نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
دوستان عزیزم درود
نام این عطر مرا به یاد عطری انداخت که دوستش داشتم ، اسموک آف گاد ، لیک بعد از تست این عطر متوجه شدم تفاوت هایی بسیار دارند :)
نفهمیدم که چرا نام این عطر را خدای آتش گذارده اند ، شاید نظر بر شرق و خدایگانِ هندوان باشد که داستانی دارد !
خصوص که عطر ، شرقی چوبی ست ، و این مورد این احتمال را قوّت بخشد که مقالاتی مذهبی درین خصوص مطالعه کرده ام بجهت ارتباط اش با روایحِ چوب ها و عودها و دودهایی که درین مراسم میسوزانند !
میتوانم بگویم که : نزدیک است لیک به درجه ای که باید قوی ، تند و غلیظ باشد نیست !
و اتفاقا چه خوب و چه بهتر که نیست !

خوب ، اولا خداراشکر که اینترنت باز شد !
خانه مان دوباره خلوت و آکنده از عطوری واقعی شد :)
رفته اند به چاق سلامتی و رفع دلتنگی های طبقِ قواعد خود ، لیک باز خواهند گشت که : هر که حتی برای کوتاه زمانی ، عطر این خانه بویید ، دیگر توان و اختیار جدایی به کل ندارد !
خاک اش که بماند ، هوایش دامنگیر است :)
لیک حضور مجددشان توفیر و تغییر خواهد داشت و صرفاً به معطریتی واقعی و حقیقی حاضر شوند انشاله !
و اما خبری خوب :
چند شب پیش مهربد عزیزمان تماس گرفت :)
دقایقی زیاد به گفت و گو مشغول بودیم ، لیک در اتمامِ تماس خوشحال نبودم !!
در پی نوشت عرض خواهم کرد که چرا ، لیک از باب دریافت خبر سلامتی اش ، بسیار خوشحال شدم خداراسپاس که سلامت است !

■ فرانسه ، استفان هامبرت لوکاس ۷۷۷
گاد آف فایر ، یونی ، ادوپرفیوم ، اورینتال وودی
استفان هامبرت لوکاس ، ۲۰۲۲
عطریست شفاف ! کدر ، سنگین یا مات و تیره نیست ، زلال است ، مثل مایع اش ایضا رنگِ مایع اش !
》یک چیز راجع به زنجبیل بگویم :
تا حالا زنجبیل تازه را بو کرده اید ؟
خصوص نوع چینی اش یا هندی اش را !
هر ساله در اردیبهشت ماه ، حتما مقداری تهیه میکنم برای خشک کردن و ریختن در غذا و چای ، زنجبیل بشدت خواص دارویی دارد خصوص در رقیق کردن خون بسیار توانمند است !
همین الان ، مثل هر شب ، تکه ای کوچک را در کنار خود دارم به بوییدن :)
》زنجبیل تازه ، خودش به تنهایی یک عطر کامل است : نت های گلی دارد ! ادویه ای ، صمغی رزینی و کمی کهربایی ! عطری کامل است !
تهیه کنید و یک تکه ی خیس ، آبدار و تازه اش را دقیق ببوئید ، بی شک عرایضم را تصدیق خواهید کرد :)

1️⃣ پله نخست ، تاپ نت
لیمو ترش زرد دارد ، شک ندارم همه ی شما عزیزانم تفاوت های رایحه ی لیموترش سبز (که هرساله آبگیری میکنید یا از نزدیک بوئیده اید) را با لیمو ترش زرد ، که بزرگتر است و پوستی ضخیم دارد و به لیموترش سنگی معروف است میدانید !
لیموترش سبز ، لیموترش تر است :)
رایحه ای ترش ، تلخ و الکلی و رزی یا گلابگون دارد حال آنکه نوع زرد اش رایحه ای کمی ترش ، شیرین و آرامتر دارد ، کمی رایحه لیمو شیرین نیز در خود دارد ، ترشی اش ملایم است ! گلاب ندارد . خلاصه که نت های :
لیمو ترش زرد ، زنجبیل ، فلفل قرمز ، برگ درخت لیمو ، فلفل صورتی ، پاپریکا ، لمون گراس (علف لیمو) را حس کردم .
》مزه تاپ نت : رایحه ای ترش ، فلفلی ، سبز ، علفی و کمی خاکی ، خنک ، فرش و شارپ دارد از ابتدای اسپری تا نزدیکی های انتهای تاپ نت که بر پوست من ، حوالیِ نیمساعتی طول کشید !
سپس : رایحه انبه ، آرام آرام وارد صحنه شود و مدام قدرت گیرد !
حتی میتوان گفت که انبه از نت های تاپ نت نیست بلکه در قلبِ عطر میطپد !
برای دقایقی ، پس از نیمساعت اولیه ، انبه قدرت میگیرد در کنار فلفل قرمز و صورتی که پا به پای انبه حضوری قدرتمند دارند و نت های نامبرده ی دیگر را به حاشیه میرانند !
تاپ نت ، کلاً حدود ۴۵ دقیقه تا یکساعت زمان میبرد ، که کمی عجیب می نماید نسبت به زمانِ تاپ نت های دیگر عطور !

♥️ قلب
هر وقت در عطرها ، اغلبِ عطرها ، پس از تاپ نت به روایح گلی رسیدید ، بدانید که شنیدنِ طپش قلب شروع شده ست :)
مگر برخی عطرهای خاص یا صمغی رزینی های قوی ، که حتی آنها نیز اینگونه اند لیک قدرت رایحه ی رزین ، بوی گلها را تحت الشعاع قرار دهند !
خلاصه که با شنیدن آوای بسیار لطیف ، زیبا ، رویایی و عرفانیِ یاس متوجه میشویم طپش قلب عطر ، اکنون ملموس است :)
همه ، اغلب شیرینیِ تونکا و کومارین را قدرتمندترین وجهه ی آنان میدانند لیک از نظر من : غنا ، عمق و رویایی بودنِ آن ، اولاتر و واضحتر و دلچسب تر است :)
کومارین وانیلی ارزان است که رایحه ای وانیلی بادامی ، چند وجهی ، شیرین ، آجیلی ، قوی ، یونجه ایِ تازه و تنباکوییِ بلوند و نرم دارد !
از تونکا ، لاوندر و نت هایی دیگر قابل به برداشت است که البته هر کدام کمی در رایحه تفاوتی جزعی دارند .
قلب با انبه و کومارین تونکا و یاس شروع و ادامه میدهد !
》یک چیز در این عطر بخوبی هویداست ، و اتفاقا فرمولی بسیار سخت است ! که :
در این عطر ، هر پله خود شامل دو نیم پله هست ! در تاپ نت همانطوریکه شرح دادم دو قسمت منفک داریم (قبل از انبه و سپس همراه با انبه) و در قلب هم همین رَویه تکرار شود !
انبه و یاس و کومارین در نیم پله و سپس روایح چوبی نیم پله ی دیگر را طی کند !
پس طپش های قلب شامل : انبه ، کومارین تونکا و یاس هستند و در ادامه روایح چوبی نیمِ دیگر را میسازند ، درست مثل شکلِ نوار قلب :)
تراشه های چوب سدری ضعیف تر از سه ی دیگر ، در نیم پله ی دومِ قلب ، همراه میشود لیک در قدرتِ ظهور ، به آن سه میبازد ، لیک هست !
زمان پله دوم ، کمی طولانی تر است از پله اول .
》مزه قلب ، رایحه ای گلی ، میوه ای ، گرم ، عمیق ، شیرین ، رویایی و زیبا دارد !

3️⃣ درای داون
اوجِ رویایی شدنِ رایحه انتهای قلب ، به ما نشان میدهد که مشک به روایح اضافه شده است و عطر به پله سوم قدم گذارده است !
اغلبِ عطرها در قلب به اوج و قله ی زیبایی میرسند اما اندک عطوری خاص همچون همین عطر در گاهِ خشک شدن (درای داون) به آن قله رسند !
مشک ، کهربا ، آگاروود با دوز متوسط یعنی نگران رایحه ای قوی و داغ از عود نباشید ، به عبارتی عودی عربی ندارد بلکه عودی غربی !
همراه با سیپریول که رایحه ای چوبی ، اسپایسی ، معطر ، خاکی و قوی دارد !
》مزه درای داون رایحه ای رزینی عودی دودی و خاکی دارد ، زیباست این پله به حق !
زمان پله نیز طولانیست لیک هرچند که رایحه در زیبایی به قله رسیده است لیک از قدرت رایحه در انتشار و پرفومنس ، که در قلب به قله ی پرفومنس رسیده بود ، اکنون در دامنه است !

