترین زنانی بود که دیدم ، همقد خودم ( من در برابر زنان زیبای بلند هیچ مقاومت ندارم :) دست در دست مردی ، دقیقا به همان موصوف قبل !!
ای خدا ! حکایت سیب سرخ و ... !
یاد ماجرای خودم افتادم !
در دل گفتم : من باید به این زن تبریک بگویم ، تو ببین خدا چه کرده است ، تبارک اله احسن الخالقین !!
مرد را تماشا کردم ، دیدم از آنهایی نیست که درک این سخن داشته باشد ( در بسیاری از موارد ، وقتی به زنی تبریک گفته ام ، مردش قبل از خودش از من تشکر کرده ست ! هم فرهنگ میطلبد و هم ادراک و اشعار ! )
به خود گفتم : اگر اعتراض کرد عذرخواهی میکنم لیک اگر واکنشی تند نشان داد کتکی تمیز میزنمش :)) تا داغ دلم برود از آن ماجرا :)
ابعاد روانشناسی دارد که چرا باید مردی نگران شود از تعریف شنیدن از همسرش !
رفتم جلو ، اجازه گرفتم و گفتم ! که چقدر از دیدن آن زیبایی مسحور شده ام !
زن بسیار تشکر کرد با لبخند ، مرد با اخم مرا نگاه میکرد لیک هیچ نگفت !
خداحافظی کردم و چرخیدم که برگردم ، دیدم وااو ، چه بویی ، من اصلا حواس ام به بوی عطرش نبود چرا ، از بس مات و مبهوت شده بودم از دیدن آن زیبایی ، دوباره چرخیدم ( دیدم که مرد اینبار دیگر نگران شد :) بلافاصله گفتم :
بانوانِ زیباترین ، سلیقه ای زیباترین نیز دارند ، عطر شما شایسته شماست به حق ، چیست ؟
میشود لطفا به من هم معرفی اش کنید تا در خاطرم ماندگار شود ؟
با لبخندی عمیقتر گفت : بله ، با کمال میل .
و دست کرد در کیف اش و این عطر را با جعبه اش درآورد ، و بخاطریکه من تعجب نکنم که چرا عطر با جعبه اش هست ، بلافاصله گفت :
همین الان خریدیم و چند پاف زده ام تا به منزل که میرسیم شناخته باشیمش !
( عطر در قلب بود )
گفتم احتمالا چند دقیقه پیش اسپری کرده اید !
پرسید : از کجا فهمیدید ؟؟
گفتم : معمولا "قلب" ها پر از گل است ( و با گفتن این جمله اشاره به همسرش کردم لیک آن مرد اصلا نفهمید چه گفتم :)
سپس گفتم : عجب نرگس زیبایی دارد ، ایضا پچولی و اوکموسی باطراوت و نمناک !
و چه شبِ خاطره انگیزی ( اشاره به پکیج )
نفهمیدند ، لیک من فهمیدم که چون آن مرد نمی فهمد چه میگویم انقریب است که واکنش دهد و من نیز بپرم رویش :)
گفتم : دیدن شما افتخاری بود بانو ، دست دراز کرد ، دست دادم ، مرد هم دست دراز کرد با ناراحتی ، دست دادم و لبخند زدم و چرخیدم :)
تا دور شدند چند بار برگشت و لبخند میزد :)

این عطر در خاطرم ماند بخاطر طراحی جعبه اش و این ماجرا ، لیک فقط قلب فلورال دودی خاکی اش را بوییده بودم آن دقایق !

دوستان عزیزم
عطر اکنون پس از ۵ ساعت کامل در درای داونی صمغی دودیِ انیمالیک است !
البته قبول دارم که کمی با دیگر آمواژها توفیر دارد خصوص دیگر آمواژهای چانگ ایضا جدیدها !
دلائل دیگری نیز هست که توقف تولیدش را منطقی میکند ، خصوص پرفومنس اش که برای سال تولیدش و حتی اکنون ، کمی ضعیف مینماید !
اما باز هم میگویم : رایحه اش زیباست ! خصوص قلب اش که قلب مرا با خود بُرد و بیدل شدم :)
ارادت ها تقدیم به شما .
امیدوارم شبی آرام و زیبا را تجربه کرده باشید و جمعه ای زیباتر در انتظارتان باشد انشاله
⚘:)
41 تشکر شده توسط : Baby reXa          nazanin

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan