سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
عطر گلد من درواقع هدیه سلطان قابوس به پادشاهان و شاهزادگانی از سراسر جهان بود. سرشار از بوی رز عمانی، صمغ کندر حوجری و عنبر طلایی، عطر گلد من درواقع سلطنتیترین گنجینههای سلطنت عمان را درون یک عطر به چنگ میآورد.
با غلظت عصارهای ۲۰ درصد و ۶ هفته فرایند رسیدن و پخته شدن: ۳ هفته خیساندن و ۳ هفته تثبیتسازی.
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | آمواج |
| عطار | گای رابرت |
| طبع | گرم |
| سال عرضه | 1998 |
| گروه بویایی | چوبی گلی مُشکی |
| کشور مبدأ | عمان |
| مناسب برای | آقایان |
| اسانس اولیه | گل برف ، روایح دودی، گل محمدی |
| اسانس میانی | ریشه زنبق، یاس، صمغ درختچه مر |
| اسانس پایه | مشک ، کهربا، نعناع هندی ، خزه درخت بلوط ، سدر ، چوب صندل سفید ، مشک زباد |
طلا، پیش از آنکه در صندوقی بنشیند و بر انگشت یا گردنی بدرخشد، از دل خاک بیرون میآید؛ از دل تاریکی، از میان سنگ و رنج. شاید به همین سبب است که Gold هیچگاه برای من یادآور چیزی صرفاً براق و نو نیست. طلای واقعی، بوی زمان میدهد.
و Gold pour Homme نیز چنین است؛ عطری که انگار به جای آنکه در آزمایشگاه ساخته شده باشد، از صندوقچهای قدیمی در یکی از خانههای اشرافیِ اصفهان بیرون آمده؛ پارچهی زربفتی دور شیشهاش پیچیدهاند و هنوز اندکی از بوی بخور، چوب و گلهای خشکشده در آن مانده است.
اما فریب نامش را نخور.
این طلا، شیرین و درخشان و بیدغدغه نیست.
طلایی است که روی آن غبار قرن نشسته.
در برخورد نخست، گلها و بخور پیش میآیند؛ گل سرخ، زنبق دره و کندر. رایحه حالتی روشن و گلفام دارد، اما آن روشنی، شفاف و امروزی نیست. کندر در همان ابتدا سایهای دودی و رزینی روی گلها میاندازد و باعث میشود عطر از یک رایحهی گلمحور معمولی فاصله بگیرد.
زنبق دره در این میان لطافت سبز و اندکی خنک دارد؛ گل سرخ، نجابت و نرمی را وارد ترکیب میکند و کندر همهچیز را با رشتهای از دود به هم میدوزد.
این همان جایی است که میتوان Gold را به معماری ایرانی تشبیه کرد.
نه به خاطر تجمل صرف؛ بلکه به خاطر تناسب.
مثل ایوانی که گچبریهای ظریفش از دور یکپارچه به نظر میرسند، اما وقتی نزدیک میشوی، میبینی هر خط و نقش، حسابی دارد. هیچ چیز قرار نیست به تنهایی خودنمایی کند.
بعد، رایحه فروتر میرود.
یاس، زنبق و مُر ظاهر میشوند و فضای عطر را از یک طراوت گلفام به چیزی پختهتر و عمیقتر میبرند. اینجا دیگر آن حسِ «گل تازه» کمرنگ میشود و جای خود را به چیزی پودری، رزینی و اندکی تلخ میدهد.
اگر بخواهم برای این مرحله یک تصویر ایرانی پیدا کنم، مرا یاد حوضخانههای قدیمی میاندازد؛ جایی که رطوبتِ دیوار با بوی چوب کهنه، گلهای مانده و دود بخور درهم میآمیزد.
اما Gold یک وجه دیگر هم دارد که نباید از آن گذشت.
وجه حیوانیاش.
در پایه، سیوت و مشک در کنار عنبر قرار میگیرند و با سدر، صندل، خزهی بلوط و پچولی، رایحه را به سمت فضایی گرم، خاکی، چوبی و اندکی حیوانی میبرند.