》نکته : راست اش در ماه های اخیر که نظرات برخی دوستان عزیزمان را راجع به این عطر خوانده بودم ، توقع رایحه ای به این بالانسی را نداشتم و فکر میکردم چرخِ آن لنگ میزند به سمت انبه ! و کمی بی میل شدم بر تست اش :) و برایم سوالی شده بود چون برند را میشناسم !
اما اینگونه نبود ! بله ، انبه هست اما محوریتی لنگرگون و ناطراز ندارد ، بالانس است !
اتفاقا تست اش را توصیه میکنم !

》پوشش : رنگهای روشن ، طیف سفید تا قهوه ای ، کت و شلوار یا کت و دامن کرمی خاکیِ روشن با پیراهن سبز روشن . اگر میخواهید نت انبه ضعیف شود رنگ انبه و طیف نارنجی نپوشید و طیف سبز را قویتر کنید ، رنگ سبز نت انبه را ضعیف میکند !
آبی نیز همین کار کند ، حتی بهتر ، اما رنگ آبی کلِ رایحه ی این عطر را خراب کند ! یعنی آنچه را باید انجام دهد و پیام را برساند ، خراب میشود !
هرچند که قبلا هم عرض کرده ام ، نت انبه اینجا بالانس است .
》فصل : سرد ، خنک .
》زمان : عصر ، شب .
》پرفومنس : ماندگاری خوب ، پخش خوب ، پروجکشن متوسط و سیاژ متوسط .
》موقعیت : روزانه نیست ، رسمی هم نیست ، نیمه رسمی ست ، ویژه است ، خاص است ، همه گیر و آشنا نیست ، همه جا شنیده و بوییده نشده است ! برای مواجهه نزدیک هم خوب است ، برای رقصی دو نفره و آرام خوب است ، بوی آغوشی زیبا میدهد !
با این رایحه آغوش فراموش نمیشود :)
منظورم بر تنِ زنان است ، با وجودیکه گورماند نیست اما زنان را چشیدنی کند :)
خصوص فرشتگان بلوند و موطلایی را ، که در خانه مان تعدادی از زیباترین هایشان را داریم کنار خود ، خداراشکر !
که زیبائی هایشان به حدی ست که برای دیدنشان باید انتظارها کشیم و شُکرها کنیم :)
پیر شدیم به انتظار :))
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت :)
خلاصه که فکر میکردم قرار است در انتهای نظر ام بنویسم رایحه اش پسند من نبود (بر اساس نظر و سلیقه برخی دوستان عزیزم) ، اما اشتباه میکردم ، واااو نیست اما بد هم نیست !
برای بانوان اتفاقا خوب و زیباست ! لیک نه همه جا و زمان !
بلاند بای ممنوع است ، تست کنید !
》نت ها بر مشک استوار اند .
نمیدانم هرچه لازم بود را نوشتم یا نه !
اگر نقصی دارد که حتما دارد چون ساعتهاست که مشغول اش هستم و خسته شدم ، به بزرگواری ببخشید !

پ ن :
دکتر جوان و عزیز ما ، مهربد مهرافشان چند شب پیش تماس گرفت .
حالش اصلا خوب و میزان نبود !
سگ اش دنی را که حتما دیده اید در تصاویر عطرگرام اش ، چقدر ناز بود !
گویا سرطان کلیه داشته و با وجودیکه دو بار جراحی و سپس شیمی درمانی شده ، مهربد عزیز ما را با رفتنش غمگین کرده ست !
آنها که حیوان خانگی دارند درک میکنند که چه غم بزرگی ست ، آدم احساس دِین و مسئولیتی بزرگ میکند بر آن زبان بسته ها !
لیک به او گفتم : آیا دنی تو زیباترین زندگی را تجربه نکرد ؟؟
آیا بهترین دوست را در کنار خود نداشت درین مدتِ هرچند کوتاهِ چهارساله ؟؟
آیا صاحبی بهتر از تو بود بر او ؟؟
که خدا میدانست که ژن سرطان دارد و عمرش کوتاه است پس باید بهترین زندگی را تجربه کند ، که کرد !!
در کنار مهربدی مهیر و معطر !
من که میگویم خوشا به حالش ، تو را نمیدانم !
و اگر میرفت بیرون و گم میشد که دیوانه میشدی لیک حال خیالت آسوده است ازین باب و جای شُکر دارد !
خلاصه معلوم بود غصه ی زیادی خورده این مدت ، تو گویی بیمار بود ، از صدایش معلوم بود و فرکانس وجودش را از اینسوی گوشی کاملا دریافت کردم ، سراسر غم بود ، فقط گریه نکرد !!
حیوان خانگی ، برای یک جوان تنهای مهر ماهیِ احساساتی و قلب طلا ، چیزی بیش از یک حیوان خانگی ست !
خلاصه غمگین ام کرد !
سلام همه ی شما را به وی رساندم و گفتم که بارها و بارها یاد اش کرده اید و سراغ اش گرفته اید ! دیدم که دل اش گرم شد با سلامهای شما !
و : سلامی گرم بر همه ی شما رساند !
و گفت : حال ام که بهتر شد حتما می آیم !
و گفت از سوی من شاخه گلی همراه سلام ام بر همه ی دوستان ام بفرست ! چشم : 👈⚘
ارادت ها خدمت دوستان نازنینم
38 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 سولماز
دوستان عزیزم درود
آمواج بیلاود زنانه ، وودی چایپر
عمان ، برنارد النا ، ۲۰۱۲ (سال نابودی دنیا طبق تقویم مایا ، خیر ، سال شروع تغییر دنیا !)

عجب عطر شلوغی ! عطری عمیق ! شاخص !
مثل یک تابلوی زیبا و بزرگ !
لیک آنقدر بزرگ است که نمیتوانیم آن را بپوشیم و با خود همراه کنیم !
مثل این ساعت های دیواری ای که برخی بر مچ دست می بندند :)
هر چه بزرگتر ، زیباتر ؟؟
:)
این دلیلی روان شناختی دارد !
مگر اینکه عطر را ، یا چون پازل خرد اش کنیم یا با تابلویی دیگر که ناقص یا خلوت باشد ، ادغام کنیم !
اول راجع به عطارش کمی بدانیم :
برنارد النا در گراس دنیا آمد ، گراس را که میدانید کجاست ! مرکز رایحه دنیاست !
بگذرید ازین که پیش از آن ، مردمی بد بو و گریزان از آب و حمام داشت !
لیک به حق ، مرکز رایحه دنیاست ، این درس فراموش نکنید : از منفی به مثبت برسید ، از بد بویی به خوشبویی رسید ، که این تغییر و رهنمون جاودانه است ! چرا ؟
کمترین اش این است : هر دو بُعد را تجربه کرده است !
خانواده اش همه با عطر عجین بوده اند ، پدرش پیتر النا استاد بود و برادر بزرگش را همه میشناسید : ژان کلود النا ی بزرگ !
برادر زاده اش هم دختری ست که نام اش را فراموش کرده ام اکنون لیک او نیز الناست !
برنارد بیشتر زنانه میسازد و بر من کاملا مشخص است که تمام سعی اش را برای آمواج و این عطر کرده است !
لیک منهای این عطرش ، من کارهای او را دنبال نمیکنم !
معلوم است برای این عطر ، تمامِ خود را خرج کرده است و از خانواده نیز مشاوره گرفته است !
این از عطار !
و اما این عطر خیلی سنگین است ، شلوغ است اما پرهیاهو نیست ، بجای سر و صدا عمق دارد ، وزن دارد ، جرم حجمی اش بالاست !
》نکته مهم :
این عطر برای عوام نیست ، برای پیردماغان است ، برای خلوتِ شربت خورانی ست که دیگر هیچ شربت جوابشان ندهد و شرابی تلخ میخواهند که مرد افکن بود زورش !
چون لودانو که اکسیر تریاک و ویسکی را به ادغام روایح دارد !
موسیو عطار مرا که فراری داد :)) گربه ام !
لیک مرا عمیقاً نشئه کرد !
پرسش : آیا بر این مهم ، موفق بوده ست ؟
تمام سعی خویش کرده ، لیک تماماً موفق نبوده است ، برخی جاها کار از دست اش خارج شده و نهایتاً امیدوار بوده ست که : شاید زیر ذره بین نقدِ نقادان نرود و تنها بر عمق و زیباییِ شلوغ اش بسنده کنند و تاس را به آوازش ببخشند !
کراواتی دارم که بسیار شلوغ است ، در تمامیِ رنگ ها ! همه عاشق اویند ، لیک با هیچ رنگی در کت و شلوار و پیراهن سِت نشود !
خود رای است !
متوجه اید ؟ قیاس کنید !

