ادای احترام به سنگ سیاه ــ
بلک جمستون با احترام به سنگ سیاه مقدس که در مسجد جامع مکّه جای دارد، طراحی شده است. عطری با جلوههای معدنی و سرشتی غلیظ، قدرتمند و معنوی که با جلوههای عدد ۷ همخوانی دارد؛ همان عددی که برای عطرساز بلک جمستون بسیار گرامی است.
سرچشمه الهام ــ
عطر بلک جمستون با الهامگیری از آثار پیر سولاژ و براساس بازتابی از نور بر پهنه رنگ سیاه طراحی شده است.
این عطر مثل عصاره دمکرده صمغ درختچه مُر همراه با روایح چوبی به نظر میرسد؛ روایح چوبی خاصی که از ترکیب منحصربهفرد سه نوع نت سدر و رگههای لیمویی شکل میگیرند.
لطیف مثل خاک رس ــ عطری که با روایح دودی به حالت سنگی و همخوان با سنگ سیاه مقدس تبدیل میشود. زائران خانه خدا باید ۷ بار دورتادور این سنگ سیاه طواف کنند، سنگی که میگویند از بهشت به زمین افتاده است.
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | استفان هامبرت لوکاس 777 |
| عطار | استفان هومبرت لوکاس |
| طبع | گرم |
| سال عرضه | 2013 |
| گروه بویایی | رایحه های شرقی |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | لیمو ترش، سدر |
| اسانس میانی | صمغ درختچه مر، صمغ گیاهی |
| اسانس پایه | دانه تونکا ، چوب درخت ساج ، صمغ کندر |
همه چیز از سال ۲۰۱۳ شروع شد جایی که استفان هامبرت لوکاس این عطار نابغه تصمیم گرفت کاری کنه که کمتر کسی جراتش رو داره بره سراغ مقدسترین نماد دنیای اسلام، حجرالاسود و یه عطر رو به افتخارش بسازه . اسمش رو گذاشت گوهر سیاه (Black Gemstone). میدونی چقدر این انتخاب جسورانه است توی دنیایی که عطرها واسه فروش بیشتر میرن سراغ نتهای معروف دیزاینری، استفان اومده یه عطر عرفانی ساخته که بوش میبره توی یه مسجد قدیمی یا یه خانقاه پر رمز و راز .
برخورد اول شوک شیرین و تلخ داره خب راستشو رو بخواید اپنینگ بلک جمستون شبیه هیچ عطر دیگهای نیست که تا حالا تست کردم. یهو با اسپری اول یه موج عجیب به دماغت میخوره بویی مثل لاستیک سوخته یا آسفالت داغ اینجوریا میده یا مثل بنزین ریخته شده روی چوب تر.بریم ببینیم از چیه،اینجا لیموی سیسیلی و سدر هستن،لیمو اینقدر ظریف و ترش که فقط میاد یه ذره اسیدیته به این تاریکی مطلق اضافه کنه و جلوی اون حس خفه کنندگی رو بگیره.اینجارا یا عاشقش میشی یا ازش فرار میکنی.در اواسط کار رزین ها به پا می خیزند و اینجاست که معجزه شروع میشه،اون بوی تند و تیز اولیه فروکش میکنه و صمغها و مُر مثل یه گروه کر آروم میان وسط میدان.اینجا دیگه داری میفهمی که با یه شاهکار طرفی. بوی رزینها،همون شیره درختان که قرنهاست توی مراسم مذهبی استفاده میشه کل فضا رو پر میکنه. یه شیرینی خاص، تلخ و سنگین که یادآور کندر و بخور غلیظ و شرقی.اینجا عطار انقدر ماهرانه کار کرده که نتهای پنهان دیگهای رو هم حس میکنی که توی هرم رسمی نیست.مثلاً عسل، زعفرون یا حتی یه کم تنباکو ... یعنی انقدر این رزینها باهوش ترکیب شدن که به مخاطب القای نتهای دیگه میکنه.بعد از یکی دو ساعت نوبت به اوج میرسه. کندر، چوب ساج و لوبیای تونکا میان که عطر رو آروم کنن . اینجا دیگه اون شوک اولیه نیست. اینجا یه آرامش عمیق و عرفانی حاکم. بوی چوب ساج که حسابی دودی و کهنه است، با شیرینی پودری تونکا قاطی میشه و یه کنتراست فوقالعاده بین تاریکی محض و نور ملایم ایجاد میکنه. این درست همون چیزیه که استفان میخواسته بگه در پس این تاریکی،نوری خیرهکننده وجود داره که روح رو به لرزه میندازه. توی پایه یه حس چرمی میشه گرفت اونم به خاطر ترکیب چوبها و رزینهاست نه اینکه خود چرم توی نتها باشه.در مجموع عطر چالش برانگیز و خاصی بود.