و اینجاست که ممکن است یک نفر عاشقش شود و دیگری همان لحظه شیشه را کنار بگذارد.
چون Gold برای خوشایند بودنِ همه طراحی نشده.
سیوت میتواند حالتی پوستی، حیوانی و کمی کثیف به عطر بدهد؛ چیزی که در بسیاری از عطرهای امروزی عمداً حذف شده است. اگر به رایحههای تمیز، صابونی و بیحاشیه عادت کرده باشی، این بخش ممکن است برایت غریب یا حتی ناخوشایند باشد.
اما اگر این وجه را بپذیری، اتفاق دیگری میافتد.
میفهمی چرا این عطر، با وجود نام «Gold»، بوی طلا نمیدهد.
بوی انسانی میدهد که طلا پوشیده است.
و این دو، زمین تا آسمان با هم فرق دارند.
طلا سرد است؛
اما آدمی که آن را بر تن کرده، پوست دارد، نفس دارد، عرق دارد، خاطره دارد.
Gold pour Homme دقیقاً همین تضاد را در خودش نگه میدارد: شکوه و فرسودگی، پاکیزگی و حیوانیت، گل و دود، تجمل و خاک.
به همین دلیل است که نمیتوانم آن را صرفاً یک «عطر لوکس» بنامم.
لوکس بودن، صفت کوچکی برای چنین عطری است.
Gold بیشتر شبیه یک شیء عتیقهی زنده است؛ چیزی که از گذشته آمده، اما هنوز روی پوست امروز نفس میکشد.
حتی تاریخ خود عطر هم به این تصویر کمک میکند: Gold از نخستین عطرهای Amouage است و برند آن را با میراث عمان، بخور هوجاری و عنبر پیوند میدهد؛ عطری که در روایت تاریخی برند، برای دربارها و مهمانان سلطنتی ساخته شده بود.
با این حال، اینجا باید از ستایش بیوقفه فاصله گرفت.
Gold pour Homme قدیمیپسند است؛ و این همزمان میتواند فضیلت و ایرادش باشد.
برای کسی که دنبال یک عطر مدرن، مینیمال و همهپسند است، احتمالاً زیادی سنگین، پودری یا حیوانی خواهد بود.
در هوای بسیار گرم هم میتواند بیش از حد متراکم شود.
و اگر قرار باشد بدون تعارف بگویم، ممکن است در اولین برخورد حتی کمی «از مدافتاده» به نظر برسد.
اما درست همین ویژگی است که برای دیگری تبدیل به نقطهی قوت میشود.
چون بعضی چیزها وقتی از مد میافتند، از مُد فراتر میروند و صاحبِ سبک میشوند.
Gold برای مردی است که نمیخواهد بوی «جدیدترین ترند» را بدهد.
برای کسی که با رایحههای کلاسیک، گلهای سفید، بخور، مشک، چوب و نتهای حیوانی ارتباط دارد.
برای کسی که لباسش لازم نیست پرزرقوبرق باشد، اما دوست دارد حضورش وزن داشته باشد.
و شاید مهمتر از همه، برای کسی که میفهمد وقار با بلند حرف زدن فرق دارد.
Gold روی پوست داد نمیزند.
اما اگر به آن فرصت بدهی، آرامآرام اتاق را از آنِ خودش میکند.
نه با زور؛ با سابقه.
مثل پیرمردی که در مجلسی سخن نمیگوید، اما وقتی لب به سخن میگشاید، همه ساکت میشوند؛ چون میدانند پیش از آنها چیزهایی دیده که دیگران حتی نامش را نشنیدهاند.
و اگر بخواهم آخرین تصویر را از این عطر نگه دارم، دیگر نه کاخ میبینم، نه تخت سلطنت، نه زربفت.
طلا دیگر درخشان نیست.
کمی خط افتاده.
کمی کدر شده.
اما وقتی نور روی آن میافتد، ناگهان میفهمی:
ارزش بعضی چیزها از درخشششان نیست؛ از سالهاییست که بر آنها گذشته است.
و Gold pour Homme، در بهترین لحظهاش،
همان نور است.