طولانی اش نمیکنم ، که اگر بکنم ، این تفسیر تبدیل به طولانی ترین نظرم خواهد شد به رکورد در این خانه معطر !
خواندنش حداقل یک ساعت طول خواهد کشید ، نوشتن اش را خود حساب کنید !
لیک دو شبِ مرا به خویش اختصاص داد حال آنکه بسیاری از عطرها را نهایتاً ظرف مدت ۵ دقیقه تمام کنم ، که عمده اش با بوییدن افشانه و درب به انجام رسد !
مگر ریویو ، که باید لایق شما باشد ، پس زمان بَرَد !
مابقی نیز همه محدوسِ زمان است !
پس به اختصار :
آنچه نت در این صفحه ذکر شده تماماً صحیح است ، تعدادی نیز مضاف است که نتیجه ادغام و آکورد است مثل پتریکور که نتیجه پچولی و صندل سفید است !
مختصر :
■ پله اول ، تاپ نت :
》یک رایحه آروماتیک قوی از آکورد گازدارِ فلاور با آرپژ یاسی عمیق ، سپس رز و هل که در بک گراند خود میخک ، لاوندر و کلاری ساژی از نوع صمغی (کلاری ساژ دو نوع دارد ، کافوری علفی ، صمغی) که یادآور لاوندر و فلفل و چرم و عنبر نیز هست ، را دارند !
از پسِ دقایقی ، بابونه ای غلیظ هویدا شود !
این پله ، از تجمیع چندین گل غلیظ همراه با هلی درخشان و کلاری ساژی صمغی ، بسیار داغ و غلیظ ، عمیق و سنگین شده است !
قابل تحمل بر عوام نیست ، لیک در انتها خواهم گفت که اگر میخواهید بپوشید ، باید چه کار کنید ، این عطر و همه ی دیگر مشابهین خود را !
این پله ، حوالیِ نیم ساعت غلیظ را بر پوست خواهد گذراند !

■ پله دوم ، قلب :
》یک رایحه فلاور اسپایسی عمیق که یک پچولی قدرتمند چنان گرد و خاکی کند همچون بادِ قبل از بارش که رایحه خاک ، همه ی دیگر را به حاشیه کشاند و از پسِ دقایقی رایحه پتریکور (خاک باران خورده) به مشام رسد و گرد و خاک بر زمین نشانَد تا دیگران از پناهگاه خارج شوند به عرض اندام !
بنفشه یار پچولی ست اینجا ، که از سویی خشونت را به رایحه پودری شیرین و سبز تعادل بخشد و از سویی مکمل گلهای قلب باشد !
گلهایی که کلا با گلهای تاپ نت متفاوت اند ، لابدانیوم ، یلانگ و گل جاوید !
گل جاوید را دیده و بوئیده اید دوستان عزیزم ؟
چندین نوع دارد ، چقدر زیباست :)
انتخابِ اولِ زنبوران عسل است :) خدااای من :)
این پله ، حتی به مراتب داغ تر از پله اول است !
ایضا در مزه ، شیرین تر !
گلهایی که همه غلیظتر و داغ تر اند آنهم در کنار صمغ های لوبان و کندر !! میسوزانند !
قلب اش نورانی ست !

■ پله سوم ، درای داون :
》رایحه ای انیمالیک وانیلی !
طوفان ، نشست !
خدای من ، حالا شد !
من از عشاق سیوت ام ! ایضا کاستوریوم !
حتی رایحه ادرار غلیظ و مخصوص گربه ام را ، که هر زمان دستشویی روم بلافاصله بعد از من وارد دستشویی شود ، دو پایش را بالای ابتدای سنگ میگذارد به دقت و علامت میگذارد ، که :
این غولی را که میبینید (من) عددی نیست ، اینجا رئیس من ام :)
را ، که بشدت غلیظ و تیز است (چون باید کیلومترها برود و همه ماده ها را خبردار کند) با ابزار مخصوصی برداشته ام و چند بار رقیق کرده ام ، دوست دارم !
این را هم بگویم که من وسواسی ام به نظافت :)
این پله عالیست ، عجب روایحی در خود دارد ، اگر مردانه نباشد یونی ست !
فرمان در دست سیوت و کاستوریوم است ، که معاونشان وانیل است !
مشک و عنبر ، سدر و صندل حاضر اند به تشویق ایشان !
چرم ؟ خیر !
چرم خود از مشتقات رایحه کاستوریوم است !
لیک چنان قدرت دارد که میتوان جزء لیست نت ها مقیودش کرد !
زمان پله : خیلی طولانی نیست !!
عجیب نیست ؟!
نت ها بر ستون صندل سفید استوار اند .

نکته : عطر بر پوست و پوشاک ، ظهوری متفاوت دارد ! هر دو زیباست !

● اینگونه عطور را چگونه استفاده کنیم :
یک چیز بگویم ؟
این عطر از فاصله یک متری کولاک میکند !
به کل توفیر دارد !
پریشب یک پاف بر خط درون آرنج زدم و دیشب یک پاف بر ساعد دست ، بخش درون .
میرفتم به سمت یخچال مثلا ، در برگشت :
خدااای من ، عجب رایحه ای !!
》اینگونه عطورِ عمیق و غلیظ را :
♡ اگر بر پوست میزنید :
باید زیر لباس باشد ، بر پوست عریان نپاشید !
- اگر اذیت نمی شوید : بر بالای بازو ، قسمت خارجی که زیرِ آستین است ، بر خط درون زانوی پا اگر شلوار پوشیده اید ، بر گودیِ پشت کمر !
همانجا که یارتان بر آن دست نهد تا هم شما گرمایش حس کنید و هم او گودی را بپوشاند !
- اگر اذیت میشوید : هر چه دورتر از بینی ، زیر لباس !
♡ اگر بر پوشاک میزنید :
- اگر اذیت نمی شوید : زیر یقه : پشت و کنار !
انتهای آستین دست ، بالای باسن چه دامن چه شلوار .
- اگر اذیت میشوید : زانوی شلوار ، بالای شلوار و دامن ، پایین کت یا پیراهن .
》نکته مهم بر بانوان :
هیچ خبر دارید ای بانوان زیبای عطرافشان که :
کیف شما ، که بر دوش می افکنید ، چه چرم طبیعی باشد و چه مصنوعی چه نخی ، میتواند منبع بسیار مهم ، بزرگ ، غلیظ و کارآمدی برای پخش عطور شما باشد ؟؟
خراب میشود ؟؟ خیر ، اگر بلد باشید چه کنید هرگز خراب نشوند توسط عطر !
بر آن اندیشه کنید !

》پرفومنس : در هر چهار شاخه ، بسیار خوب !
》زمان : شب !
》 فصول : فقط زمستان سرد ، خصوص برف !
》مکان : فضای باز !
》مناسبت : همه جا ، لیک بر مناسبات رسمی بهتر است ، برای مناسبات ویژه بهتر است استفاده نشود ، مواجهه باید نزدیک نباشد !
》حداقل فاصله : نیم متر !
》تعداد پاف : کم
》چگونگی اسپری : روی هم در یک نقطه متمرکز نکنید ! روی هم نپاشید ! با فاصله استاندارد ۱۰ سانتی متری بیافشانید .
پرسش : حال دانستید که چرا صفحه این عطر ناب ، اینقدر خلوت است ؟؟
آنچه از برنارد النا بوئیده ام ، این بهترینِ کارنامه اش تا کنون بر من است !
》پوشش : بر همه مینشیند !
》هارمونی پوشش با رنگ رایحه : رنگهای گلی و صمغی ، نت ها را بارز یا رنگِ معکوسشان : خفه کند !
》هارمونی اعتدال : رنگ روشن رایحه را معتدل کند و رنگهای تیره ، تشدید کند !

پ ن :
امروز عید قربان است !
چند نفرِ ما ، معنیِ عید قربان دانیم ؟
ایضا معنای قربانی کردن را ؟
گوسفندان بدبخت ، که قربانیِ نادانی های ما میشوند !
آن دسته از مردمانی که گوسفند قربانی کنند بر فقیران و یتیمان ، ماجرایشان منفک است ، خدایشان قبول کند و بیامرزد .
لیک معنی قربانی کردن این است :
چند نفر ما ، "من"های خویش را ، اول شناخته ایم و سپس : قربانی کنیم ؟؟
منِ حسود را ، منِ بخیل را ، منِ غیبت کن را ، منِ قاض القضات را !
خودبینی فحاشی دروغگویی تهمت غرور لجبازی عجله خشم انتقام کینه توزی خبرچینی ناسپاسی خودخواهی زودرنجی تنبلی ناامیدی طمع حرص بی ادبی آدم فروشی بدبینی تمسخر تعصب فضولی ... اووووه !
خیلیِ دیگر هنوز هست !!
اینهمه داریم و میرویم سراغ گوسفند !!
گوسفند بدبخت را که هیییچکدام را ندارد ، قربانیِ خودی کنیم که کلکسیون داریم !!
ای خدا !
حتی اگر یکی را قربانی کنیم ، رسته ایم و رها شده ایم !
دوستان عزیزم ، ارادت ها تقدیم شما
و عیدتان مبارک باد⚘
53 تشکر شده توسط : Telecaster مهران میرزایی
Dignified
لینک به نظر 2 خرداد 1405 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
بله ارژنگ عزیزم
درود بر تو :)
جناب حسام حماسه ساز ما ، که پزشکی ست که همچون نامش ، چون سامورائیان شمشیر میزند با قلم !
و این ، ابتدای راه اوست !
راهی طویل و خطیر پیش روی دارد !
و بی شک ، شمشیرها خواهد زد درین مسیر ، که مسیرِ عشقِ پرمخاطره ، مجنون میطلبد !
شرط اول قدم اش این است بقول پیر ما !
درونِ تاریکی ها ، هماره سو سوی نور ، چون ستارگان میدرخشند در آسمان هنر :)
آرزوی توفیق :)
37 تشکر شده توسط : Baby reXa 𝒜𝓎𝓁𝒾
دوستان عزیزم درود
چند روز پیش خبر بدی شنیدم از مدیریت عزیزمان در خصوص این عطر !
فرمودند تولید این عطر متوقف شده است :(
البته حدس میزنم چرا !
کمی زبر و متخلخل است ، اوج و فرودش شتابزده است ، در "فورمولاسیون" میتوانست دقیقتر باشد !
لیک به سلیقه من ، رایحه ای بسیار زیبا دارد !
اولا یونی ست ، زنانه مطلق نیست ، مردانی شاعرپیشه با قلبی مهربان ، میتوانند در منزل بپوشند ، حتی توصیه میکنم این را !
من که بسیااار دوست اش دارم !
حال که تفسیر اش کردم ، خودتان متوجه خواهید شد و رای خواهید داد !

● عمان ، آمواج فِیت زنانه ♡ ۲۰۱۳ ، ادوپرفیوم
چایپر اورینتال فلورال ، گرم

چون تولیدش متوقف شده ، خیلی ریزبینانه تجزیه تحلیل و تفسیرش نمیکنم بلکه مختصر و مفید !
و اتفاقا خاطره ای ازین عطر ناز دارم که این عطر را بر حافظه من حک کرد :)

اولا این نکته را بگویم که سه نت روایح دودی و پچولی (بیشتر) و اوکموس (کمتر) در تمامی عمر رایحه عطر حضور دارند لیک با دوزهای مختلف در پله های مختلف عطر !
بنابرین شما رایحه ای خاکی دودی خزه ای را در تمامی رایحه حس خواهید کرد که برخی اوقات بازیگر اصلی اند و وسط صحنه مشغول رقص اند و گاهی در دور و اطراف صحنه مشغول دست زدن و تماشای رقص دگران اند ، لیک هماره در کادر دوربین دیده میشوند !

》پله نخست ، تاپ نت :
یک تاپ نت ادویه ای اسپایسی را حس میکنید با حضور دارچین و فلفل های سیاه و سرخ (چیلی) که برگاموتی قوی همراه با اوکالیپتوسی که خیلی عجولانه به سرعت می آید و مابقی وظیفه ی خنک کردنِ پله تاپ نت اسپایسی را تماماً به برگاموت میسپارد و میرود متعادلش میکنند به خنکی .
از سویی دود که بدلیل حضور برگاموت و اوکالیپتوس ، منتول و خنک و بخوری شده را حس خواهید کرد همراه با رایحه ای نسبتاً قوی از خاک (پچولی) و خنکای خزه ایِ اوکموس !
☆ پس تجمیع رایحه تاپ نت شد این :
رایحه ای اسپایسی دودی خاکی خزه ای یی که با برگاموت و اوکالیپتوس خنک و متعادل شده است !
زمان : خیلی طول نمیکشد ! حوالیِ ربع ساعت !

》پله دوم ♡ قلب :
خدای من ! عاشق این قلب اش هستم !
فلورالی با آرپژ نرگس !
تو گویی نرگس شیراز است ! عجب غلظت و عمقی دارد این نرگس ! گویی عطارش که نمیدانم کیست ، این نت را بیش از همه دوست دارد و حتما خاطره ای دارد در یک شب مهتابی با آسمانی ستاره باران ، که معشوقه اش غرق در گلهای نرگس بوده است ! شاید در شیراز ما !
رز سرخ بسیار لطیف ، که دقیقا مشخص است که رز سرخ است ! همراه با یاسی غلیظ ، نرگسی غلیظتر و گل لابدانیوم که رایحه ای امبری انیمالیک چوبی مشکی چرمی و خشک و شیرین دارد ! همراه با دودی گرم و غلیظ که پای از پله اول فراتر نهاده از قدرت ، ایضاً از بخوری ، به سمت گرم و خشک و غلیظ و فلورالی چرخیده !
پچولی و اوکموس هم کماکان هستند اما با وجودیکه نزدیک شده اند به پله اصلی خود (درای داون) لیک حتی از تاپ نتِ دور ، ضعیفتر شده اند ! چرا ؟
چون قدرت نت های فلورال شدیدتر است ، ورنه آنها با همان قدرت سابق حاضرند لیک به چشم نیایند !
☆ پس تجمیع رایحه قلب شد این :
قلبی گلگون (نرگس یاس لابدانیوم رزِسرخ) غلطان در ظرفی خاکی و خزه ای در کنار دود !
زمان : طولانی ، حوالی یکساعت .

》پله پایه ، درای داون :
اورینتالی صمغی وانیلی خاکی خزه ای چرمی دودی انیمالیک !
رایحه عطر در این پله میچرخد به سوی اورینتالی قوی و گرم ، با حضور :
الیبانوم (لوبان) یا همان کندر هندی که رایحه ای چوبی چرمی بخوری شیرین و عمیق !
وانیل ، پچولی و اوکموس که عاقبت به خانه رسیدند :) چرم و دود و کاستوریوم که ماده ای طبیعی از غدد سگ آبی ست و بعنوان یک رایحه انیمالیک و چرمی در عطرهای کلاسیک با تم چرمی استفاده میشود .
وانیل نیز از اواسط پله ، با کمرنگ شدنِ لوبان ، پررنگ میشود و مدتی حضور دارد .
تثبیت کننده عطر ، کاستوریوم است .
☆ پس تجمیع رایحه درای داون شد این :
رایحه ای اورینتال انیمالیک گرم و شیرین و چرمی دودی بخوری صمغی عمیق با حضور :
الیبانوم ، وانیل ، پچولی ، اوکموس ، کاستوریوم ، چرم و دود .
نرگس به سادگی خیال ترک رایحه عطر را ندارد حتی در درای داون !
نرگس هماره مرا بیاد حافظ اندازد ، خصوص اگر روایح بوزی نیز در عطر باشد :)
طرح جعبه اش را دیده اید ؟
بوی نسیم و میِ سحرگاهی حافظ می دهد !
زمان : طولانی مدت ، چندین ساعت !

》 دیگر چه مشخصاتی تحلیل کنم از این عطر ؟
توقف تولید شده !
پرفومنس و پوشش و فصل و زمان و مکان و فلاکون و ... ! کاربرد و فایده ای ندارد !
حیف باشد ، از رفتنِ همیشگیِ یک عطر ، دل ام میگیرد ، غمگین میشوم برایش ، خصوص اگر از معدود برندهایی چون آمواژ باشد که "عطر" میسازند :( حیف و دریغ :(
لیک تفسیر رایحه اش واجب بود و هست ، که باید در بایگانی اذهان ما باشد ، زیرا که بی شک این رایحه تکرار خواهد شد !
هر رایحه ای تکرار خواهد شد ، چه در برند مادر یا دیگر برندها !

پ ن : خاطره اش بر من
راستش همان موقعی که سمپلش رسید ، با دیدن جعبه ی سمپلش (که دقیقا همطرح جعبه صد میل اش است) دقایقی طولانی در حد یکساعت در فکر بودم !
دختری بود در کرمانشاه که بسیار مرا دوست داشت ، من مدام در حال فرار از دختران و زنان بوده ام در تمامی عمر ، این یکی زیباترین دختر کرمانشاه بود ، دقیقا همقد خودم بود ، نزدیک به ۲ متر ، کفش تخت میپوشید ورنه از من بلندتر میشد :)
پدرم بسیااار دوستش داشت ، یکسال بر مغز من کار کرد ، تمام دختران فامیل و دیگر را مردود میکرد بخاطر او ، به حق از زیبایی نمیتوانستم تماشایش کنم ، مرغ لاری بود :)
حیف شد ، این یکی را هنوز گاهگاهی در فکرش میروم !
سه سال خواستگاران بسیارش را رد کرده بود و من اصلا خبر نداشتم علاقه اش را !
سپس که فهمیدم با پدرم دیدار کرده بود و پدرم بهش قول داده بود و سه بار با دوستانش آمد فروشگاه ام (فروشگاه پوشاک بزرگی داشتم)
یک شیشه عطر هم برایش خریده بود ، شاید روزی داستان اش را تعریف کردم برایتان ذیل صفحه همان عطر ! آخر بار پیام داد از لج کامبیز با بدترین خواستگارم ازدواج خواهم کرد ، میگفتند مردی ثروتمند لیک بدون مو و کوتاه ، تا زیر شانه هایش ، چشمان بسیار ضعیف و ...
هربار بحث ازدواج میشد ، قلبم میگفت : نه !
پیغام فرستادم که اگر من احمق ام ، شما چرا باید خودت را تنبیه کنی به ازدواجی نادرست ؟؟
نمیدانم چه شد سرنوشت اش !
شاید روزی دانستم !
شاید روزی سرنوشت همه شان را دانستم !
کسی چه میداند :)
اما ماجرای این عطر :
چند روز برای کاری رفته بودم تهران ، یک عصر نزدیک به غروب ، یک سیگار فروشی خوب در ولیعصر شمالی بود ، روبرویش ایستاده بودم تا دوستم بیاید دنبال ام ، شیک پوشیده بودم و معطر !
یکهو دیدم : خدااای من ، این فرشته از کجای آسمان نازل شد یکهو ؟؟!
یکی از زیباترین زنانی بود که دیدم ، همقد خودم ( من در برابر زنان زیبای بلند هیچ مقاومت ندارم :) دست در دست مردی ، دقیقا به همان موصوف قبل !!
ای خدا ! حکایت سیب سرخ و ... !
یاد ماجرای خودم افتادم !
در دل گفتم : من باید به این زن تبریک بگویم ، تو ببین خدا چه کرده است ، تبارک اله احسن الخالقین !!
مرد را تماشا کردم ، دیدم از آنهایی نیست که درک این سخن داشته باشد ( در بسیاری از موارد ، وقتی به زنی تبریک گفته ام ، مردش قبل از خودش از من تشکر کرده ست ! هم فرهنگ میطلبد و هم ادراک و اشعار ! )
به خود گفتم : اگر اعتراض کرد عذرخواهی میکنم لیک اگر واکنشی تند نشان داد کتکی تمیز میزنمش :)) تا داغ دلم برود از آن ماجرا :)
ابعاد روانشناسی دارد که چرا باید مردی نگران شود از تعریف شنیدن از همسرش !
رفتم جلو ، اجازه گرفتم و گفتم ! که چقدر از دیدن آن زیبایی مسحور شده ام !
زن بسیار تشکر کرد با لبخند ، مرد با اخم مرا نگاه میکرد لیک هیچ نگفت !
خداحافظی کردم و چرخیدم که برگردم ، دیدم وااو ، چه بویی ، من اصلا حواس ام به بوی عطرش نبود چرا ، از بس مات و مبهوت شده بودم از دیدن آن زیبایی ، دوباره چرخیدم ( دیدم که مرد اینبار دیگر نگران شد :) بلافاصله گفتم :
بانوانِ زیباترین ، سلیقه ای زیباترین نیز دارند ، عطر شما شایسته شماست به حق ، چیست ؟
میشود لطفا به من هم معرفی اش کنید تا در خاطرم ماندگار شود ؟
با لبخندی عمیقتر گفت : بله ، با کمال میل .
و دست کرد در کیف اش و این عطر را با جعبه اش درآورد ، و بخاطریکه من تعجب نکنم که چرا عطر با جعبه اش هست ، بلافاصله گفت :
همین الان خریدیم و چند پاف زده ام تا به منزل که میرسیم شناخته باشیمش !
( عطر در قلب بود )
گفتم احتمالا چند دقیقه پیش اسپری کرده اید !
پرسید : از کجا فهمیدید ؟؟
گفتم : معمولا "قلب" ها پر از گل است ( و با گفتن این جمله اشاره به همسرش کردم لیک آن مرد اصلا نفهمید چه گفتم :)
سپس گفتم : عجب نرگس زیبایی دارد ، ایضا پچولی و اوکموسی باطراوت و نمناک !
و چه شبِ خاطره انگیزی ( اشاره به پکیج )
نفهمیدند ، لیک من فهمیدم که چون آن مرد نمی فهمد چه میگویم انقریب است که واکنش دهد و من نیز بپرم رویش :)
گفتم : دیدن شما افتخاری بود بانو ، دست دراز کرد ، دست دادم ، مرد هم دست دراز کرد با ناراحتی ، دست دادم و لبخند زدم و چرخیدم :)
تا دور شدند چند بار برگشت و لبخند میزد :)

این عطر در خاطرم ماند بخاطر طراحی جعبه اش و این ماجرا ، لیک فقط قلب فلورال دودی خاکی اش را بوییده بودم آن دقایق !

دوستان عزیزم
عطر اکنون پس از ۵ ساعت کامل در درای داونی صمغی دودیِ انیمالیک است !
البته قبول دارم که کمی با دیگر آمواژها توفیر دارد خصوص دیگر آمواژهای چانگ ایضا جدیدها !
دلائل دیگری نیز هست که توقف تولیدش را منطقی میکند ، خصوص پرفومنس اش که برای سال تولیدش و حتی اکنون ، کمی ضعیف مینماید !
اما باز هم میگویم : رایحه اش زیباست ! خصوص قلب اش که قلب مرا با خود بُرد و بیدل شدم :)
ارادت ها تقدیم به شما .
امیدوارم شبی آرام و زیبا را تجربه کرده باشید و جمعه ای زیباتر در انتظارتان باشد انشاله
⚘:)
41 تشکر شده توسط : Baby reXa          nazanin
Gold Fresh Couture
لینک به نظر 31 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به Amelie
سرکار خانم معلم آملی زیبا ، با آن چشمانِ خندان ، که کمیاب اند :)
درودهای بسیار من تقدیم به شمای مهربان⚘
عرض میشود که نظرات دوستانمان را خواندم راجع به این نوع طراحی شیشه :)
اولاً خودم موافق شماها هستم :)
لیک یکی از جمیع فلسفه های این طراحی را خیلی دوست دارم ! میگوید :
وقتی عطر بزنید ، شسته میشوید از لکه هایی که روزانه بر شما نشسته اند ، پاک میشوید از بدیها ، عطر ما شما را تمیز و تمییز ( جدا از بدیها ) میکند !
و اما حُسنی دیگر :
این افشانه ، متفاوت است از دیگر !
عطر را همه جانبه و : تنظیم با موقعیت مد نظر شما میپاشد !
خیلی سال پیش در تهران ، یک شیشه را آزمایش کردم در فروشگاه :
افشانه اش قابل به تنظیم بود ، از پودر تا قطره !
هر جور دوست داشتید افشانه میکرد !
و چون من موافق قطره بودم ، دوست داشتم :)
من اصلا علاقمند به پودر کردنِ عطر نیستم !
هرچند که کلیه ی اطلاعات و مفاهیم اش را میدانم !
اگر عطری را دوست داشته باشم و افشانه اش عطر را بشدت پودر کند ، مایع اش را به شیشه تنظیم شده ی خودم منتقل میکنم :)
سلیقه و توقع ام از عطر ، این است ، میدانم ممکن است برخی دوستان ام مخالف باشند :)
من از نزدیک اسپری میکنم و عطر را بر خود میریزم ، البته بر پوست میپاشم !
افشانه هایی را که قطره پرتاب میکنند علاوه بر پودر ، دوست تر دارم :)
نمیدانم هنوز هم اینطور اند یا دیگر قابل به تنظیم نیستند و فقط پودر میپاشند همچون دیگر افشانه ها !
و اما خانم معلم زیبای ما ، که قلبی از طلا دارید و چشمانی الماسگون و خندان و تنی لطیف همچون همان گلهای سپیدی که تصویرشان را در عطرگرام نهاده بودید ، قول میدهم که این شیشه های عطرهای شما نیستند که شما را به وجد می آورند ، بلکه وقتی آنها شما را میبینند به وجد و سرور می آیند و جیغ شادی کِشند از دیدن و حس درونِ زیبا و معطر شما :)
همچون من ، و بی شک تعداد بسیاری از دوستانِ دقیق بینِ ما ، که از دیدن لبخند ناز شما بر لب و چشم ، ناخودآگاه لبخند بر لبان ما مینشیند :)
چرا نخری ازین شیشه ها ؟؟
شما که فلسفه اش را دوست دارید !
ضمنا ، مهم :
بر ما عطربازان ، اهم ، عطر است و رایحه اش !
فلاکون در رتبه بعدی قرار میگیرد !
اتفاقا شما باید این برند و این فلاکون را دوست ترین داشته باشید !
میدانید چرا ؟
چون همین کار را میکنید با فرزندان این سرزمین !
ایشان را نخست از بدیها و علفهای هرزه پاک میکنید و سپس بر این سرزمین پاک ، دانه های دانش میپاشید و سپس نهال مهر را باغبانی کنید تا درختی تنومند شوند همچون خود شما و همه ی دوستان ما درین خانه ، که همگی مدیون بزرگترین و مهمترین افراد زندگیمان یعنی معلمانمان هستیم !
و آنچه داریم از اندیشه و حتی مال دنیا ، از نعم کوشش ایشان است !
حتی معلم کلاس اول ۵ سالگی ام را هم دقیق به یاد دارم ، خانم شیردل ، که ما شیرده میگفتیم چون معنی شیردل نمیدانستیم اما معنی شیرده را بسیار دقیق بلد بودیم :)
توصیفشان را ذیل صفحه عطر جاست کال می مکسی نوشته ام ، اگر آدرسش را درست گفته باشم :)
با آن تبحر خاص و نبوغ گونه اش ، در کنترل ما پسران بازیگوش آن دوران :)
شماها ، در اذهان ما ، ماندگارید !!
همچون یک عطر بسیااار قوی و در نهایت زیبایی

ارادت های حقیر تقدیم شما باد
همراه با : ⚘🙋‍♂️
38 تشکر شده توسط : Baby reXa          nazanin
X for Men
لینک به نظر 30 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به Amir
امیر عزیزم درودها بر شما
سپاسگزارم بابت الطاف
برای عطرباز بودن ، اصلا لازم و حیاتی نیست که شخص بلد باشد یا بتواند نت های یک عطر را تفکیک ، تجزیه ، تحلیل ، تفسیر و شمارش کند !
فقط کافیست با بوئیدن یک عطر ، متوجه کیفیت نت ها و بالانس بودن عطر ، روان بودن عطر و قدرت و دانش و تبحر عطارش ، ایضا توانایی و سلیقه برند اش شود !
اصلا نیاز نیست و لازم نیست که برای لذت بردن از رایحه یک عطر ، شخص مجبور باشد نت بشمارد و تشخیص دهد !
فقط باید بینی اش حساس باشد تا حداقل بتواند عطر خوب را از بد ، و اصیل را از غیر اصیل تفکیک کند !
فقط باید سلیقه خویش را درست تشخیص و پیدا کرده باشد و بتواند بفهمد این عطر با سلیقه اش هماهنگی و همخوانی دارد یا نه !
حتی عطار و برند را هم دنبال نکند ، مهم نیست خیلی ! فقط از اطلاعات و حدسیات آتی ممکن است جا بماند ! ورنه شرط لازم و کافی نیست !
اما :
اما اگر علاقمند هستی :
یک عطاری ممتاز بیاب و صدها شیشه کوچک ، مثل شیشه های آمپول های پنی سیلین ( من اینکار را کردم و حتی بابتشان بیمار شدم ! لیک چندین هزار را شستشو و آماده کردم ، یک بار هم دستگیرم کردند که برای چه میخواهی :) یا هر چیز مشابه دیگری ، تهیه کن و از هر چیز یک گرم یا دو سه گرم نهایتا ، تهیه کن بر شیشه ها بریز و نام آنها بر شیشه بنویس و هر بار فقط یکی را جدا کن و چند روز آنقدر ببو در همه لحظات ( من با خود به دستشویی هم میبردم :) تا ملکه ذهن ات شود ، سپس دیگری !
به ۱۰ که رسیدند ، از کسی بخواه از تو امتحان بگیرد ، با چشمان بسته !
خیلی طول میکشد ، خیلی عشق خواهد !
لیک ، عشق تو را به هر کارِ بعید و حتی غیرممکن ، وادار و هدایت کند !
باید پای کار ، ایستادگی کنی و اواسط کار فرار نکنی :)
بسیاری از نت ها هم ، روزانه اطراف تو ، حتی نه مخفی که هویدا هستند !
لیک همه کس ، اطرافش را نمیبیند ، بلکه فقط نگاه کند و عبور کند !
چشمان شکارچی میخواهد !
عطربازی هم سخت است ، هم هنر میخواهد !
ورنه همه عطرباز بودند :)
موفق باشی امیر عزیز
42 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 Baby reXa
Purpose 50
لینک به نظر 29 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به مرصاد کریمی
مرصاد عزیزم
درودها بر تو
بله ، کاملا متوجه فرمایش ات بودم ، من بجای ماه نوشتم سال ( راجع به ماجرای شما ) چون "سال ها" در ذهن ام بود راجع به موردی که میخواستم توضیح دهم :)
بله ، اصلا مگر پرپس ۵۰ چند وقت است که لانچ شده ست :))
حق با شماست !
و صحیح ، کمد روزی چند بار باز و بسته میشود ، و چون عطرهای ماندگار ، طولانی تر اند در زمان و مهمتر : سنگین تر اند در مولکول ، بیشتر میمانند در فضای بسته ، حتی اگر درب مدام باز و بسته شود !
حال اگر پیراهن ات را بیرون از کمد میگذاشتی ، یا تا کنون کلاً پریده و محو بود ، یا در قدرت ، بسیار ضعیفتر میبود از زمان درون کمد !
و چه درست گفتی راجع به نشستن مولکولهای یک عطر ، به لباس بغلی در کمد !
خودم بارها و بارها تجربه اش کرده ام :)
نیز : من معمولا هربار ، آنهایی را که خیلی دوست دارم ، حتما در آغوش میگیرم بجای دست دادن ، و محکم فشارشان میدهم بر قلب ام !
و بسیار پیش آمده که پس از خداحافظی تماس گرفته اند که : به به ، بوی عطرت چسبیده به لباس ما و دوباره یاد ات کردیم :)
من هم میگویم : عطر یعنی مِهر ! آن ، مُهر مِهر من است ، من میروم لیک مِهر ام همراه شما میماند ، چون من در قلب شمایم :)
آنها نیز میگویند : چه درست و راست گفتی :)

اتفاقا این عطر و دسیژن را خیلی دوست دارم تست کنم ، اینجا ندیده ام هنوز ، انشاله اگر قسمت ام باشد خواهم یافت و بوئید :)
کلاً آمواژ ها را بیش از مابقی دوست دارم :)
نه فقط بدلیل قدرت و پرفومنس !
از نظر من ، آمواژ از معدود برندهایی ست که "عطر" میسازد :)
به بسیاری از عطرهای امروزه ، نمیتوان و نباید گفت عطر !
تازه سااالها پیش ، غربی ها به عطرهای آن زمان میگفتند : آب خوشبو !!
بر شیشه ها همین مینویسند هنوز هم ! ( اُ دِ )
عطرهای آن دوران را میگفتند آب خوشبو !
عطرهای امروز را باید چه بنامند ؟؟!
شاید : هوامایعِ خوشبو یا نیم آبِ خوشبو :))
یا : خیلی آبِ خوشبو :))
یا : آخرِ آبِ خوشبو :))
ریز مولکولِ خوشبو ، یا شایدم آنقدر سنگین اند که تا میزنیم می افتند روی زمین :))
البته بیشتر : چرخه عطر ، فورمولاسیون ، کیفیت مواد خام و ترکیبات ، نظر عطار بر رقابت بر کیفیت و نه رقابت بر سود بیشتر ، هنر عطاری و نه صنعت ، قدرت ( تاثیر همه جانبه بر مخاطب ، نه از حیث پرفومنس ) ، زیبایی شناختی ، اصالت و وحدانیت ، بیشتر بر این موارد و دیگر موارد مشابه منظور دارم و نه پرفومنس بیشتر !
برخی برندها را که استفاده میکنی ، یک اثر هنری پوشیده ای !
درست مثل اینکه یک تابلوی زیبا و "پر مفهوم" همراه تو هست !
اصلا تو را هنرمند میکند ، و غیر این هم نیست !
چون انتخاب درست یک رایحه ، هنر است !!
سواد میخواهد ! اندیشه و تفکر و تجربه میطلبد
برخی عطور را که میپوشی :
خدا همراه و همقدم توست ، تمام !!
ارادت ها
⚘:)
30 تشکر شده توسط : پوریا صحراگرد Baby reXa
دوستان عزیزم درود
تا حالا این سوال در ذهنتان شکل گرفته که :
فضانوردان چه عطری با خود میبرند ؟؟
پاسخ اش را میدانید ؟
پاسخ اش این است :
بردن هرگونه معطرات در فضا بشدت ممنوع است !
میدانید چرا ؟
چون ضعیفترینِ عطور ، آنجا از بین نمیرود و برای هزاران سال در ایستگاه فضایی باقی میماند !
مگر اینکه دستگاه های جاذب هوا ، مولکولهای عطر را فیلتر کنند !
که نمیکنند ! چون برای این مورد ساخته نشده اند ، چون عطر آنجا ممنوع است !
لیک برای لطافت و خوشبویی فضای درون ایستگاه ، از عطوری جامد و بسیار کوچک اندازه یک قرص با بویی ملایم استفاده کنند !
اسپری کردن عطر و اصلا همراه داشتن اش ممنوع است !
حال که بحث فضا شد :
هیچ میدانید فضا ( کائنات ) رایحه ای بسیار غلیظ و عجیب دارد ؟؟
فضانوردانی که از پیاده روی فضایی ، به درون ایستگاه باز میگردند ، به محض برداشتنِ کلاهشان ، با بویی بسیار عجیب مواجه میشوند ! لیک چون در فضا ، هوا ( هادی ) نیست و کلاً فضا عایق است ، چیزی در خودِ فضا حس نمیشود ، چه رایحه ، چه صوت ، چه ... !
جایی خواندم که قرار است ناسا ، در پروژه ای بزرگ و بسیار مهم ، رایحه ی فضا را بازسازی کند ، میبینید ؟؟
رایحه ، بسیااار اهمیت دارد !
حتی میتوانند بفهمند در دوردست ها چه خبر است !
چه شد که این نوشتم :
نظر دوستمان آقای کریمی را خواندم راجع به پرپس ۵۰ .
جایی گفته اند درب کمد را که باز میکنم ، رایحه سالها پیش هنوز واضح است !
جناب مرصاد عزیز ، درود ، این مورد ارتباطی با ماندگاری عطر ندارد !
هرچند که اینگونه مینماید !
هرچند که عطور ماندگار ، بیشتر در کمد میمانند !
اگر درب کمد ، زیاد باز و بسته نشود ، عطر شما مدت ها درونش حبس شود ! مثل فضا !
حتی اگر ضعیف باشد !
مادرم جعبه ای به من داد حاوی اولین لباسی که پوشیده بود بر من .
دربش را که باز کردم ، هنوز بوی پودر آنزمان و حتی بوی عطر آن روزگارِ مادرم ، که مرا در آغوش میگرفت ، بر آن محسوس بود !
رایحه ، درون جعبه محبوس بود !
هرچند که هوا میتواند در درون جعبه از درز آن به سختی مبادله شود !
چمدانهای قدیمی ، کمدهای قدیمی و هر مکعب قدیمی را اگر باز کنید ، رایحه ی آن زمان را که سااالهاست در آن محبوس هست را میتوانید ببوئید !
عطر ، مولکول است ، هرگز از بین نمیرود !
بخاطر همین است که جدیداً از برخی ترکیباتِ درون عطرها نگران شده اند !
چون هوای اطراف کره زمین ما ، همچون یک صندوق بزرگ "محبوس" است !
بخاطر همین است که هوای زمین گرمتر شده ست مدام !
نفت زیر زمین ، آمده روی زمین و شعله هایی روشن کرده ، درین فضای محبوس !
شما درون یک اطاق بسیار بزرگ ، اما کاملا محبوس ، یک شمع ، فقط یک شمع روشن کن !
از پسِ سالها ، کل فضای آن تالار را گرم میکند !
همان یک شعله شمع !
یا یک شیشه عطر در آن فضای بزرگ اسپری کنید ، آن رایحه هرگز از بین نرود !
حالا همین را تعمیم دهید به فضای درون کمد ها و چمدان های خودمان !
من لباسهایم را جمع کرده ام ، هر پیراهن را تا زده ام و در یک پلاستیک مخصوص خودش بسته بندی کرده ام ، درون یک چمدان بزرگ .
هر زمان که جایی دعوت شوم ، یکی را درمیآورم و میپوشم ، باورتان میشود که :
عطر بیست سال پیش من ، هنوز چون روز اولی که ساعاتی پوشیدمش ، هنوز بر آن است ؟؟
ماجرایش این است :)
ارادت ها
72 تشکر شده توسط : دانیال عباسی پوریا صحراگرد
آقای مرتضی عزیز
دوستان مطالبی را متذکر شده اند که اغلب آنها صحیح است .
حتی موردی که جناب رابعی نیا فرموده اند ، در عین حالیکه بسیار عجیب مینماید ، اما بارها تجربه شده است ، حتی برای تست های خودم !
در کشور ما اتفاقاتی می افتد در خصوص تقلب ، که به ذهن هیچ متخصصی در جهان نمیگنجد :)
حال :
ما به دو دلیل عطر میپوشیم :
- خوش آمد خودمان از رایحه .
- خوش آمد مخاطبانمان از رایحه .
در خصوص مورد اول ، ملاک مائیم !
پس اگر عطری در تست موفق نبود و نمره قبولی نگرفت ، مردود است !
بسیاری از عطور را ما برای خود میخریم برای استفاده در مکان ها و زمانهای مختلف ، لیک چون برای خوش آمد خودمان است ، زیاد بر پرفومنس توجه نکنیم !
اما در مورد دومین دلیل ، همه چیز معکوس میشود !
مثلا پرفومنس بسیار حائذ اهمیت میشود ، بازخورد مخاطبین اهم میشود ، لیک ما بر رایحه کربو شویم یا نه ، اهمیتی زیاد ندارد !
کربویی را که همه میشناسیم :
حس بویایی ما در مواجهه با روایح ، عمداً کربو میشود و رایحه را ندید میگیرد تا تمام دقت خود را صرف روایح ( خطرات ) جدید کند در پیرامون ما ! اصلا فلسفه بویایی همین است !
حال اینکه چرا برخی عطور اینگونه اند و برخی نه ، بماند که طولانیست !
لیک بدانیم : تمامی عطرها بر ما کربویی میسازند فقط درصدهای آنها کم و بیش است !
علت دیگر : عطور جدید همه سنتتیک اند !
پس کمتر از ۵۰٪ ما نسبت به آنها کاملا کربوئیم و بیش از ۵۰٪ ما حس میکنیم !
حتی برخی را در ابتدا اصلا نمیفهمیم اما به محض اینکه وارد پله دوم یا سوم میشوند ، بدلیل طول موج جدید مولکولهای آن ، در پله ی دیگر ، بر ما محسوس میشوند !
مثلا در بین عطرهای برند اسنتریک ، این اتفاق زیاد می افتد !
حال باید چه کنیم :
- در مورد اولین ، یعنی عطرهای خوش آمد خودمان ، اگر عطری رایحه اش حس نشد ، کلاً مردود است !
- اما در دومین مورد ، این ما نیستیم و حس بویایی ما نیست که باید نظر دهد ، بلکه "فقط" باید از دیگران بپرسیم !
یعنی از لحظه ای که عطر را میپوشیم باید از اطرافیان بپرسیم : آیا بوی عطر ما را حس میکنند و اگر بلی ، به چه میزان ؟
و در کل طول روز و حتی در مراجعت هم باید مجدد بپرسیم !
آنوقت میتوانیم نظری صحیح و کارشناسانه ( تجربه شده ) دهیم راجع به عطرمان !
اصلاً و ابداً به حس بویایی خودمان تکیه نکنیم درین مورد !
کافیست از ۱۰ نفر بپرسیم ، حضور و میزان قدرت رایحه را ، بلافاصله درصد حس و قدرت مشخص میشود !
مورد مهم : مطلبی را که مدیریت عزیزمان مطرح کردند مهم است ، ایضا مطلب پوریای عزیز !
بارها گفته ام :
هر وقت خواستید عطر بخرید ، ذره بین با خود ببرید و بین تمام صدها عطرهای اطرافتان ، که همه فیک و تقلبی است ، یک شیشه عطر اصل را بیابید :)
ذره بینِ کارآگاهی ، همان تجارب جمع ماست که درین خانه به هم هدیه میدهیم !
هرچند که اکنون کار از ذره بین به میکروسکوپ رسیده ست :)
نکته مهم : اگر عطری تنها با یک پاف تست بر شما یا دیگران ( به پرسش ) اثر نکرد ، چندین پاف یا بقول شما دوش گرفتن هم هیچ فایده ندارد !
فقط ضرر به اعصاب و جیب خود میزنید اینگونه ! عطر اصیل و خوب ( عطر به معنای عطر ! ) یک پاف اش باید کاملا کافی باشد برای تست !
پول به عطرهای آب محور ندهید !
پول به عطور ماهی ها ندهید !
پول به عطرهایی هم که در خانه میزنید و سپس سوپری سر کوچه زنگ میزند که : چه زدی ، بویش تا اینجا آمد ! هم اصلا ندهید که سم خالص است بر نابودی حس بویایی شما !
ما ایرانیان بر همه چیز افراط و تفریط داریم !
تعادل نمیشناسیم با تاسف !
برای هر چیز دنبال اتمی اش میگردیم !
میروید رستوران ، فلانی چنان عطر نیشی زده که سیر میشوید و خارج شوید !
فلانی میخواهد نزدیک به دوستش شود ، طرف باید ماسک بزند تا دچار سردرد نشود !
دیگری قصد دارد با وسایل تردد جمعی به مقصد برسد ، همگی باید دستمال بر بینی گیرند یا سرشان را از وسیله نقلیه بیرون کنند !
دیگری میرود بیمارستان قلب به عیادت ، همانطور که قدم میزند صدای بوق ها بلند شود و همگی پشتش سکته قلبی کنند !
از آنسو در برخی جمع ها و ادارات ، وارد که میشوی بوی تعریق زیر بغل و بدن ، همه را مست لایعقل کند !
دستشویی عمومی که روی ، باید با سبدهای چرخدار لبریز از یک دوجین مواد شوینده و ضد عفونی کننده و خوشبو کننده روی ورنه همانجا بیهوش شویم و با برانکارد خارج شویم !
در تاکسی ، بغل دستی از شما پرسد : نام عطرتان چیست ؟ شما گویید فلان ، و سپس میپرسید عطر شما چیست ؟؟ میگوید : هااان ؟؟
چنان تعریق بویی دهد که گویی عطر را اتر مینویسد !
برخی اصلا هنوز خبر ندارند که : عطرها فصل دارند ، زمان و مکان دارند :)
خلاصه که ماجراها داریم :))
اما :
روزی میرسد ، که از هر خانواده ایرانی ، حداقل یک نفرشان عضو عطرافشان است و مابقی را تدریس و مجرب میکند از خوشبویی و سپس : معطریت !
در این شک ندارم و چنین باد انشاله !
که اجالتا قریب به اتفاق میدانند : عطر یعنی مایعی خوشبو ، لیک فقط تا همین اندازه دانند !
معنی اش این است :
ما ، وظیفه بسیار داریم !
ارادت ها بر دوستان معطرم ، که بهترین های این سرزمین وسیع اند !
سرزمینی که ظروف عطردان هایش را از قبور شاهان و مردمان هزاران سال پیش خارج کرده اند !
⚘ :)
47 تشکر شده توسط : Baby reXa فرهاد
دوست عزیزم درود بر شما
اولا شما خوب مینویسید ، این ، معنی دارد !
کمترین اش هوشیاری ست !
دوم اینکه نفهمیدم نام شما چیست ، که به آن نام خطاب کنم حضرتعالی را ، شاید به خط هندی باشد ، در غیر اینصورت سواد من کافی نیست به دانستن اش :)
موضوع مهم :
هر چه کردم بر این نظر ، نقدی ننویسم ، نشد !
دستم میلرزد ، لیک مینویسم به سعی :
آن شخص موصوف ، خود شما بوده اید !
آن شخص موضوف ، خود من بوده ام !
آن شخص موصوف ، خود خدا بوده است !
لیک :
اکنون گرفتار بوده است !
و چه باسلیقه بوده ، از عمق جان اش ، که بر این عطر ناب و خاص معطر بوده !
نشان میداده که "ضمیرش" چه بوده ، لیک گرفتار بی مهری های دنیا گشته و به این روز افتاده است !
تو خدا را نگاه کن :
که تو را متوجه چیزی کرد ( رایحه ) که دوستش داری !!
تا : رد او گیری و بیابی او را !
و : ببینی او را ، که او خود تویی و خود من است
نباید این بگویم لیک شاید زمانش الان است :
ساعت ۳ شبی زمستانی ، مردی را دیدم که کارتن خواب بود ، سردش بود ، کفش نداشت ، داشت راه میرفت و یک تکه نان میخورد !
پارک کردم ، پیاده شدم ، لباسهای اندک و پاره او را پوشیدم و لباسهای خود بر او پوشاندم ، دویدم سمت ماشین یک شیشه عطر داشتم در کیف ام که عطر مورد علاقه خودم بود در زمستان ، دادم و تاکید کردم : بزنی ها ! نفروشش !
مقداری هم پول که داشتم دادم .
گفتم برویم خانه حمام کن ، گفت نمی آیم ! گفتم باشد .
با پای برهنه درحالیکه میلرزیدم از سرما ، نشستم پشت ماشین و آمدم خانه !
دلم نمیخواست بیایم خانه ، دلم نمیخواست !
دلم میخواست با پای برهنه تا صبح راه بروم و بلرزم !
لیک از من ساخته نبود ، که من همچو او قدرت ندارم ، ضعیفم ، کم ام !
این را نگفتم که بگویم من خوب ام ، یا مهم ام ، که از من روسیاه تر نیست !
این گفتم تا : چشم سومی باز کنید بر اطرافتان !
و اطراف خویش نیکوتر ببینید !
تیک ، معانی ای دارد !
نشانه ی درد درون است ، نشانه "باختن" است بر درشتی های روزگار !
بر باختگان احترام کنیم که : بجای ما باختند !!
ارادت ها
37 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 عسل خلیلی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan